|
|
|
می کند و این کار همواره ادامه دارد.[۴۷۹] خلوت «بهشت و حور و خلد اینجا چه سنجد که بیگـانه نـه درآن خلـوت نگنجـد» همان، بیت۷۰۰، ص۴۵۱ «حـدیث مـاجـرای شطـح و طامـات خیــال خلـوت و نـور و کـرامــات» همان، بیت۸۴۸، ص۵۲۸ خلوت، دوری جستن و قطع رابطه کردن از مردم است، و دیدن نورهای رنگارنگی که سالکان می توانند آن را مشاهده نمایند.[۴۸۰] قشیری معتقد است که خلوت، صفت اهل صفوت و عزلت از نشانه های وصلت است. اقوال عرفا ابو عثمان مغربی می گوید: هرکسی که خلوت را به صحبت برگزیند باید از چیزی یاد نکند مگر یاد آوری خدای متعال، و از اسباب این جهان چیزی طلب نکند و نخواهد. اگر چنین نباشد خلوت او سبب هلاکت و نابودیش خواهد شد.«گفته اند تنها شدن به خلوت جامع تر بود دواعی سلوت را…. ذوالنون گوید: برای حصول اخلاص هیچ چیز بهتر از خلوت نیست (خلوت سبب حصول اخلاص می شود).… ابوعبداللّه رملی گوید: دوست تو خلوت باشد، طعام تو گرسنگی و حدیث تو مناجات، یا می میری [یا] به (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
خدای می رسی».[۴۸۱] نجم الدین رازی بنای سیر و سلوک و وصول به مقامات را در خلوت و عزلت می داند، تمام انبیاء و اولیاء از همان آغاز آفرینش، خلوت می گزیدند تا به مطلوب حقیقی خویش دست یابند و به دیدار او نایل آیند. در مرصادالعباد آمده است: «چنان که عایشه - رضی اللّه عنها- روایت می کند در حقّ خواجه علیه السّلام «کان حبّب الیه الخلأ »، اوّل خلوت و عزلت را بر دل خواجه شیرین گردانیـدند و در روایت می آیـد « کان یتحبّب الی حراء اسبوعاً و اسبوعین»، یعنی در کوه حرا به خلوت و طاعت مشغول گشتی پیش از وحی یک هفته و دو هفته، و نیز یک ماه در روایت آمده است.» همچنین، «چون موسی را علیه السّلام استحقاق استماع کلام بی واسطه کرامت می کردند به خلوت اربعین فرمودند که «و اذ واعدنا موسی اربعین لیله[۴۸۲]». »[۴۸۳] شرایط و آداب نشستن اربعینات به نظر نجم الدین رازی، نشستن اربعینات شرایط و آداب بسیاری دارد، امّا هشت شرط مهم است کـه اگر یکی از این هشت شرط نباشد حصول به مقصود با دشواری هایی همراه باشد. این هشت شرط به ترتیب عبارتند از: تنها در خانه ای بنشینی و رو به قبله آوری ، دست ها را بر روی ران بگذاری و غسل میّت کنی و خلوت خانه را گور خود تصوّر کنی و از آن جا بیرون نیایی مگر با وضو و حاجت و نماز. خانه باید تاریک و کوچک باشد و بر در پرده ای نصب شود و نورگیر نباشد و هیچ صوت و آوازی شنیده نشود تا تمام حواس (چشم، گوش، زبان، پا و غیره) از کار بیفتد،و روح با عالم غیب مأنوس می شود و انس و دوستی او با مردم منتفی می شود. ۲- همیشه وضو داشته باشد که «الوضوء سلاح المؤمن». ۳- مدام کلمه ی لا اله الّا اللّه را بگوید. ۴- همه چیز را از خاطر خود بیرون کند و هیچ چیز نخواهد مگر خدای متعال را. ۵- دوام ورزیدن بر روزه است « الصوم لی و ان اجزی به ». ۶- مدام سلوک کند « من صمت نجا »[۴۸۴]. مراقب دل شیخ خود باشد یعنی او را ناراحت نکند. بر خدا و شیخ خود اعتراض نکند که این خود دو نوع است؛ الف: بر خداوند اعتراض ننماید. هر چیزی که از عالم غیب برای او فرستاده می شود از قبیل قبض و بسط، رنج وراحت، صحبت و سقم، گشایش و فرو بستگی راضی باشد و تسلیم حقّ گردد و از حق تعالی روی نگرداند. ب: به سخن، کار، حال و صفت شیخ خود اعتراض نکند. بزرگ ترین شرط تسلیم آن است کـه در ولایت شیخ باشی.[۴۸۵] وی معتقد است که آداب خلوت دو چیز است: ۱- کم خوردن غذا است نه آن چنان که ضعیف و بیمار شود، بلکه به اندازه ای خورد که بتواند مـدام ذکر بگوید. - باید در شب غذای کمتری بخورد و سبک باشد تا نخوابد و از ذکر گفتن غافل نشود. - آن مقدار غذایی که می خورد با ذکر و حضور دل باشد. - با حرص و طمع نخورد. - در غذا خوردن زیاده روی نکند تا غذا برای او لذیذ نباشد. - از خوردن گوشت فراوان پرهیز کند. کم خوابیدن است، نتواند به اختیار خود پهلو بر زمین گذارد مگر آن که خواب بر او غلبه شود.او بی اختیار بر زمین بیفتد و بخوابد. هنگامی که به هوش آمد بلند شود و دوباره وضو گیرد و به ذکر گفتن مشغول شود و مراقب دل خود باشد و هر چیز ترسناک را که ببیند و یا صدایی بشنود نترسد و در همه حال در پناه شیخ باشد و نام او را بر زبان آورد و از او کمک بخواهد تا خداوند او را مورد لطف و عنایت خود قرار دهد و از بلا او را حفظ کند.[۴۸۶] خلوتخانه «ز اِن کنتـم تحبّــون یـابـد او راه بـه خلـوتخـانـه ی یحببکـم اللّـه» شرح گلشن راز، بیت۳۴۲، ص۲۳۹ «در آن خلـوتسـرا محبـوب گـردد بـه حـق یکبـارگـی مجـذوب گـردد» همان، بیت۳۴۳، ص۲۴۰ لاهیجی می گوید: خلوتخانه و خلوتسرا مکانی است که در آن غیر محرم را اجازه ی ورود ندهند و تنها محارم اجازه ی ورود به آن جا را دارند، در مقام «یحببکم اللّه» که مقام ولایت و اتّحاد محبّ و محبوب و عاشق و معشوق و نبی و ولی است، غیر در آن نگنجد.[۴۸۷] دکتر سجّادی گوید: «خلوتخانه ی اسرار، مقام انس و دوستی با حضرت حقّ است». خلوتخانه، مکانی است که صوفیان جهت انجام اموری چون ذکر گفتن، اندیشه کردن، چلّه نشینی و به خاطر دوری از مردم به آن پناه می برند و در آن جا با معشوق خود خلوت می گزیدند و به راز و نیاز می پرداختند. مروی معتقد است که هر یک از پیامبران ما خلوتخانه ای داشتند که در آن از نفس خود رها می شدند و به حقّ می پیوستند. خلوتخانه ی یوسف، خانه ی زلیخا، خلوتخانه ی ابراهیم، آتش، خلوتخانه ی موسی، طور، خلوتخانه ی عیسی، فلک چهارم و خلوتخانه ی خاتم پیامبران، مقام قرب بود.[۴۸۸] خم « یکـی دیگـر فـرو بـرده بیکبــار خم و خمخـانـه و سـاقـی و مـی خـوار» همان ،بیت ۸۳۴، ص ۵۲۱ لاهیجی معتقد است که: منظور از «خم» اعیان کثرات است.[۴۸۹]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[جمعه 1400-09-05] [ 11:59:00 ب.ظ ]
|
|
۲-۲-شناسایی از طریق امواج رادیویی[۳] : بررسی ادبیات موضوع و تاریخچه پیشینه فناوری شناسایی از طریق امواج رادیویی به ارتش آلمان در سال ۱۳۴۰ و کشف فارادی[۴] محقق انگلیسی در سال ۱۸۶۴ مبنی بر اینکه نور و امواج رادیویی هر دو اشکالی از انرژی مغناطیس میباشند، باز میگردد (توفیقی،۱۳۸۵). در همان سال یک فیزیکدان اسکاتلندی به نام ماکسول [۵] تئوری را پیرامون حرکت الکتریسیته و انرژی مغناطیسی در امواج متقاطع و با سرعت مساوی نور منتشر کرد. در سال ۱۸۸۷ فیزیکدان آلمانی به نام هانریش رادولف هرتز [۶] ثابت کرد امواج متقاطع بلندی وجود دارند که میتوانند در سرعت نورحرکت نموده و منعکس میشوند، این انعکاس و قطبی شدن همچون نور است. در سال ۱۹۰۶ ایمست [۷]موفق به اثبات وجود امواج پیوسته و ارسال سیگنالهای رادیویی گردید، که این موفقیت شروع ارتباطات رادیویی مدرن بود. در اوایل قرن بیستم و خصوصا در کشاکش جنگ جهانی دوم تولد رادار در آزمایشگاههای علمی به خصوص توسط متفقین به عنوان تکنیکی برای تعیین اهداف،پیگیری و توسعه یافت. ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در سال ۱۹۴۶ لئون ترمین ابزاری را برای دولت اتحادیه جماهیر شوروی اختراع کرد که قادر بود امواج رادیویی ایجاد شده ناشی از هرگونه وقایع و حوادث را در قالب صوت به محل مورد نظر انتقال دهد. این امواج صوتی با با به حرکت در آوردن دیافراگمی که به یک دستگاه مرتعشکننده متصل بود، بازتاب امواج رادیویی را به زبان قابل فهم ترجمه میکرد. این وسیله به عنوان نخستین دستگاه مبتنی بر ساختار رادیوشناسه شمرده می شود. ولی برخی منابع معتقد میباشند که این فناوری از سال ۱۹۲۰ در بین کارشناسان رواج داشته و در دهه ۱۹۶۰ تکمیل شده است که مقدمات شکوفایی RFID به وسیله همیلتون [۸] با تئوری الکترومغناطیس بوجود آمد (مدیری، شیرافکن، ۱۳۸۹). سنسورها و نقاط کنترلی نیز بعد از سال ۱۹۶۰ پدید آمدند. دهه ۹۰، دورانی با اهمیت در سیر پیشرفت و شکوفایی RFID به شمار می آید. در این دهه برای اولین بار قابلیت پروتکلی چندگانه برای دریافت عوارض پدید آمد. ابزار فوق برای اولین بار در جهان، در سال ۱۹۹۱ در ایالت اوکلاهامای آمریکا و برای کنترل سرعت و اخذ عوارض وسایل نقلیه در نقاط متعدد بزرگراههای آن ایالت نصب گردید. بعد از آن در سال ۱۹۹۲ در منطقه هاستون نیز قرائتگرهای مربوط جهت ایجاد یک سیستم یکپارچه با همسایه جنوبی (اوکلاهاما) نصب شد. در اروپا نیز کاربردهای متعددی از تکنولوژی RFID در صنعت و اقتصاد ایجاد گردید. در این دهه این سیستم جهت کنترل استارت تعداد زیادی از خودروها مورد استفاده قرار گرفت. این سیستم با کاربریهایی چون کارتهای بازی، توزیع سوخت، اطلاعات وسایل نقلیه و … کاربری گسترده یافت. توسعه این فناوری در شرکت های بزرگی همچون بوش [۹]، الکاتل[۱۰] ، سیجیای[۱۱] و … ادامه یافت. در این دهه برخی از کاربردهای RFID از قبیل پرداخت عوارض و راه های ارتباطی، در کشورهای دیگری چون استرالیا، چین، برزیل، هنگ کنگ و … گسترش یافت. در سالهای اخیر نیز این تکنولوژی در بسیاری از عرصه های اقتصادی و صنعتی حاضر بوده، پیشرفتهای شگرفی خصوصا در ساخت پردازشگرهای خودکار و وسایل ارتباطی پدید آمده است. به این علت که فناوری RFID اخیرا گسترش و رواج قابل ملاحظهای یافته است. بسیاری از افراد تصور می کنند که این تکنولوژی جدید و نو است در حالی که RFID از حدود سال ۱۹۷۰ وجود داشته است اما به دلیل قیمت بالای این وسیله تا سالهای اخیر در مصارف تجاری کاربرد زیادی نداشته است. طبق بررسیهای انجام شده مفهوم RFID به دهه ۱۹۴۰ برمیگردد که در زمان جنگ جهانی دوم با کشف فناوری تقریبا مشابهی به نام دوست شناخته شده [۱۲] مطرح گردیده است. دوست شناخته شده روشی برای متمایزسازی هواپیماهای جنگی دشمن و نیروهای خودی بود که توسط نیروی هوایی بریتانیا کشف و استفاده شد. و دوست شناخته شده مکانیزمی شبیه به RFID دارد. یک تکنولوژی مشابه دیگر در سال ۱۹۴۵ توسط لئون ترمین [۱۳] کشف شد که یک وسیله جاسوسی بود و اطلاعات صوتی را با بهره گرفتن از امواج رادیویی انتقال میداد . در سال ۱۹۵۰ اولین تجارب فناوری رادیوشناسه، تجارب آزمایشگاهی بود. در سال ۱۹۶۰ پژوهشهای بنیادی پیرامون بکارگیری فرستندهگیرندههای یک بیتی برای کنترل کالا از طریق رادیویی آغاز شد . در سال ۱۹۷۰ نظارت بر حیوانات از طریق سامانههای RFID عملی شد.در سال ۱۹۷۳ تعداد ۳۷۱۳۱۴۸ مجوز کالا صادر شد که از فناوری RFID استفاده می کردند و جد RFID لقب گرفتند که دارای حافظه ۱۶ بیتی بودند. این مجوزها برای گمرک نیویورک صادر شده بودند. در سال ۱۹۷۶ در فرودگاه نیویورک مورد استفاده قرار گرفت و طی سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ ساخت سیستم رادیوشناسه برای برچسبهای غیرفعال آغاز شد. در سال ۱۹۷۸ در آزمایشگاه لوسآلاموس طراحی و مورد استفاده قرار گرفت. در سال ۱۹۸۰ ورود RFID در کنترل ایاب و ذهاب خودروها و کارکنان شرکتها در نروژ آغاز شد. طی سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ کاربرد رادیوشناسه برای جمعآوری عوارض خودروها شروع شد. در سال ۱۹۹۰ ورود RFID برای امنیت اسکیبازان و همچنین در پرداختهای الکترونیکی نیز به کارگرفته شد. در سال ۱۹۹۸ یک پرفسور بریتانیایی آن را بر روی انسان آزمایش کرد که موفقیتآمیز بود. در سال ۲۰۰۲ ورود RFID به عنوان راهبرد توسعه ملی فناوری اطلاعات در کشور کره جنوبی و چند کشور دیگر شد. در سال ۲۰۰۳ از RFID در درون کارتهای شناسایی افراد استفاده شد. در سال ۲۰۰۴ شرکت مکزیکی آتورنی بر روی ۱۸ نفر از اعضای خود برای کنترل دسترسی به اتاق اطلاعات محرمانه تگهای RFID نصب کرد. در همان سال استفاده از سیستم RFID به منظور شناسایی بیماران در بیمارستان و یا دسترسی بعضی از کارکنان، به پرونده بیماران مورد بررسی قرار گرفت. از آن پس بعضی بیمارستان های آمریکا شروع به کاشت سیستمهای RFID در بیماران به منظور مدیریت بهتر کردند. در سال ۲۰۰۵ از RFID و با تزریق تراشه آن زیر پوست انسان، برای شناسایی افراد استفاده شد. در سال ۲۰۰۶ کتابهای کتابخانه مرکزی شهر مونیخ مجهز به برچسب RFID شد و از کتابخانه هوشمند بهره برداری شد. طی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ استفاده از رادیوشناسه در فروشگاهها به جای بارکد، برای شناسایی کانتینرها، سیستم زنجیرهتامین محصولات تجاری قبل از تولید تا تحویل به مشتری، در زندانها، بیمارستانها، مدیریت اموال اداری( به جای برچسب کالا)، در درون افزارههای همراه مانند تلفن همراه و کامپیوتر همراه و …(وانت آر ، ۲۰۰۴ ، ص ۵۶-۶۶). به این ترتیب ملاحظه میشود که رادیوشناسه به گونه ای پرشتاب تمامی زندگی روی کره خاکی را یا فتح کرده و یا خواهد کرد و به قول “وینت سرف” پدر پروتکل IP، میرود تا بخشی از نشانی اینترنت دوم شود[۱۴].آن وقت دیگر هر شی یا هر کسی را که مجهز به رادیوشناسه است را میتوان در گوگل جستجو کرد و یافت و با رادیوشناسه به آن متصل شد(ذوالفقاری ،۸۷). ۲-۳- سیستمهای شناسایی با همگانی شدن سیستمهای کامپیوتری و بکارگیری آنها در عرصه حاضر ، پردازش اطلاعات و استخراج نتایج مورد نیاز با سرعت بسیار بالا انجام می شود. گردآوری و وارد کردن داده ها به کامپیوتر، پردازش و نمایش نتایج با سرعت و دقت زیاد و توسط ماشین انجام میشوند. در حالی که مراحل گردآوری اطلاعات و وارد کردن داده ها به کامپیوتر که اصلیترین مراحل هستند، هنوز هم به نیروی انسانی متکی بوده و دقت و سرعت کاربر، عاملی تعیینکننده است. در واقع از دیدگاه بهرهوری کل سیستم، مراحل گردآوری اطلاعات و وارد کردن داده ها به کامپیوتر، گلوگاه سیستم خواهند بود، چرا که کاربر هیچگاه نخواهد توانست همگام با سرعت کامپیوتر، داده ها را گردآوری و وارد سیستم نماید و درصد بالای خطای در این مرحله عملا درصد خطای موجود در خروجی مجموعه را افزایش میدهد. جدول ۲-۱ - عیوب گردآوری اطلاعات به صورت دستی(امینی ، ۱۳۸۹)
| |
عیوب گردآوری اطلاعات به صورت دستی |
|
| امنیت کم در نگهداری اطلاعات |
نیاز به فضا برای ایجاد بایگانی |
دقت کم و عدم اعتماد به اطلاعات جمع شده |
| امنیت کم در جلوگیری از مخدوش شدن اطلاعات |
نیاز به نیروی انسانی متعدد |
زمان بر بودن دسترسی به اطلاعات |
| ناتوانی در استفاده موازی از اطلاعات |
هزینه های فراوان جهت ثبت و نگهداری |
کندی در پردازش اطلاعات |
| تکراری شدن اطلاعات بسیاری از پرسشنامه ها |
هزینه های فراوان جهت کوچکترین تغییرات در فرمها و پرسشنامه ها |
ناتوانی در جمعبندی و نتیجه گیری |
| |
حذف روشهای دستی گردآوری اطلاعات |
|
| |
|
|
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سپردهی سرمایهگذاری آتیه( طرح آتیه بانک کشاورزی) این حساب ترکیبی از انواع سپردههای سرمایهگذاری مدتدار، اعم از کوتاه مدت و بلند مدت است. با افتتاح این حساب، سرمایهگذاری به صورت تدریجی(ماهانه) یا یکجا برای یک یا چند دوره پنج ساله امکان پذیر است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
بانک با اعمال مدیریت مناسب بر وجوه واریز شده و سود آنها ، پرداخت مستمری ماهانه را در سالهای پس از دورهی سرمایهگذاری برای مشتریان بانک تضمین میکند. بر این اساس پس از پایان دورهی سرمایهگذاری، سود حاصل از اعمال مدیریت هر ماه به صورت مادامالعمر (با توجه به نحوه و میزان سپردهگذاری) به دارندهی حساب آتیه پرداخت میشود.
۲-۵-۳- خدمات کارت مهرگستر بانک کشاورزی
بخشی از خدمات بانک کشاورزی در قالب بانکداری الکترونیک است که با بهره گرفتن از انواع دستگاههای کارت خوان[۴۸] نظیر خودپردازها، پایانههای فروش و نیز انواع کارتهای بانکی و همچنین برخی دیگر از سامانههای الکترونیکی ارائه میشود. لازم به ذکر است که هماکنون بانک کشاورزی به عنوان اولین بانک کشور موفق به عملیاتی نمودن سیستم بانکداری متمرکز شده است. اگرچه سایر بانکها نیز اقداماتی را در زمینهی بانکداری الکترونیک انجام دادهاند لیکن ویژگی سیستم بانکداری الکترونیک متمرکز بانک کشاورزی از دو جهت قابل تأمل است: الف) این سیستم در تمامی شعب بانک کشاورزی راهاندازی شده است. ب) این سیستم تمامی عملیات بانکی داخل شعب اعم از عملیات مالی و اعتباری ریالی و ارزی، عملیات مرتبط با کارتها و غیره را پوشش خواهد داد.
۲-۵-۴- تسهیلات بانک کشاورزی
بانک کشاورزی با در اختیار داشتن کارشناسان متخصص و مجرب در بخش کشاورزی، تسهیلات اعتباری را بر اساس ضوابط و مقررات جاری بانک( آییننامهها، دستورالعملها، بخشنامهها و خط مشیهای اعتباری سالانه) برای موارد زیر در اختیار متقاضیان قرار میدهد. بخشی از خطمشی اعتباری سال جاری در ارتباط با فعالیتهای مرتبط با بخش و غیرمرتبط با بخش کشاورزی(خدمات و بازرگانی) به شرح زیر است: فعالیتهای مرتبط با بخش کشاورزی شامل: دامداری، پرورش انواع ماکیان و تولید تخم مرغ، زراعت، باغداری، جنگلداری و مرتع داری، پرورش آبزیان و صید انواع ماهی و میگو، زنبورداری، پرورش کرم ابریشم، صنایع غذایی و تبدیلی، مکانیزاسیون و غیره است. پرداخت تسهیلات در بخشهای مرتبط کشاورزی به افرادی که نزد بانک کشاورزی سپردهگذاری کرده باشند در اولویت قرار دارد. همچنین پرداخت تسهیلات سرمایهای و سرمایه در گردش با اولویت تسهیلات تبصرهای، وجوه اداره شده و اشتغالزایی انجام خواهد گرفت. فعالیتهای غیر مرتبط با بخش کشاورزی پرداخت تسهیلات برای خارج از بخش کشاورزی صرفاً در چارچوب ضوابط زیر به منظور جذب منابع خارج از بخش، به شرح زیر امکانپذیر خواهد بود: الف) معادل ۲ برابر میانگین ۶ ماهه حسابهای قرضالحسنهی جاری ب) معادل ۳ برابر میانگین۱۲ ماهه حسابهای قرضالحسنهی جاری ج) معادل یک برابر میانگین ۶ ماهه حسابهای سپرده سرمایهگذاری کوتاه مدت د) معادل ۲ برابر میانگین ۱۲ ماهه حسابهای سپرده سرمایهگذاری کوتاه مدت تسهیلات قرضالحسنه تسهیلات قرضالحسنه برای امور معیشتی، ازدواج و طرح صندوق مهر امام رضا (ع) و غیره استفاده میشود. در حال حاضر هیچ یک از شعب بانک به جز مواردی که از طریق مرکز اعلام میشود، مجاز به پرداخت تسهیلات قرضالحسنه نیستند. انواع تسهیلات قرضالحسنه در سال ۱۳۸۸ به شرح زیر است: قرضالحسنهی ودیعه مسکن برای مستأجران کم درآمد. قرضالحسنهی احداث مسکن در روستا قرضالحسنهی طرحهای خود اشتغال کمیته امداد امام خمینی(ره) قرضالحسنهی موضوع سفرهای ریاست جمهوری قرضالحسنهی خود اشتغالی با معرفی صندوق مهر امام رضا(ع)
۲-۵-۵- صدور ضمانت نامهی بانکی
ضمانت نامهی بانکی عبارت است از تعهد غیر قابل برگشت یک بانک به پرداخت وجه مورد ضمانت در صورت عدم ایفای قرارداد توسط یک شخص ثالث. این خدمت مطابق بخشنامه شماره ۷۴۳ مورخ ۱۸/۹/۱۳۸۷ اداره کل اعتبارات و هدایت سرمایه گذاری و اصلاحات بعدی آن، در جهت تسهیل کار مشتریان استفاده میشود.
۲-۶- بخش چهارم: پیشینه پژوهش
قدمت ورود بحث شایستگیها به حوزه مدیریت دولتی در عرصه جهانی به دهه ۱۹۹۰بر میگردد و این موضوع اگر چه در قوانین و مقررات ناظر بر مناسبات دولتها ظهور و بروز یافته است، اما تجارب کشورها در این باره، متنوع و حاکی از نقاط قوت و ضعف گوناگون است. کشور ما ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و پژوهشهای این موضوع، بیشتر در بخش خصوصی و در قالب پایان نامههای دانشگاهی شکل گرفته است. همچنین با مراجعه به مقالات، منابع متعددی در حوزه شایستگیها، مدیریت شایستگیها، شایستگی های مدیران و رهبران و شایستگیهای منابع انسانی، بررسی شد، که خلاصهای از برخی از آنان در قسمت قبلی مورد استناد قرار گرفت. در این مقالات و تحقیقات، آنچه بیشتر مورد تأکید واقع شده است بررسی موضوع در بخش خصوصی است و توجه به موضوع مدیریت شایستگیها به ویژه برای مدیران منابع انسانی بخش دولتی در حاشیه قرار دارد. خلاصهای از این مقالات را در قالب دسته بندی زیر می توان بیان کرد: مقاله های مرتبط با بحث شناسایی شایستگی های حیاتی رهبران برای موفقیت واثربخشی؛ مقاله های مرتبط با شایستگی های مدیران به ویژه در سطح میانی؛ مقاله های مرتبط با مدیریت شایستگی ها برای مدیران بیمارستا نها؛ مقاله های مرتبط با مطالعات تطبیقی بین کشورها؛ مقاله های مرتبط با آزمون مد لهای مرتبط در شرکتها؛ مقاله های مرتبط با احصای شایستگی های فارغالتحصیلان رشته های دانشگاهی؛ مقاله های مرتبط با شایستگی های منابع انسانی. در تحقیقی در سال ۲۰۰۲، شایستگیهای مدیران منابع انسانی در شرکتهای چند ملیتی فعال در صنایع مختلفی مانند صنایع شیمیایی، کشاورزی، ساخت و تولید، و نفتی که در کشورهای اروپایی مستقر هستند، مورد بررسی قرار گرفته است (بوسلای و پاوو[۴۹]، ۲۰۰۵). در این تحقیق سؤالات عبارت بودند از: شایستگیهای اصلی برای کارکرد منابع انسانی در اروپا چیست؟ میزان ارزش افزوده ادراک شده حاصل از شایستگیهای شناسایی شده، بر عملکرد سازمانی چقدر است؟ شرکت کنندگان در این تحقیق عبارت بودند از مدیران منابع انسانی و متخصصین این رشته (۲۵۵ نفر) و متخصصین و مدیران غیر مرتبط با مدیریت منابع انسانی (۴۲۸ نفر) که در بخش های مختلف شرکتهای ذکر شده شاغل بودند. در این تحقیق سؤالاتی درباره میزان رضایت عمومی از قابلیت مدیران منابع انسانی در فعالیتهایی مانند استخدام، توسعه، ارزیابی عملکرد، سیستم پاداش و مدیریت تغییر پرسیده شد. با استفاده از تحلیل عاملی، مجموعا ۱۵عامل مختلف در ۱۱۱متغیر شایستگی تعبیه شده در پرسشنامه شناسایی گردید. ساختار عاملی شناسایی شده در دو گروه مدیران و متخصصین منابع انسانی و مدیران و متخصصین غیر مرتبط یکسان بود. در مطالعهای دیگر در سال ۱۹۹۴ گرو و همکاران براساس نمونهای از ۱۷ بانک تجاری مالزی با بهره گرفتن از تحلیل عوامل تعیین کننده سودآوری در بانکهای تجاری مالزی پرداختهاند. نتایج این تحقیقات نشان داد که در میان عوامل داخلی مدیریت تعهدات یک توزیعگر با معنیداری بالا در سودآوری بانکها بود و در میان عوامل بیرونی نرخ بهره بازار اثر معکوس و نرخ تورم اثر مثبتی در سودآوری بانکها داشته است . یونگ و جانگ (۲۰۰۶)، به مطالعه سودآوری بلند مدت از طریق شیوههای جذب سپردهگذاری بلند مدت در بانکهای تایوان پرداختند و به این نتیجه رسیدند که خدمات بانکی مهمترین عامل در سودآوری و کسب منفعت برای شعب بانکی مورد مطالعه محسوب میشود. در ادامه کارکنان بانکها مهمترین و اساسی ترین عامل جهت دستیابی به افزایش سودآوری و کسب منفعت محسوب شده است. قسیم سالینا و همکاران(۲۰۰۸)، مطالعهای با هدف تعیین عوامل مؤثر بر تجهیز منابع در بانکهای اسلامی اندونزی انجام دادند. این مطالعه با بهره گرفتن از رگرسیون و تجزیه و تحلیل مرتبط با آن، عملکرد همه بانکهای اسلامی در اندونزی را از ماه مارس سال ۲۰۰۰ تا اوت ۲۰۰۷ بررسی میکند، این مطالعه اهمیت نرخ بازدهی واقعی در سپردهگذاری اسلامی، نرخ بهره در سپردهی متعارف، درآمد واقعی و تعداد شعب بانک اسلامی در تعیین سطح پسانداز در بانکهای اسلامی را تجزیه و تحلیل میکند. نتایج بدست آمده نشان میدهند که نرخ بهره متعارف در تعیین سطح پس انداز در بانکهای اسلامی نقش بسیار مؤثری را دارد. مخصوصاً، افزایش سپرده اسلامی، ارتباط معنی داری با میزان افزایش نرخ بازدهی و کاهش نرخ بهره دارا میباشد. علاوه بر این ، این مطالعه به دنبال یافتن خطرات تجاری احتمالی بین بانکهای اسلامی و متعارف(معمولی) میباشد، به طوری که سپردهگذاران بانکهای اسلامی وجوه خود را به بانکهای معمولی که نرخ بازده ارائه شده توسط آنها از نرخ بازدهی ارائه شده توسط بانکهای اسلامی به طور قابل توجهی پایینتر باشد انتقال دهند. یافته های این مطالعه، پیامدهای مهمی در شیوه های مدیریت ریسک در بانکهای اسلامی اندونزی را به همراه دارد. آبهیمان و همکاران (۲۰۰۹)، با مطالعه برخی شعب بانکهای بزرگ دولتی هند، عواملی همچون نیروی انسانی، سطح تحصیلات کارکنان، محیط بانک، محل استقرار و موقعیت مکانی بانک، تبلیغات، قوانین و مقررات دولتی و کاهش دخالتهای دولت در امور بانکی را از عوامل مؤثر بر تجهیز منابع بانکی برشمردهاند. به عقیده آنها مهمترین و اثرگذارترین عامل جذب سرمایه های افراد، نیروی انسانی است. حجت الله حبیبی پور(۱۳۸۹)، در پایاننامهی خود به ” بررسی عوامل مؤثر بر تجهیز منابع بر حسب اهمیت و اولویت در شعب بانک رفاه شهر اصفهان” میپردازد. تحقیق از نظر هدف کاربردی و روش آن توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش در برگیرنده مشتریان شعب بانک رفاه شهر اصفهان میباشد. حجم نمونه با بهره گرفتن از جدول کرجسی و مورگان تعداد ۳۸۴ نفر محاسبه شده که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدهاند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته میباشد. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که تمامی پنج عامل در نظر گرفته شده در تحقیق بر تجهیز منابع در شعب بانک رفاه بیش از حد متوسط تأثیرگذار بودند. عوامل خدماتی، فیزیکی، عوامل انسانی، مالی و عوامل وابستگی سازمانی به ترتیب عوامل تأثیر گذار در جذب منابع بودهاند. رمضانی (۱۳۸۵)، در پایاننامۀ خود تحت عنوان« بررسی عوامــل مؤثر بر تجهیز منابع بانک سپه استان گلستان» ضمن اشارهی مختصری به تاریچهی بانکداری و سیر تحــول آن و نیز اشـاره به ساخـتار و تاریچـهی بانک سـپه به توضـیح عوامـل مؤثر بر تجهیز منابـع مالی بانـک سـپه میپردازد و بیـشتر تکیهی خود را بر جـذب سپـردهها آن هم در اشکال مختلف می کند. البته شـایان ذکـر است با اشاره به خدمـات نوین بانـک سـپه از قبیل: تـلفن بانـک، ایران چــک، سپه چــک، آسان چـک، سامانهی اطلاع رسـانی گویـا، سـامانه پرسـش و پاسـخ و خدماتی از این قبیل نموده است و آنها را عاملی تأثیرگذار در جهت جـذب منابع مالی برای بانک قلمداد نموده است. هدف اصلی این پژوهش، تعیین نقاط ضعف مدیریت منابع در بانک سپه است و همچنین تعیین عوامل مؤثر در تجهیز منابع میباشد. در واقع این پژوهش، برای حل مشکل مدیریت منابع بانک سپه، عواملی همچون هزینه تبلیغات، گسترش اتوماسیون شعب، سود سپردهها و میزان تسهیلات پرداختی را مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری در این پژوهش کلیه شعب بانک سپه استان گلستان که تعداد آنها ۲۹ شعبه است و نمونه آمـاری به روش کاملاً تصادفی از کارکـنان و مشتریان انتخاب شده است. روش تحقیق برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نوع توصیفی و تحلیلی- استنباطی میباشد. چون محقق میخواهد عوامل مؤثر در تجهیز منابع را شناسایی و اثر آن را بر روی جذب منابع(افزایش سپردهها) مورد بررسی قرار دهد. ابزار اندازه گیری اطلاعات صـورتهای مالی، ترازنامههای مورد قبول مراجع ذیصـلاح (سازمان حسابرسی کل کشور)، اسناد و مدارک موجود در بانک و پرسشنامه است. خضرا (۱۳۸۵)، در مقالهای تحت عنوان «عوامل مؤثر بر تجهیز منابع مالی کشور» عوامل فنآوری اطلاعات و ارتباطات، مهارت نیروی انسانی شاغل در بانکها، تنوع و کیفیت خدمات بانکی، رضایت مشتریان از کارکنان و مطلوبیت محیط داخلی و محل استقرار شعب در بانکداری نوین ، ابزارهای مهمی هستند که برای جذب بهینه منابع پولی از آنها استفاده میشود. محمد حسن قلی زاده(۱۳۸۳)، تحقیقی را تحت عنوان “ بررسی عوامل مؤثر بر تجهیز منابع و جذب سپردهها در بانکهای دولتی استان گیلان ” انجام داده است. در این تحقیق چهار فرضیه در مورد تبعیت میزان سپردهها از تعداد شعب، تکنولوژی مدرن، سود سپردهها، و تسهیلات پرداختی مورد آزمون قرار گرفتهاند که در نتیجه معنیدار بودن رابطه بین “میزان سپردهها” و “تعداد شعب” و نیز “سود سپردهها” به تأیید رسیده ولی رابطه معنیداری بین میزان سپردهها و “تعداد خدمات مدرن بانکی” و یا “میزان تسهیلات پرداختی” تأیید نشده است. برخی از مطالعات سالاس و سورینا (۲۰۰۲) متغیر بدهی های معوق را به عنوان متغیر برونزا در نظر گرفته اند که بر عملکرد سیستم بانکی اثر گذار است. اخیراً مطالعاتی در مورد عوامل تعیین کننده بدهی معوق صورت پذیرفته است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تمام تغییرها نوآور نیستند.
ایجاد اندیشه نو
ایده های جدید برای سازمان تمام نوآوری ها نوعی تغییر هستند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
حرکت از وضعیتی به وضعیت دیگر
بکارگیری توانایی های ذهن برای فکر جدید
خلق ایدۀ خلاق و تبدیل آن به محصولات ، خدمات و روش های جدید
چیزی را به شکل دیگر در آوردن
دستیابی به اطلاعات نو
عملی و کاربردی ساختن افکار و اندیشه های نو
جدول (۲-۸) تفاوت خلاقیت و نوآوری و تغییر(امیریان زاده،۱۳۸۷،ص۳۹) ۲-۴-۲) تعریف مفهومی وعملیاتی نوآوری -نوآوری، کاربرد ایده ها یا رفتار بدیع است. (لیائو و همکاران، ۲۰۰۸، ص۱۸۵). - داروچ (۲۰۰۵) نوآوری را در۶ طبقه تعریف نموده است:
آنچه برای دنیا جدید است. محصولات جدید برای مؤسسه. اضافه نمودن خطوط فعلی محصول. بهبود یا اصلاح خطوط فعلی. کاهش هزینه های فعلی . موضعیابی مجدد (داروچ،۲۰۰۵،ص۱۰۷). -نوآوری سازمانی عبارت است از ایجاد محصولات و خدمات قابل استفاده و ارزشمند در سازمان. (جانسن[۱۱۲]، ۲۰۰۸، ص۴۰۹) -نوآوری سازمانی تمایل یک سازمان به توسعه محصولات و خدمات پیشرفته و جدید و ارائه آنها به بازار برای کسب مؤفقیت است.(گوموسلاگلووایلسو[۱۱۳]،۲۰۰۹،ص۴۶۴) -از نظر مورداک[۱۱۴]، نوآوری عبارت است از: اتخاذ یک روش جدید توسط فردی واحد که در نهایت توسط سایر اعضاء جامعه پذیرفته یا آموخته می شود.(لاور، ۱۳۷۳، ص۱۹۸) -لینک[۱۱۵] میگوید تعریف ما از نوآوری این است که: بهره برداری موفقیت آمیز از ایدههای تازه .(محمدی و نوری، ۱۳۸۷، ص۹۰) - نوآوری، خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است. به عبارت دیگر نوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته، نوآوری همانا ارایۀ محصول، فرایند و خدمات جدید به بازار است، نوآوری به کارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است.(نوروزی و کاووسی، ۱۳۸۶، ص۵) - برای نخستین بار جوزف شومپیتر[۱۱۶] اقتصاددان بزرگ اتریشی «نوآوری» را در سال ۱۹۳۴ چنین تعریف کرده است: ایجاد کسب و کار جدید با بهره گرفتن از یکی از موارد زیر: مواد یا قطعات جدید ارایۀ فرایندهای جدید ایجاد بازارهای جدید بکارگیری تشکلهای سازمانی جدید. براساس این تعریف، نوآوریها ترکیب دو مقوله به نام های تجارت و مقوله فنی هستند. هنگامی که تغییری در تکنولوژی تحقق یابد، شومپیترآن را اختراع مینامد و هنگامی که این تغییر به جهان تجارت وارد می شود، نوآوری اتفاق میافتد. (جانسون، ۱۳۸۳، ص۴) از آن زمان به بعد و در مدت چهل سال اخیر، مفهوم نوآوری دستخوش تغییرات فراوانی شده است. در دهۀ ۱۹۵۰ در تحقیقات جداگانه محققان، این مفهوم توسعه، مجزا و ناپیوسته تلقی میشد. امروزه دیگر مفهوم نوآوری از نتایج معین تحقیقات انفرادی اقتباس نشده، بلکه بیشتر بر اساس موارد زیر تعریف می شود (هادوی، ۱۳۸۸، ص۲): الف) یک فرایند و یا دقیق تر بگوییم یک فرایند حل مشکل. ب) یک فرایند تعاملی در روابط شرکتها با بازیگران مختلف. ج) یک فرایند یادگیری متنوع. این یادگیری ممکن است از موضوعات گوناگونی ناشی شود. یادگیری به وسیله استفاده ، یادگیری با انجام دادن و یا یادگیری حین تسهیم. د) فرآیندی که شامل مبادلۀ دانش صریح و ضمنی است. ر) فرایند متقابل یادگیری و مبادله، که در آن استقلال بازیگرانِ یک سیستم ابتکاری و یا قالب نوآوری را ایجاد می کند. بطور کلی و به زعم آرمبروستر[۱۱۷]تاکنون مطالعات اندکی، چه به صورت مفهومی و چه به صورت روش شناختی دربارۀ نوآوری سازمانی انجام شده است. لو وچن[۱۱۸]نوآوری سازمانی را مشتمل بر تغییرات در ساختار و فرآیندهای یک سازمان در راستای به کارگیری مفاهیم جدید مدیریتی، کاری وعملیاتی مانند به کارگیری کارگروههای تخصصی در تولید، مدیریت زنجیرۀ تأمین یا سیستمهای مدیریت کیفیت در نظرگرفتهاند.(رضوانی و طغرایی، ۱۳۹۰، ص۳۰) -«دراکر» نوآوری سیستماتیک را جستجوی هدفمند و سازمان یافته برای تغییر تلقی می کند.(دراکر، ۱۹۹۱) پیتر دراکر نوآوری را این گونه تعریف می کند: “نوآوری تغییری است که بعد جدیدی از عملکرد را موجب می شود.” در دنیای پیچیدۀ کنونی، ایجاد تغییر مورد نظر دراکر یکی از مهمترین چالشهای مدیران و رهبران است. از یک سو، بسیاری از افراد ترجیح می دهند کارها را به روش قدیمی و سنتی خود انجام دهند و در برابر تغییرات از خود مقاومت نشان دهند و از سوی دیگر، مدیران بر این واقعیت اذعان دارند که پذیرش ایدههای جدید و به کارگیری رویکردهای نوآورانه جهت انجام امور و خلق سیستم های پویا از لازمههای اصلی فعالیت در دنیای پیچیده و متغیر کنونی است.(باقری، ۱۳۸۷، ص۵۳) ستاده های سیستم پردازش ورودیهای سیستم افراد،گروه ها و سازمانهای خلاق فرایند خلاقیت موقعیت خلاقیت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فرهنگ(از طریق آموزش وپرورش)
(هزار جریبی وصفری شالی،۱۳۸۸ :۱۶).
۲-۳-۳-۷-نظریه هومنز
هومنز در قالب نظریه تبادلی خاص خودش بر آن شد تا رفتار بنیادی اجتماعی را بر حسب پاداشها و خسارتها تبیین کند. وی با بیان قضایای پرخاشگری – تائید می گوید: قضیه اول: هرگاه شخصی از کنش خود پاداشی را که انتظار دارد به دست نیاورد و یا تنبیهی را دریافت دارد که انتظارش را ندارد خشمگین خواهد شد و در چنین موقعی، احتمال بیشتری دارد که از خود رفتار پرخاشگرانه ای نشان دهد، در ضمن نتایج یک چنین رفتاری برایش ارزشمند خواهد شد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
قضیه دوم: شخصی پاداش مورد انتظارش را بدست بیاورد، بویژه پاداشی که اگر بیش از حد چشمداشتش باشد، یا با تنبیه مورد انتظارش روبرو نشود، احساس خرسندی خواهد کرد، در این صورت، احتمال آن می رود که آن شخص رفتار تائید آمیزی از خود نشان دهد و نتایج رفتارش نیز برایش ارزشمند می شود. با توجه به موارد فوق ناخرسندیش (عدم رضایتمندی) تنها به عواطف منفی بر می گردد و خرسندی(رضایتمندی) با عواطف مثبتترسروکار دارد(ریتزر۱۳۸۱: ۴۳۱). هومنز در قضیه موفقیت بیان می دارد: «از میان تمام اعمالی که شخص انجام می دهد بیشتر اوقات ممکن است شخص آن عملی را که به پاداش منتهی می شود تکرار کند» (توسلی۱۳۷۳: ۳۸۸).
۲-۳-۳-۸-نظریه مبادله پیتر بلاو
پیتر بلاو یکی از نظریه پردازان این نظریه تلاش کرده است که نظریه مبادله را از سطح فردی به سطح اجتماعی بسط دهد. وی فراگرد متولی چهار مرحله ای را مطرح می سازد که از تعادل فیمابین آنها آغاز می شود. و به ساختار اجتماعی می انجامد. بلاو بر فرایندهای بنیادی که در میان انسانها وجود دارد و منجر به مبادله اجتماعی می شود تاکید می کند و توجه او به عدم تعادل قدرت که به رغم مشخصه مبادله است جلب می شود. در معنای کمی تر، فرو دستان بر پایه هنجارهای اجتماعی، تقاضاهای فرادستان را ارزیابی می کند، اگر این تقاضا عادلانه باشد، آنها راضی و خرسند می شوند ولی اگر این تقاضاها ناعادلانه باشد، آنان خود را استمثار شده می پتدارند. و در صدد اعلام نارضایتی خود برمی آیند . از نظر بلاو هیچ سازمانی حتی اگر بطور دقیق، وظایف خود را به انجام برسانند قادر به امحای مقاومت و مخالفت نخواهد بود. آنها که بر مصدر قدرت نشسته اند تلاش می کند تا تعارض و برخورد را به حداقل برساند و می کوشند وضعیتی را بوجود آورند که فرو دستان با رضایت به کار خود ادامه دهند.(توسلی، ۱۳۷۳: ۴۲۳).
۲-۳-۳-۹-نظریه اینگلهارت
اینگلهارت در کتاب تحول فرهنگی در جوامع پیشرفته و صنعتی نظراتش را در این باره مطرح می کند . او با توجه به تجربه کشورهایی مثل بلژیک و هلند که بر لحاظ اقتصادی به مراتب پایینتر از آلمان، فرانسه و ایتالیا هستند. اما همیشه در نظر سنجی های رضایت از زندگی، مردم آنها سطح رضایت از زندگی خود را بالا احساس می کردند تا اینکه پس از افزایش نرخ تورم و سیاستهای اقتصادی بهیکباره در چندسال این احساس خوشبختی پایین آمد. اینگلهارت با بهره گرفتن از این تجربه با مقایسه آنها به این نتیجه گیری رسید که رابطه تقریبا زیادی بین نوسانهای کوتاه مدت رضایت از زندگی و تجربه های اقتصادی جوامع مذکور وجود دارد. (اینگلهارت، ۱۳۷۳: ۲۹) از نظر وی اساسا هر پاسخی تا حدی متاثر از محیطی است که در آن پرسیده می شود و این سوال هم استثنا نیست پاسخ ها هم بازتاب نوسانهای کوتاه مدت ناشی از رویدادهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی او هم بازتاب عامل بلند مدت فرهنگی هستند. (همان: ۳۰). از نظر اینگلهارت تفاوت مقطعی زمانی یک مولفه فرهنگی مهم در رضایت از زندگی دارد که بازتاب هنجارهای فرهنگی مختلف هستند. دوره های طولانی سعادت و ناکامی می تواند هنجارهای متداول در یک جامعه را قوی تر یا سستتر کند و به تمایلات نسبتا منفی یا مثبتی منتهی گردد که بر پاسخها تاثیر میگذارد. قطع نظر از اینکه زندگی شخصی فرد پرسش شونده به چه منوال است. دگرگونی هایی کوتاه مدت بیانگر تجربه های مستقیم بلاواسطه شخصی هستند، اما تفاوتهای مقطعی- ملی پایدار بازتاب هنجارهای فرهنگی شناختی هستند ونه غم و شادی فردی که این هم به این معنا نیست که تفاوتهای ساختگی هستند و برعکس آنها بازتاب تفاوتهای عمیق و فراگیر در نگرش هستند. سطح پایین رضایت از زندگی بر گرایش های منفی نسبت به کل جامعه مربوط می شود(همان). یک وجه اهمیت رضایت از زندگی، تصویری است که از وضعیت متغییر های دیگر بدست می دهد سطوح پایینتر رضایت از زندگی نشان دهنده سطح بالای انزوای اجتماعی، بی قدرتی، بی هنجاری و … می باشد. اهمیت دوم و بلکه مهمتر – مفهوم رضایت از زندگی در نقش است که در تداوم نقش اجتماعی ایفا می کند(اینگلهارت: ۱۳۷۳: ۴۴). بدین ترتیب انگلهارت رضایت از زندگی را همراه با نگرش های هم بستر آن مثل اعتیاد یک مجموعه نشانگاه فرض کرده که با فرایند ها و پدیده های تحولات سطح کلان مرتبط هستند. به عبارت دیگر، اهمیت رضایت از زندگی در پیامدهای سیاسی فوری آن نیست، بلکه در نقشی است که در فرایند سطح کلان ایفا می کنند.
۲-۳-۳-۱۰-ولع ارتقاء در ایران و عوامل مؤثر بر آن
در ایران نابرابری فرایندی تکان دهنده بوجود آورده،…. بدین معنی که در پی تفاوت ارزشی موقعیت های اجتماعی و بها دادن به موقعیتهای بالا (= ارزش ثروت و قشر بالا)، اکثر افراد همواره مایل به دستیابی به موقعیتی بالاتر هستندو از آن موقعیتی که دارند، راضی نیستند. همه در طلب و آرزوی شرایطی” بهترند “. شرایطی که از نظر مردم، یعنی بر اساس ارزشهای حاکم” بهتر “ تشخیص داده می شود، اما الزاماً واقعی نیست. ( رفیع پور، ۱۳۷۷ : ۳۶۵ ). بطور خلاصه می توان گفت که: الف- هر چه فاصله ارزشی بین موقعیتها بیشتر باشدوهر چه که وقوف به ارزشهای متفاوت موقعیتها بیشتر (یعنی تفاوت درجه ها مشخص تر) و هر چه که مقایسه اجتماعی بین موقعیتها بیشتر باشد،در آنصورت میل به ارتقاء بیشتر میشود، تا جائیکه در انسانها ولع پیشرفت و ارتقاء بوجود میآید. پایه اصلی و سر منشأ شرو ع این فرایند در نابرابری و به همراه آن در مدرنیزه کردن سریع، بیرونی (نه از درون خود) و ظاهری جامعه نهفته است (رفیع پور، ۱۳۷۷ : ۳۷۳ ). در این فرایند در ایران دو متغیر اساسی دیگر نقش عمده ای ایفا می کنند: ب-نیاز مفرط به احترام ناشی از فرهنگ فئودالی – استبدادی سنتی ما ج-پیروی شدید از هنجارها در نتیجه این دو عامل است که مقایسه اجتماعی و سپس احساس بی عدالتی نسبی (چشم و هم چشمی) بین افراد در مورد پدیده های به ارزش تبدیل شده روی می دهد، که در اینجا پدیده با ارزش، پایگاه اجتماعی بالاتر است ( رفیع پور، ۱۳۷۷ : ۳۸۰ ).تحت این شرایط هیچ کس از آنچه که دارد و از آنچه که هست راضی نیست و همواره سعی در تغییر موقعیت و تحرک صعودی یا ارتقاء[۱۱۰] دارد، یعنی مایل است از یک موقعیت اجتماعی با بار ارزشی کمتر (مقام پایین) به یک موقعیت اجتماعی دیگر با بار ارزشی بیشتر (مقام یا پایگاه بالاتر) دست یابد. یک نتیجه این، عدم ثبات اجتماعی است. زیرا افراد کار و مسئولیت خود را جدی و دائمی تلقی نمی نمایند و دائماً در پی تغییر آن می باشند. در ایران کنونی نیز، در پی نابرابری زیاد و در نتیجه میل به کسب منزلت اجتماعی از یک طرف و فشار اقتصادی از طرف دیگر، ولع ارتقاء و مدرک گرائی گسترش و با اقداماتی نظیر نظام هماهنگ پرداختها و توسعه مراکز ارائه مدرک تحصیلی، این ولع افزایش یافته است. در نتیجه بیشتر انسانها از وضعیت موجود خود ناراضی هستند. بدین معنی که افراد خوشحال خواهند بود. اگر بتوانند وارد دانشگاه شوند. اما بعد از لیسانس، ولع باز هم بیشتر آنها را فرا می گیرد و در پی فوق لیسانس بر میآیند و بعد از آن باز هم به آنچه که دارند راضی نیستند. ( رفیع پور، ۱۳۷۷ : ۳۷۳ ).
۲-۳-۴-چهارچوب تئوریک
چهارچوب تئوریک تحقیق براساس نظریه آنومی دورکیم، محرومیتنسبی مرتن،بیگانگی اجتماعی، سلسله مراتب نیازهای مازلو، وبه طور کلی بر اساس نظریه کنش متقابل پارسونز تدوین شده است. دورکیم در باره رابطه میان انسان ونیازها واهداف یا آرزوهایش بحث می کند ومعتقد است که در شرایط اجتماعی مستحکم وپایدار، آرزوهای انسانها از طریق هنجارها تنظیم ومحدود شده است. با از هم پاشیدگی هنجارها(ولذا از بین رفتن کنترل آرزوها)، آنومی یا یک وضعیت آرزوهای بی حد وحصر[۱۱۱] بوجود می آید. از آنجائی که اینآرزوهای بی حد وحصر، طبعا نمی توانند ارضا و اشبا شوند، در نتیجه یک وضعیت نارضایتی اجتماعی دائمی پدید می آید(رفیع پور،۱۳۸۷ ب: ۱۸). از نظر مرتون احساس محرومیت نسبی، حالتی است روانی واحساس کمبودی است که فرد پس از مقایسه بافرد یا گروهی که برای او الگو مرجع مقایسه است، بروز می کند. اصطلاح محرومیت نسبی خود بحثی است که این مفهوم به طور بنیانی از این جهت نافع است که از آن می توان احساس عدم رضامندی رامحاسبه کرد (مرتون، ۱۹۶۸:۲۸۹ به نقل از صفدری،۱۳۷۴). وایزبرگواینگلهارت نیز ارتباط نارضایتی افراد رابا بیگانگی اجتماعی مطرح کردهاند (اینگلهارت،۸:۱۳۷۳). فردینبرگ رضایت اجتماعی رابا احساس بیگانگی در افراد ارتباط داده است ومثبت نبودن نتیجه یک عمل را به عنوان نارضایتی اجتماعی تلقی می کند. مازلو در نظریه سلسله مراتب نیازها، مفهوم «رضایت» را مترادف با «ارضای نیاز، تأمین نیاز و رفع نیاز» میداند. ارضای نیاز شامل حالاتی مانند نیرومندی، چالاکی، لذت و پاداش است. پس از ارضای یک سطح از نیازها، نیازهای سایر سطوح، اهمیت پیدا میکنند و آنها خواهند بود که بر رفتار شخص تسلط خواهند یافت تا به پایینترین سلسله مراتب برسیم (مندوزا[۱۱۲] ،۱۹۹۵ نقل از هزارجریبی وصفری شالی،۱۳۸۸ :۱۲). پارسونز معتقد است که ثبات نظام اجتماعی تا حدودی بستگی به تعادل رضامندی دارد. به طور معمول پارسونز ثبات نظام اجتماعی را از نظر رابطه میان انتظارات اخلاقی افراد و همنوایی دیگران با آن محاسبه می کنند. یعنی هم شکلی میان رفتار افراد و قواعد اخلاقی مورد نظر است. پارسنز فرض می کند که افراد بهتدریج می آموزند که از چنین همنوایی احساس رضامندی نمایند و چون قابلیت آنها برای راضی شدن بسیار قابل تغییر است آنها پذیرش انواع و مقادیر گوناگون رضامندی را فرا می گیرند. بنابراین تغییر در سطح رضامندی از دیدگاه پارسونز مشکلی ایجاد نمی کند، آنچه که او بطور ضمنی انجام می دهد ثابت نگاه داشتن سطح رضامندی است، زیرا او می خواهد براهمیت همنوایی با قواعد اخلاقی مشترک تاکید نماید(گولدنر، ۱۳۸۳: ۲۶۴). پارسونز فرض می کند که تا زمانی نفس و دیگری(غیر از خود) از قواعد اخلاقی مشابهی پیروی نمایند، کمیابی و یا سطح رضامندی در حفظ ثبات نظام اجتماعی تاثیر منفی بر جای نخواهد گذاشت. فرض بر این است که قواعد مشترک به حقوق و وظایف تکمیلی منتهی می گردد به طوری که نفس خواستار ارضاء خواسته هایش به وسیله دیگری (غیر از خود) بیش از آنچه که او حاضر به فراهم نمودن آن است نمی باشد. اما رضامندی که دیگری متمایل به فراهم نمودن آن برای نفس می باشد تنها به تصور دیگری (غیر از خود) در مورد وظایفش بستگی ندارد بلکه به هزینه های لازم برای اجرای آن نیز وابسته است، این هزینه ها ارضاء نیازهایی را که دیگری(غیر از خود) به عهده دارد تحت تاثیر قرار می دهد و به همان ترتیب هم بستگی به میزان رضامندی دارد که او دریافت می دارد. در واقع همنوایی هر یک از طرفین با وظایف اخلاقی خود کار کرد سطح کمیابی و یا فراوانی رضامندی هایش و هزینه فراهم نمودن آن می باشد. اجتماع نظام یافته یا جمعی شده پارسونز،اعضای جامعه را گرد هم آورده واز طریق این تجمیع به آنها توانائی می دهد تا از منافع مشترک خود در مراحل مختلف(از انطباق تا حفظ الگو) دفاع کنند وبه تامین نیازها وتحقق اهداف ودر نهایت رضایت از زندگی بپردازند(ریتزر، ۲۰۰۴ :۱۳۴).
جدول۲-۲۱کارکرد گرائی ساختاری تالکوت پارسونز
اولین سطح انتزاع نیاز های کارکردی نظام
دومین سطح انتزاع خرده نظامهای نظام کنش
سومین سطح انتزاع خرده نظام های اجتماعی
سازگاری(تطبیق)
نظام ارگانیسمی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کاردی و میلر(۲۰۰۰) بیان می کنند که سازمانها به دلیل ویژگیهای جذابی که در ادامه به انها اشاره خواهد شد ، به استفاده از این سیستمها (نظارت عملکردی آنلاین) روی میآورند : صرفهجویی در زمان ، منابع و هزینهها ( به عنوان مثال صرفهجویی در کاغذ ، زمانی که سازمان به سمت سیستمهای بدون کاغذ حرکت می کند ) ؛ درستی و صحت ( به عنوان مثال ، درخواست پاسخهای صادقانهتر ، در مقایسه با زمانی که تماسها به صورت رو در رو صورت میگیرد ) ؛ و حوزه های نظارتی وسیعتر (Cardy and Miller 2005) . مدیران هم چنین احساس می کنند که از طریق بکارگیری نظارت عملکردی آنلاین ، مزایای زیادی به خاطر بهبود کارایی ، کسب خواهند کرد. فناوری با کمک به مدیریت عملکرد از طرق زیر ، به رضایت ارزشیابی کمک میکند: ۱-ارزشیابی، عملکرد افراد را از طریق نظارت کامپیوتری تسهیل می کند، البته این تسهیل شدن باید به گونه ای باشد که مزاحمتی برای افراد ایجاد نکند و تنها از طریق جمع آوری اطلاعات عملکرد، ارزشیابی افراد صورت گیرد. بعنوان مثال، داده های جمعآوری شده از مرکز تلفن یا داده های شغلی از قبیل نرخ خطا، زمان صرف شده برای انجام کار، تعداد تماسهای تلفنی و … دادههایی هستند که هم میتوانند در محتوای شغلی و هم در محتوای ارزیابی مورد استفاده قرار گیرند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲- فناوری بعنوان ابزاری برای تسهیل فرایند تهیه گزارش یا تولید بازخورد عملکرد به کار گرفته می شود (Zampetti & Adamson,2001). ۴-۸-۱-۲) نظام پاداش دهی و جبران خدمات منابع انسانی الکترونیکی نظامهای پاداش دهی و جبران خدمات[۴۴] یک نقش حیاتی را در جذب، انگیزش و حفظ منابع انسانی ایفا می کنند در حالیکه این نظامها کاربرپسند[۴۵] نیستند. اما زمان بر و انعطافپذیر هستند. بنابر این این سیستمها به شیوه مناسبی به کار نمیروند، اطلاعات موجود در این حوزه صحیح نبوده و در بعضی مواقع راهبردها دنبال نمیشوند. این اعتقاد وجود دارد که مسئلههایی از این قبیل را میتوان به وسیله استفاده از فناوری در بخش منابع انسانی تقلیل داد. زمانیکه ما در سازمان مدیریت منابع انسانی الکترونیک را مورد استفاده قرار میدهیم، نظام جبران خدمات و پاداش را میتوان به شیوهای اثر بخشتر و با تلاش قابل ملاحظه کمتری مدیریت کرد. بر طبق مطالعات انشر( ۲۰۰۲) مدیریت جبران خدمات به دلیل استفاده از فناوری ، تغییرات بنیادی را نشان میدهد. از مدیریت منابع انسانی الکترونیک میتوان برای اجرای خط مشیهای حقوق و دستمزد بهره برد اما مهمتر از آن استفاده از مدیریت منابع انسانی الکترونیک برای سازماندهی نظام جبران و خدمات در جهت نیازهای کارمندان ویژه میباشد. امروزه استفاده از ابزارهای مدیریت منابع انسانی الکترونیک برای برنامه های نظام جبران خدمات متنوع یک واقعیت میباشد. کارمندان میتوانند تصمیم بگیرند تا چگونگی انتخاب خود را از میان پاداشها و مزایای متنوع متناسب با نیازهای ویژه خود مشخص کنند. برای مثال جایی که مرخصی برای یک شخص ارزش دارد (۴ روز در هفته با حقوق کم) در حالیکه شخص دیگری ممکن است یک برنامه کمک درمانی را نسبت به آن ترجیح دهد .(Wright & Dyer, 2000) مدیریت منابع انسانی الکترونیک کارمندان را قادر میسازد تا از بین پاداشها و مزایای متنوع به طور الکترونیکی انتخاب کنند، بنابر این منجر به کاهش کارهای اداری منابع انسانی در این بخشها میشوند. مدیران با بهره گرفتن از مدیریت منابع انسانی الکترونیک میتوانند تصمیماتی درباره تغییرات و افزایش حقوق و دستمزد، کمک هزینهها و پاداشها بگیرند.(Panayotopoulou et al., 2007) دولبون و مارلر (۲۰۰۵) ، سه روش کلیدی را در رابطه با ابزارهای جبران خدمات الکترونیکی که به متخصصان مدیریت منابع انسانی در محیط پویا و رقابتی کمک می کند ، به شرح زیر بیان می کنند : (Dulebohn &Marler, 2005) افزایش دسترسی به اطلاعات جبران خدمات مورد نیاز ؛ به عنوان مثال ، پایگاه های مدیریت دانش ، بهترین رویههای داخلی و بیرونی ، طرحهای رعایت برابری و انصاف فردی ، اطلاعات رقابتی که به سادگی و در زمان مورد نیاز به کارکنان فناوری اطلاعات اختصاص و بدون هیچ ابزار فناوری اطلاعاتی پیچیده در دسترس است . دسترسی ۲۴ ساعته مدیران و کارکنان به اطلاعات جبران خدمات مورد نیاز خود که برای انجام کار به آن نیاز دارد و هم چنین در تصمیم گیریها کاربرد دارد ؛ تسهیل در انجام وظایف بوروکراتیک طاقت فرسا از طریق معرقی فرایند اطلاعات و جریانات کاری سودمند . با توجه به امکاناتی که این سیتمها فراهم می اورد و با در نظر گرفتن سایر شرایط ، میتوان انتظار داشت که بهرهوری کارگزاران و متخصصان مدیریت منابع انسانی افزایش یابد . این محققان همچنین متذکر میشوند که ، چه سیستم جبران خدمات به صورت دستی باشد و چه به صورت کامپیوتری شده ، باید همیشه سه هدف اصلی دنبال را دنبال کند : برابری و مساوات درونی[۴۶] ( ارزش نسبی مشاغل در سازمان ) برابری و مساوات بیرونی[۴۷] ( رقابت بیرونی ) برابری و مساوات فردی[۴۸] (شناسایی و پاداش دهی به افراد بر اد بر اساس سهمی که انها در سازمان دارند) دایچ(۲۰۰۱) در مورد ارتباط بین کسب و کار و مزایا مینویسد که آن را با اصطلاح” وب سایت مزایا[۴۹]” تعریف می کند، وبسایتی که اطلاعات مربوط به مزایا در آن به روز می شود. کارمندان از طریق این وب سایتها میتوانند در مورد چگونگی تصمیم گیری در رابطه با بیمه زندگی، سلامتی، معلولیتو مزایای دیگر عمل کنند Dietc, 2001)) . از مباحث بالا این مطلب روشن می شود که منابع انسانی الکترونیک یک نقش عمده را در نظام پاداش و جبران خدمات ایفا می کند و به کارمندان و مدیران، اجازه کنترل و استقلال در این فرآیندها را اعطا می کند. ۵-۸-۱-۲) توسعه منابع انسانی الکترونیکی مدیریت منابع انسانی الکترونیک بطور وسیعی در آموزش و توسعه منابع انسانی مورد استفاده قرار میگیرد. این بعد یکی از مفیدترین کاربردهای تکنولوژی در منابع انسانی است. هر سازمانی برای رسیدن به اهداف خود باید مجموعه ای از افراد لایق و کارآمد را در اختیار داشته باشد. بخشی از دانش و معلومات را افراد پیش از ورود به سازمان کسب کرده اند اما برای اینکه بتوانند وظایف محول شده در سازمان را به خوبی انجام دهند و نقش موثری در رسیدن به اهداف سازمان ایفا کنند، علاوه بر این معلومات بستگی به آموزشهای کارکنان دارد. زیرا داشتن کارمند ورزیده یکی از مهمترین عوامل در میزان کارآیی و کارآمدی سازمان است(نظری ،۱۳۹۱). یکی از راههای آموزش ، آموزش الکترونیک میباشد. آموزش الکترونیک عموما به استفاده از فنآوری اطلاعات تحت شبکه در آموزش و یادگیری اطلاق می شود. برخی عبارات دیگر مانند آموزش آن لاین ، آموزش مجازی ، آموزش تحت شبکه و آموزش تحت وب برای توصیف این نوع آموزش و یادگیری به کار میروند. اما به نظر میرسد عبارت آموزش الکترونیک فراتر از آموزش آنلاین ، آموزش مجازی ، آموزش تحت شبکه و آموزش تحت وب میباشد. آموزش الکترونیکی تمامی فعالیتهای آموزشی که به صورت فردی و گروهی به صورت آنلاین و آف لاین از طریق استفاده از شبکه ، رایانه و وسایل الکترونیکی انجام می شود را در بر میگیرد (Naido,2006) . آموزش الکترونیکی در حوزه های وسیع به کار گرفته می شود که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد: یک وسیله آموزشی برای کارکنان و مشتریان؛ تسریع در دسترسی به بازار؛ عملکرد و بهرهوری بیشتر؛ بروز رسانی دانش و تسهیل در جذب نیروی انسانی؛ ایجاد فرصتهای آموزشی برابر برای کارکنان (Codone,2001) . در این قسمت سیزده رهنمود پژوهش محور را برای طراحی موفقیت آمیز برنامه های آموزش از راه دور (دور اموزی) در قالب یک جدول مطرح میکنیم :
| ردیف |
رهنمود |
توصیف |
| ۱ |
تنها زمانی آموزش از راه دور را ارائه دهید که اطمنیان دارید نیازهای سازمان را تامین میکند |
پیش از آنکه آموزش از راه دور را به عنوان راهبرد ارائه آموزش برگزیده شود، لازمست مسائل بهبود سازمان که به آنها خواهد پرداخت و راه های مواجهه آن با این مسائل مد نظر قرار گیرد. |
| ۲ |
هنگام طراحی برنامه های دور آموزی، فرآیندهای شناختی انسان را مد نظر قرار دهید. |
دور آموزی را باید به گونه ای طراحی کرد که پودمانهای آموزشی با بنیادهای نظریه یادگیری شناختی (نظریهای که چگونگی پردازش محرکهای محیطی مغز را تبیین می کند) همپوشانی داشته باشد. |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۴-۴۸: ارزیابی عملکرد مدل های درخت تصمیم ۱۳۷ جدول ۴-۴۹: میزان اهمیت هریک از نسبت های مالی در تحلیل حساسیت ۱۳۸ جدول ۵-۱: خلاصه نتایج ۱۴۳ فهرست شکل ها شکل ۲-۱ مراحل داده کاوی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۳۱ شکل ۲-۲ تحلیل عاملی تاییدی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۳۶ شکل ۲-۳ تحلیل عاملی اکتشافی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۳۸ شکل ۳-۱ مراحل انجام پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۵۵ شکل ۴-۱: مدل پیاده سازی الگوریتم در نرم افزار clementine………………………………………………………………………………………………86 شکل ۴-۲: نمودار درخت CHAID…………………………………………………………………………………………………………………………………………………87 شکل ۴-۳ نمودار درخت C&RT…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….88 شکل ۴-۴ نمودار درخت QUEST………………………………………………………………………………………………………………………………………………….89 شکل ۴-۵ نمودار درخت C5.0……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….90 شکل ۴-۶ نمودار سود بورس…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۹۳ شکل ۴-۷ نمودار سود صنعت مواد و محصولات دارویی……………………………………………………………………………………………………………….۱۰۲ شکل ۴-۸ نمودار سود صنعت خودرو و ساخت قطعات………………………………………………………………………………………………………………..۱۱۱ شکل ۴-۹ نمودار سود صنعت فلزات اساسی………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۲۰ شکل ۴-۱۰ نمودار سود صنعت محصولات غذایی و آشامیدنی به جز قند و شکر……………………………………………………………………….۱۲۹ شکل ۴-۱۱ نمودار سود صنعت سیمان، آهک و گچ…………………………………………………………………………………………………………………….۱۳۸ فصل اول کلیات پژوهش مقدمه تحقیقات بسیار زیادی در سالهای اخیر در مورد ماهیت و روش اندازهگیری عملکرد شرکت ها انجام شده است. نتایج این تحقیقات از آن جهت ارزشمند است که میتوان وضعیت فعلی شرکت ها را درک نمود و چالشهای آینده در زمینه اندازهگیری عملکرد را مورد بررسی قرار داد. امروزه صاحبنظران حوزه مدیریت بر اهمیت مدلهای ارزیابی عملکرد بهعنوان یکی از معتبرترین شاخصهای توسعهیافتگی شرکت ها تأکید میورزند. از این رو، یکی از دغدغههای اساسی شرکت های امروزی، دستیابی به یک شیوه ارزیابی کارا و انعطافپذیر است تا با آن بتوان کلیه ابعاد عملکردی شرکت را مورد بررسی قرار داد. اگر اندازهگیری عملکرد را فرایند کمّیسازی کارایی و اثربخشی یک فعالیت تعریف کنیم، از جمله راههای تجزیه و تحلیل گزارشهای مالی که از طریق آن میتوان حجم بالای اطلاعات موجود در گزارشهای مالی را خلاصه نمود و همزمان جنبههای مختلف فعالیت شرکت را مورد بررسی قرار داد، تهیه نسبتهای مالی از اطلاعات گزارشهای مالی است. نسبتهای مالی، بیانکننده ارتباط بین دو یا چند رقم از ارقام صورتهای مالی است که به صورت جزئی از کل یا درصدی از آن بیان میشود. زمانی که یک نسبت محاسبه میگردد، میتوان گفت که عدد بهدست آمده، محصول یک رابطه ریاضی و همبستگی آماری دو یا چند متغیر در مقطع خاصی از زمان است(تقی زاده،۱۳۹۰). مقابله با چالشهای پیشروی شرکت ها نیازمند آن میباشد که مدیران آنها الگوی مناسبی از اندازهگیری عملکرد داشته باشند تا بتوانند به بهبود مستمر در تمام زمینهها دست یابند. اندازهگیری عملکرد، پیشرفت مداوم به سمت اهداف تعیینشده را ممکن میسازد و نقاط رکود و رونق را شناسایی می کند. از جمله معیارهای مهم عملکرد، معیار مالی است که اندازهگیری آن از روشهای گوناگون امکانپذیر است. تعیین عملکرد واحد تجاری با بهره گرفتن از یک سری نسبت های اندازه گیری مالی یک مسئله جالب و چالش برانگیز برای اکثر محققان می باشد. بطور کلی ارزیابی عملکرد شرکت ها و دانستن روش هایی جهت پیش بینی آن ها میتواند بر تصمیم های سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل شرکت اثرگذار باشد. این ارزیابی در تعیین موقعیت شرکت و حتی امکان وجود احتمال ورشکستگی نیز اثر دارد. تشخیص فاکتورهایی که می تواند به درستی عملکرد واحد تجاری را پیش بینی کند برای هر تصمیم گیرنده بسیار جالب است(درسان دیلن و همکاران [۱]،۲۰۱۳). با این مقدمه، در این پژوهش قدرت برازندگی شاخص های شرکتی بر ارزیابی عملکرد واحد تجاری با بهره گرفتن از الگوریتم درخت تصمیم، مورد بررسی قرار می گیرد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
مساله پژوهش مباحث ارزیابی عملکرد را میتوان از زوایای متفاوتی مورد بررسی قرار داد. دو دیدگاه اساسی سنتی و نو در این باره وجود دارد. دیدگاه سنتی، قضاوت و یادآوری عملکرد و کنترل ارزیابی شونده را هدف قرار داده و سبک دستوری دارد. این دیدگاه صرفاً معطوف به عملکرد دوره زمانی گذشته است و با مقتضیات گذشته نیز شکل گرفته است. دیدگاه نو، آموزش، رشد و توسعه ظرفیتهای ارزیابی شونده، بهبود و بهسازی افراد و شرکت و عملکرد آن، ارائه خدمات مشاورهای و مشارکت عمومی ذینفعان، ایجاد انگیزش و مسئولیتپذیری برای بهبود کیفیت و بهینهسازی فعالیتها و عملیات را هدف قرار داده و مبنای آن را شناسایی نقاط ضعف و قوت و تعالی شرکتی تشکیل میدهد. خاستگاه این دیدگاه مقتضیات معاصر بوده و با ارزیابی سیستمی عملکرد با بهره گرفتن از تکنیکها و روشهای مدرن، توسعه پیدا میکند. حوزه تحت پوشش اندازهگیری عملکرد میتواند سطح کلان یک شرکت، یک واحد، یک فرایند و کارکنان باشد. در الگوهای نوین ارزیابی عملکرد، مدل های کمی مثل معیار بهرهوری با رویکرد ارزش افزوده، معیار کارآمدی با رویکرد اثربخشی و کارآیی و معیار سودآوری با رویکرد حسابرسی عملکرد؛ و مدل های کیفی، مثل معیار توصیفی و ارزشی با رویکرد تعهد شرکتی و اخلاق شرکتی و چند معیار دیگر بکار گرفته شده است. دست کم هفت مقیاس برای ارزیابی عملکرد یک شرکت وجود دارد که الزاماً متمایز از یکدیگر نیستند. این مقیاسها عبارتند از: اثربخشی، کارایی، سود و سودآوری، بهره و بهرهوری، کیفیت زندگی شغلی، خلاقیت و نوآوری و کیفیت(تولایی، ۱۳۸۶). تداوم فعالیت یک شرکت یکی از معیارهای رتبه بندی و از مفروضات بنیادی حسابداری است که بر اساس آن تمامی واحدهای اقتصادی، برای مدت نامحدودی به فعالیت خود در عرصهی تجارت و خدمات یک جامعه، به تکاپو میپردازند. حال این شرکتها درجات متفاوتی از نظر میزان کسب سود و امکان فعالیت مداوم دارا میباشند که از منظر افراد ذینفع، قدرت شرکت برای تداوم فعالیت، با پیش بینی ورشکستگی همبستگی متناسبی دارد و لذا برای تصمیم گیریهای خود نیازمند ارزیابی عملکرد شرکت جهت اخذ تصمیم های مناسب میباشد. نگرانیهای منطقی سرمایه گذاران از بازگشت اصل و سود سرمایهشان موجب تقاضای آنها برای ارائه ابزارهای بهتری جهت ارزیابی میزان توانایی شرکتها در تداوم فعالیتشان شده است. در این بین پیشگامان حسابداری و پژوهشگران مالی جهت پاسخ به این تقاضا سعی در ارائه مدلهایی دارند که از ترکیب این نسبتهای مالی حاصل شده و قادر است عملکرد و توانایی پرداخت سود و تداوم فعالیت شرکتها را مؤثرتر اندازه گیری کند(عبداللهیان، ۱۳۹۲). تهیه صورتهای مالی، یکی از متداولترین روشهای تجزیه و تحلیل اطلاعات مالی است. هر گروه از استفاده کنندگان صورتهای مالی، موفقیت یک فعالیت در بورس را از دیدگاه خود بررسی میکند. یکی از معیارهای ارزیابی موفقیت یک صنعت یا فعالیت، نسبتهای مالی است. این نسبتها، در حقیقت، چکیده گزارشهای مالی شرکتها هستند که اطلاعات زیادی را درباره وضعیت درونی شرکتها ارائه میدهند. نسبتهای مالی، شاخصهای خوبی برای سنجش عملکرد و موقعیت مالی بنگاهها هستند. این نسبتها را میتوان بر طبق اطلاعاتی که ارائه میکنند، طبقهبندی نمود. طبقهبندیهای مختلفی از نسبتهای مالی وجود دارد(تقی زاده،۱۳۹۰). در کل کتاب های مالی و حسابداری، نسبت های مالی را به گروه های نقدینگی، سودآوری، توانایی پرداخت بدهی های بلندمدت و بهره وری دارایی یا نسبت های دوره گردش طبقه بندی می کنند. نسبت های نقدینگی، توانایی شرکت را برای پرداخت بدهی کوتاه مدت ارزیابی می کند درحالی که نسبت های پرداخت بدهی بلندمدت میزان ریسک و مخاطره سرمایه گذاری در واحد تجاری برای بستانکاران را بیان می کند. نسبت های سود آوری، توانایی ایجاد سود شرکت را بر پایه فروش، حقوق صاحبان سهام و دارایی ها آزمون می کنند. نسبت های بهره وری دارایی یا دوره گردش ارزیابی می کند که شرکت، چگونه با موفقیت از طریق بکارگیری دارایی، وصول حساب دریافتنی و فروش موجودی هایش، ایجاد درآمد میکند. مهمترین هدف نسبتها در تجزیه و تحلیلها، تسهیل و تفسیر گزارشهای مالی است که با کاهش اعداد زیاد موجود در گزارشهای مالی و تبدیل آنها به نسبتهای مالی محدود انجام میگیرد. برای ارزیابی عملکرد مالی شرکتهای مختلف باید معیارهای ارزیابی ـ که معمولا مالی هستندـ را در اختیار داشته باشیم. نسبتهای مالی معمولاً از ترازنامه، صورت سود و زیان، و صورت جریان نقدی بهدست میآیند. با این حال، برخی نسبتهای مالی، دارای ساختار و الگوی یکسان میباشند. برای اجتناب از ارزیابی مکرر نسبتهای مالی مشابه، آنها را در دستههایی خوشهبندی میکنند. در این بین بحث تبیین قدرت تداوم فعالیت و تعیین توانمندی در سودآوری و ایفای تعهدات یک شرکت همواره از اهمیت ویژه ای برخوردار است لذا برای استفاده کنندگان از اطلاعات، سرمایه گذاران و اعتباردهندگان داشتن ابزار مناسب برای پی بردن به میزان این توانایی در تداوم فعالیت بنگاه های اقتصادی بسیار با اهمیت است. در مطالعات اولیه، محققان روش های آماری را به کار می برند که برای فرضیات خطی و نرمالیزه غیرواقعی مهیا باشد. برای مثال آلتمن (۱۹۶۸) تحلیل مبین چندگانه[۲] به کار برد که داده ها را برای اجرای کوواریانس همارز و نرمالیزه و استقلال شرایط متغیرها فراهم می کند. برتری روش های درخت تصمیم ( تکنیک های داده کاوی رایج) این است که از این فرضیات محدود آزاد است. علاوه بر آن درخت تصمیم می تواند به آسانی با صفحات گرافیکی، قابل درک شود بطوری که برای مدیران شفاف و قابل استنباط باشد(درسان دیلن و همکاران،۲۰۱۳). بنابراین وجود ارتباط میان شاخص های شرکتی و شاخص های ارزیابی عملکرد شرکت تایید شده است و مطالعات اساسی تنها از جهت بسط و استفاده از متغیرهای متفاوت (نسبت های مالی) و یا کاربرد تکنیک های تحلیل با بقیه مطالعات متفاوت است ولی علیرغم اهمیت این ارتباط از روش های جدید برای توصیف آن استفاده نشده است. با عنایت به مراتب فوق مساله اصلی تحقیق حاضر که محقق به دنبال آن است به شرح زیر قابل تبیین است: بر مبنای الگوریتم درخت تصمیم کدامیک از شاخص های شرکتی، تصویر مناسبی از عملکرد را ارائه می کنند؟ اهدف پژوهش با توجه به این که در این پژوهش شاخص های ارزیابی عملکرد شرکت، نسبت های ROE وROA در نظر گرفته شده است هدف، آن است که نسبتهای مالی با توجه به قدرت برازش آن ها بر شاخص های ارزیابی عملکرد و با بهره گرفتن از الگوریتم جدید درخت تصمیم بررسی و طبقه بندی و یا اولویت بندی شوند. سوال های پژوهش با شکل گیری مبحث جدایی مالکیت از مدیریت و پیدایش تضاد منافع بین مالکان و مدیران، ارزیابی عملکرد شرکت ها و مدیران از موضوعات مورد توجه اقشار مختلف مثل اعتباردهندگان، مالکان، دولت و حتی مدیران است. بر اساس مبانی نظری حسابداری و گزارشگری مالی کشورهای آنگلوساکسون و نیز ایران، سرمایه گذاران، اصلی ترین استفاده کنندگان صورت های مالی به شمار می روند. این گروه در پی اطلاعاتی هستند که به وسیله آن ارزیابی مخاطره و بازده مورد انتظار سرمایه گذاری امکان پذیر شود. بنابراین، در این پژوهش تمرکز اصلی بر ارزیابی عملکرد از دیدگاه سهامداران است. متغیرهای انتخاب شده از این دیدگاه، شامل دو متغیر حسابداری؛ یعنی بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام است. دلیل عمده برای انتخاب بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام به عنوان متغیرهایی برای ارزیابی عملکرد شرکت این است که، این نسبت ها با استراتژی شرکت و عملکرد مدیریت رابطه مستقیم دارند. برای مثال، ۸۰ درصد پژوهش هایی که به بررسی عملکرد شرکت ها پرداخته اند، «بازده داراییها» را به عنوان یک معیار مهم ارزیابی عملکرد انتخاب کرده اند. ضرورت ارزیابی عملکرد آنقدر بدیهی است که کسی در آن شک نمی کند و چون و چرا نمی آورد. اما در چگونگی کار بحث بسیار است. ادنان و دار در طی تحقیقی مقایسه ای دریافتند که تقریبا، ۷۰% از ۸۹ مدل تحلیلی ارزیابی عملکرد طی سال های ۱۹۶۷-۲۰۰۵ بر مبنای نسبتهای مالی شکل گرفته اند و این اهمیت استفاده از نسبت های مالی (شاخص های شرکتی) با محتوای اطلاعاتی بالا در مدلهای ارزیابی عملکرد را آشکار می سازد. بنابراین سوالات تحقیق حاضر آن است که:
-
- با بهره گیری از الگوریتم درخت تصمیم، کدامیک از شاخص های شرکتی، عملکرد شرکت را بهتر تبیین می کند؟
-
- آیا اولویت بندی نسبت ها در ارزیابی عملکرد می تواند تحت تاثیر خصوصیات صنایع قرار گیرد؟
در اینجا این نکته قابل توجه است که آیا بهره گیری از الگوریتم درخت تصمیم، نتایج متفاوتی نسبت به مطالعات قبلی ارائه می کند یا خیر. متغیرهای پژوهش در این پژوهش، قصد داریم رابطه نسبت های مالی را که در پژوهش های قبلی مطرح شده اند با نسبت های عملکرد شرکت بررسی کنیم. ۱-۵-۱- متغیرهای مستقل برای اندازه گیری نسبت های مالی به عنوان متغیرهای مستقل از روش ها و مدل های مطرح در کتب مدیریت مالی استفاده شده است.
| لیست نسبت های مالی |
| نسبت های نقدینگی |
|
|
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- عدم رهبری و سازماندهی مشخص و روشن. اگرچه هسته اصلی این جنبش اعتراضی، جوانان ۶ آوریل بودند و سپس سایر مخالفان بدان پیوستند، سازماندهی و رهبری خاصی به چشم نمیخورد. وقتی این دو عامل وجود نداشته باشد هم میتواند نقطه ضعف و هم نقطه قوت تلقی گردد؛ نقطه ضعف است چون امکان ارائه بدیل و استفاده از تمامی توان مخالفان را در این جهت کاهش میدهد در نتیجه – غیاب این دو مولفه – در پیگیری برخی اقدامات و تحقق کامل اهداف اختلال ایجاد میکند، و در عین حال نقطه قوت است بخاطر آنکه دستگاههای امنیتی با پدیدهای سر و کار پیدا میکنند که به طور دقیق آن را نمیشناسند. توضیح اینکه تشکیلات امنیتی مصر، اخوان و دیگر مخالفان را از قبل و بهخوبی میشناخت، در طول زمان درباره رهبری، اهداف، تشکیلات و شیوه عمل آنها اخبار و گزارشهایی به دست آورده بود، از اینرو راه های مقابله با آنها را میدانست، اما هسته اصلی رویدادهای اخیر جنبشی بود که سال ۲۰۰۸ و در پی سرکوب اعتراضات بخش نساجی مصر شکل گرفت و اعضای آن هم بیشتر در فضای مجازی فعالیت میکردند. در نتیجه، تشکیلات امنیتی میدانست مخالفانی وجود دارند، اما نمیدانست دقیقا در کجا هستند و اصلا باید با چه کسی و یا سلسله مراتبی برخورد شود. نکتهای که شایسته بررسی و تامل بیشتر است و سبب اهمیت یافتن این ویژگی میشود، آن که تجربه مصر و تونس نشان داد جنبش در مراحل آغازین خود نیازمند رهبری و سازماندهی نیست.
- حمید احمدی ، (۱۳۸۹ ) ، مقاله ای تحت عنوان « بررسی رفتار سیاسی اخوان المسلمین در تحولات مصر و تحلیل نقش آفرینی آن در تحولات آتی » دارند و معتقد است :
در تحلیل ها، نباید در مورد قدرت اخوان المسلمین اغراق کرد. در حقیقت به رغم اهمیت نیروی سیاسی اخوان، این گروه سلطه و هژمونی کامل بر جامعه مدنی مصر ندارد. شاید قویترین جریان باشد اما هژمونی کامل بر نیروه های سیاسی ندارد. به هرحال همانطور که اشاره کردیم، اخوان سیاست صبر و انتظار و میانه روی در پیش خواهد گرفت و در عین حال به تقویت خودش خواهد پرداخت. سناریویی که نباید از آن غافل شد این است که اخوان، قربانی ائتلاف و اتحاد نیروهای داخلی، ارتش، دولت های غربی و آمریکا شده که در یک توافق – هرچند غیر رسمی- به اخوان اجازه وارد شدن به صحنه سیاسی را ندهند.
- ابراهیم متقی[۸]،( ۱۳۸۹ ) ، مقاله ای تحت عنوان « نقش عوامل بیرونی در تحولات مصر » را دارند که از نظر ایشان عوامل بیرونی عبارتند از : الف: تحول رسانه ای و گسترش هویت گرایی در خاورمیانه: ظهور بازیگران جدید . ب: نگرش آمریکا و تحولات منطقه . پ: ویژگی انقلاب مصر. ت: آمریکا و تحولات مصر. ث: تاثیر تحولات داخلی مصر بر محیط خاورمیانه.
از زمان شروع انقلاب مصر تا امروز حتی یک شعار مرگ به کار گرفته نشد. فضای اجتماعی کشورهایی نظیر مصر کاملا نرم است از همه مهم تر اینکه در این کشور نوعی تنوع مذهبی و قومی هم وجود دارد. به طور کلی اگر حکومتی نتواند گرایشات متفاوت سیاسی را مدیریت کند و به جای آن در صدد بهره گیری از الگوی کنترل و مقابله باشد، ممکن است در کوتاه مدت به موفقیت برسد اما طی فضاهای اجتماعی که در آینده بوجود می آید، با بحران روبرو شده و در مقابل نیروهای اجتماعی به اقدامات واکنشی تغییر ساختاری مبادرت می کنند. دیپلمات های امریکای در دوران های مختلف زمانی و نیز در مذاکرات مختلف با مبارک، مسئله آزادی های سیاسی-اجتمای، احزاب و دموکراسی نسبی قابل کنترل را به وی گوشزد می کردند . اما همواره هرگاه که بحث های اصلاح در ساختار سیاسی مصر از سوی آمریکا مطرح می شد، استدلال مبارک این بود که پیروز انتخابات آزاد و دموکراتیک بنیادگراها خواهند بود.
- سید سلمان صفوی ، ( ۱۳۹۰ ) ، مقاله ای تحت عنوان « تحولات مصر و تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه » دارند و معتقد است :
بدون شک توازن و ساختار قدرت در خاورمیانه با توجه به جنبش های مردمی و سقوط بن علی، مبارک و لرزان شدن تاج و تخت اکثر حکومت های عربی خاورمیانه به سرعت در حال تغییر است. بازنده اصلی تحولات اخیر مصر رژیم تل آویو است که مهم ترین یاور خود مبارک را از دست داده است. مرزهای مصر و غزه بازشده و حماس و فتح به توافق رسیده اند. با سقوط بن علی و مبارک و بی اعتمادی حکومت های عرب به امریکا، و بیزاری مردم خاورمیانه از سیاستهای استیلا جویانه آمریکا، دوره هژمونی آمریکا در خاورمیانه به اتمام رسیده است. اما ممکن است آمریکا تا مدتی همچنان نفوذ خود را در منطقه حفظ کند. جبهه مقاومت و خط استقلال بیشترین نقش را در معادلات آینده منطقه خاورمیانه ایفا خواهد کرد. آمریکا با روش های مختلف کوشش میکند جنبش اسلامی مصر را به انحراف بکشاند اما سناریوهای آمریکا با توجه به بیداری اسلامی در ملت مصر و خاورمیانه با شکست روبرو خواهد شد.
- سعید شهابی ، ( ۱۳۹۰ ) ، مقاله ای تحت عنوان « انقلاب و ضد انقلاب در مصر » دارند و معتقد است که :
جهش عرب خاورمیانه را در یک تسونامی سیاسی به لرزه درآورده است و با وجود اینکه تدابیر منطقه ای و بین المللی جلوی گسترش آنرا می گیرند، شور و تندی این تسونامی سیاسی در مناطق بیشتری ادامه می یابد. مصر دومین کشور در رویارویی با انقلاب مردمی است که رهبر خود را برانداختند و به این امید هستند که رژیم سابق کاملاً از بین خواهد رفت و تشکیلات دولتی جدیدی برمبنای خواست مردم جایگزین خواهد شد. ولیکن بانضمام سرکوب توسط مراجع قدرت، حرکتهای انقلابی با مخربترین چالش ضد انقلابی مواجه هستند. تونس و مصر هر دو در مدت کوتاهی متحمل تغییر انقلابی شدند که هیچ شانسی را برای بازیگران خارجی باقی نگذاشت تا حملات متقابلی را برپاکنند. اما اکنون بنظر می آید که تلاشهای آتشین پشت صحنه حمایت شده توسط مردم با احتمال نزدیک به یقین در جهت این حکومتهای استبدادی به مرحله آخر خواهد رسید. در میان حرکتهای انقلابی، مصر مهمترین کشور برای محک زدن این مسئله است که آیا اعتراضهای مردمی خواهد توانست مصر را به یک حکومت دموکراسی دایر تبدیل کنند. اکنون این تلاشها توسط نیروهای ضد انقلابی مختل می شوند که برای جلوگیری از جریان تغییر در اوج قدرت و فعالیت خود هستند. ماهیت این نیروهای ضد انقلابی چیست؟ برنامه کار آنها چیست؟ پشت آنها چه کسانی قرار دارند؟ روش های آنها چیست؟ و در نهایت آیا آنها می توانند واقعاً با خواست مردم بجنگند و عزم آنها را نقض کنند؟ سعید شهابی تلاش کرد تا جلوه های عملکرد نیروهای ضد انقلابی را ارائه دهد که تلاشهای خود را در مصر متمرکز کرده اند. وی چهار رژیم آمریکا، تل آویو، انگلسی و سعودی را از مخالفین فعال جنبش مردمی مصر و ایجاد تغییرات اساسی در مصر معرفی کرد.اگر مصر بصورت حکومت دموکراسی در آید، تقریباً همه کشورهای عربی نیز بهمین شکل بصورت حکومت دموکراسی درخواهند آمد. ۲۰ . مصیب سلطانی ، ( ۱۳۸۹ ) مقاله ای تحت عنوان « اهمیت شبکه های اجتماعی در شکل گیری جنبش ها در جهان امروز » دارند که معتقد است : شبکه های اجتماعی و نقش آنها در جهت دهی به افکار مردم موضوعی است که در دو جنبه قابل بررسی می باشد: اولاً شبکه سازی در فضای مجازی و اینترنت و ثانیاً شبکه های اجتماعی حقیقی در جوامع. در باب اهمیت شبکه های اجتماعی و سایت های ارتباط جمعی در فضای مجازی باید عنوان کرد که جوامع در حال توسعه نظیر ایران، با تغییرات فاحش در بافت اجتماعی خود مواجهند. با افزایش پرشتاب قشر تحصیلکرده دانشگاهی، روزبه روز به میزان طبقه نوظهور متوسط افزوده می شود. پیامد ایجاد چنین طبقه اجتماعی در جوامع انسانی، تولید نخبگان جدید در سطح جامعه و تغییر در ترکیب و ساختار نخبگان قبلی می باشد.این فرایند تدریجی در بلند مدت، منجر به تغییر ذائقه ارتباطی عموم جامعه می شود. این حقیقت همان نکته اساسی توجهات طراحان جنگ نرم برای تمرکز بر فضای مجازی را تشکیل می دهد. به عبارتی دیگر با شکل گیری طبقه جدید و تحصیلکرده در کشور این گروه برای دسترسی به اطلاعات و اخبار دیگر خود را محدود به رسانه های سنتی نظیر رادیو و تلویزیون و روزنامه ها نمی کنند.بلکه با بهره گرفتن از امکانات نوین نظیر اینترنت و بهره گیری از قابلیت های آن نیاز های اطلاعاتی خود را برطرف می سازند و از این رهگذر ایجاد شبکه های مجازی در اینترنت فرصت بسیار مناسبی برای سازماندهی و تاثیر گذاری بر این قشر می باشد. ۲-۱-۲-مقالات خارجی درباره اینترنت ونقش آن درشکل گیری جنبش های اجتماعی مورد پژوهی مصر و تونس می توان به:
- مقاله ای که مریم محمد طلعت ،(۱۳۹۰) با عنوان« انقلاب ، جوانان ، اینترنت »، با ترجمه : محمد ولوی، به چاپ رسیده اشاره کرد. . این فعال اینترنتی با آیه ای از قرآن به همراه تصاویری از شهدای انقلاب مصر و تحرکات خیابانی مردم شرایط به وقوع پیوستن انقلاب را به همراه موضوعاتی چون گسترش نرخ بی سوادی مردم مصر، رشوه های مکرر،میلیون ها جوان تحصیل کرده بیکار ، گسترش فقر و ارائه تعدادی آدرس های اینترنتی که موجب گردید اخبار جنبش اجتماعی مردم در روز های سخت انقلاب در اختیار معترضین قرار گیرد را تاپایان حکومت حسنی مبارک به شیوه ای تاریخ نگاری بیان کرده است .
- مقاله ای که شریف منصور در(۲۰۱۰ ) تحت عنوان « انقلاب فیس بوکی ، کفایه ، مبارزه برای دموکراسی و حکومت خوب در مصر » به زبان انگلیسی انتشار داده است که معتقد است انحصار تقریبا سی ساله مبارک بردستگاه قدرت به یاری قانون وضعیت اضطراری، موجب شده که درمصر جنبش مخالف قدرتمندی به وجود نیاید اما در سال ۲۰۱۰ انتخابات پارلمانی برگزار می شود که فیسبوک و اینترنت گزینه هایی برای عمل گروه های نو و نیروهای سیاسی درحال پیدایش جامعه مدنی قرار می گیرند. افزایش شمارجنبش های ناراضی در سراسر جامعه قابل روئیت است . سازماندهی ها در سطوح پایین جامعه با هدف بسیج مسالمت آمیزعلیه مبارک و حزب او، در انتخابات پارلمانی انجام می شود. مصر در حال گذار به سوی دموکراسی است.
- همچنین مقاله مجدی قرقر، ( ۱۳۹۰ ) ،« باعنوان خدا درمیدان التحریر با ما بود درس های دهگانه انقلاب»، با ترجمه : سید حمید عصمتی، به چاپ رسیده است اشاره کرد . وی با ارائه راه های دهگانه ای که موجب پیروزی جنبش مردم مصر و آزاد سازی این کشور از دست دیکتاتور حسنی مبارک بود پرداخته و به ترتیب آنهارا تا پیروزی واقعی برمی شمارد .ایشان می گوید در آستانه چیدن ثمره انقلاب هستیم ، زمان آن فرارسیده که برخی از درس های این انقلاب فراگیر را استخراج کنیم:
اولین درس، این انقلاب به نظر ایشان ثمره کار نیرو های نظامی و چتر باز نیست بلکه امتداد بیش از سه دهه مبارزه حزب کار گر مصر و جبهه ملی می باشد و به توضیح در مورد هر دو و عملکرد آنها می پردازد . درس دوم ، این انقلاب انقلاب ملت است که پیران بذر آن را کاشته و جوانان آن را شخم زده و ملت به آن رسیدگی کرد و سپس همگی در برداشت محصول آن شادی و مشارکت کردند . درس سوم ، انقلاب گنجینه تمدنی مصر را آشکار کرد و همانطور که شبکه سی ان ان گفت « این اولین باری است که ملتی قیام می کند و بعد خود خیابان هارا نظافت می کند». در چهارم ، مطالبات این انقلاب مطالباتی پویا و متغیر بود که هوشمندانه ، در تعامل با تغییرات تغییر می کرد . درس پنجم ، این انقلاب کاملا ملی است ، اگر انقلاب های غرب و آمریکای لاتین نارنجی بوده اند ، اما این انقلاب تنها رنگ پرچم مصر را داشت . درس ششم ، از نظر ایشان وابستگی و استبداد دو روی یک سکه اند . نمی توان مساله استقلال را از مساله استبداد و فساد و عدالت اجتماعی جداکرد . در س هفتم ، امت ما امت عربی واحد ی است که در وطن عربی واحد زندگی می کند بنابراین مرز های توافق نامه های سایکس و بیکو و سازمان های بین المللی خطوطی خیالی و تجزیه کننده است که باانقلاب از بین رفته است . درس هشتم ، ارتش های عربی باید به عنوان یکی از پایه های دولت ، ارتش ملی باشند و نه به عنوان پایه های نظام . درس نهم ، معیار این انقلاب ها باید در جهت مساله فلسطین باشد زیرا این مساله ، مساله محوری ماست . آزاد سازی فلسطین و مسجد الاقصی حقیقتی قرآنی است . درس دهم ، دست خداوند پنهان نبود به همراه ما بود زیرا ما از اسباب استفاده کردیم ، همچنان که برای نبی گرامی ما ( ص ) در جنگ بدر اتفاق افتاد . در پایان نتیجه ای که ایشان می گیرند این است که علیر غم این دروس خطرات بزرگی انقلاب مصر و انقلاب عربی را تهدید می کند ، تنها تضمین برای محقق شدن اهداف و حفظ دستاورد هایش ادامه این انقلاب است.
- در مقاله تدوین شده توسط حازم کندیل[۹]،( ۲۰۱۱ ) با عنوان «در مصر چه گذشت ؟ الف : چگونگی شکل گیری جنبش مصر»،توسط سایت مقاومت با اسم مستعاراودیپوس ترجمه شده و درهمان تاریخ در دسترس عموم قرار گرفته است .
وی معتقد است : در طی سال های اخیر زمینه های یک خیزش اجتماعی در زیر پوست جامعه مصر در حال شکل گیری بود و حسی عمومی در میان مردم شکل گرفته بود که شرایط به همین صورت قابل ادامه نخواهد بود. فیلم ها، رمان ها و آهنگ هایی با تم انقلابی تولید شده و ایده تغییر همه جا در تخیل مردم قابل مشاهده بود. وزمینه این خیزش از سوی او پخش تصاویر خالد سعید بود که در سر تاسر اینترنت صورت پذیرفت و سپس در دوبی یکی از مدیران اجرایی گوگل به نام وائل غنیم گروهی را در فیس بوک به نام “ما همه خالد سعید هستیم” ایجاد کرد و درخواست نمود که هر کسی که چنین وحشی گری ای را تجربه نموده است به آن ملحق شود.
- یوحنا نجدی( ۲۰۱۱ ) نیز مقاله ای باعنوان وداع با دیکتاتور ، نگاهی به دلایل انقلاب مصر دارد که توسط نجات بهرامی در سایت ورد پرس دات کام ترجمه کرده ودر همان تاریخ آن را انتشار داده است. یو حنا نجدی دلایل بیشماری را برای این انقلاب ذکر می کند اما یکی از دلایل این انقلاب را توسعه اینترنت و فناوری دانسته و معتقد است اینترنت به جوانان بیکار و ناامید مصر این امکان را داد تا ضمن ارتباط با گروه ها و اشخاص مخالف، دست به تاسیس شبکه اجتماعی وسیعی بزنند ، شبکه ای که نطفه اعتراضات اخیر و در نتیجه سقوط حسنی مبارک را منعقد کرد.
- راتب جوده[۱۰]، (۲۰۱۱ ) مقاله ای را تحت عنوان « نقش شبکه های اجتماعی درنا آرامی های مصر» منتشر کرده وپس از بیان رویداد های تونس و مصر به شرح مطالب نوشته شده در فضای اینترنت توسط فعالان پرداخته و معتقد است که جوانان استفاده کننده از اینترنت دارای نقش تعیین کننده ای در این تظاهرات هستند. رویداد های مصر بوضوح نشان می دهد که شبکه های اجتماعی چگونه می توانند تحولات سیاسی را بر انگیزند. این رویدادها همچنین روش های تازه ای را نشان می دهند که کاربران با کمک آنها محدودیت های دسترسی به اینترنت را رفع می کنند.معترضان روش هایی را برای رفع محدودیت های اینترنت و مخابرات موبایل پیدا کرده و امکان دسترسی به شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک و تویتر رابدست آورند. در صفحات کاربران در این شبکه های اجتماعی پیام های با محتوایی خاص ظاهر شدند که در ماهیت امر دستور العمل هایی برای معترضان بودند.
۷ . لی سالتر، (۱۳۸۹ ) ، مقاله ای در خصوص« دموکراسی، جنبشهای نوین اجتماعی و اینترنت»دارند که توسط پیروز ایزدی ترجمه و در سایت پایگاه اطلاع رسانی اصلاح ودر همان تاریخ منتشر شده است می نویسد : آثار هابرماس ما را قادر میسازد تا فهم بهتری از نحوه عملکرد اینترنت در رابطه با جامعه و نیز اهمیت دموکراتیک جنبشهای اجتماعی در این میان به دست آوریم. علاوه بر این، باور دارم که معایب و مزایای اینترنت و وب را به سادگی نمیتوان درک کرد ـ روابط پیچدهای میان جامعه، اینترنت، حکومت، تجارت، نهادهای حاکم بر اینترنت و جنبشهای سیاسی و اجتماعی وجود دارد. آنچه اینترنت میتواند برای این عوامل انجام دهد در خود تکنولوژی از پیش تعریف نشده است بلکه جا برای تعاریف موردنظر کاربران باز نگه داشته شده است به گونهای که هم شهروندان و هم رسانههای راهبر نظام ـ محور برای کسب هژمونی مبارزه میکنند. در این مفهوم، انجمن ارتباطات پیشرو را میتوان جنبشی قابل ملاحظه در تلاش برای تضمین نه تنها استفاده از اینترنت بلکه همچنین برای ایجاد ساختاری برای اینترنت در نظر گرفت که در برابر الزامات نظام ـ محور مقاوم باشد. با توجه به این نتیجهگیری، ضرورت دارد که کاربران اینترنت به نحوه شکل دادن به این رسانه و به ویژه ظرفیت ارتباطی آن علاقه نشان دهند. شاید فوریترین چالش برای کاربران اینترنت، یعنی همان چالشی که. . . . هابرماس نیز سعی در روشن ساختن آن دارند، عبارت است از تجاریسازی و کنترل استعمار. همانگونه که در قسمتهای مختلف این مقاله به این امر اشاره کردم، تغییری قابل شناسایی در محتوا، کاربرد و ساختار اینترنت طی پنج سال گذشته به وجود آمده است. این امر همزمان با علاقهمندی بیشتر بخشهای تجاری و دولت به آنچه میتوانند از این رسانه به دست آورند، رخ داده است. بخشهای تجاری فرصتهای پولساز را در آن مشاهده کردند و دولتها را تشویق کردند که برای استفاده آنها، دسترسی به اینترنت را تضمین کنند. دولت نیز ظرفیتهای تبلیغاتی، نظارتی و اداری اینترنت را مورد توجه قرار داد. توسعه وب از طریق افزایش تعداد «مصرفکنندگان»، امکانپذیر ساختن معرفی چند رسانهای کالاها و آسانتر ساختن ناوبری و کاربرد اینترنت به عاملی مهم تبدیل شده است. در حالی که از یک سو وب امکان دسترسی بیشتری را به تعداد بیشتری از تکنولوژیهای ارتباطی در مقایسه با گذشته فراهم ساخته است، از سوی دیگر میتوان گفت که قابلیت تعامل اینترنت را کاهش داده است چون وب سایتهای سیاسی و تجاری رسمی برای اجرای نقش، تریبونهای تبلیغاتی یک طرفه ایجاد شدهاند. در حالی که استفاده از «یوزنت»به عنوان یک سازوکار ارتباطی یک طرفه بیمعنی جلوه میکرد، استفاده از وب بدین ترتیب اینک قابل قبولتر میشود. از اینرو، به جای آنکه کاربران خود قسمت اعظم محتوای اینترنت را فراهم سازند، شرکتها و دولتها به استعمار بیشتر و بیشتر آن میپردازند. در واقع، میتوان چنین استدلال کرد که شکلی از حصارکشی در حال رخ دادن است که به موجب آن «خرده مالکان»وادار میشوند تا درون مناطق پرجمعیت، کنترل شده و تحت مقررات شدید فعالیت کنند، نظیر مناطقی که «آمریکا و آنلاین»۳۵ و «شبکه مایکرو سافت»۳۶ در اختیار آنها قرار میدهند. اگر این فرایند تداوم پیدا کند، کاربران اینترنت به گونهای فزاینده به حصارها و یا مجراهای از پیش تعریف شدهای هدایت میشوند که خروج از آنها روز به روز دشوارتر میشود و اینترنت را تنها به یک رسانه جمعی تحت استعمار دیگری تبدیل میکند که تنها ارائه دهنده اطلاعات و مباحث استاندارد، قابلیت تعامل محدود و هر آن چیزی است که مصرف کنندگان برای برآورده ساختن امیال مادی کنترل شدهشان به آن نیاز دارد. بار دیگر، این فرایند، هر چند ممکن است بزرگ به نظر برسد، از پیش تعیین شده نیست. این به عهده شهروندان، نمایندگان و جنبشهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است تا ادعاهای خود را مطرح سازند و این تضمین را به دست آورند که به عنوان یک ضرورت تحت حفاظت قرار گیرند. ۸ . فیلیپ ن. هاوارد[۱۱]، ( ۲۰۱۱ ) ، مقاله ای تحت عنوان«دموکراسی زاده شده در فضای دیجیتال »را منتشر کرده و معتقد است که : « تظاهرکنندگان در تونس و مصر از انگشتهای خود برای بیرون راندن دیکتاتورها از کشورهاشان استفاده کردند. زین العابدین بن علی بیش از ۲۰ سال قدرت را در تونس در دست داشت، و حسنی مبارک بیش از ۳۰ سال در مصر حکومت کرد. با اینحال مؤثرترین چالش ها را جوانان ۳۰- ۲۰ ساله دارای دانش دیجیتالی برای رژیم های متبوع خود ایجاد کردند، نه تروریست های مسلح. در سه ماه اول سال ۲۰۱۱، موجی از نارضایی شبکه های دیجیتال فرامرزی میان خانواده ها و دوستان را از الجزایر گرفته تا یمن فراگرفت. “بهار عرب” توسط بازیگران سیاسی سنتی مانند اتحادیه های صنفی، احزاب سیاسی یا اصول گرایان تندرو آغاز نگشت؛ بلکه با شبکه های اجتماعی و خانوادگی و شهروندان عادی شکوفا شد. بسیاری از این افراد پیش از این هیچگونه فعالیت سیاسی نداشتند: کارآفرینان جوان، کارمندان دولت، و قشر متوسط شهرنشین. رسانه های دیجیتالی به این دلیل که مردم را قادر می سازند شکایت های خود را به اشتراک بگذارند، به تبادل اطلاعات بپردازند، و بدون رویارویی گروه تشکیل دهند- و در ضمن به همین دلیل دولت ها به سادگی نمی توانند استفاده کنندگان را ردیابی کنند- وسیله ای مؤثر با انعطاف پذیری بسیار برای اقدامات دسته جمعی علیه حکومت های استبدادی به شمار می روند. گروه هایی که اعتراضات را در تونس، مصر، بحرین، یمن، و لیبی آغاز کردند و پایدار نگه داشتند تجربۀ چشمگیری در بررسی مسائل عمومی یا رأی دادن نداشتند و موفقیت کمی از راه تظاهرات به دست آورده بودند. بااینحال، این فعالان جوان از نظر سیاسی با نظم عمل می کنند و واقع بین و با یکدیگر همدست اند. آرمانهای سیاسی چگونه در جوانانی که تحت سلطۀ حکومت های استبدادگر بزرگ شده اند، به وجود می آیند؟ آنها چگونه دربارۀ زندگی سیاسی در کشورهایی که در آن دین و آزادی تضادی با هم ندارند، آگاهی می یابند؟ پاسخ به این پرسش ها این است: اغلب از طریق اینترنت.» ۹٫جیمز پتراس ، ( ۲۰۱۱) ، در مقاله ای با عنوان اعتراض اجتماعی در عصر اینترنت، که در پایگاه اینترنتی گلوبال ریسرچ منتشر شده به نقش اینترنت در جنبش های اجتماعی پرداخته است و از ناامنی آن به دلیل حضور بیش از ٨٠٠ هزار جاسوس سازمان های اطلاعاتی آمریکایی پرده برداشته و از سوی دیگر، وقت گذراندن در اینترنت و فعالیت سیاسی اینترنتی را بی نتیجه خوانده و از این بابت اینترنت را افیون توده ها برای بی عملی سیاسی و از بین رفتن جنبش های اجتماعی وابسته به اینترنت می خواند.در حقیقت، هرچقدر اینترنت در بسیج جنبشهای اجتماعی معترض به دولت امپریالیستی و استعمارگر وی تاکید می کند که اینترنت “یک منبع آزاد و ایمن اطلاعات، گفتمان و مباحثه” نیست. کارآمدتر میشود، احتمال مداخله دولتی-پلیسی نیز به بهانه “مبارزه با تروریسم” افزایش مییابد. ۱۰ . ابوجهجه ، (۱۳۸۹ ) ، مقاله ای تحت عنوان نکاتی در باره انقلاب تونس دارند که توسط آذرنگ ترجمه شده است وی معتقد است : از روز اول روشن بود که این انقلاب فقط برای نان نبود، بلکه انقلابی بود علیه دیکتاتوری و فساد… انقلاب از سوی همه بخشهای جامعه مورد حمایت قرار گرفت. فقرا، طبقه متوسط، و حتا بخش فوقانی طبقه متوسط … این انقلاب دارای پیآمدهای عمدهای در جهان عرب و فراسوی آن میباشد. اکنون همه دیکتاتورهای عرب در بارگاه خود میلرزند؛ به ویژه در کشورهای «مغرب»، اما مبارک هم امشب نخواهد خوابید .خلقهای عرب میبینند و مطمئناً میدانند که چه از عهده یک خلق برمیآید …امروز آمریکاییها و صهیونیستها- و همچنین فرانسه- از اینکه بهترین دوست آنها در منطقه سرنگون شده است، در اضطراب به سر میبرند… و خلق تونس با برنامه خود، با تمامی عناصر ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستیاش، به سوی به دست گرفتن و تعیین سرنوشت خویش در حرکت است …تونسی آزاد و دمکراتیک نه تنها یک الگوی دمکراسی برای خلقهای عرب، بلکه جایگاهی مطمئن و حامی نیروهای انقلابی، و سنگری برای حمایت از مقاومت بر ضد صهیونیسم و امپریالیسم آمریکا خواهد بود. اتحاد جهانی ضدهژمونی امپراتوری عضو دیگری خواهد داشت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
: H1 دادهها نرمال است (دادهها از جامعه نرمال آمده اند) اگر مقدار سطح معنی داری بزرگتر از مقدار خطا ) ۰.۰۵ ( باشد فرض صفر را نتیجه می گیریم و در صورتی که مقدار سطح معنی داری کوچکتر از خطا ) ۰.۰۵ ( باشد فرض یک را نتیجه می گیریم. جدول ۴-۸نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای متغیر ارزیابی ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
راه چاره ها ی محصولات در فرایند تصمیم خرید
| متغیر |
سطح معنی داری |
مقدار خطا |
تایید فرضیه |
نتیجه گیری |
| ارزیابی راه چاره ها ی محصولات در فرایند تصمیم خرید |
.۰۰۰ |
۰.۰۵ |
H1 |
نرمال است |
چون مقدار سطح معنی داری برابر .۰۰۰ و کوچکتر از مقدار خطا ) ۰.۰۵ ( می باشد پس فرض یک را نتیجه می گیریم یعنی متغیر ارزیابی راه چاره ها ی محصولات در فرایند تصمیم خرید نرمال نمی باشد.)پیوست ۳ ) آزمون نرمال بودن (کولموگروف اسمیرنوف) برای متغیر تصمیم خرید در فرایند تصمیم خرید. : H0دادهها نرمال نیست (دادهها از جامعه نرمال نیامده اند) : H1دادهها نرمال است (دادهها از جامعه نرمال آمده اند) اگر مقدار سطح معنی داری بزرگتر از مقدار خطا ) ۰.۰۵ ( باشد فرض صفر را نتیجه می گیریم و در صورتی که مقدار سطح معنی داری کوچکتر از خطا ) ۰.۰۵ ( باشد فرض یک را نتیجه می گیریم. جدول ۴-۹ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای متغیر تصمیم خرید در فرایند تصمیم خرید
| متغیر |
سطح معنی داری |
مقدار خطا |
تایید فرضیه |
نتیجه گیری |
| تصمیم خرید در فرایند تصمیم خرید |
.۰۲۴ |
۰.۰۵ |
H1 |
نرمال است |
چون مقدار سطح معنی داری برابر .۰۲۴ و کوچکتر از مقدار خطا ) ۰.۰۵ ( می باشد پس فرض یک را نتیجه می گیریم یعنی متغیر تصمیم خرید در فرایند تصمیم خرید نرمال نمی باشد.)پیوست ۳ ) آزمون نرمال بودن (کولموگروف اسمیرنوف) برای متغیر رفتار پس از خرید در فرایند تصمیم خرید. : H0دادهها نرمال نیست (دادهها از جامعه نرمال نیامده اند) : H1دادهها نرمال است (دادهها از جامعه نرمال آمده اند) اگر مقدار سطح معنی داری بزرگتر از مقدار خطا ) ۰.۰۵ ( باشد فرض صفر را نتیجه می گیریم و در صورتی که مقدار سطح معنی داری کوچکتر از خطا ) ۰.۰۵ ( باشد فرض یک را نتیجه می گیریم. جدول ۴- ۱۰ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای متغیر رفتار پس از خرید این محصولات در فرایند تصمیم خرید
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۱- اهداف اصلی طرح بررسی میزان فراوانی آنزیم متالوبتالاکتاماز در سویههای سودوموناس ائروژینوزای جدا شده از نمونههای بالینی در شهر یزد ۲-۲-۲- اهداف ویژه طرح
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosa.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب نوع نمونه.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب بخش.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب سن.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب جنس.
-
- فراوانی نسبی مقاومت سویههای P. aeruginosaبه آنتی بیوتیکهای مختلف به روش دیسک دیفیوژن .
۲-۳- سؤالات و فرضیات
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaمتفاوت است.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب نوع نمونه متفاوت است.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب بخش متفاوت است.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب سن متفاوت است.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب جنس متفاوت است.
-
- فراوانی نسبی مقاومت سویههای P. aeruginosaدر آنتی بیوتیکهای مختلف متفاوت است.
۲-۴- نوع و روش مطالعه مطالعه از نوع توصیفی – تحلیلی بود که به روش مقطعی میباشد که با بهره گرفتن از روش سرشماری، تمام نمونهها مشتمل بر P. aeruginosa جمع آوری شده از بیمارستانهای شهید صدوقی ، شهید رهنمون و سوانح سوختگی استان یزد مورد ارزیابی قرار گرفتند. جامعه مورد بررسی و خصوصیات افراد مورد مطالعه: جامعه مورد بررسی کلیه سویههای P. aeruginosa به دست آمده از بیماران بستری در بیمارستانهای شهید صدوقی و شهید رهنمون و بیمارستان سوانح سوختگی استان یزد میباشد که از اسفند ۹۱ تا اسفند ۹۲ جمع آوری شده اند. ۲-۵- روش کار ۲-۵-۱- انواع محیط کشت تمامی محیطهای کشت بصورت آماده و به شکل پودر موجود بودند. ابتدا طبق دستور العمل کارخانه سازنده آن ونوشته بر روی جعبه ، مقدار معینی از پودر را وزن کرده و با مقدار معینی آّب مقطر مخلوط کرده وتوسط حرارت خوب حل شد. سپس محیط کشت به مدت ۱۵ دقیقه در دمای ۱۲۱ درجه سانتی گراد و فشار ۱۵ پاند بر اینچ مربع اتوکلاو شد و درون پلیت استریل در مجاور شعله پخش شد. محیطهایی که باید در لوله باشند ابتدا در لوله ریخته سپس اتوکلاو شدند. جهت کشت از محیط EMB، مک کانکی و جهت تعیین هویت باکتری ازمحیطهای Triple Suger Iron Agar ، SIM(برای حرکت ، اندول ، SH2)، MR-VP، Oxidative Fermentative و سیمون سیترات استفاده شد. بعد از کشت و نگهداری به مدت ۱۸-۲۴ ساعت در حرارت ۳۷ درجه سانتی گراد با مشاهده تغییر رنگ محیط ، نتیجه مثبت یا منفی مشخص گردید. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۵-۲- مکانکی آگار(Mac Conkey agar) این محیط برای کشت باسیل های گرم منفی مفیداست و محتوی نمک صفراوی است تا باکتریهای غیر روده ای را مهار کند و نیز برای تشخیص کلی فرمهای تخمیر کننده لاکتوز از سالمونلاهای غیر تخمیر کننده لاکتوز و گروههای دیسانتری، حاوی لاکتوز با قرمز خنثی (Nautral red) است. میتوان غلظت توروکولات سدیم را کاهش داد . تا برای ارگانیسمهایی که تحمل کمتری دارند مناسب باشد. حذف کلریدسدیم از محیط، از گسترش کلونیهای پروتئوس جلوگیری میکند . باکتریهای تخمیر کننده ی لاکتو )لاکتوز مثبتها( کلنیهایی به رنگ ارغوانی و باکتریهایی که قادر به تخمیر نیستند)لاکتوز منفیها) کلنیهایی بی رنگ ایجاد مینمایند . رنگ ارغوانی کلنیهای باکتریهای لاکتوز مثبت مربوط به واکنش اسیدی است که در نتیجه تخمیر قند لاکتوز در مجاورت املاح صفراوی و جذب نوترال رد حاصل شده است. معرف نوترال رد در محیط قلیایی بی رنگ و در محیط اسیدی قرمز رنگ است این محیط کشت برای ایزولاسیون کلنی های P.aeruginosa مورد استفاده قرار گرفت [۶۷]. ۲-۵-۳- محیط کشت [۳۷]SIM در این محیط کشت سه آزمایش تولید SH2 ، تولید ایندول از تریپتوفان و حرکت باکتری بررسی گردید. ایندول مثبت با ریختن ۵ قطره معرف کواکس بر روی کشت ۲۴ ساعته در این محیط و ایجاد رنگ ارغوانی نتیجه گیری شد . در مورد باکتری ایندول منفی ، بعد از ریختن معرف تغییر رنگی حاصل نشد .آخرین مولفه یعنی حرکت مثبت نیز با ایجاد کدورت یکنواخت در محیط کشت مشخص شد . سودوموناسها متحرکند و رشد باکتری بصورت حلقهای در اطراف لوله مشاهده گردید. ایجاد سولفید هیدرژن توسط باکتری به صورت سیاه شدن ظاهر میگردد و در صورت متحرک بودن باکتری کشت شده، سیاهی نیز تمام محیطی که باکتری پخش گردیده است، انتشار مییابد. سیاه شدن محصول واکنش هیدروژن سولفوره تولید شده با سولفات آهن و تشکیل رسوب سولفوره آهن سیاه رنگ میباشد. با اضافه کردن یک میلی لیتر معرف کواکس(Kovac`s) به کشت ۲۴ ساعته، ظهور رنگ ارغوانی در سطح کشت دلیل بر تولید اندول توسط باکتری است. باکتریهای که حاوی مجموعه آنزیمهایی که اصطلاحا تریپتوفاناز نامیده میگردند، باشند، قادرند طی یک سری واکنشهای شیمیایی تریپتوفان را اکسیده و اندول استیک تولید نمایند [۶۸]. ۲-۵-۴- روش آماده سازی معرف کواکس جهت تست اندول فسفو دی متیل آمینو بنزآلدئید —————— ۵ گرم ایزو آمیل الکل —————— ۷۵ میلی لیتر اسید کلریدریک ——————- ۲۵ میلی لیتر آلدئید را در الکل به آرامی حل واز بن ماری ۵۵-۵۰ درجه سانتیگراد استفاده گردید و به آن اسید اضافه و دور از نور و در ۴ درجه سانتیگراد نگهداری شد . رنگ معرف باید از زرد روشن تا قهوهای روشن باشد [۳]. ۲-۵-۵- محیط کشت [۳۸]OF با کشت باکتری در این محیط میتوان مشخص نمود که استفاده باکتری از کربوهیدرات از طریق اکسیداسیون یا از طریق تخمیر صورت گرفته است. از این محیط دو عدد، یکی حاوی پارافین و دیگری فاقد پارافین تهیه کرده و نمونه در هر دو محیط کشت داده شد. باکتری P. aeruginosa تنها از طریق اکسیداسیون از قند گلوکز استفاده کرد، در لوله فاقد پارافین، محیط اسیدی شده، که در مجاورت معرف بروموتیمول بلو به رنگ زرد در آمد. رنگ زرد از بالای لوله شروع شد. اگر باکتری از طریق فرمنتاتیو قندها را تخمیر نماید، در هر دو لوله کشت (حاوی پارافین و فاقد پارافین) بر اثر تولید اسید رنگ زرد دیده شد [۳]. ۲-۵-۶- محیط کشت TSI[39] محیط TSI حاوی معرف فنل ـ رد ، سولفات فرو ، تیو سولفات سدیم ( برای تشخیص تولید گاز سولفید هیدروژن ) و سه قند گلوگز ، لاکتوز و سوکروز است که غلظت گلوکز درمحیط ۱/۰ غلظت دو قند دیگر میباشد . این محیط قبل از کشت به دلیل داشتن معرف فنل ـ رد قرمز رنگ است . با بهره گرفتن از TSI سه خصوصیت در یک باکتری مشخص گردید. الف : توانایی تولید گاز CO2 , H2 از متابولیسم قندها . ب : توانایی تولید مقادیر زیادی گاز سولفید هیدروژن که از طریق سیاه شدن محیط. باکتری در این محیط با بهره گرفتن از تیو سولفات سدیم H2S تولید کرد که با املاح آهن موجود در محیط رسوب سیاه رنگ ایجاد کرد. ج : توانایی تخمیر گلوکز ، لاکتوز و سوکروز . در صورت تخمیر قند با تولید CO2 ، حباب و ترک خوردن و حتی جابجایی محیط مشاهده میگردد. با تخمیر قند تمام لوله اسیدی شد و محیط کشت به رنگ زرد در میآید و درغیر این صورت تمام لوله قلیایی میشود و تغییر رنگی صورت نمی گیرد. باکتری P. aeruginosa قادر به تخمیرقند نبوده و محیط کشت به رنگ قرمز باقی ماند [۳]. ۲-۵-۷- محیط سیمون سیترات[۴۰] حاوی نمکها، کاتیونها، بافرهای سیترات و بروم تیمول آبی به عنوان اندیکاتور است، میتواند در pH قلیایی ( بالاتر از ۶/۷ ) و در جریان تولید ترکیبات قلیایی (ترکیبات آمونیوم ) حاصل از مصرف سیترات تولید رنگ آبی درمحیط نماید. باکتری به صورت سطحی کشت داده شد. بعد از ۲۴ ساعت باکتری از منبع کربن استفاده کرد ، رنگ محیط آبی شد ودر غیر این صورت رنگ محیط تغییری نکرده و رشدی نیز مشاهده نگردید [۳]. ۲-۵-۸- محیط مایع[۴۱]( ( MR-VP یک کلنی از باکتری تلقیح شد و به مدت حداقل ۴۸ ساعت در ۳۷ درجه سانتی گراد گذاشته شد. مقدار ۵/۲ میلی لیتر از این مایع به لوله دیگر جهت آزمایش VP منتقل گردید. آزمایش VP: به لوله کشت داده شده و انکوبه شده حدود۶ /۰ میلی لیتر معرف آلفا نفتول معرف (A) و مقدار ۲/۰ میلی لیتر محلول پتاس معرف(B) اضافه گردید و خوب تکان داده اگر تغییر رنگ صورت نگرفت آنرا به مدت سی دقیقه به حال خود گذاشته و در صورتی که ظهور رنگ صورتی تا قرمز پدیدار شود، آزمایش VP مثبت و اگر تغییر رنگی صورت نپذیرد و در صورت عدم تغییر رنگ منفی گزارش شد. ۲-۵-۹- طرز تهیه معرف VP معرف A : ۱-آلفانفتول ————- ۵ گرم ۲-الکل اتلیک مطلق——- ۱۰۰ میلی لیتر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳- برخورد قاطع با متکدیان حرفه ای و شیادانی که به یک نوع زندگی انگلی خو گرفته اند.
مبحث دوم: تکدیگری محصول نارساییهای اجتماعی
تکدیگری، عوارض و مخاطرات زیادی دارد، بخشی از مطالعات مقطعی و روبنایی روی این پدیده، درباره مسائلی نظیر درآمد، مسکن، فقر مادی، فقر فرهنگی، ناکامی اقتصادی، نابسامانی اجتماعی و سرانجام، دستگیری و بازپروری سخن میگوید. منطقه خراسان جنوبی، گدا که بدون ارائه هیچ کار و خدمتی برای دیگران از آنها چشمداشت کمک و توقع پرداخت پول را دارد آثار و عوارض مختلفی در جامعه به جا میگذارد، طبیعت وجود گدا علاوه بر زشت کردن چهره شهر و به جا گذاشتن تاثیرات روحی و روانی بر افراد میتواند عامل مهمی در تن پروری، کاهلی و گرایش به بی علاقگی به کار و تلاش باشد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
وقتی که یک متکدی بتواند بدون زحمت و درد سر از یک صبح تا به شام صدها تومان به جیب بزند و وقتی در پس پرده باندهایی باشد که افراد را به گدایی وادارند و خود پول حاصله را به جیب بزنند، مشخص است که این حرکت چه ضربهای به اقتصاد جامعه وارد خواهد ساخت. هستند گدایانی که ثروت آنها سر به میلیون و شاید میلیونها بزند و از این راه دارای خانهها و احیانا آپارتمانها شده و خلاصه آن که اکثر افراد متکدی نه به خاطر برطرف کردن نیازهای زندگی فردی بلکه، به خاطر حاکمیت روح حرص و طمع دست به این عمل زشت میزنند و در واقع انسانهای مسخ شده و علاقهمند جمع آوری پول و انبار کردن آن هستند. گدایی سبب کسالت و تنبلی و عامل از بین رفتن روحیه اعتماد به نفس میشود. یکی از عوارض تکدیگری، کاهش بهرهوری نیروی کار است. ادامه این روند، بخش عمدهای از کارآمدترین نیروی فعال در جوامع روستایی و شهری را با خطر انتقال مواجه کرده است. متکدی زندگی را از زاویه میزان پولی دریافت میکند، میسنجد غلامعلی مرادی کارشناس ارشد جامعه شناسی در گفت و گو با ایسنا گفت: از نظر فردی کسی که به تکدیگری تن میدهد، در واقع هیچ قدمی در راستای کمال و رشد خود برنداشته است، چراکه اساسا زندگی را از زاویه میزان پولی که در اثر درازکردن دست دریافت میکند، میسنجد. وی افزود: بنابراین زن و مردی که مناعت طبع و عزت نفس نداشته باشند، بچههایی را که پرورش میدهند، مانند خودشان ذلیل از عزت نفس بیبهره هستند. مرادی با بیان اینکه از نظر اقتصادی، متکدیان هیچ گونه منافع مادی و معنوی برای جامعهای که در آن زندگی میکنند، ندارند، گفت: حضور اینگونه افراد چهره جامعه را کریه و زشت میکند. این استاد دانشگاه اظهار کرد: حضور متکدیگران در اجتماع آسیبهای فراوانی متوجه جامعه میسازد چرا که حضور آنان به صورت یک آموزش غیرمستقیم که اغلب شخصیت خام و ناپخته دارند، میتواند عدهای دیگر را به گدایی سوق دهد. وی تصریح کرد: به منظور ریشه کن کردن پدیده گدایی، امروزه سازمانهای مسوول ابزارها و راههای متعددی را در اختیار دارند که به مقتضای سیاستهای انتخابی خود، باید آنها را به کار ببرند. کارشناس ارشد جامعه شناسی با اشاره به اینکه متاسفانه در بعضی از فرهنگهایی که در جامعه ما وجود دارد نوعی کشش برای زندگی کم بها دیده میشود، گفت: اساسا افرادی که تن به گدایی میدهند مربوط به آن دسته فرهنگها هستند. جلوگیری از مهاجرتهای بیرویه یکی از راههای مقابله با تکدیگری مرادی اظهار کرد: یکی از راههای مقابله با پدیده تکدی این است که سعی شود جلوی مهاجرتهای بیرویه و بدون برنامهریزی که منجر به تکدیگری میشود، گرفته شود. وی با بیان اینکه آگاه کردن یکی از ابزارهای مهم مبارزه با تکدی است، افزود: باید مردم را متوجه کرد که به این گونه افراد کمک نکنند. این استاد دانشگاه فرهنگیان خراسان جنوبی گفت: برای پیشگیری از تکدیگری میتوان اقداماتی همچون تامین حداقل معیشت، ایجاد اشتغال و حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی، جلوگیری از مهاجرت بیرویه به شهرهای بزرگ و ایجاد جاذبه در شهرستانها، ریشه کن کردن بیسوادی و برخورد مستمر با پدیده تکدیگری، فراهم کردن امکانات لازم برای بازپروری در سطح جامعه را انجام داد. مرادی گفت: جمع آوری گدایان و اسکان آنها در نوانخانه و اقداماتی از این قبیل نمیتواند گدایی را از جامعه ریشه کن کند بلکه حل مسائل تکدی در گروحل مسائلی از قبیل بالابردن سطح زندگی در روستاهاست که بطور طبیعی مهاجرت را نیز کاهش میدهد. وی افزود: تکدیگری، خاص یک جامعه مشخص نیست، بلکه در جوامع به اصطلاح صنعتی پیشرفته چهره معمولیتری دارد و در جوامع در حال رشد نیز اگر چه تلاش در پنهان کاری است ولی عینی است. کارشناس ارشد جامعه شناسی گفت: تکدیگری پدیده ای است اجتماعی است که محصول نارساییهای اجتماعی است. مرادی یاد آور شد: تکدیگری از نظر قانونگذار جرم محسوب میشود و متکدی مجرم است و جرم تکدیگری غیر قابل گذشت بوده و از جرایم عمومی محسوب میشود.
مبحث سوم: تدابیر قانونی برای مقابله با تکدی گری
مواد ۷۱۲ و ۷۱۳ قانون مجازات اسلامی موضوع تکدیگری را جرم انگاری و مجازاتهایی را برای افرادی که به آن اقدام میکنند، پیش بینی کرده است. اما این مشکل تقریبا در تمام چهارراههای شهر بیتوته کرده و فقط متناسب با روزهای مختلف سال رنگ و لعاب متفاوتی به خود میگیرد و گل فروشها و فال فروشها جای خود را به افرادی با لباس قرمز و صورت واکس زده میدهند که مدتهاست طعم نوروز چهارراههای شهر را گس کردهاند. علاوه بر قانون مجازات اسلامی، سازمانهای زیادی متولی ممانعت از افزایش متکدیان و مبارزه با این پدیده هستند اما تا قانون به کمک مدیران برای کاهش این معضل اجتماعی نیاید، نمیتوان انتظار داشت معضلی که از آبشخور مافیای قدرتمند «تکدیگری» آب میخورد، از چهره شهرها زدوده شود. مدیرعامل سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران، درباره مشکلات چرخه جمع آوری متکدیان به «حمایت» میگوید: با اینکه در مواد ۷۱۲ و ۷۱۳ قانون مجازات اسلامی به وضوح به موضوع «تکدیگری» و مجازاتهای آن اشاره کرده است اما پدیده تکدیگری و توسعه آن نشان از ضعف قانونی دارد. «حسین زارعصفت» ادامه میدهد: ماده ۷۱۲ قانون مجازات اسلامی درباره تکدیگری به وضوح اعلام میکند که «هر شخصی که تکدی یا کلاشی را پیشه خود قرار داده باشد و از این راه امرار معاش کند به حبس از یک تا ۳ ماه محکوم خواهد شد و چنانچه با وجود توان مالی مرتکب عمل فوق شود علاوه بر مجازات مذکور همه اموالی که از طریق تکدیگری بهدست آورده است مصادره خواهد شد.» زارعصفت ادامه میدهد: باید این موضوع را نیز مد نظر قرار داد که برخی از متکدیان به صورت حرفهای در حال فعالیت هستند و درآمد خوبی هم از این راه دارند، به عبارتی اینها در گروه نیازمندان واقعی قرار نمیگیرند اما با تحریک احساسات، عواطف و حس انسان دوستانه شهروندان، تکدیگری را پیشه خود کردهاند.وی با بیان اینکه در موضوع «مبارزه با تکدیگری» نیازمند همکاری مردم در پیشگیری و جلوگیری از مشکلات این پدیده هستیم، یادآوری میکند: چندی پیش برای آموزش به شهروندان و فرهنگسازی برای مبارزه با متکدیان، در سطح کلانشهر تهران بیلبوردهایی نصب کردیم با مضمونهای «انساندوستی را با گداپروری اشتباه نگیریم» و «کمک به متکدیان خیابانی ریختن پول به جیب افراد سودجو است» که خوشبختانه بازخورد مثبتی داشت.
مبحث چهارم: شهرهای توریستی، مغناطیس متکدیان
دادستان عمومی و انقلاب مشهد شهرهای گردشگری پذیر و زیارتی را به دلیل حجم زیاد مسافر مانند مغناطیسی میداند که متکدیان را جذب خود میکند و در این باره به «حمایت» میگوید: شهر مشهد به میزان قابل توجهی مسافر دارد و در این زمینه سرآمد سایر استانهاست، به همین دلیل در طی سال بخصوص در تعطیلات نوروزی مسافرانی که از گوشه و کنار به این شهر میآیند با متکدیانی مواجه میشوند که برای آنان ایجاد مزاحمت میکنند. «غلامعلی صادقی» ادامه میدهد: مسئولان قضایی و انتظامی مشهد نیز تدابیر لازم برای برخورد با متکدیان را در نظر گرفتهاند و در طی سال با توجه به حجم حضور متکدیان، به جمع آوری و تحویل آنان به شهرداری و سازمانهای دیگر مانند بهزیستی میپردازند. به گفته صادقی، برابر قانون برای افرادی که تکدیگری را به عنوان شغل برای خود پیشه کردهاند، جزای نقدی در نظر گرفته میشود. همچنین متکدیان در مرحله نخست دستگیری به بهزیستی و شهرداری تحویل داده میشوند و اگر دستگیری آنان تکراری باشد و به اصطلاح متکدی ریشهای و فعال باشند، به مراجع قضایی و دادسرا ارجاع میشوند. اما اغلب این افراد در مراکز مخصوص بهزیستی نگهداری میشوند. وی یادآور میکند: اکنون که تعطیلات نوروزی در پیش است، مسئولان قضایی با سایر متولیان این موضوع، جلسههایی برگزار کردند و قرار است از بروز هرنوع اختلال و مزاحمتی برای سایر مردم جلوگیری کنند. اجرای این هدف نیز بستگی به عواملی مانند نوع جرم و تخلف و سوابق و کیفیت کار متکدی است. دادستان عمومی و انقلاب مشهد اظهار میکند: در برخی موارد پیش آمده است که بودجهای برای برخی از افراد در نظر بگیریم تا آنها اسکان یابند اما هنوز مقدمات این کار به شکل گسترده فراهم نشده است. به گفته وی شهرداری، بهزیستی، کمیته امداد و سایر نهادهای مشابه امدادی، پشتیبانی از این افراد را بر عهده دارند اما اکنون اولویت این است که افراد تکدیگر با روشهای مختلف، توجیه و ارشاد شوند تا به فضای قبل بازنگردند.
مبحث پنجم: نگاه قانونگذار در چارچوب مجازات متکدیان
دادستان عمومی و انقلاب کرمانشاه نیز تکدیگری را دارای عناوین مجرمانه میداند و در گفتوگو با «حمایت» میافزاید: جرایم ولگردی، تکدیگری و کلاشی از جمله جرایمی هستند که کمابیش در تمام جوامع به چشم می خورند اما با وجود قدمت دیرینه خود، سابقهای طولانی در قوانین مجازات ایران ندارند.«مجتبی ملکی» در ادامه به ماده ۷۱۲ قانون جدید مجازات اسلامی استناد و اظهار میکند: این ماده تکدی را مساوی کلاشی قرار داده و برای مرتکب، مجازات تعیین کرده است. ماده ۱۷۳ قانون مجازات نیز برای نخستینبار، ولگردی را در زمره جرایم قرار داده است و بهدنبال آن، آییننامه امور اخلاقی، با اشاره به تکدی و کلاشی، برای افرادی که مرتکب این اعمال میشوند، مجازات جرم ولگردی را در نظر گرفته است. ملکی خاطرنشان میکند: چنانچه ضابطان برخورد با تکدیگری مانند شهرداری و بهزیستی به مکملی مانند نیروی انتظامی نیاز داشته باشند، این موضوع را به دستگاه قضایی استان مربوطه انتقال میدهند و مسئولان قضایی هم به سرعت دستور لازم را صادر میکنند و بر این اساس مساعدت نیروی انتظامی هم شامل حال نهادهای بهزیستی و شهرداری خواهد شد. دادستان کرمانشاه همچنین با تاکید بر نزدیک شدن به نوروز میافزاید: مسئولان قضایی از جمله دادستان با متولیان مربوط به جمع آوری متکدیان جلسههایی را در روزهای باقیمانده به تعطیلات نوروزی برگزار میکنند. به این ترتیب برای کسانی که تکدیگری را شغل خود قرار داده اند مجازات حبس به مدت یک تا سه ماه و ضبط اموال به دست آمده، در نظر گرفته میشود.
مبحث ششم: خیریهها عامل اصلی کاهش تکدیگری
دادستان عمومی و انقلاب اصفهان نیز با تاکید بر موقعیت گردشگری و جاذبههای این شهر، از بازدید حجم بالای مسافران داخلی و خارجی خبر میدهد و به «حمایت» میگوید: با آغاز ورود مسافران، میزان جمعیت شهر بالا میرود و پیرو این اتفاق، حاشیههایی مانند افزایش تکدیگری در سطح شهر رخ میدهد اما دستگاه قضایی اصفهان به علت تدابیری که در سه سال اخیر اندیشیده است، این موضوع را تا حد قابل توجهی کاهش داد به گونهای که دیگر در کمتر مواردی شاهد حضور متکدیان در مناطق مختلف شهری هستیم. «محمدرضا حبیبی» میافزاید: در استان اصفهان تمام دستگاههای مربوطه مانند شهرداری و بهزیستی با اجرای تدابیر قضایی و حقوقی، تکدیگری را نه تنها در روزهای نوروزی، بلکه در سایر روزهای سال از بین بردند. علاوه بر اینکه هماهنگی و نظارت بین دستگاهها به کاهش تکدیگری کمک کرد، وجود خیریههای متعدد هم عاملی بود که باعث کاهش آمار افراد متکدی در شهر شد. حبیبی تصریح میکند: خیریهها با پوشش جامع و مناسب نه تنها متکدیان بلکه زندانیان را تحت حمایت خود قرار دادند و با ارائه سبدهایی به خانوادههای آنان تا حد قابل توجهی از وزن مشکلهای ایشان کاستند. به گفته دادستان اصفهان، در چند ماه اخیر حدود ۱۳۰۰ سبد به خانوادههای زندانیان ارائه شده است و حتی به کمک خیران، مهد کودکی با هدف نگهداری از کودک افرادی که در زندان هستند، تاسیس شد و از این طریق میزان تخلفات و جرایم کاهش یافت.
مبحث هفتم: چارچوب های قانونی برخورد با تکدی گری
مدت زیادی است به دلیل مشکلاتی که تکدیگری برای جامعه ایجاد کرده است و برای پرهیز از گرفتار شدن مردم در باندهای مافیای گدایی که بخش زیادی از اعضای آنان را مهاجران و اتباع کشورهای دیگر تشکیل میدهند، قانون دست به کار شده و با جرمانگاری این فعل، سعی در کاهش آن داشته است.
مبحث هشتم: نگاه قوه مقننه به متکدی و تکدیگری
«موسی غضنفرآبادی»، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در گفتوگو با «حمایت» اظهار کرد: قانونگذار برای اموری مانند تکدیگری مانند سایر مسایل روز در جامعه تدابیری در قانون مجازات اسلامی قبلی و قانون مصوب سال ۱۳۹۲ در نظر گرفته است. وی ادامه داد: بر اساس ماده ۷۱۲ قانون سابق مجازات اسلامی: «هر کس تکدی یا کلاشی را پیشه خود قرار داده باشد و از این راه امرار معاش یا ولگردی کند، به حبس از یک تا سه ماه محکوم خواهد شد و چنانچه با وجود توان مالی مرتکب عمل فوق شود علاوه بر مجازات مذکور کلیه اموالی که از طریق تکدی و کلاشی بهدست آورده است، مصادره خواهد شد.» غضنفرآبادی با استناد به ماده ۷۱۳ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ اظهار کرد: بر اساس این ماده از قانون «هرکس طفل صغیر یا غیررشیدی را وسیله تکدی قرار دهد یا افرادی را به این امر بگمارد به سه ماه تا دو سال حبس و استرداد کلیه اموالی که از طریق مذکور به دست آورده است محکوم خواهد شد».
مبحث نهم: موانع اصلی کاهش تکدیگری
عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با بیان اینکه در کاهش تکدیگری خلأ قانونی نداریم، مشکل اصلی را در دو عامل نظارت و فرهنگ رایج در جامعه دانست و گفت: قانون درباره برخورد با متکدیان اقدامهای لازم را در نظر گرفته است که نمونه آن را در قانون مجازات اسلامی مشاهده میکنیم اما این مواد قانونی بهدلایل متعددی اجرا نمیشود. وی خاطرنشان کرد: ملت ایران به علت برخورداری از فرهنگ رأفت و مهربانی، اغلب در برخورد با فردی که در حال تکدیگری است، محبت را پاسخ اصلی خود قرار میدهد و به وی کمک میکند. این موضوع نیازمند ریشهیابی دقیق و متمرکز است و نمیتوان برای رفع آن فقط به یک نهاد مراجعه کرد. نماینده مردم بم در مجلس شورای اسلامی افزود: شاید بیشترین نقش در برخورد با تکدیگری را نیروی انتظامی ایفا میکند اما متأسفانه در جامعه ما این معضل کمتر جدی گرفته می شود. وی بر ساماندهی سامانه رسیدگی و برخورد با متکدیان در تمام شهرها از سوی تمام نهادهای مسئول به ویژه نیروی انتظامی تاکید کرد و در پاسخ به این پرسش که آیا تشکیل کارگروهی برای رفع خلأ قانونی و اجتماعی در زمینه تکدیگری میتواند نتیجه مثبتی داشته باشد؟ گفت: اگر بخواهیم بگوییم که مجلس به تنهایی کارگروهی برای رسیدگی به چرایی برخورد نکردن با تکدیگران تشکیل دهد، نمیتواند نتیجه بخش باشد اما باید نیروی انتظامی به همراه نهادهای دخیل مانند شهرداری و سایر سازمانها و با حضور نمایندگانی از مجلس و دولت، کارگروهی برای ریشهیابی مشکلهای اجتماعی ناشی از تکدیگری تشکیل دهد و در زمینههایی که نیاز به اصلاح دارد، درخواست اصلاح دهد.
مبحث دهم: نگاه جرمشناسانه به تکدیگری
در این میان دکتر «حسین آلکجباف» حقوقدان و مدرس دانشگاه در این خصوص با بیان تعریفی از تکدیگری گفت: در فرهنگ دهخدا در مورد تعریف تکدی گری آمده است که «آن کسان که از کسان به اصرار و ابرام چیزی ستانند» یا «آن که از کسان به سماجت پول در آورد» و در ترمینولوژی حقوق در تعریف متکدی آمده است که «گدایی کردن شرعا حرام است و شهادت گدا نیز پذیرفته نیست». وی در ادامه با استناد به ماده ۲۷۳ قانون مجازات عمومی یادآور شد: در این ماده از قانون برای نخستینبار ولگردی در زمره جرایم به حساب آمد و دنبال آن در آییننامه امور اخلاقی درباره تکدی و کلاشی برای افرادی که مرتکب این اعمال میشوند، مجازات جرم ولگردی مقرر شده است. آلکجباف درباره آنچه در نظام قانونی و حقوقی برای مقابله با تکدیگری آورده شده است نیز گفت: در نظام حقوقی در قوانین مختلفی تکدیگری عنوان شده است، به طور مثال مجازات ولگردی طبق قوانین جاری حبس از یک تا سه ماه است؛ طبق بند ۶ ماده ۲۱ قانون آیین دادرسی کیفری، ولگردی از زمره جرایم مشهود بوده و دولت مکلف است این اشخاص را به کار مناسب وادار کند. در صورتی که این افراد از قبول کار امتناع یا برای امتناع از کار فرار کنند به حبس جنحهای از یازده روز تا سه ماه محکوم میشوند. وی ادامه داد: در ماده ۱۳۱۳ قانون مدنی آمده است که شهادت اشخاص ولگرد و کسانی که تکدی را شغل خود قرار دهند، پذیرفته نمیشود. وی با بیان ماده ۱۶ قانون گذرنامه مصوب اسفند ماه سال ۵۱ که اعلام میکند « به اشخاصی که در خارج از ایران به سبب تکدی یا ولگردی یا ارتکاب سرقت و کلاهبرداری و یا هر عنوان دیگر دارای سوءشهرت باشند هیچ نوع گذرنامه برای خروج از کشور داده نمیشود»، درباره وجود ضمانت اجرا برای برخورد با تکدیگری اظهار کرد: با توجه به اینکه موضوع تکدیگری در قانون مجازات اسلامی جرم محسوب میشود و این قانون نیز لازمالاجراست نیاز به زمان خاصی ندارد و هر زمانی پس از لازمالاجرا شدن، قوه قضاییه موظف به اجرا و اعمال قانون است. این حقوقدان در پاسخ به این که چه نهادهایی برای برخورد و جمع آوری افراد متکدی در جامعه وجود دارند؟ خاطرنشان کرد: به نظر میرسد که شهرداری، سازمان بهزیستی و نیروی انتظامی در این زمینه مسئول هستند. در این میان نیروی انتظامی به کمک شهرداری باید این افراد را جمع آوری و پس از تشکیل و تکمیل پرونده این افراد را به مراجع قضایی ارجاع کنند. وی در پایان با تأکید بر اینکه زندانها ظرفیت پذیرش این افراد را ندارند، گفت: بهترین راهکار غیر از برخورد قانونی، یافتن راهکارهایی از قبیل معرفی به کمیته امداد، سازمان بهزیستی و نهادهای دیگر برای کمک کردن به مستمندان و مستحقان است؛ اما به نظر می رسد برای مقابله متکدیان حرفهای راهی جز برخورد قانونی وجود ندارد.
مبحث یازدهم: راه های مقابله با تکدی گری
به نقل از روابط عمومی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات اجتماعی این مرکز با بیان این مطلب که گزارش حاضر به دنبال وضعیت تکدیگری در ایران است و میکوشد با ارائه تصویری از وضعیت تکدیگری و متکدیان در ایران با بهره گرفتن از دو روش فراتحلیلی و بحث گروهی متمرکز، چگونگی و چرایی این پدیده را توضیح دهد، اعلام کرد: نتایج تحقیقات نشان میدهند که با وجود جرم قلمدادشدن تکدیگری، با شمار زیادی از متکدیان روبهرو هستیم (البته آمار دقیقی در مورد آنها وجود ندارد از نظر فرآیندی نیز نتایج حاکی از آن است که در سالهای اخیر بر تعداد متکدیان زن، کودک، جوان و متکدیانی که از نظر جسمی سالماند افزوده شده است و حتی برخی افراد با نگاهی حرفهای به این پدیده مینگرند که درآمد زیادی را نصیب آنها خواهد کرد. به عبارت دیگر با پدیده «حرفهای» شدن تکدیگری روبهرو هستیم و البته در بسیاری از موارد، باندهای مافیایی به سازماندهی این افراد میپردازند و در واقع بسیاری از متکدیان، مزدبگیران این باندهای مافیاییاند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این مدل کیفیت ۳ بعد فنی، عملکردی و سازمانی دارد در واقع در این مدل تصویر سازمانی حاکی از آن است که کیفیت عملکردی نسبت به کیفیت فنی در سازمان دارای اهمیت بیشتری است. از جمله ایرادتی که به این مدل گرفته شده است این است که مدل حاضر نمیتواند بیان کند که چگونه میتوان کیفیت فنی و عملکرد سازمانی را اندازه گیری نمود. آنچه قابل ذکر است این مهم است که مدل حاضر در مطالعات اکتشافی حائز اهمیت است(Parasuraman,Zeithaml&Berry,1998,118). این مدل در بر دارنده زبان تحلیلی است به صورتی که مدیر را قادر میسازد که شکافهای نظامدار موجود بین شماری از متغیرهای تأثیرگذار بر کیفیت خدمات را تشخیص دهد و راهحلهایی برای این شکافها ارائه دهد. در واقع این مدل تمرکز و دید بیرون دارد و مدیر و معاون را قادر میسازد که فاکتورهای مربوط به کیفیت خدمات را براساس مصرفکننده یا مشتری به عنوان عامل بیرونی تعیین نماید. از جمله ایرادتی که به این مدل گرفته است این است که مدل حاضر نمیتواند به صورت روشن رویه اندازه گیری را برای اندازه گیری شکافهای مد نظر در سطوح مختلف بیان نماید(Parasuraman,Zeithmal&Berry,1998,119). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
این مدل پایه و اساس را جهت سیاست جداسازی، خدمات سازمان را در ۳ حیطه، جهت بهبود مدیریت کیفیت خدمات ارائه میکند این مدل دارای پتانسیل کافی جهت بهتر فهمیدن مفهوم کیفیت خدمات و کمک به مدیران درجهات درست به سمت بخش مصرفکننده است در واقع در این مدل به عنوان دکهای مفید جهت طراحی کردن مرحلهای و هرچند یکبار در جهت تکامل یافتن و بهبود بخشیدن ارائه خدمات به مشتری هست از جمله ایرادتی که به این مدل گرفته شده است دو مورد زیر است: ۱. این مدل نمیتواند مقیاسی را جهت اندازه گیری کیفیت خدمات ارائه دهد. ۲. این مدل نمیتواند رویهای تجربی را ارائه دهد تا که مدیر را قادر سازد به وسیله آن به تعیین مشکلات کیفیت خدمات یا وسایل تجربی جهت بهبود کیفیت خدمات بپردازد (الوانی،ریاحی،۱۳۸۲،۸۸) استفاده از مدل حاضر با توجه به وظیفه مدیریتی مربوطه، میتواند مدیر را در جهت بهبود و موفقیت در ارائه خدمات و همچنین به کارگیری هر گونه صنعتی توانا سازد. این مدل متغیرهای کلیدی را که نیازمند توجه مدیریت نظامدار در برنامه ریزی کردن، به کارگیری و کنترل استراتژیهای تجاری خدمات که میتوانند جلوگیری کرده یا شکافهای کیفیت خدمات را به حداقل برسانند را مشخص و تعیین میکند. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد است این است که نیازمند آن است که برای انواع موقعیتهای خدماتی عامت یابد، در ضمن نیازمند آن است که روابط کمی بین رضایت مشتری و کیفیت خدمات تثبیت شود (Pariseau&McDaniel,1997,5). کیفیت خدمات باید مفهوم پردازی و قابل اندازه گیری شود به عنوان یک نگرش. در واقع عملکرد در مقایسه با سرکوال، کارآمدتر است، زیرا شماری از آیتمهای SERVPERF اساس یافته مربوطه را مستقیماً تا حد ۵۰% کاهش میدهد و نتایج بهتری را در بر خواهد داشت؛ کیفیت خدمات را میتوان یک شاخه از رضایت مشتری دانست که تأثیر بهتری بر کسب اهداف دارد تا کیفیت خدمات، به هر حال در این مدل شماری از آیتمها جهت ارزشگذاری استفاده میشوند و رضایت مشتری نیازمند آن است که تعریف شود برای همه انواع موقعیتهای خدماتی(Parasuraman,Zeithmal&Berry,1998,119). این مدل در بردارنده تعاریف واجزای متنوع و مهم خدمات که قبلاً مورد مطالعه قرار گرفته میباشد در واقع این مدل یک دیدگاه یادگیری جدید را ارائه میدهد طوری که چگونگی یک ایدهآل میتواند شکل یافته باشد و چگونه آن میتواند استمرار یابد به صورت ذهنی، مدل حاضر توجه خیلی زیادی به اهمیت تجارب ناراحتکننده منفی به عنوان یک عامل مؤثر در رضایت یا ارضاء برون داد یا مشتری دارد. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد است این است که این مدل تنها برای اندازه ها و مقیاسهای سمبلیک محدود شده و موقعیتهای خدماتی کوچک تست شده است(Allen,J&David,D,1991,3). مدل حاضر در برگیرنده مباحث ذهنی متقاعدکننده و تعاریف عملیاتی از انتظارات است. در مجموع میتوان گفت اعتبار ساختارهای مدل EP بهتر و بالاتر از دو مدل NQ و سرکوال است. از جمله مزیت این مدل در تأثیرگذاری آن بر کاربرد تکنولوژی اطلاعات در کیفیت خدمات میباشد از جمله ایرادتی که به این مدل وارد است دو مورد زیر است: ۱. مدل حاضر روشی برای اندازه گیری و توصیف کیفیت خدمات ارائه نمیدهد. ۲. این مدل در مقابل کاربرد سطوح تکنولوژی اطلاعات در موقعیتهای خدماتی خاص پاسخی ندارد(Allen,J&David,D,1991,3). مدل حاضر توصیف میکند که چگونه میتوان it را جهت بهبود خدمات مشتری در امتداد حیطه های کلیدی کیفیت خدمات که شامل: قابل اطمینان بودن، مسئولیتپذیری، توانایی، همیاری، همدلی، تعامل، امنیت و درک کردن مشتری میباشد، بکار بست. مدل فوق میتواند به سازمان جهت فهمیدن نتایج کامل کار بست نظامهای اطلاعاتی جهت بهبود بخشیدن به کیفیت ارائه خدمات کمک نماید در واقع به مدیران اجازه داده میشود در باب درک کاربرد معمولی تکنولوژیستها در صنعت و تشخیصهای مناسب خود. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد است میتوان به موارد زیر اشاره نمود: ۱. نیازمند عمومیت یافتن میباشد جهت خدمات متفاوت. ۲. عمل اثرگذاری بر روی متغیرهای دموگرافیک و قیمتها و محیط فیزیکی و… در نظر گرفته نشده است. ۳ در این مدل نحوه عملیاتی شدن کیفیت خدمات کشف شده مشخص نیست(Parasuraman,Zeithmal&Berry,1998,119). اساس این مدل کمک کردن جهت شکل گیری ارزشیابی از کیفیت خدمات بر پایه تکنولوژی و عمل خدماتی میباشد. مدل اثرگذاری کلی حمایت شده است ولی نمیتواند به قدرت توصیفی در این مدل اضافه شود بر طبق مدل نگرشی. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است این است که: مدل حاضر در فراهم آوردن حیطههای عمومی جهت ۳ سطح کلی از ازرشیابی به نحوی ناتوان است(Parasuraman,Zeithmal&Berry,1998,119). در واقع این مدل بیانگر این است که کیفیت خدمات و رضایت یک موضوع مشخص و واضح هستند. در صورتی که نفوذ رضایت یک کلید مشخص در کیفیت و رضایت مشتری در ملاقات با مشتری به صورت مطلوب است. افزایش انتظارات تأثیر منفی بر رضایت مشتری و انتظار از عملکرد وی داشته است در واقع تأثیر منفی آن بر رضایت از طریق قطع نمودن نفوذ رضایت بخش است. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است میتوان به موارد زیر اشاره نمود: ۱. مدل حاضر تنها در برای پول. ۲. بهر حال شماری از آیتمها در این مدل i. e بردارنده یک ساختار ارزش است، ارزش به صورت ساختار درصدی مورد مطالعه قرار گرفتهاند .( خویه ،۱۳۸۷،۱۸) مدل حاضر فراهم میکند یک نماد از تأثیرگذاری و عملکرد عمومی جهت کمک کردن به کیفیت خدمات برای هر بخش از خدمات، بالاترین قسمت جهت بهبود بخشیدن به کیفیت خدمات بستگی دارد به فراوانی مواجهه شدن با حیطه های این سه سطح از ویژگیها طوری که بخش انفرادی بستگی دارد به منابع مشتری. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است این است که این مدل نیازمند آن است که برای موقعیتهای خدماتی متفاوتی عمومیت یافته باشد(Pariseau&McDaniel,1997,4). در مدل حاضر کیفیت خدمات فنی دارای نقش مهم جهت فراهم کردن کیفیت و درک ارزشها است بنابراین نفوذ کردن در تمایل مشتری جهت خریدن کالا در این حیطه قرار میگیرد. همچنین کیفیت خدمات عملکردی دارای یک نفوذ هدایتگر در تمایل برای خرید کردن از طریق فراهم نمودن کیفیت و درک ارزش است به هر حال آن دارای یک نفوذ بر تمایل جهت خریدکردن است که بستگی دارد به فراهم کردن برآوردها. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است میتوان به موارد زیر اشاره نمود: ۱. رضایت مشتری در این مدل به صورت مشخص بیان نمیشود. ۲. در این مدل مقیاس هدف رفتاری دارند تا اینکه رفتار واقعی داشته باشند(گلستان، صارمی، ۱۳۸۳، ۴۸). این مدل میتواند به کار گرفته شود به عنوان روشی جهت فهمیدن جریان تصمیمگیری مشتری به عنوان ارزشیابی عملکرد سازمان. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است میتوان به موارد زیر اشاره نمود: ۱. نیازمند آن است که برای انواع محیطهای درونی عمومیت یافته باشد. ۲. تأثیرات چالشها در محیط بیرونی در این مدل در نظر گرفته نمیشود(خویه،۱۳۸۷،۲۱) این مدل یک راهنما و یک هدف برای تأثیرات جهتگیری شده شرکت فراهم میکند. فاکتورهای مختلف ارزشیابی مصرفکننده مربوط است به خدمات، اما همچنین است یک شکل مجزای کلی. ارزشیابی از کیفیت خدمات در مدل حاضر میتواند فراهم نماید فهم کامل از کیفیت خدمات و این که این ارزشیابی چگونه شکل گرفته است در واقع در این مدل رضایت مشتری پیشبینی کننده خوبی است جهت اهداف رفتاری. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است عبارتند از: ۱. مقیاسی را جهت اندازه گیری خدمات کیفیت خدمات نمیتواند فراهم کند. ۲. مدل حاضر برخلاف مقیاسهای عملکردی بانکهای دیگر است. ۳. بیشتر اعمال موجود در مدل به صورت تجربی انجام نمیگیرد. ۴. مدل حاضر فقط برای تجربه یک وب سایت اساسی است. ۵. نیازمند آن است که به وسیله تجارب دیگر ارزشگذاری شود.( خویه،۱۳۸۷،۲۱) در واقع یک نقش تعدیلکننده قوی یافت شده است تأیید میکند که آن هست مهم جهت اندازه گیری رضایت مشتری به صورت مجزا از کیفیت ارائه خدمت، هنگامی که تلاش میشود جهت شناخت و تشخیص ارزش یابی مصرفکننده از خدمات. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است این است که: شماری از آیتمهایی که برای اندازه گیری احساس خود کنترلی و آرامش هنگام استفاده از it به عنوان اساس خدمات انتخاب شدهاند نمیتوانند یک مقیاس اندازه گیری واحد را جهت کیفیت خدماتی که it اساس ان است را ارائه کنند (الوانی،ریاحی،۱۳۸۲،۸۸) در این مدل ادراکات و انتظارات مصرفکنندگان داخلی و تأمینکنندگان داخلی یک نقش مهم در بازشناسی و تشخیص سطوح درک شده کیفیت خدمات را دارد: از جمله مزیت اصلی این مدل کاربرد آن در مطالعات اکتشافی است .(خویه،۱۳۸۷، ۲۲). مدل حاضر بیانگر این است که باید بتوانیم به صورت رسمی از منابع جهت تولید و ارائه سطوح عالی کیفیت خدمات بهتر استفاده کنیم. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است عبارتند از: ۱. مدل حاضر نمیتواند یک مقیاس اندازه گیری ویژه ارائه دهد. ۲. قادر به انجام تحلیلهای آماری نیست(Pariseau&McDaniel,1997,5). به عنوان اساس خدمات دارای یک تأثیر هدایتکننده بر تواناییها، مسئولیتها و حیطه های it تکنولوژی اطلاعات it. اطمینان و یک تأثیر هدایتکننده بر رضایت مشتری و درک کیفیت خدمات میتواند کمک نماید به خدمات و فراهم نماید جهت کشف سطوح عالی از رضایت مشتری. ارزش به عنوان اساس خدمات تأثیر پذیرفته است از ترجیهات و اولویتهای وی it یابی مصرفکننده از .it به عنوان اساس خدمات و درک سیاستهای it نسبت به خدمات سنتی تجارب گذشته در باب پیشنهاد شده است برای مدیریت کیفیت در بانک اینترنت که خدمات دارای دو قسمت است: خدمات بین فردی و مدیریت افزایش نقش مصرفکننده. در واقع سطوح و طبیعت مشارکت مصرفکننده تأثیرات بزرگی بر روی میزان کیفیت تجارب خدمات و مباحثی مانند مصرفکنندگان منطقه تولورانس و فهمیدن درجات نقشها به وسیله مصرفکنندگان و درک کیفیت خدمات دارد(Allen,J&David,D,1991,5). در واقع مدل حاضر درک و فهم بهتری از e-sq فراهم مینماید جهت کشف نحوه نگه داشت عالی مشتری، رضایت مشتری و سود مندی وی- مدل فوق میتواند کمک نماید به تمامی سازمانها و شرکتهایی که به نحوی با مسائل تجارت و بازرگانی و طراحی جهت انجام آنها مشغول هستند کمک نماید مقیاس سروکووال برای اولین بار توسط پاراسورامن و همکارانش در سال ۱۹۸۵ به منظور سنجش کیفیت خدمات در سازمانهای مختلف معرفی شده است. این مقیاس معتبر توسط پاراسورامن و همکاران در مطالعات تجربی زیادی ۱۹۹۴، ۱۹۹۳، ۱۹۹۱، ۱۹۹۰، ۱۹۸۸، ۱۹۸۶، ۱۹۸۵، در سازمانهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین محققان بسیاری چون بوتل ۱۹۹۶، کلیف ۱۹۹۹، باباکوس ۱۹۹۲، نیومن ۱۹۹۶ در مطالعات تجربی خود از این مدل استفاده کردهاند مقیاس سروکوال دارای ۵ بعد اصلی میباشد که عبارتند از: ۱ - ثبات و پایایی ۲ - پاسخگویی ۳ - اطمینان ۴ - همدلی ۵- عوامل ظاهری(Gabbie,O Neill,1996,16).
۲-۵ مدل سرو کوال مدل SERVQUAL یا مدل تحلیل شکاف[۱۴] یکی از مدلهای مورد استفاده جهت سنجش کیفیت خدمات ارائه شده سازمانهای خدماتی است. این مدل توسط پاراسورامان و زیت هامل ارائه گردید (۵۵). پاراسورامن و همکارانش (۱۹۸۵)، کیفیت خدمات را تابعی از تفاوت میان انتظارات و ادراک مشتری دانستند. آنها مدلی را بر مبنای تجزیه و تحلیل شکاف ارائه نمودند. مدل آنها پنج شکاف را در ارائه خدمات مشخص میکرد. این پنج شکاف عبارتند از: شکاف ۱: تفاوت میان انتظارات مشتری و ادراک مدیریت از این انتظارات؛ در واقع مدیر از انتظارات مشتریان آگاه نیست. شکاف ۲: تفاوت میان ادراک مدیر از انتظارات مشتری و مشخصات کیفیت خدمات؛ یعنی داشتن استانداردهای کیفی غلط. شکاف ۳: تفاوت میان مشخصات کیفیت خدمات و خدمات ارائه شده، این شکاف، شکاف عملکرد خدمات نامیده میشود. شکاف ۴: تفاوت میان ارائه خدمات و اطلاعات ارائه شده به مشتری درباره خدمات(۵۵). شکاف ۵: تفاوت میان انتظارات مشتری و ادراک مشتری از عملکرد خدمات. این شکاف به میزان و جهت چهار شکاف دیگر وابسته است و مهمترین شکاف در میان شکافهای پنجگانه است. این شکافها در شکل زیر نشان داده شده است (۵۵). پاراسورامن و همکارانش(۱۹۸۵) ۱۰ بُعد برای کیفیت خدمات شناسایی کردند: جلوههای ظاهری و عوامل ملموس، قابلیت اعتماد، مسؤولیت پذیری، ارتباطات، اعتبار، امنیت، شایستگی، ادب، درک مشتری و دسترسی. آنان بعدها در تحقیقی که در سال ۱۹۸۸ انجام دادند، این ده بعد را در ۵ بعد زیر خلاصه نمودند:
- جلوههای ظاهری و عوامل ملموس[۱۵]: تسهیلات فیزیکی، تجهیزات سازمان و ظواهر کارکنان
- قابلیت اعتماد[۱۶]: توانایی انجام خدمات به صورت دقیق و قابل اعتماد
- مسؤولیت پذیری[۱۷]: تمایل داشتن برای کمک به مشتری و ارائه خدمات سریع
- اطمینان و تضمین[۱۸]: دانش و ادب کارکنان و توانایی آنها برای القای اعتماد و اطمینان
- همدلی[۱۹]: ارائه توجه شخصی نسبت به هر مشتری(۵۴).
آنها این ابعاد را در مدلی مفهومی زیر ارائه کرده و از آن جهت و میزان اختلاف بین ادراک مشتری از خدمت و انتظاراتش استفاده کردند. شکل ۲-۲. مدل سروکوال (پاراسورامان و همکاران ۱۹۸۵) سروکوال مدلی است که به وسیله آن، میتوان کیفیت خدمات ارائه شده را بر اساس کاهش شکاف بین سطح انتظارات و تصورات مشتری، افزایش داد و از این طریق به مزایای رقابتی قابل توجهی دست یافت. مبنای اصلی SERVQUAL، تعیین و اندازهگیری شکافهای موجود در مدل ارائه خدمات است. پنج جنبه مختلف سروکوال که از طریق تجزیه و تحلیلهای سیستماتیک امتیازات مشتریان حاصل از انجام مصاحبههای فراوان در صنایع خدماتی متعدد بدست آمده است. در واقع به طور مختصر نمایانگر معیارهای اساسی مشتریان جهت ارزیابی کیفیت خدمات میباشد. بنابراین منطقی به نظر میرسد که تمامی این جنبه های مختلف برای مشتریان از اهمیت منحصر به فردی برخوردار باشد. بدین منظور هنگام استفاده از مدل سروکوال، از مشتریان خواسته میشود تا میزان اهمیت هریک از ابعاد را به وسیله عددی ۱ (کاملاً بیاهمیت) تا ۱۰ (به شدت حائز اهمیت) بیان کنند. زیت هامل، پاراسورامان و بری(۱۹۸۵) به این نتیجه رسیدند که بدون توجه به نوع خدماتی که به مشتریان عرضه میشود، قابلیت اطمینان مهمترین جنبه در ارائه خدمات به مشتریان بشمار میرود. از سوی دیگر وضعیت ظاهری و تسهیلات سازمان در قیاس با دیگر ابعاد کیفیت، کم اهمیتترین جنبه منظور شده است. سه بعد دیگر، بسته به نوع صنایع خدماتی دارای رتبه های متفاوتی بودند. هنگامی که نتایج حاصله به طور کلی مورد بررسی قرار میگیرند، متضمن پیامی بسیار مهم برای عرضهکنندگان خدمات میباشد: «به لحاظ ظاهری کاملاً مرتب و سازمان یافته باشید، با رغبت و اشتیاق به مشتریان خدمت ارائه کنید، آرامش خاطر و اطمینان مشتریان را جلب کنید و با آنان همدل و یکرنگ باشید ولی گذشته از تمامی اینها قابل اطمینان باشید یعنی اگر برای انجام کاری به مشتری خود تعهد میدهید، آن را به انجام رسانید». ۲-۶ پیشینه ی تحقیق پس از ارائه این مدل، تحقیقات بسیاری در راستای کاربرد و توسعه این تکنیک جهت سنجش کیفیت خدمات مختلف انجام گرفت. از جمله تحقیقات کاربردی، میتوان بهموارد زیر اشاره نمود: گبی و اونیل (۱۹۹۶) از این مدل در سنجش کیفیت خدمات هتلها استفاده کرده و علاوه بر تعیین سطح رضایت مشتریان هتلهای مورد مطالعه، میزان شکاف بین انتظارهای مشتریان با خدمات درک شده را نیز مورد سنجش قرار دادند(۴۶) بیمارستانها به عنوان یکی دیگر از مراکز خدماتی هستند که از این مدل به طور گسترده جهت سنجش میزان رضایت بیماران و مراجعهکنندگان خود استفاده میکنند. از جمله مطالعات انجام شده در این زمینه میتوان به مطالعات باباکوس و من گلد (۱۹۹۲) و زیفکو (۱۹۹۳)اشاره نمود. از دیگر کاربردهای گسترده این تکنیک، سنجش رضایت دانشجویان در مؤسسههای آموزشی است(۵۳). همچنین، تحقیقات توسعهای در راستای بومیسازی کاربرد این مدل در سازمانهای خاص صورت گرفته است که یکی از این تحقیقات، مطالعات انجمن کتابخانههای تحقیقاتی[۲۰] میباشد که منجر به تدوین مدل جدیدی با عنوان LibQual TM شده است. این مدل، مخصوص سنجش کیفیت خدمات ارائه شده در کتابخانههاست. نتایج حاصل از تمامی این تحقیقات، نشانگر توانایی بالای مدل در سنجش کیفیت خدمات است. در ادامه به بررسی مطالعات و پژوهشهای صورت گرفته در این زمینه پرداخته میشود. کزازی و دهقانی(۱۳۸۲) در تحقیقی به بررسی کیفیت خدمات در سازمان پست جمهوری اسلامی ایران پرداختند. در این تحقیق که هم جنبه علمی و هم جنبه اجرایی داشت، نتایج زیر از حاصل شد: - شناخت خواست و انتظارات مشتریان برای برنامه ریزی کیفیت خدمات و ارتقاء آن و تخصیص بهینه منابع در شرکت پست ضروری است، اما آنچه که مهمتر است درک مشتری از عملکرد بر مبنای ابعاد کیفیت خدمات است که میتواند مبنای ارزیابی کیفیت و رضایت مشتریان از خدمات پستی باشد. - از نظر کارکنان واقعیتهای موجود در شکلگیری درک و قضاوت مشتریان مؤثر است. - سازمان و کارکنان نسبت به انتظارات مشتریان شناخت کافی ندارند. کارکنان نتوانستند آنچه که واقعیت ابعاد کیفیت بود را به مشتریان ارائه نمایند یا آنان وضعیت موجود را بیشتر از واقعیت اعلام کردند. - مشتریان دو متغیر قابلیت اطمینان و تضمین و کارکنان سه متغیر قابلیت اطمینان و همدلی و پاسخگویی را از میان پنج متغیر در پیشبینی رضایت مشتریان مؤثر میدانند. - از دید مشتریان سرعت در عملیات پستی و جلوگیری از تأخیرات مهمترین عاملی است که در ارزیابی ایشان از کیفیت خدمات پستی مؤثر است. - در شرکت پست جمهوری اسلامی ایران علاوه بر ۵ بعد کیفیت خدمات که تعدادی از آنها از شدت بیشتری برخوردار هستند، به نظر میرسد ابعاد دیگری از کیفیت خدمات پستی با ریشه فرهنگی وجود دارد که باید شناسایی شوند (۱۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(منبع: یافتههای پژوهش) نمودار۴-۳- توزیع تحصیلی پاسخدهندگان (نمونه آماری) (منبع: یافتههای پژوهش) نمودار۴-۴- توزیع تجربهکاری پاسخدهندگان (نمونه آماری) (منبع: یافتههای پژوهش) ۴-۳-۲٫ تحلیل آماری مشخصات شرکتهای مورد بررسی در این بخش به تشریح طبقهبندی که از ویژگیهای آماری شرکتهای مورد بررسی شده پرداخته میشود. در نمودار ۴-۵ درصد شرکتهای مورد بررسی به تفکیک نوع صنعت مشخص شده است. در نمودار ۴-۶ پاسخدهندگان از لحاظ سن استقرار به چهار دسته بین ۵ تا ۱۰ سال، بین ۱۰ تا ۱۵ سال، ۱۵ تا ۲۰ سال و بالای ۲۰ سال تقسیم شدهاند. در نمودار ۴-۷ ملاک تعداد پرسنل شرکتها بوده و در نهایت در نمودار ۴- ۸ میزان تعداد پرسنل تحقیق و توسعه شرکتهای مورد بررسی رانشان میدهد. نمودار۴-۵- توزیع نوع صنعت شرکتهای مورد بررسی (منبع: یافتههای پژوهش) نمودار۴-۶- توزیع سن شرکتهای مورد بررسی (منبع: یافتههای پژوهش) نمودار۴-۷- توزیع تعداد پرسنل شرکتهای مورد بررسی (منبع: یافتههای پژوهش) نمودار۴-۸- توزیع تعداد پرسنل تحقیق و توسعه شرکتهای مورد بررسی (منبع: یافتههای پژوهش) ۴-۴- بررسی پایایی دادههای حاصل همانطور که در فصل سه بیان گردید در این تحقیق برای بررسی پایایی داده از فرمول آلفای کرونباخ استفاده میگردد. پایایی ابزار آلفای کرونباخ ضریبی است که میزان همبستگی مثبت اعضای یک مجموعه را باهم منعکس میکند هرقدرآلفای کرونباخ به عدد یک نزدیکتر باشد. اعتبار سازگاری درونی بیشتر است. بعد از تکمیل ۱۰۰ پرسشنامه ب به طور صحیح و ورود دادهها در نرمافزار، آلفای کرونباخ دادههای حاصل از طریق نرمافزارSPSS محاسبه و اعتبار آن تایید گردید. نتیجه حاصله به شرح جدول ۴-۳میباشد: (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
جدول ۴-۳: نتیجه آزمون آلفای کرونباخ پرسشنامه تحقیق
| تعدادسوال |
آلفای کرونباخ |
| ۴۵ |
.۹۶ |
(منبع: یافتههای تحقیق) همانطور که ملاحظه شد نتیجه آزمون کرونباخ دادههای جمع آوری شده بالاتر از ۷۰% درصد میباشد (۹۶%) و بنابراین میتوان در ادامه جهت آزمون فرضیههای تحقیق دادههای حاصل را تجزیه و تحلیل نمود. ۴-۵- نتایج آمار توصیفی دادهها نتایج زیر بخشی از تحلیل توصیفی دادههای حاصل میباشد. جدول۴-۴: نتایج توصیفی دادههای پژوهش (پرسشنامه ب)
متغیرهای تحقیق |
ابعاد تحقیق |
شاخصهای تحقیق |
فراوانی نسبی پاسخگویان به گویهها |
میانگین شاخصهای تحقیق |
میانگین ابعاد تحقیق |
میانگین متغیرهای تحقیق |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
واژگان: بیرق: لوا، درفش، رایت. (دهخدا) شاهوار: برهر چیز مرغوب و ممتاز در نوع خود اطلاق شود. (دهخدا) معنی و مفهوم: صبحدم از سرخی فلق، درفشی شاهانه برای خورشید که شاه تک سوار آسمانهاست، آماده ساخته و میبندد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
آرایههای ادبی: شاه فلک استعاره از خورشید و بیرق شاهوار استعاره از پرتوهای خورشید است. ۸ - کَتـــِـفِ کـــــوه را ردا بـــــافـــــد کــــه زرانـــدود تـــار بنــدد صبــــح واژگان: کتف: شانه، دوش. (معین) ردا: بالاپوش و عبا و خرقه، آن چه روی لباسها پوشند. (دهخدا) معنی و مفهوم: صبح با پرتو افشانی بر سر کوهها به بافندهای میماند که برای شانههای کوه، عبا و روانداز میبافد. آرایههای ادبی: کتف کوه اضافهی استعاری است. زراندود تار استعاره از پرتوهای خورشید است. صبح به بافندهای مانند شده است که برای کوه ردا میبافد. ۹ - بهـــر دریــــاکشـــان بـــزم صــبوح کشـــتی زرنـــــگار بنــــدد صبـــــح معنی و مفهوم: صبحدم برای باده نوشان بزم شراب صبحگاهی، کشتی مطلّایی (خورشید/ پیاله رکابی) آماده میسازد. آرایههای ادبی: کشتی زرنگار میتواند استعاره از خورشید یا جام شراب باشد. دریاکشان کنایه از باده نوشان بسیارخوار است. ۱۰ - پـــردهی عـــاشقـــان درد و آنــــگه جـــرم بـــر روزگـــار بـــندد صبــــح معنی و مفهوم: صبحدم راز عاشقان را آشکار میکند و آبروی آنان را میریزد، آنگاه گناه این کار را به گردن روزگار میاندازد. آرایههای ادبی: پرده دریدن کنایه از آشکار کردن راز و ریختن آبروست. ۱۱ - بـــر گلـــوگــاهِ مــرغِ رنگــین تــاج زیــــور نـــالـــه دار بنـــدد صبــــح معنی و مفهوم: صبحدم بر گلوی خروس، پرهای زیبایی همچون زیور میبندد که این پرها از خود ناله (خروش خروس) سر میدهند. آرایههای ادبی: مرغ رنگین تاج کنایه از خروس است. زیور نالهدار کنایه از پرهای رنگین خروس است که مانند زیور زیباست. نالهی زیور کنایه از خروش خروس است. ۱۲ - بــــرگ ریـــز خـــزان کـــند انجــم بــــاز نقــش بهـــار بنـــدد صبــــح معنی و مفهوم: در هنگام صبحدم، ستارگان مانند برگهای زرد درختان که هنگام پاییز فرو میریزند، ناپدید میشوند و سرخی طلوع، مانند گل سرخ که نقش و نگار بهاران است، بر آسمان منقّش میشود. آرایههای ادبی: ناپدید شدن ستارگان در هنگام صبحدم به برگریزان خزان مانند شده است. نقش بهار، کنایه از گل سرخ است و گل سرخ، سرخی آسمان پیش از طلوع است. ۱۳ - روز را بکــــر چــــون بـــرون آیـــد عقــد بــر شــهریـــار بنــدد صبــــح واژگان: بکر: دوشیزه. (منتهی الارب) عقد: پیمان نکاح. (غیاث) معنی و مفهوم: هنگامی که روز مانند دوشیزهای بیرون میآید، صبحدم همانند عاقدی او را به عقد پادشاه (اخستان) درمیآورد. ۱۴ - خســرو اعظـــم، آفتـــاب ملــوک ظــلّ حـــق، مـالــک رقـاب ملــوک واژگان: مالک رقاب: خداوند گردنها، مهتر افراد. (دهخدا) معنی و مفهوم: پادشاه بزرگ، شاه اخستان، او که همچون آفتابی در میان پادشاهان میدرخشد و سایهی خداوند در زمین و صاحب اختیار و حاکم بر همهی پادشاهان عالم است. آرایههای ادبی: شاه به آفتاب مانند شده است. بیت تلمیح به حدیث معروف « السلطان العادل ظل الله فی الارض» دارد. بند دوم: کلمات قافیه: نوای، صلای، سزای و … حروف اصلی قافیه: ا حرف روی: ا حروف الحاقی: ندارد ردیف: صبوح ۱۵ - مــرغ، خــوش مــیزنـــد نـوای صبـوح بشــنو از مـــرغ، هیــن صــلای صبـــوح واژگان: هین: کلمهای است به معنی زود و شتاب و تعجیل که در محل تأکید و امر گویند، یعنی زود باش و بشتاب. (برهان) صلا: آواز دادن برای طعام خورانیدن یا چیزی دادن به کسی. (غیاث) معنی و مفهوم: مرغ (خروس) آواز آگاهی از شراب صبحگاهی را به زیبایی میسراید، گوش کن که مرغ به باده خواری صبحگاهی دعوت میکند و میگوید به سوی بادهی صبحگاهی بشتابید. ۱۶ - نــورهــان دو صبـح، یــک نفـس اســت آن نفـس صــرف کــن، بـــرای صبــــوح واژگان: نورهان: تحفه، سوغات. (غیاث) معنی و مفهوم: هدیهی دو صبح کاذب و صادق تنها یک فرصت اندک، به اندازه یک نفس کشیدن است، این زمان اندک را برای باده نوشی صبحگاهی صرف کن. آرایههای ادبی: نورهان دو صبح اضافهی استعاری است. دو و یک با هم تناسب دارند. دو صبح مراد دو صبح کاذب و صادق است. ۱۷ - راح ریــحانـــی ار بــــه دســـت آری تــــو و ریحــــان روح و رای صبـــــوح واژگان: راح: باده، می، شراب. (معین) ریحان: شراب صاف شده، بادهی مصفّی و خوشبو. (معین) معنی و مفهوم: اگر شراب خوشبوی به دست بیاوری، با نوشیدن آن در هنگام صبحدم، روح و روانت آرامش مییابد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲- دلیل دوم جواز اشتغال زن این است که روایاتی که بیانگر لزوم خانه نشینی زنان وارد شده با شرایط فرهنگی جامعه ی آن روز وارد شده است. شرایطی که زن در آن هیچ ارزش اجتماعی نداشت و رسول اکرم و ائمه (علیهم السلام) به تدریج ارزش اجتماعی زنان را به آنها اعطا کردند و ممکن نبود که در آن زمان، معصومین (علیهم السلام) بر حضور پر شور زنان در جامعه تأکید کنند و اگر این کار را می کردند مورد پذیرش قرار نمیگرفت. و لذا نمی توان در عصر حاضر به این روایات استناد کرد (البته برای اشتغال زنان، رعایت ملزومات آن یعنی حفظ حجاب و عدم مفسده و عدم اختلاط شرط لازم است). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
نقد: اوّلاً: اصل اوّلی در قضایا، حقیقیه بودن آنهاست و خارجیه بودن قضیه نیازمند دلیل است. وثانیاً: بسیاری از روایاتی که به آنها در اثبات منع استدلال شد، قابل حمل بر قضیه ی خارجیه نیست که به بعضی از آن روایات اشاره می شود: الف: روایاتی که علّت وجوب حبس زنان در خانه را عورت بودن آنها بیان می کند(جعفربات ص۹۴). ب- روایتی که علّت منع از سوار شدن زنان بر مرکب را ایجاد هیجان و فجور بیان می دارد(کافی ج۵ص۵۱۶). ج- در خطبه ی امیرالمؤمنین(علیه السلام) علّت نهی از سپردن امر خانواده به زنان را اینگونه بیان می کند:«فانّهنّ إن ترکن و ما أردنَ أوردنَ المهالک و عدون أمر المالک فانّا وجدناهنّ لاورع لهنّ عند حاجتهنّ و لاصبر لهنّ عن شهوتهنّ، البذخ لهنّ لازمٌ و إن کبرن و العجب بهنّ لاحقٌ و إن عجزنَ… » (بحارلانوار ج۱۰۰ص۲۲۳) در روایت جابر جعفی (کافی ج۵ص۵۱۶) و روایت خصال(کافی ج۵ص۵۱۶)که مسألهی ی عدم خروج زن از خانه را در بعضی از موارد مثل تشییع جنازه و عیادت مریض در سیاق «لیس علی النساء جمعه و لا جماعه » قرار داده است و هیچ یک از فقهاء در مورد عدم حضور زن در نماز جمعه و جماعت قائل به این نشده که این روایات به نحو قضیهی خارجیه بوده است، پس به وحدت سیاق، بقیه ی موارد مذکور در این روایات نیز حمل بر قضیهی حقیقیه می شود. و لذا برخی از فقها معاصر با مسأله ی اشتغال زنان به مخالفت پرداختند. در اسلام کارهایی مثل بافندگی که در خانه آنجام می شود در روایات به آن ترغیب شده است مثل روایت امیر المؤمنین(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه وآله): «نِعم اللّهو المغزل للمرأه الصالحه»( بحار الانوار ج۱۰۰ص۲۵۸) و روایت امام صادق(علیه السلام) از رسول خدا که فرمود :«لا تنزلوا النساء الغرف و لا تعلّموهن الکتابه وأمروهنّ بالمغزل و علّموهنّ سوره النور»( بحارالانوار ج۱۰۰ص۲۶۱) و در روایت جابر جعفی(بحارالانوار ج۱۰۰ص۲۵۷) امری مستحب شمره شده است. از مجموع روایات نهایت توجه و اهمیت این مسئله در شرع مقدس اسلام می توان استنباط کرد که اشتغال زنان در خانه ممنوع نمیباشد ولی برای اشتغال آنان خارج از خانه باید ضوابطی را رعایت کرد و باتوجه به شرایط کنونی و تغییر وضعیت اجتماعی مسلمانان، فقها می توانند اجازه اشتغال زنان را با رعایت موازین اسلامی صادر نمایند. خانم کلیور السون روانشناس بیان می دارد: «تحقیقات نشان میدهد که زنان علاقهمند هستند که تحت نظر اشخاص دیگری کار کنند و از مرئوس بودن و تحت نظر دیگران کار کردن بیشتر خوششان میآید. خانمها بیشتر تابع احساساتند و آقایان تابع عقل و منطق. بسیار دیده شده است که خانمها از نظر هوشی بالاتر از مردان هستند ولی نقطه ضعف آنها احساسات شدید آنان است. مردان همیشه عملیتر فکر میکنند و بهتر قضاوت میکنند و سازمان دهنده بهتری هستند و بهتر از زنان هدایت و رهبری میکنند و برتری روحی مردان بر زنان چیزی است که خداوند، طراح آن بوده است و هر چقدر خانمها بخواهند با این واقعیت مبارزه کنند، بیفایده است. خانمها به خاطر اینکه حساسترند باید قبول کنند که به نظارت آقایان در زندگی نیاز دارند. کارهایی که به تفکر مدام و تصمیمگیریهای دقیق نیاز دارد، زن را خسته و ناتوان میکند. بزرگترین هدف خانمها در زندگی، تامین شدن است و وقتی به این هدف رسیدند، دست از فعالیت میکشند(نظام حقوق زن در اسلام، صفحه ۱۸۵ به نقل از مجله زن روز شماره ۱۰۱). ۳-۳- ضوابط اشتغال زنان روح انسانی، تواناییها و استعدادهایی دارد که بر اساس آنها میتواند با خود، خدا و جهان پیرامونش، اعم از غیب و شهود، تعامل کند.کشف حقایق گوناگونی که همه هستی را پر کرده، از شناخت عالی ترین مراتب هستی، یعنی وجود خداوند، تا مراتب پایینتر، شناخت باطن وجود خود و دریافت روابط مختلف علّی و معلولی بین موجودات پیرامونیاش، همه و همه از روح آدمی سرچشمه میگیرند. اگر ما زن را دارای هویت انسانی میدیدیم، پس باید در عقل کشفی ـ که با شناخت هستی ارتباط تنگاتنگ دارد، به ویژه آن مقدار که به سعادت و راهیابی او مرتبط است ـ هیچ گونه ضعفی نداشته باشد. مدرکات عقل نظری، دایرهای گسترده تر ازآنچه گفتیم دارد و علومی نظیر ریاضیات را نیز شامل میشود. عدم ممارست زنان با علومی از این دست، رشد کمّی محدودتر زنان در این علوم، به دلیل ویژگیهای تکوینی زنان است که در محور دوم به آن میپردازیم؛ ولی جالب این است که همین ویژگیها زنان را در بخشی از مدرکات عقل نظری و عملی، که به هدایت انسانی مرتبط میشود، موفق میسازد بنابراین اگر چنان است که وساوس شیطانی حیطه نظر و اعتقاد آدمی را نیز در مینورد و تسویلات شیطان، عالی ترین حقیقت عالم را غیرحقیقی مینمایاند و این وسوسهها در زن و مرد، یک سان اثر میگذارد، پس راه رهایی از این تسویلات و شناخت مبدأ هستی نیز باید مشترک باشد. در سوره تحریم، آیاتی هست که به روشنی به استقلال نظری و توحیدی زن اشاره و بیان میدارند که علی رغم همه زمینهها و شرایط پیرامونیاش به عنوان عوامل خارجی و تربیت کننده، میتواند براساس شناخت و اختیار خودش راه سعادت یا شقاوت را برگزیند. ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوح وَ امْرَأَتَ لُوط…وَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ(تحریم، ۱۰ و ۱۱). همسر فرعون با وجود همه عوامل بیرونی و حتی انگیزههای احساسی برای فریفتهشدن و کفر، راه هدایت و خدایابی را پیش میگیرد و به تحقق و عینیت موجودی اعتقاد دارد به نام خداوند. بدیهی است که اگر امکان این دریافت جهان بینانه برای زن وجود نداشت و در نهاد او این واقعیت مکنون نبود، هیچگاه امکان دستیابی به این حقیقت پیدا نمیشد، حتی اگر زمینهها و عوامل بیرونی هم مساعد بوده باشد. اگر در نهاد زن، این امکان وجود نداشت، عالی ترین مظاهر روح، که شناخت و باور به وجود اعلی مراتب هستی، یعنی خداوند فراهم نمیگشت؛ همان طور که پشت پا زدن به این حقیقت نیز با وجود همه عوامل مساعد بیرونی، از ظرفیت مشترک بین زن و مرد در انتخاب و اختیار پرده برمیدارد. قطعاً یکی از مظاهر روح، قدرت ادراک حقایق است. هرچه ظرفیت موجودی بیش تر باشد و حقیقت نفس او از توانایی بیش تری برای ادراک برخوردار باشد، میتواند از علم فراوانتری نیز برخوردار گردد. ظرفیت علمی حضرت آدم(ع) که دارای نفس و حقیقتی مشترک با حضرت حوا است، آن چنان متسع است که معلم ملائکه میشود. وقتی سخن از ادراک و ظرفیت علمی است، تفاوتی نمیکند که این ظرفیت، برای دریافت بدیهیات و نظریات(علوم حصولی) باشد یا ادراک معلومات حضوری وشهودی. روشن است که اگر چشم شهود آدمی باز شود، این ادراک، قرب میآورد. در رسیدن به این مرحله نیز که زمینههای فوقالعاده انسان کامل را میطلبد، باز هم بین زن و مرد انسان کامل تفاوتی نیست. ظرف ادراک حضرت صدیقه طاهره(س) همان مقدار از حقایق پر است که ظرف ادراک حضرت امیر(ع). در مراتب پایینتر نیز موارد بسیاری از منابع دینی، سخن از تشویق به دانایی و آگاهی و بلکه لزوم آن، به عنوان یک تکلیف الهی برای مردان و زنان است: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم»( وسائل الشیعه، ج ۱۸، ابواب صفات القاضی، باب ۴، احادیث ۱۶ ـ ۲۸، صص۱۳ ـ ۱۵). روش و سیره پیغمبر خدا(ص) نیزچه درباره زنان و چه درباره مردان، مبنی بر ارتقای علمی آنان بوده است؛ چنان چه درباره یکی از زنان پیامبر، به نام حفصه نقل شده است به دلیل آنکه این زن، پیش از ازدواج، تحت تعلیم خواندن و نوشتن بود، حضرت به استاد وی که زن بود، سفارش کردند که کارخود را ادامه بده و نوشتن را نیز به وی بیاموز. از دیگر مظاهر روح، وجود احساسات انسانی است که خود، زمینه گرایشهای عملی و انتخابهای رفتاری درست را فراهم میآورند. از این رو، هم در این بحث و هم در بحث بعد در خور توجه هستند.روشن است که آدمی دو کانون برای معرفت و کمال دارد که هریک به سهم خود، میتواند او را در راه هدایت نگه دارند. کانون اول عقل و دومی دل است. دل مأوای احساسات متعالی انسانی است که میتواند در صورت عدم پاسخدهی عقل و یا درحالتی که پاسخهای او غیرجذاب باشد، به کمک دستگاه ادراک بیاید. و زن و مرد، هردو در شناختهای احساسی مشترک، از احساسات انسانی به طور یک سان برخوردارند.قرآن کریم انسان عاقل را برای راه یابی، بین یکی از این دو راه مخیر میداند: ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب او القی السمع(ق، ۳۷). انسان اگر بخواهد از قرآن بهره ببرد، یا باید دارای قلب(به معنای عقل) بوده و ازگوهر ادراک عقلانی برخوردار باشد و خود دارای قدرت تجزیه و تحلیل باشد و یا گوش شنوا داشته باشد و دل پند پذیر. این دل دلی است که دارای احساسات انسانی باشد. ملاحظه میشود که در این امر نیز بین زن و مرد، در بیان قرآن تفاوتی نیست. مؤلفههای اصلی ادراکات عقل عملی، یکی دارا بودن قدرت اراده و اختیار است که از مختصات نوع انسانی میباشد و دیگری وجود احساسات انسانی است که بر اساس شناخت و درک فطری، خود از محسنات و مقبحات اخلاقی و منشأ پیدایش رفتارهای نیک و بد میگردد. این احساسات به اضافه دایره گسترده اختیار آدمی، گوهری است که از انسان شخصیتی اخلاقی میسازد. به علت اشتراک این دو ویژگی در زن و مرد، قرآن در مدرکات عقل عملی و توان به آنجام رساندن آنها تفاوتی بین زن و مرد قائل نشده است: إِنَّ الْمُسْلِمینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرینَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرینَ اللَّهَ کَثیراً وَ الذَّاکِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظیماً(احزاب، ۱۳۵). روشن است که وقتی عقل عملی و مدرکات آن، انسان را در سیر عبادت و عبودیت میاندازد: العقلما عبد به الرحمن و اکتسِب به الجنان(اصول کافی، ج ۱ و ج ۳، ص ۱۱). و عبودیت گوهری فراروی آدمی، چه زن و چه مرد است: ماخلقت الجن و الانس الاّ لیعبدون(ذاریات، ۵۶). پس هیچ دلیلی برای دریغ آن از زن وجود ندارد، مگر آنکه صورت مسأله انسانیت را از کتاب هستی زن پاک کرده و از صدق اسم جلوگیری کنیم. وقتی که زن و مرد، دارای هویت انسانی و مظاهر مشترک آن هستند، طبعاً باید از حقوق و تکالیف مشترکی نیز برخوردار باشند، که برخی از آنها عبارتند از: حق حیات، حق انتخاب، آزادیهای اساسی، حق برخورداری از عدالت اجتماعی، حق تعلم رسالههای عملیه، به وضوح دانستن مطالبی را که آگاهی از آنها لازم است، تکلیف هر یک از مردان و زنان میدانند(مسأله ۱۱ باب تقلید) و تکلیف امر به معروف و نهی از منکر و تکلیف دفاع ازکیان فردی. ازدواج حقی و حکمی مشترک بین زن و مرد است. نیاز تکوینی آرامشجویی ونیز کشش غریزه جنسی، در هر مردی، او را به سوی زنی میکشاند؛ همانگونه که این نیاز، به اضافه خواستههای روحی، مانند پناهگاه طلبی و حمایت خواهی، زن را به سوی مردی معین سوق میدهد. هدف هر دو هم در این امر، ابقای نسل است؛ زیرا هر آدمی حس خلود و میل به جاودانگی خود را از راه بقأ در حیات فرزند، راضی نگه میدارد. ازاین رو توالد و فرزند داری، مهم ترین هدف ازدواج است و ازدواج برای تأمین این واقعیتهای تکوینی، به طور مساوی تشریع شده است.( تفسیر المیزان، ج ۱ و ۲، ص ۲۷۷). بنابراین در خصوص اشتغال نیز بر اساس مطالب ذکر شده تفاوتی در زن و مرد نیست لذا بررسی ضوابط شرعی در خصوص اشتغال زنان ضروری به نظر میرسد. در درون اجتماع، زن موجودی ظریف، حساس و پر عاطفه تلقی میشود. کانون گرم اجتماع زمانی میتواند استمرار داشته باشد که برای شایستگیها و توانمندیهای فردی زنان ارزش و اهمیت قائل باشد، معمولاً نگاه آحاد جامعه به زنان نگاهی مثبت گرایانه و واقع بینانه نیست. نگاه ارزشی زمانی تحقق مییابد که به ارزشهای فرهنگی و واقعی زنان در جامعه توجه همه جانبه داشته باشیم. اگر جامعه میخواهد از بحران فساد و فحشا و تبعیضهای روحی و فکری نجات یابد اگر افراد به دنبال سلامت و بهداشت روحی و روانی هستند، بایستی به جایگاه زن در اجتماع ارج نهند. اگر به دنبال توفیقات جامعه بشری هستیم بایستی زن را در آیینه سعادتمندیها ببینیم. اگر تعمقی به تاریخ زنان موفق داشته باشیم متوجه میشویم که آنان زیر چتر پاکدامنیها و حفاظتها قرار گرفته بودند. زن مسلمان وقتی میخواهد مسئولیت اجتماعی به عهده بگیرد باید تقوا و پاکدامنی و حفظ ارزشهای الهی اسلام را رعایت کند، لذا اسلام زن را از حقوق و فعالیتهای اجتماعی و سیاسی و… محروم نکرده بلکه برای این فعالیتها مقرراتی وضع نموده است که با حفظ آن قوانین، تلاش زن ثمر بخش و سازنده خواهد بود. ۳-۳-۱- آداب مشارکت اجتماعی زنان مشارکت اجتماعی زنان از دیدگاه اسلام آدابی دارد و تجویز و ترغیب به حضور اجتماعی زنان با رعایت این آداب است. برخی از این آداب، مشترک میان مردان و زنان است که هر دو باید رعایت کنند و برخی دیگر به زنان اختصاص دارد.( جمعی از دانشمندان ، حقوق و مسئولیت های زن در نظام اسلامی ، ج۲ ، ص۱۶۰ص و۱۶۱) الف) آداب مشترک : ۱- غض بصر: قرآن کریم زنان و مردان مؤمن را به غض بصر فرمان میدهد« به مردان با ایمان بگو دیدگان خود را فرو بندند و پاکدامنی ورزند… که این برای آنان پاکیزه تر است… زیرا خدا به آنچه میکنند آگاه است. و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را فرو بندند و پاکدامنی ورزند…( نور، آیات ۳۰ و ۳۱) غض بصر به معنای بستن دیدگان نیست، بلکه خودداری از نگاه فتنه انگیز است.در حدیثی میخوانیم: تمام چشمها در قیامت گریان است مگر سه چشم: چشمی که از ترس خدا بگرید، چشمی که از گناه بسته شود و چشمی که در راه خدا بیدار بماند.( محسن قرائتی، تفسیرنور ، ج۸ ، ص۱۷۳) حضرت علی (ع) فرمود:« العین مصائد الشیطان » چشم، قلاب شیطان است.( همان ، ص ۱۷۳) ۲- پرهیز از،دست دادن زنان و مردان نامحرم به همدیگر و قال رسول الله (ص): « مَن صافح امرأهی تحرم علیه فقد باء بسخط من الله »( محمد باقرمجلسی ، بحارالانوار ،۱۳۷۴ش ، ج ۷۶، ص ۱۰۱) پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی که با زن نامحرم مصافحه کند ( دست بدهد ) پس به تحقیق به غضب خداوند گرفتار شده است. شهید مطهری به نقل از سید محمد کاظم یزدی در عروه الوثقی مینویسد: « لا یَجوزُ مُصافَحَهُ الْاَجنَبِیَه نَعَمْ لا بَأسَ بِها مِنْ وَراءِ الثَّوب » دست دادن با زن بیگانه جایز نیست ولی اگر جامهای حائل باشد مانعی ندارد البته استاد آن را مشروط کرده اند به اینکه تلذذ و ربیه در کار نباشد. از امام صادق (ع) در مورد دست دادن مرد با زن سؤال شد. حضرت فرمود: با زنان نامحرم نمی توان دست داد مگر آنکه بر روی دست پوششی باشد و البته نباید کف دست را فشرد.( طبرسی ، مستدرک الوسائل ، ۱۴۰۸ق، ج۲۰ ، ص ۲۰۸) همچنین پیامبر(ص) در خطبهی دیگری فرموده : « مَن صافحَ أَمْرَأهً حراماً جاء یومَ الْقِیامَهَ مغلولاً ثُمَّ یُؤمَرْبه الی النُار » (مجلسی ، بحارالانوار ، ۱۳۷۴ش، ج۷۶، ص۳۶۳). هر کس با زن نامحرمی دست بدهد، روز قیامت در حالی که سرافکنده است میآید و به او امر میشود که به جهنم برود. ۳- اجتناب از خلوت :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱-۱-۴- بند چهارم) تعیین نوع زراعت در عقد مزارعه باید نوع زرع معین باشد، مثلاً گندم، برنج و … همچنین اگر طرفین نوع زرع را معین نکنند در صورتی که عدم تعیین، انصراف به نوع معمول و متعارفی از زراعت داشته باشد، عقد صحیح وگرنه باطل است ( موسوی خمینی، بی تا). زیرا در صورت عدم تعیین زرع ممکن است هر یک از طرفین نوعی از زراعت را در نظر داشته باشند که دیگری آن رادر نظر ندارد و در این صورت، مفهوم عقد (که تفاهم طرفین برامری واحد است) دچار خلل می شود. در موردی که مزارعه برای مطلق زراعت باشد و اختصاص به نوع ویژهای نداشته باشد، کافی است که زمین در دید عرف قابل کشت و زرع را دارا باشد؛ در این صورت با توجه به نص صریح قانون در ماده ۵۲۴ ق.م، عامل در انتخاب نوع زراعت مختار خواهد بود؛ لیکن او نمیتواند زرعی را انتخاب کند که زمین استعداد آن را ندارد و بدین بهانه مدعی بطلان مزارعه شود. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
مسئلهای که برخی از حقوقدانان مطرح میکنند، این که آیا عامل تنها باید به زرع مورد توافق در عقد بپردازد یا حق دارد زراعتی غیر از آنچه که در قرارداد مشخص شده است انجام دهد به این عنوان که ضرر کمتری برای زمین مورد زراعت داشته باشد؟ برخی از نویسندگان حقوق مدنی، به ماده ۴۹۱ ق.م در بحث اجاره استناد میکنند. در این ماده قانونی اینچنین آمده است: «اگر منفعتی که در اجاره تعیین شده است به خصوصیت آن منظور نبوده است، مستأجر میتواند استفاده منفعتی کند که از حیث ضرر مساوی یا کمتر از منفعت معینه باشد». و به عامل اختیار دادهاند که زرع دیگری را انتخاب کند؛ مشروط بر اینکه ضرر کمتری برای زمین داشته باشد (امامی، ۱۳۶۲). این نظر توسط برخی دیگر از اساتید حقوق مورد نقد واقع شده است، با این استدلال که، نه تنها در اجاره تعیین نوع منفعت همیشه ظهور در تعیین مقدار آن ندارد و تابع اوضاع و احوال است، قیاس اجاره و مزارعه در اینباره درست نیست. در اجاره میزان اجرت به طور قاطع معین است و مستأجر در هر حال باید آن را بپردازد، پس اگر مستأجر منفعتی را استیفاء کند که برای عین ضرر کمتر داشته باشد یا آن را معطل گذارد به سود مالک است و در تعبیر اراده او میتوان گفت که به این اقدام راضی بوده است؛ ولی در مزارعه که عوض منفعت زمین حصه مشاع از محصول آن است، مالک به طور معمول در تعیین زرع، به عنوان عامل ایجاد سود نظر دارد و چه بسا ترجیح میدهد زراعتی انجام شود که برای زمین ضرر بیشتر دارد؛ ولی سود بیشتر به او میرساند. به همین جهت نیز عامل حق ندارد زمین را معطل گذارد و مالک میتواند از او اجرتالمثل منافع تفویت شده را بخواهد (کاتوزیان، ۱۳۹۱). ۲-۱-۱-۵- بند پنجم) مختص بودن عقد مزارعه به زراعت در دیدگاه عرف، معنی زراعت و کشت کردن خیلی واضح و مشخص است؛ لیکن به دلیل نزدیکی عقد مزارعه با مساقات و مغارسه در برخی از احکام شاید در نگاه اول این قراردادها با هم یکی انگاشته گردد. گاه اختلاف میشود که کاشتن و رویاندن نباتات نیز «زراعت» محسوب میگردد یا درختکاری و باغداری میباشد که این اختلاف عرفی به رویه قضایی نیز سرایت میکند. در ق.م سال ۱۳۳۹ ، محاکم گاه محل پروراندن گل را در زمره محلهای مزروعی میدانستند. با وجود این در کتابهای لغت و نوشته های حقوقی معنی زراعت را به وضوح خود واگذاشتهاند و به تعیین معیار تمیز آن از سایر مفاهیم مشابه نپرداختهاند. به نظر میرسد که زراعت به قسمی از کاشتن گفته میشود که با بذر یا حبه یا دانه انجام میپذیرد، مانند کشت گندم و جو و برنج وحبوبات (کاتوزیان، ۱۳۹۱). ۲-۱-۲- گفتار دوم: تفاوتها و تشابهات عقد مزارعه با عقود معین دیگر در احکام ۲-۱-۲-۱- بند اول) مقایسه با مساقات مزارعه و مساقات دو عقدی میباشند شبیه به هم که برای تنظیم روابط مالک زمین و زارع (مزارعه) و مالک درخت و عامل یا باغبان (مساقات) از دیرباز مورد استفاده قرار گرفته است. در مزارعه و مساقات شرط است که حاصل زمین و ثمره درخت تقسیم شود و حصه هر کدام از مالک و عامل حصه مشاعی از این بازده باشد (کاتوزیان، ۱۳۹۱). از نظر احکام نیز جز در بعض موارد استثنایی مزارعه و مساقات تابع قواعد مشترکی هستند که از اصول مربوط به اجاره الهام میگیرد. در مساقات نیز مانند اجاره و مزارعه، مدت باید معین باشد؛ وگرنه باعث مجهول ماندن موضوع و ایجاد غرور؛ در نتیجه، بطلان عقد میشود. عقد مساقات نیز مانند عقد مزارعه عقدی است لازم و منحل نمیشود جز به اقاله یا فسخ یا به علت قانونی موجه. بنابراین در صورت فوت هر کدام از مالک و عامل، ورثه قائممقام مورث خود خواهد بود؛ مگر اینکه قید به مباشرت عامل شده باشد که در این صورت به فوت او عقد باطل میگردد. هر دو عقد از جمله عقود معاوضی میباشند و در هر دو عقد، منافع مالی با ثمره خارجی آن مبادله میشود و هر دو گذشته از معاوضه منافع به محصول، خدمات عامل نیز با حصه مشاعی از ثمره مبادله میگردد (کاتوزیان، ۱۳۹۱). قانون مدنی در تعریف مساقات که شباهت فراوان به مزارعه دارد، آن را «معامله» نامیده است. در ماده ۵۴۳ مقرر میدارد که «مساقات معامله ای است … ». در هر دو عقد دلیلی که سبب ایجاد انگیزه جهت تحرک مضاعف در عامل میشود این است که عامل با سعی و تلاش خود میتواند محصول و ثمره بیشتری به دست آورد و در نتیجه صاحب سود بیشتری گردد. نوعی شرکت در جوهر این دو عقد آشکارا به چشم میخورد. یکی از شریکان، زمین یا درخت را به عنوان آورده خود در میان میگذارد و دیگری بذر، کود، آب و خدمت را به شرکت مینهد و حاصل این تعاون بین شریکان تقسیم میشود. البته نباید چنین پنداشت که مزارعه و مساقات شرکت است و در برابر آن عقد اصالت ندارد، زیرا شرکت در اصطلاح قانون مدنی همیشه با اشاعه در مالکیت و به نظر بسیاری از نویسندگان مزج اموال همراه است؛ در حالی که در مزارعه و مساقات، طرفین قصد ایجاد اشاعه در عوامل زرع را ندارند و در اثر عقد، «مبادله عوامل» و «شرکت در محصول» با هم انجام میشود. بنابراین باید پذیرفت که مزارعه و مساقات آمیزهای است از شرکت و اجاره که با احکام خاص خود اصالت یافته و برای رفع نیازهای اقتصادی جامعه به صورت عقد معین و با نام و هویت خاص در کنار سایر عقود قرار گرفته است (کاتوزیان، ۱۳۹۱). تفاوت مزارعه با مساقات در این است که در مزارعه، منافع زمین مورد معامله قرار میگیرد و در مساقات، منافع درخت و بوتههای ثابت در زمین، مورد معامله واقع میگردد. در مزارعه، زمین برای زراعت در اختیار عامل گذاشته میشود؛ ولی در مساقات؛ درختان مثمر جهت مراقبت و آبیاری و برداشت ثمره به عامل داده میشود. قانون مدنی نخواسته است مواد مربوط به مزارعه را در مبحث مساقات تکرار نماید، به همین دلیل در ماده ۵۴۵ ق.م مقرر میدارد: «مقررات راجع به مزارعه که در مبحث قبل ذکر شده است در مورد عقد مساقات نیز مدعی خواهد بود؛ مگر اینکه عامل نمیتواند بدون اجازه مالک معامله را به دیگری واگذار یا با دیگری مشارکت نماید». از این ماده قانونی دو نکته متوجه میشویم: اول اینکه عامل در مساقات نمیتواند بدون اجازه مالک، معامله را به دیگری واگذار کند. در بحث مزارعه نیز میبینیم که در ماده ۵۴۱ ق.م انتقال معامله را منوط به رضای مزارع دانسته است، پس در این مورد نه تنها این دو عقد تفاوت ندارند؛ بلکه تشابه نیز دارند. دومین نکته این است که عامل در مساقات نمیتواند با ثالث بدون اجازه مالک شراکت کند، علت استثناء آن است که درختان مواظبت و نگهداری مخصوص را میطلبد. در این مورد، این دو عقد تفاوت دارند، زیرا در مزارعه عامل میتواند بدون رضایت مالک با دیگری شریک شود. ۲-۱-۲-۲- بند دوم) مقایسه با اجاره قواعد حاکم بر مزارعه با اجاره شباهت زیاد دارد و در هر جا که قانون حکمی نداشته باشد، میتوان از قواعد اجاره برای حل مشکل الهام گرفت؛ منتها باید به این نکته توجه داشت که در مزارعه برخلاف اجاره ایجاد شرکت در محصول نیز موردنظر است و همین امر در آثار و احکام عقد اثر میگذارد (کاتوزیان، ۱۳۹۱). شاید در نگاه اول چنین به نظر آید که عقد مزارعه نوعی اجاره است یا به این عقد خیلی نزدیک است، زیرا از یکسو مالک زمین بخشی از منافع آن را به عامل تملیک میکند و از سوی دیگر عامل نیز منافع کار خود را به مالک میدهد و اختلاط این دو تملیک، باعث آمیزهای از اجاره اشخاص و اشیا در عقد مزارعه شده است. برخى از فقها از این مقدار شباهت هم فراتر رفته و معتقدند هیچ فرقى بین اجاره و مزارعه وجود ندارد؛ مگر اینکه این دو فقط در لفظ متفاوت مىباشند. بنابراین با صرفنظر از اختلاف لفظى، مىتوان گفت هر مقدار جهالتى که موجب بطلان اجاره مىشود، لزوماً بطلان مزارعه را هم در پى خواهد داشت؛ چرا که معنى این دو عقد در واقع یکى است (حلى، ۱۴۱۲). همچنین ابوحنفیه و شافعی نیز مزارعه را مصداق اجاره دانستهاند، طبری در کتاب اختلاف الفقهاء میگوید: علت اینکه ابوحنفیه و طرفداران نظریه او، مزارعه را مکروه شمردهاند، این است که اجماعاً در اجاره باید اجرت معلوم باشد و در مزارعه، اجرت زارع، مجهول است، پس مزارعه، اجاره مجهوله است؛ اما با دیدن عناصر اجاره و عناصر عقد مزارعه و مقایسه آن دو مسلّم می شود که ابداً مزارعه از اقسام اجاره نیست. فقه امامیه در این مورد اصابت نظر دارد و قانون مدنی ایران هم از نظر فقه امامیه پیروی میکند (جعفری لنگرودی، ۱۳۷۸). صاحب مستمسکالعروه در رد نظریه شباهت مزارعه به اجاره مىگوید: در شباهت مزارعه به اجاره که برخى فقها به آن استناد کردهاند نیز دلیل خاصی وجود ندارد، خود این فقها نیز به دلیلى که حاکى از شباهت یا الحاق باشد ارجاع ندادهاند. صرف اشتراک دو عقد در برخى احکام، منتج به این نمىگردد که در تمام شرایط از یک حکم پیروى نمایند؛ کما اینکه مزارعه از این جهت که سهام در آن باید به نحو مشاع باشد به مضاربه شبیه است. علاوه بر این، مزارعه حقیقتى غیر از اجاره دارد، چون در اجاره نمىتوان سهمى از محصول را به عنوان اجرت تعیین کرد؛ در حالى که در مزارعه شرط است که اجرت سهم مشاعى از محصول باشد و اگر مال معیّنى به عنوان اجرت تعیین گردد، قرارداد منعقده مزارعه نخواهد بود. بنابراین صرف لازم بودن را نمىتوان دلیل بر همانندى مزارعه با اجاره دانست. حتی اگر طرفین فىالجمله هم مدت را تعیین کردند؛ به نحوى که منجر به غرر نگردد، مزارعه صحیح خواهد بود (طباطبائى حکیم، ۱۴۱۶). برخی از حقوقدانان تفاوت مزارعه و اجاره را بدین نحو توجیه میکنند که مزارعه یکی از عقود مخاطره است، زیرا طرفین عقد مزارعه در زمان عقد، میدانند که ممکن است محصول به کل یا بعض دچار آفات گردد و دچار ضرر کلی یا جزئی گردند؛ معذالک به استقبال خطر میروند. این خطر، غرر ذاتی است، پس کلیه کسانی که مزارعه را قسمتی از اجاره دانستهاند (مانند ابوحنفیه) اشتباه کردهاند، زیرا اجاره از عقود مخاطره نیست، عاقدین در عقد اجاره به استقبال خطر نمیروند. ندانستن ماهیت عقد مزارعه و تمیز ندادن آن از عقود غیر مخاطره، مایه این اشتباه شده است (جعفری لنگرودی ، ۱۳۷۸). به بیان سادهتر، دو تفاوت عمده اجاره با مزارعه بدین صورت میباشد که اولا: مزارعه از عقود مخاطره است؛ ولی اجاره زمین برای زراعت از عقود مخاطره نیست، زیرا مالالاجاره موصوف در ذمّه است و سوخت و سوز ندارد و قابل وصول است و ثانیا: مزارعه از مقوله مشارکات است؛ ولی اجاره زمین از مقوله مشارکات نیست (جعفری لنگرودی، ۱۳۷۸). ۲-۱-۲-۳- بند سوم) مقایسه با مضاربه ماده ۵۴۶ ق.م در تعریف مضاربه میگوید: «مضاربه عقدی است که به موجب آن احد متعاملین سرمایه میدهد با قید اینکه طرف دیگر با آن تجارت کرده و در سود آن شریک باشند، صاحب سرمایه مالک و عامل، مضارب نامیده میشود». در مضاربه، مالک سرمایه خود را در اختیار شخص دیگری که مضارب است میگذارد تا برای تجارت به نقاط مختلف دیگر سیر کند و سودی که تحصیل میکنتد برای سهمی که در عقد مقرر داشتهاند تقسیم نمایند. مضاربه شباهت زیادی به مزارعه دارد، یک طرف سرمایه میگذارد و طرف دیگر عملیاتی را انجام میدهد، در مزارعه عملیات زراعت و در مضاربه عملیات تجارت است (مدنی، ۱۳۹۱). عقد مضاربه همانند مزارعه باید شرایط اساسی عقد، مذکور در ماده ۱۹۰ ق.م را از حیث اهلیت، قصد، رضا و معین بودن مورد معامله را دارا باشد. مضاربه جزو عقود معوض میباشد به این صورتکه خدماتی که عامل ارائه میدهد، در مقابل سهم مشاعی از سود حاصل قرار میگیرد و از این بابت نیز با عقد مزارعه تشابه دارد. در پیمانی که بین مالک و مضارب بسته میشود، ممکن است نوع تجارتی که منظور طرفین است معین شود؛ ولی این کار ضرورت ندارد. ماده ۵۵۳ ق.م در همین زمینه مقرر میدارد: «در صورتی که مضاربه مطلق باشد، یعنی تجارت خاصی شرط نشده باشد، عامل میتواند هر قسم تجارتی را که صلاح بداند بنماید؛ ولی در طرز تجارت باید متعارف را رعایت کند»؛ لیکن از این بابت نیز میان عقد مضاربه و مزارعه تشابه میباشد، زیرا در عقد مزارعه نیز تعیین نوع کشت الزامی نیست؛ مشروط بر اینکه عرف محل منصرف بر قصد طرفین باشد. سودی که در نتیجه تجارت عامل با سرمایه به دست میآید از آن طرفین است و میزان سهم هر یک از عامل و مضارب باید معین شود به صورت جزء مشاعی از کل سود، مانند یک چهارم یا یک سوم باشد و این تشابه دیگر این عقد در احکام با عقد مزارعه میباشد. در بیان تفاوت این دو عقد چنین می توان گفت که: برخلاف مزارعه که لازم است مضاربه عقدی جایز به شمار میرود. در عقد مضاربه هیچ مالی به مضارب تملیک نمیشود و او حق عینی بر اموال مالک پیدا نمیکند. تنها در اثر این پیمان، تعهداتی برای طرفین به وجود میآید که در نتیجه اجرای آنها ممکن است عامل مالک مالی شود، زیرا مالی را که هنوز به وجود نیامده است، نمیتوان به دیگری تملیک کرد، پس باید گفت در عقد مضاربه وسیله تملک ربح ایجاد شده است؛ بدون اینکه تملیک مستقمیمی انجام پذیرد و مضاربه در زمره عقود عهدی است؛ اما در مباحث قبلی ذکر گردید که مزارعه عقدی است تملیکی نه عهدی. در موردی که در مضاربه شرط شود که تمام سود از آن مالک یا عامل باشد؛ ماده ۵۵۷ ق.م صراحتا تکلیف این مورد را مشخص کرده و حکم به بطلان عقد داده است این ماده قانونی درباره فرضی که تمام سود برای مالک در نظر گرفته شده باشد، مقرر میدارد: «… در این صورت، معامله مضاربه محسوب نمیشود و عامل مستحق اجرتالمثل خواهد بود؛ مگر اینکه معلوم شود که عامل عملی را تبرعاً انجام داده است». از ظاهر ماده ۵۵۷ ق.م که عامل را مستحق اجرتالمثل دانسته است، چنین برمیآید که قانونگذار قرارداد را باطل انگاشته و عامل را برطبق قاعده استیفاء سزاوار دستمزد اعلام کرده است. این ماده قانونی با بحث مشابه آن در مورد عقد مزارعه که در ماده ۵۱۹ ق.م ذکر گردیده است تفاوت دارد، زیرا در این فرض، قانونگذار عقد را باطل نمیداند. در قسمت اخیر این ماده آورده شده که: «اگر به نحو دیگر باشد احکام مزارعه جاری نخواهد شد». ۲-۲- مبحث دوم: آثار عقد مزارعه ۲-۲-۱- گفتار اول: حقوق و تکالیف عامل و مزارع ۲-۲-۱-۱- بند اول) حقوق و تکالیف عامل الف - حق فسخ عامل و صور پس از فسخ الف-۱ خیار عیب: براساس قسمت اخیر ماده ۵۲۳ ق.م، در صورتی که عامل در حین عقد آگاهی کامل از زمین مورد زرع و عملیاتی که برای آمادگی آن لازم است نداشته باشد و بعداً متوجه میشود که زمین نیاز به حفر نهر ندارد یا چاه و غیره میخواهد و باید عملیات مقدماتی قابل توجهی در جهت آمادگی زمین مبادرت ورزد. با توجه به خیار عیب حق فسخ عقد را خواهد داشت (مدنی، ۱۳۹۱). الف-۲ خیار تعذر تسلیم براساس ماده ۵۲۸ ق.م «اگر شخص ثالثی قبل از اینکه زمین مورد مزارعه تسلیم عامل شود آن را غصب کند، عامل حق فسخ پیدا میکند … ». این ماده قانونی یک استثناء دارد و این که اگر غصب بعد از تسلیم واقع شود که در این صورت عامل حق فسخ ندارد و باید به غاصب رجوع کند. الف-۳ خیار غبن براساس ماده ۵۲۶ ق.م «هریک از مالک و مزارع میتواند در صورت غبن معامله را فسخ کند». برای احراز غبن میزان واقعی ثمره و محصول زراعی که وضع احتمالی دارد ملاک و معیار نیست (مدنی، ۱۳۹۱). برای تشخیص اینکه بدانیم غبن صورت گرفته یا خیر، ابتدا بایستی ارزش آورده هر یک از مزارع و عامل مشخص گردد و اگر ملاحظه گردید که سهمی که برای او تعیین شده متناسب با ارزش آوردهاش نباشد و کمتر از مقداری است که باید با او داده شود و آن تفاوت فاحش میباشد، این حق را دارا میباشد که مزارعه را فسخ نماید. الف-۴ عدم تسلیم زمین به عامل اگر مزارع زمین مورد مزارعه را قبل از مدت تسلیم عامل ننماید و اجبار او از طریق دادگاه ممکن نباشد، عامل میتواند عقد را فسخ و خسارات ناشی از عدم انجام تعهد را از مزارع بگیرد. دادن حق فسخ به عامل بدین معنی نیست که او برای جبران ضرر خود، ناچار به استفاده از آن باشد. حق فسخ راهی است در اختیار عامل تا اگر به مصلحت دید بدینوسیله خود را از قید عقد برهاند و دفع ضرر کند با فسخ عقد نیز امکان مطالبه خسارت از بین نمیرود. اگر مالک وفای به عهد میکرد بخشی از منافع زمین در اختیار عامل قرار میگرفت و به او امکان فعالیت کشاورزی میداد. اکنون با نقض عهد این منافع از بین رفته است. درست است که او نیز میبایست در برابر منافع زمین در آن کار کند؛ ولی امکان این اقدام نیز با تفریط مالک از بین رفته و بسان موردی است که اجیری در اختیار کارفرما قرار گیرد و او از منافع کار اجیر استفاده نکند؛ وانگهی قطعنظر از مفاد قاعده لاضرر، مالک با نقض عهد سبب ورود خسارت به عامل شده است و باید آن را جبران کند (کاتوزیان، ۱۳۹۱). الف -۵ - فسخ عقد توسط عامل و سه حالت آن حالت اول- فسخ مزارع پیش از کشت در این مرحله، هرگاه کاری در زمین انجام نشده باشد، اجرای قواعد آسان است، زیرا پس از انحلال عقد، زمین به مزارع بازگردانده میشود و از عوامل زرع نیز آنچه برای اجرای قرارداد اختصاص داده شده است به مالک آن بازمیگردد. قانون مدنی حکم روشنی در این باره ندارد، جز اینکه در ماده ۵۳۸ ق.م گفته شده است که «هرگاه مزارعه پیش از ظهور ثمره فسخ شود، حاصل از آن مالک بذر است و طرف دیگر مستحق اجرتالمثل خواهد بود». برخی از نویسندگان نیز تأیید کردهاند که در این مرحله، مزارع باید اجرتالمثل کار عامل را به او بپردازد (کاتوزیان، ۱۳۹۱). حالت دوم- فسخ مزارعه بعد از کشت و قبل از ظهور ثمره
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سیبولد و سالمون[۳۰] معتقد هستند اعتیاد به کار با پرکار بودن متفاوت میباشد بهطوریکه افراد پرکار، کار را بهعنوان چیزی که واجب است انجام داده و گاه آن را یک وظیفه ارضاکننده تلقی میکنند اما افراد معتاد به کار، محل کار و کار خود را بهعنوان جای امنی در نظر میگیرند که میتوانند در حین انجام آن از تعهدات ناخواسته خارج از کار و احساسات ناشی از آن دور شوند در واقع افراد پرکار میدانند چگونه و در چه محدوده زمانی کار خود را انجام دهند تا بتوانند بهطور مناسب در کنار خانواده و جمع دوستان حضور یابند درحالیکه کار برای افراد معتاد به کار بالاترین اهمیت را در فهرست امور زندگیشان دارد و به خاطر کار و الزامات کار نمیتوانند زمان کافی را به خانواده و دوستان اختصاص دهند. ازنظر فیزیولوژیکی نیز معتادان به کار در مواجهه با ضرورتها و موقعیتهای سخت شغلی، ترشح اعتیادآور آدرنالین را تجربه میکنند درصورتیکه افراد کوشا و پرکار چنین حالتی ندارند. همچنین افراد کوشا و پرکارمیتوانند اشتیاق و ذوق خود به کار را از بین ببرند ولی افراد معتاد به کار نمیتوانند دست از کار بکشند بهطوریکه حتی اگر در حال بازی گلف هم باشند یا به دیدن نمایش مدرسه فرزند خود رفته باشند، باز هم فکرشان مشغول کار است. ذهن این افراد مدام درگیر مسائل و مشکلات کاری میباشد. (سیبولد و سالمون ۱۹۹۴،۱۰-۴) (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
هرچند که اکثراً موارد اعتیاد به کار در یک شغل به دنبال درآمد اتفاق میافتد اما این حالت ممکن است برای کسانی که بهطور افراطی به ورزش، موسیقی، هنر و مانند آن میپردازند نیز صادق باشد این اصطلاح در بیشتر مواقع بهاشتباه در مورد ویژگی شخصیتی افراد پرانرژی و پرکار نیز بهکاربرده میشود که آنان نهتنها رابطه خوب با همکارانشان داشته بلکه از لذت بردن از فعالیتهای فاقد سود مالی، استراحت کافی و حضور مناسب در خانواده و جامعه بهره برده و زمان زیادی را هم برای کار در نظر میگیرند. این افراد، اشخاصی نرمال میباشند که تنها تفاوتشان با دیگر افراد جامعه، برنامهریزی صحیح در امور زندگی شخصی و شغلیشان است اما فرد مبتلابه اعتیاد به کار، به شکلی رفتار می کند که تلاش وی برای خود، خانواده و زندگی اجتماع خارج از کار وی، زیانآور است. (قلی پور و همکاران، ۱۳۸۷) اوتس (وی اولین بار واژه اعتیاد به کار را به کاربرد) اعتقاد دارد افراد معتاد به کار افرادی میباشند که نیاز به کار در آنها بهقدری زیاد و افراطی است که ممکن است این حد کار کردن خطری جدی برای سلامتی، شادی فردی، روابط درون فردی و وظایف و نقشهای اجتماعی آنان به وجود آورد؛ چراکه تعهد غیرمعقول و غیرمنطقی به کار بیش از حد داشته و زمان بسیار زیادی را بهطور دلخواه و تمایل درونی به فعالیتهای کاری خود اختصاص میدهند.(سنایر و زهر ۲۰۰۰، چرینگتون ۱۹۸۰) همچنین با توجه به نظریات اسپنس و رابینز (۱۹۹۲) در مورد نوع شناسی اعتیاد به کار بر اساس میزان و درجه بعدهای زیر مشخص گردیدند: ۱) عجین شدن با کار؛ ۲ ) تمایل درونی در کار؛ ۳) لذت از کار. وی اعتقاد دارد در افراد معتاد به کار، درجه عجین شدن با کار بالا بوده و تمایل و کشش بسیار زیادی به کاردارند اما از کار لذت زیادی نمیبرند و در مقابل، افراد مشتاقان به کار با کار عجین میشوند ولی از کارشان لذت برده و کشش افراطی به کار ندارند. در زیر سه الگوی اعتیاد به کار دیگر نیز شناسایی گردیده است که عبارتاند از:
-
- کشش افراطی (وسواس گونه)
-
- کمالگرایی
-
- توفیق طلب (موفقیت طلب)
در این سه الگو معتادان به کار وسواسی هستند و اضطراب و استرس زیادی در کار دارند، کارشان موجب مشکلات جسمی و روانی برای آنان میشود، رضایت پایینی از زندگی و شغلشان داشته و عملکرد شغلی آنها پایین میباشد. معتادان به کار بسیار کمالگرا بوده و روابط میان فردی خصمانه و غیر اثربخشی پیدا میکنند، غیبت و ترک خدمت داوطلبانه زیادی در آنان دیده میشود لذا میتوان نتیجه گرفت که افراد معتاد به کار توفیق طلب: رضایت از زندگی، رضایت شغلی، سلامت جسمی و روانی، عملکرد شغلی و استرس و ترک خدمت داوطلبانه پایین ولی رفتارهای شهروندی سازمانی بالایی دارند.(اسکات[۳۱] و همکاران ۱۹۹۷،۳۱۴-۲۸۷) بهطورکلی اعتیاد به کار میتواند اثرات مختلف و متفاوتی بر سلامت جسمی و روا ن شناختی افراد، خانواده آنها و همکارانشان داشته باشد. متداولترین پیامدهای اعتیاد به کار باعث ایجاد سطوح بالایی از استرس شغلی و تعارض کار_ خانواده است؛ در واقع میتوان موارد زیر را از عارضههای اعتیاد به کار عنوان نمود: افزایش نشانههای تهدیدکننده سلامتی جسمی و روا ن شناختی، تحلیل رفتگی شغلی، ایجاد مشکلات و مسائل در تیمی کارکردن، کنارکشیدن و دوری از تعاملات و روابط خانوادگی، مشکلات در برقراری ارتباط با دیگران، رضایت کم از زندگی، فقدان لذت بردن از اوقات فراغت همچنین پیوتروسکی و ونداویچ عنوان میدارند که سازمانها نیز از طریق ایجاد شرایطی مانند اعطای پاداش به رفتارهای اعتیاد به کار، بهطور غیرمستقیم در شکلگیری آنها دخالت دارند.آنها پیشنهادات زیر را برای کاهش میزان و اثرات اعتیاد به کار ارائه میدهند: مشخص نمودن کارکنانی که نشانههایی از اعتیاد به کار در آنها دیده میشود؛ ارزیابی میزان اعتیاد به کار درون سازمانها پاسخ به این پرسش که آیا اعتیاد به کار یکی از مشکلات و مسائل سازمان است یا نه؟ ایجاد مجدد اولویتهای کاری، برنامههای شغلی جایگزین، اطمینان از اینکه افراد، کار را در زمان مشخصشده ترک کنند؛ ایجاد برنامههای آموزشی؛ ایجاد فرهنگسازمانی با ارزشهایی که تأکید بر اهمیت توازن کار – خانواده دارد.(پیوتروسکی و ودانویچ[۳۲] ۲۰۰۸، ۳۰۴) همچنین ایوان[۳۳] این تفاوت را اینگونه مطرح می کند: جدول (۲-۱) بررسی تفاوتهای افراد معتاد به کار و افراد پرکار، ایوان ۲۰۰۰
| ردیف |
افراد پرکار |
افراد معتاد به کار |
| ۱ |
به کار بهمنزله چیزی که واجب است انجام دهند نگاه کرده و گاهی هم آن را مانند یک وظیفه ارضاکننده میدانند. |
به کار خود مثل یکجای امن نگاه کرده تا از احساسات و تعهداتی که از خارج از کار، ممکن است به آنها تحمیل شود دور کنند. |
| ۲ |
این افراد میدانند چگونه و چه محدوده زمانی را برای کار خود قائل شوند تا بتوانند در کنار خانواده و دوستان حاضر باشند و در برنامههای آنان شرکت کنند. |
اینان در فهرست امور زندگی کارشان بیشترین درجه اهمیت را داشته بهطوریکه اکثراً به خانواده، دوستان و فرزندان خود قولهایی میدهند که بعداً ممکن است به خاطر ضرورتهای کار، این قول و قرارها را بشکنند. |
| ۳ |
این افراد میتوانند اشتیاق خود به کار را از بین ببرند. |
اینان نمیتوانند کارنکنند حتی اگر در حال فعالیتهای تفریحی و ورزشی هم باشند، بازهم به کار فکر مینمایند. |
۲-۲-۶ ویژگی مشترک افراد معتاد به کار: همچنین سه ویژگی مشترک افراد معتاد به کار از نظر اسکات و همکارانش در زیر مطرح گردیده است که به شرح زیر میباشد: جدول (۲-۲) ویژگی مشترک افراد معتاد به کار اسکات و همکاران، ۱۹۹۷
| ردیف |
ویژگی مشترک افراد معتاد به کار |
| ۱ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شورای نگهبان هم با انتشار نامه ای در حالی اطاعت خود را از فرمان رهبری اعلام کرده و به حکم حکومتی اشاره نکرده بود و در آن نامه نظر رهبری را نظر ولایی عنوان کرده بود . ۴- عزل اسفندیار رحیم مشایی یک ماه پس از انتخابات پر حاشیه ریاست جمهوری دهم ، آقای دکتر محمود احمدی نژاد طی حکمی اسفندیار رحیم مشایی را بعنوان معاون اول رئیس جمهوری معرفی کرد ، که این انتصاب با واکنش منفی فراوانی از سوی مقامات کشوری همراه بود . تا آنجایی که آیت الله مکارم شیرازی این تصدی پست معاون اولی توسط مشایی را غیر مشروع عنوان کرد . سرانجام رهبری طی نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد مبنی بر برکناری اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاون اول اعلام کردند ، آقای احمدی نژاد هم طی نامه ای به رهبر انقلاب اعلام کردند ضمن رونوشت نامه کنارگیری آقای مشایی از معاونت اولی به استحضار می رساند که مرقومه مورخه ۲۷/۴/۸۸ حضرتعالی به استناد اصل ۵۷ قانون اساسی اجرا شد . این نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی بود که رهبر انقلاب با صدور حکم حکومتی از انتصاب مقامی در حد معاون اولی رئیس جمهور جلوگیری می نمود . ۵- مخالفت با برکناری وزیر اطلاعات حکم حکومتی دیگر دولت احمدی نژاد توسط رهبر انقلاب در شرایطی صادر شد که برخلاف ماجرای مشایی این بار حکم حکومتی ولی فقیه مانع از تحقق استعفا مصلحی به عنوان وزیر اطلاعات شد . این در حالی بود که آقای مصلحی وزیر اطلاعات استعفای خود را اعلام و رئیس جمهوری با این استعفا موافقت کردند ، اما دو روز پس از انتشار موافقت استعفا وزیر اطلاعات توسط رئیس جمهور ، رهبر انقلاب طی نامه ای خطاب به آقای مصلحی خواهان ادامه انجام کار در وزارت اطلاعات شدند . این بار نیز هیچ شک و شبهه ای در حکم حکومتی بودن نامه رهبری وجود نداشت . ۶- خروج طرح اصلاح قانون مطبوعات از دستور کار مجلس ۷- صدور مجوز برداشت از صندوق ذخیره ارزی بدون تأیید مجلس ۸- مجوز تأخیر ۱۱ روزه ای در معرفی وزیر اقتصاد دولت احمدی نژاد ۹- در فروردین ۱۳۸۹ رئیس قوه قضاییه با پایان مهلت اجرای آزمایشی قانون آیین دادرسی ، این قانون با اجازه رهبر برای یکسال دیگر تمدید شد . در این نامه از دستور ولایی استفاده شده است . (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱۰- تمدید مهلت رسیدگی به شکایت مربوط به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به مدت پنج روز ، شورای نگهبان علیرغم انقضاء مهلت قانونی برای دریافت و رسیدگی به شکایت ها و برای حصول اطمینان بیشتر ، طی نامه ای رسمی از محضر مقام معظم رهبری برای پنج روز دیگر تقاضای تمدید مهلت نمودند ، که معظم له با این امر موافقت نمودند و در پاسخ مرقوم فرمودند : « با پیشنهاد حضرات آقایان موافقت می شود ، اقدام نمائید » ( ادیانی ۱۳۹۰ ، ۸۳ ) . ۶- جایگاه مصلحت در اسلام مصلحت بعنوان زیر بنای احکام و دستورات شرعی که در اداره حکومت نقش مهمی را ایفا می کند ، خداوند حکیم تمام احکام را بر مبنای مصالح مردم تعیین نموده و اداره کردن حکومت نیز باید در جهت صلاح و سواد انسانها و آحاد جامعه باشد ، پس ولایتی که به فقیه اعطا می شود جهت حفظ اسلام و مصالح جامعه اسلامی است . بنابراین ولی فقیه خود نگهبان و پاسدار اسلام است و نمی تواند اصول را تغییر دهد ولی می تواند در جایی که میان اهم و مهم تزاحم بوجود آید براساس مصلحت جامعه اسلامی مهم را فدای اهم نماید . مصلحت در زمینه ها و ابعاد گوناگون کارایی دارد ، مثلاً هم در حوزه مالکیت سیاسی و هم در حوزه عبادات بکار می رود . همان گونه که حضرت علی (ع) براساس مصلحت جامعه ، مسلمین ۲۵ سال سکوت کرد و از این حق حاکمیت سیاسی خود بر جامعه به خاطر مصلحت مسلمین صرف نظر کرد . مثلاً در حوزه عبادی ممکن است مصلحت جامعه و اسلام اقتضا نماید که اعمال حج به خاطر حفظ اسلام و جامعه مسلمین موقتاً تعطیل شود ، حکمی مهمتر بر مهم مقدم می شود و این خود از احکام قطعی اسلام است . یکی از مصادیقی مهم و کاربردی مصلحت ، احکام حکومتی است که با تفکر و تأمل در آن می توان به تفاوت نظام اسلامی با سایر حکومتهای دینی پی برد : هرگاه احکام اولیه و ثانویه پاسخگوی نیازهای جامعه اسلامی نباشد یا امکان تحقق مصالح حکومت و جامعه اسلامی با آن ها ممکن نباشد ، ولی فقیه می تواند با ملاحظه ی مصالح اجتماعی حکم جدیدی صادر کند که تبعیت از آن بر همه از جمله سایر مجتهدین و مراجع تقلید واجب است . یک نقطه اشتراک در مصلحت وجود دارد آن هم این است که هم به جنبه دنیوی توجه شده است و هم به جنبه دینی و اخروی آن توجه شده است ،که این نکته در کلام مولای متقیان حضرت علی (ع) مشهود است که در خطبه ۲۱۲ بیان می دارد « … والمصلحه غیر المفسد ، فی الدین والدینا … » ، « اصلاح کننده و افساد کننده در دین و دنیا نیست ». در این خطبه مصلحت و صلاح و اهم در دین از بُعد معنوی و هم از دنیا از بُعد مادی آن مد نظر دارد . همچنین آیت الله جوادی آملی درخصوص مصلحت اینگونه می نویسد : « مصلحت در جامعه اسلامی ، مصلحتی است که هم مربوط به دنیای مردم باشد و هم مربوط به آخرتشان ، هم حسنه دنیا باشد و هم حسنه آخرت که خدای سبحان در کتاب خود ، شعار جامعه مؤمنان را چنین بیان می کند : « و منهم من یقول ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار » ( بقره ۲۰۱ ) چیزی مصلحت واقعی انسان است که هم به سود دنیا و هم به سود آخرت وی باشد . اگر چیزی به سود دنیای انسان باشد ولی به آخرتش آسیب برساند ، مصلحت نیست ، و وحی الهی که از مصالح اخروی انسان مانند منافع دنیوی باخبر است ، وی را راهنمایی و ترغیب می کند به چیزی که مصلحت دنیا و آخرت اوست و از چیزی که ضرر و فساد اخروی برای او در پی دارد نهی می کند ، هر چند به حسب ظاهر مصالح دنیوی وی را در بر داشته باشد . حلال و حرام های شرعی و باید و نبایدهای دین ، برای تأمین مصالح دنیوی و اخروی انسان است ( جوادی آملی ۱۳۷۹ ، ۴۶۶ ) . ۷- تفاوت مصلحت فقه شیعه و اهل سنت مصلحت نقش اساسی و بنیادین در نشریح احکام دارد و بین همه مذاهب اسلامی بر این مسأله اتفاق نظر وجود دارد ، هر چند عالمان شیعه و اهل سنت ، هر دو به عنصر مصلحت توجه ویژه ای دارند و مسائل بسیاری را در باب آن بیان کرده اند ، ولی با یک نگرش کلی سخنان اهل سنت درباره مصلحت به عنوان مصالح مرسله که براساس آن فتوا صادر شده است با مصلحت در دیدگاه علماء شیعه چند فرق اساسی دارد که در اینجا به صورت اختصار به آنها اشاره می نمائیم : ۱- اهل سنت مصالح مرسله را بعنوان یکی از منابع استنباط احکام شریعت و اجتهاد بشمار می رود ، هر چند در احکام حکومتی نیز کاربرد داشته باشد . ولی در فقه شیعه مصلحت از منابع مستقل استنباط شرعی به حساب نمی آید و تنها در احکام حکومتی بشمار می رود . در نتیجه حکم مبتنی بر مصالح مرسله ، نوعی تشریع و قانونگذاری توسط فقها است ، ولی حکم حکومتی مبتنی بر مصلحت ، در فقه شیعه از احکام حکومتی متغییر است و با انتفای موضوع مصلحت حکم آن نیز از درجه اعتبار ساقط می شود ( هاشمی ۱۳۸۱ ، ۲۰ ) . ۲- عالمان شیعه ، حکم براساس مصلحت را از سو.ی حاکم اسلامی ، حکم ولایی واگذار و غیر دائمی می دانند که از باب واجب بودن و پیروی از حاکم اسلامی باید بدان گردن نهاده شود ، نه از باب حکم شرعی اولی ، که برای همه زمانها قابل عمل باشد . ولی اهل سنت ، چون مصالح مرسله را از منابع اجتهاد می دانند بر این باورند که فقیه یا حاکم ، در این جاها حکم شرعی را جعل می کند ، در حقیقت آنان ، نوعی تشریع برای فقیه در دین باور دارند ( حکومت در کوثر زالال اندیشه ۱۳۷۸ ، ۱۸۵ ) . ۳- از نظر شیعه مصلحت در مسائل سیاسی و اجتماعی و برای حفظ جامعه است که براساس آن حکم حکومتی صادر می شود و این اختیار استفاده از مصلحت برای صدور حکم مختص حاکم است ، ولی اهل سنت بر این عقیده هستند که تمامی فقها و مجتهدین می توانند براساس مصلحت جعل حکم کنند و فقها می توانند در تمامی مسائل حکم صادر کنند و آن را بعنوان یک حکم الهی می دانند ، هر چند ممکن است فقط درخصوص یک موضوع احکام متفاوتی صادر کنند . ۴- مصلحت در دیدگاه فقهاء شیعه ، برای صدور حکم حکومتی است و اساس و ملاک مصلحت و حفظ نظام جامعه اسلامی است ، ولی مصلحت در دیدگاه فقه اهل سنت با مصلحت در دیدگاه فقها شیعه فرق دارد ، چرا که اساس مصلحت در دیدگاه اهل سنت خیلی بیشتر و کلی تر از دیدگاه اهل تشیع است . یعنی علاوه بر مصلحت حفظ نظام و جامعه اسلامی شامل مسائل دیگری هم می شود ، در واقع در دیدگاه اهل شیعه عموم و خصوص من وجه است ، ولی در دیدگاه اهل سنت عموم و خصوص مطلق است . ۵- مصلحت در دیدگاه برخی از اهل سنت که احکام شرع را تابع مصالح و مفاسد واقعی می دانند به عنوان یکی از ادله ظنی معتبر برای استنباط احکام شرعی به کار می رود و مبتنی بر این اصل است که در مواردی که نصی از سوی شارع وجود نداشته باشد فقها می توانند باتوجه به مقاصد پنج گانه شرع مقدس یعنی مصلحت دین ، عقل ، نفس ، مال و نسل ، اقدام به صدور حکم نمایند . مصلحت از این منظر به مصالح مرسله تعبیر می گردد و به عنوان یکی از منابع استنباط و اجتهاد به رسمیت شناخته می شود . اما فقهای شیعه هر چند وجود مصالح و مفاسد واقعی احکام را می پذیرند ، اما قایل به مصلحت مرسله نبوده و معتقدند هیچ فعلی از افعال مکلفین نیست که مصلحت در آن رها نشده باشد و شارع حکم آن را به نحو عام یا خاص بیان نکرده باشد . بنابراین مصلحت از ادله ظنی غیر معتبر تلقی شده و در استنباط حکم کاربردی ندارد . ۸- مصلحت از دیدگاه حضرت علی (ع) در واقع مصلحت اندیشی وسیله ای برای حفظ و بقای دین در زمان و مکان های مختلف است ، نوعی انعطاف پذیری به دین و احکام اسلامی می دهد تا در شرایط مختلف و حساس ، اصل آن حفظ شود و اصل آن انجام تکالیف اولیه است . که حضرت علی (ع) در نهج البلاغه به کررات به موضوع مصلحت اندیشی پرداخته است و در یک دیدگاه می توان مصلحت را به چهار دسته تقسیم کرد : ۱- مصلحت حفظ اسلام ۲- مصلحت عمومی ۳- مصلحت حکومتی و قانونی ۴- مصلحت شخصی ۱-۸- مصلحت حفظ اسلام منظور از این مصلحت اساس و کیان اسلام است که بر همه مصالح دیگر مقدم است این موضوع درخصوص رفتار امام علی (ع) به روشنی قابل رؤیت است . امام با اینکه خود را شایسته ترین فرد برای رهبری جامعه اسلامی می دانستند ولی او به چیزی جزء مصلحت اسلام فکر نمی کرد ، اگر ایشان از حق غصب شده خود سخن می گفتند از سخن گفت جز به خیر خواهی و مصلحت اندیشی چیز دیگری نبود ، حضرت هیچ گاه برای احقاق حق خود توسل به زور ، شمشیر و قوه قهریه متوسل نشد ، امام علی (ع) بیش از هر چیزی به مصلحت اسلام و امت اسلامی می اندیشید ، حکیمانه و صبورانه تا ۲۵ سال تحمل کرد و از هیچ کوششی در جهت حفظ کیان اسلام و مصلحت جامعه اسلامی دریغ نکرده است . حضرت علی ( ع ) در طول دوران خانه نشینی بارها به جهت حفظ اسلام به کمک خلفا آمده و آنها را نجات دادند که بیشترین کمک امام به خلیفه دوم است ، این در حالی است که خلفا هم می دانستند حضرت علی (ع) در رهبری جامعه از آنها شایسته تر است ، که امام علی ( ع ) درخصوص شایستگی خود اینگونه اعلام می نماید : « شما دانسته اید که من به این خلافت از همه شایسته ترم ، و سوگند به خدا ، من به تصمیم شما تسلیم خواهم شد ، مادامی که امور مسلمانان سالم بماند و ظلم و جوری در امور مسلمانان روی ندهد ، مگر فقط برای من ، این تحمل و شکیبایی به امید پاداش و فضل الهی و اعراض از آن آرایش ظاهری و پیرایش صوری خلاف است که شما درباره آن به رقابت افتاده اید » ( خطبه ۷۴ ) . باز هم پس از بیعت امام علی (ع) است که اعلام می کند: به امور مسلمانان ظلم و جوری وارد نمی شود ، مگر به شخص امام ، که ایشان به خاطر مصلحت اسلام و حفظ جامعه اسلامی این ظلم و جور را می پذیرد ، که حفظ دین در نگاه حضرت امام از همه چیز مهمتر است . ۲-۸- مصلحت عمومی مصلحت عامه حفظ ارزش ها دینی جامعه است . امام علی (ع) درخصوص مصلحت عمومی و عامه جامعه اینگونه برای فرزندان خود وصیت می کند که این بشر خطاکار از آنها درس بگیرد . حضرت اینگونه اعلام می کند : «شما و همه فرزندان و دودمانم و هر کسی را که نامه من به او برسد توصیه می کنم به تقوای الهی و نظم امور خویش و اصلاح در میان مسلمانان ، من از جد شما رسول خدا ( ص ) شنیدم که می گفت : « اصلاح میان مردم از عموم نماز و روزه برتر است » ( نامه ۴۷ ) . همچنین حضرت به یکی از کارگزارانش نامه می نویسد و اینگونه آن را به مصلحت اندیشی راهنمایی می کند : « در هر چیزی که برای تو اهمیت دارد از خداوند یاری بطلب و شدت را با کمی نرمش در آمیز و در هر مورد که مدارا شایسته باشد ، مدارا کن و در حالی جز سختگیری چاره ای نداری تصمیم به شدت بگیر ، بال ترحم و عدل بر رعیت بگستران ، برای انان گشاده رو باش و با نرمش رفتار کن تا بزرگان طمع در ظلم تو نکنند و ناتوانان از دادگری تو مأیوس نشوند » ( نامه ۴۶ ) . در این دو نامه می توان مهمترین ویژگی های مصلحت عمومی را این چنین بیان کرد : - تقوا و خداترسی در امور - عدم فراموشی عدالت و انصاف در کارها - نظام امور خویش و اصلاح میان مسلمانان - پرهیز از افراط و تفریط - اعتدال و میانه روی در امور - مساوات و عدالت ( مشایخی پور ، ۱۳۸۸ ) . ۳-۸- مصلحت حکومتی و قانونی از آنجا که تمام قوانین براساس نیازها و مصالح جامعه وضع می شوند و هر جا که کمبود قانون احساس شود قانون وضع می شود و در هنگام اجرای آن نقض و کاستی های آن مشخص می گردد ، بنابراین مجریان خود بایستی ابتداً قانون را درخصوص خود اجرا نمایند و یا اینکه توسط کارشناسان جهت نقض مشخص گردد و براساسی مصلحت جامعه اصلاح شود . امام علی (ع ) درخصوص اجرای قانون چنین اعلام می کند : « ای مردم ، سوگند به خدا ، من هرگز شما را به اطاعتی تحریک نمی کنم مگر اینکه خود در عمل به آن از شما سبقت می گیرم و شما را از معصیتی نهی نمی کنم مگر اینکه خودم پیش از شما ، از آن اجتناب می نمایم » ( خطبه ۱۷۵ ) . مطالح و منافع حکومتی و قانونی اعضای جامعه در قالب موازین و اصول مطلوب تبیین می شود ، از تکالیف های کارگزاران و مدیران رعایت قانون و احترام به آن است ، اما باید خاطر داشت که رعایت قانون به معنای پیروی بی چون و چرا از قوانین نیست ، بلکه مدیران باید روح قوانین را درک کنند و آنها را مصالح مراجعان و مصالح قانونی را مصالح عامه تطبیق دهند ( مشایخی پور ۱۳۸۸ )
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عنوان
نتیجه
بررسی احساس شادمانی زنان ۲۵ تا ۳۵ ساله تهران
شادمانی زنان تهرانی با میانگین نمره ۵/۳۵ از سطح متوسط نیز کمتر بوده و در سطح پایینی قرار دارد. همچنین در بررسی عوامل فردی و اجتماعی مرتبط با احساس شادمانی زنان، متغیرهای احساس آسایش و احساس امنیت قرار داشت که هر دو از سطح متوسط پایینتر بوده و در وضعیت نامطلوبی به سر میبرند.
روابط اجتماعی، سلامتاجتماعی و شادی
میانگین شادی افراد شهر تهران در حد متوسطی قرار دارد و بیشترین تأثیر بر روی متغیر شادی را متغیر سلامت اجتماعی و پس از آن متغیر سایز شبکه دارد.
بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر شادی در سطوح خرد و کلان
در هر دو سطح خرد و کلان میزان شادمانی ایرانیان پایینتر از حد متوسط قرار دارد و انزوای اجتماعی در سطح خرد و سرمایه اجتماعی در سطح کلان اثرات چشمگیری بر شادمانی دارند.
بررسی عوامل مؤثر بر نشاط اجتماعی( با تأکید بر استان تهران )
سه متغیر امید به آینده، ارضای نیاز عاطفی و مقبولیت اجتماعی توانسته اند ۵۳۷/۰ درصد از تغییرات متغییر نشاط اجتماعی را تبیین کنند.
بررسی تأثیر میزان سرمایه فرهنگی در میزان احساس شادی زنان جوان (۱۵-۲۴ساله) در شهر اصفهان
میانگین احساس شادی در بین زنان جوان(۱۵-۲۴) شهر اصفهان۵۳/۵۴ بوده است. ارتباط سرمایه فرهنگی و شادی مستقیم است و این ارتباط در بعد شناختی، سپس در بعد احساسی، و در نهایت در بعد اجتماعی شادی قویتر است.
بررسی عوامل مؤثر بر شادی دانشجویان با تأکید بر مشارکت اجتماعی
متغیرهای ارضای نیازها، اعتماد به دیگران و مشارکت اجتماعی غیررسمی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر روی شادی دانشجویان دارند.
رویکردی جامعهشناختی به احساس شادمانی سرپرستان خانوار در شهر اصفهان
میانگین احساس شادی در دامنۀ صفر و صد در بین سرپرستان خانوارها ۲۳/۵۶ بود و برخورداری از حقوق شهروندی، منزلت نقشی و سرمایۀ اجتماعی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر شادی داشته اند.
انواع سرمایهها، حلقه مفقوده در تبین شادکامی دانشجویان( دانشجویان دانشگاه تبریز )
از بین انواع سرمایهها، سرمایه اجتماعی بیشترین نقش را در تبیین شادکامی دانشجویان داشت و در میان ابعاد سهگانه سرمایه اجتماعی، بعد انسجام اجتماعی در قیاس با ابعاد دیگر آن تأثیر بیشتری بر شادکامی دانشجویان دارد.
بررسی عوامل تأثیر گذار بر میزان شادکامی
بین سن، جنس، تحصیلات، فعالیت هنری، فعالیت ورزشی و فعالیت مذهبی با شادکامی، رابطه مثبت و بین بیکاری و شادکامی، ارتباط منفی وجود دارد. همچنین بین سلامت جسمی و روانی، روابط اجتماعی و خانوادگی، خوش بینی نسبت به آینده و نگرش نسبت به شادی با نمرات شادکامی، ارتباط مثبت وجود دارد.
شادی و طرد اجتماعی مردم بومی در تایوان - چشم انداز پایداری اجتماعی
مردم به احتمال زیاد در صورتی که به صورت مجتمع هستند و یا در جامعه بیشتر حضور دارند بیشتر شاد هستند وکنارهگیری مردمان بومی از جریان اصلی جامعه عنصری حیاتی در توجه به طرد اجتماعی و شادمانی است.
ارزشگذاری کردن بر دوستان، آشنایان و همسایگان: استفاده از پیمایشهای رضایت از زندگی برای ارزشگذاری بر روابط اجتماعی (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
افزایش سطح تعامل با دوستان و بستگان تا ۸۵۰۰۰ پوند در یک سال برحسب رضایت از زندگی ارزش دارد از نظر آماری این مقدار خیلی بزرگ است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۴-۱۹ برش دهی اثر متقابل سطوح سالیسیلیکاسید در هر سطح شوری بر میزان تجمع یون پتاسیم کاهش مقدار پتاسیم و افزایش مقدار سدیم یکی از بارزترین اثرات شوری میباشد. انتقال سدیم به اندامها موجب جایگزینی آنها با کلسیم میشود و جذب انتخابی غشا را مختل کرده و موجب برهم زدن تعادل یونی میشود (ملاسیوتیس و همکاران، ۲۰۰۶ و بلوموالد و همکاران، ۲۰۰۰). در مطالعه مومنی و همکاران (۱۳۹۲) بر روی ذرت شوری باعث افزایش نسبت یون سدیم به پتاسیم شد. معمولا افزایش جذب سدیم با کاهش جذب پتاسیم همراه است و این یکی از علایم تنش است. جایگزینی سدیم به جای پتاسیم در توانایی غشا برای جذب انتخابی یونها ایجاد اختلال میکند و عدم تعادل یونی را به همراه خواهد داشت (بلوموالد و همکاران، ۲۰۰۰؛ ملاسیوتیس و همکاران، ۲۰۰۶؛ آکلاحمد و همکاران، ۲۰۰۷). تنظیم تعادل یونی در گیاهان برای مقاومت گیاه در برابر تنش شوری لازم است. در تنش شوری یون سدیم با یون پتاسیم رقابت میکند که این امر باعث افزایش یون سدیم و کاهش یون پتاسم برای حفظ پتانسیل اسمزی و افزایش جذب آب توسط گیاه ضروری است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در مطالعات مختلف گزارشهای متناقضی در مورد تاثیر سالیسیلیکاسید بر جذب یونها وجود دارد. ارسلان و همکاران (۲۰۰۸) بیان نمودند تاثیر سالیسیلیکاسید بر جذب و انتقال یون در گیاهان منجر به پاسخی خاص برای هر گونه میگردد. کاربرد سالیسیلیکاسید هیچ تاثیری بر مقدار سدیم در هویج (ارسلان وهمکاران، ۲۰۰۷) و اسفناج (ارسلان و همکاران، ۲۰۰۸) نداشت؛ اما گونس و همکاران (۲۰۰۵) گزارش کردند که سالیسیلیکاسید موجب کاهش غلظت سدیم و کلر و افزایش کاتیونها از جمله پتاسیم در گیاهان ذرت در تنشها مختلف گردیده است. کاهش جذب سدیم در کاهش آسیب به غشا و افزایش تولید وزن خشک موثر است.به عدم وجود اثرات مثبت معنیدار و گاهاوجود اثرات کاهشی سطوح بالای سالیسیلیکاسید بر صفات مورد مطالعه در گیاهان گندم و خیار اشاره شده است (اورابی و همکاران ۲۰۱۰؛ شعاع و میری، ۱۳۹۱). ۷۱ ۴-۲-۷پرولین اختلاف بین سطوح سالیسیلیکاسید در هر سطح شوری تنها در سطوح شوری زیاد (۶ و ۹ دسیزیمنس بر متر) معنیدار بود؛ و از آنجایی که اثر متقابل شوری و سالیسیلیکاسید در سطوح شوری صفر و ۳ دسیزیمنس بر متر معنیدار نبود، برشدهی اثر متقابل تنها در سطوح شوری ۶ و ۹ صورت پذیرفت (شکل ۴-۲۰). در سطح شوری بیشتر، مقدار تجمع پرولین بیشتر بود، در هر سطح شوری نیز با افزایش سالیسیلیکاسید، از میزان تجمع پرولین کاسته شد. در سطح شوری ۶ دسیزیمنس بر متر کمترین میزان تجمع پرولین در سطح پرایمینگ ۲۰۰ پیپیام بود که با سطح ۱۵۰ پیپیام سالیسیلیکاسید در یک سطح آماری قرار گرفتند (به ترتیب ۸۳/۷ و ۹۳/۸ میلیگرم بر گرم وزن تر). بین سطوح شاهد، ۵۰ و ۱۰۰ از نظر تجمع پرولین اختلاف معنیداری مشاهده نشد. در سطح شوری ۹ دسیزیمنس بر متر نیز سطوح پرایم ۱۵۰ و ۲۰۰ پیپیام تجمع پرولین کمتری نسبت به سطوح صفر، ۵۰ و ۱۵۰ پیپیام داشتند. شکل ۴-۲۰ برش دهی اثر متقابل سطوح سالیسیلیکاسید در هر سطح شوری بر میزان تجمع پرولین ۷۲ پرولین یکی از مهمترین ترکیباتی است که در واکنشهای دفاعی گیاهان نسبت به شوری عمل میکند. افزایش پرولین در گیاهان تیمار شده با سالیسیلیکاسید موجب افزایش تحمل به نمک میشود (در طی بروز تنش شوری گیاهان سعی در تنظیم اسمزی با استفاده ترکیبات آلی همانند پرولین و کربوهیدراتها دارند. این ترکیبات تا حد زیادی شرایط و انرژی لازم برای ادامه رشد و فتوسنتز برای گیاهان را فراهم میکنند (کیارستمی و همکاران، ۱۳۹۱). بر اساس یافتههای همدا (۲۰۰۰) در تنش آب، میزان پروتئین محلول و پرولین در ریشهها و میزان پرولین و آمینو اسیدهای دیگر در نوشاخهها افزایش مییابد، اما در حضور ویتامینها یا آسپرین، آثار تنش کاهش مییابد. شعاع و میری (۱۳۹۱) دریافتند بین غلظت سالیسیلیکاسید و میزان پرولین رابطه خطی وجود دارد و با افزایش سالیسیلیکاسید، میزان پرولین افزایش مییابد. سامارات و همکاران (۲۰۱۰) نشان دادند که تنش شوری در گیاهچههای برنج موجب افزایش میزان پرولین نسبت به شاهد میشود. اسید سالیسیلیکنیز میتواند باعث القا تجمع پرولین در گیاهچههای گندم شود، در نتیجه موجب کاهش تاثیرات زیانآور تنش شوری و کمآبی بر گیاهچهها میشود (ساخابودینوا، ۲۰۰۳). ۴-۲-۸محتوای نسبی آب بر اساس نتایج برشدهی فیزیکی اثر متقابل سطوح سالیسیلیکاسید در هر سطح شوری مشخص شد که اختلافات بین سطوح سالیسیلیکاسید از نظر درصد رطوبت نسبی در هر ۴ سطح شوری معنیدار بود. به طور کلی با افزایش شوری محتوای نسبی آب کاهش یافت. بر همین اساس مشخص شد که سطوح سالیسیلیکاسید باعث بهبود محتوای آب نسبی شدند، به طوری که سطوح شاهد سالیسیلیکاسید دارای کمترین محتوای آب نسبی بودند (شکل ۴-۲۱). سطح ۱۰۰ پیپیام سالیسیلیکاسید در همه سطوح شوری دارای بیشترین درصد رطوبت نسبی بود، روند کاهشی محسوسی در درصد رطوبت نسبی در سطوح بالای سالیسیلیکاسید مشاهده شد. ۷۳ شکل ۴-۲۱ برش دهی اثر متقابل سطوح سالیسیلیکاسید در هر سطح شوری بر محتوای نسبی آب کاهش در محتوای نسبی آب در گیاهان تحت تنش شوری ممکن است اشاره به دلیل از دست رفتن فشار تورگر که در نتیجه محدودشدن دشترسی آب برای سلول باشد (کریمی و همکاران، ۲۰۰۵). برای مثال در گندم و ذرت تحت تنش شوری محتوی نسبی آب کاهش پیدا کرد. محتوی آب نسبی منعکسکننده وضعیت آب در گیاهان است و یک فاکتور مهم در رشد گیاه و مقاومت به تنش است (ماندهانیا و همکاران، ۲۰۰۶؛ الخلال و همکاران، ۲۰۰۹). افزایش محتوی آب نسبی توسط سالیسیلیکاسید و مشتقات آن میتوان به نقش آن در افزایش قدرت سیستم دفاع آنتیاکسیدانی و کاهش تنش اکسیداتیو و افزایش همبستگی و پایداری غشا و تعدیل و تنظیم اسمزی از طریق افزایش مقدار پتاسیم به عنوان یون بسیار مهم در حفظ فشار تورژسانس سلولی نسبت داد (کرکمز و همکاران، ۲۰۰۷؛ باندورسکا و استروینسکی، ۲۰۰۵). ۴-۲-۹نشت الکتریک همانطور که در شکل ۴-۲۲ مشخص شده است اختلافات سطوح سالیسیلیکاسید بر نشت الکتریک تنها در سطوح شوری ۶ و ۹ دسیزیمنس معنیدار بود. به طور کلی با افزایش شوری از ۶ به ۹ دسیزیمنس مقدار نشت الکتریک افزایش یافت، از طرفی در هر سطح شوری با افزایش سطوح پرایمینگ سالیسیلیکاسید از میزان این صفت کاسته شد؛ که نشاندهنده این است که در شوریهای بیشتر با آسیبی که به غشا میرسدمیزان نشت افزایش مییابد اما پرایمینگ میتواند تا حدی از این آسیب جلوگیری کند و میزان نشت الکتریک را کاهش دهد. ۷۴ شکل ۲۲-۴ برش دهی اثر متقابل سطوح سالیسیلیکاسید در هر سطح شوری بر نشت الکتریک یکی از اثرات تنش شوری افزایش گونههای فعال اکسیژن و القای تنش اکسیداتیو است (سادهاکار و همکاران، ۲۰۰۱). گونههای فعال اکسیژن منجر به پراکسیداسیون لیپیدهای غشا و تغییر در نفوذپذیری غشا و خسارت به سلول میگردند. بنابراین اندازهگیری میزان نشت یونی به همراه اندازهگیری کیزان آلدئئیدهای تولید شده در طی پراکسیداسیون لیپیدها، شاخصهای خوبی برای اندازهگیری میزان آسیب اکسیداتیو وارد شده به غشا میباشند (باندگلو و همکاران، ۲۰۰۴). حفظ یکپارچگی غشاهای سلولی در شرایط تنش یکی از اجزای مقاومت در برابر تنشهایی نظیر شوری است (مسود و همکاران، ۲۰۰۶). تیمار سالیسیلیکاسید موجب کاهش پراکسیداسیون لیپید در جو (الطیب، ۲۰۰۵)، گندم (افضلی و همکاران، ۲۰۰۶) و شنبلیله (پسندیپور) شد. شاخص پایداری غشا در ذرت تحت تنش ۴۰ میلیمولار با بهره گرفتن از تیمار سالیسیلیکاسید افزایش ۲۸ درصدی داشت (دانشمند و همکاران، ۱۳۹۱). در کلزا، سالیسیلیکاسید با کاهش میزان مالوندیآلدئید، کاهش پراکسیداسیون غشا و نشت الکتریک و در نتیجه به کنترل تنش کمک کرد (کیارستمی و همکاران، ۱۳۹۱). در مطالعهای بر روی ذرت تنش وری باعث افزایش نشت یونی، و پیشتیمار سالیسیلیکاسید باعث کاهش آن شد (مومنی و همکاران، ۱۳۹۱)، آنها نتیجه گرفتند که کاربرد سالیسیلیکاسید با فعال کردن سیستم دفاع آنتیاکسیدان باعث افزایش مقلومت گیاهان در برابر تنش اکسیداتیو ناشی از تنش شوری و در نتیجه بهبود رشد گیاه ذرت میشود. کاربرد سالیسیلیکاسید باعث کاهش میزان نشت یونی غشا سلول در گیاه ذرت (کانگ و سالتویت، ۲۰۰۱) و گوجهفرنگی (استیونس و همکاران، ۲۰۰۶) شده است. ۷۵ در مطالعه کمالی و همکاران (۱۳۹۱) شوری منجر به افزایش میزان نشت الکترولیت شد. شوری محتوای رطوبت نسبی برگ را نیز کاهش داد. گزارش شده که سالیسیلیکاسید از طریق اثر بر روی پلیآمینهایی نظیر پوترسین، اسپرمین و اسپرمیدین و همچنین ایجاد کمپلکسهای پایدار با غشا باعث محافظت از غشا میشود (نامس و همکاران، ۲۰۰۲). باندورسکا و استرونیسکی (۲۰۰۵) گزارش کردند که در گیاهان جو که قبل از اعمال تنش با سالیسیلیکاسید تیمار شده بودند خشارت ناشی از کمبود آب در غشای سلولی برگها کاهش یافت. ۷۶ فصل پنجم جمع بندی نتایج و پیشنهادها فصل پنجم نتیجهگیری و پیشنهادات
نتیجهگیری درصد جوانهزنی یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر تراکم نهایی محصول است و بالاتر بودن درصد جوانهزنی یک توده بذری میتواند در حصول اطمینان از رسیدن به تراکم مورد نظر موثر باشد در عین حال از مصرف بذر بیشتر و هزینه های اضافی جلوگیری خواهد کرد. نتیجهگیری کلی حاصل از آزمون آزمایشگاهی نشان داد که این صفت به طور معنیداری به صورت یک منحنی درجه دوم با افزایش شوری کاهش مییابد و از طرف دیگر تحت تاثیر مثبت معنیدار سالیسیلیکاسید قرار دارد؛ این امر میتواند به دلیل خنثی کردن رادیکالهای آزاد و یا اکسیژن فعالتوسط این ماده باشد؛ از این رو کاربرد سالیسیلیکاسید در شرایط شوری برای حصول حداکثر درصد جوانهزنی میتواند مثمر ثمر باشد. سرعت جوانهزنی نیز از دیگر صفات مربوط به آزمون آزمایشگاهی است که در بسته شدن یکنواختتر و سریعتر کانوپی اثر دارد، این حالت در شرایط تنشهای زنده و غیر زنده مهمتر میشود. بر اساس نتایج این آزمون مشخص شد که این صفت به طور معنیدار تحت تاثیر سطوح تنش شوری و سطوح پرایمینگ سالیسیلیکاسید قرار دارد به طوری که با افزایش شوری از میران این صفت کاسته شد که دلیل آن میتواند منفیتر شدن پتانسیل اسمزی محلول در شرایط شور و ایجاد اشکال در جذب آب باشد؛ اما کاهش سرعت جوانهزنی در بذور پرایمشده کمتر بود. به همین دلیل شوری باعث افزایش متوسط زمان جوانهزنی در بذور سبدر برسیم شد که تحت تاثیر متقابل با سالیسیلیکاسید این کاهش به طور معنیداری جبران شد. طول ریشهچه و ساقهچه در کمک به استقرار هر چه سریعتر گیاهچه حیاتی هستند. طول ریشهچه رابطه رگرسیونی خطی منفی بسیار معنیداری با تنش شوری داشتند و با افزایش شوری از میانگین طول آنها کاسته شد. طول ریشهچه تحت اثر سالیسیلیکاسید به صورت منحنی نمایی افزایش یافت. طول ساقهچه نیز تحت تنش شوری کاهش یافت که این کاهش در بذوری که پرایم نشدند شدیدتر بود. کاهش طول ساقهچه در شرایط تنش میتواند به دلیل کاهش یا عدم انتقال مواد غذایی از لپهها به جنین باشد، علاوه بر آن کاهش جذب آب توسط بذر در شرایط تنش باعث کاهش ترشح هورمونها و فعالیت آنزیمها و در نتیجه اختلال در رشد گیاهچهمیشود. وزن خشک گیاهچههم به طور معنیداری تحت تاثیر سطوح شوری و پرایم قرار گرفت، پرایمینگ باعث بهبود وزن خشک گیاهچه در بذور تحت تنش شد. این امر میتواند به دلیل تاثیر سالیسیلیکاسید بر طویل شدن و تقسیم سلولی باشد. ۷۹ در آزمایش گلدانی نیز نتایج حاکی از آن بود که تنش شوری میتواند باعث کاهش صفات مرتبط با رشد و فتوسنتز باشد و اثر پرایمینگ این اثرات تنش را به طور معنیداری بهبود میبخشد. کمترین میانگینهای ارتفاع بوته مربوط به سطوح شوری شدید ۹ دسیزیمنس بود که در این سطح شوری کمترین میانگین ارتفاع مربوط به سطح بدون پرایم بود. تحت تنش شوری، عدم آماس مناسب و تخصیص بیشتر مواد سنتزشده جهت مقابله با تنش، کوتاهشدن دوره رشد گیاه و مکانیسمهای فرار از تنش، همگی میتوانند مانع از توسعه عادی سلولها و در نتیجه کاهش ارتفاع گیاه شوند. در مورد سطح برگ که به عنوان یک صفت رشدی مهمترین جزء شرکتکننده در فتوسنتز است نیز نتایج مشابهی به دست آمد. شوری باعث کاهش شدیدتر آن در بذور بدون پرایم شد. وزن تر و خشک بوته که میتواند به عنوان شاخص اصلی در میزان تولید علوفه شبدر برسیم باشد با افزایش شوری به طور بسیار معنیداری به صورت خطی کاهش یافتند. عدد اسپد که خود نشانهای از غلظت مقدار کلروفیل است با افزایش شوری به صورت خطی کاهش یافت که این امر میتواند نشاندهنده صدماتی که شوری از طریق فتوسنتز بر عملکرد گیاه میگذارد باشد. این شاخص با افزایش سطوح پرایمینگ به صورت منحنی درجه افزایش معنیداری داشت که نشاندهنده اثر معکوس سالیسیلیکاسید در سطوح بالای ۱۰۰ پیپیام است. کاهش مقدار پتاسیم و افزایش مقدار سدیم یکی از بارزترین اثرات شوری میباشد. انتقال سدیم به اندامها موجب جایگزینی آنها با کلسیم میشود و جذب انتخابی غشا را مختل کرده و موجب برهم زدن تعادل یونی میشود. در این آزمایش به خوبی نشان داده شد که با افزایش شوری تجمع یون سدیم افزایش یافته و از تجمع یون پتاسیم کاسته شد. این اثرات تحت پرایمینگ به طور معنیداری تعدیل شدند. در مورد صفات مذکور سطوح ۱۰۰ پیپیام عملکرد بهتری داشت. پرولین یکی از مهمترین ترکیباتی است که در واکنشهای دفاعی گیاهان نسبت به شوری عمل میکند. افزایش پرولین در گیاهان تیمار شده با سالیسیلیکاسید موجب افزایش تحمل به نمک میشود (در طی بروز تنش شوری گیاهان سعی در تنظیم اسمزی با استفاده ترکیبات آلی همانند پرولین و کربوهیدراتها دارند. این ترکیبات تا حد زیادی شرایط و انرژی لازم برای ادامه رشد و فتوسنتز برای گیاهان را فراهم میکنند. نتایج آزمایش نشان داد که پرولین تحت تاثیر متقابل شوری و سالیسیلیکاسید قرار دارد و با افزایش شوری میزان تجمع آن افزایش مییابد و در سطوح پرایمینگ سالیسیلیکاسید که اثرات سوء تنش را تخفیف میدهند تجمع این ماده کمتر است. ۸۰ به طور کلی نتایج این تحقیق را میتوان در موارد زیر خلاصه نمود: ۱-پیش تیمار سالیسیلیک اسید بر خصوصیات جوانهزنی شبدر برسیم (مانند درصد و سرعت جوانهزنی) تحت شرایط شوری موثر باشد. ۲- پیش تیمار سالیسیلیک اسید بر خصوصیات رشدی گیاهچه شبدر برسیم (مانند طول و ماده خشک گیاهچه) تحت شرایط شوری موثر باشد. ۳-میزان رشد گیاه شبدر برسیم (مانند ارتفاع، وزن تر و خشک گیاه) تحت شرایط شوری کاهش مییابد. ۴-شوری باعث کاهش رنگیزههای فتوسنتزی میشود، که این کاهش در سطوح پرایم کمتر است.
پیشنهادها با توجه به این که اراضی استان خوزستان تحت تنش شوری هستند و گیاه شبدر برسیم که میتواند بررای تولید علوفه دام کشور حائز اهمیت باشد جزء گیاهان حساس به شوری طبقه بندی میشود، با توجه به نتایج و تجارب حاصل از این آزمایش پیشنهاداتی برای تحقیقات بعدی و همچنین تصمیم گیریهای زراعی به شرح زیر ارائه میگردد: ۱- این آزمایش بر روی ارقام دیگر شبدر برسیم انجام شود. ۲- ترکیبات سطوح شوری و پرایمینگ دیگری (از نظر مقدار و نوع ماده) مورد بررسی قرار گیرد. ۳- از آنجایی که اثر سالیسیلیکاسید بر تنشهای دیگر در منابع بسیاری مورد توجه قرار گرفته است، لذا تاثیر پرایمینگ بر عوامل تنشزای دیگر بر روی این محصول مورد مطالعه قرار گیرد. ۴- مطالعه استفاده از مقادیر مختلف سالیسیلیکاسید به صورت محلولپاشی در مطالعات گلدانی یا مزرعهای تحت تنشهای مختلف توصیه میشود. ۸۱ ۵- تجاری سازی سالیسیلیکاسید برای سهولت تهیه و استفاده از آن میتواند مورد توجه بخش صنعت قرار گیرد. ۶- ترویج استفاده از سالیسیلیکاسید با ایجاد مزارع آزمایشی و ایجاد تسهیلات برای توزیع آن به کشاورز توسط وزارت جهاد کشاورزی میتواند کشاورزان را به استفاده از این ماده ترغیب نماید. ۷- کاربرد سالیسیلیکاسید به میزان ۱۰۰ پیپیام به صورت پرایمینگ برای کشت شبدر برسیم تحت تنش شوری توصیه میشود. ۸۲
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱۳- تجزیه مرکب قبل از تجزیه مرکب ابتدا میبایست یکنواختی واریانس اشتباه آزمایشات را به وسیله تست بارتلت مورد آزمون قرار داد. در صورت غیر یکنواخت بودن آنها با بهره گرفتن از تبدیل داده و یا گروه بندی محیطها، آنها را به زیر گروه های یکنواخت تقسیم میکنیم (Steel and Torrie, 1980). به طور معمول جهت نشان دادن وجود یا عدم وجود اثر متقابل از تجزیه مرکب واریانس استفاده میشود. در صورت قابل پیش بینی بودن تغییرات محیطی، میتوان با اختصاص دادن ژنوتیپهای متفاوت برای محیطهای مختلف این اثر متقابل را کاهش داد (Francis and Kannenberg, 1978)، در حالی که تغییرات غیر قابل پیش بینی ناشی از تغییرات سال به سال اغلب موجب بزرگ شدن اثرات متقابل ژنوتیپ در سال و ژنوتیپ در سال در مکان خواهد شد و نیاز به استفاده از روش های دیگر احساس میشود، یکی از این روشها انتخاب ژنوتیپهای پر محصول با واکنش کم به محیط میباشد (Eberhart and Russell, 1966). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۱۴- روش های آماری اندازه گیری اثرات متقابل چنانچه واریانس اثر متقابل GEI معنی دار باشد چندین روش مختلف جهت اندازه گیری پایداری ژنوتیپها تا رسیدن به ژنوتیپ یا ژنوتیپ های پایدار قابل استفاده میباشد. طیف گستردهای از روشها جهت آنالیز در دسترس هستند و به طور کلی میتوانند در چهار گروه دستهبندی شوند: روش تجزیه واریانس، تجزیه پایداری، روش های چند متغیره و روش های کیفی. فرض آزمایش در تجزیه واریانس اندازه گیری عملکرد ژنوتیپ در محیط با R تکرار بوده و مدل کلاسیک تجزیه تنوع عملکرد کلی در مشاهدات GER تجزیه واریانس میباشد. (Fisher, 1918; Fisher, 1925) میانگین مربع باقیمانده درون محیطی، خطا در تخمین میانگین ژنوتیپ به واسطه تفاوت در حاصلخیزی خاک و سایر عوامل از قبیل سایهاندازی و رقابت از یک کرت به کرت دیگر را اندازه گیری میکند. در کل این روش در آزمایشات چند مکانی دارای اهمیت میباشد زیرا اشتباهات در محاسبه عملکرد عمدتاً از اثرات متقابل حاصل میشود، بنابراین آگاهی از مقدار این اثر جهت دستیابی به برآوردهای مؤثر از اثرات ژنوتیپی و همچنین تعیین منابع مطلوب احساس میشود (Crossa, 1990). تجزیه پایداری خلاصهای کلی از الگوی پاسخ ژنوتیپها به تغییر محیطی فراهم میکند. فری من (۱۹۷۳) نوع اصلی تجزیه پایداری را تجزیه مستقل رگرسیون یا رگرسیون خطی نامید و شامل رگرسیون میانگین ژنوتیپی بر شاخص محیطی است و ابزاری برای آزمایش ژنوتیپ هایی که واکنشی خطی مشخص به تغییرات محیط دارند فراهم میآورد. روش رگرسیون بیشترین سودمندی را برای ژنتیک دانان فراهم آورده است. ( Freeman and Perkins, 1971; Hill, 1975; Freeman, 1973) روش تجزیه رگرسیون در ابتدا توسط یتس و کوکران (۱۹۳۸) جهت تعیین رابطه بین ژنوتیپ ها و محیطهای مختلف استفاده شد. در این روش اثر متقابل ژنوتیپ در محیط به دو جزء شیب خط رگرسیون و انحراف از خط رگرسیون تجزیه میشود. سپس به صورت گستردهای توسط محققان دیگر مورد بازبینی قرار گرفت(Crossa, 1990; Becker and Leon, 1988; Hill, 1975; Freeman, 1973; Gauch, 1988; Shukla, 1972; Freeman and Perkins, 1971; Perkins and Jinks, 1968; Finlay and Wilkinson, 1963; Eberhart and Russell, 1966; Wright, 1971; . Hardwick and Wood., 1972).
۲-۱۵- روش های پارامتری پایداری ۲-۱۵-۱- روش های تجزیه تک متغیره پارامتر واریانس محیطی توسط رومر (Roemer, 1917) به عنوان معیاری در پایداری معرفی شده است. این معیار تفاوتی بین اثرات سالها و مکانها را در نظر نمیگیرد بنابراین برآورد آن اریب خواهد بود و کاربرد این روش به میزان زیادی به مجموعه محیطهای مورد آزمایش بر میگردد. یعنی اگر تنوع بین محیطها زیاد باشد استفاده از این پارامتر مطلوب نخواهد بود ولی در محدوده محیطی با تنوع کم استفاده از این روش مؤثر است (Lin et al., 1986). ضریب تغییرات محیطی نخستین بار جهت رفع مشکل همبستگی بین شاخص پایداری و عملکرد موجود در واریانس محیطی توسط فرانسیس و کاننبرگ (۱۹۷۸) ارائه شد. دو پارامتر ذکر شده نمایانگر انعطاف پذیری یک ژنوتیپ دربرابر تغییرات محیطی هستند. این پارامترها در عمل فایده چندانی در به نژادی نداشتند زیرا تمایل به نژاد گران نه تنها در یافتن ژنوتیپهای پایدار بلکه پر عملکرد نیز می باشد که معمولاً چنین حالتی به ندرت حاصل می شود. همچنین تلاش جهت یافتن یک ژنوتیپ در تمام محیطها چندان لازم نیست و میتوان از چندین ژنوتیپ با سازگاری عمومی کمتر و سازگاری خصوصی بالاتر نسبت به محیط های به خصوصی که عملکرد قابل قبولی هم دارند استفاده کرد (Lin et al., 1986). پلیستد و پترسون (Plaisted and Peterson, 1959) استفاده از میانگین جزء واریانس را در بررسی اثر متقابل ژنوتیپ در محیط توصیه نمودند. روش جدیدی با بهره گرفتن از تجزیه واریانس جفتی بین ارقام شناخته شده و ژنوتیپ های مورد آزمایش در شناسایی سازگاری ارقام به محیطهای مختلف با توجه به سازگاری شاهدهای محلی مطرح گردید و ژنوتیپ هایی که باعث معنی دار نشدن اثر متقابل ژنوتیپ × محیط با شاهد هستند انتخاب شده و عملکرد آنها در سه گروه برتر از شاهد، پایین تر از شاهد و بدون اختلاف معنی دار با شاهد قرار می گیرند و ارقام با سازگاری مشابه با شاهد استاندارد و محصول بیشتر در بین مکانهای مختلف معرفی می شوند (Lin and Binns, 1985). ریک (Wricke, 1962 and 1964) مفهومی از اکووالانس را به عنوان بخشی از هر ژنوتیپ در مجموع مربعات اثرات متقابل ژنوتیپ در محیط قلمداد کرد. اکووالانس (Wi) یا ثبات ژنوتیپ i ام در ارتباط با محیطها، جذر و جمع آنها در میان محیطها میباشد برهمین اساس، ژنوتیپهایی با Wi پایین، کمترین انحراف از میانگین را در محیط داشته و بنابراین پایدارتر خواهند بود. به عقیده بیکر و لئون (Becker and Leon, 1988) اکووالانس سهم یک ژنوتیپ در اثرات متقابل ژنوتیپ در محیط را اندازه گیری میکند و ژنوتیپی با اکووالانس صفر پایدار در نظر گرفته میشود. بیکر و لئون (۱۹۸۸) توسط مثالی از عملکردهای ژنوتیپ i ام در محیطهای مختلف در مقابل میانگین نسبی محیطها اکووالانس را به تصویر کشیدند: خط تیره میانگین عملکرد همه ژنوتیپها را نشان می دهد و بیان کننده و میانگین کل و اثرات محیطی (Ej) میباشد، در حالی که خط بالای آن اثر ژنوتیپی Gi را تخمین خواهد زد و بنابراین محاسبه اکووالانس را امکان پذیر میکند. پارامتر واریانس پایداری شوکلا (Shukla, 1972)، پایداری ژنوتیپ iام را بعد از حذف اثرات اصلی محیطی تعریف نمود. اثر اصلی ژنوتیپ ثابت است بنابراین این پارامتر بر پایه ماتریس باقیمانده در طبقه بندی دوطرفه میباشد. هنگامی که واریانس پایداری بین دو مجموع مربعات متفاوت است، این پارامتر میتواند منفی باشد، اما تخمینهای منفی از واریانس در اجزای واریانس رایج و معمول نیست . یکنواختی مقادیر بدست آمده با بهره گرفتن از آزمون مبنی شوکلا آزمون میشوند (Lin et al., 1986). این پارامتر یک ترکیب خطی از اکووالانس میباشد بنابراین هم Wi و هم جهت اهداف رتبهبندی معادل یک دیگر هستند (Wricke and Weber, 1980). فینلی و ویلکینسون (Finlay and Wikinson, 1963) روش برآورد ضریب رگرسیونی عملکرد ژنوتیپ و شاخص محیطی آن را در تجزیه پایداری عملکرد ژنوتیپها به کار بردند. شکل زیر تفسیر کلی و عمومی از الگو (نقشه) ژنوتیپ هنگام پلات شدن ضریب رگرسیون در مقابل میانگین عملکرد ها را نشان میدهد. ضریب رگرسیون توصیف استاندارد شده از اکوواریانس بین اثرات محیطی و اثرات متقابل ژنوتیپ و محیط است (Becker and Leon, 1988). استرنیگ فیلد و سالتر(Stringfield and Salter, 1934) احتمالاً اولین کسانی بودند که ضریب رگرسیون خطی را جهت تشخیص واکنش خاص ژنوتیپها به فاکتورهای متفاوت آب و هوایی مورد محاسبه قرار دادند. ژنوتیپی با ۰=bi را پایدار دانسته در حالی که ابرهارت و راسل (۱۹۶۶) ، ۱= bi را به عنوان ژنوتیپ پایدار در نظر میگیرند (Finlay and Wilkinson, 1963). ارقام با b>1 معمولاً ناپایدارند، به این صورت که با بهبود محیط عملکرد زیاد میشود این ارقام معمولاً برای محیط های حاصلخیز و مستمر توصیه میکنند (Perkins and Jinks, 1968 Lin et al., 1986;). پرکینز و جینکز (۱۹۶۸) تجزیه آماری معادل را پیشنهاد کرده که به موجب آن ارزشهای مشاهدهای برای اثرات محیطی قبل از رگرسیون تنظیم شدهاندو ژنوتیپ با شیب خط رگرسیون صفر پایدار در نظرگرفته میشود. سه معیار ضریب رگرسیون، میانگین عملکرد و میانگین مربعات انحراف از خط رگرسیون توسط ابر هارت و راسل در سال ۱۹۶۶ جهت تعیین پایداری مورد استفاده قرار گرفت. به عقیده آن ها واریتهای مطلوب است که علاوه بر b=1، میانگین عملکرد آن نیز از میانگین کل بیشتر بوده و مجموع مربعات انحراف از خط رگرسیون آن نیز کوچک باشد و در صورتی که شاخص محیطی از قبل مشخص و مستقل از ارقام آزمایش باشد مطلوبتر خواهد بود. اما آنها نتوانستند با داده های محیطی ارتباطی بین این عوامل مشخص کنند تا از شاخص محیطی بدست آمده در محاسبات استفاده کنند (Eberhart and Russell, 1966). بیکر و لیون (۱۹۸۸) به هنگام مطالعه مناسبترین روش بیومتریک دریافتند که ضریب رگرسیون کاربرد اندکی در تعریف پایداری دارد به همین دلیل معمولاً به عنوان مقیاس پایداری در نظر گرفته نمیشود اگر چه اطلاعات بیشتری را در مورد پاسخ متوسط ژنوتیپ به شرایط محیطی مطلوب در اختیار خواهد گذاشت. نمودار ارائه شده در شکل زیر به نقل از بیکر و لیون (Becker and Leon, 1988) است:
آماره های bi و هر دو جهت دستیابی ژنوتیپها به شرایط متفاوت محیطی مورد استفاده قرار می گیرند در حالی که بخش غیر قابل پیش بینی هر ژنوتیپ است و به عنوان پارامتری بررسی میشود، ضریب رگرسیون bi پاسخ ویژه ژنوتیپها را به اثرات محیطی مشخص میکند و به عنوان پارامتر پاسخ محسوب میشود (Breese, 1969). ژنوتیپهایی که به تغییرات محیطی واکنش نشان نمیدهند مقدار bi صفر را نشان داده و مطابق مفهوم استاتیکی پایدار خواهند بود. از طرف دیگر ژنوتیپهایی که پاسخ متوسطی به تغییرات شرایط محیطی نشان میدهند ارزش یک را دریافت میکنند (Becker and Leon, 1988). تای در سال ۱۹۷۱ روش تجزیه رگرسیون بر مبنای امید ریاضی منابع تغییرات را ارائه داد و عملکرد ژنوتیپها را در محیطهای مختلف از طریق اثرات ژنوتیپی بررسی کرد. این روش مشابه روش رگرسیونی ابرهارت و راسل میباشد با این تفاوت که پارامترهای رگرسیونی ابرهارت و راسل توسط مقیاسی بر مبنای امید ریاضی داده ها تصحیح میشوند و پارامترهای رگرسیونی تای بدست میآیند. در این روش دو پارامتر a و l که به ترتیب بیانگر ضریب رگرسیونی و انحراف از خط رگرسیونی می باشند و چنانچه ژنوتیپی دارای ضریب رگرسیونی۱- و انحراف از رگرسیون یک باشد پایداری کامل را دارا است. در این روش توانایی تفکیک ژنوتیپهای با پایداری بالا و پایین را داریم (Tai, 1971). پینتوس در سال ۱۹۷۳ پیشنهاد کرد به جای میانگین مربعات انحراف از خط رگرسیون بهتر است از ضریب تشخیص استفاده شود زیرا به شدت به وابسته است (Pinthus, 1973). بریز از روش پیشنهادی ابرهارت و راسل پشتیبانی کرد و اختلاف ناشی از اثر متقابل ژنوتیپ x محیط را به دو جز قابل تقسیم دانست یک قسمت قابل پیش بینی و یک قسمت غیر قابل پیش بینی به این صورت که بخش قابل پیش بینی همانند خط رگرسیون و بخش غیر قابل پیش بینی همانند میانگین مربعات و انحراف از خط رگرسیون میباشد. و برای اندازه گیری خطاهای غیر قابل پیش بینی پارامتر انحراف از خط رگرسیون را مطلوبتر دانست (Breese, 1969). در روش پیشنهادی فریمن و پرکینز شاخص محیطی از روی یکی از تکرارها محاسبه میشود زیرا تکرارها به دو گروه تقسیم شدهاند همچنین میانگین ژنوتیپها از روی دو یا چند تکراری که در شاخص محیطی استفاده نشدهاند بدست میآیند (Freeman and Perkins, 1971; Freeman, 1973). مقیاس غیرپارامتری پایداری فتوتیپی بر پایه رتبه یک مقیاس اندازه گیری مناسب و مفید را فراهم میآورد و در بعضی جهات مزیتهای قابل توجهی به ارمغان میآورد (Lin et al., 1986). مطابق با نظر هان مزیتهای اصلی استفاده از اطلاعات رتبه بندی، کاهش یا اجتناب از هر گونه اریبی حاصل از دوره های پرت، سهولت استفاده و تفسیر، سهولت در اضافه یا کم شدن ژنوتیپها بدون تغییرات بزرگ در تخمینها، و دستیابی به ضروری ترین اطلاعات در زمینه برنامههای اصلاحی و آزمایشی میباشد (Huchn, 1990). ارزش اثر ژنوتیپی همانطور که هان (۱۹۹۰) بیان کرده است به منظور پرهیز از اریبی در اندازهگیری پایداری اصلاح شده است زیرا حتی در زمان نبود اثر متقابل ژنوتیپ در محیط میتواند سبب ایجاد تفاوت در میان ژنوتیپها گردد(Huchn, 1990). هان اعلام نموده است که دو روش عمده جهت مطالعه اثر متقابل ژنوتیپ در محیط و بررسی سازگاری ژنوتیپها وجود دارد. اولین و مهمترین روش پارامتریک بود که بر پایه فرضهای موجود درباره ژنوتیپ، محیط و اثرات متقابل آنهاست. دومین روش عمده به گونهای که فتوتیپها و محیط های مربوط به فاکتورهای محیطی زنده و غیره زنده را بدون فرض های خاص مدل نشان میدهد روش غیرپارامتریک یا دستهبندی میباشد(Huchn, 1996). با این وجود بیشتر برنامههای اصلاحی، برخی اصول هر دو روش را استفاده میکنند (Becker and Leon, 1988). از رایجترین روش های غیر پارامتری در شناسایی پایداری عملکرد در ژنوتیپها، روش رتبهبندی میانگین عملکرد ژنوتیپها درسالها و مناطق مختلف است (Kang, 1998). گزینش همزمان برای عملکرد و پایداری با بکارگیری یک آماره پارامتری و یک آماره غیر پارامتری یعنی واریانس پایداری شوکلا و رتبه بندی Rank ژنوتیپهای پایدار و پر عملکرد را گزینش می کند (Kang, 1993). ۲-۱۵-۲- روش های تجزیه چند متغیره مطابق با عقیده کروسا (Crossa, 1990) سه هدف اصلی در این نوع روشها نهفته است: ۱- حذف باقیماندهها از مجموعه داده ها (به عبارت دیگر تشخیص سیستماتیک از اختلاف غیر سیستماتیک) ۲- خلاصه سازی و کاهش داده ها و تفسیر آنها ۳- نمایش ساختار داده ها. در مقایسه با روش های آماری کلاسیک، عملکرد روش های چند متغیره، آشکار سازی ساختارهای داخلی دادههایی است که فرضیه های آماری داشته و سپس توسط روش های آماری مورد آزمون قرار میگیرند (Gauch, 1982a; Gauch, 1982b). از روش های چند متغیره میتوان به روش تجزیه به مختصات اصلی تجزیه کلاستر، روش AMMI و روشbiplot GGE اشاره نمود. تجزیه به مختصات اصلی برای اولین بار در جهت بررسی پایداری توسط وسکات (Westcott, 1986) پیشنهاد شد. در این روش گروه بندی براساس شباهت ژنوتیپها دریک محیط صورت میگیرد. محدودیتها و اهداف تجزیه مختصات اصلی تا حدودی شبیه به تجزیه به مولفه های اصلی میباشد. هدف از این روش کنترل اثر متقابل ژنوتیپ در محیط و همچنین حذف اثرات محیطی میباشد. استفاده از تجزیه کلاستر در گروه بندی ژنوتیپها با بهره گرفتن از فاصله اقلیدسی در آزمایشات ناحیهای عملکرد برای اولین بار توسط هنسون (Hanson, 1970) پیشنهاد شد. در این روش میتوان افراد را براساس تعدادی از صفات گروهبندی کرد ابتدا با بهره گرفتن از روش های مختلف فواصل اقلیدسی گروه ها را بدست آورده و سپس خوشهبندی را انجام میدهند که به یافتن گروه های واقعی، کاهش و خلاصه کردن داده ها کمک میکند. تجزیه کلاستر و تجزیه به مولفه های اصلی از جمله روش های مناسب در گروهبندی محسوب میشوند و نقش مهمی در بررسی تنوع جغرافیایی و ژنتیکی، تعیین چگونگی تکامل گیاهان زراعی و بررسی اثر متقابل محیط و ژنوتیپ دارند (Bhatt, 1970). روش AMMI بر اساس تجزیه واریانس و تجزیه به مؤلفه های اصلی میباشد و اولین بار در سال ۱۹۸۸توسط زوبل و همکاران و گوچ در آزمایشات ناحیهای عملکرد استفاده شد(Gauch, 1988; Zobel et al., 1988). در این روش با بهره گرفتن از تجزیه واریانس اثرات اصلی ژنوتیپ و محیط برآورد میشود و سپس اثرات متقابل به کمک روش تجزیه به مولفه های اصلی بدست میآید و مقادیر منفرد بردار ژنوتیپی l و بردار محیطی محاسبه می شود. امروزه روش AMMI یکی از مهمترین و رایجترین روش های تجریه پایداری است که به صورت گسترده در امر ارزیابی ژنوتیپها و مطالعه اثر متقابل ژنوتیپ و محیط استفاده میشود. بای پلات ابتدا توسط گابریل (Gabriel, 1971) ابداع و سپس توسط زوبل و همکاران (۱۹۸۸) گسترش داده شد. این روش توسط یان و همکاران (Yan et al., 2000) جهت ترسیم گرافیکی روابط ژنوتیپها و محیطها به کار رفت. روش GGE biplot امکان دستیابی به یک تصویر از روابط بین ژنوتیپها و محیطها را فراهم میآورد. و با بهره گرفتن از این نمودار گرافیکی میتوان ژنوتیپهای مطلوب را برای ابر محیطهای مختلف تشخیص داد. همچنین میتوان ژنوتیپ پایدار را مشخص کرد این روش توسط نرم افزار GGE biplot قابل انجام است (Westcott, 1986). ۲-۱۶- اهمیت شاخص برداشت نتایج بسیاری از تحقیقات نشان می دهد که در برنامه های به نژادی در طول قرن اخیر عامل اصلی در افزایش عملکرد دانه افزایش شاخص برداشت در ارقام پیشرفته بوده است نه افزایش در مقدار بیوماس کل آنها .( Feil, 1992; Loss and Siddique, 1994; Slafer et al., 1994)شاخص برداشت نسبت عملکرد دانه به وزن خشک کل یا بیوماس می باشد (Donald, 1962). به سبب بعضاٌ حجم زیاد مواد به نژادی و سختی کار در مزرعه، به نژادگرها نیاز به معیاری دارند که بتوانند مواد به نژادی خود را به آسانی ارزیابی نمایند. تا بحال شاخص برداشت بعنوان یک معیار انتخاب در بسیاری از برنامه های اصلاحی گندم مورد استفاده قرار گرفته است (Sharma and Smith, 1986; Sharma et al., 1987; Singh and Stoskopf, 1971) در مقایسه با عملکرد دانه، انتخاب بر اساس شاخص برداشت دارای مزایای زیر می باشد: ۱- ارزیابی کارآیی فیزیولوژیکی گیاه (یعنی توانائی گیاه برای توزیع آسمیلاتها به دانه ها) (Knott, 1987)، ۲- در مقایسه باعملکرد دانه در کشت تنک، شاخص برداشت دارای همبستگی قویتری با عملکرد دانه در کشت متراکم می باشند (Fischer and Kertesz, 1976; Symes, 1972). 3- در صورت کمبود میزان بذر جهت کاشت و اندازه گیری عملکرد، شاخص برداشت می تواند جهت ارزیابی مواد به نژادی استفاده گردد (Fisher and Kertesz, 1976) و ۴- شاخص برداشت دارای تنوع ژنتیکی و همچنین دارای وراثت پذیری قابل قبول می باشد (Kertesz, 1984). حداکثر رشد رویشی گیاه در مرحله گلدهی می باشد و تولید ماده خشک آن در هفته سوم یا چهارم پس از مرحله گلدهی به حداکثر مقدار خود رسیده و تا رسیدن کامل ثابت باقی می ماند .(Bell and Incoll, 1990) پتانسیل تعداد دانه قبل از مرحله گلدهی و تعداد واقعی آن کمی پس از مرحله گلدهی تعیین می شود. اما وزن دانه بعد از مرحله گلدهی تعیین می شود که متشکل از آسیمیلات های پرورده دوره پر شدن دانه و آسیمیلات های قبل از مرحله گلدهی ذخیره شده در ساقه های گیاه می باشد. شاخص برداشت منعکس کننده تمامی موارد فوق است. بنابراین می توان بیان داشت که شاخص برداشت در گندم تابعی از وزن ماده خشک کل زمان گرده افشانی، افزایش وزن ماده خشک از زمان گرده افشانی تا رسیدن دانه، کاهش وزن ساقه از زمان گرده افشانی تا رسیدن و عملکرد دانه می باشد. عملکرد دانه خود حاصل تعداد دانه و وزن دانه می باشد که مجدداً هر یک از این اجزا تابعی از عوامل دیگر می باشد. پتانسیل تعداد دانه قبل از مرحله گرده افشانی تعیین می شود و نتایج تعدادی از محققین نشان می دهد که وزن سنبله (Fischer,1985; Fischer and Stockman,1986) و نسبت وزن سنبله به وزن بقیه گیاه (بدون سنبله) زمان گرده افشانی (Siddique and Whan, 1994) در تعیین تعداد دانه و نهایتا تاثیر بر شاخص برداشت نقش دارند. بررسی نسبت وزن سنبله به وزن بقیه ساقه در زمان گرده افشانی و رابطه آن با شاخص برداشت می تواند نشان دهد که تفاوت ها در شاخص برداشت بین ارقام قبل یا بعد از مرحله گرده افشانی تعیین می شوند (Siddique et al., 1989). وزن دانه که بعد از مرحله گرده افشانی تعیین می شود، با افزایش دوران پر شدن یا با افزایش سرعت پر شدن دانه افزایش می یابد (Sharma, 1994). از آن جایی که اجزای زیادی در شاخص برداشت دخیل هستند، رابطه بین شاخص برداشت و اجزای آن در بین ژنوتیپ ها (زمستانه و بهاره) و شرایط زراعی مختلف (کشت تنک و کشت متراکم ) متفاوت می باشد، بطوریکه این عوامل می توانند باعث تنوع و تغییرات زیادی در شاخص برداشت شود و نهایتا این صفت را به عنوان یک معیار جهت انتخاب ارقام با عملکرد بالا غیر قابل قبول و استفاده نماید. اطلاعات مربوط به روابط بین شاخص برداشت و اجزای آن می تواند مورد استفاده قرار گیرد. بعضی صفات مانند نسبت وزن سنبله به بقیه ساقه در زمان گرده افشانی ممکن است در بعضی شرایط به عنوان یک معیار جهت انتخاب ژنوتیپ های برتر مورد استفاده قرار گیرد (یزدان سپاس، ۱۳۷۹). ۲-۱۷- برخی از نتایج بررسی های تجزیه پایداری دستیابی به ارقام گندم با عملکرد بالا و پایدار در مناطق مختلف از اهداف اصلی بسیاری از برنامه های به نژادی دنیاست. در همین راستاست که آزمایشات مقایسه عملکرد وسیعی در مناطق مختلف به مورد اجرا گذاشته می شوند تا تفاوت بین لاین ها و ارقام مشخص و پتانسیل عملکرد آنها معلوم گردد .(Austin, 1982; Stoskopf, et al.,1993; Yazdansepas, 1997) از جمله در سیمیت سالهای متمادی است که این نوع بررسی ها انجام می پذیرد (Van Ginkel et al., 1998) و رقم فلات (Seri 82) که میلیونها هکتار سطح زیر کشت را بخود اختصاص داده بود حاصل اینگونه مطالعات است. در بخش تحقیقات غلات نیز سالهاست که این مطالعات انجام می شود. از دوره سه ساله های قبل از سال ۱۳۷۵ این آزمایشات ارقام نوید، الموت، زرین و الوند جهت مناطق سرد، قدس، مهدوی، نیک نژاد جهت مناطق معتدل، داراب -۲ و اترک جهت مناطق گرم جنوب ، و رقم تجن جهت کشت در مناطق سواحل خزر معرفی و نامگذاری شده اند. از دوره سه ساله های قبل، ارقام شهریار، توس، اروم، زارع و میهن و لاین های C-85-3،C-85-6، C-86-3، C-86-5 و C-86-6 برای مناطق سرد، ارقام پیشتاز و شیراز برای مناطق معتدل، دز برای مناطق جنوب و ارقام دریا، مغان۳ و آرتا برای مناطق سواحل خزر بدلیل بالا بودن عملکرد دانه آنها نسبت به شاهد و کیفیت مطلوب و مقاومت آنها نسبت به بیماریها معرفی یا در دست معرفی ونامگذاری می باشند. میلادینوئک و همکاران (۲۰۰۶) جهت شناسایی ژنوتیپ های سازگار به شرایط مختلف ۴ واریته بدست آمده از موسسه گیاهان زراعی و سبزیجات در نویساد (در یوگسلاوی سابق) را مورد مطالعه قرار دادند. نتایج این دوره سه ساله حاکی از آن بود که در بین محیط های مختلف برای صفات به جز ارتفاع گیاه و وزن دانه تفاوت وجود دارد. اگر چه همبستگی کلی بین دوره رشد و عملکرد وجود دارد، به واسطه اثرات متقابل بین محیط و واریته تفاوت در عملکرد را مشاهده نمودند. واریته هایی با دوره رشد طولانی تر، در سال های مساعد عملکرد های متوسط بالاتری دارند. در ژاپن به دلیل بارندگی بیشتر، میزان ارتفاع گیاه و وزن دانه نسبت به قسمت های مرکزی کشور به طور معمول بیشتر می باشد. ضرایب همبستگی بین صفات مختلف به محیط بستگی دارد (Miladinovic et al., 2006). به منظور بررسی پایداری عملکرد دانه، ۱۱ لاین انتخابی گندم نان مورد استفاده قرار گرفت. این مطالعه در شرق ترکیه دو پارامتر پایداری رگرسیون خطی را مورد بررسی قرار داد. در ترکیه در سال های ۹۸-۱۹۹۷ و ۹۹-۱۹۹۸ ضریب b و انحراف از رگرسیون را با فرض b=1 و انحراف از رگرسیون ( ) استفاده کردند. رگرسیون تفاوت معنی دار داشت و اثرات متقابل بین ژنوتیپ ها، مکان و سال ها مشاهده میشد. ارزش ضریب b یازده ژنوتیپ در محدوده ۷۳/۱-۴۶/۰ و انحراف از رگرسیون در بازده ۷/۲۸۹۶-۹/۶۹ قرار گرفت. با توجه به برآورد های حاصله هیچ کدام از ژنوتیپ ها برای عملکرد دانه پایداری نداشتند اما لاین های ۲ و ۱۱ به دلیل بالاتر بودن میانگین عملکرد آن ها در همه محیط های مورد مطالعه امید بخش به نظر رسیدند (Ulker et al., 2006). آزمایشی با کد C-79 در ۱۲ ایستگاه تحقیقاتی با ۲۰ ژنوتیپ امید بخش موجود در آن انجام گرفت. ژنوتیپ C-79-6 با میانگین ۶۹۸۷ کیلوگرم در هکتار و با واریانس غیرمعنی دار در سراسر محیط های مورد آزمایش به عنوان بهترین و سازگارترین ژنوتیپ ارزیابی شد. این ژنوتیپ با شاخص برداشت (HI) برابر با ۴۸% از تعادل خوبی برای تسهیم ماده خشک به دانه و کاه و کلش برخوردار بود (یزدان سپاس و همکاران، ۱۳۷۹). نتایج بدست آمده در سال زراعی ۸۰-۱۳۷۹ در ایستگاه تحقیقاتی اقلیم سرد کشور نشان داد که در میان ۲۰ ژنوتیپ، ژنوتیپ C-78-3 با متوسط عملکرد ۶۷۵۵ کیلوگرم در هکتار و میانگین رتبه ® 5.9 و انحراف از رتبه (SDR) 4.1 رویهمرفته بالاترین سازگاری را از خود نشان داد. بیشترین عملکرد این ژنوتیپ در ایستگاه جلگه رخ و کم ترین آن در ایستگاه اقلید تولید گردید. همچنین ژنوتیپ C-79-19 از نظر صفات مرفو-فیزیولوژیک مانند شاخص برداشت (HI)، بیشترین مقدار را به خود اختصاص داد و از نظر صفت فیزیولوژیکی سهم اندوخته ساقه قبل از مرحله گرده افشانی در عملکرد دانه (PAPCG) ژنوتیپ C-78-7 با ۴۰% بیشترین سهم را به خود اختصاص داد (یزدان سپاس و همکاران، ۱۳۷۸). در بررسی صفات مرفو-فیزیولوژیک ۲۰ ژنوتیپ گندم امیدبخش زمستانه و بینابین (با کد C-79) در ۱۲ایستگاه تحقیقاتی اقلیم سرد کشور در سال های زراعی ۸۰-۱۳۷۹و ۸۱-۱۳۸۰، مقدار شاخص برداشت ۴۵ درصد تعیین گردید. در این مطالعه عملکرد دانه در واحد سطح با وزن دانه در سنبله و تعداد دانه در سنبله به ترتیب ۵۷%=r و ۶۲%=r همبستگی مثبت و بسیار معنی دار و با صفات بیوماس در زمان رسیدگی و وزن پدانکل در زمان رسیدگی به ترتیب ۵۶%=r و ۴۸%=r همبستگی مثبت و معنی دار داشت (یزدان سپاس، ۱۳۸۲).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در نظر می گیریم که در آن
و همچنین اگر مدل را بصورت در نظر بگیریم داریم در زیر نمایی از رگرسیون خطی ساده بر روی شکل نمایش داده شده است :
شکل ۴-۱۳: رگرسیون خطی ساده که در این مدل با روش حداقل مربعات برآورد پارامتر های مدل ،بصورت زیر بدست آمد:
۴-۱۲-۲-۴- رگرسیون خطی چندگانه همانطور که می دانید در رگرسیون چند گانه متغیر های مستقل (توضیحی ) به P متغیر تعمیم می یابد و مدل رگرسیونی مربوط به آن بصورت
این مدل را می توان بصورت ماتریسی نیز نمایش داد:
پس مدل رگرسیونی بصورت در می آید. و همچنین برآورد پارامتر های مدل با روش حداقل مربعات بصورت زیر بدست می آید :
و همچنین همانطور که دیدیم در رگرسیون خطی ساده و چند گانه یک متغیر وابسته داشتیم و یک یا چند متغیر توضیحی ، که تحلیل های ساده ای را نسبت به رگرسیون چند متغیره دارد. توجه کنید که منظور از اصطلاح رگرسیون خطی این است که میانگین تابعی خطی از پارامتر می باشد. یک سری فرضیات بر روی مدل های رگرسیونی گذاشته می شود که ما برای جلوگیری از تکرار در مدل های خطی ساده و چندگانه از روش های آزمون این فرضیات خودداری کردیم بعنوان مثال در رگرسیون چندگانه داریم : (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
E(ei)=0 Var (ei)= σ۲ Cov(ei,ej)=0 Cov(xi,xj)=0 ولی در بخش چند متغیره بطور کامل این شرایط را توضیح و طریقه بررسی درست بودن آنها را با مثال نشان می دهیم. ۴-۱۲-۲-۵- رگرسیون چند متغیره می توان گفت الگوی رگرسیونی چند متغیره تعمیم رگرسیون چندگانه یک متغیره است. در رگرس یون چندگانه یک متغیره ما تعدادی متغیر مستقل در دسترس داریم که می خواهیم با بهره گرفتن از آنها میزان اثر متغیر های مستقل را بر یک متغیر وابسته ( متغیر پاسخ ) بررسی کنیم(نجیبی،مزارعی،۱۳۸۷). در رگرسیون چند متغیره چندین متغیر مستقل و چندین متغیر وابسته داریم و هدف تحلیل اثرات متغیر های مستقل بر چند متغیر وابسته (پاسخ) می باشد. ابتدا در این فصل میزان تاثیر پذیری متغیر های وابسته را بررسی کرده و سپس به کمک متغیر های مستقل مقادیر متغیر های وابسته را پیش بینی می کنیم .برای مثال می خواهیم میزان اثر بخشی شدت وزش باد بر مهارت خلبانی از جمله سرعت عکس العمل،میزان دید،مهارت ریاضیات و علوم و … بررسی کنیم. ۴-۱۲-۲-۵-۱ الگوی رگرسیونی خطی چند متغیره با متغیر های توضیحی ثابت فرض کنید متغیر های مستقل ثابت بوده و متغیر وابسته باشند .که می توان آن را با مدل های رگرسیونی زیر نمایش داد : که بصورت ماتریسی می توان آن را بصورت زیر نمایش داد :
و همچنین ماتریس متغیر های مستقل بصورت :
پس در این حالت مدل بصورت در می آید. در اینجا و نامعلوم می باشند. همان طور که دیده می شود پاسخ از الگوی رگرسیون خطی زیر پیروی می کند : که در آن می باشد. به عنوان مثال اگر فرض کنیم ماتریس های آنها به صورت زیر می باشد :
و مدل برای اولین ستون y بصورت :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بر اساس اولویت های به دست آمده برای ارزشهای پیشنهادی با روش میانگین گیری،از چند نفر از کارشناسان موسسه آریانا قلم نظرخواهی کرده و نهایتا ۱۵ مورد را به عنوان ارزشهای پیشنهادی مبنای طراحی مدلهای کسب و کار قرار دادیم. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
جدول ۵‑۲ طراحی مدلهای کسب و کار: با توجه به شناختی که از موسسه به دست آوردیم دو مدل کسب وکار فعلی برای انتشارات آریانا قلم طراحی کرده ایم و به منظور طراحی مدلهای کسب وکار با بهره گرفتن از رویکرد توسعه ی محصول که از چهار ترکیب برای ترکیب ارزشهای پیشنهادی که شامل ترکیب محصولات موجود و خدمات موجود،ترکیب محصولات جدید و خدمات جدید،ترکیب محصولات موجود و خدمات جدید و ترکیب محصولات جدید و خدمات موجود می باشد استفاده کرده و چهار مدل کسب وکاری جدید طراحی کردیم که مدلهای طراحی شده را درفصل چهار مشاهده می کنیم.با طراحی مدلهای کسب وکاری در واقع به سوالات فرعی پژوهش که مربوط به ارائه ی گزینه ها در نه بخش تابلوی کسب و کار می باشد پاسخ دادیم. استخراج معیارهای :SWOT پس از طراحی مدلهای کسب وکاری با مشورت و راهنمایی استاد راهنما و مراجعه به منابع موجود به استخراج معیارهای SWOT پرداختیم و پس از آن برای بررسی وجود و یا عدم وجود رابطه میان این معیارها پرسشنامه ی همبستگی معیارهای SWOT را طراحی کرده و در اختیار خبرگان موسسه انتشارات آریانا قلم قرار دادیم که نتایج کلی روابط میان زیر معیارها در جدول ۲-۵ نشان داده شده است جدول ۲-۵روابط معیارهای SWOT . رتبه بندی مدلهای کسب وکاری با روش تحلیل شبکه ای: از آنجا که روش تحلیل سلسلهمراتبی وابستگی های متقابل و همبستگیهای موجود میان متغیرها را در نظر نمیگیرد در این تحقیق بوسیله فرایند تحلیل شبکه ای(ANP ) از نظر خبرگان انتشارات آریانا قلم استفاده شده تا بتوان معیارهای مورد نظر را با توجه به مقایسات زوجی انجام شده توسط این خبرگان اولویت بندی کرد. نتایج به دست آمده از تحلیل شبکه ای به عنوان اهمیت هر کدام از دسته عوامل و نیز زیرمعیارهای درون این خوشه ها با توجه به همه متغیرهای نامبرده شده در فصل ۳ در زیر آورده شده است: عوامل مربوط به خوشه نقاط قوت و میزان ارجحیت بدست آمده برای آنها در جدول زیر آورده شده است: جدول ۵‑۳
معیارهای s
وزن نرمال شده برای خوشه
وزن مربوط به معیار
سیستم بازاریابی توانمند
۰٫۳۷۱۶۳
۰٫۰۸۲۰۸۱
توان بالا در طراحی آمیخته بازاریابی
۰٫۲۰۱۰۵
۰٫۰۴۴۴۰۵
سابقه طولانی حضور در فضای مجازی
۰٫۰۷۷۳۵
۰٫۰۱۷۰۸۵
عوامل مربوط به خوشه نقاط ضعف و میزان ارجحیت بدست آمده برای آنها در جدول زیر آورده شده است: جدول ۵‑۴
معیارهای w
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شیر مادر حاوی آنتیبادی علیه هر دو نوع ویرولانت با آنتی ژن کد شده توسط پلاسمید و لیپوپلی ساکارید در مناطق آندمیک میباشد و تغذیه از شیر مادر تا حدودی بروز نسبی آن را توضیح میدهد. عفونت بدون علامت کودکان و بزرگسالان معمولاً در مناطق آندمیک روی میدهد. عفونت با شیگلا اغلب حین ماههای گرم در مناطق معتدل و در فصل بارندگی در مناطق گرمسیر رخ میدهد. هر دو جنس به یک میزان متأثرند. در جوامع صنعتی شیگلا سونئی شایعترین عامل دیسانتری باکتریال است و شیگلا فلکسنری در درجه دوم قرار دارد. در جوامع غیر صنعتی، شیگلا فلکسنری شایعترین و شیگلا سونئی در درجه دوم شیوع میباشند. شیگلا بویدی در هند یافت شده است. شیگلا دیسانتری سروتیپ ۱ تمایل به بروز اپیدمیهای وسیع دارد، اگر چه در آسیا و آفریقا آندمیک است و همراه با میزان مرگ و میر بالایی میباشد (۱۵-۵%) . غذای آلوده شده (اغلب سالاد یا موادی که نیاز به دستکاری در اجزای آن دارد) و آب حاملین مهمی هستند. آب شیرین و آب شور میتوانند در معرض عفونت قرار گیرند. انتشار سریع در بین خانوادهها، مکانهای اجارهای، مراکز نگهداری کودک اثبات میکند که شیگلا توانایی انتقال از یک فرد به فرد دیگر داشته و با خوردن چندین ارگانیسم ایجاد بیماری میکند. حتی ۱۰ عدد ارگانیسم شیگلا دیسانتری سروتیپ یک باعث ایجاد اسهال خونی میشود. برعکس خوردن ۱۰۱۰- ۱۰۸ ویبریوکلرا برای ایجاد وبا لازم میباشد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱-۲-۳-۳- پاتوژنز ویرولانس اصلی که صفت مشترک تمام شیگلاها میباشد توانایی حمله به سلولهای مخاطی روده است. این مشخصه توسط یک پلاسمید بزرگ (kb 220) کد میشود که مسئول ساخت یک گروه پپتید که در حمله و کشتن نقش دارند، میباشد. شیگلایی که پلاسمید ویرولانت خود را از دست دهند پاتوژنیک نیستند. Ecoli که حاوی یک پلاسمید مشابه هستند حاوی ژنهای مهاجم بوده (Ecoli مهاجم به روده) و از نظر بالینی شبیه شیگلا میباشند. پلاسمید ویرولانت ترشح سیستم TTSS لازم برای ورود به سلول اپی تلیال و Apoptosis در ماکروفاژها را کد میکند. این سیستم ترشحی باعث جابجایی مولکولهای مؤثر از داخل سیتوپلاسم باکتری به غشاء سیتوپلاسم سلولهای هدف میزبان میشوند. TTSS از حدود ۵۰ پروتئین تشکیل شده، شامل Mxi و Spa پروتئین که در نحوه قرارگیری و تنظیم TTSS نقش دارند، چاپرونها (Chaperones) (Spa15 ، IpgE ، IpgC و IpgA) ، فعال کنندههای نسخه برداری MxiF) ، VirB و VirF) ، جابجا کنندهها یا حاملها (IpaB, IpaC, IpaD) بوده و حدود ۲۵ پروتئین مؤثر را شامل میشوند. علاوه بر صفات ویرولانسی کد شده توسط پلاسمید، فاکتورهای کد شونده کروموزومی برای ویرولانس کامل نیاز میباشد. شیگلا از سد سلول اپی تلیال به طریق ترانس سیتوز و از طریق سلولهای M عبور کرده و با ماکروفاژها روبرو میشوند. باکتریها از فاگوسیتوز ماکروفاژها با ایجاد آپوپتوز فرار میکنند که در آن سیگنالهای قبل از التهابی نیز نقش دارند. باکتریهای آزاد به سلول اپی تلیال از سمت قاعدهای – کناری حمله کرده و به سمت سیتوپلاسم با پلیمریزاسیون اکتین رفته و به سلول مجاور انتشار مییابند. سیگنالهای پیش التهابی توسط ماکروفاژها و سلولهای اپیتلیال موجب فعال شده بیشتر سیستم ایمنی ذاتی سلولهای (natural Killer) NK شده و باعث حذف لوکوسیتهای پلی مورفونوکلئر میشود (PMNs). ورود PMNs پوشش سلولهای اپی تلیال را جدا کرده که در آغاز عفونت را تشدید میکند و باعث تخریب بافت میشود و باعث تسهیل ورود و حمله باکتریهای بیشتری میشوند. در نهایت PMNs شیگلا را فاگوسیتوز کرده و در بهبودی و از بین رفتن عفونت نقش دارد. بعضی شیگلاها توکسینهایی مثل Shiga Toxin و Entero Toxins (سم شیگا و سم رودهای) تولید میکنند. سم شیگا یک سم رودهای است که از سنتز پروتئین جلوگیری کرده و به میزان زیادی توسط شیگلا دیسانتریا سروتیپ پ و با گروههایی از اشرشیاکلی که به نام اشرشیاکلی – سازنده سم شیگا (STEC) و گاهی سایر ارگانیسمها، ساخته میشود. این سم عامل عوارض شدید سندرم همولیتیک اورمیک میباشد (HUS) ، مشخص نیست که فاز اسهال آبکی شیگلوز توسط سایر سموم رودهای ایجاد میشود یا خیر. در مطالعات تولید واکسن، حذف هدف دار ژنهای آنتروتوکسین (shET1 , shET2) منجر به کاهش تب و دیسانتری در افراد داوطلب شده است. لیپوپلی ساکاریدها جزء فاکتورهای ویرولانس در همه شیگلاها هستند. سایر صفات برای چندین سروتیپ مهم هستند (مثل : شیگاتوکسین ساخته شده توسط شیگلا دیسانتری یا سروتیپ ۱ و shET1 توسط شیگلا فلکسنری ۲a). تغییرات پاتولوژیک شیگلوز عمدتاً در کولون که ارگان هدف شیگلا است، روی میدهد. این تغییرات در انتهای کولون شدیدتر است گر چه التهاب تمام کولون (Pancolitis) نیز رخ میدهد. شیگلا از اپی تلیوم کولون از طریق سلولهای M در اپی تلیوم فولیکولر پوششی روی پلاکهای پیر (peyer) عبور میکند. در ظاهر بافت ادم موضعی، زخمها، مخاط شکننده، خونریزی و اگزودا دیده میشود. با میکروسکوپ زخمها، پسودوممبران، مرگ سلول اپی تلیال، انفیلتراسیون از مخاط تا لایه موسکولاریس مخاط توسط PMNs و سلولهای منونوکلئر و ادم زیر مخاطی اتفاق میافتد. ۱-۲-۳-۴- ایمنی ایمنی ذاتی به عفونت شیگلا با ایجاد التهاب حاد و به کارگیری وسیع PMNs و به دنبال آن تخریب وسیع بافتی مشخص میشود. در انسانها آنالیز بروز سیتوکینها در بیوپسی رکتوم افراد آلوده و بیمار در فاز حاد بیماری نشان از upregulation ژنهای پیش التهابی دارد مثل ژنهای کد کننده اینترلوکین (IL) IL-6 , IL-1b و TNF-a, IL-8 و TNF-b هم اتورگولاسیون مثبت دارد. کنترل حمله شیگلا به سلولهای اپیتلیال روده وابستگی به اینترفرون گاما (IFN-g) دارد. ایمنی اختصاصی شیگلا که توسط عفونت طبیعی ایجاد میشود با پاسخهای هومورال مشخص میشود. ترشح موضعی IgA و بعضی IgG علیه LPS و بعضی پروتئینهای مؤثر (Ipas) تولید میشود. ایمنی طبیعی و حفاظتی که بعد از چندین مورد عفونت روی میدهد، کوتاه مدت است و به نظر میرسد در محدود کردن عفونت نقش دارد و به ویژه در کودکان کم سن صدق میکند. ۱-۲-۳-۵- تظاهرات کلینیکی و عوارض دیسانتری باکتریال بدون در نظر گرفتن سروتیپ آلوده کننده کلینیک یکسان دارد. خوردن شیگلا با دوره کمون ۱۲ ساعت تا چند روز قبل از علائم همراه میباشد. درد شکم شدید، تب بالا، استفراغ، بیاشتهایی، ظاهر توکسیک، فشار برای دفع دردناک مشخصاً روی میدهد. اسهال در ابتدا آبکی میتواند باشد و حجم زیادی دارد ولی بعد به سمت تکرار بیشتر، حجم کمتر و مدفوع خونی موکوئید میرود. اکثر کودکان به سمت اسهال خونی پیش نمیروند ولی بعضی از ابتدا مدفوع خونی دارند. دهیدراتاسیون شدید به علت از دست دادن مایعات و الکترولیت در مدفوع و استفراغ است. اسهال درمان نشده ۲-۱ هفته طول میکشد و در حدود ۱۰% بیماران اسهال بیشتر از ۱۰ روز طول میکشد. اسهال دائم در شیرخواران دچار سوء تغذیه و کودکان دچار ایدز و گاهی کودکان نرمال روی میدهد. حتی بیماری غیر دیسانتریک، با ضعف مداوم همراه است. معاینه فیزیکی ابتدا اتساع شکم و تندرنس، صداهای رودهای هپراکتیو و رکتوم دردناک را در معاینه نشان میدهد. یافتههای نورولوژیک شایعترین تظاهرات خارج رودهای دیسانتری باسیلی است که در حدود ۴۰% کودکان بستری شده مشاهده میشود اشرشیاکلی مهاجم نیز همین عوارض نورولوژیک را نشان میدهد. تشنج، سردرد، خواب آلودگی، گیجی، سفتی گردن، یا توهم امکان دارد قبل یا بعد از ایجاد اسهال وجود داشته باشد. علت این یافتههای نورولوژیک معلوم نیست. در گذشته این را به سم شیگلا ربط میدادند ولی حالا مشخص شده است که این توضیح نادرست است چون ارگانیسمهای جدا شده از کودکان با تشنج ناشی از شیگلا نشان از شیگلایی را میدهد که سم تولید نمیکند. تشنج گاهی وقتی تب کمی وجود دارد رخ میدهد که یک تشنج ناشی از تب این علائم را توضیح نمیدهد. هیپوکلسمی با هیپوناترمی با تشنجهای تعداد کمی از بیماران، همراه است. گر چه علائم نشان از عفونت CNS با پلئوسیتوز CSF و افزایش کم پروتئین CSF میدهد ولی مننژیت به علت شیگلا نادر است. بر اساس مطالعات روی حیوانات به نظر میرسد که واسطههای پیش التهابی مثل TNFa و IL-Ib نیتریک اکسید، هورمون آزاد کننده کورتیکوتروپین در افزایش حساسیت به تشنج توسط شیگلا دیسانتریا نقش دارند. شایعترین عارضه شیگلوز دهیدراتاسیون است. ترشح نابجای هورمون آنتیدیورتیک همراه با هیپوناترمی شدید میتواند دیسانتری را پیچیده کند به ویژه وقتی شیگلادیسانتریا عامل آن است. هیپوگلسمی و آنتروپاتی با از دست دادن پروتئین شایع است. سایر عوارض عبارتند از سپسیس و DIC بویژه در کودکان خیلی جوان و دارای سوء تغذیه به وجود میآید. با وجود نفوذ شیگلا به مخاط روده، این وقایع شایع نیستند. شیگلا و سایر باسیلهای گرم منفی از کشت خون ۵-۱% بیمارانی که کشت گرفته شده، به دست آمدهاند؛ اما چون بیماران انتخاب شده برای کشت خون نمونه پایه آماری بودهاند ریسک باکتریمی در بیماران انتخاب نشده شیگلا احتمالاً پایینتر است. باکتریمی در شیگلا دیسانتریا سروتیپ ۱ بیشتر بوده و مرگ و میر آنها بالاست (۲۰%~) بویژه وقتی سپسیس روی میدهد. شیگلادیسانتریا سروتیپ ۱، اغلب با همولیز، آنمی و HUS عارضهدار و پیچیده میشود. این سندرم به واسطه سم شیگلا است که باعث آسیب آندوتلیال عروقی میگردد. Ecoli که تولید سم شیگلا میکنند، (Ecoli O157 : H7 , Ecoli O26 : H11 , Ecoli O111 : NM) نیز باعث HUS میشوند. پرولاپس رکتوم، توکسیک مگاکولون با کولیت پسودوممبران (معمولاً توسط شیگلا دیسانتریا)، هپاتیت کلستاتیک، ورم ملتحمه، التهاب عنبیه، زخم قرنیه، پنومونی، آرتریت (معمولاً ۵-۲ هفته بعد از آنتریت)، آرتریت واکنشی، سیستیت، میوکاردیت و واژینیت (ترشح تیپیک آغشته به خون به علت شیگلا فلکسنری) اتفاقات شایعی نیستند. عوارض جراحی شیگلوز شدید میباشد، گر چه نادر است. شایعترین آن انسداد روده و آپاندیسیت است که میتواند پرفوره نیز باشد. ریسک مرگ با بیماری ناشی از شیگلا سونئی کمترین و با عفونت ناشی از شیگلا دیسانتری تیپ ۱ بیترین میباشد. گروههای در معرض خطر بیماری شدید و پیش آگهی بد شامل شیرخواران، بالغین بالای ۵۰ سال، کودکانی که شیر مادر نمیخورند، کودکان در حال بهبودی از سرخک، کودکان و بزرگسالان دچار سوء تغذیه، بیمارانی که دچار دهیدراتاسیون میشوند، از دست دادن هوشیاری، هیپوترمی یا هیپرترمی یا داشتن سابقه تشنج در قبل، میباشد. مورتالیتی در کودکان بزرگتر و با تغذیه خوب نادر است. چندین فاکتور در مرگ کودکان دچار سوء تغذیه و شیگلوز مؤثرند، که شامل بروز بیماری در اولین سال زندگی، تغییر سطح هوشیاری، دهیدارتاسیون، هیپوترمی، ترومبوسیتوپنی، آنمی، هیپوناترمی، نارسایی کلیه، هیپوگلیسمی، هیپوکالمی، برونکوپنومونی و باکتریمی میباشند. سندرم نادر توکسیک بودن شدید، تشنج، تب بسیار بالا و سردرد و ادم مغز به دنبال آن و یک سرانجام کشنده که در آن سپسیس و دهیدراتاسیون شدید وجود ندارد به نام سندرم Ekiri یا آنسفالوپاتی توکسیک کشنده میباشد که هنوز خوب شناخته نشده است. ۱-۲-۳-۶- تشخیص افتراقی گر چه علائم کلینیکی به نفع شیگلوز است ولی به میزان کافی اختصاصی برای تشخیص قطعی نمیباشند. عفونت کمپیلوباکتر ژژونی، گونههای سالمونلا، E.coli مهاجم رودهای، اشرشیاکلی تولید کننده سم شیگا، یرسینیا انتروکولیتیکا، کلستریدیوم دیفیسیل، آنتاموبا هیستولیتیکا و بیماری التهابی روده در تشخیص افتراقی قرار میگیرند. ۱-۲-۳-۶- تشخیص تشخیص فرضی تأکید کننده دیسانتری باسیلی شامل پیدا کردن لوکوسیت در مدفوع (معمولاً بیشتر از ۱۰۰-۵۰ PMNs در HPF وجود کولیت را تأکید میکند) خون در مدفوع، مشاهده خون محیطی با لوکوسیتوز با شیفت زیاد به چپ (اغلب سلول باند بیشتر از سلول سگمانته) است. شمارش گلبول سفید محیطی معمولاً mm3/ سلول ۱۵۰۰۰-۵۰۰۰ است گرچه لوکوپنی و واکنش لوکموئید رخ میدهد. کشت مدفوع و نمونه سوآب رکتوم شانس تشخیص عفونت شیگلا را زیاد میکند. محیط کشت شامل آگار Mac Con Key و همینطور محیطهای اختصاصی مثل Xylose-Lysine Deoxycholate (XLD) و آگار SS میباشند. محیط حمل وقتی نمونه را نمیتوان به زودی کشت داد بایستی به کار رود. محیط مناسب بایستی استفاده شود تا کمپیلوباکتر و سایر باکتریها از آن حذف شوند. مطالعات همه گیریها در افراد داوطلب نشان داده که آزمایشگاه قادر به تأیید حدس کلینیکی حتی وقتی پاتوژن وجود دارد، نمیباشد. چندین کشت مدفوع احتمال یافتن شیگلا را بالا میبرد. ناتوانی تشخیص کشتها، مسئولیت و قضاوت بررسی سندرمهای کلینیکی مطابق با شیگلوز را بر عهده پزشک میگذارد. استفاده از PCR و آنالیز آن در مدفوع برای ژنهای اختصای مثل Vir A یا Vir F و ipaH میتواند مواردی که با کشت تشخیص داده نشدهاند را روشن سازد ولی این تست در آزمایشگاههای تحقیقاتی وجود دارد. در کودکانی که ظاهر توکسیک دارند و به ویژه کودکان خیلی کم سن یا شیرخواران دچار سوء تغذیه کشت خون بایستی گرفته شود چون ریسک ایجاد باکتریمی بالاست. ۱-۲-۳-۶- کشت شیگلا شیگلاها به صورت باسیلهای گرم منفی هستند که فاقد اسپور و کپسول و بدون حرکت میباشد. این باکتریها هوازی وبی هوازی اختیاری اند-گلوکز را تخمیر میکنند اما لاکتوز را نمی توانند تخمیر کنند در انسان دیسانتری یا اسهال خونی ایجاد میکند بررسی میکروسکوپی: درآزمایش لام مرطوب از نمونه مدفوع در بیماران اسهالی مشکوک به شیگلوز تعدادی گلبولهای قرمز پلی مورف وماکروفاز مشاهده میشود کشت : برای کشت شیگلا باید در نظر داشت که مدفوع به علت خاصیت اسیدی باعث مرگ شیگلا میشود بنابراین باید سریعا نمونه کشت گردد. بهترین روش استفاده از سواب رکتال میباشد این باکتری درسطح محیط آگار خوندار ایجاد کلنیهای خاکستری می کند ودرسطح محیط یا مک کانکی بهصورت کلنیهای لاکتوز منفی (بی رنگ)دیده می شود . برای جدا کردن شیگلا باید نمونه رامستقیما روی محیط کشت اضافه نمود. محیطهایEMB مکانکیوسلنیتF از محیطهای کشت انتخابی و افتراقی مناسب هستند برای تائید تشخیص میتوان بر روی محیطهای کلیگرآیرون آگار -سیترات-لیزین آیرون آگار اوره وMR-VP کشت وبررسی نمود شیگلا در محیط کلیگر فقط قادر به تخمیر قند گلوکز میباشد وقادر به تخمیر قند لاکتوز نمیباشد (آلکالن-اسید) گوگرد را احیا نمی کند(بدون SH2) و واکنشهایIMVIC در مورد شیگلاها (از راست به چب)به صورت: –+ V است. شیگلادرخون وارد نمی شود لذا کشت خون برای بررسی شیگلا ارزش ندارد. شیگلا سونه ای لاکتوز را به کندی تخمیر میکند. تستهای تشخیصی گونه های بیماریزا شیگلا
| اورنیتین دکربوکسیلاز |
مانیتول |
گروه ونوع |
| - |
- |
A |
| - |
+ |
B |
| - |
+ |
C |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۹-۱-۳- مکانیسم بیماری زایی UPEC در ارتباط با افمبریال ادهسین (afa, foc, sfa, fim, pap,): UPEC دارای فاکتورهای اتصالی هستند به نام پیلی یا فیمبریه، که به آنها اجازه می دهد تا به طور موفقیت آمیزی عفونت را آغاز کنند (تیبا و همکاران، ۲۰۰۸).ادهسین ها آنتی ژن های فیمبریالی هستند که باکتری را قادر می سازند تا به موکوس روده متصل شود (مولوی، ۲۰۰۲). از ادهسین های معمول موجود در اشرشیا کلی یوروپاتوژن می توان به P فیمیریا، فیمبریا نوع ۱، S فیمبریا، FIC فیمبریا و خانواده ادهسین Dr و ادهسین های افمبریال می باشد، نام برد. این فیمبریه ها به ترتیب توسط ژنهای(Afa, foc, sfa, Fim, Pap) کد می شوند (میازاکی و همکاران، ۲۰۰۲). در UPEC، فیمبریا نوع ۱ مهمترین عامل حدت است. تعدادی از اعضای خانواده انتروباکتریاسه این ژن را تولید می کنند. فیمبریه نوع ۱ به وسیله بیش از ۹۰% سویه های اشرشیا کلی بیان می شود. این فیمبریه اتصال به گلیکو پروتئین های ترشح شده و گلیکو پروتئین های مانوزیله شده ای را که به سلول متصل شده اند وساطت می کند. P-فیمبریه، ضمائم هتروپلی مریک سخت میله مانندی هستند که از سطح سلول اشرشیا کلی بیرون زده اند و نشان داده شده است که در بیشتر از ۷۰% اشرشیا کلی پیلونفریتوژن حضور دارد(چورمک، ۲۰۰۶). FIC فیمبریه به وسیله کلاستر ژن foc کد می شود، یک فاکتور اتصالی غیر هماگلوتینه کننده است که به وسیله تقریباً ۱۴% از اشرشیا کلی ایجاد کننده عفونت دستگاه ادراری و ۷% از سویه های مدفوعی اشرشیا کلی بیان می شود. این فیمبریه از نظر ژنتیکی مشابه S فیمبریه است اما از نظر اختصاصیت رسپتورهایشان با یکدیگر متفاوتند(ناظمی و همکاران، ۲۰۱۰). S-فیمبریه به رسپتورهای حاوی بخش های قندی اسید سیالیک متصل می شود و در اشرشیا کلی ایجاد کننده سپتیس و پیلونفریت حضور دارد(مولوی، ۲۰۰۲). افمبریال ادهسین ها از نظر خصوصیات مورفولوژی و بیوشیمیایی با دیگر ادهسین ها تفاوت دارند و توسط ژن afa کد می گردند و نشان داده شده است که در ایجاد عفونت دستگاه ادراری دارای نقش می باشند (تصویر شماره ۱-۲). تصویر شماره (۱-۲): شکل شماتیک از نحوه اتصال باکتریE.coli به سطح سلول های اپیتلیال سطحی بدن ۱-۹-۱-۴- مکانیسم بیماری زایی UPEC در ارتباط با سایتوتوکسیک نکروز دهنده(cnf): سویه های بیماری زا قابلیت تولید و نمود طیف وسیعی از عوامل حدت را دارند که بر این اساس به پاتوتیپ های مختلفی از جمله انتروتوکسیژن(ETEC)، نکروتوکسیژنNTEC))، تولید کننده شیگا توکسین(STEC) و غیره تقسیم می شوند. سویه های نکروتوکسیژن(NTEC) برای اولین بار دراسهال نوزادان گزارش شد(اولت و همکاران، ۲۰۰۷). در میان محصولات، سیتوتوکسیک نکروز دهنده CNF1),(CNF2)) ممکن توکسین های دیگری نظیر توکسین های تورم دهنده کشنده سلول (CDT)، همولیزین (hly)، P – فیمبریه (pap)، افمبریال ادهسین (afa)، Sفیمبریه (sfa)و …باشند. سویه های نکروتوکسیژن قادرند عامل سیتوتوکسیک نکروز دهنده (CNF) تولید کنند که موجب چند هسته ای شدن سلول ها در کشت سلول و نکروز پوست خرگوش می گردد(الکس و همکاران، ۲۰۰۱).در سویه های اشرشیا کلی نکروتوکسیژن جدا شده از عفونت های مختلف انسان ودام ها سه نوع از توکسین های مذکور تحت عنوان عامل سیتوتوکسیک نکروز دهنده ۱و۲و۳ CNF1, CNF2 ,CNF3)) شناسایی و گزارش شده است. عامل سیتوتوکسیک نکروز دهنده ۲و۱ پروتئین های مقاوم به حرارت بوده و از نظر وزن مولکولی تقریباً مشابه می باشند و توالی نوکلئوتیدی ژن های کد کننده آنها ۷/۸۵ درصد مشابهت با یکدیگر را نشان می دهند(بلنکو وهمکاران،۱۹۹۳; بلنکو و همکاران، ۱۹۹۸). سویه های نکروتوکسیژن( NTEC1 و NTEC2 ) که به ترتیب عوامل سیتوتوکسیک نکروز دهنده ۱و۲ را تولید می کنند از نظر ژنتیکی و ساختار آنتی ژنی به یکدیگر شباهت داشته و متعلق به گروه های سرومی یا سروتیپ های مختلف می باشند(اسواد و همکاران، ۱۹۹۴; آماویزیت و همکاران، ۲۰۰۱). ژن کد کننده عامل سیتوتوکسیک نکروز دهنده ۱ بر روی کروموزوم باکتری قرار داشته و معمولاً با ژن های کد کننده همولیزین و فیمبریه های P و S همراه است. سویه های نکروتوکسیژن ۱ تاکنون از موارد عفونت های گوارشی نشخوارکنندگان، خوک، سگ و همچنین از عفونت های خارج گوارشی (نظیر عفونت های ادراری) انسان جدا شده است(توت و همکاران، ۲۰۰۱; ون و همکاران، ۲۰۰۱). ژن کد کننده عامل سیتوتوکسیک نکروز دهنده ۲ بر روی پلاسمیدی به نام Vir قرار دارد و ممکن است با اپران های کد کننده عوامل فیمبریه ای F17 و یا غیر فیمبریه ای Afa8 همراه باشد اما سویه های نکروتوکسیژن ۲ عمدتاً از نشخوارکنندگان با علائم عفونت گوارشی یا سپتی سمی جدا می گردد. عامل سیتوتوکسیک نکروز دهنده ۳ که به تازگی در جدایه های اشرشیا کلی از بره و بزغاله های سالم و بیمار شناسایی شده است دارای مشابهت هایی با عوامل ۱و۲ است(الکس و همکاران،۲۰۰۱)۱. ژن کد کننده این فاکتور بر خلاف ژن های عامل سیتوتوکسیک نکروز دهنده ۱و۲ با ژن های کد کننده انتیمین و انتروهمولیزین همراه است. در سال های اخیر توکسین های تورم دهنده کشنده سلول (CDTs) در سویه های مختلف اشرشیا کلی شناسایی شده است که شامل ۴ واریانت می باشد این توکسین ها موجب توقف تقسیم سلولی در مرحله G2/M می شوند. توکسین های تورم دهنده کشنده سلول نوع ۱و۲ (CDT-I,CDT-II) از نظر وابستگی با سویه های نکروتوکسیژن مورد توجه نیستند اما دسته ژن های کد کننده توکسین تورم دهنده سلول نوع ۴ (CDT-IV) بر روی کروموزوم قرار دارند و به همین دلیل همواره با عامل سیتوتوکسیک نکروز دهنده ۱ همراه است(نعمتی و همکاران، ۲۰۱۲). در حالی که دسته ژن های کد کننده نوع ۳ (CDT-III) بر روی پلاسمید Vir قرار داشته و به همراه عامل سیتوتوکسیک نکروز دهنده ۲ شناسایی می گردد. تاکنون حضور توکسین های تورم دهنده کشنده سلول در سویه های نکروتوکسیژن نوع ۳ گزارش نشده است. به تازگی دسته پنجمی از توکسین های تورم دهنده کشنده سلول در سویه ای انتروپاتوژنیک جدا شده از دام ها شناسایی و گزارش شده است که با ژن شیگا توکسین همراه است(توچان و همکاران، ۲۰۰۹)۲.[۳۰] (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شیوع ژن تولید کننده CNF در اشرشیا کلی مرتبط با عفونت ادراری به طور گسترده ای گزارش شده است. علاوه بر این، شرایط میزبان مانند سن بالا و زمینه هایی مانند انسداد مجاری ادراری، دیابت شیرین و ضعف مثانه به کلونیزاسیون باکتری کمک کرده و نقش مهمی در عفونت ادراری دارد(گالز و همکاران، ۲۰۰۲; یولرد، ۲۰۰۳). تحقیقات نشان می دهد که شیوع فاکتورهای ویرولانس در سویه های UPEC با پاتوژنیسته ادراری در ارتباط است، سویه های UPEC انواع مختلف توکسین ها مانند همولیزین و CNF1 را تولید می کنند تا محیط داخل بدن میزبان را برای ایجاد عفونت آماده کنند. معمولاً بیان این دو توکسین در راستای یکدیگر و نزدیک به هم هستند. ۱-۹-۱-۵- مکانیسم بیماری زایی UPEC در ارتباط با همولیزین(hlyA): دو نوع همولیزین توسط اشرشیا کلی تولید می شود : ۱) نوع ترشحی ۲) متصل به سلول آنها گلبول های سرخ و سفید را پاره کرده و ممکن است از عمل بیگانه خواری جلوگیری کند. سویه های بیماری زای اشرشیا کلی حاوی یک آندوتوکسین بوده که اثرات آن شبیه به سایر آندوتوکسین ها می باشد. همچنین این باکتری ها تولید نوع III سیستم ترشحی می کند تا بتواند مولکول های موثر را مستقیماً وارد سلول باکتری نماید. این سیستم همچنین می تواند سویه های تهاجمی اشرشیا کلی را وارد سلول های روده ای نماید. اتصال از طریق پیلی و فیمبریه و انتیمین صورت می گیرد فاکتورهای بیماری زایی که کمک به تهاجم باکتری و بیماری زایی آن می کند شامل کپسول می باشد (تصویر شماره ۱-۳)(تصویر شماره۱-۴).
تصویر شماره (۱-۳): شکل شماتیک از فاکتورهای ویرولانس در اشرشیا کلی تصویر شماره (۱-۴): مکانسیم بیماری زایی UPEC ۱-۱۰-تعاریف واژه ها : اشریشیا کلی : اشریشیا کلی باسیل گرم منفی، متعلق به خانواده انتروباکتریاسه، بدون اسپور و متحرک به وسیله تاژ های پیرامونی است. تکنیک PCR (واکنش زنجیره ای پلیمراز) : این تکنیک مجموعه ای از واکنش های بیوشیمیایی است که در طی آن قطعه مشخصی از DNA به طور تصاعدی تکثیر می یابد، بدین ترتیب مقادیر انبوهی از DNA هدف ایجاد می گردد. عفونت دستگاه ادراری (UTI) نوعی عفونت باکتریایی است که بر بخشی از دستگاه ادراری تأثیر میگذارد. هنگامی که عفونت دستگاه ادراری تحتانی را مبتلا میکند سیستیت ساده (عفونت مثانه) نامیده میشود و هنگامی که بر دستگاه ادراری فوقانی تأثیر میگذارد به آن پیلونفریت (عفونت کلیه) گفته میشود. ویرولوتایپینگ: دسته بندی تیپ های باکتری بر اساس وجود یا عدم وجود ژن های ویرولانس و بررسی رابطه خویشاوندی آنها می باشد. سیستیت : نوعی عفونت باکتریایی است که بر بخشی از دستگاه ادراری تأثیر میگذارد. هنگامی که عفونت دستگاه ادراری تحتانی را مبتلا میکند سیستیت ساده (عفونت مثانه) نامیده میشود. پیلونفریت : نوعی عفونت باکتریایی است که بر بخشی از دستگاه ادراری تأثیر میگذارد. هنگامی که بر دستگاه ادراری فوقانی تأثیر میگذارد به آن پیلونفریت (عفونت کلیه) گفته میشود. فصل دوم مروری بر تحقیقات انجام شده ۲-۱- بررسی تحقیق های انجام شده: Versalovic et al (1991) روش های تعیین اثر انگشت ژنوم باکتریها را بر اساس تکثیر عناصر تکراری با بهره گرفتن از PCR ارائه نمودند. بر اساس این دستاورد، عناصر تکراری DNA که به منظور تعیین اثر انگشت مورد استفاده قرار می گیرند بر ۳ نوع می باشند(ورسالویک و همکاران، ۱۹۹۱). Versalovic et al (1994)عناصر تکراری محافظت شده به طول ۱۵۴ جفت باز به نام BOX، متشکل از ۳ جزء boxA, boxB, boxC (ورسالویک و همکاران، ۱۹۹۴). در سال ۱۹۹۹، PETER و همکاران طی یک پروژه تحقیقاتی، یک پروتوکل Multiplex PCR به منظور شناسایی همزمان شیگا توکسین ۱ و ۲ (stx1 , stx2)، اینتیمین (eaeA) و همولایزین (EHEC hlyA) ارائه نمودند. این محققین با بهره گرفتن از این روش اقدام به شناسایی سریع سویه های E.coli بیماریزا در انواع نمونه های محیطی و کلینیکی نمودند(پیتر و همکاران،۱۹۹۹). در سال ۱۹۹۹، Sharma و همکاران و در سال ۲۰۰۶، Heijnen و همکاران توانستند با بهره گرفتن از غنی سازی اولیه و متعاقباً شناسایی ژنهای ویرولانس با بهره گرفتن از تکنیک real-time PCR، با سرعت و ویژگی بالا اقدام به شناسایی انواع سویه های انتروپاتوژن E.coli در نمونه های نمایند(چریف و همکاران، ۲۰۰۳). در سال ۲۰۰۰، PASS و همکاران اقدام به پاتوتایپینگ و شناسایی ۱۱ ژن ویرولانس E.coli اعم از LTI, LTIIa,، LTIIb، STI، STII، VT1، VT2,، VT2e, ، eaeA، Eagg و Einv پرداختند. این محققین اعلام نمودند که می توان با استناد به این تکنیک، کلیه سویه های انتروپاتوژن E.coli را از یکدیگر تفکیک نمود (کمپبل و همکاران، ۲۰۰۱). در سال ۲۰۰۰، در آمریکا مطالعه ای روی نمونه خون بیماران دچار اوروسپسیس نشان داد که traT یک ژن شایع در بیماران دارای نقص ایمنی و افراد با سیستم ایمنی کامل است(آندری و همکاران، ۲۰۰۸). در سال ۲۰۰۱، Campbell و همکاران پروتوکل شناسایی سویه پاتوژن E.coli O157:H7 را در نمونه ها به صورت Multiplex PCR ارائه نمودند. این محقیقن پروتکل پیشنهادی خود را که بر اساس شناسایی ژنهای ویرولانس و ساختاری بود بسیار حساس و با ویژگی بالا معرفی کردند (تونی و همکاران، ۲۰۰۶). در سال ۲۰۰۳، Fode و همکاران وCebula و همکاران اقدام به شناسایی مستقیم سویه های پاتوژن (بالاخص انتروهموراژن) E.coli از نمونه های ادراری و نیز بررسی بیماریزایی آنها در بیماران پرداختند. به ادعای این محققین، روش ارائه شده می تواند حساسیت و کارایی قابل قبولی در شناسایی مستقیم E.coli داشته باشد(فود و همکاران، ۲۰۰۳). در سال ۲۰۰۶، Toni و همکاران با انجام چندین پروتوکل PCR (به صورت تک و مالتی پلکس)، ۵۸ ژن ویرولانس E.coli را در نمونه های کلینیکی مورد شناسایی و ارزیابی قرار دادند. مطابق نتایج حاصل از این تحقیق، راه انتقال سویه های پاتوژن E.coli به تعدادی از این بیماران آلوده به عفونت های ادراری بوده است (تونی و همکاران، ۲۰۰۶).
- در سال ۲۰۰۷، Bekal و همکاران و در سال ۲۰۰۹، Bruant و همکاران با بهره گرفتن از تکنیک ریزآرایه اقدام به شناسایی ژنهای ویرولانس پاتوتایپ های انتروپاتوژن E.coli نمودند (بکال و همکاران، ۲۰۰۷; برانت و همکاران، ۲۰۰۹).
- در سال ۲۰۰۷،Lan و همکاران که در دانشگاه میشیگان انجام شد، مشخص گردید که فیمبریه نوع I به مقدار زیادی در طول عفونت دستگاه ادراری بیان می گردد که این بیان می تواند منجر به کاهش حرکت در این باکتری گردد و این موضوع به عنوان یک عامل مهم در عفونت، به ویژه در ۲۴ ساعت از زمان کلونیزاسیون در مثانه، تلقی می گردد(لن و همکاران، ۲۰۰۹).
- در سال۲۰۱۰،Pina و همکاران، توانستند با طراحی یک مالتی پلکس PCR، عامل عفونی موجود در نمونه های ادراری را شناسایی نمایند. حسب نتایج این محققین مشخص شد که عامل عفونی E.coliسویه O157:H7 بوده است. ژنهایی که در این تحقیق مورد شناسایی قرار گرفتند عبارت بودند از stx1، stx2، wzyO157 و . eae.
- در سال ۲۰۱۱، Oliviera و همکاران در برزیل توانستند با طراحی یک مالتی پلکس PCR، عامل عفونی موجود در نمونه های ادراری را شناسایی نمایند(بلنکو و همکاران، ۲۰۰۳).
در سال ۲۰۱۲،Kudinha و همکاران در استرالیا با روش multiplex PCR-Bssed Reverse line Blot در ۷۷ درصد نمونه های افراد مبتلا به سیستیت ژن traT را شناسایی کردند(کپریلو و همکاران، ۲۰۰۵). در سال ۲۰۱۲، Qin و همکاران روی سویه های E.coli نشان داد که هیچ کدام از ایزوله های جدا شده از موارد حاد سیستیت و یا پیلونفریت ژن afa را حمل نمی کنند(کوئین و همکاران، ۲۰۱۲).
- در سال ۲۰۱۳، ممتاز و همکاران مطالعاتی جهت بررسی فراوانی بالای ژن های حدت در باکتری اشرشیا کلی انجام دادند(ممتاز و همکاران، ۲۰۱۳).
- در سال ۲۰۰۰، Soto و همکاران مطالعاتی در خصوص فاکتورهای حدت یوروپاتوژن و عامل ایجاد آسیب به اپیتلیوم مجاری ادراری برشمرده شده بودند، نیز بیانگر توانایی های بالقوه باکتری های جداسازی شده برای ایجاد آسیب به نواحی بالای واژن زنان نازا انجام دادند(سوتو و همکاران، ۲۰۰۰).
- در سال ۱۳۹۲، نعمتی و همکاران مطالعاتی در خصوص بررسی فراوانی اشرشیا کلی یوروپاتوژن مولد عفونت ادراری و تعیین برخی ژن های ویرولانس در ایزوله های جدا شده از بیماران مراجعه کننده به بیمارستان شهید بهشتی کاشان انجام دادن.(نعمتی و همکاران ۱۳۹۲).
- در سال ۲۰۱۰، مطالعه ای توسط Mercon و همکاران روی بیماران پیوند کلیوی انجام شد، شیوع ژنaer 33 درصد گزارش شد(مرکون و همکاران، ۲۰۱۰).
در بررسی Birosova و همکاران فاکتورهای حدت hly, cnf-1, pap, sfa در سوش های اشرشیا کلی جداسازی شده از سواپ های واژنی زنان مبتلا به عفونت های ادراری، ردیابی شدند(بیروسوا و همکاران، ۲۰۰۴). فصل سوم مواد و روش ها ۳ -۱- نوع مطالعه: مطالعه از نوع توصیفی بوده است. ۳-۲- جامعه مورد مطالعه : جامعه مورد بررسی در این تحقیق شامل ایزوله های اشرشیا کلی یوروپاتوژن جدا شده در بیماران مبتلا به عفونت مجاری ادراری مراجعه کننده به بیمارستان بقیه الله (عج) تهران بود. تعداد ۱۰۰ ایزوله جدا شده اشرشیاکلی مورد بررسی قرار گرفت. ۳-۳- روش انجام طرح
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(R2)
(R2)تعدیلشده
خطای استاندارد
آماره F
سطح معنیداری
۱/۷۶۸
۰/۰۶۱
۰/۰۳۵
۰/۱۴۶
۲/۳۹۰
۰/۰۰۰
Rit=630/0-108/0AQt-1-002/0 BETAt-1-048/0 ln(SIZE)t-1-002/0 ln(B/M)t-1 +۱۵۱/۰ YIELDt-1
توضیح: بازده هر شرکت برابر با بازده سال (ماه) بعد آن شرکت است. AQ بر اساس انحراف معیار باقیماندههای حاصل از رگرسیون اقلام تعهدی سرمایه در گردش نسبت به جریانهای نقدی عملیاتی گذشته، حال و آینده به اضافه تغییرات در درآمد، داراییهای ثابت مشهود محاسبه میشود. بتا (BETA) برابر با کوواریانس بازدهی سهام با بازدهی بازار، تقسیم بر واریانس بازدهی بازار است که در این پژوهش از داده موجود در پایگاه دادههای نرمافزار تدبیرپرداز استفاده شده است. YIELD برابر با سود نقدی سالانه هر سهم عادی تقسیم بر قیمت سهام در پایان سال مالی قبل است. PRICE برابر با قیمت سهام در آخرین روز معامله در سال مالی (ماه) قبل است. اندازه شرکت ln(SIZE) برابر با لگاریتم طبیعی ارزش کل بازار سهام شرکت در پایان سال (ماه) قبل است که برابر با تعداد سهام شرکت ضرب در قیمت سهام در آخرین روز معامله در سال (ماه) قبل است و ارزش دفتری به ارزش بازار شرکت ln(B/M)، برابر با لگاریتم طبیعی نسبت ارزش دفتری سهام عادی (B) به ارزش بازار سهام عادی (M) در پایان ماه قبل است. از آماره f به منظور آزمون معنیداری مدل (آزمون ضرایب کلی) و همچنین از آماره t به منظور آزمون ضرایب جزئی استفاده شده است. از آماره D-W برای آزمون عدم وجود خود همبستگی بین ماندهها استفاده شده است. R2 تعدیلشده، نشاندهنده قدرت تبیین متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل است. ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
آزمون فرضیه دوم در فرضیه دوم ادعا بر این است که حساسیت بازده آتی سهام به کیفیت اقلام تعهدی در طول زمان مشابه است. برای آزمون فرضیه دوم رابطه بین کیفیت اقلام تعهدی و بازده آتی سهام با بهره گرفتن از برازش مدل ۱ به صورت ماه به ماه در طول سال بررسی شد. برای برازش مدل ۱ ابتدا معنیداری مدل در ماههای مختلف سال و سپس در صورت معنیدار بودن میزان شدت و نوع ارتباط بررسی میشود. فرض صفر و فرض مقابل برای معنیداری مدل به صورت زیر است. مدل معنیداری وجود ندارد H0 مدل معنیداری وجود دارد H1 مقدار احتمال (یا سطح معنیداری) F برای ماههای مختلف (به استثناء ماههای فروردین، مرداد، مهر و آبان) بیشتر از ۰۵/۰ است، بنابراین فرض صفر در سطح اطمینان ۹۵ درصد پذیرفته میشود؛ یعنی مدل معنیداری وجود ندارد. نتایج حاصل از برازش مدل ۱ به صورت ماه به ماه نشان داد، بین شاخص کیفیت اقلام تعهدی و بازده آتی سهام در تمامی ماههای سال از لحاظ آماری رابطه معنیداری وجود ندارد و نشان داد که رابطه بین کیفیت اقلام تعهدی و بازده آتی سهام در طول زمان مشابه است. بنابراین فرضیه دوم تایید شد. برای وجود یا عدم وجود خود همبستگی در باقیماندهها از آزمون دوربین- واتسون استفاده شده است. مقادیر این آماره نیز نزدیک به ۲ است که به طور تجربی نشاندهنده عدم خود همبستگی است. خلاصه نتایج حاصل از برازش بازده آتی سهام بر مبنای متغیرهای شاخص کیفیت اقلام تعهدی، بتا، اندازه، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار شرکت، بازده نقدی سهام و قیمت سهام به صورت ماه به ماه در جدول ۴-۱۴ صفحه بعد آمده است. (سطح معنیداری هر یک از ضرایب در زیر آن نوشته شده است). جدول شماره ۴-۱۴: نتایج آزمون برازش مدل فرضیه اول (ماهانه)
مدل ۱
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پیوست ها پیوست شماره ۱ طرح کمیسیون حقوق بین الملل در خصوص مسئولیت مدنی بین المللی ناشی از عواقب زیانبار اعمالی که در حقوق بین الملل منع نشده اند طرح سال ۲۰۰۱: پیش گیری از آسیب فرامرزی فعالیت های خطرناک[۴۹۴] مقدمه دولت های عضو، با یادآوری بند ۱ (الف) ماده ۱۳ منشور سازمان ملل متحد، که اشعار می دارد مجمع عمومی به منظور تشویق توسعه تدریجی حقوق بین الملل و تدوین آن مطالعات و صدور توصیه هایی را به عمل می آورد، با عنایت به اینکه اصل حاکمیت دایمی دولت ها بر منابع طبیعی داخل در سرزمین آنها یا به هر ترتیب تحت صلاحیت یا کنترل آنها، همچنین با یادآوری اینکه آزادی دولت ها در انجام یا اجازه انجام فعالیت هایی در سرزمین آنها یا به هر ترتیب تحت صلاحیت یا کنترل آنها نامحدود نیست، با یادآوری اعلامیه ریو در زمینه محیط زیست و توسعه مورخ ۱۳ ژوئن ۱۹۹۲، با شناسایی اهمیت ترغیب همکاری بین المللی، به شرح زیر به توافق رسیده اند: ماده ۱. شمول مواد حاضر بر فعالیت های مجاز بین المللی اعمال می گردند که خطر ایجاد آسیب فرامرزی قابل توجه را از طریق پیامد های فیزیکی خود در بر دارند. ماده ۲. کاربرد اصطلاحات برای اهداف مواد حاضر: ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
الف) «خطر ایجاد آسیب فرامرزی قابل توجه» خطراتی را شامل می شود که در آنها احتمال بالایی از ایجاد خطر قابل توجه فرامرزی و نیز احتمال ضعیفی از ایجاد آسیب فاجعه آمیز فرامرزی وجود دارد؛ ب) منظور از «آسیب»، صدمه به اشخاص، اموال یا محیط زیست است؛ ج) «آسیب فرامرزی»، آسیبی است که در سرزمین یک دولت، یا در مکان های دیگری تحت صلاحیت یا کنترل دولتی غیر از دولت مبدأ شده باشد، صرف نظر از اینکه دولت های درگیر مرز مشترک دارند یا خیر؛ د) «دولت مبدأ» دولتی است که در سرزمین یا به هر ترتیبی تحت صلاحیت یا کنترل آن فعالیت های مذکور در ماده ۱ طراحی و اجرا شده اند؛ و) «دولت در معرض خطر» دولت یا دولت هایی است که در سرزمین آن خطر آسیب فرامرزی قابل توجه وجود داشته یا بر هر مکانی که چنین خطری وجود دارد صلاحیت یا کنترل دارد؛ ه) منظور از «دولت های درگیر» دولت مبدأ و دولت در معرض خطر است. ماده ۳. پیش گیری دولت مبدأ باید تمام اقدامات مناسب را به منظور پیش گیری از بروز آسیب فرامرزی قابل توجه یا در هر حادثه ای به منظور کاهش خطر ناشی از آن به انجام رساند. ماده ۴. همکاری دولت های درگیر باید با حسن نیت با یکدیگر همکاری نموده و، در صورت لزوم، از کمک یک یا چند سازمان بین المللی ذیصلاح در پیش گیری از بروز آسیب قابل توجه فرامرزی یا در هر حادثه ای در کاهش خطر ناشی از آن بهره مند می شوند. ماده ۵. اجرا دولت های درگیر باید همه اقدامات مربوط به قانونگداری، اقدامات اداری یا دیگر موارد را از جمله ایجاد مکانیزم های نظارتی مناسب در خصوص ترتیبات مواد حاضر انجام دهند. ماده ۶. دولت مبدأ باید اجازه قبلی خود را برای موارد زیر لازم بداند: الف) هر یک از فعالیت های مشمول مواد حاضر که در سرزمین، صلاحیت یا تحت کنترل آن انجام می گیرد؛ ب) هر تغییر عمده در یکی از فعالیت های مشمول بند الف؛ ج) هر طرحی برای تغییر فعالیتی که ممکن است آن را به فعالیتی تحت شمول مواد حاضر تبدیل سازد.
-
- لزوم اجازه که توسط یک دولت مقرر می گردد در خصوص همه فعالیت های در جریان نیز که تحت شمول این مواد قرار می گیرند، اعمال خواهد شد. اجازه نامه های صادرشده توسط دولت برای فعالیت های در جریان به منظور مطابقت با این مواد بازنگری خواهند شد.
-
- در صورت عدم تطابق با شروط مندرج در اجازه نامه، دولت مبدأ اقدام لازم را از قبیل لغو اجازه نامه صورت خواهد داد.
ماده ۷. ارزیابی خطر هر نوع تصمیمی در خصوص صدور مجوز برای فعالیتی که تحت شمول مواد حاضر قرار می گیرد، باید به ویژه بر یک ارزیابی از آسیب فرامرزی حاصل از آن فعالیت، شامل ارزیابی تأثیرات زیست محیطی آن استوار باشد. ماده ۸. اخطار و اطلاع رسانی
-
- در صورتیکه ارزیابی مذکور در ماده ۷ حاکی از وجود خطر ایجاد یک آسیب فرامرزی قابل توجه باشد، دولت مبدأ دولت در معرض خطر را به موقع از وجود خطر و ارزیابی صورت گرفته مطلع ساخته و اطلاعات فنی موجود و تمام اطلاعات دیگری را که ارزیابی بر آن استوار است، به آن دولت ارسال می دارد.
-
- دولت مبدأ تا زمان دریافت پاسخ دولت در معرض خطر در مدت زمانی که از شش ماه بیشتر نخواهد بود، در خصوص صدور مجوز برای فعالیت هیچ تصمیمی نخواهد گرفت.
ماده ۹. مشورت در خصوص اقدامات پیش گیرانه
-
- دولت های درگیر، با در خواست هر یک از آنها، با هدف دست یابی به راه حل های قابل قبول در خصوص اقداماتی که به منظور کاهش آسیب قابل توجه فرامرزی یا در هر حادثه ای به منظور کاهش خطر ناشی از آن باید انجام گیرد، با هم مشورت خواهند نمود. دولت های درگیر، در آغاز این مشورت ها، در مورد چارچوب زمانی آن به توافق خواهند رسید.
-
- دولت های درگیر بر پایه یک تعادل منصفانه منافع با توجه به ماده ۱۰ به دنبال راه حل خواهند بود.
-
- در صورتیکه مشورت های مذکور در بند ۱ منجر به راه حل مشترکی نشد، دولت مبدأ منافع دولت در معرض خطر را در صورتیکه تصمیم به صدور مجوز برای فعالیت گرفت، بدون تأثیر بر حقوق هیج دولت در معرض خطر، در نظر خواهد گرفت.
ماده ۱۰. عناصر درگیر در تعادل منصفانه منافع به منظور دستیابی به تعادل منصفانه ای منافع مذکور در بند ۲ ماده ۹، دولت های درگیر تمامی عناصر و شرایط را درنظر می گیرند، شامل: الف) درجه خطر آسیب فرامرزی قابل توجه و درجه قابلیت دسترس ابزار پیش گیری یا کاهش خطر یا بازسازی آسیب؛ ب) اهمیت فعالیت، با توجه به فواید کلی آن از نظر اجتماعی، اقتصادی و فنی برای دولت مبدأ در رابطه با آسیب بالقوه آن برای دولت در معرض خطر؛ ج) خطر آسیب قابل توجه به محیط زیست و قابلیت دسترس وسیله پیش گیری، یا کاهش خطر یا باز سازی محیط زیست؛
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سولفانامیدها [۵۷]، آنتی متابولیت هستند که با پاراآمینوبنزوئیک اسید رقابت کرده و در نتیجه از سنتز اسید فولیک که برای میکروارگانیسم های خاص لازم است، جلوگیری می کنند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
تری متوپریم[۵۸] آنتی متابولیت دیگری است که با مهار دی هیدروفولات ردکتاز[۵۹] در سنتز اسیدفولیک تداخل کرده، در نتیجه تبدیل دی هیدروفولات به تتراهیدروفولات [۶۰]جلوگیری می کند. این عمل مهاری تشکیل تیمیدین، برخی پورین ها، متیونین ها وگلایسین را بلوکه می کند. تری متوپریم معمولا با سولفومتوکسازول ترکیب می شود تا در دو مرحله در سنتز اسید فولیک اثر سینرژیک داشته باشد. مقاومت به این آنتی بیوتیک ها از طریق مکانیسم های مختلفی صورت می گیرد. مقاومت به تری متوپریم می تواند به علت کاهش تماس دی هیدروفولات ردکتاز باشد. ۱-۹-۶- اهمیت مقاومت آنتی بیوتیکی در دام: آنتی بیوتیک در حیوانات به سه منظور استفاده می شود.(۴۳) ۱- نقش درمانی ۲-پیشگیری از بیماری ۳-به عنوان محرک رشد[۶۱] پرورشگاه های دام از نظر استفاده از آنتی بیوتیک به منظور درمان مورد بازخواست قرار نمی گیرند اما آزمایشات فراوانی برای استفاده از آنتی بیوتیک به عنوان محرک رشد انجام می گیرد. اینکه آیا استفاده از آنتی بیوتیک تاثیر مثبت در سلامت انسان دارد یا خیر بحث های فراوانی صورت می گیرد. اتحادیه اروپا آووپارسین[۶۲] (گلیکوپپتیدی که مقاومت متقاطع با ونکومایسین دارد) ویرجینیامایسین[۶۳] (استرپتوگرامین) باسیتراسین (که به عنوان دارو در انسان استفاده می شود) تایلوزین[۶۴] و اسپیرامایسین[۶۵] (هر دو ماکرولید ) که به عنوان افزودنی در غذا استفاده می شوند را ممنوع اعلام کرده است. Swann در سال ۱۹۶۹ گزارش کرده است که آنتی بیوتیک هایی که برای درمان در انسان استفاده می شوند هرگز به عنوان محرک رشد نباید مورد استفاده قرار گیرند ولی این امر در کشورهای خارج از اتحادیه اروپا پذیرفته نشده است. به عنوان مثال در آمریکا ۱۹ آنتی بیوتیک مختلف از قبیل پنی سیلین، استرپتومایسین و… که قبلا به منظور دارو در انسان و علم پزشکی استفاده شده امروزه به منظور محرک رشد مورد استفاده قرار می گیرد. انتقال مقاومت آنتی بیوتیکی از طریق زنجیره غذایی بیماری هایی را نیز در انسان بوجود می آورد. استفاده از انتی میکروبیال ها در حیوانات محدود نشده است و برای رشد و پرورش دام و طیور بدون توجه به پیامدهای آن مورد استفاده قرار میگرند. (۴۳) فصل دوم : مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق ۲-۱- تاریخچه اولین مطالعه فاژ در سال ۱۹۱۵ و ۱۹۱۷ توسط Fredrick twort ,Flex d Herelle صورت گرفت که کلنی های باکتری نیمه شفاف و نقاط شفاف را در محیط کشت باکتریایی مشاهده کرد. dHerelle این میکرب نامرئی را باکتریوفاژ نامید. اولین بار علاقه به تحقیق در مورد فاژها به سبب استفاده از فاژها به عنوان ابزارهای درمانی در مقابل بیماری های باکتریایی بوده است. بعد از معرفی آنتی بیوتیک در سال ۱۹۴۰ علاقه به درمان توسط فاژ از سوی غرب آغاز شد. دلیل توجه به درمان توسط فاژ، افزایش مقاومت باکتری های پاتوژن به آنتی بیوتیک بوده است که به یک روش جایگرین برای درمان بیماری های باکتریایی نیاز پیدا کردند. (۵۷) ۲-۲- مطالعات انجام شده در باکتریوفاژ: Ranata G. k و همکارانش به بررسی فاژهای لاکتوباسیلوس دلبوریکی و لاکتوباسیلوس رامنوسوس پرداختند. این مطالعه به پیشرفت استارترهای مقاوم به فاژدر صنعت لبنی که اطلاعات ژنتیکی و عناصر تنظیم کننده ی مناسب برای کاربردهای بیولوژیکی فراهم می کند، کمک می کند. این مطالعه فهم بهتر تکامل ژنوم فاژهای لاکتوباسیل را که سبب توسعه استارترهای مقاوم به فاژ و استفاده طولانی مدت از آنها در صنعت لبنی می شود، فراهم می کند. (۶۶) x.zahang و همکارانش در سال ۲۰۰۵ به جداسازی و شناسایی فاژ های معتدل لاکتوباسیلوس فرمنتیوم از محصولات لبنی (ماست) در چین پرداختند. هدف از این مطالعه بررسی خصوصیات فاژ معتدل لاکتوباسیلوس فرمنتیوم بر اساس مورفولوژی، الگوی مهاری، پروفایل پروتئینی و تاثیر در رشد سویه های میزبان می باشد. فاژها با میتومایسین C القاء شدند. این مطالعه اطلاعاتی را به ما درباره ی باکتریوفاژها در کارخانه های لبنی در چین می دهد و دانش ما را درباره ی تنوع فاژ ها می افزاید.(۷۱) A O Kiliç, S I Pavlova, W G Ma and L Tao Appl در سال ۱۹۹۶ به آنالیز فاژهای لاکتوباسیلوس و ویژگی فاژهای جداشده از آنها در محصولات لبنی آمریکا پرداختند . گونه های باکتری بررسی شده در این مطالعه Termofillus LB.delbrueckii subsp bulgaricus , Sterptococcus است که با هم سبب تخمیر شیر تولید ماست می شوند . در سال ۱۹۸۶ به بررسی۱۶ Mireille Mata, Annie Trautwetter, Gisèle Luthaud , Paul Ritzentha ) و ۱۳ فاژ ویرولانت که این فاژها از کارخانه ی ماست و پنیر جدا شده بود.Mv1 , Mv4)فاژ پرداختند .۲ فاژ معتدل ۱۳ فاژ ویرولانت و ۲ فاژ معتدل مربوط به ۲ گونه ی باکتریایی وابسته به ( LB.Bulgaricus ,LB.lactice) می باشند این فاژها از نظر خصوصیات مورفولوژی ، آنتی ژنی و دیگر خصوصیات با همدیگر مقایسه شده اند. Wang S, Kong J, Gao C, Guo T, Liu X در سال ۲۰۱۰ به جداسازی وشناسائی فاژ ویرولانت ( phil db bulgaricus از نمونه های ماست پرداختند . شناسائی این فاژها به استراتژی کنترل فاژ و مهار فاژهای کارخانه های لبنی کمک می کند. Zago M, De Lorentiis A, Carminati D, Comaschi L, Giraffa G در سال ۲۰۰۶ در ایتالیا به جداسازی و شناسائی باکتریوفاژهای Lactobacillus delbrueckii subsp.lactis توسط PCR پرداختند. با بهره گرفتن از روش PCR ذرات داخلی پروتئین های اصلی دم را تکثیر کردند تا به شناسائی باکتریوفاژهای لیتیک LB.lactis بپردازند. حضور فاژهای فعال در حال رشد توسط روش های سنتی تصدیق شد و روش PCR برای غربالگری و حضور فاژها delbrueckii subsp.lactis LB. در استارتر های Whey روشی مناسب است. Joseph J.Chow و همکارانش در سال ۱۹۹۸ به منظور تعیین ویژگی های فاژch2 لاکتوباسیلوس بولگاریکوس به تکثیر و خالص سازی این باکتریوفاژ پرداختند. آن ها ویژگی های این فاژ را بر اساس مورفولوژی، اندازه ژنوم، پروتئین های ساختاری و سینتیک رشد بررسی کردند.(۴۴) JEAN CLUZEL, PIERRE و همکارانش در سال ۱۹۸۷ باکتریوفاژ لیزوژنیک ۰۴۴۸ لاکتوباسیلوس بولگاریکوس LT4 را برای تبدیل شدن به فاژ لیتیک توسط میتومایسین C و پرتویuv القاء کردند. هدف از این مطالعه بر هم کنش باکتریوفاز معتدل لاکتوباسیلوس بولگاریکوس ۰۴۴۸ با سویه های میزبان است. (۵۵) لاکتوباسیلوس دلبوریکی زیر گونه بولگاریکوس و استرپتوکوکوس ترموفیلوس دو باکتری مهم در صنایع لبنی هستند که به عنوان استارتر در کارخانه های ماست و پنیر به کار می روند. باکتریوفاژ هایی که این باکتری ها به آن ها حساس هستند میزبان را آلوده کرده و باعث شکست در فرایند تخمیر می شود و در نتیجه از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیستند. C.TUKEI و همکارانش ۲۴ باکتریوفاژ ویرولانت لاکتوباسیلوس دلبوریکوس و ۲۳ باکتریوفاژ ویرولانت استرپتوکوکوس ترموفیلوس را در سال ۲۰۰۳ از پنیر و ماست و نمونه های شیر خام جدا کردند. همه ی باکتریوفاژ ها از کارخانه ی پنیر و ماست در انکارا جدا شده است.(۱۵) ۲-۳- مقاومت آنتی بیوتیکی لاکتوباسیل ها: Gevers D و همکارانش در سال ۲۰۰۰ به جداسازی و شناسایی باکتری های اسید لاکتیک مقاوم به تتراسایکلین در محصولات گوشتی بسته بندی شده پرداختند. در سال های اخیر زنجیره غذایی یکی از مسیرهای اصلی انتقال مقاومت آنتی بیوتیک بین انسان وحیوان است. هدف، بررسی مقاومت به تتراسایکلین (tetR) باکتری های اسید لاکتیک در محصولات گوشتی که با گاز اتمسفر بسته بندی شده اند که شامل سوسیس خشک، مرغ پخته، خوراک گوشت و همبرگر پخته شده می باشد. فقط سوسیس خشک شده حاوی سطح بالایی از tetR است و ۳ گونه ی لاکتوباسیلوس پلانتاروم، لاکتوباسیلوس ساکی و پدیوکوکوس پنتوسوس به تتراسایکلین مقاوم است.(۳۳) لاکتوباسیل ها مقاومت ذاتی به تتراسایکلین، ونکومایسین واریترومایسن دارند گرچه مقاومت به استرپتومایسین، کلیندامایسین، جنتامایسین، اگزاسیلین و لینکوزامید ها گزارش شده است. Ashraf, R و همکارانش در سال ۲۰۱۱ مقاومت آنتی بیوتیکی ارگانیسم های پروبیوتیک و امنیت آن ها را در محصولات لبنی بررسی کردند. در این مطالعه از روش دیسک دیفیوژن استفاده شده است و مقاومت انتی بیوتیکی ۱۸۷ باکتری که از ۵۵ محصول پروبیوتیکی اروپایی جدا شده مورد آزمایش قرار گرفته است که ۷۹ درصد آن ها به کانامایسین مقاوم است و ۶۵ درصد آن ها به ونکومایسین، ۲۶ درصد به تتراسایکلین، ۲۳ درصد به پنی سیلسین G، ۱۶ درصد به اریترومایسین و ۱۱ درصد به کلرامفنیکل مقاوم هستند. در کل ۴/۶۸ در صد از آن ها مقاومت چند گانه به آنتی بیوتیک دارند که مقاومت ان ها ذاتی است. (۹) GIOVANNA BLANDINO و همکارانش در سال ۲۰۰۸ به حساسیت آنتی بیوتیکی باکتری های جداشده از محصولات پروبیوتیکی در دسترس در ایتالیا پرداختند. هدف از این مطالعه تعیین حساسیت باکتری های جداشده از ۱۰ محصول پروبیوتیکی در ایتالیا بود. حساسیت ۱۵ سویه لاکتوباسیلوس،۵ سویه استرپتوکوکوس سالیواریوس و ترموفیلوس،۱ سویه انتروکوکوس فسیوم و ۸ سویه بیفیدوباکتریوم در مقابل چندین گروه از عوامل آنتی باکتریال با روش E-Test مورد بررسی قرار گرفت. همه ی سویه های لاکتوباسیل به آمپی سیلین حساس است. مقاومت ذاتی به ونکومایسین در لاکتوباسیلوس سالیواریوس، لاکتوباسیلوس پلانتاروم و لاکتوباسیلوس پاراکازئی اثبات شده است. مقاومت آتیپیک به اریترومایسین در سویه های لاکتوباسیلوس سالیواریوس گزارش شده است. مقاومت مشاهده شده در سویه های به کار برده در محصولات پروبیوتیک ایتالیا به نظر می رسد که ذاتی باشد به استثنای مقاومت به اریترومایسین در یک سویه لاکتوباسیلوس سالیواریوس.(۳۵) CHANG LIU و همکارانش در سال ۲۰۰۹ به شناسایی مقاومت آنتی بیوتیکی سویه های پروبیوتیک باکتری های اسید لاکتیک جداشده از سوپر مارکت و داروها پرداختند. حساسیت آنتی میکروبیال ۴۱ سویه جداشده توسط روش دیسک دیفیوژن وETest بعد از شناسایی گونه ها مورد بررسی قرار گرفته است. پراکندگی مقاومت در گونه ها یافت شده است. همه سویه های جداشده به کلرامفیکل، تتراسایکلین، آمپی سیلین، آموکسی سیلین، باسیتراسین و اریترومایسین حساس هستند و میزان مقاومت در این آنتی بیوتیک ها نسبتا پایین است. در مقابل اغلب سویه ها به سیپروفلوکساسین، آمیکاسین، تری متوپریم/سولفومتوکسازول و جنتامایسین مقاوم هستند. مقاومت آنتی بیوتیک ها در گونه های مختلف سویه های پروبیوتیک وجود دارد. (۱۶) Sabine kaster و همکارانش در سال ۲۰۰۶ به بررسی الگوی حساسیت آنتی بیوتیکی و شناسایی ژن های مقاوم استارتر کالچر ها و پروبیوتیک های به کار برده شده در غذا پرداختند. ۲۰۰ سویه جداشده از ۹۰ نمونه مختلف که توسط روش های مولکولی و متدها ی دیگر تیپ بندی شده است مورد بررسی قرار گرفته است. ۷۴ سویه متعلق به جنس لاکتوباسیل، ۳۳ نمونه استافیلوکوک، ۶ نمونه بیفیدوباکتر و … می باشد. آنها مقاومت فنوتیپیک را برای ۲۰ آنتی بیوتیک مختلف توسط روش دیسک دیفیوژن بررسی کردند. در ۲۷ سویه جداشده مقاومت دیده شده است که ویژگی های جنس ها از قبیل مقاومت فوتیپی و شناسایی خصوصیات ژنتیکی توسط روش هیبریدیزیشن microarray تعیین شده است. نتیجه این مطالعات شناسایی ژن مقاوم به تتراسایکلین (tet k) در ۵ سویه استافیلوکوک جداشده از استارتر کالچر گوشت بوده است واین ژن در lactobacillus reuteri پلاسمیدی است و نیز ژن مقاومت لینکوزامید (lnu A) از لاکتوباسیلوس روتری جداشده است.(۶) فصل سوم مواد و روش کار ۳-۱- دستگاه های مورد نیاز: تجهیزات و لوازم معمول آزمایشگاه میکروبیولوژی به ویژه موارد زیر مورد نیاز است : جدول۳-۱: دستگاه های مورد استفاده در تحقیق به همراه مدل آن ها
| دستگاه |
مدل |
| اسپکتروفوتومتر |
JENWAY 6315 |
| pHمتر |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
حکایت نهم: مهماننوازی زن بادیهنشین روزی گروهی با امام حسن (ع) به حج میرفتند. آب و توشهی خود را پیش از خود فرستاده بودند. گرسنه و تشنه شدند. در راه خیمهی پیرزنی را دیدند. پیرزن با احترام با آنها برخورد کرد و شیر گوسفندی را برای آنها دوشید. سپس گفت: گوسفند را بکشید و غذا درست کنید. آنها گفتند: ما از قریش هستیم. وقتی برگشتیم، به نزد ما بیا تا جبران کنیم. شوهر پیرزن، وقتی از صحرا برگشت، گوسفند را ندید. خشمگین شد و گفت: در همهی دنیا، فقط یک گوسفند داشتیم و آن هم به قومی دادی که آنها را نمیشناسی. زن گفت: اگر آنها را میشناختم، مانند بازرگانی بود، در حالی که میزبان طعام را به کسانی که نمیشناسد، میدهد. بعد از مدّتی آن زن و شوهر از شدّت تنگدستی و قفر به مدینه رفتند. پیرزن در کوچهای امام حسن (ع) را دید. امام او را شناخت. گفت: من آن کسی هستم که آن روز به شیر و گوسفند ما را مهمان کردی، پس هزار گوسفند و هزار درهم به او داد و او را به نزد امام حسین (ع) برد. امام حسین (ع) نیز دو برابر چیزی که برادرشان داده بود، به او داد. پس او را به نزد عبدالله جعفر فرستادند. او نیز دو هزار گوسفند و دو هزار درهم داد و آن زن و شوهر با چهارهزار درهم و چهارهزار گوسفند برگشتند. ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
حکایت دهم: کریمتر از حاتم طایی روزی از حاتم طایی پرسیدند که: بهتر از خودت دیدهای؟ گفت: بله. زمانی در صحرایی میرفتم. به خیمهای رسیدم. زالی در آن خیمه بود و بزی داشت. پیرزن مرا خدمتی بسیار کرد. مدّتی بعد پسر او آمد و از ما احوالپرسی کرد. زال به پسر گفت: برخیز و اسباب پذیرایی مهمان را آماده کن. آن بز را کشتند و فوراً غذا درست کردند، در حالی که غیر از آن بز چیزی دیگری نداشتند و آن را در حقّ ما ایثار کردند. به پیرزن گفتم: مرا میشناسی؟ من حاتم طایی هستم. باید به قبیلهی ما بیایی تا جبران کنم. زن گفت: از مهمان پاداش نمیگیرم. نان را به بهایی نمیفروشم. از من هیچ چیز قبول نکرد، پس او از من کریمتر است. حکایت یازدهم: تیزهوشی دخترک میزبان اصمعی میگوید: زمانی به قبیلهای از اعراب رسیدم. گروهی از زنان و دختران پیش من آمدند. من و شترم را بسیار خدمت کردند. سه روز در آنجا ماندم و خواستم شتر را برای رفتن آماده کنند. پس تنها و درمانده شدم. به آنها گفتم: این چه نوازش و احترامی بود که وقت آمدن، در حق من کردید. اکنون که وقت رفتن شده، کمکم نمیکنید. دخترکی از گوشهای جواب داد: ما مهمان را در زمان آمدن خدمت میکنیم، ولی بر ما ننگ است که وقت رفتن، او را یاری دهیم تا برود. از کَرَم آن جماعت و زیرکی آن دختر تعجّب کردم و با سختی شتر را آماده رفتن کردم. حکایت دوازدهم: عادت ملک کرمان پادشاهی در کرمان بسیار بخشنده و جوانمرد بود. عادت او بود که هر غریبی به شهر میآمد، سه روز او را مهمانی میداد. وقتی لشکر عضدالدّوله آمدند، او طاقت مقابله با آنها را نداشت. در قلعه رفت و هر روز صبح میآمد، جنگی بزرگ میکردند و کشته میدادند. شب که میشد، مقداری غذا برای دشمن میفرستاد. عضدالدّوله پیکی فرستاد و گفت: چرا روز ایشان را میکشی و شب برایشان غذا میفرستی؟ جواب داد: جنگ کردن نشانهی مردی است و غذا دادن نشانهی جوانمردی. اگر اینها دشمن من هستند، امّا در سرزمین من غریباند و مهمان هستند. جوانمردی نیست که مهمان را بدون غذا نگه داشت. عضدالدّوله گفت: کسی که این چنین جوانمرد است، جنگیدن با او اشتباه است. پس به خاطر جوانمردی، نجات پیدا کرد و از قلعه بیرون آمد. ۳-۱-۲۱٫ شجاعت حکایت اوّل: مبارزهی حضرت علی (ع) با عمروبنعبدود در ابتدای اسلام، همگی به این که مانند حضرت علی (ع) مبارزی نیست، اتّفاق نظر داشتند. در یکی از جنگها که تاریخ و روزگار آن را بازگو میکنند، کشتن عمروبنعبدود به دست ایشان است. عمروبنعبدود از سواران و دلیران زمان خود بود. در جنگ احزاب، وقتی قبایل عرب جمع شدند، او نیز بر خود و جوشن خود علامتی گذاشت که او بشناسد. اسب خود را از خندق عبور داد و در مقابل لشکر پیامبر (ص) ایستاد. حضرت علی (ع) پیش او آمدند و گفتند: از تو میخواهم به دین اسلام بیایی و بتپرستی را رها کنی. او گفت: نمیتوانم. سپس حضرت گفتند: اگر مسلمان نمیشوی، به جنگ من بیا تا ببینم پیروزی از آنِ کیست. عمروبنعبدود گفت: تو مانند فرزند من هستی و من نمیخواهم که به دست من کشته شوی. حضرت علی (ع) فرمودند: به خدا قسم که من دوست دارم، تو را هلاک کنم. عمرو ناراحت شد. پس حضرت را به جنگیدن دعوت کرد. پیامبر (ص) فرمودند: عمرو از قهرمانان عرب است. حضرت علی (ع) بالأخره از پیامبر (ص) اجازه گرفتند و به جنگ او رفتند. وقتی عمرو از ایشان پرسید: تو کیستی؟ حضرت پاسخ دادند: من کسی هستم که شمشیر دشمن را تکّهتکّه کنم و با اسبی که نعل آن مانند پیکان است، سنگ خاره را خورد کنم و دشمنان را نابود کنم. من علیبنابیطالب (ع) که به یاری خدا بر دشمنان پیروز میشوم. عمرو گفت: برگرد تا کسی از تو بزرگتر بیاید. علی (ع) فرمودند: بیهودهگویی مکن، که من امروز با یاری خدا تو را خواهم کشت. عمرو شمشیر کشید. حضرت علی (ع) آن را به سپر گرفتند و سپر دو نیم شد و سر مبارک زخمی شد و همان لحظه با بازوی حیدری یک شمشیر بر گردن عمرو زدند. چنانکه سر او را برید. حضرت تکبیر گفتند و پیامبر (ص) شاد شدند و فرمودند: مبارزه علی (ع) در روز خندق با عمروبنعبدود، برتر از همهی اعمال است تا روز قیامت. حکایت دوم: بهرام گور فرزندان یزدگرد، بلافاصله بعد از تولّد فوت میشدند، تا اینکه پسری خوشاندام و زیبارو متولّد شد. از ترس آنکه مبادا او نیز فوت شود، سرپرستی او را به نعمان منذر که پادشاه عرب بود داد و دستور داد او را خوب پرورش دهند. نعمان سه دایه از عرب و عجم و ترک برای او گرفت تا به راحتی به سه زبان سخن بگوید. در قصر جایی برای او ساخت. بهرام آنجا بزرگ شد، تا اینکه در شجاعت مثل و مانند نداشت و در تیراندازی نیز بینظیر بود. نعمان اسب بینظیر خود را پیشکش بهرام کرد. مال و منال خود را در اختیار او گذاشت. علّت آنکه به او بهرام گور میگویند، این بود که روزی با نعمان به شکار رفته بود. شیری را دیدند که با گورهخری درآویخته بود. چون بهرام آنها را دید، تیری به سمت آنان انداخت که از پشت رد شد و از شکم گوره خر، بیرون آمد و هم شیر و هم گورهخر هر دو مردند. نعمان بر دست و بازوی او آفرین گفت و او را تحسین کرد و گفت: اگر به چشم خود نمیدیدم و از کسی میشنیدم، هرگز باور نمیکردم. حکایت سوم: دستی از غیب در شهر موته، فردی از خدمتکاران محمّدبنسلیمان الهاشمی ترسویی مشهور بود. شبی با گروهی نشسته بود و از شجاعت و دلیری صحبت میکرد. او گفت: شما نسبت ترسو به من میدهید، امّا از همه شجاعتر و دلیرترم و در شب تاریک هرجا بخواهید به آنجا میروم و نشان شما را میبرم. پس جایزهای تعیین کردند و در دروازهی شهر آبگیرهایی هست، که حجّاج یوسف ساخته، جایی وحشتناک، جایگاه درندگان و دزدان است. به او گفتند: به آنجا برو و میخی در عمق برکه آب بزن تا نشان شجاعت تو باشد. آن مرد میخی و چکشی و شمشیر برداشت و به آنجا رفت و در آنجا کوبید. خواست که بیرون بیاید، صدای زنجیری شنید. دید بوزینهای از دست مربّی فرار کرده بود، با تلاش و سختی او را گرفت، دوباره در بین راه صدایی به گوش او رسید. که مردی با زنی میگفت که: عمر عزیزم را به خاطر تو تباه کردم و تو به من توجّه نکردی. پدرت تو را به بیگانه داد و اگر تو راضی نبودی، آن ازدواج انجام نمیشد، امشب خون تو را خواهم ریخت. زن گریه میکرد، که بر من رحم کن، آنچه پدرم کرد من تقصیری ندارم. آن مرد که این حرفها را میشنید، بر آن مرد فریاد زد و بوزینه را بر گردن او انداخت. آن مرد دست از زن برداشت و فرار کرد. جوان زن را از بند نجات داد و حال او را پرسید. زن گفت: این مرد کینهی مرا در دل دارد و تقدیر چنین بود که با او ازدواج نکنم. پس آمد و مرا دزدید و این زمان قصد جان مرا کرده بود، که خدا تو را به فریادم رساند. پس آن زن را به خانه برد و ماجرا را برای دوستانش بیان کرد و جایزه را به دست آورد و همان شب زن را به خانهی خودش بازگرداند. یاران به شجاعت او اعتراف کردند. خداوند برای رفع گرفتاریهای درماندگان، از غیب مدد میرساند که در ادراک هیچ کس نمیگنجد. حکایت چهارم: جوان دلیر و عیّاران ابوعلی زیدی میگوید: در ابتدای جوانی با گروهی از عیّاران راهزنی میکردم و در سرزمین جبال، ساکن بودیم. جاسوسان به ما خبر دادند که جوانی برای قافله حجّاج ده بار شتر همراه میبرد و کنیزکی خوشرو و زیبا دارد. ما در جایی کمین کردیم و همین که قافله رسید، بدون جنگ و مقاومت او را بستیم. آن جوان اسب زردرنگ باارزشی داشت. گفت: از جوانمردی نیست که آخرت را به یکباره فراموش کنی. اکنون شما غنیمتی خوب به دست آوردهاید، اسب مرا به من بدهید تا به حجّ برسم. عیّاران با هم مشورت کردند. پیری در میان آنها گفت: آزاد کردن او و دادن اسبش کار درستی نیست، به او توجّهی نکنید، امّا عدّهای گفتند: ما مال زیادی از او بردهایم و به چیز ناچیزی نباید مضایقه کنیم، که این از جوانمردی نیست. او را باز کردند و اسبش را به او دادند. جوان گفت: میترسم در راه جماعتی دیگر اسب مرا بگیرند. اگر لطف کنید و آن کمان را به من بدهید، دور از کرم نیست. باز آن پیر با تجربه گفت: سلاح را به دشمن ندهید، امّا آنها به سخن او توجّه نکردند و کمان و تیر را به او دادند. جوان بر آنها فریاد زد و گفت: اکنون که در حقّ من لطف کردید، شما را نصیحتی میکنم که دست از کالاها و بارهای من بردارید، وگرنه شما را میکشم. آنها شوخی گرفتند: مگر از جان خود سیر شدهای؟ جوان مانند شتری خشمگین تیری را در کمان گذاشت و یکی از آنها را کشت و تا آنها به خود جنبیدند، هشت نفر را کشته بود و تا هشت نفر را کشت، بقیّه فرار کردند. جوان برسر بارهای خود آمد و تیرهای خود را برداشت و به آنها گفت: هر کس از اسب خود پیاده شود، او را امان میدهم، از اسب پیاده شدند، او اسبان را برداشت و تمام بارهای خود را برد. راوی میگوید: وقتی مردی او را دیدم، از کار خود شرمنده شدیم و توبه کردیم. خداوند بعد از یأس و ناامیدی آن جوان، بر او گشایش و فرج قرار داد و این از نوادر روزگار است که یک نفر بر سپاهی پیروز شود. ۳-۱-۲۲٫ صبر و بردباری حکایت اوّل: حلم پیامبر اکرم (ص) زمانی که عبدالله سلام مسلمان شد، دوستی داشت از دانشمندان جهود که به او زید شعبه میگفتند. عبدالله به هیچ طریقی نتوانست دوستش را مسلمان کند، تا اینکه روزی او را در مسجد و در صف مسلمانان دید، بسیار خوشحال شد. از او علّت اسلام آوردن را پرسید؟ دوستش گفت: روزی در حال خواندن تورات بودم، به ستایش حضرت محمّد (ص) رسیدم، پس آنها را به خاطر سپردم و به خود گفتم بهتر است محمّد (ص) را آزمایش کنم تا ببینم این صفات در او هست یا نه؟ هر روز حرکات و سکنات او را زیر نظر میگرفتم. تماماً این صفات در او بود. یکی از چیزهایی که خوانده بودم و آزمایش نکردم، این بود که حلم محمّد (ص) بر خشم او غلبه دارد. میخواستم این را هم بیازمایم. روزی که حضرت (ص) بر در مسجد نشسته بود، ناگهان مرد عربی آمد و از فقر خود سخن گفت و گفت: قبیلهی من در قحطی هستند و مسلمان میباشند و به احسان شما امیدوارند. حضرت محمّد (ص) به حضرت علی (ع) فرمود: آیا از وجوهات چیزی مانده است؟ گفت: نه. پس من جلو رفتم و گفتم: اگر میخواهید من مقداری سکّهی طلا دارم، به شما میدهم. وقتی خرمای شما به دست آمد، در عوض به من خرما بدهید. مهلت برای دادن خرما تعیین کردم. منتظر رسیدن مهلت بودم تا اینکه یک هفته مانده بود تا مهلت تمام شود، روزی در صحرا پیامبر (ص) را دیدم و گستاخانه گریبان او را گرفتم و گفتم: من شما را خوب میشناسم، که مال مردم را میگیرید و در دادن آن تأخیر میکنید. این رفتار جاهلانه را انجام دادم! ناگهان از پشت سر پیامبر (ص) صدای عمر را شنیدم که شمشیر کشیده و گفت: ای سگ دور شو! پیامبر (ص) او را از این کار منع کرد و گفت: این کارها لازم نیست، او را باید به بردباری و بزرگواری سفارش کرد. پس فرمود: ای عمر! برو حقّش را از فلان خرما به او بده و بیست پیمانه بیشتر به خاطر کفّارهای که او را ترساندی، پرداخت کن. عمر چنین کرد و گفت: حلم و بردباری محمّدی چنین میکند! و به خاطر اینکه از من رنجیدی، تو را انعام دهد. زید گفت: چون آن حلم را مشاهده کردم، پیش پیامبر (ص) آمدم و شهادتین را گفته و مسلمان شدم. عاقلان باید بدانند که حلم و بردباری، دارویی است که دشمن را به دوست تبدیل میکند و پادزهری است که زهر را خنثی میکند. حکایت دوم: ستایش در برابر نکوهش نقل کردهاند که: عیسی (ع) روزی بر جماعتی عبور میکرد. آن جهودان در شأن او سخنان زشت میگفتند و عیسی (ع) ایشان را ستایش میکرد. یکی از حوّاریّون پرسید: ای پیامبر خدا! چرا این حرفهای زشت را به خوبی و ستایش پاسخ میگویی؟ حضرت فرمودند: هر کس آن چیزی را خرج میکند که دارد، چون سرمایهی آنها بدی است، بد میگویند و چون در ضمیر من جز خوبی نیست، به جز خوبی چیز دیگری نمیتوانم بگویم. حکایت سوم: سبب گریهی مرد حکیم ذیمقرودوس حکیم پسری داشت که کشته شده بود. او برای پسر گریه میکرد. حکما و دوستان، این کار را برای او زشت میدانستند و میگفتند: گریه و ناله بر فرزند از کسی که مدّتهای طولانی به علم و حکمت پرداخته و در انواع دانش به نهایت استادی و کمال رسیده، ناپسندیده است. ذیمقرودوس گفت: پناه بر خدا! من برای پسرم گریه نمیکنم، زیرا میدانم که هیچ آفریدهای به وجود نمیآید، مگر آنکه گرفتار مرگ میشود و هر آفریدهای ساعت مرگ معیّنی دارد، که چون فرارسد لحظهای درنگ و تأخیر رخ نخواهد داد. چنانکه خداوند فرمود: ساعتی از مرگ پس و پیش نمیافتد. اگر در آن حالت پسر من کشته نمیشد، به طور دیگری کشته میشد. گریهی من به خاطر قاتل بیچاره است، که نام او در گروه مجرمان ثبت میشود. تا آدمی به کمال حکمت نرسد، برای او اینقدر تحمّل نخواهد بود که به قاتل پسر خود دلسوزی کند. حکایت چهارم: حلم مأمون روزی خلیفه مأمون سوار بر مرکب خود بود و در جمع مردم میرفت. افراد او نیز در رکابش حرکت میکردند. یک مردی که حاجت داشت و شکایت خود را نوشته بود، گوشهای نشسته و منتظر فرصت بود. مأمون که رسید، آن مرد بلند شد و شکایتنامهی خود را بالا برد. اسب مأمون رم کرد و او را از پشت بر زمین زد. خدمتکاران قصد کشتن آن مرد را داشتند، امّا مأمون ایشان را منع کرد. بلند شده و دوباره سوار شد.آن مرد بیچاره از ترس بیحرکت ماند. خلیفه چون ترس او را دید، او را بخشید و شکایتنامهی او را گرفت و بر همان مرکب جواب شکایت او را نوشت و حاجت او را داد. حکایت پنجم: شجاعت و حاضرجوابی ربیع حاجب به خلیفه منصور گفت: امروز مردی نزد من آمده و شکایت کرد که نزد مرد کوفی امانتهایی از بنیامیّه است. منصور گفت: او را نگهدارید تا کسی را که میگوید به ما نشان دهند. چنین کردند و او را نزد منصور آوردند. به او گفت: شنیدهایم که نزد تو از بنیامیّه امانتهایی است! بهتر است که آنها را بهخوبی به ما بدهی. آن مرد بدون ترس گفت: ای خلیفه! تو وارث بنیامیّهای یا وصیّ ایشان در ارث؟ گفت: نیستم. مرد گفت: پس چیزی که در دین حقّ تو نیست، طلب نکن. نه در این جهان و نه در آن جهان. منصور خشمگین شد و گفت: بنیامیّه به مسلمانان خیانت کردند، به مال و غنایم آنها دست زدند. من خلیفهی مسلمانانم و وظیفهی من است که حقّ آنها را بگیرم و در بیتالمال بگذارم. آن مرد جواب داد: آنها غاصب بودند و ظلم کردند. بگذار تا در قیامت جواب آن مال را خودشان بدهند. اگر تو آن مال را بگیری، فردا جواب آن را از تو طلب میکنند. منصور رو به حاجب کرد و گفت: شرعاً چیزی متوجّه او نمیشود. سپس به مرد گفت: اگر حاجتی داری، بگو. آن مرد گفت: نامهای به خانوادهی من بدهید تا از سلامتی من باخبر شوند و آن سخنچین را بیاورید تا او را ببینم. به خدا سوگند یاد کنم که از بنیامیّه هیچ امانتی نزد من نیست و از شرط عقل نیست که در مقابل خلیفه انکار کنم. هرچه گفتم به رستگاری نزدیک بود. منصور دستور داد تا خبرچین را آوردند. وقتی او را دید، قسم خورد که این از بردگان من است. به او سههزار درهم دادهام تا تجارت کند و از سود آن سهم مرا بدهد. اکنون قصد جان مرا کرده است؟ منصور چون این را شنید، دستور داد غلام را مجازات کنند. غلام وقتی خود را گرفتار دید، گفت: ای خلیفه! مرا ببخش که این مرد سرور من است و من آن پولها را از دست داده بودم، پس از ترس به او تهمت زدم تا از دست او نجات یابم. آن مرد او را آزاد کرد و قبول کرد دوباره سرمایه به او بدهد تا تجارت کند و بیکار نماند. خلیفه گفت: در خوبی زیادهروی کردی، دیگر به بخشش مال نیاز نبود. مرد گفت: اگرچه او بدکردار است، امّا باعث شد که من به بارگاه شما بیایم و این حقّ بزرگی است. پس خلیفه او را با تشریفات بازفرستاد. ربیع گفت: بعد از آن هرگاه کسی به شکایت و دادخواهی نزد منصور میآمد، او میگفت: فدای آن دوست کوفی که حاضرجواب و در شجاعت بینظیر بود. عاقلان باید بدانند که به هر کس و ناکسی نباید اعتماد کرد تا باعث پشیمانی نشود. حکایت ششم: حکمت تندرستی بزرگمهر انوشیروان به محض شنیدن تهمت بر بزرگمهر خشمگین شد و او را در جای تنگ و تاریک زندانی کرد. گلیمی به او پوشاند و غذای او را هر روز دو قرص جو و نمک بیشتر نمیداد و به موکّلان گفت: هر کار که بزرگمهر انجام داد، در پیشگاه انوشیروان بگویند. البتّه، بزرگمهر هیچ چیز نگفت. انوشیروان به دوستان او اجازه داد به دیدنش بروند و با او سخن بگویند. دوستان به او گفتند: تو را در ناراحتی و بلا گرفتار میبینیم و به ناچار جام مذلّت را مینوشی، ولی با همهی اینها ضعف و شکستگی در تو نمیبینیم. علّت آن چیست؟ بزرگمهر گفت: غذای من مخلوطی از شش چیز است که به قوّت آن برقرارم. اوّل، به اعتماد و توکّل به خدا؛ دوم، هرچه خدا تقدیر کرده همان میشود؛ سوم، صبر؛ چهارم، شکر؛ پنجم، اینکه بلایی بدتر از آن میتواند باشد که مبتلا شوم؛ ششم، تا زمان پیروزی، بیصبری فایدهای ندارد. وقتی آنها سخنان بزرگمهر را به انوشیروان گفتند، او را آزاد کرد. حکایت هفتم: ثمرهی صبر و تأمّل و زیان عجله نقل کردهاند که: یکی از پادشاهان هند چهار نفر معتمد داشت، که بسیار مورد اعتماد بودند. از این چهار نفر دو نگهبان و دو ندیم بودند و هر شب به نوبت پاسبانی میدادند. یک شب که شاه خوابیده بود و یکی از آن چهار نفر نگهبان بود، ناگهان مار بزرگی از سقف خانه پایین آمد و خواست که پادشاه را نیش بزند. پاسبان فکر کرد اگر مار او را زخمی کند، کشته میشود و اگر من به بالین پادشاه بروم و او را بکشم، ممکن است پادشاه بیدار شود. پس تیری در کمان نهاد و با یک ضربه، شرّ مار را کم کرد. پس دید کمی از زهر مار بر سینهی زن او چکیده، جوانمرد گفت: اگر آن زهر را برندارم، شاید سرایت کند، اگر دست به زن بزنم دور از مروّت و امانتداری باشد. پس مقداری پارچه بر گوشه کمان بست و نزدیک تخت زن آمد و آن زهر را از بدن او برداشت. در این بین، پادشاه از خواب بیدار شد و دید که او از نزد تخت دلدار او برمیگردد، بدگمان شد. صبر کرد، تا پاسبان دیگر آمد. پادشاه به او گفت: برو و سر برادرت را بیاور. جوان به خانهی برادر رفت و دید خوابیده، با خود فکر کرد اگر خطایی از او سرزده، پس چرا چنین راحت خوابیده؟ به نزد پادشاه بازگشت و پادشاه گفت: سر او آوردی؟ گفت: نه. گفت: چرا؟ گفت: زیرا حکایتی به یادم آمد. گفتم: برایتان میگویم، آنگاه هرچه بگویید اطاعت میکنم. در روزگار سالف، پادشاهی بود که به شکار علاقهی زیادی داشت و بازوی بسیار نیرومند جنگاوری داشت. روزی پادشاه به شکار رفته بود. ناگهان آهویی دید. به دنبال آن آهو رفت و از لشکرش عقب افتاد. به هر طرف میتاخت. از دور درختی دید که ماری بر آن درخت رفته بود. وقتی شاه را دید، شروع به زهر نشاندن کرد. شاه از نهایت تشنگی ظرفی زیر درخت گذاشت، تا از زهر پر شد. خواست که بنوشد، باز پادشاه شروع به پریدن کرد و آن جام را ریخت. پادشاه عصبانی شد و او را کشت. در این بین رکابدار رسید و باز را کشته و پادشاه را تشنه دید. آبی سرد در جام ریخت و شاه خورد. رکابدار پرسید: چرا باز را کشتی؟ شاه گفت: خیلی تشنه بودم، مقداری شبنم از درخت گرفتم، خواستم بنوشم، باز آن را ریخت. رکابدار ماری را بر درخت دید که سرش را پایین آورده و زهر میپاشد. به پادشاه گفت: باز را بیگناه کشتهای! نگاه کن و ببین که باز تو را از چه نجات داده است. شاه بسیار تأسّف خورد و پشیمان شد. بعد گفت: حکایتی دیگر به یادم آمد، که باید بگویم. پادشاهی ماهر و وفادار در آرزوی فرزندی بود، تا اینکه خدا به او فرزندی داد. پادشاه برای تربیت او، دایهای خوب و نیکوخلق انتخاب کرد. این پادشاه راسویی داشت، که همیشه پیش گهوارهی پسرش خوابیده بود. روزی ماری از سقف خانه پایین آمد، خواست به گهوارهی کودک برود. دایهی پسر آنجا نبود. راسو با آن مار جنگید و مار را کشت و زیر گهواره انداخت. وقتی دایه آمد، راسو و خون را دید. نامطّلع که این خون از کجا بوده، گرزی بر سر راسو زد و او را کشت. وقتی به گهواره نگاه کرد، ماری بزرگ دید و فهمید که راسو را بیدلیل کشته است. پادشاه بر مرگ راسو تأسّف خورد، ولی فایدهای نداشت. پادشاه وقتی این حکایتها را شنید، گفت: برادر او را بیاورند. وقتی آمد، پادشاه گفت: دیشب دیدم که از حرم ما برمیگشتی؟ آن جوان گفت: عفّت و پاکدامنی مرا از هلاکت نگه داشت و گمان پادشاه غلط است. اگر پادشاه به زیر تخت خود نگاه کنند، دلیل بیگناهی مرا مییابند. شاه وقتی در زیر تخت نگاه کرد، مار را دید و خدا را شکر کرد و آن پاسبان را ستایش و به او پاداش داد. بعد از آن، هرگز در هیچ کاری عجله نکرد و بنای کارهایش را بر اثبات و صبر و فکر کردن گذاشت. حکایت هشتم: انوشیروان و پیر خارکش نقل کردهاند که: روزی انوشیروان از شکار بازمیگشت. پیرمردی را دید، که با پای برهنه و جامهی دریده، خار بر پشت داشت و میرفت. استخوانی در پایش فرو رفته بود و خون در پایش روان گشته بود، امّا به آن توجّه نکرد و مقداری خاک روی آن پاشید و لنگانلنگان راه افتاد. انوشیروان پشت سرش رفت و گفت: ای پیرمرد! چرا خودت را به زحمت میاندازی؟ گفت: چهار دختر بیمادر دارم و هر روز پشتهی خار به بازار میبرم و به یکدرهم و نیم میفروشم، یک درهم برای نان میدهم و نیم درهم پنبه برایشان میخرم. انوشیروان گفت: خانهی تو کجاست؟ گفت: در این ده است. گفت: برو که آن ده را به تو بخشیدم. انگشترش را نیز به او داد، پیر انگشتر انوشیروان را به بزرگ ده نشان داد و آن ده را از آن خود کرد و آنچه آنجا بود، از خانه و فرش و گلّه و گوسفند به دست آورد و به ثروت و مکنت مشهور شد. روزی انوشیروان در شکار از لشکر خود عقب افتاد و به آن ده رسید، گفت: این ده، مال کیست؟ گفتند: از پیرمردی که روزگاری خارکش بود، روزی نظر شاه به او افتاد و این ده را به او بخشید. انوشیروان گفت: خانهی آن پیرمرد کجاست؟ وقتی به آنجا رسید، جمعی کاروان را دید که بر در خانه صف کشیدند. انوشیروان گفت: بزرگتر شما کجاست؟ گفتند: ملالتی دارد، گفت: علّت آن ملالت چیست؟ گفتند: در باغ قدم میزد که کنیزکان گل زیادی بر وی انداختند و او آزرده شده است. انوشیروان خندید و گفت: به او بگویید برایش مهمان رسیده است. به پیر خبر دادند. وقتی انوشیروان داخل شد، دید در میان لباسهای ابریشمی خوابیده و کنیزان ترک پاهایش را میمالیدند. وقتی شاه را دید، از جا برخاست، تعظیم و عذرخواهی نمود. انوشیروان گفت: سؤالی دارم. آن روز که استخوانی در پای تو رفته بود، اینقدر نمینالیدی که امروز از افتادن گلی مینالی؟ گفت: ای خلیفه! چنان است که در سختی صبر میتوان کرد و در دولت و آسایش بتوان زندگی کرد. انوشیروان خوشش آمد، بار دیگر او را انعام داد. ۳-۱-۲۳٫ علو همّت حکایت اوّل: همّت بلند زمانی که یعقوب لیث، خونریزی و دلاوری میکرد و از رویگری کنارهگیری کرده بود، به او گفتند: تو مرد رویگر هستی، علّت اینکه این کار بزرگ را حقیر میشماری، چیست؟ یعقوب گفت: حیف است که عمر عزیز و جان شریفم را به خاطر چند کیلو روی نابود کنم، چون میدانم روزی از بین خواهم رفت، پس باید چیزی را به دست بیاورم که باعث ماندگاری نام من شود و اگر هم به دست نیاورم و در راه طلب آن کشته بشوم، در آخرت معذورم. سرانجام او به خاطر این همّت عالی به مقام بلندی رسید. حکایت دوم: دست پیمان یعقوب لیث یعقوب لیث وقتی از کودکی به بلوغ رسید، پیری از نزدیکانش به او گفت: من به فکر تو هستم. پول نقد و زر آماده کن تا همسری را برای تو انتخاب کنم. یعقوب گفت: آنها را برای کسی که او را میخواهم آماده کردهام. پیر گفت: تو را پشتگرمی نمیبینم. به من نشان بده تا ببینم. یعقوب به خانه رفت و شمشیری بیرون آورد و گفت: «با این، سرزمین شرق و غرب را خواستگاری میکنم و چیزی بهتر از این برای خواستگاری نیست.» حکایت سوم: اطلس و گلیم عمربنعبدالعزیز پیش از آنکه به خلافت برسد، روزی یک پارچهی اطلس برای او آوردند و او خواست آن را بدوزد که هشتاد دینار ارزش داشت. با دست روی آن مالید و گفت: درشت است و تن من تحمّل درشتی آن را ندارد. وقتی به خلافت رسید، یک گلیم برای او آوردند، که ارزش آن شش درهم بود. بر آن دست کشید و گفت: نرم است، اگر آن را بپوشم از رنج درویشانی که لباس ندارند و در تحت حمایت من هستند، بیخبر میمانم. میمون میگوید: آن پارچهی اطلس را به او یادآوری کردم. عمربنعبدالعزیز خندید و گفت: نفس من آنقدر شریف و بلندهمّت است، آن روز که در طلب دنیا بودم، آن را تحمّل نکرده، امروز که در طلب سرمایهی آخرت هستم، چگونه تحمّل میکند؟ میمون میگوید: از کمال همّت او تعجّب کردم و برایش دعا نمودم. حکایت چهارم: درویش و مرد پستهمّت در مقامات شیخ بایزید بسطامی نقل کردهاند که: یکی از مریدان به خدمت او آمد و گفت: پسری دارم که از مریدان شماست و برای او از اقوام خواستگاری کردهام و عروسی در پیش است. خواهش میکنم شیخ به یکی از درویشان بگویند تا به خانهی ما بیاید و غذایی بخورد. شیخ به یک درویش اشاره کرد برود و دل این مسلمان را نشکند. پس درویش به خانهی او رفت و او درویش را خدمت کرد. وقتی سفره پهن کردند و درویش لقمهای برداشت تا بخورد، میزبان از راه اعتقادی که داشت گفت: مدّتی بود میخواستم تا یکی مثل شما به خانه بیاورم تا برکت سفرهی من باشد. این لقمهای که تو در دهان میگذاری، دوستتر از آن میدارم که کسی دههزار درهم به من بدهد. پس آن درویش لقمه را نخورد و به خانقاه برگشت. مرد به خدمت شیخ رفت و گفت: نمیدانم، به چه دلیل از من ناراحت شد و لقمهای از غذای ما را نخورد؟ شیخ از درویش پرسید، درویش جواب داد: مرد بیهمّتی است. من میخواستم برای او دعایی کنم و خوبی برای او بخواهم، که بهتر از هشت بهشت بود، امّا او به دههزار درهم پایین آورد و من فهمیدم که همّتی ندارد و غذای افراد پستهمّت بر ما حرام است. از اینجا میتوان فهمید که دین و دنیا بستگی به بلندهمّتی دارد. خسیس بیهمّت اگر به اوج دولت هم باشد، در هر دو دنیا ترقّی نمیکند. ۳-۱-۲۴٫ رحم و شفقت حکایت اوّل: ترحّم بر حیوانات در دورهی غزنویان، ناصرالدّوله سبکتگین در نیشابور بود و هر روز برای شکار به صحرا میرفت. روزی در صحرا آهوبچّهای دید. او را گرفت و دست و پایش را بست و در جلوی اسب گذاشت. وقتی مقداری راه رفت، مادر آن آهو را دید که به دنبال آنها میآید. پس با خود گفت: من باید از این آهوبچّه صرفنظر کنم. او را آزاد کرد تا با مادرش برود. وقتی به شهر رسید، آن شب خواب پیامبر (ص) را دید که به او گفت: ای سبکتکین! آن مهربانی و دلسوزی که تو در حقّ آن بیچاره کردی و در حقّ آن رحم نمودی، در پیشگاه خدا عزیز شدی و تو اولیالامر خواهی شد! باید در حقّ بندگان خدا نیز رحم و دلسوزی کنی تا پادشاهی تو دوام داشته باشد. امیر سبکتکین از آن به بعد، نیکوکار شد و آن دلسوزی باعث آن همه دولت او شد. حکایت دوم: لطف بیپایان خدا
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به نظر میرسد با توجه به عصمت پیامبر، بحث از اینکه ایشان تا چه حد بر امور شخصی افراد ولایت دارند، بی مورد باشد. علامه طباطبایی درباره آیه «النبی اولی بالمؤمنین…» چنین میگوید: «انفس مؤمنان، همان مؤمنان است. پس معنای آیه این است که پیامبر از خود آنان به خودشان اولویت دارد؛ و معنای اولویت، رجحان جانب پیامبر است هنگامی که امر دایر بین ایشان و دیگران شود. پس خلاصه اینکه هر چه مؤمن برای خودش قائل است، مانند حفاظت، محبت، مراقبت، بزرگی و به اجرا گذاشتن اراده، پس پیامبر از خودش به آن امر اولی است و اگر امر بین پیامبر و خودش در یکی از آنها دایر شود، جانب پیامبر بر خودش ارجحیت دارد.»[۵] (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳ ـ آیههایی که در زمینهی حکم پیامبر سخن میگویند دسته سوم از آیههایی که به مسؤولیت سیاسی پیامبر میپردازند، ایشان را حاکم در میان مردم معرفی میکنند. این آیات به سه صورت در قرآن کریم مطرح شده است: یک دسته، هدف از فرو فرستادن کتاب بر پیامبر را حکمیت بین مردم معرفی میکند: «إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَینَْ النَّاس… ما این کتاب را به حقّ بر تو نازل کردیم تا میان مردم به [موجب] آنچه خدا به تو آموخته داوری کنی…» (نساء/۱۰۵) دستهی دیگر، مقتضای ایمان را حاکم کردن پیامبر در امور اختلافی میان مؤمنان و تسلیم حکم وی بودن، میداند: «فَلَا وَ رَبِّکَ لایُؤْمِنُونَ حَتی یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لایجَِدُواْ فی أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا. ولی چنین نیست. به پروردگارت قَسَم که ایمان نمیآورند مگر آنکه تو را در مورد آنچه میان آنان مایه اختلاف است، داور گردانند؛ سپس از حکمی که کردهای در دلهایشان احساس ناراحتی [و تردید] نکنند، و کاملًا سرِ تسلیم فرود آورند.» (نساء/۶۵) دستهی سوم، حکم ابتدایی پیامبر را در امور آنان نافذ دانسته و اختیار آنان را در این موارد سلب میکند: «وَ مَا کاَنَ لِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُؤْمِنَهٍ إِذَا قَضی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَن یَکُونَ لهَُمُ الخِْیرََهُ مِنْ أَمْرِهِم… و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد که چون خدا و فرستادهاش به کاری فرمان دهند، برای آنان در کارشان اختیاری باشد…» (احزاب/۳۶) حکم در قرآن کریم، مربوط به قانونگذاری و تشریع است; زیرا حکم به طور انحصاری در اختیار خداوند است: «وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِن شیْءٍ فَحُکْمُهُ إِلی الله… و دربارهی هر چیزی اختلاف پیدا کردید، داوریاش به خدا [ارجاع میگردد].» (شوری/۱۰) اما گاهی نیز به کتاب و گاه به پیامبران نسبت داده شده است. از این رو، تشریع خداوند در قالب کتاب و کلام پیامبران، احکام کلی مورد نیاز مردم را بیان میکند; همان طور که این آیه شریفه بر آن دلالت دارد: «…وَ أَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَینَِّ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیهِْم… و این قرآن را به سوی تو فرود آوردیم تا برای مردم آنچه را به سوی ایشان نازل شده، بیان کنی…» (نحل/۴۴) امور حکومتی که به شرایط مختلف بستگی دارد و همینطور امور قضایی جزئی که بر طبق قوانین کلی در موارد مختلف صادر میشود، بر عهدهی پیامبر است: «إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَینَْ النَّاس… ما این کتاب را به حقّ بر تو نازل کردیم تا میان مردم به [موجب] آنچه خدا به تو آموخته داوری کنی…» (نساء/۱۰۵) علامه طباطبایی قدس سره در این باره میفرماید: «اطاعت از پیامبر دو جهت دارد: یکی جهت تشریع آنچه خداوند بدون آوردن در کتاب، بر او وحی میکند که همان تفصیل مجملات قرآن کریم و متعلقات و مرتبطات آن است; همان طور که خداوند متعال فرموده است: «و انزلنا الیک الذکر…». دوم، تصمیمات خودش است که مربوط به امر ولایت حکومت و قضای اوست و خداوند متعال فرموده: «لتحکم بین الناس…» و این شامل تصمیماتی است که بر اساس ظاهر قوانین قضایی، بین مردم حکم میکند؛ و نیز تصمیماتی که در امور مهم به آنها حکم میکند و خداوند به او دستور داده که در آنها با مردم مشورت کند: «و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله» که در مشورت، مردم را داخل کرده است; ولی در تصمیم گیری، پیامبر را تنها ذکر کرده است.»[۶] معنای حکمیت پیامبر سیاق آیات با اختصاص آن به مورد قاضی تحکیم که در خصوص آیه ۳۶ سورهی احزاب احتمال داده شده، منافات دارد; زیرا: اولا همان گونه که از آیات روشن شد، دادن این حکم به پیامبر، همان حکم انحصاری خداوند است که به او تفویض شده و مورد آن، امور دین و جامعهی مؤمنان میباشد. ثانیا در آیه «فَلَا وَ رَبِّکَ لایُؤْمِنُونَ حَتی یُحَکِّمُوکَ…» (نساء/۶۵) نیز با رجوع به آیات قبل، میبینیم که ابتدا آیه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول…» قرار دارد و سپس به این مساله پرداخته شده که هرگاه به مردم گفته میشود به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی رسول بیایید، منافقان از رسول اعراض میکنند. آن گاه این حکم کلی دربارهی همه پیامبران مطرح گردیده است: «ما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله» (نساء/۶۴) و سپس آیه مورد نظر قرار گرفته است و مؤمنان را کسانی قلمداد کرده که هم پیامبر را در میان خود حاکم میگردانند; یعنی ملزم هستند که او را حاکم کنند؛ و هم از دل و جان به حکم او راضی وتسلیم هستند و در آیه بعد، یکی از احکامی را که احتمال داشت از سوی پیامبر صادر گردد، با این مضمون توضیح میدهد: «اگر ما به آنان دستور میدادیم که همدیگر را بکشید یا از شهر و دیارتان خارج شوید، جز عدهی اندکی آن را اجرا نمیکردند.» ثالثا در آیه مورد استشهاد، برای حمل حکم پیامبر بر قاضی تحکیم ـ همانطور که قبلا هم توضیح داده شدـ، مساله روشنتر است; زیرا در آن جا اصلا سخن از پذیرش یا عدم پذیرش نیست تا حمل بر قضاوت در امور شود؛ بلکه بحث در این است که هرگاه امر مبرمی از سوی خدا و رسول صادر گردید، مؤمنان از خود اختیاری ندارند; یعنی حتی اموری که به طور عادی در اختیار خودشان است، با حکم خدا و رسول، از آنان سلب میشود. این مطلب، حکایت از این میکند که حکم پیامبر شامل همه دستورهایی است که ایشان در موارد مختلف دادهاند و حتی عمل به این احکام، اعم از این است که او حضور داشته باشد یا نه و در صورت عدم حضور او نیز اگر مسالهای پیش آید که حکمش از سوی پیامبر صادر شده باشد، عمل به آن لازم است. ۴ ـ آیههایی که پیامبر را محور امور اجتماعی معرفی میکنند محور بودن انبیا در ایجاد قسط در جامعه قرآن کریم، یکی از اهداف بعثت انبیا را اقامهی قسط در جامعه انسانی معرفی میکند: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط… ما پیامبرانمان را با دلیلهای روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به عدالت رفتار کنند.» (حدید/۲۵) عدالت اجتماعی یکی از آرزوهای جوامع بشری در طول تاریخ بوده و هست و همهی کسانی که به گونهای ادارهی جامعه را بر عهده دارند یا میخواهند بر عهده بگیرند، آن را به مردم نوید میدهند و خداوند نیز پیامبران را با همین هدف به میان مردم فرستاده و ابزار لازم را نیز که عبارت از کتاب و میزان باشد، در اختیار آنان قرار داده است. (ناگفته نماند که قسط در مورد انبیا، دایرهای بسیار وسیعتر از آنچه مربوط به زندگی مادی انسان است، را شامل میشود.) نکتهای که در آیه شریفه وجود دارد ـ و جزو سنتهای تغییرناپذیر خداوند است ـ اینکه مردم در پذیرش هدایت تشریعی خداوند، مختارند. از این رو، رهبری پیامبران بر اساس ایمان تحقق مییابد نه بر اساس زور؛ و در این آیه نیز پس از تامین محورهای تحقق قسط در اجتماع که عبارت است از: رهبری معصومان و قانون، قیام به قسط بر عهدهی خود مردم گذاشته شده است. جالب اینکه قوهی قهریه که یکی از ضروریات برای اصلاح جامعه است، در مرحله بعد قرار داده شده و هدف از آن، نصرت پیامبران و خداوند بیان شده است: «…وَ أَنزَلْنَا الحَْدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنَفِعُ لِلنَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْب إِنَّ اللَّهَ قَوِی عَزِیز. و آهن را که در آن برای مردم خطری سخت و سودهایی است، پدید آوردیم تا خدا معلوم بدارد چه کسی در نهان، او و پیامبرانش را یاری میکند. آری، خدا نیرومند شکست ناپذیر است.» در نتیجه، اجرا شدن قسط در جامعه به وسیلهی پیامبران، پس از ایمان به آنان تحقق خواهد یافت و پیش از این مرحله ـ همانطور که گذشت ـ وظیفهی آنان هشدار برای ایمان آوردن کافران و مشرکان است که خود، نوع دیگری از قسط است؛ زیرا در منطق قرآن کریم «…إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیم. به راستی شرک ستمی بزرگ است». از اینجا این پرسش نیز پاسخ داده میشود که چرا عدهای از پیامبران به رهبری مردم نپرداختند؟ علت آن را باید در عدم پذیرش ایشان از سوی اقوام مخاطبشان جستوجو کرد به گونهای که شرایط تحقق یک جامعهی مؤمن که تابع ایشان باشد، فراهم نگردید. اجازه گرفتن از پیامبر هنگام شرکت در امور اجتماعی در سورهی نور، خداوند بر محوریت پیامبر در امور اجتماعی تاکید میکند و مؤمنان را کسانی قلمداد میکند که در این امور، تابع او هستند: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذَا کَانُواْ مَعَهُ عَلی أَمْرٍ جَامِعٍ لَّمْ یَذْهَبُواْ حَتی یَسْتَْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَْذِنُونَکَ أُوْلَئکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لهَُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیم. جز این نیست که مؤمنان کسانیاند که به خدا و پیامبرش گرویدهاند، و هنگامی که با او بر سر کاری اجتماع کردند تا از وی کسب اجازه نکنند، نمیروند. در حقیقت، کسانی که از تو کسب اجازه میکنند، آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس چون برای برخی از کارهایشان از تو اجازه خواستند، به هر کس از آنان که خواستی اجازه ده و برایشان آمرزش بخواه که خدا آمرزنده مهربان است.» (نور/۶۲) این آیه شریفه، نقش رهبری مؤمنان را به پیامبر نسبت میدهد و تقدم امور اجتماعی بر امور شخصی را بیان میکند و تذکر میدهد که در امور اجتماعی، هیچ کس حق تکروی و عمل بر اساس رای خویش را ندارد و باید همهی امور با اجازهی پیامبر انجام گیرد. البته به پیامبر نیز سفارش میکند که اگر افرادی برای رفع گرفتاریهای شخصی از تو اجازه خواستند، به آنان اجازه بده; ولی این اجازه نیز به خواست ایشان بستگی دارد. در آیه بعد نیز به این محوریت، به گونهای دیگر توجه شده و دعوت پیامبر به عنوان رهبر، غیر از دعوت دیگران تلقی گردیده و به آثار زیانبار مخالفت با دستورهای ایشان که تحقق فتنه یا نزول عذاب میباشد، پرداخته شده است: «لاتجَْعَلُواْ دُعَاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعَاءِ بَعْضِکُم بَعْضًا قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِینَ یَتَسَلَّلُونَ مِنکُمْ لِوَاذًا فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یخَُالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِیبهَُمْ فِتْنَهٌ أَوْ یُصِیبهَُمْ عَذَابٌ أَلِیم. خطاب کردن پیامبر را در میان خود، مانند خطاب کردن بعضی از خودتان به بعضی [دیگر] قرار مدهید. خدا میداند [چه] کسانی از شما دزدانه [از نزد او] میگریزند. پس کسانی که از فرمان او تمرّد میکنند بترسند که مبادا بلایی به آنان رسد یا به عذابی دردناک گرفتار شوند.» (نور/۶۳) علامه طباطبایی در این باره میفرماید: «خواندن رسول، عبارت از خواندن مردم به کاری از کارها است; مانند خواندن آنان به ایمان و عمل صالح و خواندن آنان برای مشورت در کارهای اجتماعی و خواندن آنان به نماز جمعه و دستور به آنان در کارهای دنیوی یا اخرویشان. پس همهی اینها، خواندن از سوی پیامبر محسوب میشود.»[۷] بدین ترتیب، با توجه به سیاق آیات، این احتمالات که مراد از خواندن رسول، صدا زدن مردم اسم رسول خدا را، مانند دیگر مردم باشد، یا مقصود از مخالفت از امر، در «فلیحذر الذین یخالفون» دستور خداوند باشد، منتفی میگردد؛ هر چند اگر این احتمالات را درست نیز فرض کنیم، صراحت آیات در محوریت پیامبر در امور اجتماعی، بر جای خود باقی است. محور بودن پیامبر در امور مالی جامعه از محورهای مهم در امور اجتماعی، امور مالی است. در اسلام، سه محور مهم برای تحقق عدالت اجتماعی در این بعد در نظر گرفته شده که هر سه در اختیار پیامبر به عنوان رهبر اجتماع قرار داده شده است. زکات، خمس و انفال، این سه محور را تشکیل میدهد (هر چند صدقات و کفارات واجب و مستحب دیگری نیز در این زمینه مطرح است که بیشتر جنبهی فردی دارند و قابل پیشبینی نیز نیستند). خداوند پیامبر را متولی امور زکات قرار داده و از مؤمنان میخواهد به سهمی که از سوی خداوند و پیامبر به آنان داده میشود، راضی باشند: « وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُواْ مَا ءَاتَئهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قَالُواْ حَسْبُنَا اللَّهُ سَیُؤْتِینَا اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنَّا إِلی اللَّهِ رَاغِبُون. و اگر آنان به آنچه خدا و پیامبرش به ایشان داده اند خشنود میگشتند و میگفتند: «خدا ما را بس است به زودی خدا و پیامبرش از کَرَم خود به ما میدهند و ما به خدا مشتاقیم» [قطعاً برای آنان بهتر بود].» (توبه/۵۹) سهام افراد و نیز افرادی را که مشمول زکات هستند، پیامبر معین میکند. علاوه بر اینکه یکی از مصادیق آن، که فی سبیل الله است، هنگام مصرف نیز به سرپرست نیاز دارد. انفال و خمس نیز مانند زکات است؛ جز اینکه انفال، تنها ویژهی خداوند است: «یَسَْلُونَکَ عَنِ الْأَنفَالِ قُلِ الْأَنفَالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُول… از تو در باره غنایم جنگی میپرسند. بگو غنایم جنگی اختصاص به خدا و فرستادهی [او] دارد …» ولی در خمس، افراد دیگری نیز شریکند: «وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُول وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتَامَی وَ الْمَسَاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیل … و بدانید که هر چیزی را به غنیمت گرفتید، یک پنجم آن برای خدا و پیامبر و برای خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راهماندگان است…» (انفال/۴۱) ۵ ـ آیههایی که مؤمنان را به ایمان به پیامبر فرا میخوانند در قرآن کریم آیههایی وجود دارد که مؤمنان را به ایمان به خداوند و رسول فرا میخواند. در بعضی از این آیات، خداوند و رسول هر دو ذکر شدهاند: «یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ ءَامِنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتَابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلی رَسُولِهِ وَ الْکِتَابِ الَّذِی أَنزَلَ مِن قَبْل… ای کسانی که ایمان آوردهاید، به خدا و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاد، و کتابهایی که قبلا نازل کرده، بگروید…» (نساء/۱۳۶) هر چند این آیه نیز برای استدلال بر مطلوب کفایت میکند، ولی چون ممکن است بر مراتب ایمان قلبی حمل شود، آیهای را دراین باره میآوریم که مؤمنان را به ایمان به رسول فرا میخواند: «یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ءَامِنُواْ بِرَسُولِه یُؤْتِکُمْ کِفْلَینِْ مِن رَّحْمَتِه … ای کسانی که ایمان آوردهاید! از خدا پروا دارید و به پیامبر او بگروید تا از رحمت خویش شما را دو بهره عطا کند…» (حدید/۲۸) در این آیه، مؤمنان به ایمان به رسول دعوت شدهاند و با توجه به اینکه آنان قبلا به خداوند، رسول او و کتاب ایمان آوردهاند، در این آیه، نکتهای نهفته است. علامه طباطبایی در این باره میفرماید: «مقصود از ایمان به رسول، اطاعت کامل از او در آنچه دستور میدهد و آنچه باز میدارد، میباشد؛ چه حکمی از احکام شرع باشد یا از جهت ولایت امور امت، دستوری از او صادر شده باشد.»[۸] آنگاه که این آیه شریفه را به ضمیمهی آیات قبل که هدف از بعثت انبیا را اقامهی قسط معرفی میکنند در نظر بگیریم و به نتیجهی ایمان به رسولـ که نوری از سوی خداوند است که به واسطه آن، مردم در دنیا حرکت میکنند ـ توجه کنیم، این مساله آشکارتر میشود که خداوند اطاعت کامل از پیامبرش را خواسته و او را حاکم بر امور مردم قرار داده است. فصل دوم مسؤولیت سیاسی پیامبر در قرآن رویکرد قرآن به جایگاه سیاست خارجی و روابط بینالملل در حکومت نبوی روابط خارجی، به مجموعهی روابط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی سیاسی ودیپلماسی میان دولتها و ملتها گفته می شود. تفاوت روابط خارجی با سیاست خارجی درآن است که سیاست خارجی به مفهوم امروزی خود، تنها به سیاستهایی گفته می شود که مجری آنها وزارت خارجهی دولتها باشد و از کانال آن وزارت پایهریزی گردد. به دیگر سخن، سیاست خارجی عبارت است از سیاست یک دولت در کنش متقابل با دیگر دولت ها و ملتها. روابط دیپلماتیک هم عبارت از روابطی می باشد که بین دولتها پس از شناسایی یکدیگر وتوافق در برقراری روابط، با اعزام نماینده ایجاد می شود. به بیان دیگر، روابط دیپلماتیک، شامل کلیه ارتباطات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است که بین دو یا چند دولت از طریق نمایندگیهای دیپلماتیک دولتها صورت میگیرد. پس روابط دیپلماتیک، به روابط میان دولتها گفته میشود و شامل روابط میان ملتها وسازمان های غیر دولتی نمیگردد. بنا براین، روابط خارجی مفهوم وسیعتری از سیاست خارجی و روابط دیپلماتیک دارد. هدف ما در این بخش، بررسی رفتار پیامبر درعرصهی روابط خارجی به معنای وسیع کلمه است و شامل هر گونه روابط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و دیپلماسی میگردد. اهداف سیاست خارجی پیامبر رسالت پیامبر که خاتم پیامبران است، دو ویژگی عمده دارد: جهانی و جاودانگی؛ این دو ویژگی نشان میدهد که اسلام عقیدهای است فراتر از سرزمین یا سرزمینهای خاص؛ بلکه به تمامی افراد با تفاوتهای نژادی، قومی تعلق دارد. قرآن نیز بر این دو حقیقت تصریح دارد: «وَ مَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا کَافَّهً لِّلنَّاسِ بَشِیرًا وَ نَذِیرًا وَ لَکِنَّ أَکْثرََ النَّاسِ لَا یَعْلَمُون. تو را به پیامبری نفرستادیم، مگر بر همهی مردم مژده دهنده و هشدار دهنده؛ ولی بیشتر مردم ]این موضوع را[ نمیدانند.» (سبأ/۲۸) علت این عمومیت نیز این است که مبنای تشریع و احکام اسلامی فطرت انسانی است؛ لذا اختصاص به مکان خاصی ندارد. فطرت، روح، فکر و هدف مشترک آدمی، همواره جامعهی بشری را به همگونی فرا میخواند؛ و چون جایگاه رسالت پیامبر فطرت و خواستهی مردم بود، آرمان نهایی اسلامی، رسیدن به امت واحد بشری و از میان رفتن مرزهای جغرافیایی و به وجود آمدن کشور واحد جهانی، تحت حاکمیت قانون واحد الهی است. در مورد انسانها نیزگروه بندیهای میهنی یا قبیلهای، در عین اینکه افراد یک کشور و یا یک قبیله را در یک مجموعه گرد میآورد و به آنها وحدت میبخشد، آنها را در برابر واحد دیگری قرار میدهد؛ لذا یکی از اهداف رسالت پیامبر، سرعت بخشیدن به روند تکاملی جامعه برای رسیدن به این هدف مطلوب است. اسلام با استراتژی دعوت به مکتب فطرت و ارائه ایدئولوژی سازگار با فطرت و عقل، جوامع بشری را به سمت چنین جامعهی جهانی و شکل گیری یک امت نزدیک میکند. از این رو، هدف غایی پیامبر، دعوت تمامی مردمان آن روزگار به اسلام بود. پیامبر نه تنها باید مردم مکه، حجاز و شبه جزیره عربستان را به اسلام دعوت مینمود، بلکه میبایست طبق فرمان خداوند متعال، دعوت خویش را حتی به خارج از شبه جزیره، از ایران تا روم و مصر و حبشه و دیگر کشورهای وقت میرساند. از سوی دیگر، چون دعوت پیامبر جاودانی بود باید زمینههای آن نیز فراهم میشد. نظام سیاسی اسلام در عصر پیامبر، از ساختار بسیار سادهای برخوردار بود. پیامبر به عنوان رهبر دینی و سیاسی جامعه، مسؤولیت تمام امور را در دست داشت. او همچنان که مسؤولیت سیاسی را به عهده داشت، مسؤولیت قضایی، اجرایی و نظامی را نیز عهدهدار بود. سیستم اداری او از چند نفر کاتب و تعدادی اصحاب و یاران که معمولا در کنار او بودند و داوطلبانه و بدون برخورداری از عناوین رسمی انجام وظیفه میکردند تشکیل شده بود. ساختار تصمیم گیری مرکب بود از شخص پیامبر، وحی و مشورت. این ساختار به ایشان امکان میداد تا تصمیمات و برنامه ریزیها را در کوتاهترین مدت انجام داده و در اجرای آنها نیز از سرعت فوقالعادهای بهرهمند باشد. دیپلماسیای که از مرکزیت این ساختار رهبری میشد، همانند سیاستهای داخلی، در کمال سادگی و صراحت انجام میگرفت. از طرف دیگر، با توجه به ساختار تصمیم گیری ویژه، اهداف و اصول حاکم بر سیاست خارجی، ماهیت کاملا دینی و الهی به خود میگرفت؛ به همین دلیل دیپلماسی پیامبر اسلام، دیپلماسی کاملا دینی بود. دیپلماسی عصر پیامبر دیپلماسی پیامبر را در سه سطح میتوان تحلیل کرد: الف ـ دیپلماسی با قبایل عرب و یهودیان; بـ دیپلماسی با دولتهای همجوار; جـ دیپلماسی با قدرتهای بزرگ ایران و روم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
حقوقدانان بین المللی انتقادها و نگرانیهای متفاوتی را نسبت به جنبه های اجرایی نظریه مسئولیت حمایت ابراز نمودهاند.. شایسته است تا این نگرانیها و ایرادات را مورد موشکافی قرار دهیم. . بند نخست: چالشهای پیش روی سازماندهی اجرایی نظریه مسئولیت حمایت در میان سازوکارهای ملل متحد و سازمانهای منطقهای، از حیث آمادگی اجرایی برای نظریه مسئولیت حمایت، هنوز اقدام چشمگیری صورت نگرفته است؛ چه اینکه به نظر میرسد، مرحله سازماندهی کردن مسئولیت حمایت و گنجاندن وظایف حاصل از این نظریه، در قالب یک مؤسسه یا نهادی بین المللی یا منطقهای، جز در مواردی خاص، هنوز انجام نگرفته است. در قاره افریقا، مطابق با فصل ششم پروتکل ۱۹۹۹ راجع به سازوکارهای پیشگیری از درگیریها، مدیریت، حلو فصل، ایجاد صلح و امنیت، نظامی برای کنترل امنیت و صلح در منطقه، بوجود آورده که به نام شبکه هشدار و واکنش جامعه اقتصادی کشورهای غرب افریقا[۳۲۳] مشهور است. در اروپا نیز گروه مبارز اتحادیه اروپا[۳۲۴]، سازوکارهای مشابهای را داراست. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
هنوز در میان اسناد منتشر شده راجع به مسئولیت حمایت مشخص نیست که چه نهادی یا چه کسی صلاحیت آن را داراست تا وضعیتهای مربوط به مسئولیت حمایت را اعلام نماید. کماکان این سوال باقی است که آیا دبیرکل ملل متحد این اقدام را انجام میدهد یا مشاور ویژه دبیرکل در پیشگیری از نسلزدایی یا اینکه مشاور ویژه دبیرکل در مسئولیت حمایت، وظیفه انجام این کار را برعهده دارند. اختلاف نظرها درباره صلاحیت داشتن شورای امنیت یا مجمع عمومی یا سازمانهای منطقهای در این موضوع نیز وجود دارد.[۳۲۵] اما به نظر میرسد، مجمع عمومی اختیاری در تجویز مداخله نظامی نداشته باشد و سازمانهای منطقهای نیز مطابق با ماده ۵۳ منشور، که اشعار میدارد: «هیچ گونه عملیات اجرایی به موجب قراردادهای منطقهای یا توسط مؤسسات منطقهای بدون اجازه شورای امنیت صورت نخواهد گرفت»، نمیتوانند بطور مستقل اقدام نمایند و از این جهت شورای امنیت بهترین گزینه خواهد بود.[۳۲۶] باید اضافه کرد، در اجرای مسئولیت حمایت، هنوز هماهنگیهای لازم میان ملل متحد و سازمانهای منطقهای بوجود نیامده است؛ بدین معنا که ملل متحد هنوز به خوبی قادر نیست تا به تحلیل دلایل وقوع بحران در مناطق مختلف بپردازد و در جهت حل بحران از بازیگران منطقهای استفاده نماید.[۳۲۷] به عبارتی دیگر، به دلیل فقدان سازماندهی مناسب نظریه مسئولیت حمایت، در میان سازمانهای بین المللی از جمله ملل متحد و در پی آن عدم تقسیم وظایف و تعهدات حاصل از آن میان ارکان مختلف ملل متحد یا سازمانهای بین المللی و منطقهای دیگر، هنوز متصدیان اجرای مسئولیت حمایت مشخص نیستند. به عنوان نمونه هنوز واضح نیست که چه رکنی در جامعه بین المللی باید اطلاعات زمینه ساز بحرانهای را در کشورهای مختلف جمعآوری کند و به تحلیل آن بپردازد، یا آنکه ملموس نیست که چه کسی یا چه رکنی باید هشدارهای به هنگام را انجام دهد و حتی مشخص نیست که این هشدارها باید به چه مقام دارای صلاحیتی منعکس شود. در فرض انعکاس این هشدارهای به دبیرکل ملل متحد یا شورای امنیت، باید این سوال را مطرح کرد که آیا میتوان به همکاری سازمانهای بین المللی و منطقهای، که دارای ظرفیتهای مناسبی اجرایی هستند، چشم امید داشت. در نهایت، باید اذعان کرد، که در بیانیه نشست سران، برعکس گزارش کانادایی مسئولیت حمایت، به سازمانهای منطقهای در قالب فصل هشتم، نقشی فرعی داده شده است؛ بدین معنا که در گزارش کانادایی مسئولیت حمایت، به محض ناکامی شورای امنیت، سازمانهای منطقهای در قالب فصل هشتم، صلاحیت این را مییافتند تا در راستای اهداف مسئولیت حمایت اقدام نمایند، در حالی که در بیانیه نشست سران، سازمانهای منطقهای، تنها با مجوز و خواست شورای امنیت است، که میتوانند در اجرای مسئولیت حمایت همکاریهایی را به عمل آورند. نگرانی مهم دیگر، با توجه به موردی بودن مسئولیت حمایت، خطر بالقوه سوءاستفاده از این نظریه و اعمال معیارهای دوگانه[۳۲۸]، است. استناد اعضای دائمی شورای امنیت به نظریه مسئولیت حمایت در قضیه برمه[۳۲۹]، یکی از این نمونه ها است. در این قضیه، کشور برمه، پس از طوفان سال ۲۰۰۸، در حالی که خود از کنترل اوضاع درمانده بود، از قبول کمکهای بشردوستانه خودداری میکرد و این دلیلی بود تا در شورای امنیت به تحریک فرانسه، به مسئولیت حمایت برای مداخله در برمه استناد شود. در حالی که بحران برمه، ابتداً بوسیله بلایای طبیعی آغاز شده بود و در قالب مسئولیت حمایت، که میبایست بحران توسط انسانها ایجاد شده باشند و موجب خدشه به وجدان بشری گردند، نمیگنجید. در این قضیه، اعمال نظریه مسئولیت حمایت با مخالفت چین و روسیه در شورای امنیت به بهانه داخلی بودن مسئله برمه همراه بود.[۳۳۰] مثال دیگر، قضیه روسیه و گرجستان در سال ۲۰۰۸ است. در این سال، روسیه با ادعای اینکه علیه تابعانش در گرجستان، جنایت نسلزدایی در حال وقوع است، به نظریه مسئولیت حمایت استناد میکند و بصورت یکجانبه علیه گرجستان از نیروی نظامی استفاده میکند. در حالی که، اقدام نظامی صورت گرفته علیه گرجستان، بدون رعایت اصول مسئولیت حمایت در الزام به اقدام از طریق ملل متحد و حتی بدون گذراندن مرحله پیشگیری صورت گرفته بود و هیچ گونه تناسبی با سطح جنایات وقوعیافته در گرجستان نداشت.[۳۳۱] این وقایع خود میتواند ترس از سوءاستفاده از نظریه مسئولیت حمایت و بازگشت به دوران قبل از منشور و ایجاد فضای مداخلهگرایی با استناد به این نظریه، را گسترش دهد. در این زمینه که در اجرای مسئولیت حمایت چه اقداماتی و در سطحی و در چه دوره زمانیای باید انجام شود، نیز ابهامات فراوانی وجود دارد. بدین معنا که در رابطه با بهره گرفتن از زور، گزارش کمیسیون و همچنین گزارش هیأت عالیرتبه اصولی پنجگانه را برای انجام هر مداخله نظامی، بیان کردهاند؛ اما در سند نهایی سران جهان در سال ۲۰۰۵، که شاید مهمترین سند درباره مسئولیت حمایت است، هیچگونه استناد یا اشاره ای به این اصول نشده و همین امر موجب گردیده است تا ابهاماتی راجع به زمان و نحوه اقدامات نظامی در نظریه مسئولیت حمایت ایجاد شود. باید اضافه کرد، راجع به سطح اقدامات پیشگیرانه در اجرای مسئولیت حمایت نیز هنوز ابهاماتی وجود دارد. بند دوم: چالشهای حقوقی مانع اجرای نظریه مسئولیت حمایت اساساً راجع به وضعیت حقوقی اجرای مسئولیت حمایت هنوز ابهاماتی وجود دارد. هنوز جامعه بین المللی، با وجود سند نهایی ۲۰۰۵ و همچنین بیانیه مجمع عمومی در سال ۲۰۰۹، درباره این موضوع که نظریه مسئولیت حمایت، توانسته در سطح یک هنجار بین المللی ظاهر شود و برای اعضای جامعه بین المللی الزامی حقوقی ایجاد نماید، دچار تردید هستند. برخی از کشورها نظیر امریکا ، نظریه مسئولیت حمایت را اصلی اخلاقی میپندارند و الزامی حقوقی برای آن قائل نیستند و معتقدند، نه ملل متحد و نه کشورها، الزامی در انجام مداخله مطابق حقوق بینالملل ندارند.[۳۳۲] همینطور برخی از حقوقدنان بر این باورند که غیر از کنوانسیون منع نسلزدایی، هیچ دکترین محکمی به وجود نیامده است که کشورهای ثالث برابر جلوگیری نکردن از جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت در کشور دیگر، مسئول بداند. بنابراین بسیاری از کشورها نظریه مسئولیت حمایت، را بیشتر تعهدی سیاسی میداند تا اینکه برای آن الزامی حقوقی قائل شوند.[۳۳۳] در هر حال، توقع انجام مسئولیت از سوی جامعه بین المللی و کشورها بر پایه نظریه مسئولیت حمایت، نقطه آغازی بر ملاحظه چنین مسئولیتهایی در قبال نقضهای فاحش حقوق بینالملل بشردوستانه و حقوق بشر است و بحثهای دقیقتر و دیدگاه های حقوقی موشکافانهتر در آینده، به ویژه از سوی کمیسیون حقوق بینالملل، میتواند زوایای مسئولیتهای ناشی از این نظریه را بیش از پیش روشن سازد. در هر حال، مسئولیت حمایت به عنوان هنجاری بین المللی که هر روز شکل بهتر و قوام یافتهتری به خود میگیرد، نیازمند سازماندهی مناسب اجرایی است تا ابهامات ارگانیک آن رفع و و انتظار مسئولیت به ویژه از جامعه بین المللی، ملموستر گردد. اما با این وجود، شاید بتوان اینگونه استدلال کرد که وضعیت کنونی سند نهایی نشست سران جهان در مجمع عمومی در سال ۲۰۰۵، قابل مقایسه با بیانیه جهانی حقوق بشر[۳۳۴] است که پیش از آنکه به عنوان اصلی عرفی در حقوق بینالملل قابلیتی حقوقی یابد، از سوی بسیاری از کشورها به عنوان الزامی اخلاقی به آن نگاه میشد. اکنون نیز نظریه مسئولیت حمایت چنین وضعیتی را تجربه میکند که با گذشت زمان و با تکرار آن در بیانیهها و قطعنامههای آینده مجمع عمومی و شورای امنیت میتوان آن را در قالب اصلی عرفی بین المللی دارای الزامی حقوقی دانست. لازم به ذکر است، بیانیه سال ۲۰۰۹ مجمع عمومی درباره مسئولیت حمایت، با تأکید بر سند نهایی ۲۰۰۵، اعلام نموده است که هر ساله به ملاحظاتش راجع به مسئولیت حمایت ادامه میدهد.[۳۳۵] مبحث دوم: چگونگی ارتقای سطح اجرایی نظریه مسئولیت حمایت ارتقای سطح اجرایی نظریه مسئولیت حمایت، میبایست در دو سطح بین المللی و داخلی، همگام با یکدیگر، پیگیری شوند تا بتوان با ایجاد سازوکارهای واقعی و کارکردی در این دو سطح، برای اجرای مسئولیت حمایت اقدامات هماهنگی را صورت داد. بند نخست: ایجاد سازوکارهای اجرایی برای مسئولیت حمایت در سطوح بین المللی افزایش آگاهیها از مفاهیم مسئولیت حمایت در میان جوامع مدنی، سیاستگذاران و عموم مردم، نخست، از طریق توسعه آموزشهای ابتدایی درباره اصول مسئولیت حمایت، نظیر آشنایی با مراحل مختلف این نظریه، محدود بودن آن به چهار جنایت هولناک و تأکید این نظریه بر پیشگیری و هشدار به هنگام، صورت میگیرد و سپس با انتشار ترجمه متون اصلی راجع به مسئولیت حمایت در کشورهای مختلف جهان، میتوان اقدامی مؤثر در جهت درک صحیح از زوایای مختلف مسئولیت حمایت صورت داد. این افزایش آگاهیها خود میتواند موجب ایجاد اجماع در جامعه بین المللی برای پذیرش تعهدات نظریه مسئولیت حمایت باشد. در ارتقای سطح نظریه مسئولیت حمایت به عرفی بین المللی، باید تلاش شود تا مباحث مسئولیت حمایت و سازوکارهای آن، وارد گفتگوها و دستور کارهای بین المللی گردد. ورود نظریه مسئولیت حمایت به معاهدات دو یا چند کشورها یا ورود آن میان قراردادهای منطقهای و بین المللی میتواند به تبدیل شدن این نظریه به عرفی بین المللی، کمک نماید.[۳۳۶] چنانکه پیش از این نیز بیان نمودیم، بسیار پر اهمیت است تا به نظریه مسئولیت حمایت شکلی مؤسساتی داده شود؛ بدین معنا که بدانیم، چه رکنی مسئول انجام وظایف مسئولیت حمایت یا هماهنگکننده سایر ارکان بین المللی در اجرای مسئولیتهای حاصل از این نظریه است. به نظر میرسد، در اجرای بهتر مسئولیت حمایت، ایدهآل آن است تا رکنی در ملل متحد مانند دبیرخانه یا شورای امنیت، وظیفه پرداختن به تعهدات و وظایف حاصل از نظریه مسئولیت حمایت را بر عهده گیرد و این رکن اختیار و ظرفیت آن را داشته باشد تا بتواند از سایر ارکان ملل متحد و همچنین سایر مؤسسات بین المللی و منطقهای که شکلی تخصصیتر به خود دارند، بخواهد که در انجام اجرای تعهدات نظریه مسئولیت حمایت همکاریهای لازم را به عمل آورند. یکی دیگر از روش های ارتقا و گسترش نظریه مسئولیت حمایت، قانونمند شدن آن در حقوق بینالملل است؛ با قانونگذاری است که مؤسسات و ارکان مختلف بین المللی و منطقهای و حتی کشورها به درک واقعی و ملموس از وظایف خود در اجرای مسئولیت حمایت میرسند و در عملیاتی ساختن آن همت میگمارند. نقش کمیسیون حقوق بینالملل، چنانکه اشاره شد، در این ارتباط مهم و اثرگذار خواهد بود. پیش از این نیز ملاحظه کردیم که شورای امنیت در سال ۲۰۰۶ و مجمع عمومی در سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۹ اقداماتی را در این راستا صورت دادند. نکته مهم دیگر در ارتقای هنجار مسئولیت حمایت در سطح عرف بین المللی، ایجاد رویه[۳۳۷] است. چنانکه میدانیم، رویه در حقوق بینالملل یکی از مهمترین عناصری است که میتواند در شکلگیری عرف بین المللی اثری تعیین کننده داشته باشد. ساخت ظرفیتهای دپیلماتیک، از اهمیت فراوانی در اجرای مراحل مختلف مسئولیت حمایت برخودار است. افزایش ظرفیتهای دپیلماتیک، از طریق ملل متحد، سازمانهای منطقهای و ارتباطهای دوجانبه کشورها ممکن است به تنظیم قواعد و الزاماتی برای کشورها و سازمانهای بین المللی منجر شود و در نهایت، زمینه های مناسبی برای کسب آمادگی مناسب در سطح بین المللی در جهت واکنش به بحرانهای شدید انسانی فراهم آورد. بند دوم: ایجاد سازوکارهای اجرایی برای مسئولیت حمایت در سطوح داخلی کشورها چنانکه میدانیم، مسئولیت نخستین حمایت از شهروندان یک کشور بر عهده دولت همان کشور است؛ بنابراین در داخل کشورها باید راهبردها و سازوکارهایی برای مقابله با بحرانهای شدید انسانی در نظر گرفته شود. طراحی و برنامه ریزی های ملی درباره اجرایی ساختن مسئولیت حمایت، از طریق ایجاد مراکزی برای انجام مباحثات درباره این نظریه و همچنین افزایش سطح آگاهیهای جامعه و تلاش برای ایجاد اجماع در داخل کشورها نسبت به اجرای مسئولیتهای حمایت، میتواند در عرصه بین المللی اجرای این نظریه را تسهیل نماید. در هر حال، برنامههای ملی گسترش و اجرایی ساختن مسئولیت حمایت، در هر کشور با توجه به اهداف و ایدهها و شرایط خاصی که هر کشور درباره مسئولیت حمایت دارد، میتواند متفاوت باشد. بدین منظور، اصولاً برنامههایی که چین در سطح ملی درباره نظریه مسئولیت حمایت خواهد داشت با برنامههایی که سودان در این ارتباط طراحی میکند، تفاوت میکند. به عنوان نمونه، چین باید به بیشتر به سیاستگذاریهای استفاده از حق وتوی خود در شورای امنیت درباره اجرای مسئولیت حمایت و ایجاد اجماع در این باره در داخل کشورش، بپردازد؛ اما در مقابل کشوری مانند سودان باید به افزایش مؤسساتی که در زمینه انجام هشدارهای اولیه و پیشگیریهای مستقیم و ساختاری، به طور تخصصی فعالیت میکنند، بپردازد. در هر حال، اختصاص مؤسساتی در نظام داخلی کشورها برای پرداختن به مسائل مربوط به مسئولیت حمایت، میتواند موجب افزایش امنیت انسانی در آن کشورها و کاهش هزینه های احتمالی ناشی از وقوع بحرانها و جنایات علیه انسانها، باشد. کشورها با قانونگذاری داخلی راجع به مسئولیت حمایت و افزایش حمایتهای اجرایی در داخل از نظریه مسئولیت حمایت، میتوانند هم سطح رعایت حقوق بشر را در کشور خود متحول سازند و هم جامعه بین المللی را در رسیدن به استقرار کامل مسئولیت حمایت در جهان یاری رسانند. تأئید و تأکید سیاستمداران و سردمداران در داخل یک کشور، راه مناسبی است تا حمایتها به سمت مسئولیت حمایت افزایش یابد. ضمن آنکه میتوان با تأسیس مؤسسات آموزشی و سازمانهای غیردولتی، در داخل کشور، آگاهیهای تخصصی را در این باره افزایش داد.[۳۳۸] به عنوان نمونه، کشور فرانسه، نظریه مسئولیت حمایت را سرلوحه دفاع و امنیت ملی و سیاست خارجیاش قرار داده است.[۳۳۹] دبیر کل ملل متحد، در گزارش سال ۲۰۰۹ خود، با آگاهی از اهمیت سازوکارهای داخلی کشور در ارتقا و اجرای مناسب نظریه مسئولیت حمایت، رکن نخست گزارش خویش را به این موضوع اختصاص داده است. وی در این گزارش، پیشنهادهایی را برای بهبود وضعیت اجرای نخستین تعهد نظریه مسئولیت حمایت در درون کشورها، مطرح میسازد که در ذیل به برخی از آنها اشاره میکنیم. کشورها باید در داخل مکانیزم مناسبی برای حل و فصل اختلافات داخلی داشته باشند و باید از حقوق زنان و اقلیتها و جوانان در کشورها به خویش حمایت و حفاظت گردد. کشورها باید تلاش کنند تا نحوه ترکیب مسئولیت حمایت را با ارزشها و معیارهای محلی، در عین جهانی بودن نظریه مسئولیت حمایت، را بیابند. کشورها باید عوامل خطرناکی را که منجر به جنایات گسترده و هولناک میشوند، شناسایی نمایند. فعالیتهای قانونگذاران، پلیس، سازمانقضایی و نیروهای نظامی، برای تسهیل اجرای حقوق بشر و بشردوستانه، گسترش یابد.[۳۴۰] گفتار دوم: توانمندیهای نهادهای بین المللی در اقدام برای مسئولیت حمایت در این گفتار، به نقش نهادهای مختلف بین المللی، اعم از منطقهای یا جهانی، در اجرای مسئولیت حمایت خواهیم پرداخت تا بتوانیم توانمندیها و ظرفیتهای نهادهای مختلف را مشخص سازیم و تلاش مینماییم تا با بیان قابلیتهای مختلف هر نهاد بین المللی، تعیین نماییم که این نهادها چگونه میتوانند در ارتقای سطح مسئولیت حمایت و اجرایی شدن هر چه سریعتر و بهتر آن، نقشآفرینی نماید. مبحث نخست: نقش ارکان مختلف ملل متحد در اجرای مسئولیت حمایت ملل متحد، چه در انجام مسئولیتهای پیشگیری و چه در انجام مسئولیتهای واکنش، باید در کانون مباحث مسئولیت حمایت قرار گیرد؛ چرا که ملل متحد در حال حاضر، دارای عضویت مؤثر جهانی است و با توجه به وجود صحنههای مختلف ابراز وجود کشورها در این سازمان، اعم از مجمع عمومی و شورای امنیت و سایر بخشهای وابسته به ملل متحد، در بالاترین نقطه از حیث مشروعیت، به نسبت سایر بازیگران عرصه حقوق و روابط بینالملل، قرار دارد. ارکان مختلف ملل متحد از جمله مجمع عمومی، شورای امنیت، دبیرخانه و سایر بخشهای وابسته به ملل متحد، در تکامل، گسترش و اجرایی شدن مسئولیت حمایت نقش به سزایی را دارند. ملل متحد، در ارتقای سطح مسئولیت حمایت، چه از منظر قانونمند نمودن این نظریه و چه از حیث سازماندهی کردن و تقسیم مسئولیتهای این نظریه میان ارکان مختلف ملل متحد و همچنین در انجام عملیاتهای اجرایی، نقش محوری و سازندهای را میتواند ایفا نماید. بند نخست: نقش مجمع عمومی در ارتقای سطح اجرایی نظریه مسئولیت حمایت مجمع عمومی با توجه به بیانیه سال ۲۰۰۹، در صدد نقشآفرینی مؤثر در زمینه هنجارسازی، در ارتباط مسئولیت حمایت و قانونمند نمودن آن در سطح جهان است. این مجمع قصد دارد تا با ملاحظه سالانه این موضوع و برگزاری جلسات رسمی و غیررسمی طی نشستهای سالیانه این مجمع با شرکت سران کشورها، به اجماعی در سطح بین المللی برای این نظریه، دست یابد تا بتواند در قدمهای بعدی، راه را برای تدوین و قانونگذاری درباره نحوه اعمال مسئولیت حمایت هموار سازد. هنگامی که به سابقه فعالیتهای مجمع عمومی در زمینه مسئولیت حمایت نگاه میکنیم، میبینیم که این رکن از ملل متحد از هر رکن دیگری در داخل ملل متحد و همچنین هر نهاد دیگر خارج از آن، توانسته است، بهتر نقشآفرینی نماید. یکی از این ایفای نقشها برگزاری نشست سران جهان در مجمع عمومی در سال ۲۰۰۵ است که موجب شد تا مهمترین سند مسئولیت حمایت یعنی سند نهایی نشست سران، منتشر گردد. این سند نزد اکثر صاحبنظران نظریه مسئولیت حمایت به عنوان سندی که قریب به اتفاق کشورهای جهان به آن نظر مثبت دارند، بسیار حائز اهمیت است. برگزاری مباحث سال ۲۰۰۹ از سوی مجمع عمومی، از دیگر اقدامات مهم هنجارسازانه این رکن درباره مسئولیت حمایت است که در نهایت، به اتخاذ بیانیه شماره ۳۰۸ از سوی مجمع عمومی درباره مسئولیت حمایت منجر گردید. در زمینه انجام واکنش برابر با وضعیتهای وخیم انسانی ناشی از چهار جنایت در حوزه مسئولیت حمایت، مجمع عمومی، چنانکه ذکر آن در فصول قبل به میان آمد، برابر با سند نهایی ۲۰۰۵ و با اتخاذ صلاحیتهای حاصله از قطعنامه اتحاد برای صلح، قادر است تا در صورت توقف شورای امنیت در انجام وظایفش در زمینه مسئولیت حمایت، وارد عمل شود و اقدامات لازم را انجام دهد. هرچند که به نظر میرسد، مجمع عمومی، باتوجه به فقدان رویه در زمینه بکارگیری اقدامات واکنشی قهری، در مسائل مربوط به انجام مسئولیت واکنش در نظریه مسئولیت حمایت، نتواند چندان موفق عمل نماید. بند دوم: نقش شورای امنیت در ارتقای سطح اجرایی نظریه مسئولیت حمایت همان قدر که نقش مجمع عمومی در هنجارسازی، بسیار پراهمیت است، نقش شورای امنیت به عنوان بازوی اجرایی ملل متحد، در تصمیمسازی، اجرا و عملیاتی ساختن مسئولیت حمایت، پررنگ جلوه میکند. هر چند که استناد شورای امنیت به مسئولیت حمایت، در قطعنامههای خود علاوه بر جنبه عملیاتی، به خودی خود، جنبه هنجارسازی و قانونمند نمودن را نیز به همراه خواهد داشت. چنانکه پیش از این بدان پرداختیم، با انتشار گزارش سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۹ دبیرکلهای ملل متحد و همچنین انتشار سند نهایی نشست سران ۲۰۰۵، در خصوص مقام صالح برای صدور مجوز برای انجام واکنشهای نظامی، شورای امنیت تنها مقام صالح برای تصمیمگیری راجع به واکنشهای نظامی بشردوستانه در نظر گرفته شده است.[۳۴۱] در واقع، در تمام اسناد موجود درباره مسئولیت حمایت، از تقویت شورای امنیت سخن گفته شده است و راجع به کنار گذاردن این شورا، در مسائل راجع به مسئولیت حمایت، سخنی به میان نیامده است. سخن از اینکه چه کسی بایست برای توقف و رفع وضعیتهای وخیم انسانی مداخله نماید، از سال ۱۹۹۹ و مداخله نظامی ناتو در کوزوو آغاز گردید. در حالی که، تلاشهای نهادهای اروپایی برای ایجاد صلح در یوگسلاوی سابق به جایی نرسید، شورای امنیت ملل متحد بحران کوزوو را در دستور کار خود قرار داد و قطعنامههای ۱۱۶۰ و ۱۱۹۹ را صادر نمود و در قطعنامه اخیر، وضعیت کوزوو را تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی تلقی نمود. عدم توجه یوگسلاوی به این قطعنامهها و ناتوانی شورای امنیت به دلیل مخالفت روسیه در اتخاذ تصمیمات شدیدتر موجب ورود ناتو به قضیه و تهدید این سازمان به استفاده از زور علیه یوگسلاوی شد. این تهدید ناتو ابتدا کارساز واقع شد اما در ادامه با وقوع قتل عام مسلمانان در شهر راساک توسط صربها، ناتو به یوگسلاوی حمله کرد و در جنگ ۷۷ روزه توانست میلوشویچ را شکست دهد و مقدمات بازگشت صلح را فراهم آورد.[۳۴۲] شورای امنیت در مقابل این حمله اقدامی انجام نداد و مداخله ناتو در کوزوو به مداخلهای “غیر قانونی اما مشروع”[۳۴۳] مشهور گردید. از آن پس بود که مسئله اصلاح منشور، بسیار جدیتر دنبال شد. در گزارش هیأت عالی رتبه، مسئله اصلاح شورای امنیت، به تفصیل مطرح شده است.[۳۴۴] در هر حال به نظر میرسد، انجام اقداماتی که شورای امنیت را وادارد تا عملکرد بهتری را در اینگونه مسائل، از خود بروز دهد، تنها با انجام پارهای از اصلاحات در منشور، درباره ساختار و نحوه تصمیمگیری این شورا، امکان پذیر است. این درحالی است که برخی نویسندگان تأسیس نهادهای جدید برای ایفای تعهدات نظریه مسئولیت حمایت، در صورت ناکامی در اصلاح منشور ملل متحد در مواد مربوط به نحوه تصمیمگیریها و ساختار شورای امنیت، را پیشنهاد میدهند.[۳۴۵] در هر حال باید شورای امنیت را مهمترین رکنی دانست که بنابر اسناد موجود بین المللی توانایی تجویز، انجام و هدایت، مسئولیت های ناشی از نظریه مسئولیت حمایت را خواهد داشت. بند سوم: نقش دبیرخانه و سایر نهادهای ملل متحد در ارتقا سطح اجرایی نظریه مسئولیت حمایت در مقایسه با مجمع عمومی که نقش پررنگتری در قانونمند نمودن و هنجارسازی مسئولیت حمایت دارد و همچنین در مقایسه با شورای امنیت که نقش اجرایی مسئولیت حمایت در آن بیشتر جلوه میکند، دبیرخانه ملل متحد و شخص دبیرکل، نقشی میانه را دارد. بدین معنا که وی با گزارشهای خویش در ارتباط با مسئولیت حمایت به مجمع عمومی و حتی شورای امنیت، میتواند زمینه مؤثری را در هنجارسازی بین المللی مسئولیت حمایت به وجود آورد و از سوی دیگر، با ترتیب دادن سازوکار مناسب، میتواند در زمینه اجرای مسئولیت حمایت، به ویژه در ارتباط با دریافت اطلاعات نقضهای گسترده حقوق بشری و انجام هشدارهای بههنگام، نقش خویش را برجسته سازد. بخش امور سیاسی[۳۴۶] دبیرخانه ملل متحد که زیر نظر دبیرکل فعالیت میکند، میتواند به مهمترین بخش در انجام اقدامات پیشگیرانه، به ویژه در زمینه انجام هشدارهای بههنگام، در نظریه مسئولیت حمایت تبدیل گردد. این بخش که در سال ۱۹۹۲ تأسیس گردیده است، میتواند با همکاری شعبههای منطقهای خود، گزارشها و تجزیه و تحلیلهای سیاسیای را از وضع موجود صلح و امنیت در کشورهای عضو ملل متحد به دبیرکل منعکس نماید. همچنین، این بخش از دبیرخانه، در اجرای دیپلماسی پیشگیرانه و ایجاد صلح از طریق دبیرکل با وی همکاری میکند. ضمن آنکه با کشورهای عضو در ارائه خدماتی نظیر کمک به برگزاری انتخابات و با شورای امنیت ملل متحد در زمینه تمهید کارکنان اداری همکاری دارد.[۳۴۷] شورای حقوق بشر، به ویژه با ساختار بازدید دورهای[۳۴۸]، از کشورهای عضور ملل متحد که هر چهار سال یک بار صورت میگیرد، میتواند وضعیتهای حقوق بشری را به ملل متحد منعکس کند که این خود میتواند در تصمیمگیری برای انجام اقدامات پیشگیرانه با استناد به نظریه مسئولیت حمایت، بسیار سازنده و مفید باشد. به نظر میرسد، این شورا با گسترش حوزه عملکرد کنونی خود میتواند به تنها نهاد دارای صلاحیت در ملل متحد، مبدل گردد که وظیفه گزارش دادن وضعیتهای شدید حقوق بشری را برای اعمال اقدامات لازم از سوی شورای امنیت، برعهده داشته باشد. در ملل متحد بخشهایی نظیر دفتر سازمان ملل در زمینه همکاریهای امور بشردوستانه[۳۴۹]، بخش عملیاتهای حفظ صلح ملل متحد[۳۵۰]، کمیسیون حفظ صلح ملل متحد[۳۵۱]، برنامه توسعه ملل متحد[۳۵۲]، دفتر مشاور عالی حقوق بشر[۳۵۳]، مشاور ارشد ملل متحد در زمینه پناهندگان[۳۵۴]، دفتر نماینده ویژه دبیرکل در حقوق بشری افراد رانده شده داخلی[۳۵۵]، کمیته راهنمای واکنشهای بشردوستانه[۳۵۶] و سایر نهادهای وابسته به ملل متحد، میتوانند همکاریهای مناسبی را درباره انجام تعهدات مسئولیت حمایت انجام دهند.[۳۵۷] مبحث دوم: نقش سازمانهای منطقهای در اجرای نظریه مسئولیت حمایت اولین اقدام را برای نهادینهسازی ایفای نقش سازمانهای منطقهای در انجام همکاریهای مختلف برای حفظ صلح و امنیت بین المللی را منشور ملل متحد برداشته است. در ماده ۵۲ منشور، در فصل هشتم، بیان شده است که «هیچ یک از مقررات این منشور مانع وجود موافقتنامهها یا نهادهای منطقهای برای انجام امور مربوط به صلح و امنیت بین المللی که متناسب برای اقدامات منطقهای باشد، نیست؛ مشروط بر اینکه اینگونه قراردادها و نهادها و فعالیتهای آنها با اهداف و اصول منشور سازگار باشد.» با گذشت زمان و اهمیت یافتن انجام اقدامات مؤثر و به موقع در دفع و کنترل عوامل مخاطرهانگیز صلح و امنیت بین المللی، بر اهمیت فعالیتهای سازمانهای منطقهای افزوده شد.[۳۵۸] در هر حال، با وجود آنکه فعالیتهای ملل متحد در زمینه مسئولیت حمایت، بسیار قابل توجه است اما این امر مانع از آن نیست تا سازمانهای منطقهای نظیر اتحادیه افریقا، اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای جنوب شرقی آسیا (آ.سه.آن)، در این زمینه فعال باشند. سازمانهای منطقهای به عنوان یکی از بازیگران مهم در زمینه مسئولیت حمایت، در اسناد مهمی نظیر سند نهایی نشست سران ۲۰۰۵ و گزارش کانادایی مسئولیت حمایت، آورده شدهاند. در واقع، استفاده از سازمانهای منطقهای برای اعمال مسئولیت حمایت، موافقان و مخالفانی دارد. آنانی که موافق حضور این سازمانها در اجرای تعهدات مسئولیت حمایت هستند، استدلال میکنند که اینگونه سازمانها در بازگرداندن صلح، امنیت و ثبات در منطقه، منافع عمیقتری دارند و بدلیل آنکه یکسانی و هماهنگی بیشتری با یکدیگر دارند، در اقداماتشان حساسیت بیشتری بروز میدهند. ضمن آنکه به دلیل نزدیک بودن به بحران، درک صحیحتر نسبت به موضوع خواهند داشت و همچنین میتوانند سریعتر و دقیقتر در اقداماتی نظیر انجام هشدارهای بههنگام، عمل کنند. در مقابل گروه مخالف حضور سازمانهای منطقهای استدلال میکنند که اینگونه سازمانها تبحر کمتری نسبت به ملل متحد در انجام عملیاتهای حفظ صلح دارند. ضمن آنکه سازمانهای منطقهای ممکن است در حضور در بحرانها رعایت بیطرفی را نداشته یاشند و این موضوع موجب خدشهدار شدن مشروعیت مداخلاتی است که توسط سازمانهای منطقهای صورت میگیرد.[۳۵۹] در هر حال، با توجه به ماده ۵۳ منشور ملل متحد، به نظر میرسد، اجرای تعهدات مسئولیت حمایت، توسط سازمانهای منطقهای با مجوز شورای امنیت، از عناصر قانونی لازم برخوردار باشد. در مناطق مختلف جهان، سازمانهای منطقهای فراوانی وجود دارند که میتوانند در زمینه مسئولیت حمایت، نقش آفرینی نمایند. سازمانهای منطقهای قاره افریقا، اروپا، امریکا و همچنین برخی از سازمانهای آسیایی، میتوانند نقش برجستهای را در اجرای تعهدات مسئولیت حمایت، ایفا نمایند. در مباحث آتی راجع به توانمندی این سازمانها در مناطق مختلف جهان سخن خواهیم گفت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶- خرید کالا: ممکن است بعضی از اعضای گروه مخاطبین هدف نسبت به خرید کالا متقاعد شده باشند اما اقدام به خرید نکنند، لازم به ذکر است که این دسته از افراد مترصد دریافت اطلاعات بیشتری نسبت به ویژگی های دیگر کالا بوده و اقدام خود را برای خرید به فرصت دیگری موکول کرده اند لذا ما باید آنها را به سوی اقدام نهایی خرید هدایت نموده و با ارائه تمهیدات فروش مانند تخفیف های ویژه یا قیمت گذاری مناسب، مخاطبین هدف را به خرید تشویق کنیم(۶۹). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
مراحل فرایند تصمیم خرید مصرف کنندگان همه روزه تصمیمات خرید بسیاری می گیرند، اکثر شرکتهای بزرگ نیز در زمینه تصمیم گیریهای خرید مشتریان تحقیقات مفصلی انجام داده اند. ولی آگاهی درباره چراهای رفتار خرید، بسی دشوار است و معمولا در عمق اندیشه مشتریان قرار دارد . مراحلی را که خریدار برای رسیدن به یک تصمیم خرید طی میکند در شکل(۲-۷) نگاه کنید. شکل(۲‑۷): مراحل فرایند تصمیم خرید فرایند خرید با شناخت مشکل آغاز می شود، در این مرحله است که خریدار مشکل یا نیاز را تشخیص می دهد مانند نیاز به ورزش، غذا و غیره. یک مصرف کننده تحریک شده، به اطلاعات بیشتری نیازمند است، آنها از طریق منابع اطلاعاتی مختلف سعی دارند آگاهی و اطلاعات خود را درباره ی مارک های موجود و ویژگی آن با بهره گرفتن از منابعی مانند: رسانه های جمعی، آگاهی تبلیغاتی، دوستان و بستگان و استفاده از آن کالا افزایش دهند. بعد از جمع آوری و طیقه بندی اطلاعات، مشتری برای انتخاب نهایی مجموعه ای از مارک های مختلف، شروع به ارزیابی گزینه ها می کند. در ارزیابی گزینه ها به مفاهیمی مانند؛ فواید، درجه اهمیت، برجستگی و مطلوبیت آن مارک توجه دارد(۷۲). فرایند تصمیم خرید مصرف کننده روشی است که درآن افراد به جمع آوری و ارزیابی اطلاعات می پردازند و از بین گزینه های کالا، خدمات، سازمان ها، افراد، مکان ها و ایده ها،انتخاب می کنند. این فرایند شش مرحله را در بر می گیرد: محرک، اطلاع از مساله، جستجوی اطلاعات، ارزیابی گزینه ها، خرید و رفتار پس از خرید(۷۳). عوامل اجتماعی، جمعیت شناختی و روان شناختی بر فرایند تصمیم تاثیر می گذارند. واضح است که فرایند واقعی خرید، قبل از اقدام به خرید آغاز می شود و پیامد های فراوان پس از خرید را نیز شامل می شود. هنگامی که مصرف کننده کالا یا خدمتی را می خرد در واقع فرایند تصمیم را طی می کند. با این وجود گاهی اوقات کل شش مرحله تصمیم و گاهی، برخی مراحل آن را مورد استفاده قرار می دهد. در هر نقطه ای از فرایند تصمیم، ممکن است شخص از خریدش منصرف شود و در نتیجه فرایند خاتمه یابد(۷۴). ممکن است کالا، غیر ضروروی، خیلی گران یا نا مطلوب به نظر برسد. موسسات و شرکت های زیرک، فرایند تصمیم خرید را در مقوله تولید کالای خود مورد بررسی قرار می دهند. بازاریابان می توانند با درون نگری و بررسی رفتارهای احتمالی خود(شیوه درون گرایانه) و یا مصاحبه با دسته کوچکی از خریداران اخیر و پرسیدن در مورد واقعه ای که به خرید آن ها منجر شده است(روش عطف به ماسبق)، راجع به مراحل خرید مصرف کنندگان آگاه شوند. آن ها هم چنین می توانند در این رابطه از یک مشتری بخواهند تا در مورد خرید کالای فرضی خاص افکارش را بیان کند(روش عطف به آینده)، و یا از مشتریان بخواهند که روش ایده آل خرید را شرح دهند(روش بعد نمایی)(۷۵). بازاریابی بین المللی بازاریابی بین المللی عبارت است از اجرای فعالیت های بازرگانی که جریان کالا ها و خدمات را به مصرف کنندگان یا استفاده کنندگان در بیش از یک کشور، برای کسب سود هدایت می کند. در این تعریف تنوع تفاوت بین بازاریابی بین المللی و داخلی این است که فعالیت های بازاریابی در بیش از یک کشور انجام می پذیرد. اما این تفاوت به ظاهر جزیی در برگیرنده تفاوت های عمیقی است. ویژگی بازاریابی بین المللی در گستره مسائل ناآشنا و در تنوع استراتژی هایی است که برای تطبیق با سطوح مختلف عدم اطمینان محیطی انجام می گیرد. هنر بازاریابی بین المللی و جالب بودن آن در چالش تطبیق عوامل قابل کنترل محیط بازار(محصول، قیمت، ترویج و مکان) با عوامل غیرقابل کنترل محیط بازار (رقابت، سیاست، قوانین، رفتار مصرف کنندگان، تغییرات تکنولوژی و …) به طریقی است که رسیدن به اهداف بازاریابی عملی باشد(۷۶). اگرچه اصول بازاریابی و مفاهیم آن کاربرد عام دارند، اما محیطی که بازاریاب می خواهد در آن برنامه های بازاریابی را اجرا کند به طور قابل توجهی از یک کشور به کشور دیگر متفاوت است. پس مشکلات و مسائل ناشی از تفاوت های محیطی یکی از مقوله های مورد توجه اولیه بازاریابان فرا ملی به شمار می رود(۷۷). پوشاک مجید شرکت مروژ در سال ۱۹۸۷ توسط مجید ساعدی فر با تولید توپ فوتبال در ایران آغاز به کار کرد. پس از اندکی با هدف تولید و تهیه پوشاک ورزشی با بالاترین کیفیت در ایران فعالیت های خود را گسترش بخشید و با بکارگیری پیشرفته ترین ماشین آلات و دستگاه ها جهت طراحی و دوخت البسه ورزشی در کوتاهترین زمان ممکن جایگاه خود را در رقابت میان برند های مطرح دنیا در بازار ایران به دست آورد. مجید ساعدی فر متولد ۱۳۳۴ اندیمشک، بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران با سال ها سابقه ورزشی و فیزیوتراپیست اسبق تیم ملی ایران این شرکت را بر اساس تولید و تهیه پوشاک و تجهیزات ورزشی پایه گذاری کردند. اهداف ساعدی فر الهام بخش کارمندان شرکتی است که مبتکرانه به دنبال توسعه استعدادهای بالقوه صنعت پوشاک ورزش ایران در جهان هستند. برند مروج هم اکنون با نام تجاری مجید در ایران شناخته می شود و بیش از ۱۷ نمایندگی فعال در سراسر کشور دارد که فعالانه محصولات مجید را به علاقمندان عرضه میکنند. بیش از ۳۰۰ نفر به صورت مستقیم و غیر مستقیم در این شرکت مشغول فعالیت هستند. مجید تنها برند ایرانی در عرصه پوشاک ورزشی است که توانسته در عرصه رقابت با برندهای معتبر دنیا در بازار پوشاک ورزشی به رقابت پرداخته و گام به گام با آنها قدم بردارد و در بیشتر موارد نیز پیشتر از آنها باشد(۲۶). پوشاک آدیداس آدیداس یکی از بزرگ ترین شرکت های صنایع پوشاک و تجهیزات ورزشی در دنیا می باشد که در داخل کشور نیز دارای محبوبیت زیادی است. در مجموع زیر شاخه های برند آدیداس که در بازار وجود دارند پنج شرکت به نام ها ی آدیداس، ریبوک، تایلور مید- آدیداس گلف، راکپورت و ریبوک سی سی ام راکی می باشد. در آمد ۱۳۴/۷ میلیارد دلاری این شرکت در شش ماهه اول سال جاری میلادی نشان می دهد این شرکت یکی از غول های موجود در بازار ورزش می باشد که سودی معادل ۴۸۰ میلیون دلار را نصیب سهام داران نموده است. هرچند فروش این شرکت نسبت به سال قبل میلادی کاهش یافته است اما آدیداس هنوز هم یکی از قدرتمند ترین شرکت های صنعت پوشاک و تجهیزات ورزشی در جهان می باشد. وجود ۲۶ درصد بازار فروش آدیداس در آسیا که ۱۱ درصد آن در چین و بقیه هم در دیگر کشورهای آسیایی بوده است نشان از اهمیت بالای بازار آسیا برای آدیداس دارد زیرا بعد از اروپای غربی که ۲۷ درصد فروش آدیداس در آنجا بوده است، آسیا رتبه دوم را در اختیار دارد در حالی که آمریکای شمالی با ۲۴، بازارهای در حال رشد اروپا با ۱۲ و آمریکای لاتین با ۱۱ درصد در رتبه های بعدی قرار دارند. توجه به فروش آدیداس براساس نوع محصول نشان می دهد که کفش ورزشی با فروشی بالغ بر ۵۰۳/۳ میلیارد دلار در رتبه نخست قرار دارد و پوشاک با فروش ۶۵۲/۲ میلیارد دلاری در رتبه دوم قرار دارد و وسایل سخت افزاری ۹۷۹ میلیون دلار در رده سوم قرار دارند که به جز پوشاک، شرکت آدیداس در دو بخش دیگر نسبت به سال قبل میلادی افزایش فروش داشته است(۲۵). پیشینه تحقیق استفاده موثر و بهره گیری از پژوهش های بازاریابی یک ابزار مهم استراتژیک برای شرکت هایی به شمار می آید که در تلاش برای دستیابی به جایگاهی شایسته و تعیین کننده در دنیای تجارت کننده ی امروزی هستند(۷۸). در زمینه اولویت بندی عناصر آمیخته بازاریابی بر تصمیم و رفتار خرید مشتریان در رشته های مختلف تحقیقات مختلفی صورت گرفته است و با توجه به این که در عرصه ورزش پژوهش های محدودی در این زمینه وجود دارد که به تعیین و اولویت بندی عناصر آمیخته بازاریابی در زمینه محصولات ورزشی پرداخته باشد و از سوی دیگر همدمی، محرم زاده و کاشف در تحقیق خود در سال ۹۰ با عنوان ارتباط برند برتر در فروش محصولات ورزشی(بازاریابی ورزشی) اذعان کردند که این تحقیق اولین تحقیق در زمینه محصولات ورزشی در کشور می باشد و محدودیت زیادی در زمینه جمع آوری تحقیقات مشابه ورزشی به علت نبود آن وجود داشت لذا در این بخش از پیشینه تحقیقات غیر ورزشی نیز استفاده شده است. در پژوهش های محدود در حیطه آمیخته بازاریابی پوشاک ورزشی خارجی در ایران، می توان به پژوهشی که توسط زمانی دادانه (۱۳۹۲) با عنوان بررسی آمیخته بازاریابی پوشاک ورزشی خارجی از دیدگاه مشتریان (مطالعه موردی آدیداس) که به تعیین و اولویت بندی عناصر آمیخته بازاریابی و گویه های موثر در خرید پوشاک ورزشی آدیداس در شهر تهران پرداخت، نتایج تحقیق وی نشان داد که تمامی عناصر آمیخته بازاریابی در خرید پوشاک ورزشی آدیداس از دیدگاه مشتریان تاثیر گذار می باشند. همچنین اولویت بندی تاثیر عناصر آمیخته بازاریابی به ترتیب اهمیت شامل: ۱- محصول ۲- قیمت ۳- توزیع ۴- ترویج بود و عامل رضایت مشتریان و توجه به آمیخته بازاریابی ورزشی عامل مهمی در خرید مجدد است لذا باید با ارائه محصولات متنوع، قیمت مناسب نسبت به رقبا، شیوه صحیح تبلیغات و توزیع مناسب نظر مشتریان ورزشی را جذب کنند(۲۵). در پژوهشی مشابهی در زمینه پوشاک ورزشی داخلی توسط مدرس زاده (۱۳۹۲) با عنوان “بررسی آمیخته بازاریابی پوشاک ورزشی داخلی از دیدگاه مشتریان( مطالعه موردی مجید)” انجام شده است. نتایج بیانگر این بود که در مورد اولویت بندی عناصر آمیخته بازاریابی به ترتیب عناصر محصول ، قیمت، ترویج و توزیع مهم ترین عناصر آمیخته بازاریابی در خرید پوشاک ورزشی مجید از دیدگاه مشتریان ورزشی می باشند. با توجه به یافته های تحقیق میتوان نتیجه گرفت اولویت و درجه اهمیت هریک از این عناصر بر تصمیم خرید متفاوت است(۲۶). دو پژوهش ذکر شده هر کدام به بررسی و تعیین اولویت آمیخته بازاریابی در پوشاک ورزشی از دیدگاه مشتریان پرداخته اند، با این حال پژوهشی که به مقایسه آمیخته بازاریابی مشتریان پوشاک ورزشی داخلی و خارجی با نام تجاری های مختلف بپردازد کمتر انجام شده است. یا به عبارتی دیگر تحقیقی که به مقایسه آمیخته بازاریابی و رفتار خرید دو شرکت داخلی و خارجی بپردازد مشاهده نشد. اگرچه در زمینه آمیخته بازاریابی و رفتار خرید پوشاک ورزشی داخلی و خارجی، مطالعات اندکی در داخل کشور انجام شده است، با این حال مطالعاتی در زمینه های مرتبط با آن انجام گرفته است. به عنوان مثال در بخش پوشاک ورزشی، کشگر و همکاران(۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان"رابطه رضایت مندی و وفاداری با ویژگی های پوشاک ورزشی داخلی و خارجی در زنان ورزشکار بدنساز” به این نتیجه رسیدند که بیشتر بانوان (۸۰ درصد) پوشاک ورزشی خارجی را انتخاب کردند و دلایل این انتخاب را کیفیت، طرح و قیمت مناسب عنوان کردند. در بین ویژگیهای این محصول، برای بانوان قیمت پوشاک، اهمیت بیشتری قائل بودند و درنهایت عنصر قیمت عامل تاثیر گذاری بر رفتار و خرید مجدد مشتریان محسوب می شد. همچنین بین ویژگی های محصول (کیفیت، قیمت، طرح زیبایی) با بومی بودن برند محصول رابطه معناداری وجود داشت ودر نهایت بین رضایت مندی و وفاداری ورزشکاران با پوشاک با برند ایرانی رابطه معناداری مشاهده شد(۲۲). درزمینه تاثیر برند برتر بر خرید مشتریان ورزشی نیز مطالعات محدودی در زمینه بازاریابی انجام گرفته است از جمله همدمی و همکاران(۱۳۹۰) در پژوهشی با عنوان ” ارتباط برند برتر در فروش محصولات ورزشی” به بررسی ارتباط بین ایجاد برند برتر با فروش محصولات ورزشی پرداختند. یافته های پژوهش بیانگر وجود رابطه مثبت و معنی دار بین برند مناسب و قدرتمند و وفاداری مشتریان بود. شخصیت نام تجاری قدرتمند می تواند مشتریان را به سمت مصرف سوق دهد و در نهایت یافته های این تحقیق بیانگر این است که برند معتبر باعث افزایش فروش محصولات ورزشی می شود(۷۶). همان گونه که در تحقیقات بالا اشاره شد همه ی عناصر آمیخته بازاریابی بر خرید مشتریان پوشاک ورزشی تاثیر می گذارد به طوری که عناصر محصول و قیمت از مهم ترین عناصر تاثیر گذار بر تصمیم خرید مشتریان ورزشی در تحقیقات ورزشی بوده اند. در بخش پوشاک غیرورزشی نیز مطالعاتی در این زمینه انجام گرفته است که در این تحقیقات غیر ورزشی نیز از نظر مشتریان همه ی عناصر بر تصمیم خرید آنها تاثیر می گذارد اما برخی از تحقیقات غیر ورزشی نیز از نظر مشتریان کیفیت محصول و قیمت به عنوان عناصر تاثیر گذارتر معرفی کرده اند. به طور مثال، طالب زاده(۱۳۸۹)، در پژوهشی با عنوان “شناسایی ورتبه بندی مهمترین عناصر آمیخته بازاریابی در خرید کاشی و بررسی سه برند خزر، تبریز و سامان بر اساس عناصر شناسایی شده “، به تصمیم گیری راجع به انتخاب عناصر آمیخته بازاریابی (محصول ،قیمت ،توزیع ، ترفیع ) و تعیین اولویت نسبی هر کدام پرداخت و به این نتیجه رسید در خرید کاشی ترتیب اولویت عناصر آمیخته بازار یابی بر خرید به ترتیب : محصول رتبه اول، قیمت رتبه دوم، ترفیع رتبه سوم و توزیع رتبه چهارم است(۸۰). علاوه بر این در پژوهشی که توسط چوبینه(۱۳۹۰) با عنوان” بررسی تاثیر عناصر آمیخته بازاریابی بر تصمیم گیری خرید مشتریان ابزار برقی در شهر تهران” انجام شد، وی به این نتیجه رسید که همه ی عناصر آمیخته بازاریابی با تصمیم گیری خرید مشتریان رابطه مثبت و معناداری دارند. ترتیب هر یک از عناصر آمیخته به ترتیب محصول، قیمت، توزیع و ترویج به دست آمد(۸۱). زرگریان (۱۳۹۱) در پژوهش خود تحت عنوان ” بررسی رابطه عناصر آمیخته بازاریابی با رفتار خرید مصرف کنندگان آب معدنی( مطالعه موردی مصرف کنندگان شهرستان رامسر)” به این نتیجه رسید همه ی عناصر آمیخته با رفتار خرید مشتریان رابطه معنادار و در مورد اولویت بندی عناصر آمیخته بازاریابی به ترتیب کیفیت، توزیع، بسته بندی، ویژگی کالا، روابط عمومی، طرح کالا، برند، تبلیغات غیر شخصی، فروشندگی شخصی، قیمت و تبلیغات پیشبرد فروش مهم ترین عناصر آمیخته بازاریابی از دیدگاه مشتریان می باشند(۸۲). در این بین گراوند و همکاران (۱۳۸۹) در تحقیقی با عنوان” تأثیرآمیخته بازاریابی درتصمیم خرید و میزان رضایت مشتریان شرکت های تعاونی تولیدی شهرستان کوهدشت” به این نتیجه رسیدند که رضایت مشتریان از خرید محصولات این شرکت ها به مراتب از میانگین مورد انتظار کمتر است که این مهم گویای رضایت کم متقاضیان از تعاونی هاست. بدین ترتیب این نتیجه حاصل می شود که راهبردهای بازاریابی (یعنی نحوه ترکیب آمیخته بازاریابی) شرکت های تعاونی تولیدی شهرستان کوهدشت نتوانسته اند به نحو شایسته رضایت مشتریان خود را جلب کنند که در نتیجه ی آن مشتریان به تصمیم در انتخاب و خرید محصولات این شرکت ها تشویق و ترغیب نگردیده اند. به دیگر سخن، رضایت مندی خریداران تابعی از متغیرهای کیفیت، قیمت، تبلیغ و توزیع است که به عنوان متغیرهای مداخله گر، با ایجاد و تأمین خواسته های مشتریان، تصمیم به خرید از این شرکت ها را موجب می شود(۱۷). علاوه برآن پیتر دارک و همکاران[۵۶](۲۰۰۵)، در پژوهشی با عنوان” قیمت گذاری و ترویج بر درک مشتری” نتیجه گرفتند که کیفیت محصول عامل مهمی برای بقا در بازار رقابت می باشد و کیفیت منفی به خصوص زمانی که تضمین کیفیت کالا وجود نداشته باشد، باعث تحلیل ارزش معامله می شود. همچنین دریافتند قیمت پایین ارائه شده به استنباط کیفیت منفی منجر می شود(۸۳). در حوزه تحقیقات خارجی نیز چومای دیا[۵۷](۲۰۱۴) در تحقیقی با عنوان” استراتژی آمیخته بازاریابی به عنوان مزیت رقابتی” به این نتیجه دست یافت که همه ی عناصر آمیخته بازاریابی به طور همزمان می تواند به مزیت رقابتی تبدیل شده و برای شرکت سود آور باشند که به ترتیب اولویت این عناصر شامل محصول، قیمت، مکان و ترویج می باشد(۸۴). همچنین می توان به پژوهش وارنگ کنا و نوچنرت[۵۸](۲۰۱۱) با عنوان” تاثیر خدمات آمیخته بازاریابی بر رفتار خرید قهوه خارجی” اشاره کرد، این پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که تمام عناصر از خدمات آمیخته بازاریابی شامل محصول، قیمت، مکان، ترویج و شواهد فیزیکی با رفتار و خرید مجدد مشتریان رابطه مثبت و معنادار دارند همچنین همه ی عناصر بر رفتار خرید مشتریان تاثیر می گذارد، معیار محصول و معیار استاندارد از موارد حائز اهمیت برای مصرف کنندگان بود(۸۵). از طرف دیگر برخی از تحقیقات غیر ورزشی عنصر قیمت را دارای کمترین تاثیر در تصمیم خرید دانسته اند به طور مثال در پژوهشی مشابه توسط کریمی(۱۳۹۱) با عنوان” بررسی و اولویت بندی آمیخته بازاریابی از دید خریداران محصولات غذایی در فروشگاه های زنجیره ای” به این نتیجه رسید که همه ۴ عنصر آمیخته بر رفتار مشتریان اثر گذارند و در نهایت اولویت بندی تاثیر عناصر آمیخته بازاریابی از دیدگاه مشتریان به ترتیب محصول، توزیع، ترویج و قیمت می باشد که منجر به وفاداری و خرید مجدد و تبلیغ توسط مشتریان می شود(۸۶). بهنامی فر(۱۳۸۹) نیز در پژوهشی با عنوان “بررسی عوامل آمیخته بازاریابی مؤثر بر خرید تلویزیون (ال سی دی) در خانوارهای شهر تهران” به بررسی عوامل آمیخته بازاریابی موثر بر خرید تلویزیون ال سی دی با رویکرد استراتژیک به منظور ارزیابی همزمان شرایط فعلی و احتمالی آینده محیط داخلی و خارجی پرداخت و به این نتیجه دست یافت بین عناصر آمیخته بازاریابی و رفتار و خرید مجدد مشتریان رابطه معنی داری وجود دارد و مصرف کننده در خرید خود به تمامی عناصر آمیخته بازاریابی از قبیل ویژگی های محصول، قیمت، کانال های توزیع و فعالیت های ترفیعی توجه دارد و از بین عناصرآمیخته بازاریابی محصول بیشترین و قیمت کمترین تأثیر را بر رفتار وخرید مجدد مشتریان داشته است(۱۶) و یا در پژوهش فخیمی آذر(۱۳۹۰) با عنوان “بررسی تأثیرآمیخته بازاریابی(۴p) برافزایش فروش آبگرمکن های تولیدی شرکت قاینارخزر” ، به تأثیر آمیخته بازاریابی بر افزایش فروش آبگرمکن های تولیدی قاینار خزر و چهار فرضیه فرعی در باب تأثیر هر یک از آمیخته ها بر افزایش فروش آبگرمکن های تولیدی قاینار خزر در شهر تبریز پرداخت به این نتیجه رسید که آمیخته بازاریابی و هر چهارآمیخته(۴p) تشکیل دهنده آن برافزایش میزان فروش آبگرمکن های تولیدی قاینارخزر تأثیردارد .به گونه ای که تأثیر متغیرهای به ترتیب محصول، ترفیع، توزیع و قیمت می باشد لذا در این پژوهش نیز عنصر قیمت دارای کمترین تاثیر بر خرید مشتریان غیر ورزشی می باشد(۸۷). علاوه بر این در مطالعات خارجی نیز سرن گوتا[۵۹] و همکاران(۲۰۱۴) در پژوهشی با عنوان” تحلیل آمیخته بازاریابی و رفتار مصرف کننده” دریافتند که بین همه ی عناصر آمیخته بازاریابی و رفتار مصرف کننده رابطه مثبتی وجود دارد و از بین عناصر آمیخته بازاریابی شناسایی بهترین راه برای ترویج محصول عامل موثری برای تاثیر گذاری بر رفتار خرید مشتریان می باشد در حالی که عنصر قیمت تاثیری بر رفتار خرید مشتریان ندارد(۸۸). از سوی دیگر برخی از پژوهش های انجام شده عنصر محصول را در خرید بی تاثیر دانسته اند در این زمینه می توان به تحقیق کردشولی وهمکاران(۱۳۹۱) با عنوان “بررسی تاثیرآمیخته بازاریابی سبز بر تصمیم خرید سبز مصرف کنندگان (مطالعه موردی: مصرف کنندگان محصولات لبنی شرکت پگاه درشهرستان شیراز)” اشاره نمود به این نتیجه رسیدند که هریک از عناصر به ترتیب تبلیغ، توزیع و قیمت آمیخته بازاریابی سبز بر خرید سبز مصرف کننده اثرمثبت ومعناداری دارند، درحالی که محصول سبز بر خرید سبز مصرف کنندگان دارای تأثیر منفی و غیر معنی داری است(۸۹). همچنین عنصر ترویج یکی از تاثیر گذارترین عناصری است که پژوهش های زیادی توجه خاص به آن را تاکید کرده اند. بر همین تحلیل می توان به پژوهش اسدالهی(۱۳۸۴) با عنوان بررسی تأثیر تبلیغات تجاری بر رفتار مصرف کننده در تصمیم خرید محصولات لوازم خانگی به تحلیل تئوریک و جایگاه تبلیغات تجاری به عنوان یک ابزار کارآمد در مدیریت بازاریابی و تحلیل رفتار مصرف کننده در فرایند خرید کالاها و خدمات و سنجش میزان تأثیرگذاری تبلیغات تجاری بر رفتار مصرف کنندگان در فرایند تصمیم خرید مصرف کننده اشاره کرد و به این نتیجه رسید که تبلیغات و رفتار مصرف کننده رابطه مثبت و معناداری دارند و نقش تبلیغ در مرحله خرید پررنگ تر است می تواند خرید آتی مشتری را تحت تاثیر قرار دهد لذا همه ی شرکت ها بایستی به عامل ترویج توجه بیشتری داشته باشند تا بتوانند مشتریان بیشتری را جذب و مشتریان خود را حفظ نمایند(۹۰). و یا در تحقیق دیگر توسط سالار (۱۳۸۳) در تحقیق خود تحت عنوان بررسی ارتباط بین عناصر آمیخته بازاریابی و خرید محصولات شرکت یک و یک با تأکید بر متغیرهای رفتار مصرف به بررسی و ارزیابی ارتباط بین مهم ترین عناصرآمیخته محصولات غذایی و خرید این محصولات و نیز رتبه بندی این عناصر پرداخت و به این نتیجه دست یافت بین عناصر آمیخته بازاریابی و خرید مشتریان شرکت یک و یک رابطه معناداری وجود دارد به طوری که نحوه تبلیغات مهم ترین عامل مؤثر بر خرید مصرف کنندگان می باشد(۹۱). همچنین دراپ[۶۰]در سال ۲۰۱۴ در تحقیق خود تحت عنوان” تاثیر بسته بندی، قیمت و نام تجاری بر وفاداری بر نام تجاری” به این نتیجه رسید که بین وفاداری به نام تجاری و خرید مجدد و بسته بندی و قیمت و نام تجاری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و قیمت و بسته بندی و نام تجاری بر خرید مجدد و وفاداری مشتریان موثر است. لذا مدیریت باید با اجرای موثری در بسته بندی، قیمت گذاری و همچنین با نام تجاری آگاهی بخش موجب افزایش وفاداری و در نهایت خرید مجدد را موجب گردد(۹۲). علاوه بر آن می توان به پژوهشی که واکراتساس[۶۱] (۲۰۰۸) در پژوهش خود با عنوان “تاثیر تبلیغات، قیمت ها و توزیع بر از بین رفتن سهم بازار ” اشاره کرد این پژوهشگر به این نتیجه رسید که تبلیغات، قیمت ها و توزیع به طور معنا داری براز بین رفتن سهم بازار تاثیر دارند. او همچنین دریافت آمیخته بازاریابی بر از بین رفتن سهم بازار بیشتر از رشد سهم بازار تاثیر دارد(۹۳). از طرف دیگر بریجز و همکاران[۶۲] (۲۰۰۶)، در پژوهشی با عنوان ” تاثیرات برند قبلی مورداستفاده و ترویج بر پاسخ ترویجی مشتریان” به عامل ترویج توجه نموده و به این نتیجه رسیدند که تاثیر برند قبلی مورد استفاده برای همه برند ها در طبقه محصول، به خرید ترویجی منجر می شود اما به کاهش در خرید برند اخیر منجر می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که خرید های ترویجی قبلی، انتخاب را تحت تاثیر قرار می دهد(۹۴). همچنین دل وکیو و همکاران[۶۳] (۲۰۰۸)، در پژوهشی با عنوان ” تاثیر ترویج فروش روی برتری برند پست- ترویج: تحلیل آشکارگر” به این نتیجه رسیدند ترویج بر خرید مجدد مشتریان اثر می گذارد و مشتریان را وادار به خرید مجدد می نماید که این منفعت می تواند برای برندی که قبلاً ترویج نداده شده است کاهش یابد همچنین بر اساس مشخصات ترویج فروش و محصول ترویج داده شده، ترویج ها هم می تواند باعث کاهش و هم باعث افزایش برتری یک برند شود(۹۵). تحقیق دیگر در این زمینه، ترایل و کیم[۶۴] در سال ۲۰۱۱ به توسعه بیشتر پژوهش های خود در زمینه محدودیت ها و محرک های درونی و بیرونی موثر بر خرید ورزشی پرداختند. آنها انگیزه های درونی، انگیزه های بیرونی تبلیغات و ترویج، محدودیت های درونی نبود همراه و محدودیت های بیرونی جایگزین های ورزشی، هزینه و محل را مهم ترین محدودیت ها و انگیزه های خرید ورزشی معرفی نمودند. قابل ذکر است که محدودیت های بیرونی تاثیر منفی بر مصرف ورزشی دارند(۹۶). اما از طرفی پژوهش هایی نیز به چشم می خورد که اذعان داشته اند که ترویج عامل اثر گذاری بر رفتار خرید نمی باشد و رابطه منفی با رفتار خرید دارد در این زمینه می توان به تحقیقی که رمضانیان و همکاران (۱۳۸۹) با عنوان تأثیر آمیخته بازاریابی سبز بر فرایند تصمیم گیری خرید مصرف کنندگان (مطالعه موردی : مصرف کنندگان خانگی لامپ کم مصرف شهر رشت) به این نتایج دست یافت که بین همه عناصر آمیخته بازاریابی سبز و فرایند تصمیم گیری خرید مصرف کنندگان، رابطه مثبت معناداری وجود دارد، و همه ی عناصر به جز عنصر ترویج بر رفتار خرید مشتریان تاثیر دارد(۹۷). و یا جعفر پور و بهشتی زواره (۱۳۹۰) در پژوهشی با عنوان ” تأثیر عناصر آمیخته بازاریابی بر ارزش نام و نشان تجاری در صنعت خرده فروشی(مطالعه موردی فروشگاه های زنجیره ای شهروند)” به تعیین اثر عناصر آمیخته بازاریابی بر ارزش نام و نشان تجاری از نگاه مشتریان در صنعت خرده فروشی در فروشگاه های زنجیرهای شهروند پرداختند و به این نتیجه رسیدند شدت توزیع، تصویر فروشگاه به ترتیب اثر مثبت و قوی تری نسبت به سایر عناصر بر ارزش نام و نشان تجاری فروشگاه شهروند دارند. اثر تبلیغات مثبت بر تصمیم خرید مشتریان ضعیف است و در نهایت افزایش قیمت تأثیر منفی بر ارزش نام ونشان تجاری داشته است(۹۸). از سوی دیگر تحقیق پونگ نیراند[۶۵] (۲۰۱۳) اشاره نمود این پژوهشگر در تحقیق خود با عنوان” تاثیر آمیخته بازاریابی بر رفتار خرید مشتریان در بازار” دریافت که سه متغیر با رفتار خرید مشتریان و تبلیغ دهان به دهان رابطه معناداری دارند، این سه متغیر شامل قیمت، مکان و ترویج محصول است که بر فرایند خرید مشتریان تاثیر می گذارد اما عنصر ترویج تاثیری بر رفتار خرید مشتریان ندارد، در این بین عنصر قیمت و مکان بیشترین تاثیر را بر فرایند خرید مشتری می گذارد(۹۹). همچنین دکیمپ و همکاران[۶۶] (۲۰۰۹)، در پژوهشی با عنوان ” تاثیرات اجرای بلند مدت ترویج فروش در فروش اسکنر ” در آزمون چهار دسته محصول (اسکنر های کیفیت بالا) به این نتیجه رسیدند با تفاوت در تاثیر ترویج، رده و فروش برند به طور غالب ثابت است و حتی با رویداد تحول عملکرد نیز تاثیرات بلند مدت ترویج قیمت لزوماً مثبت نیست(۱۰۰). در زمینه عنصر مکان نیز پژوهش های زیادی توجه به آن را اشاره کرده اند از جمله مطالعه انجام شده بر عنصر مکان که برخی از پژوهش ها آنرا حائز اهمیت دانسته اند می توان به مطالعه ای که توسط، وستربیک[۶۷] و شیلبوری[۶۸]در سال ۱۹۹۹ با عنوان “افزایش تمرکز بر مکان در آمیخته بازاریابی خدمات ورزشی"اشاره نمود، این مطالعه سعی در بررسی افزایش تمرکز بر عنصر مکان در عناصر آمیخته بازاریابی ورزشی از ابعاد و نقطه نظرهای مختلف دارد. استدلال و مبنای منطقی این تحقیق از تمرکز مجدد عناصر آمیخته بازاریابی در هنگام بازاریابی ورزش از یک مفهوم سازی در ارتباط با عنصر مکان به عنوان یکی از تسهیلات و امکانات لازم در استراتژی های بازاریابی نشات می گیرد. برای مدیران ورزشی، این قضیه بسیار مهم است که بتوانند از این عناصر به عنوان مزیت های خویش درفرآیند بازاریابی ورزش استفاده نمایند(۱۰۱). همچنین این پژوهشگران در سال(۲۰۰۸) نشان دادند که رابطه مثبت و معناداری بین نام تجاری (برند)، کیفیت محصول، قیمت، سبک، تبلیغات، کیفیت خدمات و محیط فروشگاه با وفاداری به نام تجاری پوشاک ورزشی وجود دارد(۱۵). از سوی دیگر کاتلر(۲۰۰۰)، عوامل فیزیکی ملموس و محل ارائه، را به عنوان عوامل موثر بر رفتار مشتریان، معرفی کرد(۳۰). در تحقیقات دیگر که عنصر مکان را عنصری بدون تاثیر در رفتار خرید می داند می توان به تحقیق وامشی کرشنا[۶۹] (۲۰۰۸)، با عنوان ” ارزیابی رفتار خرید جوانان نسبت به کفش های ورزشی” اشاره نمود، این محقق به این نتیجه رسید از میان عناصر آمیخته بازاریابی عنصر مکان معیار تاثیر گذار بر رفتار خرید آنها نبوده و به ترتیب عناصر حالت کفش، کیفیت محصول، قیمت و در آخر تبلیغات را به عنوان مهم ترین عناصر موثر بر خرید انتخاب کردند(۲۶). همچنین بیتنر[۷۰] (۱۹۹۲)، عواملی را شناسایی کرد که برای شرح تاثیر عوامل فیزیکی بر روی رفتار مشتریان در تکرار و عدم تکرار رفتار خرید، تعیین کننده بودند. مخصوصا عوامل محیطی فیزیکی مثل طرح بندی فضایی که بر روی ادراک مشتریان و حالات رفتاری مشتریان تاثیر دارند. بیتنر نشان داد که مکان و عوامل فیزیکی نقش مهمی در افزایش سطح رضایت مشتریان دارد و می تواند موجب حفظ مشتری و خرید مجدد وی شود(۱۰۲). تحقیق رونگ هونک[۷۱] و همکاران(۲۰۱۰) در پژوهشی با عنوان"چگونه برند(مارک) از ارتباط بین تولید، کیفیت برند و عناصر آمیخته بازاریابی اطلاع دارند” اشاره کرد، به این نتیجه رسیدند ابتدا تبلیغ، ترویج و سپس قیمت تاثیر بسزایی بر آگاهی تولیدکنندگان برای ارائه محصولات با کیفیت به مشتریان و رفتار های آتی دارد در این بین عنصر مکان و محصول تاثیری بر رفتار خرید آنها ندارد(۲۵). به طور کلی در تحقیقات بالا می توان که در بیشتر پژوهش ها همه ی عناصر بر رفتار خرید تاثیر گذارند اما شدت تاثیر گذاری آنها متفاوت است. نظری (۱۳۹۰) نیز در پژوهش خود با عنوان تاثیر عوامل آمیخته بازاریابی در جذب مشتریان (مطالعه موردی در بانک صادرات استان کرمانشاه) به این نتیجه دست یافت که همه عوامل آمیخته بازاریابی در فرایند جذب مشتریان در بانک صادرات تاثیر مثبت و معناداری دارند(۱۰۳). علاوه بر این می هارت[۷۲] (۲۰۱۲) با عنوان” تاثیر ارتباطات بازاریابی بر رفتار مصرف کننده در محصولات قابل فروش” به این نتیجه رسید که ارتباطات بازاریابی با رفتار مصرف کننده رابطه مثبتی دارد از این رو از مهم ترین اهداف شرکت، نیاز به شناسایی فرصت ها برای افزایش تاثیر بر رفتار مصرف کننده و تاثیر گذاری بر روی دیگران است که این مورد به طور خاص از طریق تمام چهار عناصر کلاسیک بازاریابی (محصول، قیمت، مکان و بازاریابی ارتباطات) است(۱۰۴). علاوه بر این کلودیو ویگنالی[۷۳] (۲۰۰۱) در پژوهشی با عنوان “مک دونالد: جهانی فکر کنید، محلی عمل نمایید – آمیخته بازاریابی"، آمیخته بازاریابی p7 را جهت تحلیل استراتژی های شرکت مک دونالد مورد استفاده قرار داد و سیاست هایی که شرکت در زمینه هر یک از اجزای آمیخته بازاریابی مورد توجه قرار داده بود مورد بررسی قرار داده بود، مورد بررسی قرار گرفت و تاثیر هریک از اجزای آمیخته بازاریابی در افزایش فروش تایید شد(۱۰۵). تحقیقات انجام شده بر روی مولفه های رفتار خرید نیز نشان می دهد که بین عناصر آمیخته بازاریابی و مولفه های رفتار مشتریان رابطه وجود دارد به طور مثال در بررسی تاثیر عنصر محصول بر خرید رسانه ای می توان به تحقیق دکرکتون[۷۴] در سال(۲۰۱۴) در پژوهشی با عنوان ” رسانه های اجتماعی در توسعه محصول” به این نتیجه رسید که بین عنصر محصول و خرید رسانه ای رابطه مستقیمی وجود دارد و عدم نفوذ رسانه های اجتماعی ممکن است در هزینه های بالاتر توسعه محصول نفوذ داشته باشد(۱۰۶). همچنین تانگ بااو[۷۵] در سال ۲۰۱۴ در تحقیق با عنوان” مطالعه تجربی اثرات چند برابر رسانه ها بر روی فروش محصول” به این نتیجه دست یافت که در یک سیستم رسانه های تعاملی، بین محصول و خرید رسانه ای رابطه معنی داری وجود دارد که در نهایت فروش محصولات و رسانه ها هر دو تحت تاثیر یکدیگر هستند(۱۰۷). بر همین تحلیل کارلوتا[۷۶](۲۰۱۴) در تحقیق خود با عنوان” ادغام مشتری در رسانه های اجتماعی بر اساس محصولات و خدمات” به این نتیجه رسید که با توجه به بالا رفتن رقابت جهانی و همچنین تعداد رو به رشد سازمان ها نوآور، شرکت ها امروزه مجبور به پیدا کردن راه های جدید برای جذب، به دست آوردن و حفظ مشتریان وفادار هستند، لذا عنصر محصول قابلیت پیش بینی و اثر گذاری بر خرید رسانه ای دارد(۱۰۸). در زمینه تاثیر عنصر ترویج بر خرید رسانه ای می توان به پژوهش چی وی پنگ[۷۷]( ۲۰۱۳) اشاره کرد، این محقق در پژوهشی با عنوان” تاثیر تعامل با کاربر و رسانه های اجتماعی در قصد مصرف” به این نتیجه رسید که ترویج محصولات تو رفتگی در دیوار ممکن است به خصوص در ترویج در تمایل مصرف کنندگان به شرکت در تولید محصولات، بر خرید از طریق رسانه تاثیر داشته باشند(۱۰۹). بلومر و ادرکن[۷۸] نیز به بررسی رابطه نیاز تعلق اجتماعی و تمایل ارتباطی مشتری و تاثیر آن بر روی رفتار مشتریان پرداختند. آنها در این پژوهش که در سال ۲۰۰۲ صورت گرفت، در مدلی پیشنهادی تاثیر مستقیم نیاز تعلق اجتماعی و تمایل ارتباطی مشتری را روی نتایج رفتاری (تبلیغ دهان به دهان، حساسیت قیمت، تکرار خرید) بررسی کردند. نتایج نشان داد سطح بالاتری از نیاز تعلق اجتماعی سبب افزایش ارتباطات دهان به دهان، حساسیت قیمت و خرید مجدد می شود(۱۱۰). همچنین در زمینه رابطه بین آمیخته بازاریابی و رضایت ارتباطی مشتریان که در نهایت منجر به خرید مجدد می شود تحقیقاتی انجام شده به عنوان مثال عبدالموهمین[۷۹](۲۰۰۳)، به بررسی متغیرهای میان فردی و ابزاری پرداخته است. متغیرهای ابزاری این مدل شامل محصول، قیمت، توزیع و ارتباطات بازاریابی است که هر شرکتی ضرورتا در آمیخته بازاریابی از این متغیرها استفاده می کند. برای متغیرهای میان فردی متغیرهای مدل شامل اعتبار، خیرخواهی و فرصت طلبی است. نتایج نشان داد بین فاکتورهای ابزاری(رضایت از محصول، رضایت از قیمت گذاری، رضایت از توزیع) و رضایت ارتباطی که در نهایت منجر به تبلیغ دهان به دهان می شود ارتباط مستقیم وجود دارد(۱۱۱). علاوه بر پژوهش های ذکر شده، در زمینه بررسی و مقایسه رفتار خرید مشتریان نسبت به محصولات داخلی و خارجی تحقیقات کمی انجام شده که می توان به تحقیق نعلچی کاشی و همکاران (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان"بررسی رفتار خرید مصرف کنندگان نسبت به برندهای خارجی در مقابل برندهای داخلی” اشاره کرد، به این نتیجه رسیدند که نیاز به منحصر به فرد بودن مصرف کنندگان بر گرایش به کالاهای خارجی تاثیر گذار است. با افزایش گرایش به کالاهای خارجی، مصرف کنندگان کیفیت محصول و ارزش احساسی برندهای خارجی را بهتر می دانند و هرچه پذیرش کیفیت درک شده و ارزش احساسی برندهای خارجی افزایش یابد قصد خرید برندهای خارجی در مصرف کنندگان افزایش می یابد، بر همین تحلیل آنچه که باعث گرایش مصرف کننده به کالای خارجی می شود نیاز به منحصر به فرد بودن است، لذا باید به این مورد توجه شود که کالاهای خارجی چگونه توانسته اند در محصول خود ویژگی منحصر به فرد بودن به وجود آوردند. همان گونه که در بالا اشاره شد عامل کیفیت محصول یکی از این موارد است که باعث شده است شرکت های خارجی مزیت رقابتی بیشتری پیدا کنند لذا شرکت های داخلی باید بتوانند رضایت مشتری را زمینه کیفیت محصول داخلی به دست آورند(۱۱۲). همچنین در پژوهشی توسط وحدتی(۱۳۸۰) با عنوان “بررسی اولویت عناصر آمیخته بازاریابی بر مصرف کالا های خارجی” به این موضوعات پرداخت که آیا عناصر آمیخته بازاریابی در ارجحیت مصرف کالای خارجی به داخلی توسط مصرف کننده تاثیر دارند یا خیر؟ وحدتی به این نتیجه رسید که عناصر آمیخته بازاریابی در ارجحیت مصرف کالای خارجی به داخلی توسط مصرف کننده موثر می باشند و از نظر مصرف کننده کالای خارجی دارای اولویت متفاوت اند که به ترتیب مدیریت عملیات، ویژگی های کارکنان و محصول، قیمت محصول، کانال های توزیع، فعالیت های ترفیعی و تشویقی و امکانات و دارایی های فیزیکی از عوامل مؤثر بر خرید کالاهای خارجی توسط مشتریان است(۱۱۳). همان گونه که ذکر شد آنچه که باعث شده مصرف کنندگان به سمت کالاهای خارجی در زمینه محصول سوق پیدا کنند در درجه اول کیفیت محصول است که در دو تحقیق انجام شده مشاهده شد لذا عوامل دیگری که شرکت های داخلی بعد از کیفیت محصول بایستی توجه کنند قیمت، کانال های توزیع و در نهایت فعالیت های ترویجی است تا بتوانند بازار محصولات در کشور خود به دست بگیرند. جمع بندی پیشینه پژوهش مرور نتایج پژوهش نشان می دهد که تحقیقات محدودی در ایران بر روی محصولات و پوشاک ورزشی صورت گرفته است و در زمینه پوشاک ورزشی، تحقیقی که بتواند به طور جامع به بررسی و تعیین و مقایسه نام های تجاری گوناگون خارجی و داخلی و اولویت آمیخته بازاریابی هر کدام از آنها و در نهایت به تعیین مدل معادلات ساختاری بپردازد یافت نشد. در واقع تحقیقاتی نیز که بر روی محصولات انجام شده است بیشتر متمرکز بر یک نام تجاری و یک متغیر بوده است و اینکه در پژوهش های مرتبط انجام شده هر دو مهم ترین عناصر را محصول و قیمت معرفی کرده اند در صورتی که در پژوهش های غیر ورزشی در برخی موارد عدم تاثیر محصول و یا قیمت به چشم می خورد. تاکید تحقیقات خارجی نیز بیشتر بر روی تبلیغات و ترویج و مکان محصولات بوده است. همچنین آمیخته بازاریابی ورزشی از موضوعاتی است که چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور با بی توجهی پژوهشگران مواجه شده است و تحقیقات محدودی فقط در این چندسال بر روی آن انجام شده است. مرور نتایج مرتبط با تعیین عناصر آمیخته بازاریابی نشان می دهد که در خرید محصولات ورزشی عوامل متعددی نقش دارند که می توان به موارد زیر اشاره نمود: تقریبا تمامی عوامل آمیخته بازاریابی در خرید محصولات مصرفی یا ورزشی و خوراکی موثر هستند اما در رتبه بندی عوامل دارای اولویت های مختلفی هستند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- همچنین راندمان مربوط به اینورتر شارژ _دشارژ نیز در مدلسازی لحاظ شده است.
در این پروژه ما حداقل شارژ را Kwh10 و شارژ حداکثر شارژ آن Kwh25 است که برابر با کل ظرفیت باطری است.
قیود خروج اجباری:
این واحدها به دلیل خروج اجباری و تعمیرات در برنامه ریزی مشارکت واحدها شرکت داده نمیشوند. این قید بیشتر در برنامه ریزی میان مدت و بلند مدت لحاظ می شود و در برنامه ریزی کوتاه مدت لحاظ نمی شود.
قید تعادل توان:
واحدهای تولیدی و باد و خورشید باید بتوانند بار مورد تقاضای پیش بینی شده را تأمین کنند. چون برنامه ریزی مشارکت واحدها برای آینده صورت میگیرد پیش بینی بر بار مبنای محاسبات است و باید ظرفیت تولیدی واحدها طوری باشد که بتواند بار پیش بینی شده را تأمین کند. در این پروژه علاوه بر باد و خورشید ما از خودرو الکتریکی نیز استفاده کردهایم. خودرو الکتریکی میتواند هم به صورت بار و هم به صورت منبع باشد. قید تعادل توان در دو حالت خودرو به صورت بار و منبع باشد در زیر داده شده است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
اگر خودروهای الکتریکی به صورت منبع باشند. (۳-۸) اگر خودروهای الکتریکی به صورت بار باشد. (۳-۹) در روابط بالا: : تولید واحد iام در طول دوره زمانی t. N: تعداد واحدها. : توان تولید شده توسط سیستم فتوولتاِییک در طول دوره زمانی. : توان تولید شده توسط نیروگاه بادی در طول دوره زمانی t. : تقاضای بار در طول دوره زمانی t. : بازدهی باطری.
: ظرفیت خودرو j. : حالت اولیه و نهایی از شارژ است. فقط خودروهای ثبت شده در برنامه ریزی مشارکت واحدها در نظر گرفته میشوند.
قید ذخیره چرخان:
ذخیره چرخان یعنی ماکزیمم توانی که همه واحدها و بارهای قابل قطع و ذخیرهکنندهها منهای بار و تلفات در آن ساعت میتوانند تامین کنند. ذخیره چرخان باید طوری باشد که اگر یک یا چند واحد تولیدی از مدار خارج شدند در سیستم ما افت شدید فرکانسی نداشته باشیم. یعنی اگر مثلا یک واحد از مدار خارج شد دیگر واحدها بتوانند توان تولیدی واحد از دست رفته را تامین کنند. برای تامین ذخیره چرخان راهکارهای مختلفی وجود دارد، که با توجه به سیستم و قابلیت اطمینان مورد نیاز تامین میشود. در بعضی موارد آن را به صورت درصدی از کل بار سیستم در نظر میگیرند. در بعضی موارد هم دیده شده است که ذخیره چرخان به اندازهای است که بتواند نبود بزرگترین واحد تولیدی را در هر زمانی جبران کند. در بعضی موارد هم به صورت مقدار ارزش بار از دست رفته که هزینه آن بزرگتر یا مساوی هزینه تامین ذخیره چرخان باشد تامین میکنند. نه تنها ذخیره بایستی توان از تولیدی از دست رفته را تامین کند بلکه باید سریعا وارد مدار شده تا بتواند نوسانات فرکانس را سریعا جبران کرده و از فروپاشی سیستم جلوگیری کند. همچنین ذخیره باید در کل سیستم پخش باشد تا محدودیتهای خطوط انتقال در زمان بروز خطا از ارائه ذخیره جلوگیری نکند. اگر خودرو الکتریکی به صورت منبع باشد: (۳-۱۰)
اگر خودرو الکتریکی به صورت بار باشد: (۳-۱۱)
افق برنامه ریزی مشارکت واحدها
در این پایان نامه برنامه ریزی کوتاه مدت مشارکت واحدها برای فاصله زمانی ۲۴ساعته و در فواصل یک ساعته انجام شده است. برنامه ریزی کوتاه مدت مشارکت واحدها از جمله ضروریترین برنامهریزیها برای مشارکت واحدها است. در این نوع برنامه ریزی باید قیود حداقل زمان روشن و خاموش بودن، نرخ شیب کاهشی و افزایشی، حداقل و حداکثر تولید واحدها و.. در نظر گرفته شود. اما تعمیم آن به برنامهریزی میان مدت و بلند مدت مشارکت واحدها ناقص است. چون در آن قیود خروج اجباری واحدها، هزینه های تعمیر و نگهداری و…. در نظر گرفته نشده است.
بررسی توابع هدف مساله
همانطور که ذکر شد برنامه ریزی دقیق منابع انرژی در ریز شبکه ها از درجه اهمیت بالایی برخوردار است زیرا بهبود بهره برداری از یک شبکه چه از لحاظ اقتصادی و چه از نقطه نظر زیست محیطی و کاهش آلودگی در گرو این مهم خواهد بود و لذا ارائه روشهای بهینه سازی مناسب در جهت رفع این مشکل امری لازم و ضروری است.
- تابع هدف اول : حداقلسازی کل هزینه بهره برداری
هزینه کل بهره برداری از یک ریز شبکه در حقیقت شامل هزینه های سوخت واحدهای تولیدی و هزینه مربوط به روشن و یا خاموش شدن آنهاست. خروجی این تابع هدف معرفی مجموعه ای از توانهای تولیدی مربوط به واحدها و در بازه زمانی خاصی است که در شرایط بهینه اقتصادی محاسبه شده است. باید اضافه نمود در ساختار ریز شبکه نمونه و در مدلسازی ریاضی مسئله فرض شده است علاوه بر واحدهای تولید پراکنده، ذخیره کننده های انرژی نیز حضور دارند که جهت تولید و یا مصرف انرژی در ساعات مناسبی از روز برنامه ریزی میشوند. بدین سان اولین تابع هدف به صورت رابطه بیان میگردد:
(۰‑۱۲)
که در آن ،، ، و به ترتیب بیانگر شاخصهای زمان(ساعت)، دورهی عملکرد (در اینجا )، هزینهی راهاندازی/خاموش کردن واحدهای تولید پراکنده (cent)، توان تولیدی واحدهای تولید پراکنده در ساعت tام (kW) و توان مبادله شده با شبکه در ساعت tام (kW) میباشد. همینطور تابع هدف هزینهی تولید واحدهای تولید پراکنده و هزینهی توان مبادله شده با شبکه میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
S.Asokan
فصل دوم بررسی مصداقی مدل الکتروگرمایی در پدیده کلیدزنی و اثرات میدان الکتریکی قوی بر رسانش نیمرساناهای آمورف (معرفی اثر پول-فرنکل و پدیده کلیدزنی) ۲-۱ ) مقدمه با مطالعه رسانندگی الکتریکی هر محیط اطلاعاتی از فرایندهای انتقال حامل های بار به دست می آید؛ این رسانش می تواند ناشی از عوامل زیر باشد[۴۱و۴۲]: حرکت حاملهای آزاد (الکترونها) در نوار رسانش حرکت حاملهای آزاد (حفره ها) در نوار ظرفیت توسط حرکت حاملهای نیمه جایگزیده به عنوان جهش حاملهای مقید بین حالات جایگزیده در دی الکتریکها توسط پلارونها یا یونها. حرکت حاملها در نوار ظرفیت و رسانش نیازمند انرژی فعال سازی[۶۴] است تا یک حامل بار بتواند به نوار مورد نظر برانگیزش انجام دهد که این انرژی بطور گرمایی و یا توسط حاملهای آزاد دیگری که از میدان الکتریکی انرژی بالایی را کسب کرده اند - فرایند بهمنی[۶۵]- تأمین می شود. انرژی فعال سازی، ممکن است همانند اثر پول – فرنکل[۶۶] به وسیله میدان الکتریکی تأمین شود. فرایند سوم نیازمند انرژی جهشی[۶۷] است. که این فرایند نیازمند انرژی کمتری نسبت به انرژی فعال سازی به نوار آزاد می باشد . انرژی جهشی در حد بالای چگالی مراکز جایگزیده به سمت صفر میل می کند[۴۲]. این فرایند در مورد جامدات به شدت بی نظم مانند آمورف ها، صدق می کند. برای کارتجربی و تحلیل نظری، معمولاً از وضعیت میدان ضعیف[۶۸] شروع می کنیم. هنگام بحث در مورد یک سیستم از حاملهای آزاد، از قبیل یک نیمرسانا یا فلز، روابطی برای تحرک حامل ها و رسانندگی آنها در میدان ضعیف ارائه می شود که بکار بردن میدان الکتریکی بالا روی این موارد اثر می گذارد[۴۱]. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
افزایش کاربرد لایههای نازک و ضخیم از دیالکتریکها و نیمرساناهای آمورف[۶۹] یا به شدت بی نظم، همچنین کشف پدیده کلید زنی بین حالات با مقاومتهای بالا و پایین در بسیاری از مواد آمورف، ما را به مطالعه در زمینه اثرات میدانهای الکتریکی بالا وامیدارد. در ادامه فصل به مطالعه این اثرات خواهیم پرداخت. ۲-۲) پدیده های میدان قوی در زمینه جامدات با تحرک پایین، ممکن است چهار گروه از پدیدههایی را که در حضور میدانهای الکتریکی قوی در سیستم رخ می دهند متمایز کنیم[۴۱]: الف) اثرات القایی اتصال[۷۰]، از جمله اثرات القایی می توان تزریق حاملها، اثرات سد پتانسیل و تونل زنی از سد را نام برد. ب) اثرات صرفاًَ گرمایی، که این اثرات نیز ناشی از گرمای ژول در نمونه مورد بررسی است. ج) اثرات حجمی[۷۱] ، که به خاطر افزایش رسانندگی در اثر میدانهای الکتریکی قوی اتفاق می افتد. د) اثرات حجمی غیر عادی[۷۲] که منجر به رسانش فیلمانی می شود که این رسانش ممکن است همراه یا بدون اثرات گرمایی و تغییر ساختار و کلید زنی باشد. ۲-۳) سرعت رانشی حامل ها در میدان های الکتریکی قوی در میدانهای پایین برای نیمرساناهای بلوری ، سرعت رانشی سوق، رابطه خطی به صورت، با میدان الکتریکی دارد که در آن ، تحرک حامل میباشد همچنین برای میدانهای بالا، این رابطه خطی دیگر برقرار نیست و هر چه این میدان بیشتر افزایش یابد، سرعت سوق آرام تر افزایش یافته و نتایجی که در موردGaAs ، Si و Ge به دست آمده است نشانگر این است که جدای از تحرک دیفرانسیلی منفی که در GaAs، دیده می شود، سرعت سوق در میدانهای بالا تمایل به اشباع دارد. میدان الکتریکی بالا در نیمرساناهای بلوری به دو اثر منجرمیشود، یکی یونش برخوردی[۷۳] و دیگری تونلزنی از سد پتانسیل میباشد. که در یونش برخوردی، انرژی ای که توسط حامل بار از میدان الکتریکی کسب می شود، صرف تولید جفتهای الکترون- حفره می شود در صورتیکه در تونلزنی مسافتی که الکترون باید برای رسیدن به نوار رسانش طی کند، کاهش مییابد. در تونلزنی بدلیل اینکه فرایند یک الکترون را شامل می شود، انرژی جنبشی برای آن دارای بقا است اما این مطلب در مورد الکترون فرودی در فرایند یونش برخوردی صحیح نیست. در فرآیندهای یونش برخوردی و تونلزنی کمیتهایی که برای ما مهم هستند نرخ تولید جفتهای الکترون- حفره و احتمال تونلزنی است. تعداد جفتهای الکترون- حفره تولید شده بر واحد مسافت طی شده توسط یک حامل پر انرژی را ضریب یونش[۷۴] Me، مینامیم و پدیده یونش برخوردی که در واقع پدیده تکثیر حامل[۷۵] است که در حد Me → ∞ می تواند به ریزش بهمنی[۷۶] منجر شود. با این توضیحات میدان الکتریکی بالا در جامدات آمورف نیز با توجّه به آنچه که به آن اشاره خواهد شد رسانش و در واقع تحرک حاملها را افزایش خواهد داد [۴]. ۲-۴) اثرات حجمی میدان قوی مبحث اثرات حجمی میدان قوی را می توان با مروری بر انواع ترازهای جایگزیده محتملالوجود در نوار ممنوعهی جسم جامد آمورف دنبال کرد. ترازهای جایگزیده در نیمرساناهای بینظم (بی نظمی جایگزینی) بصورت پیکهایی در نوار ممنوعه می باشند و الکترونهای اشغال کننده این ترازها آزاد نیستند. در این حالت دو تراز را می توان نام برد یک نمونه از این ترازها وقتی که سرشار از الکترون است، تراز مرکز خنثی[۷۷] است و وقتی الکترون از دست بدهد دارای بار مثبت می شود. این حالت بطور نمادی به صورت رابطه زیر نمایش داده می شود [۴۳,۴۴]: (۲-۱) در این وضعیت، حالت خنثی را با و حالت یونیزه را با نشان داده ایم که این مرکز بطور کلی دهنده[۷۸] نامیده می شود. انرژی فعال سازی حاملها به نوار رسانش را در این نوع تراز با εd نمایش می دهیم که همیشه کوچکتر از عرض نوار ممنوعه εg است. یک تراز انرژی دهنده در نوار ممنوعه وقتی ایجاد می شود که توسط نقص محلی که این تراز انرژی در شبکه تولید میکند به سیستم الکترون وارد شود. که از طریق جایگزینی اتمی که ظرفیت بالاتری نسبت به اتمهای سیستم دارد، از قبیل فسفر در سیلیکان ایجاد می شود. نوع دوم این تراز ها، یک تراز مرکز خنثی است وقتی کمبود الکترون داشته و وقتی توسط الکترون اشغال می شود دارای بار منفی می شود. و به صورت رابطه زیر نشان داده می شود: (۲-۲) که و به ترتیب حالتهای خنثی و غنی از الکترون را نمایش میدهد که این مرکز را به عنوان تله[۷۹] میشناسیم. تراز تله وقتی نقص محلی که این تراز انرژی در شبکه به وجود می آورد، هیچ الکترون اضافی در سیستم بر جای نگذارد. اختلاف اساسی بین مراکز دهنده و تله از طبیعت نیروهای بستگی الکترون به مرکز ناشی می شود که این نیروی بستگی در یک مرکز دهنده نیروی کولمبی است که نسبتاً بلند برد می باشد در صورتی که در مورد تله، نیرو غیر کولمبی و کوتاه برد است. یک جامد آمورف ممکن است توزیع گسترده ای از هر دو مرکز را داشته باشد[۴۱]. در شکل (۲-۱) چنین توزیعی نشان داده شده است که در آن مراکز دهنده با مربع و تله ها با دایره نشان داده شده اند و اشکال سایه دار شده مراکز پر را نشان می دهند. شکل۲-۱) گذارهای الکترونیک در جامدات آمورف [۴۱[. هر گاه گذارها شامل کمترین تغییر در انرژی باشند، مناسبترین و مساعدترین گذارها هستند. برای انتقال حامل در میدان ضعیف، همه گذارهای نشان داده شده در جریان شرکت کرده و نمیتوان تله ها و مراکز دهنده را از هم جدا و متمایز کرد.اما در میدانهای بالا تله ها و مراکز دهنده را میتوان از هم متمایز کرد. پس بطور کلی گذارهای الکترونیکی در جامدات آمورف بصورت زیرند:
- i) → + ii) → conduction band → +
iii) → O iv) - → O v) - →+ همه این گذارها به عنوان جهش حامل بین مراکز جایگزیده توصیف می شوند بجز حالت (ii) که گذار از طریق نوار آزاد صورت می گیرد. بطور کلی سه حالت زیر را می توان متمایز کرد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴۱۹نفر
۷۷۹
با توجه به اطلاعات مندرج در جدول تنظیمی فوق: مقایسه دو محکمه مورد نظر بشرح زیر است: طول مدت اجرای محکمه نورنبرگ کمتر از یکسال، درحالی که طول مدت محکمه توکیو حدود ۲ سال و با الطبع زمان بررسی پرونده های متهمین در محکمه توکیو بیش از دو برابر زمان در محکمه نورنبرگ بوده که خود به خود در این باره دقت بیشتری به عمل آمده است. در محکمه نورنبرگ اصولا مجرمان اصلی، برنامه ریزان، تهیه کنندگان و آمرین جنگ جهت محاکمه به محکمه معرفی نشده و آنان فرار را بر قرار ترجیح داده بودند، درحالی که درمحکمه توکیو مجرمان اصلی و آمرین جنگ به تعداد ۱۳ نفر (چهار نفر نخست وزیر، چهار نفر وزیر امور خارجه و پنج نفر وزیر جنگ) جهت محاکمه به محکمه معرفی شده بودند. تعداد کل متهمان در محکمه نورنبرگ فقط ۲۴ نفر نظامی که همگی مامورین اجرای دستور بوده به محکمه معرفی شده بودند، درحالی که در محکمه توکیو تعدادکل متهمین ۲۸ نفر بوده که هم شامل مجرمان و آمرین اصلی جنگ به شرح ردیف ۲ فوق و هم مامورین و مرئوسین بوده اند. در محکمه نورنبرگ تعداد محکومین به اعدام ۱۲ نفر ولی در محکمه توکیو تعداد محکومین به اعدام ۷ نفر بودند. تعداد تبرئه شدگان درهر یک از دو محکمه ۳ نفر بودند. تعدا شاهدان حضوری درمحکمه نورنبرگ ۱۱۳ نفر ولی در محکمه توکیو ۴۱۹ نفر بودند. محکمه نورنبرگ فاقد شهادت کتبی بوده در حالی که در محکمه توکیو تعداد شهادت کتبی ۷۷۹ فقره بود. با عنایت به جدول تنظیمی و موارد مقایسه دو محکمه نورنبرگ و توکیو به شرح فوق، به نظر می رسد که رویه محکمه توکیو عادلانه تر از محکمه نورنبرگ بوده است.» مبحث هشتم: گفتار اول: نتیجه گیری و پیشنهادات با عنایت به مجموع مباحث مطروحه در فصول گذشته، می توان موارد ذیل را به عنوان مهمترین نتایج حاصله بیان نمود. در حقوق داخلی، امر آمر قانونی یکی از عوامل توجیه کننده جرم به شمار می رود. عوامل توجیه کننده جرم رکن قانونی جرم را از بین می برند؛ زیرا قانون گذار که وضع کننده قوانین و جرایم است، تحت شرایط خاصی انجام عملی را که اصولاٌ جرم است، جزء اختیارات یا وظایف برخی افراد قرار می دهد. لازم به تاکید است که در این حالت چون شخص انجام وظیفه کرده و نه تنها عمل مجرمانه ای انجام نداده بلکه تخلف مدنی نیز مرتکب نشده است، لذا نه مسئولیت مدنی دارد و نه مسئولیت کیفری؛ زیرا نمی توان شخص را از طرفی مخیر یا مؤظف به انجام عملی دانست و از سوی دیگر به خاطر انجام همان عمل وی را بازخواست کرد. منظور از امر آمر قانونی این است که اگر شخصی که قانوناً صلاحیت صدور دستورات به زیردستان را دارد، فرمانی دهد و زیر دست (مأمور) فرمان را اجرا کند، در صورتی که دستور صادره قانونی باشد، هر چند فعل ارتکابی در شرایط عادی متضمن عملی مجرمانه باشد، جرم محسوب نمیشود. مثل اینکه قاضی صلاحیتدار پس از محاکمه، حکم اعدام کسی را صادر میکند و مأمور، به اجرای حکم قطعی مبادرت میورزد. در این حالت هرچند سلب حیات از اشخاص در حالت عادی از مهمترین جرایم است و در کلیه نظام های کیفری، شدیدترین مجازات ها را در بر دارد؛ لیکن مأموری که در چارچوب قانونی انجام وظیفه کرده، مسوولیتی ندارد. حال اگر دستور صادره غیرقانونی باشد، چه حالتی پیش میآید؟ در این زمینه نظریه های مختلفی ارائه شده که مطابق نظریه اطاعت محض، مأمور در هر صورت ملزم به اجرای دستورات مافوق است و مسؤولیتی متوجه وی نخواهد بود. نظریه دیگر متضمن مسؤولیت مطلق برای زیردست (مباشر جرم) است و مأمور را در هر صورت مسؤول می داند و طرف داران نظر سوم که حالت بینابینی دارد و برای مأمور مسؤولیت مشروط قائل است، معتقدند اگر ظاهر دستور مافوق حالت قانونی داشته باشد، مأمور ملزم به اجراست و مسؤولیتی متوجه وی نخواهد بود. ماده ۱۵۹ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱/۲/۱۳۹۲ ۱۳۹۲ همچون قوانین داخلی بیشتر کشورها از نظریه مسؤولیت مشروط پیروی کرده و مقرر می دارد: «هر گاه به امر غیرقانونی یکی از مقامات رسمی جرمی واقع شود، آمر و مأمور به مجازات مقرر در قانون محکوم میشوند ولی مأموری که امر آمر را به علت اشتباه قابل قبول و به تصور اینکه قانونی است اجرا کرده باشد، فقط به پرداخت دیه یا ضمان مالی محکوم خواهد شد.» البته، در موارد خاصی پیشبینی شده است که فقط آمر مجازات خواهد شد. این موارد، معاذیر معاف کننده (مأمور) از مجازات هستند و از شمول قاعده کلی مندرج در ماده ۱۵۹ (مسؤولیت مشترک آمر و مأمور) مستثنی میباشند (مثل مواد ۵۷۴ (۸۰۵)، ۵۷۸ (۸۰۹)، ۵۷۹(۸۱۰)، ۵۸۰(۸۱۱)). مصوب ۱/۲/۱۳۹۲در قوانین ناظر به نظامیان و نیروهای مسلح، اغلب دولت ها سخت گیری بیشتری می کنند. نقض سلسله مراتب و بی اعتنایی به دستورات مافوق می تواند منجر به از هم پاشیدگی نظم و انضباط در نیروهای نظامی و نهایتاً ایجاد خطرات جدی برای امنیت داخلی و خارجی کشورها شود. برای نمونه، وقتی سرزمین دولتی مورد تهاجم و حمله اشغالگرانه قرار گرفته، اگر در مقام دفاع از کشور، نیروهای مسلح از دستور فرماندهان خود سرپیچی کنند، ممکن است تمامیت سرزمینی آن دولت مخدوش یا زایل شود. در فصل سوم «قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح» مصوب ۱۳۸۲ به تفصیل در مورد جرم انگاری و مجازات سرپیچی از اوامر مافوق و لغو دستور وضع قاعده شده است. در بیشتر موارد حبس های سنگین و حتی حکم محاربه در خصوص مجرمین - یعنی کسانی که دستور مافوق را اجرا نمی کنند - قابل اعمال است. ماده ۸ منشور لندن (اساس نامه دادگاه نورنبرگ) مقرر می دارد: «این واقعیت که شخص متهم به دستور حکومت یا یک مقام مافوق عمل کرده است، او را از مسؤولیت کیفری بری نمی کند؛ لیکن اگر دادگاه تشخیص دهد که عدالت این چنین اقتضا دارد ممکن است موجب تخفیف مجازات باشد.» مطابق ماده ۶ منشور لندن صلاحیت موضوعی دادگاه شامل جنایات علیه صلح (تجاوز)، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت بود و ماده ۸ علی الاطلاق ناظر به همه جنایات سه گانه بود. در بند ۴ ماده ۷ اساس نامه دادگاه بین المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق و در بند ۴ ماده ۶ اساس نامه دادگاه بین المللی کیفری برای رواندا نیز این جملات عیتاً تکرار شده است. با توجه به اینکه صلاحیت موضوعی این دو دادگاه نیز ناظر به سه جنایت بین المللی شناخته شده یعنی نسل زدایی، جنایات علیه بشریت و جنایات جنگی می باشد و در بندهای مزبور هیچ گونه تفکیک و تمایزی بین انواع جنایات مشمول صلاحیت این مرجع قضایی قایل نشده، لذا در این دادگاه ها، امر آمر قانونی به طور کلی در مسؤولیت شخص تاثیری ندارد، فقط می تواند به تشخیص دادگاه عامل تخفیف مجازات باشد. بدیهی است که دستوراتی که برای ارتکاب جنایات بین المللی صادر می شوند، ممکن است از نظر حقوق دولت متبوع مرتکبین، قانونی باشد؛ لیکن عملی که در صحنه بین المللی وارد می شود و مصداق جنایت بین المللی است باید به موجب موازین بین المللی ارزیابی شود. ماده ۳۳ اساس نامه دیوان کیفری بین المللی[۶۲] با اندکی تفاوت نسبت به مندرجات اسناد پیش گفته، چرخشی آشکار به نفع متهم نشان می دهد. این ماده مقرر می دارد:« ۱- این واقعیت که یک جنایت مشمول صلاحیت دیوان توسط شخصی به دستور یک حکومت یا مقام مافوق نظامی یا غیرنظامی ارتکاب یافته است، شخص را از مسؤولیت کیفری بری نمی کند مگر این که:الف) شخص الزام قانونی بر اطاعت از دستورات حکومت یا مقام مافوق مورد بحث داشته است؛ب) شخص علم به غیرقانونی بودن دستور نداشته است؛ و ج) دستور آشکارا غیرقانونی نبوده است. ۲- ازنظر این ماده، دستور ارتکاب نسل زدایی یا جنایات علیه بشریت آشکارا غیرقانونی هستند.» همانطور که ملاحظه می شود اولاً این ماده نسبت به اساس نامه دیوان های بین المللی کیفری سابق که امر آمر را حداکثر موجب تخفیف مجازات می دانستند، تغییر یافته و با جمع شرایط سه گانه مذکور عدم مسؤولیت شخص مأمور را به استناد دستور مافوق می پذیرد و ثانیاً بند ۲ این ماده، وضعیت نسل زدایی و جنایات علیه بشریت را از جنایات جنگی –و احتمالاً تجاوز – متمایز می کند. در خصوص تعریف جنایت تجاوز چون به موقع تدوین اساس نامه دیوان در سال ۱۹۹۸ توافق حاصل نشد، لذا تعریف آن به کنفرانس بازنگری موکول گردید که متعاقباً به آن خواهیم پرداخت. بنابراین آنچه مسلم است اینکه بند ۲ ماده ۳۳ فقط جنایات جنگی را مستثنی نمی کند و به عبارت دیگر فقط در خصوص متهمین به جنایات جنگی می توان ادعا کرد که دستور آشکارا غیرقانونی نبوده و با جمع سایر شرایط، از امتیاز این ماده بهره برد؛ زیرا در تاریخ مزبور عنوان جزایی دیگری در اساس نامه تعریف نشده بود. از این حیث، صرف نظر از محتوی، از نظر شکل نگارش ماده این ایراد وارد است که مطلب به شکل پیچیده ای بیان شده و بهتر بود به جای بند ۲ ماده ۳۳، در انتهای بند ۱ ذکر می شد مگر اینکه «جرم ارتکابی جنایت جنگی بوده و ۱-…» در خصوص ماهیت حکم ماده ۳۳ باید اشاره کنیم که به طور کلی دو رویکرد مختلف در خصوص تاثیر امر آمر قانونی در جنایات بین المللی وجود داشت: اولی رویکرد مسؤولیت مشروط که بیشتر نظام های حقوقی ملی پذیرفته اند و دومی رویکرد مسؤولیت مطلق که قبل از اساس نامه دیوان رم در نظام بین المللی پذیرفته شده بود. مطابق رویکرد اول دستور مافوق قاعدتاً یک عامل موجهه کامل محسوب می شود. با این وجود، تحت شرایط خاصی ممکن است مأمور، به همراه مافوق خود، مسؤول شناخته شود؛ یعنی وقتی که او از غیرقانونی بودن دستور اطلاع داشته یا می بایست به این امر آگاه می بود یا وقتی که دستور آشکارا غیرقانونی باشد. رویکرد دوم در نظام بین المللی و از زمان تدوین ماده ۸ منشور لندن که سند تاسیس دادگاه نورنبرگ بود، ایجاد شده و تا دهه نود در دادگاه های کیفری بین المللی خاص که توسط شورای امنیت تاسیس شده اند، پیروی شده است. مبنای این رویکرد بر این اساس استوار است که یک مأمور یک موجود معقول و مختار است و می تواند دستورات دریافتی را ارزیابی کند و اگر دستور غیرقانونی باشد، او ملزم به تبعیت نیست. در تدوین ماده ۳۳ اساس نامه دیوان، طرفداران مسؤولیت مطلق، خصوصاً هیات نمایندگی آلمان استدلال کردند که با وضع این قاعده در منشور لندن مبنی بر این که زیردستان به خاطر اجرای دستورات مافوق -که متضمن ارتکاب جنایات بین المللی باشند- مسؤولیت کیفری دارند، به یک قاعده عرفی بین المللی تبدیل شده است. از طرف دیگر، رویکرد مسؤولیت مشروط مورد حمایت شدید آمریکاییها بود که استدلال می کردند رویه قضایی محاکم ملی پس از جنگ جهانی دوم، قاعده وضع شده در اساس نامه نورنبرگ را ملغی نموده است. هیات نمایندگی ایالات متحده استدلال می کرد که رویه قضایی ملی این اصل را که مأمورین فقط در قبال آن دسته از جنایات ارتکابی مسؤولند که به دستور آشکارا غیرقانونی مرتکب شده اند، به بخشی از حقوق بین المللی عرفی تبدیل کرده است. نهایتاً با متمایز نمودن نظام حاکم بر جنایات علیه بشریت و نسل زدایی - که تابع رویکرد مسؤولیت مطلق شدند - از نظام حاکم بر جنایات جنگی که تابع رویکرد مسؤولیت مشروط شد، مصالحه ای بین دو دیدگاه با تدوین ماده ۳۳ به شکل فعلی به وجود آمد. البته، پیچیدگی و گستردگی جنایات جنگی می تواند تشخیص دستورات قانونی و غیرقانونی را مشکل کند. برای مثال وقتی به خلبانی دستور بمباران یک ساختمان مسکونی یا آموزشی داده می شود ممکن است وی تصور کند که مکان مورد بمباران یک ساختمان نظامی است و لذا متمایز شدن این جنایات از جنایات علیه بشریت و نسل زدایی قابل توجیه است. ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
از سوی دیگر، به نظر می رسد گرایش دیوان کیفری بین المللی به سوی تعقیب کیفری آمران و سران دولت ها به جای تعقیب کیفری افراد دون پایه از یک سو و حمایت از حقوق متهم از سوی دیگر می باشد. تصمیمات کنفرانس بازنگری اساس نامه دیوان در سال ۲۰۱۰ در خصوص تعریف جنایت تجاوز، ابعاد این مساله را بهتر روشن می کند. تعریف تجاوز تحت عنوان ماده ۸ دوم (مکرر) به شرح ذیل و با اجماع (بدون رای گیری و بدون مخالف) در کنفرانس بازنگری ۲۰۱۰ دیوان که در کامپالا برگزار گردید، پذیرفته شد: «۱- از نظر این اساس نامه، «جنایت تجاوز» طراحی، تدارک، شروع یا اجرای یک عمل تجاوز توسط کسی که به خاطر موقعیت خود به طور موثر بر اقدام سیاسی یا نظامی دولت اعمال کنترل یا فرماندهی می کند و این عمل تجاوز به خاطر ماهیت، شدت و وسعت آن نقض بارز منشور ملل متحد محسوب می شود…» روشن است که امر آمر در حقوق بین المللی کیفری، وقتی متضمن ارتکاب یک جنایت بین المللی باشد، هرگز به معنی عامل زایل کننده رکن قانونی جرم و تبعاً جرم نبودن عمل ارتکابی نیست؛ بلکه همچنان که در نوشته های برخی صاحب نظرها می بینیم، این عامل به عنوان یکی از معاذیری که آزادی اراده شخص را از خارج تحت تاثیر قرار می دهند، قابل ارزیابی است. بنابراین با توجه به موارد مذکور پیشنهاد می شود که قانونگذار ایران با مدنظر قراردادن تحولات تقنینی که در حوزه مسئولیت کیفری آمر و مامور در قوانین منطقه ای و بین المللی بویژه اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی به وجود آمده است قوانین داخلی منجمله ماده ۱۵۹ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱/۲/۱۳۹۲ را مورد بازبینی قرار دهد. فهرست منابع و مآخذ آذرنوش، آذرتاش . فرهنگ معاصر عربی – فارسی، تهران : نشرنی، چاپ پنجم، ۱۳۸۴ . آشوری، دکتر محمد . آیین دادرسی کیفری، جلد اول، تهران : سمت، ۱۳۷۵ . اردبیلی، دکتر محمد علی . ] مسئولیت ناشی از فعل دیگری [مجله ی تحقیقات حقوقی. شماره ۱۶ و ۱۷ . سال ۷۴، ص ۲۲۹. آزمایش، دکتر علی، تقریرات جزای عمومی، دوره کارشناسی ارشد، نیمسال ۷۶-۷۷، (مبحث عنصر معنوی و مسئولیت کیفری) امامی، سید حسن . حقوق مدنی، جلد اول، تهران : کتابفروشی اسلامیه، چاپ نوزدهم، ۱۳۷۷ . انصاری، دکتر ولی الله، کشف علمی جرائم، چاپ ششم، نشر سمت، سال ۱۳۹۰. انصاری، دکتر ولی الله، انضباط اداری و مسئولیت اداری، نشر دانشگاه ملی ایران، سال ۱۳۵۶. انصاری، دکتر ولی الله، حقوق تحقیقات جنائی، چاپ سوم، نشر سمت، سال ۱۳۹۰. بازگیر، یداله، بررسی روابط آمر و مأمور در ارتش، مجله دادرسی شماره ۴ سال اول شهریور و مهر ۷۶، صص۵۶،۵۵،۵۴. پاد، ابراهیم . حقوق جزای اختصاصی، جلد اول، تهران : دانشگاه تهران، چاپ سوم، ۳۵۲ . پورحسن سنگری، دکتر علی، مسئولیت کیفری تولید کنندگان محصولات صنعتی، نشریه علمی دانشگاه گیلان، ۱۳۹۰. جعفری لنگرودی، دکتر محمد جعفر . ترمینولوژی حقوق، تهران : کتابخانه ی گنج دانش، چاپ نهم ۱۳۷۷ . حسینی نژاد، حسینقلی . مسئولیت مدنی، تهران : بخش فرهنگی جهاد دانشگاهی شهید بهشتی، ۱۳۷۰. خمینی ( ره )، آیت الله روح ا…، موازین قضایی، ترجمه و تدوین حسین کریمی، قم : شکوری، ۱۳۶۵ . دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، تهران : دانشگاه تهران : ۱۳۷۲ . زراعت، عباس، شرح قانون مجازات اسلامی، بخش دیات، جلد اول، تهران : انتشارات ققنوس، ۱۳۷۸. سلیمی، دکتر صادق، جنایات سازمان یافته فراملی تهران، انتشارات تهران، صدرا. سلیمی، دکتر صادق، چکیده حقوق جزای عمومی (پدیده مجرمانه، مسئولیت کیفری، واکنش اجتماعی) شریعت باقری، دکتر محمدجواد، ترجمه و تدوین استاد دیوان کیفری بین المللی، انتشارات جنگل، جاودانه، چاپ دوم، ۱۳۹۰. شامبیاتی، دکتر هوشنگ، حقوق جزای عمومی (دو جلد) انتشارات مجد، ژوبین، چاپ اول (۱۳۹۲) عبدالحمید، ابوالمحمد، ص۴۳۲. صادقی، محمد هادی . حقوق جزای اختصاصی – جرایم علیه اشخاص، تهران : نشر دادگستر، چاپ دوم، ۱۳۷۸ . صفایی، حسین . مفهوم تقصیر سنگین در ارتباط با شرط عدم مسئولیت. مجله ی حقوقی دفتر خدمات حقوقی بین المللی جمهوری اسلامی ایران . شماره ی ۴ . سال ۶۴ . ص ۱۸۵. قاسم زاده، دکتر مرتضی، مبانی مسئولیت مدنی، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۶. قیاسی، جلال الدین . تسبیب در قوانین کیفری، قم : انتشارات مدین، ۱۳۷۵ . کاتوزیان، دکتر ناصر . عقود معین، جلد اول، تهران : بهشهر، چاپ سوم، ۱۳۶۴ . کاتوزیان، دکتر ناصر . دوره ی مقدماتی حقوق مدنی – وقایع حقوقی، تهران : شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۷ . کاتوزیان، دکتر ناصر . مسئولیت ناشی از عیب تولید، تهران : انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۴ . کاتوزیان، دکتر ناصر . الزام های خارج از قراردادـ ضمان قهری، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ ششم، ۱۳۸۶ . کشوری، عیسی .[ مسئولت سازندگان و فروشندگان کالای خطرناک] . مجله ی استاندارد و کالای صنعتی، شماره ی ۵۱ . گرجی، ابوالقاسم . مقالات حقوقی، جلد اول، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۵ .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رونهار توضیح می دهد که بازارهای حمل ونقلی شرایط بهینگی پارتو[۵۰] را دارا نمی باشند و از اینرو بازارهای ناکارآمدی هستند. او علت اصلی ایجاد ناکارآمدی را برابر نبودن قیمت های حمل و نقلی با هزینه های حاشیهای می داند، و علت این نابرابری نیز وجود پیامدهای خارجی و مالیاتهای غیربهینه در این بازارها میباشد .پیامدهای خارجی، تأثیرات خوب یا بد بر روی عدهای است که به طور مستقیم در تولید یا استفاده ازکالا یا خدمات درگیر نیستند. شخصی که پیامدهای خارجی تولید می کند، هزینه ها یا منافعی را به دیگران وارد می کند، اما آنها را در فرایند تصمیم گیری در نظر نمی آورد .در نتیجه تولید یا مصرف او از نقطه نظر رفاه اجتماعی مبهم است. علت اصلی وجود پیامدهای خارجی، فقدان تعریف درستی از حقوق مالکیت می باشد. در واقع هیچ حقی برای جاده های بدون شلوغی و ترافیک، هوای پاک یا سکوت وجود ندارد، و در مقابل مذاکره کردن و رسیدن به توافقات رضایتبخش بر روی هزینه های شلوغی، آلودگی یا قربانیان حمل ونقلی، به نظر ناممکن می نماید .از سوی دیگر قیمت های حمل ونقلی تحت تأثیر مالیات هایی است که هیچ ارتباط مستقیمی با هزینه های تسهیلات حمل ونقل مثل زیر ساخت ها یا هزینه های خارجی ندارند. این امر به این علت است که هدف مالیات ها در حالت کلی افزایش درآمد می باشد و به هیچ وجه اصلاح و تنظیم پیامدهای خارجی نمی باشد .این دو عامل قیمتهای حمل ونقلی را متفاوت با هزینه های حاشیهای آن نموده است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
این پژوهشگر در ادامه توضیح میدهد که چگونه قیمتهای ناکارا بازارهای حمل ونقل را ناکارا می کنند، و تشریح می کند که این کار به چهار علت صورت می گیرد .این چهار عامل شامل الف-بد عمل کردن قیمت ها در سهمیه بندی تقاضا، ب- عدم وجود راهنمای درست برای سرمایه گذاری در غیاب قیمتهای کارا، پ- ایجاد تقاضای اضافی و ت- نادرست بودن رقابت بین وسایل در غیاب قیمتهای کارا میباشند .در ادامه این مقاله اشاره می شود که این ناکاراییها قادرند بازارهای مرتبط مثل بازارهای کالا یا بازارهای کارا را تحت تأثیر قرار دهند. از اینرو، بسیاری از نویسندگان از دخالت دولت برای وضع قیمت های بهینه دفاع می کنند و برای کاهش این ناکارآمدیها سه حالت قیمت گذاری در دنیا ی بهینه اول ، قیمت گذاری در دنیای ” بهینه دوم ” و قیمت گذاری در دنیای ” بهینه سوم ” مطرح می شوند. در دنیای بهینه اول افراد براساس اطلاعات کا مل عمل می کنند و سعی در بیشینه سازی مطلوبیت دارند. بازارها در غیاب انحراف های ممکن، همچون پیامدهای خارجی، به صورت بهینه رفتار می کنند، و ساختار نوعی بازار رقابت کامل است .در نتیجه، قیمت ها برابر هزینه های حاشیه ای بوده و بهینه میزان رفاه"- بهینه پارتو-” دست یافتنی است .روشن است که این فرضیات در واقعیت دارای ارزش نیستند. در دنیای بهینه دوم، بازارهای حمل ونقل دارای کمبودها و انحراف های بسیاری مثل نقص اطلاعات، انحصارها و کمکهای مالی (سوبسیدها) هستند .در چنین شرایطی، قیمت ها نباید بر مبنای هزینه های حاشیه ای تعیین گردند، بلکه باید به گونه ای تنظیم گردند که بتوانند تأثیرات منفی انحراف های بازار را اصلاح کنند، و به اصطلاح باید قیمت های بهینه دوم تعیین گردند. در این حالت، دولت باید دقیقاً تأثیرات انحراف های بازار را بر روی رفاه اجتماعی در هر لحظه بداند تا بتواند قیمت ها را به گونه ای تطبیق دهد تا منجر به بهبود رفاه گردد. از اینرو، این وضعیت مطالبه شدید اطلاعات را به همراه دارد که باز هم در عمل ناممکن می نماید و در نتیجه قیمت گذاری در شرایط بهینه دوم فقط در تئوری ممکن می باشد. برای عملی کردن شرایط بهینه دوم، دنیای بهینه سوم مطرح می گردد .در واقع در این سیستم، شکست اطلاعاتی نیز صریحاً وارد عمل می شود، که پیرو آن قیمت های بهینه سوم بوجود می آید .در این روش، دو شرایط” کمبود اطلاعاتی “و” فقر اطلاعاتی” متمایز میگردد .درشرایط کمبود اطلاعاتی، یک دولت اطلاعات محدودی راجع به تأثیرات انحراف بازار بر روی رفاه اجتماعی دارد که به او این اجازه را می دهد تا از راه آزمون و خطا و تحقیقات گسترده افت رفاه را از طریق تطبیق قیمت ها فقط کاهش دهد. اما در شرایط فقر اطلاعاتی، دولت اطلاعات بسیار اندکی دارد و بهبودهای بهینه ثانویه بی فایده خواهند بود. از اینر و دولت باید قانون های بهینه اول را در دیگر بازارها به اجرا درآورد، یعنی قیمت ها باید در مقادیر هزینه های حاشیه ای تنظیم گردند .قیمت های غیر بهینه جاری در حمل ونقل ممکن است که، برای مثال، انحراف در سایر بازارها مثل بازارهای کار را جبران کنند، و البته ممکن است که این انحراف ها را تقویت نیز بنمایند .در هر صورت هیچ تضمینی برای بهبود کلی رفاه اجتماعی در این حالت وجود ندارد. در نهایت، از مجموع سه حالت فوق نیز می توان این گونه برداشت نمود که اگرچه همواره سعی می شود با بهره گرفتن از اطلاعات و دانش موجود تا حد امکان به شرایط بهینه دست یافت، اما هرگز تضمینی برای بهتر شدن شرایط وجود ندارد و علت اصلی آن نیز ناشناخته بودن بازارها، انحرافات آنها و تأثیرات متقابل آنها بر یکدیگر می باشد .در هر صورت شاید این مطلب اصلی ترین عامل مقاومت کننده در برابر اعمال قیمت گذاری در جوامع باشد. در ادامه اشاره می شود که جدی ترین مخالفتها با مفهوم قیمت گذاری شلوغی، و نیز با اصل قیمت گذاری کارا در حمل ونقل در حالت کلی به شرح زیر خواهد بود (Runhaar,2001): - استفاده کنندگان این اعتقاد را ندارند که قیمت گذاری کارا رفاه را بهبود خواهد داد. - استفاده کنندگان معتقدند برای چیزی پول می پردازند که خود قربانی آن هستند نه شریک جرم در آن، یعنی شلوغی ترافیک. - بهای شلوغی ضروری نیست، چرا که مشکل آنقدرها حاد نیست. بعلاوه شلوغی را می توان از راه های دیگری مثل حمل ونقل عمومی خیلی بهتر کاهش داد. - بهای شلوغی(وقیمت گذاری کارا به طور کلی ) غیر سودمند و غیر مؤثر خواهد بود، زیر ا که تقاضای حمل ونقل نسبت به قیمت بسیار کشش ناپذیر است. - بهای شلوغی (و قیمت گذاری کار ا در حالت کلی) منجر به مشکلات مرزی شدیدی خواهد شد، که مثلاً مشکلات را به مناطق دیگر انتقال خواهد داد. - مردم معتقدند که هدف قیمت گذاری کارا افزایش درآمدهای مالیاتی است و نه اهداف دیگر مثل بهبود رفاه. - قیمت گذاری کارا منجر به بی عدالتی اجتماعی می شود. در مقابل بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که اثرات توزیع مجدد ناشی از قیمت گذاری کار است که منجر به ایجاد مقاومت اجتماعی در برابر آن می شود .قیمت گذاری کارا سبب افزایش رفاه بعضی افراد و کاهش رفاه سایر افراد می گردد .حتی اگر قیمت گذاری کارا منجر به بهبود رفاه خالص گردد، امکان مخالفت افراد با آن وجود دارد. این مطلب اختصاص به افرادی که ضرر می کنند نیز ندارد، بلکه افرادی که در وضعیت بهتری قرار می گیرند را نیز شامل می شود .در این رابطه چند تفسیر به شرح زیر آورده شده است(اصغر زاده،۱۳۸۵): الف) بسیاری از استفاده کنندگان حمل ونقل به شکل نادرستی راجع به هزینه ها و منافع حمل ونقل آگاهی می یابند .علاوه بر آن، احتمالاً افراد بیشتر از آنکه از افزایش منافع خود آگاه شوند، از افزایش هزینه ها آگاهی می یابند. این اثر اخیر به ویژه وقتی که بخش قابل توجهی از مزایا مثل کاهش اثرات گلخانه ای غیر قابل درک باشند، افزایش می یابد. ب) آن دسته ای که افت رفاه خواهند داشت احتمالاً فرصت سیاسی بیشتری خواهند یافت که آنها را قادر می سازد تا به نظر عمومی مردم چیره شوند. در نهایت، این که آیا روش قیمت گذاری کارا باید اعمال گردد یا خیر. نویسنده مقاله عنوان می دارد که این برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان هستند که باید با توجه به شرایط منحصر به فرد جامعه خود و رسیدن به شناخت درستی از آن در این باره تصمیم بگیرند. ۳-۳- تحقیقات یانگ[۵۱] و هوانگ[۵۲] پیش از این نیز اشاره شد که تحقیقات انجام گرفته در زمینه قیمت گذاری پیش از آنکه به دنیای حمل ونقل راه پیدا کند توسط اقتصاددانان مطرح بوده است، و در چند دهه پیش به دلیل طبیعت در حال تغییر مسائل حمل ونقل شهری و نیز نیازهای موجود در زمینه حمل ونقل برون شهری، محققان حمل ونقل نیز به این سو روی آورده اند. قیمت گذاری از طریق هزینه متوسط یا قیمت گذاری از طریق هزینه حاشیه ای از اصول بنیادین اقتصادی می باشند، که پیش از همه مطرح شده اند .در ارتباط با قیمت گذاری حاشیه ای و کاربرد آن بیش از همه بحث و تبادل نظر شده است. در این روش در ارتباط با قیمت گذاری شلوغی، درواقع از استفاده کنندگان باید عوارضی برابر با اختلاف بین هزینه اجتماعی حاشیه ای و هزینه خصوصی حاشیه ای را به منظور ماکزیمم کردن سود خالص جامعه دریافت کرد(اصغر زاده،۱۳۸۵). یانگ و هوانگ در ادامه مقاله خود سعی کردند تا اصول کلاسیک قیمت گذاری حاشیه ای را در یک شبکه کلی بکار بندند(Yang, Huang,1998). برای این منظور ابتدا فرمولبندی های لازم برای تعیین عوارض در یک شبکه با تقاضای کشش پذیر را ارائه کردند. در شرایط تقاضای ثابت، اگر عوارض هزینه حاشیه ای بر کمانهای شبکه اعمال گردد این عوارض جریان تعادلی بهینه استفاده کننده را به جریان تعادلی بهینه سیستم تبدیل خواهد کرد .در واقع با اعمال یک عوارض شلوغی مناسب وابسته به جریان بر هر استفاده کننده ای که در کمان خاصی از شبکه در حال حرکت است، جریان ترافیکی حاصل از انتخاب مسیرهای با کمترین هزینه بین هر زوج مبد أ-مقصد، منجر به ایجاد شرایط بهینه سیستم از حیث کمینه بودن کل هزینه سفر شبکه می شود .این سطح عوارض برابر مازاد هزینه سفری است که یک استفاده کننده اضافی در کمان بر کل استفاده کنندگان آن کمان وارد می آورد .اما در یک شبکه با تقاضای کشش پذیر، نمی توان یک ترکیب عوارض را یافت که به آسانی کل هزینه سفر شبکه را کمینه کند. دلیل آن نیز روشن است : هزینه سفر را می توان به راحتی با اتخاذ مقادیر بسیار زیاد برای عوارض و صفر کردن جریانها کمینه کرد. از اینرو در این حالت تابع هدف بهینه سازی سیستم که می تواند برای تعیین عوارض بهینه مورد استفاده قرار بگیرد، از طریق بیشینه سازی منافع خالص اقتصادی تعریف می گردد .شایان ذکر است که این پژوهشگران در ادامه مطالعه خود مسأله تعیین عوارض را برای حالتی که صفهای بوجود آمده در اثر شلوغی در کمانها در نظر گرفته شوند نیز فرمول بندی کردند. ۳-۴- تحقیقات یانگ و منگ[۵۳] یانگ و منگ برای ساخت مدل خود مانند بسیاری دیگر به سراغ مدلهای برنامه ریزی دوسطحی رفته اند، دلیل خود را اینگونه ذکر کرده اند: برای اینکه یک قرارداد B-O-T شکل بگیرد، مهمترین بخش اطمینان از درآمد کافی پروژه است تا سرمایه گذاران بتوانند هزینه های خود را با سود کافی بازپس گیرند. هزینه ها بستگی مستقیم با اندازه پروژه( ظرفیت بزرگراه ) دارد، در حالیکه درآمد بستگی به ترکیب عوارض و تقاضای ترافیک دارد. تقاضای ترافیک نیز در مقابل وابسته به ظرفیت و میزان عوارض است .از این رو، باید برای دستیابی به یک پروژه قابل اعتماد باید ارتباط تئوری بین درآمد ناشی از عوارض و هزینه های پروژه مشخص و معلوم باشد. این ارتباط بین متغیرهای سطح هزینه و سرمایه گذاری(ظرفیت) و تقاضای ترافیکی برقرار می باشد .چنین رابطه ای را باید در چارچوب یک برنامه ریزی دوسطحی بیان کرد .در مسأله طراحی بزرگراه B-O-T هدف تعیین ظرفیت بهینه و عوارض بهینه به منظور بیشینه سازی معیارهای موردنظر است .این فرمولبندی به صورت زیر انجام گرفته است (اصغر زاده،۱۳۸۵): Max F(x,y,d(x,y),v(x,y)) G(x,y, d(x,y), v(x,y)) ≤ ۰; که d(x,y), v(x,y) از روابط زیر بدست می آیند:
که در آن داریم: =fr حجم ترافیک در مسیر r بین زوج مبدا – مقصد w =va حجم ترافیک در a ، =dw تقاضای سفر بین زوج مبدا – مقصد w =cw کمینه زمان سفر (شامل معادل زمانی عوارض) زوج مبدا – مقصد w =x بردار عوارض برای تمامی کمانهای جدید =y بردار ظرفیت برای تمامی کمانهای جدید، =v بردار تمامی جریانهای کمانها، =d بردار تمامی تقاضاهای مبدأ-مقصدها، =ta(va,ya) زمان سفر در کمان aÎ`<em>A </em>به عنوان تابعی از جریان کمان و ظرفیت کمان<em>،</em><br />β = پارامتر تبدیل پول به زمان معادل،<br />=Dw(cw) تقاضای مبدا – مقصد w به عنوان تابعی از زمان سفر O-D (شامل معادل زمانی عوارض)،<br /><strong>(</strong><em>dw</em><strong>)</strong> = معکوس تابع تقاضای مبدأ-مقصد،<br />=A مجموعه کمانهای شبکه،<br />= `A مجموعه کمانهای نامزد ساخت (یا افزایش ظرفیت)، ۱ اگر مسیر r بین مبدا –مقصد w از کمان a استفاده کند، در غیر اینصورت، G(x,y,d(x,y), v(x,y))= بردار توابع محدودیتهای پروژه B-O-T ، F(x,y,d(x,y), v(x,y))= تابع هدف پروژه B-O-T ، مسأله سطح پایین یک مسأله تعادل شبکه با تقاضای متغیر میباشد که مقادیر تقاضا (d) و توزیع آن بین کمانها (v) را بدست می دهد .مسأله سطح بالا نیز دارای تابع هدفی از معیارهای مطلوبیت، و نامعادله G نیز محدودیت های کنترلی و قوانین موجود می باشند .در صورت عدم وجود جواب برای این مسأله پروژه قابل اجرا نبوده و توافقی بین بخش خصوصی و دولت رخ نخواهد داد. در ادامه مدلهای مختلف تعیین کننده تابع سطح بالا ارائه خواهند شد. ۳-۵- تحقیقات سولیوان[۵۴] و هاراکه[۵۵] تا این بخش از مرور بر منابع اشاره ای مختصر به دو گروه عمده از منابع موجود در زمینه مباحث مربوط به قیمت گذاری انجام گرفت. گروه اول مقالاتی هستند که به مسأله قیمت گذاری از جنبه کلیت موضوع نزدیک می شوند .مقاله ذکر شده از” رونهار ” در مورد قیمت گذاری کارا و مباحث پیرامون مخالفتهای موجود، به این گروه از تحقیقات تعلق دارد..اما، گروه بعدی که تحقیقات سولیوان و هاراکه از آن دست میباشد سعی می کند تا کارهای عملی انجام گرفته را گزارش کند و رفتار استفاده کنندگان را پس از انجام قیمت گذاری تشریح کند .این گروه از کارها می تواند آمارهایی را از موارد انجام شده ارائه کند و در مجموع این حسن را دارند که نیازهای دنیای واقعی را به دنیای تئوری وارد کرده و با کسب شناخت بهتر از رفتار انسانها، زمینه را برای ساخت مدلهای واقعی تر و کاربردی تر مهیا کنند. در این تحقیق رفتار استفاده کنندگان در یک جاده به طول ۱۶ کیلومتر در ایالت کالیفرنیا (SR 91) که دارای خطوط متفاوتی از نظر مقدار عوارض میباشد و از ۲۷ دسامبر سال ۱۹۹۵ بهره برداری آن شروع شده است، مورد بررسی قرار می گیرد. در هر جهت این جاده چهار خط بدون عوارض و دو خط دارای عوارض وجود دارد که نحوه استفاده افراد از این بزرگراه مورد بررسی قرار می گیرد. مقدار عوارض متغیر در طول روز به منظور مقایسه ساعت سفر استفاده کنندگان خطوط دارای عوارض و خطوط بدون عوارض مجاور آن، ممنوع بودن ورود وسایل نقلیه سنگین، عدم وجود هرگونه خروجی و ورودی در طول مسیر، سیستم جمع آوری عوارض به صورت الکترونیکی و ایجاد تسهیلات و قیمت های خاص برای افراد محلی و آنهایی که به طور منظم از این خطوط استفاده میکنند، از جمله مشخصات این سیستم محسوب می شود. مدت جمع آوری اطلاعات و آمار نیز در حدود دو سال و نیم به طول می انجامد. در نهایت نمودارها و گراف های متعددی از آن دسته از رفتار استفاده کنندگان که مورد نظر برنامه ریزان می باشد، تهیه می گردد .برای نمونه، پیش از هر چیز، میزان رشد موجود در حجم ترافیک خطوط دارای عوارض در طول زمان، اولین دستاورد این پژوهش می باشد. میزان استفاده افراد از خطوط دارای عوارض نیز از دیگر موارد بدست آمده از این تحقیق است. افرادی که فقط یک بار، کمتر از یک بار در ماه، یک بار در ماه، دو تا سه بار در ماه، یک بار در هفته، دو تا چهار بار در هفته و هر روز هفته از تسهیلات استفاده می کنند، گروه های مختلف این مجموعه را تشکیل می دهند، که سهم هر گروه با مقادیر مورد انتظار برنامه ریزان مقایسه می شود. میزان استفاده از یک جاده موازی نیز از دیگر مواردی است که مورد سنجش قرار می گیرد. توزیع ساعتی ترافیک و تغییرات آن نسبت به حالت قبل، دلایل و توجیه استفاده کنندگان از برگزیدن خطوط دارای عوارض برای سفر ( که لزوماً زمان سفر کوتاه تر نمی باشد)، افزایش تعداد سرنشینان وسایل نقلیه به علت قائل شدن تسهیلات ویژه استفاده از خطوط دارای عوارض برای این گروه، توزیع درآمدی استفاده کنندگان از خطوط دارای عوارض در طول زمان، و در پایان میزان مطلوبیت این خطوط برای گروه های مختلف افراد، از موارد مطرح شده در این پژوهش است. آنچه که باید دانست این است که ساخت و ایجاد هرگونه تسهیلات در جهت رفاه بیشتر استفاده - کنندگان خواهد بود، و از اینرو این بخش کار که در ارتباط با چگونگی واکنش استفاده کنندگان می باشد، نیز یک بخش پراهمیت از کار است. پس باید توجه داشت که حتی بعد از اعمال عوارض و یا هر تصمیم گیری دیگر، باید اقدامات لازم در جهت شناختن چگونگی کارکرد سیستم جدید و رضایتمندی استفاده کنندگان به عمل آید، و چه بسا تغییرات بسیار کوچک و ساده در این گام، بتواند تأثیرات مهمی را در جهت بهبود سیستم برجای گذارد(اصغر زاده،۱۳۸۵). ۳-۶- تحقیقات صورت گرفته در ارتباط با پیش بینی ترافیک در سال ۲۰۰۲ عبدالحی وهمکاران با بهره گرفتن از شبکه های عصبی TDNN و الگوریتم ژنتیک مدلی برای پیش بینی جریان ترافیک در کوتاه مدت ارائه نمودند. در این تحقیق از الگوریتم ژنتیک برای طراحی ساختار کلی شبکه های TDNN شامل تعداد ورودی ها (زمان بازگشت)، تعداد سلول های پنهان و نرخ یادگیری استفاده شده بود. مبنای آموزش مدل ها استفاده از روش تندترین نزول گرادیان بود. در سال ۲۰۰۵ نیز کارلافتیس[۵۶] و همکاران وی از روشی عصبی – ژنتیک برای طراحی مدل پیش بینی جریان ترافیک در کوتاه مدت استفاده نمودند. مدل آنها با بهره گرفتن از شبکه های عصبیMLF[57] ساخته شده بود. در این تحقیق در دو بخش مختلف از الگوریتم ژنتیک استفاده شده بود. در مرحله اول نرخ یادگیری و ضریب اندازه حرکت مناسب برای روش آموزشس انتشار خطا به کمک الگوریتم ژنتیک تعیین شده بود. در مرحله دوم تعداد مناسب سلول های پنهان به کمک الگوریتم ژنتیک تعیین می شود. در این تحقیق نیز از روش تندترین نزول گرادیان برای آموزش مدل های استفاده شده بود. در تحقیق دیگری که توسط جلیل کیانفر از روش لونبرگ- مارکوارت برای آموزش شبکه های عصبی و الگوریتم ژنتیک برای بهینه سازی ساختار کانال های ارتباطی شبکه عصبی استفاده شده بود(افندی زاده،کیانفر،۱۳۸۷). ۳-۷- جمع بندی و نتیجه گیری در زمینه قیمت گذاری فعالیت های متعددی صورت گرفته است. با توجه به اهمیت مباحث قیمت گذاری این فعالیت ها در دو بخش درون شهری و برون شهری صورت گرفته است که از حیث روش های بهینه سازی عوارض و نیز گستردگی و تنوع بیشتر بحث های موجود در این بخش، پژوهشهای موجود در این حیطه نیز مورد بررسی قرار می گیرند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پرداخته شده و از کشورهایی که سیستم فرزندخواندگیرا به رسمیت شناختهاند، خواسته است که منافع عالیه کودک را در اولویت قرار دهد. در قانون مدنی ایران که برگرفته از فقه اسلامی است به تبعیت از آن فرزندخواندگی مطرح نشده و با توجه به نیاز مبرم جامعه به حمایت از اطفال بدون سرپرست در سال ۱۳۵۳ نهادی مشابه تحت عنوان «سرپرستی کودکان بدون سرپرست» ایجاد شد که با تصویب این قانون تا حدی این نقیصه قانون مدنی را رفع کرد و به انتظام بخشی روابط موجود پرداخت. البته در حقوق فرانسه، فرزندخواندگی سابقه دیرینه دارد و در مجموعه قوانین مدنی «کد سیویل » به آن اشاره شده است. در این تحقیق با بهره گرفتن از روش کتابخانهای به مطالعه تطبیقی فرزندخواندگی در فقه اسلامی، حقوق ایران و فرانسه پرداخته تا پس از تبیین مفهوم آن، به این سوال که آیا فرزندخواندگی در اسلام به طور کامل نفی گردیده و قانون ایران تا چه اندازه حمایت از منافع کودکان بدون سرپرست را در اولویت می داند ؟ پاسخ داده شود و نهایتا به این نتیجه نائل شویم که قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست ایران مشابه با نهاد فرزندخواندگی ساده در فرانسه است . واژگان کلیدی: فرزندخواندگی، تبنی، کودک، سرپرستی، زوجین سرپرست. فصل اول کلیات تحقیق ۱-۱- بیان مسئله یکی از مسائلی که همواره مورد بحث وچالش جدی قرارگرفته وصاحب نظران با نوشتن مقالات و برگزاری سمینارهای مختلف به واکاوی آن پرداخته تا نواقص و کاستیهایی که در این زمینه وجود دارد را تا حدودی کاهش دهند حقوق کودک است. کودکان به علت عدم تکامل رشد بدنی وفکری نیاز به مراقبتهای خاص دارند وزمانی برای جامعه فردی مفید خواهند بود که در خانوادهای سالم تربیت شده باشند. خانوادهای که رکن اساسی اجتماع است امروزه در جوامع مخصوصا جوامع غربی ارزش و قداست خود را از دست داده است آنچنان که اکثر کشورهای اروپایی وآمریکایی با معضلی به نام کودکان بیسرپرست رو به روهستند و ازهمین رو در اکثر کشورها قوانینی به منظور حمایت از این کودکان تدوین و مقوله ای به نام (فرزندخواندگی) قانونی شده است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
کلیه جوامع به اشکال گوناگون از گذشته دور تا به امروز به نحوی در قوانین خود به مساله فرزند خواندگی اشاره کرده اند. به عقیده پژوهشگران فرزند خواندگی ریشه در نیاز نظامی و اقتصادی جامعه داشته وگاهی عوامل روحی ومعنوی یا عاطفی موجب پیدایش آن شده است. در حال حاضر نیز این نهاد براساس نیازهای معنوی خانواده و کودک بی سرپرست استوار است. در فرانسه بعد از وقوع انقلاب کبیر، مقرراتی در زمینه فرزند خواندگی به وسیله مجمع قانون گذاری آن کشور در تاریخ ۱۸ژانویه ۱۷۹۲ پیش بینی گردید،ولی در سال ۱۸۰۴، «تدوین کنندگان مجموعه قانون مدنی»(کد سیویل)در پذیرش فرزند خواندگی دچار تردید شدند،ولی به توصیه ناپلئون بناپارت این نهاد حقوقی در مجموعه قانون مدنی و در نهاد خانواده جای خود را پیدا کرد و قرار شد بین فرزند واقعی و فرزند خوانده تفاوتی نباشد. اگر چه بعدها این قانون دستخوش تغییرات وتحولات اساسی قرار گرفت لیکن امروزه دو نوع فرزند خواندگی «ساده» و «کامل» در حقوق فرانسه وجود دارد که به بررسی وتوضیح آنها خواهیم پرداخت. در شبه جزیره عربستان و در دورانی که اقوام و قبایل عرب در عصر جاهلیت به سر می بردند نیز فرزند خواندگی یا تبنی مرسوم بوده و فرزند خوانده را دعی مینامیدند که جا دارد به تاریخچه آن اشاره گردد. در حقوق ایران این نهاد سابقه طولانی دارد و به دوران حکومت ساسانیان بازگشته و در قوانین اوستا بدان اشاره و زردشتیان اعتبار فراوانی برای آن قائل بودند چرا که فرزند را پل ورود به بهشت میدانستند فلذا آنان که برایشان فرزندی نبود از طریق پذیرش فرزند به این مهم دست می یافتند که این نهاد با نفوذ اسلام در ایران منسوخ گردید و البته با توجه به سفارشات پیغمبر (ص) و حضرت علی(ع) وآیات قرآن درخصوص توجه به یتیمان وکودکان بیسرپرست و نیز به علت فواید فردی و اجتماعی و نیاز مبرم جامعه به حمایت از اطفال بدون سرپرست نهادی با عنوان (قانون حمایت از اطفال بدون سرپرست) در سال ۱۳۵۳احیاء گردید. البته لازم به ذکر است تا قبل از تصویب این قانون اطفالی که به سبب حوادث و وقایع گوناگون والدین خود را از دست داده و فاقد اقوام سببی یا نسبی که قادر به سرپرستی ایشان باشند میبودند به مؤسسات نگهداری کودکان بیسرپرست (پرورشگاه) و یا مراکز بهزیستی سپرده میشدند. مقررات قانون مذکور پس از برقراری جمهوری اسلامی تا کنون توسط قوه مقننه نسخ نگردیده بلکه ایران با تصویب ماده واحده قانون اجازه الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حقوق کودک مصوب ۱/۱۲/۱۳۷۲مجلس شورای اسلامی فرزندخواندگی را مورد قبول قرارداده و برای فرزندخوانده همان حقوق و مزایای فرزند طبیعی را مقرر داشته است.حال آنکه از نظر فقه اسلامی، احکام ومسائل فقهی شامل نسب، ارث، وصیت، محرمیت و….تنها در روابط فرزند اصلی با پدر و مادر واقعی برقرار است و در خصوص فرزندخوانده ابهامات فراوانی وجود دارد که قصد داریم در این تحقیق به بررسی این احکام و ارتباط فرزندخوانده با زن و مردی که او را به فرزندی قبول میکنند، قوانین و مقررات حاکم بر فرزندخواندگی در حقوق ایران و فرانسه وموارد اشتراک و تفاوتهای دو سیستم و نظرات فقه در این زمینه بپردازیم. با توجه به اینکه قانون فرانسه مقدم بر قانون ایران نگارش یافته باید دید که حقوق ایران تا چه اندازه متاثر از حقوق فرانسه در زمینه فرزندخواندگی بوده است. شرایط پذیرش فرزندخوانده در فرانسه چه تفاوتهایی با سیستم ایران دارد ونظرات فقه تا چه اندازه مانع از پذیرش این نهاد در حقوق ایران گردیده است.فواید فرزندخواندگی چیست واین نهاد تا چه اندازه پاسخگوی نیازهای جامعه، کودکان بیسرپرست وخانوادههای بدون فرزند بوده است. در این تحقیق قصد داریم با نگاه تطبیقی به این سوالات و سوالات فراوان دیگر پیرامون تاسیس فرزند خواندگی پاسخ دهیم. ۱-۲- اهداف تحقیق ۱)دیدگاه فقه ومبانی اسلامی به تاسیس حقوقی فرزند خواندگی ۲)جایگاه شرع در پذیرش تاسیس حقوقی فرزند خواندگی ۳)نظرات فقها درخصوص تاسیس حقوقی فرزند خواندگی ۴)موانع فقهی پذیرش تاسیس حقوقی فرزند خواندگی ۵)تحول تاریخی حقوق کودک در ایران ۶)لزوم یا عدم لزوم تاسیس حقوقی فرزند خواندگی در ایران ۷) چگونگی پذیرش فرزند خوانده در حقوق ایران ۸) آثار پذیرش نهاد فرزندخواندگی در سیستم حقوقی ایران ۹)حقوق تعیین شده برای کودکان بی سرپرست در قانون سال ۱۳۵۳ ۱۰)نحوهی پاسخگویی قانون حمایت ازکودکان بیسرپرست به نیازهای جامعه ومشکلات اجتماعی ۱۱)چگونگی پذیرش فرزند خواندگی درحقوق فرانسه ۱۲)انواع فرزندخواندگی در حقوق فرانسه ۱۳) تأثیر روابط ایجاد شده برخانواده و جامعه به لحاظ انتخاب نوع فرزندخواندگی ۱۴)چگونگی تأثیرحقوق فرانسه در تاسیس حقوقی فرزندخواندگی در ایران ۱۵) معایب ومحاسن تاسیس حقوقی فرزندخواندگی ۱۶)نتایج وتاثیر این نهاد براجتماع ۱-۳- فرضیهها و سوالات ۱-۳-۱- سوالات تحقیق ۱) مفهوم فرزندخواندگی در حقوق اسلام چیست؟ ۲) تعارضات مبانی فقهی با تاسیس حقوقی فرزندخواندگی چه میباشد؟ ۳) علل ایجاد شدن تاسیس حقوقی فرزندخواندگی چه میباشد؟ ۴) انواع فرزند خواندگی در حقوق فرانسه چه میباشد ؟ ۵) تفاوتهای تاسیس حقوقی فرزند خواندگی ایران و فرانسه درچه میباشد؟ ۶) تاثیر نهاد فرزندخواندگی در حل مشکلات وآسیبهای اجتماعی تاچه اندازه بوده است؟ ۱-۳-۲- فرضیات ۱) در اسلام تاسیسی به نام فرزندخواندگی وجود ندارد. ۲) از نظر فقهای شیعه وسنی فرزندخوانده از حقوق فرزند واقعی برخوردار نیست. ۳ ) تحکیم روابط اجتماعی توسط دولتها و تلاش خانوادههای بدون فرزند منجر به شکلگیری نهاد فرزندخواندگی شده است و با توجه به اهمیت خانواده در تحیکم روابط اجتماعی پذیرش نهاد فرزندخواندگی لازم گردید. ۴)در حقوق فرانسه دو نوع فرزند خواندگی (کامل وساده) با آثار حقوقی متفاوت وجود دارد. ۵)در حقوق فرانسه فرزندخواندگی سبب ایجاد نسب مصنوعی است و فرزندخوانده کامل تمام آثار فرزند مشروع را دارد. ۶) پذیرش نهاد فرزندخوانگی سبب تحکیم روابط خانوادهها و جلوگیری از فروپاشی آنها و نیز برآورده ساختن نیازهای مادی و معنوی کودکان بیسرپرست وجلوگیری از انحطاط آنان پرثمرترین نتیجهی پذیرش این نهاد بوده است. ۱-۴-پیشینه تحقیق از آنجا که فرزندخواندگی در فقه اسلامی مورد قبول واقع نشده ، در کتب فقهی کمتر به آن پرداخته وبیشترتحت عناوینی چون تبنی ودعی از آن سخن به میان رفته است. در حقوق ایران و در متون قانونی به صراحت به فرزندخواندگی اشاره نگردیده و از سال ۱۳۵۳ که قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست وضع و تصویب گردید ، ملاحظه می شود حقوقدانان و صاحب نظران در آثار و کتب حقوقی خود به نقد و تفسیر این قانون پرداخته و به طور پراکنده مسئله فرزندخواندگی وبعضاً آثار و شرایط آن را عنوان نموده اند که البته به جرأت می توان از مرحوم اسدالله امامی که فعالیت وتلاش بسزایی در این زمینه داشته یاد کرد. در حقوق فرانسه به جهت سابقه دیرینه در مجموعه قوانین مدنی ، همواره شاهد روند رو به رشد و تحول آن بوده ایم. یادآور می شود ناپلئون بناپارت در زمانیکه این نهاد مورد تردید حقوقدانان آن عصر واقع شده بود نقش عمده ای در حفظ فرزندخواندگی در مجموعه قوانین فرانسه ایفاء نموده است . امروزه قوانینی در فرانسه به تصویب رسیده که سرمشق و الگویی برای حقوق سایر کشورها به خصوص ایران بشمار می رود. ۱-۵- روش کار روش گردآوری اطلاعات کتابخانهای بوده که از طریق مطالعه کتب ومقالات ومراجعه به سایتهای اینترنتی و اطلاعرسانی به بررسی فرزندخواندگی و مطالعه تطبیقی در فقه اسلامی و حقوق ایران و حقوق فرا نسه پرداخته است. ۱-۶- تعریف فرزند خواندگی از حیث لغوی از «فرزند خواندن» گرفته شده و به این معنی است که شخصی، بیگانهای را که با او نسبت فرزندی ندارد، فرزند خود بخواند(دهخدا، ۱۳۷۷، ص ۱۰۰۴۲). معادل انگلیسی این واژه «Ado ption» و معادل عربی آن «دعّی» است. Ado ption از واژه Adopt گرفته شده که به معنای قبول کردن، پذیرفتن، مربوط ساختن، نام گذاردن و… آمده است. آریانپور (۱۳۸۴) ص۲۹۸ همچنین واژه «دعی» از «دعو، دعا» آمده است که به معنای صدا زدن، خواندن، دعوت کردن، نامیدن و… است (آذرنوش، ۱۳۸۶، ص ۱۹۷). در زبان عربی واژه «تبنی» را نیز معادل فرزند خواندگی آوردهاند. امّا باید دانست که تبنی از «ابن» اتخاذ شده است و معنای دقیق آن «پسر گرفتن» است و با پیشینه تاریخی این نهاد در میان اعراب کاملاً تناسب دارد[۱](ابوالفتوح رازی، ۱۴۰۸، ص ۳۴۴). امّا در اصطلاح، فرزند خواندگی یک نهاد حقوقی است که به واسطه آن رابطه خاصی میان زن و مرد یا احد از آنان[۲] از یک سو و فرزندی که شرعاً یا طبعاً (از نظر ژنتیکی) متعلق به آنها نمیباشد از سوی دیگر ایجاد میگردد. در این رابطه زن و مرد به عنوان مادر و پدر و کودک به عنوان فرزند آنان است. از این رو زن و مرد را «مادر خوانده» و «پدر خوانده» و شخص پذیرفته شده را «فرزند خوانده» مینامند. ادعا شده است که فرزند خواندگی ترجمه غلطی از Adoption است که در اصل باید «فرزند خوانی» ترجمه میشد واحدی (۱۳۷۸) با این استدلال که «بیانگر عمل کسی است که کودکی را به فرزندی خود میخواند.» و این که «فرزند خواندگی ناظر بر حالت شخص فرزند خوانده است.» منتها در مقام نقد این ادعا باید دانست که اولاً این نام گذاری «فرزند خوانی» بر حسب شکل و قالب حقوقی نهاد است «که در آن جا به ایقاع تعبیر شده» و وابسته به این است که ابتدائاً در خصوص آن تعیین تکلیف گردد. ثانیاً این استدلال در صورتی تمام است که اصطلاح پدر خواندگی،مادر خواندگی، خواهر خواندگی و… در عالم حقوق مورد وضع قرار گرفته باشد در حالی که این گونه نیست و این خود نشان میدهد که فرزند خواندگی اصطلاح است که برای نام گذاری بر کل نهاد وضع گردیده و وضعیت حقوقی تمام افراد ذیربط در آن مورد بحث قرار میگیرد. ثالثاً همین نویسنده در جای دیگر بیان میدارد: «پذیرفته شده را فرزند خوانده و پذیرنده را فرزند خواه و هر یک از فرزند خواهان در نسبت با فرزند خوانده بر حسب مورد پدر خوانده یا مادر خوانده نامیده میشود»(واحدی،۱۳۷۸،ص ۹۳). در صورتی که خواه و خواهان از مصدر خواستن گرفته شده و این در حالی است که اگر نام نهاد فرزندخوانی باشد میبایست به هر یک از پذیرندگان «فرزند خوان» و به مجموع آنان فرزند خوانان اطلاق میشد و این خود نارسایی اصطلاح فرزند خوانی در بیان معنی را میرساند. یادآور میگردد این عمل سلب حقوقی را که فرزند خوانده در خانواده واقعی خود دارد نمیکند و فرزند خوانده نسبت خود را با والدین واقعی از دست نمیدهد (محلین، ۱۳۸۱؛ ترازی، ۱۳۸۸؛ جعفری لنگرودی، ۱۳۸۱). ۱-۷- طرح بحث همان گونه که جامعه مدام در حال تغییر و تحول است معنا و مفهوم و یا کارکرد نهادهای اجتماعی هم در گذر زمان دستخوش تغییر و تحول میگردد. در هر عصر اندیشههای کلان حاکم بر ذهنیت افراد یک جامعه، سمت و سوی خاصی به اهداف و کارکرد ساختارهای تولید شده آن هم میدهد. این نظریههای کلان اجتماعی را «پارادایم» مینامند.[۳]جعفری تبار(۱۳۸۲) از آنجا که پارادایمها ثابت نبوده و در حال دگرگونیاند، بررسی این نهادهای اجتماعی، حقوقی، نیز جدای از بررسی اندیشه حاکم بر آنها در هر عصر بیمعنا می کند. لذا جهت یافتن ذهنیتی صحیح از مفهوم و کارکرد فرزند خواندگی باید آن را از لحاظ تاریخی ریشهیابی و کنکاش نمود. ۱-۷-۱- فرزند خواندگی کهن فرزند خواندگی در مفهوم آن را میتوان ابزاری برای جبران کردن نقصان و خلاء سایر نهادها و ساختارهای اجتماعی- اعتقادی تعبیر نمود. گاهی با صیغه مذهبی، گاهی اقتصادی، گاهی نظامی و حتی گاهی اشرافیگری. در حقیقت فرزند خواندگی مستقیماً مطلوب و مورد توجه نبوده بلکه حربهای ساخته و پرداخته جامعه بوده که رسالت آن جامه عمل پوشاندن به خواست و میل افرادی است که برای فراموشی ناکامیهای عالم واقعیت به عالم مجاز و اعتبار، پناه آورده بودند که وجود یک فرزند به طور غیر مستقیم تنها راه برآورده ساختن آن بود. فرزند خواندگی کهن بر مبنای «خانواده پدر شاهی» «patrincat»که در واقع سیستم اداره خانواده بود استوار گردیده است. در این سیستم قدرت مطلق از آن رئیس خانواده است و فرزندان اصولاً دارای شخصیت نیستند. نسبت به آنها فقط تصمیم گیری میشود. و ملاک اتخاذ تصمیم هم صلاحدید شخصی است. همین نگرش بر مختصات فرزند خواندگی نیز حاکم است (ماله، ۱۳۸۳، ص۱۰۸). رئیس خانواده قدرت فوق العاده داشت به طوری که قادر بود به میل خود افراد و اعضای خانواده را تعیین و به هر ترتیبی که میخواست، خانواده خود را شکل میداد و حتی قادر بود اطفال و فرزندان واقعی و طبیعی خود را از خانواده اخراج و بیگانگان را به فرزندی بپذیرد. در رسم قدیم به منظور حفظ آئین دینی و مراسم و شعائر مذهبی و استقرار آداب خانوادگی و ایجاد نیرو و توانمندی لازم و همچنین برای نگاهداری و نگهبانی اماکن متبرکه و تأمین قوای کافی در جهت تأمین این اهداف، فرزند خواندگی از اهمیت فراوانی برخوردار بود و کثرت و تعدد فرزند خواندگان سبب افزایش ارزش و اعتبار خانوادهها میگردید (امامی، ۱۳۸۷). در حقوق رم قدیم، جهت حفظ بنیان خانواده، پس از فوت رئیس خانواده این مقام به پسر وی انتقال مییافت و اگر پسری وجود نداشت با توجه به این که دختران پس از ازدواج قهراً میبایست آداب و آیین خانواده شوهر را رعایت میکردند و آئین خانواده اصلی را ترک میگفتند تنها راه این بود که پسر خواندهای اتخاذ گردد. هدف اصلی فرزند خواندگی نجات یک خانواده از انقراض بود و در چنین وضعیتی سخنی از رفاه و آسایش کودکان در میان نبود کما این که اشخاص پذیرفته شده اغلب اشخاص بالغ بودند (ماله، ۱۳۸۳، ص۱۱۲).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱-۷- ۶- اختلال استرس پس از سانحه فرایندهای نگران گونه، مشخصه ی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) می باشد و به عنوان عاملی در تشدید و تداوم این اختلال در نظر گرفته شده است (ولز و متیوز، ۱۹۹۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). به اعتقاد اهلرز[۹۴] و استیل[۹۵] (۱۹۹۵؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) تفاسیر منفی از معنی یادآوری های مداوم در خصوص اتفاق آسیب زای گذشته (شاخص بیان کننده ی آسیب های جبران ناپذیری که افراد از اتفاق آسیب زا می بینند) منجر به پیش بینی اتفاقات منفی در آینده و نیز نشخوار فکری در خصوص اتفاق آسیب زای گذشته می شود. اهلرز، مایو[۹۶] و برایانت[۹۷] (۲۰۰۳؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) در یک بررسی طولی بر روی کودکانی که تجربه ی اتفاق آسیب زا را داشتند، متوجه شدند که در میان عوامل گوناگون، نشخوار فکری در خصوص اتفاق، پیش بینی کننده ی شدت نشانگان بعدی بوده است. پیش بینی اتفاقات منفی در آینده و نشخوار فکری در خصوص اتفاقات گذشته، دو خصیصه ی معمول در نگرانی است ( پاپاجورجیو[۹۸] و ولز، ۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در پژوهش های انجام شده بر روی نمونه های بالینی- افرادی که اتفاقی آسیب زا را تجربه کرده بودند، مشخص گردید که کاربرد نگرانی به عنوان راهبردی برای کنترل افکار، می تواند متمایز کننده ی افراد مبتلا به اختلال استرس حاد (ASD) از افرادی باشد که مبتلا به این اختلال نیستند (واردا[۹۹] و برایانت، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) و متمایز کننده ی افراد مبتلا به اختلال استرس حاد که به سمت ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه در حرکتند، از افراد مبتلا به اختلال استرس حاد است که برچسب اختلال استرس پس از سانحه نمی گیرند (هالوا[۱۰۰]، تاریر[۱۰۱]و ولز، ۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). هم چنین در نمونه ی بالینی از افرادی که به علت ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه تحت درمان بودند، مشخص شد که کاهش در کاربرد نگرانی به عنوان پاسخی در قبال یادآوری اتفاقات آسیب زا، با کاهش نشانگان اختلال استرس پس از سانحه مرتبط است (برایانت، مالدز[۱۰۲] و گاتری[۱۰۳]، ۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). ۲-۱-۷- ۷- اختلال خواب بی خوابی نیز با نگرانی ارتباط دارد. هاروی[۱۰۴] (۲۰۰۰؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) به مقایسه ی شناخت های قبل از خواب در میان افرادی که در خواب مشکلی ندارند و آن هایی که در شروع خواب مشکل دارند، پرداخت. او دریافت که شناخت های قبل از خواب، در افراد مبتلا نسبت به افراد عادی، بیش تر بر نگرانی ها و مشکلات متمرکز است. در پژوهش های بیش تری که بر روی شناخت های قبل از خواب انجام شد، هاروی و گرینال[۱۰۵] (۲۰۰۳؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) دریافتند که افراد مبتلا به بی خوابی، نسبت به افرادی که خواب خوبی دارند، درجات بسیار شدیدتری از فاجعه سازی یا نگرانی در خصوص پیامدهای نخوابیدن را تجربه می کنند که این نگرانی با اضطراب بالاتر همراه است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). سیملر[۱۰۶] و هاروی (۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶ ) متوجه شدند که مشاهده ی عوامل تهدید کننده ی مرتبط با خواب (نگاه به ساعت و محاسبه ی زمانی که برای به خواب رفتن، سپری شده است)، منجر به نگرانی در خصوص پیامدهای نخوابیدن می شود که خود این امر باعث استفاده از رفتارهای ایمنی بخش توسط فرد می شود (به عنوان مثال برنامه ریزی برای خوابی کوتاه در روز بعد)، که به نوبه ی خود چرخه ی بی خوابی را پایدارتر می کند. پژوهشگران نتیجه گرفته اند که نگرانی، عامل کلیدی در تداوم بی خوابی است. مطابق با این یافته ها، فیچن[۱۰۷] و همکاران (۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) متوجه شدند که افراد مبتلا به اختلال، در مقایسه با افرادی که خواب راحتی دارند، آشفتگی و درماندگی بیش تر در خصوص به خواب نرفتن تجربه می کنند و افکار منفی (به عنوان مثال، نگرانی در خصوص خانواده و کار) در طی زمان به خواب نرفتن، پیش بینی کننده ی مهمی برای این آشفتگی است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). ۲-۱-۷- ۸- اختلال افسردگی افسردگی و اختلال اضطراب فراگیر همبودی بسیار بالایی دارند و احتمالا میان نشخوار فکری در خصوص اتفاقات گذشته (مشخصه ی افسردگی) و نگرانی، اثرات متقابلی وجود دارد. نشخوار فکری و نگرانی هر دو فعالیتی زبانی / کلامی هستند که مشخصه ی هر دو، دیدگاه منفی آن ها است و اغلب در هر دو، دشواری کنترل مشاهده می شود. در تفاوت های اولیه به نظر می رسد که نگرانی معطوف به آینده است در حالی که نشخوار فکری اغلب معطوف به گذشته است. به علاوه در هر دو، تمرکز کم تر بر فرایند مساله گشایی و اعتماد کم نسبت به توانایی مساله گشایی، مشاهده می شود (پاپاجورجیو و ولز، ۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). با این حال، نشخوار فکری و نگرانی فعالیت های نامرتبطی نیستند. برای مثال لاوندر[۱۰۸]و واتکینز[۱۰۹] (۲۰۰۲؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) دریافتند که نشخوار فکری در خصوص اتفاقات گذشته، منجر به افزایش افکار منفی در خصوص آینده (یعنی نگرانی) می شود. این موضوع در تبیین این مساله که چرا در مطالعات همبستگی، نشخوار فکری به گونه ثابت و پایداری با نگرانی مرتبط است، می تواند سودمند باشد (به عنوان مثال فرسکو[۱۱۰]، فرانکل[۱۱۱]، منین[۱۱۲]، ترک[۱۱۳] و هیمبرگ، ۲۰۰۲؛ هارینگتون[۱۱۴] و بلانکشیپ[۱۱۵]، ۲۰۰۲؛ موریس[۱۱۶]، روالوفز[۱۱۷]، میسترز[۱۱۸] و بومسما[۱۱۹]، ۲۰۰۴؛ نولن- هوکسیما، ۲۰۰۰ ؛ استارسویک[۱۲۰]، ۱۹۹۵؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). ۲-۱-۷- ۹- اختلالات روان پریشی نگرانی در تداوم اختلالات روان پریشی نیز نقش دارد. موریسون (۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) در مدل توهم شنیداری خویش بیان می کند که توهمات، زمانی مشکل زا خواهند شد که افراد آن ها را به صورت تهدید علیه یکپارچگی و وحدت روانی یا فیزیکی خود تفسیر کنند، این تفسیر در تضاد با درک این توهم به صورت اتفاقی بی خطر (به عنوان مثال “احساس عجیبی بود، من باید خسته باشم")، قرار دارد. زمانی که توهمات به صورت تهدیدگونه مورد تفسیر قرار می گیرند (به عنوان مثال “شیطان با من حرف می زند") افراد در خصوص معانی، کاربرد یا پیامد این توهمات نگران می شوند؛ این فرایند منجر به افزایش اضطراب می شود و این امر خود، توهمات بیش تری را به دنبال خواهد داشت. بیکر[۱۲۱] و موریسون (۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) دریافتند که افراد اسکیزوفرنی که توهمات را تجربه می کنند نسبت به افراد اسکیزوفرنی که توهم ندارند، عقاید مثبت بیش تری در خصوص سودمندی نگرانی دارند. مشابه با این نتایج، موریسون و ولز (۲۰۰۳؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) متوجه شدند که بیماران روان پریش نسبت به گروه کنترل و بیماران پانیک، اعتقاد بیش تری به سودمند بودن نگرانی دارند. در مجموع، نتایج پژوهش ها نشان می دهد که اختلال اضطراب فراگیر که مشخصه ی اصلی آن، نگرانی غیر قابل کنترل است، همبودی بسیار بالایی با بسیاری از اختلالات دارد. علاوه براین به طور کلی می توان گفت که نگرانی خصیصه ی معمول در آسیب شناسی روانی است، حتی اگر اختلال اضطراب فراگیر وجود نداشته باشد؛ این مساله به خصوص در اختلالات اضطرابی و خلقی صادق است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). ممکن است که نگرانی به واسطه ی ویژگی کنترل ناپذیری به جای ایجاد راه حل، منجر به مشکلات بیش تر شود و به جای این که باعث کاهش اضطراب شود، اضطراب را افزایش دهد. حمایت های پژوهشی متعددی وجود دارد که نشان می دهد احتمالا راهبردهایی که در کنترل نگرانی در بافت اختلال اضطراب فراگیر موثر هستند، می توانند در درمان سایر اختلالاتی که دارای ویژگی نگرانی هستند، نیز سودمند باشند. به عنوان مثال، ولز و سمبی[۱۲۲] (۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) پروتکلی درمانی برای اختلال استرس پس از سانحه ایجاد کردند که برنامه ی درمان اصلی آن ها، شامل بازشناسی نشخوار فکری و نگرانی به عنوان مشکل اصلی است و به طور مستقیم از طریق “ذهن آگاهی انفصالی” ، “به تعویق انداختن نگرانی” و “بررسی اعتقادات مثبت در خصوص سودمندی نگرانی"، بر کاهش نگرانی متمرکز می شود. ولز و سمبی کاهش معنادار نشانگان PTSD را در انتهای درمان و پی گیری های سه ماهه، شش ماهه و هجده ماهه، در شش نفر از آزمودنی های خود گزارش کردند (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). همان گونه که در بالا اشاره شد، تحقیقات نشان می دهد که نگرانی، مانع پردازش های هیجانی می شود. بنابراین نگرانی ممکن است در درمان مشکلات روان شناختی از قبیل اختلالات اضطرابی که برای ایجاد تغییرات درمانی در آن ها، وجود چنین پردازش هایی ضروری است، مداخله کند. پس پیشرفت در درمان های موثر بر این اختلال، ممکن است موجب پیشرفت در درمان یا پیش گیری از سایر اختلال ها نیز بشود (سیموس، ۱۳۸۳). ۲-۱-۸- رویکردهای نظری مطرح شده در خصوص نگرانی و اختلال اضطراب فراگیر بسیاری از نظریه های مطرح شده در خصوص نگرانی، به بررسی این مولفه در درون اختلال اضطراب فراگیر پرداخته اند و بنابراین متاسفانه نظریه ای که به طور خاص به بررسی این مفهوم بپردازد، وجود ندارد. از این رو، ما نیز در این قسمت به بررسی نگرانی در درون بافت نظریه های مرتبط با اختلال اضطراب فراگیر خواهیم پرداخت. ۲-۱-۸-۱- مدل شناختی اختلال اضطراب فراگیر : اثر عدم تحمل بلاتکلیفی (IU)[123] پژوهشگران در عرصه های گوناگون علاقه مند به بررسی شیوه های پاسخ دهی و یا مقابله ای افراد با بلاتکلیفی بوده اند. براین اساس چندین مدل بررسی رفتار در موقعیت های دربردارنده ی خطر و بلاتکلیفی مطرح شده اند (به عنوان مثال، هاک[۱۲۴] و کرون[۱۲۵] و، ۲۰۰۴ ؛ سورنتینو[۱۲۶] و رونی[۱۲۷]، ۲۰۰۰ ؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). با وجود این که بعضی از افراد به خوبی با احساس بلاتکلیفی در زندگی خود مقابله کرده اند و گاه، حتی آن را می پذیرند، بسیاری از افراد از این شرایط احساس نارضایتی داشته و آن را تهدیدگونه تلقی می کنند و بنابراین در تلاش هستند تا این احساس بلاتکلیفی را از زندگی خود حذف کنند. داگاس و همکاران در پی ایجاد مفهوم عدم تحمل بلاتکلیفی (IU)، این مفهوم را به عنوان خصیصه ای توصیف می کنند که ناشی از عقاید اساسی در خصوص بلاتکلیفی است. در واقع، IU بر ادراک، تفسیر و پاسخ دهی افراد به موقعیات بلاتکلیفی در سطوح مختلف شناختی، هیجانی و رفتاری تاثیر می گذارد (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). افرادی که قادر به تحمل بلاتکلیفی نیستند، معتقدند که بلاتکلیفی استرس زا و ناراحت کننده است، شرایط در آینده خوب نیست، اتفاقات غیرمنتظره منفی گونه هستند و باید از آن ها اجتناب کرد و احساس بلاتکلیفی بر توانایی آن ها در عملکرد مناسب، تاثیرگذار است (باهر و داگاس، ۲۰۰۲؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). در این رویکرد، IU، مولفه ی شناختی اختلال اضطراب فراگیر است؛ براین اساس واکنش های شناختی، هیجانی و رفتاری و پاسخ های افراد مبتلا به GAD از طریق این اعتقاد زیربنایی که بلاتکلیفی غیر قابل تحمل است، برانگیخته می شود (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). در بسیاری از پژوهش ها مشخص شده است که نگرانی و عدم تحمل بلاتکلیفی رابطه بالایی با یکدیگر دارند، به عنوان مثال داگاس وهمکاران (۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶)، در پژوهشی که بر روی جمعیت غیر بالینی انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که IU نسبت به نشانگان وسواسی، اجباری و احساس وحشت زدگی، ارتباط بسیار قوی تری با نگرانی دارد. در پژوهشی دیگر داگاس و همکاران (۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) دریافتند که IU در جمعیت غیر بالینی، همبستگی بالاتری با نگرانی دارد تا با نشانگان افسردگی. باهر و داگاس در پژوهش خود متوجه شدند که IU نسبت به سایر فرایندهایی که با اضطراب ارتباط دارد، مثل کمال گرایی، نیاز به کنترل و عدم تحمل ابهام، ارتباط قوی تری با نگرانی دارد (باهر و داگاس، در حال چاپ؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). در بررسی هایی که روی جمعیت های مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر نیز صورت گرفت، یافته ها مشابه با نتایج ذکر شده در پاراگراف پیشین بود؛ به این صورت که بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر نسبت به بیماران مبتلا به اختلال پانیک (داگاس، مارشاندا و لدوکر، ۲۰۰۵؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶)، بیماران مبتلا به سایر اختلالات اضطرابی (لدوکر و همکاران، ۱۹۹۹؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) و گروه کنترل غیر بالینی (داگاس، گاگنون[۱۲۸] و همکاران، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶)، سطوح بالاتری از IUرا گزارش کردند. فرض این رویکرد این است که احتمالا IU از طریق دو گذرگاه احتمالی در توسعه و تداوم نگرانی نقش دارد: اولین احتمال این است که IU به طور مستقیم از طریق گسترش سوء گیری های شناختی منجر به نگرانی مزمن می شود. احتمال دوم این است که IU، از طریق شیوه های غیرمستقیم – از طریق فرایندهای ثانویه ی افکار مثبت در خصوص نگرانی، جهت گیری منفی در خصوص مساله و اجتناب شناختی – منجر به رشد و گسترش سطوح بالای نگرانی می شود (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). ۲-۱-۸-۱-۱) ارتباط مستقیم IU با نگرانی پژوهش ها نشان داده اند که نگرانی و اختلال اضطراب فراگیر، با سوگیری های ارزیابی منفی و گوش به زنگی مفرط ارتباط دارند (مک لود[۱۲۹] و روترفورد[۱۳۰]، ۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). به عبارتی دیگر، فرض براین است که گرایش شدید به عدم تحمل بلاتکلیفی می تواند منجر به افزایش حساسیت نسبت به محرک یا موقعیت هایی شود که در حقیقت بی ضرر هستند. این حساسیت می تواند نشان دهد که چگونه افراد مبتلا به GAD تبدیل به افرادی می شوند که دائما در خصوص موضوعات گوناگون نگران هستند. پژوهش های مختلف مدعی هستند که حساسیت بالا نسبت به اطلاعات مبهم و نامشخص، می تواند در مشخص ساختن افرادی که مستعد نگرانی هستند، کمک کننده باشد (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). ۲-۱-۸-۱-۲) ارتباط غیر مستقیم IU با عقاید مثبت یافته ها نشان می دهد که نگرانی شدید حداقل با پنج نوع مختلف از عقاید مثبت در ارتباط است: دو نوع از این عقاید بیان می دارند که نگرانی کارکردی سازگارانه و انطباقی دارد: نگرانی به افراد کمک می کند تا مساله را به شکل موثری حل کنند و انگیزه ی افراد را برای انجام آن ها افزایش می دهد. سومین نوع از این عقاید مثبت، شامل این فرض است که نگرانی، واکنش هیجانی (شگفت زدگی، یاس) نسبت به پیامدهای منفی آینده را تعدیل می کند. چهارمین نوع عقاید گزارش شده، این است که نگرانی می تواند مسیر اتفاقات را تغییر دهد (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). در نهایت، پنچمین اعتقاد این است که نگرانی، جنبه ی مثبت شخصیت فرد را نشان می دهد، یعنی نگرانی نشان می دهد که شخص، فردی مراقب و محتاط است (باکرمن[۱۳۱]، باهر، کرنر[۱۳۲] و داگاس، ۲۰۰۴؛ فرانسیس[۱۳۳] و داگاس، ۲۰۰۴؛ هالوکا[۱۳۴]، داگاس، فرانسیس و لاوگسن[۱۳۵]، ۲۰۰۰؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). بیش تر عقاید مثبت در خصوص نگرانی شامل این فرض هستند که نگرانی می تواند به افراد کمک کند تا خود را برای بدترین اتفاق و حفظ کنترل خود بر آن، آماده کنند. بنابراین، این عقیده که نگرانی می تواند به گونه ای آگاهانه و یا ناآگاهانه به کار برده شود، تا حدی پیامد موقعیات نامشخص را تغییر می دهد و یا واکنش های منفی شخص را به چنین موقعیت های منفی کاهش خواهد دارد. در این رویکرد، حفظ عقاید مثبت در خصوص نگرانی، یک مولفه ی سودمند و تداوم بخش مهم در نگرانی مفرط به حساب می آید (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). ۲-۱-۸-۱-۳) ارتباط غیر مستقیم IU با جهت گیری منفی در خصوص مساله جهت گیری منفی در خصوص مساله به عنوان سومین مولفه در مدل GAD، به مجموعه ای از نگرش ها و ادراکات ناکارآمد در خصوص فرایند مساله گشایی اشاره دارد. در واقع جهت گیری منفی در خصوص مساله شامل: ادراک مساله به صورت تهدید، فقدان اعتماد به خویشتن در خصوص توانایی های مساله گشایی شخصی، گرایش به ناامیدشدن فوری در حین تلاش برای حل مساله، می باشد (دزوریلا[۱۳۶]، نزو[۱۳۷] و میدو- اولیوارسا[۱۳۸]، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). اگر فردی دارای جهت گیری منفی در خصوص مساله باشد، یقینا این ویژگی اثرات مضری بر جریان مساله گشایی خواهد گذاشت (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). ۲-۱-۸-۱-۴) ارتباط غیر مستقیم IU با اجتناب شناختی اجتناب شناختی به اجرای راهبردهای نهان اولیه اشاره دارد که افکار و تصاویر ذهنی آشفته کننده را کاهش می دهد. براساس نظریه ی اجتنابی که در ادامه به آن اشاره خواهد شد (بورکووک، آلکین[۱۳۹] و بهار[۱۴۰]، ۲۰۰۴؛ بورکووک، ری و استوبر، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر در تلاشند تا از فراخواندن تصاویر ذهنی تهدید کننده و برانگیختگی جسمانی ناخوشایند همراه با این تصاویر، اجتناب کنند. در واقع اجتناب شناختی نقش مهمی در GAD ایفا می کند. پژوهش های اولیه در این خصوص به بررسی رابطه میان نگرانی و یکی از راهبردهای شناختی خاص – سرکوب افکار – متمرکز شده اند و نتایج آن ها نشان می دهد که میزان درگیری افراد در سرکوب کردن افکار، به طور قابل اطمینانی بیماران مبتلا به GAD را از گروه های کنترل غیر بالینی متمایز می کند (داگاس، گاگنون و همکاران، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). ۲-۱-۸-۲- مدل اجتناب شناختی نگرانی تجارب بالینی و ادبیات پژوهشی موجود در حیطه نگرانی، مهم ترین شناخت در اختلال اضطراب فراگیر را به این صورت تعریف می کنند : “دنیا بالقوه خطرناک است و من نمی توانم با آن چه که در آینده اتفاق می افتد مقابله کنم. براین اساس باید تمام اتفاقات بدی را که ممکن است در آینده رخ دهد، پیش بینی کنم تا بتوانم از آن ها اجتناب کرده یا خود را برای رویارویی با آن ها آماده سازم". زمانی که افراد خطر یا تهدیدی را درک می کنند، طبیعتا درگیر فعالیت هایی می شوند تا آن را محدود کنند (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). نظریه ی یادگیری دو مرحله ای ماورر[۱۴۱] (۱۹۴۷؛ دیوی و ولز، ۲۰۰۶) در خصوص ترس و اجتناب بیان می دارد که ما از چیزهایی که با تنبیه مرتبط هستند، هراسانیم و به گونه ای منفی، برای انجام رفتارهایی که باعث اجتناب از تجربه ی ترس و محرک های شرطی که ترس شرطی شده را فرا می خوانند، تقویت می شویم. نتیجه ی این امر، تداوم اضطراب نسبت به از محرک های شرطی است، زیرا اجتناب مانع از رویارویی های مکرر با محرک هایی می شود که باید خاموش گردند. این مدل یادگیری، به عنوان زیر بنای تحول درمان های رویارویی در بسیاری از اختلالات اضطرابی به کار گرفته شده است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). نگرانی به احتمالاتی که وجود ندارد و به اتفاقات بدی که ممکن است در آینده رخ دهد، متمرکز است. براین اساس افراد کنترل اندکی بر مسایل متفاوتی دارند که آن ها را نگرانی می کند. به دلیل این که خطر ادراک شده در لحظه ی حال وجود ندارد و به دلیل این که پاسخ های مناسبی برای اجتناب از این تهدیدها موجود نیست، افراد منحصرا درگیر تلاش های ذهنی برای حل مساله می شوند (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). همان گونه که قبلا اشاره شده بود، نگرانی بیش تر شامل تفکرات کلامی است تا تصاویر ذهنی. در هنگام نگرانی، افراد شروع به خودگویی می کنند. تمایز میان افکار و تصاویر ذهنی (تجسم ذهنی) نقش بسیار مهمی در مدل اجتناب شناختی دارد. تصویرسازی، یک صحنه ی هیجانی است که پاسخ فیزیولوژیکی نیرومند و الگویی از پاسخ دهی فیزیولوژیکی (و عاطفی) را به وجود خواهد آورد که بسیار شبیه به رویداد واقعی است، اما سخنان کلامی تنها توصیفی از آن صحنه ی هیجانی در ذهن هستند و با این وجود، پاسخ های فیزیولوژیکی بسیار کم تری را فرا می خوانند (ورانا[۱۴۲]، کاتبرت[۱۴۳] و لانگ[۱۴۴]، ۱۹۸۶؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳۷۳/۰
۳۲/۶
۱۸۸
تابستان
۰۰۰/۰
۳۲۵/۲
۵۸۸/۰
۴۶/۳
۱۸۸
پاییز
۲۷۵/۰
۹۹۵/۰
۵۶۹/۰
۸۹/۳
۱۸۸
زمستان
۰۱۱/۰
۶۰۹/۰
۴۴۱/۰
۰۳/۵
۱۸۸
سالانه
۴- ۳- خوشهبندی خوشهبندی[۱۸۶]، گروهبندی یک جمعیت ناهمگن[۱۸۷] به زیرمجموعههای همگن[۱۸۸] است، که به آنها خوشه[۱۸۹] گفته می شود. هدف خوشهبندی یافتن گروههایی است که با یکدیگر متفاوتند، ولی بیشترین شباهت[۱۹۰] درونگروهی بین متغیرها یا نمونههای هر گروه وجود دارد (علویِمجد و همکاران، ۱۳۸۶: ۲۱). برای خوشهبندی یک جامعه، باید نحوه محاسبهی درجه همگنی و شباهت متغیرها[۱۹۱] یا نمونهها[۱۹۲] با یکدیگر و همچنین نحوه پیوند متغیرها و نمونهها با توجه به درجه همگنی و شباهت محاسبهشده تعیین شود. به بیان دیگر، برای خوشهبندی یک جامعه باید به دو پرسش زیر پاسخ داده شود: ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
- چگونه باید درجه همگنی و شباهت متغیرها یا نمونههای یک جامعه را محاسبه کرد؟
- چگونه میتوان متغیرها یا نمونههای همگن و مشابه را در یک گروه یا خوشه قرار داد؟ (کلانتری، ۱۳۸۷: ۳۳۲).
روشهای مختلفی برای محاسبهی همگنی و شباهت متغیرها یا نمونههای یک جامعه وجود دارد. یکی از پرکاربردترین روشهای مذکور، محاسبهی مربع فاصله اُقلیدسی[۱۹۳] بین متغیرها یا نمونههاست، که به صورت زیر محاسبه می شود:
: فاصلهی بین متغیر یا نمونه x و y . x : متغیر یا نمونه x . y : متغیر یا نمونه y . n : تعداد متغیرها یا نمونههای جامعه (Johnson & Wichern; 2007:674). روشهای مختلفی برای قرار دادن متغیرها یا نمونههای همگن و مشابه در یک خوشه وجود دارد. یکی از روشهای مذکور، روش سلسلهمراتبی[۱۹۴] است. روش سلسلهمراتبی خود به دو روش تراکمی[۱۹۵] و تقسیمی [۱۹۶] تفکیک می شود (کلانتری، ۱۳۸۶: ۳۳۷). در روش تراکمی، هر نمونه یا متغیر در یک خوشه قرار میگیرد. سپس خوشههای مشابه به تدریج باهم ترکیب میشوند تا در پایان کلیه متغیرها یا نمونهها در یک خوشه قرار گیرند (منبع پیشین: ۳۳۷). در روش تقسیمی، کلیه متغیرها یا نمونهها در یک خوشه قرار میگیرند، سپس به تدریج متغیرها یا نمونههایی که دارای همگنی و شباهت کمتری هستند، از خوشهی مذکور تفکیک میشوند، تا در پایان هر یک از متغیرها یا نمونهها در یک خوشه قرار گیرند (منبع پیشین: ۳۳۸). در روش تراکمی، ضریب تشابه و در روش تقسیمی، همگنی درونگروهی ملاک خوشهبندی است (مسعودیان و عطایی، ۱۳۸۴: ۲). نتایج روشهای خوشهبندی تراکمی و تقسیمی قطعی و برگشتناپذیر است؛ یعنی در روش تراکمی، در صورتی که دو متغیر یا نمونه در یک خوشه قرار گیرند، هرگز با خوشههای دیگر ترکیب نمیشوند و در روش تقسیمی نیز در صورتی که دو متغیر یا نمونه در یک خوشه قرار گیرند، هرگز از یکدیگر تفکیک نمیشوند (علویِمجد و همکاران، ۱۳۸۶: ۲۱). در مجموع، روش تراکمی نسبت به روش تقسیمی رایجتر است. روشهای مختلفی برای پیوند خوشههای تراکمی وجود دارد. یکی از روشهای مذکور، روش وارد[۱۹۷] است. در این روش، نسبت مجموع مربعات فاصلهی هر متغیر یا نمونه در یک خوشه، به میانگین کلیه متغیرها یا نمونهها، مبنای فاصلهی بین دو خوشه محسوب می شود (حبیبپور و صفری، ۱۳۸۸: ۷۷۸). در واقع، روش وارد از تحلیل واریانس[۱۹۸] برای تعیین فاصلهی بین خوشه ها یا گروه های همگن استفاده می کند. در تحلیل واریانس، تفاوتهای موجود بین میانگینهای جوامع یا گروه های مورد بررسی، از طریق بررسی میزان واریانس بین گروه ها نسبت به واریانس درون آنها آزمون می شود (کلانتری، ۱۳۸۶: ۱۲۵). در مجموع، روش وارد، مجموع مربعات فاصلهی هر دو خوشه را - که ممکن است در هر مرحله شکل گیرد - به کمینه میرساند (فرجزاده، ۱۳۸۸: ۱۰۳). این روش به صورت زیر محاسبه می شود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همچنین، نتایج بررسی های بلامبرگ[۹۲] (۱۹۷۴) درباره نظارت بر معلم حاکی از آن است که معلمان بهنظارت به عنوان بخشی از سیستم موجود مینگرند که نقش مهمی در زندگی حرفهای آنان ندارد. نظارت در واقع به یک شیوه و رسم سازمانی متداول میماند که مناسبت خود را از دست داده باشد (به نقل از اچسون و گال، ۱۳۷۶). شریدان[۹۳] و همکارانش (۱۹۹۲) در تحقیقی در ارتباط با عوامل مؤثر بر نامؤثر بودن نظارت و راهنمایی به ناتوانی ناظران در برقراری ارتباط انسانی مناسب با مخاطبین به عنوان یکی از پارامترهای مهم اشاره میکنند. نتایج تحقیقات کالینز[۹۴] (۲۰۰۰) نشان میدهد که به دلیل ماهیت قضاوتی و ذهنی نظارت و راهنمای آموزشی از طرفی و کمبود ناظران ورزیده از طرف دیگر این امر با نارساییهایی مواجه است. نامبرده همچنین یکی دیگر از دلایل ناکارآمدی نظارت و راهنمایی آموزشی در ترکیه تأکید بر بعد اداری آن میداند. از طرف دیگر جا نیفتادن روش های مناسب نظارتی که جنبه اصلاحی داشته و اعمال شیوه های مچ گیرانه در نظام آموزشی که بر جنبه ارزشیابی داشتن، نظارت تأکید مینماید سبب شده است تا در نحوه انجام وظایف نظارتی اختلالاتی پیش بیاید. ۲-۳- جمع بندی نهایی در جمع بندی نهایی می توان بیان نمود که اکثر پژوهش های فوق بر نقش موثر نظارت و راهنمایی آموزشی و افرادی که این نوع نقش را ایفا می کنند نظیر معلمان راهنما اشاره شده است. بیشتر پژوهش ها فعالیت نظارت و راهنمایی را بر بهبود شیوه های آموزشی معلمان موثر قلمداد کرده اند و یافته های آنان این امر را نشان می دهد. در مجموع نقش های نظارتی و راهنمایی توانسته در دهه های اخیر بر فعالیت نظام های آموزشی اثر گذار بوده و سبب تحولی در سبک های آموزشی شود. در بررسی پژوهش های گوناگون بر نقش نظارت و اثرات آن بسیار تاکید شده اما برای آن در بعد ادارای نواقصی را مطرح نمود اهند که برای ناظران موانعی در قبال انجام وظایفشان ایجاد کرده است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
اکثر مطالعات حوزه نظارت بدین نکته اشاره کرده اند که در پژوهش های گوناگون این نتیجه یک امر عادی به نظر میرسید و گزارشات این چنین اعلام میشد که نظارت برای معلم به طرز اجتناب ناپذیری به منزله خطر و تهدیدی جدی جلوه میکند که ممکن است وضعیت حرفهای او را به خطر انداخته و به اعتقاد او لطمه بزند. معلمان همواره در این فکر بودند. اکثر تحقیقات بر نقش و عملکرد نظارتی و پیشرفت کارایی آموزشی تاکید نمودند یا حداقل بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به واسطه کارایی آموزشی معلمان تاکید داشتند. در مسائل نظارتی و مساله ناظران ضعف روابط انسانی نیز در بیشتر پژوهش ها گزارش می شد و این مساله را همواره یک معضل برای ناظران نشان می داد. همچنین مطالعه پژوهشهای پیشین پژوهشگر را بدین امر رهنمود ساخت که بررسیها در این حوزه اندک بوده و چندان مطالعه ای به دلیل محدودیتهای موجود در بخش نظارت و راهنمایی و همچنین حساسیت جامعه پژوهشی نظیر معلمان و فشارهای محیطی موجود صورت نگرفته است. لذا با توجه بدین امر پژوهش در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار گشته است. فصل سوم روششناسی پژوهش مقدمه در این فصل طرح پژوهش، جامعه آماری، روش نمونهگیری، ابزار اندازهگیری و شیوه جمع آوری اطلاعات، روش اجرا، روایی و پایایی ابزار و روشهای تجزیه و تحلیل آماری دادهها مطرح شده است. ۳-۱- روش پژوهش این پژوهش از لحاظ نوع نوع هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری داده ها توصیفی پیمایشی (نظرسنجی) است. این نوع پژوهش توصیف واقعی عینی و منظم است. یعنی پژوهشگر در این گونه سعی می کند تا آنچه هست را بدون هیچ گونه دخالتی گزارش دهد. ۳-۲- جامعه، نمونه و روش نمونهگیری جامعه آماری این پژوهش کلیه معلمان مقطع ابتدایی اعم از دخترانه و پسرانه شهر لامرد به تعداد ۱۲۵ نفر می باشد. با توجه به اینکه هدف تحقیق جمع آوری اطلاعات معتبر از جامعه آماری بود،از جامعه نمونه گیری بعمل نیآمده و با بهره گرفتن از روش سر شماری کلیه جامعه آماری ملاک قرار گرفتند. ۳-۳- ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر از پرسشنامه محقق ساخته با ابعاد بهبود شیوه های تدریس معلمان شامل سوالات ۷ ، ۱۲ ، ۱۹ ، ۲۲ و ۲۵ ، مرتفع شدن مشکلات خاص به وجود آمده برای معلمان شامل سوالات ۲ ، ۹ ، ۱۴ ، ۱۶، ۲۰ ، ۲۴ و ۲۶، سوالات بهبود روابط انسانی حاکم بر فضای آموزشی شامل سـؤالات ۱ ، ۵ ، ۶ ، ۱۱ ، ۱۳، ۱۵ ، ۱۸ ، ۲۱ و ۲۳ و بهبود شیوه های ارزشیابی دانشآموزان شامل سوالات ۳ ، ۴ ، ۸ ، ۱۰ و ۱۷ استفاده شد. در پرسشنامه پژوهش حاضر، از مقیاس پنج گزینهای لیکرت برای دریافت نظرات پاسخگویان استفاده شده است. در مقیاس لیکرت، نگرش پاسخگویان را نسبت به بعضی موضوعها اندازه گیری میکنیم. مقیاس لیکرت دارای تعدادی عبارت (گزینه) میباشد که هریک از آنها از ارزش عددی (امتیاز) مشخصی برخوردار میباشد. جدول۳-۱: نحوه امتیازبندی سؤالات پرسشنامه
| گزینه |
خیلی کم |
کم |
متوسط |
زیاد |
خیلی زیاد |
| امتیاز |
۱ |
۲ |
۳ |
۴ |
۵ |
روایی صوری پرسشنامه حاضر مورد تائید اساتید و مشاوران قرار گرفت. بدین صورت پرسشنامه قابلیت اجرایی یافت و میان جامعه پژوهش توزیع شد. پایایی آن نیز به روش بازآزمایی با بهره گرفتن از ضریب آلفای کرونباخ در نرم افزارSPSS محاسبه گردید که نتایج در جدول ۳-۱ ارائه شده است: جدول۳-۲: نتایج آزمون آلفای کرونباخ
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
که در آن، میزان تاثیر تنش برشی در شکست کششی فایبر میباشد و در فرمول پیشنهادی هشین-روتم مقدار صفر و در فرمول هشین مقدار یک را دارد. پارامترهای نیز مقادیر استحکامی جهات مختلف لایه کامپوزیتی دوبعدیاند. هم مولفههای تنش موثر میباشند که بر سطح موثر المان (سطح باقیماندهی بدون آسیب) وارد میشوند. این تنشها تابعی از اندیس آسیب اند و از این رابطه بدست میآیند:
(۵-۸) که تانسور واقعی تنش و اپراتور تانسوری شامل اندیسهای آسیب میباشد.
(۵-۹) اندیسهای آسیباند که بیانگر وضعیت پیشرفت آسیب در مودهای چهارگانه شکست فایبر و ماتریس میباشند. این اندیسها قبل از وقوع شکست و در هنگام وقوع آن، که همان زمان شروع آسیب است دارای مقدار صفر میباشند که در طی پروسهی توسعه آسیب، به مقدار نهایی یک میرسند. لذا تانسور تا زمان شکست، تانسوری واحد و است. نحوه رشد و توسعه آسیب در هر کدام از مودهای شکست به افزایش هرکدام از اندیسهای مربوطه منجر میشود و آنگاه، تاثیر ماتریس نیز قابل توجه میشود. بعد از شروع آسیب و به محض اینکه هرکدام از اندیسهای آسیب مذکور، مقداری بیشتر از صفر اختیار کردند، رابطه تنش-کرنش بدینصورت درمیآید. (۵-۱۰)
(۵-۱۱) که عبارتی شامل اندیسهای آسیب بصورت میباشد. در نرمافزار آباکوس برای کاهش وابستگی نتایج حل به سایز شبکهبندی، از یک طول مشخصه استفاده کرده که منجر به معادله مشخصه تنش-جابجایی بجای فرم معمول تنش-کرنش استفاده میَشود. چگونگی رشد اندیسهای آسیب در مودهای چهارگانه شکست بگونهایست که رابطه تنش-جابجایی از رفتاری به شکل زیر تبیعت میکند. در نمودار زیر، شیب مثبت مربوط به پروسه رفتار خطی الاستیک کامپوزیت قبل از شکست و شروع آسیب و شیب منفی مربوط به پروسه رشد آسیب میباشد که آن نیز در این نرمافزار، بصورت خطی درنظر گرفته شدهاست. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل ۵-۲- نمودار تنش-جابجایی معادل در پروسه رشد آسیب در نرمافزار ABAQUS رابطه تنش معادل و جابجایی معادل برای مودهای چهارگانه شکست بدینقرار است: جدول ۵-۲- روابط تنش-جابجایی معادل در طول پروسه آسیب در نرمافزار ABAQUS
فایبر در کشش
فایبر در فشار
ماتریس در کشش
ماتریس در فشار
در روابط فوق، طول مشخصه است که مبتنی بر هندسه المان میّباشد. بعد از شروع آسیب، یعنی نقطه دارای ، هر کدام از اندیسهای آسیب برطبق رابطه زیر رشد میکنند تا اینکه به برسد و ماده کاملا گسیخته شود.
(۵-۱۲) شکل ۵-۳- نمودار رشد اندیس آسیب برحسب جابجایی معادل در نرمافزار ABAQUS رابطه اندیسهای آسیب در طول رشد آسیب نیز بدین ترتیب است:
(۵-۱۳) برای مودهای مختلف بستگی به سختی و ثابتهای الاستیک ماده دارد. برای هر کدام از مودهای چهارگانه شکست، مقدار انرژی لازم در پروسهی کاملِ بارگذاریِ منجر به شکست، ، که برابر مساحت زیر نمودار تنش-جابجایی معادل است مورد نیاز میباشد چرا که مقدار برای هرکدام از مودهای شکست بستگی به متناظر با آن، یعنی یکی از مقادیر دارد. در Abaqus/Standard بصورت پیشفرض هنگامی که اندیس آسیب همه مودهای شکست در گرههای یک المان به مقدار ماکزیمم خود برسند به حذف آن المان خواهد انجامید؛ اما در Abaqus/Explicit حذف المان منوط به رسیدن اندیسهای متناظر با شکست فایبر به مقدار ماکزیممشان است]۲۹[. اما همانگونه که گفتهشد، مدل موجود آسیب در این نرمافزار، برای المانهای کامپوزیتی دارای رابطه تنش-کرنش سهبعدی کارایی ندارد و در صورت وجود چنین المانهایی در سازههای تحت آسیب، بایستی از کدنویسی در زیرروال VUMAT استفاده کرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶٫۹۳۷۷
۹۸۰
۶۲ ۵۷
۶٫۵۶۶
۱۰۹۸
۵۳
۶٫۸۰۷۶
۱۲۱۵
۶٫۹۲۵۵
۱۲۹۴
۶٫۸۵۸۲
جدول ۲،۵: جهت هلیکوپتر شکل ۴،۵: (الف) نتایج آستانه در شرایط نوری مناسب (ب) نتایج آستانه در نور روشن باعث سطوح روشن در پس زمینه.
پایداری در هوا آزمون برای اولین بار درگیر نگه داشتن هلیکوپتر معلق در هوا در مرکز صفحه نمایش به منظور تست سرعت حلقه کنترل می باشد. این آزمون توسط هلیکوپتر به سمت بالا به نقطه معلق در هوا مورد نظر انجام شده است. این نقطه ثبت شده است و به عنوان یک مرجع استفاده می شود. و بیشتر هلیکوپتر بالاتر از نقطه مرجع نقل مکان کرد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
خلاصه کنترل سیستم در سه مرحله جداگانه، ردیابی، کنترل و ترکیب ردیابی و کنترل می باشد. نتیجه مرحله کنترل، قابلیت کنترل هلیکوپتر با بهره گرفتن از یک کامپیوتر و بورد کنترل کننده رادیو کنترل بود. نتیجه مرحله ردیابی توانایی ردیابی هلیکوپتر با بهره گرفتن از تشخیص رنگ و عمل آستانه گیری در تصویر بود. که مختصات هلیکوپتر و گرایش عمومی استخراج شد. در نتیجه آخرین مرحله از اجرای توانایی خودکار کنترل هلیکوپتر با بهره گرفتن از ردیابی و کنترل ترکیب شد. فصل ۵ بحث، نتیجه گیری و پیشنهادات
کنترل پتانسیومتر دیجیتال IC [۳]پتانسیل دیجیتال یک مقاومت متغییر کنترل شونده با میکروکنترلر میباشد که با پروتکل spi کار می کند. در بازار ایران ۲ نوع از این IC با نام های ad8403 و mcp4101 موجود می باشد, مقدار مقاومت این ۲ IC 10 کیلو اهم است که به وسیله فرامینی که از طریق میکرو ارسال می کنیم می توانیم این پتانسیومترهارا در ۲۵۶ حالت قرار دهیم یعنی بازه هایی با مقاومت ۳۹ اهم خواهیم داشت(۱۰k/256=39) این IC با میکروکنترلر Atmega32 توسط مبدل سریال به USB به کامپیوتر متصل می شود و میزان باود ریت ۹۶۰۰ تعیین شده است. شکل۶،۴: دیتاشیت پتانسیومتر دیجیتال AD8403
کنترل هلیکوپتر از طریق کامپیوتر برای تست عملکرد کنترل برنامه در ++c که از طریق وبکم عمل پردازش تصویر انجام می شود و داده ها از طریق پورت سریال به بورد ساخته شده انتقال داده می شود سپس از طریق بورد به رادیو کنتل منتقل شده و بعد از آن از طریق مادون قرمز به هلیکوپتر منتفل می شود. این داده های سریال با ایجاد یک پنجره با دکمه و نوارهای لغزان برای افزایش و یا کاهش گاز، و جهت هلی کوپتر به جلو یا عقب یا سمت چپ و راست ارسال می شوند. شکل ۷،۴: هلیکوپتر نمونه استفاده شده در پروژه
ردیابی رنگ هلیکوپتر مورد استفاده در این پروژه زرد می باشد. برای تشخصی رنگ هلیکوپتر از تابع های پردازش تصویر برای رنگ در محدوده رنج رنگ زرد استفاده شده است. تابع مورد استفاده inRenge [۴]بوده است که برای استفاده از این یک ردیابی رنگ استفاده می شود. شکل ۸٫۴ تغییرات را نشان می دهد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۸-۷ رویکردهای کلی تامین و استقرار امنیت عمومی آنچه در حوزه عمومی مورد توجه قرار میگیرد اولویت محیط و رفتار بازیگران موثر در امنیت درون یک واحد سیاسی میباشد بطور کلی، درباره سیاستهای امنیت در خصوص تهدیدات داخلی رویکردهای مختلفی ارائه شده که از آن جمله میتوان به نظریه و رویکرد سرکوب داخلی (سخت افزاری) و نظریه و رویکرد توسعهای معطوف به الگوی نرم افزاری اشاره نمود.(لرنی، ۱۳۸۳: ۱۰۲) ۲-۲-۸-۸ سیاست و الگوی سختافزاری(رویکرد سلبی امنیت[۳۳]) اصلیترین شاخص این رویکرد، همانا استفاده از ابزار نظامی و برخورد قهرآمیز با تهدیدات داخلی است. این دیدگاه به جای استفاده از راهکارهای مصالحه جویانه و تفاهم آمیز و به جای برخورد با مسائل و جذب و هضم مخالفان، صرفا به موضوع محو و نابودی آنان، فکر می کند. (گروه مطالعاتی دانشکده امنیت ملی،۱۳۹۰: ۱۰۳) ۲-۲-۸-۹ سیاست و الگوی نرم افزاری(رویکرد ایجابی امنیت[۳۴]) در این رویکرد، امنیت، بیشتر وضعیتی مبتنی بر رضایت (ناشی از تامین خواسته های بازیگران و ارائه پاسخ اقناعکننده به آنها) تلقی می شود. (گروه مطالعاتی دانشکده امنیت ملی،۱۳۹۰: ۱۰۳) بنابراین امنیت در دیدگاه کلاسیک، بیشتر صبغه نظامی (سخت افزاری) یافته و مقولاتی چون جنگ و نزاع در کانون آن قرار دارند. اما دیدگاه نرم افزاری، ماهیتی متفاوت و معطوف به مردم دارد. بدین صورت که ایجاد رضایتمندی و کسب اعتماد مردم، مبنای اصلی امنیت به شمار می آید با این تعریف ساده مشخص می شود که مطالعات و برنامه های امنیتی در سالهای پایانی قرن بیستم به شدت متوجه مقولاتی چون سرمایه اجتماعی شده اند و حتی معادلات و توانمندیهای نظامی و فناوری را در همین چارچوب فهم و تجزیه و تحلیل مینمایند. نتیجه اینکه دولتها افزون بر سیاستهایشان در حوزه افزایش توان نظامی، اقتصادی و فنی لازم است تا به افزایش میزان سرمایه اجتماعیشان همت گمارند تا اینکه بتوانند در تامین امنیت داخلی و ملیشان توفیق یابند. به عبارت دیگر، تامین امنیت بدون داشتن سرمایه قابل توجهی در حوزه اجتماعی میسر نبوده و یا حداقل بسیار دشوار خواهد بود. (گروه مطالعاتی دانشکده امنیت ملی،۱۳۹۰: ۱۰۴) ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
بنابراین درتبیین رویکردهای اخیر تامین امنیت عمومی میتوان گفت که بطور همزمان با بحث سخت افزاری، مکملی با عطف توجه به صلح و ابزارهای غیر نظامی نیز طرح گشته که از اهمیتی مشابه در حوزه اعمال قدرت برخوردار میباشد. در آثار این دوره بخصوص اثر هالستی، ابزار چهارگانه غیر نظامی یعنی چانهزنی سیاسی[۳۵]، تبلیغات، اعمال فشار اقتصادی و فعالیتهای فکری به بهترین وجهی از جایگاه این ابزارها در فرایند اعمال قدرت سخن به میان آورده است. کلیه متونی که به نوعی به بحث از دیپلماسی و جایگاه آن در روابط بینالملل در فردای جنگ سرد پرداختهاند، عملا متعرض این بحث شده وآنرا مورد بررسی قراردادهاند.(شولتز، ۱۳۸۱: ۷۸) امروزه دگرگونیها و تحولات ناشی از الزامات تطورات عصری، باعث گردیده تا سیستمهای امنیتی (پلیس و قوه قضائیه و …) در راستای دستیابی و عمل به اهداف مصرح در قانون، برای خود شئون جدیدی تعریف نمایند بر این اساس، تنظیم روابط و مناسبات میان پلیس و مردم مبتنی بر تقدم امنیت نرم افزاری در اولویت قرار گرفته است در این جا، در خصوص یکی از عمدهترین رویکردها و رهیافتهای پلیسی، میتوان به رویکرد جامعهمحور اشاره نمود: این رویکرد به ماهیت مشارکتگرا و ارتباط دو سویه با مردم استوار است. (گروه مطالعاتی دانشکده امنیت ملی،۱۳۹۰: ۱۰۵-۱۰۴) بنابراین رویکرد جامعه محوری پلیس اشاره به ارتباط و حمایت دو سویه سازمان پلیس و جامعه دارد. از یک سو سازمان پلیس در تعامل با جامعه، دیدگاه آحاد مختلف مردم درخصوص نیازهای واقعی خود درحوزه نظم و امنیت را میسنجد و از نتایج این سنجش در برنامه ریزی و ارائه خدمات انتظامی بهتر به مردم، استفاده می کند همچنین با مردم بودن و جلب اعتماد عمومی نسبت به سازمان پلیس، موجب همکاری و مشارکت عمومی با سازمان پلیس در برقراری نظم وامنیت اجتماعی می شود، از سوی دیگر جامعه در تعامل با سازمان پلیس، دیدگاه های مختلف خود را در حوزه نیازهای واقعی، حوزه نظم و امنیت به این سازمان منعکس نموده و این سازمان را در تحقق اهداف خدمت گزاریش یاری میرساند. به این ترتیب میتوان رویکرد جامعه محوری پلیس را یک نوع راهبرد سازمان پلیس دانست که بر دو پایه اصلی استوار است: اولین پایه این راهبرد را لزوم برقراری تعامل پلیس با ارکان مختلف جامعه به منظور امکان خدمتگذاری بهتر به مردم تشکیل میدهد. دومین پایه راهبرد جامعه محوری پلیس، عمومی تلقی نمودن مقوله نظم و امنیت اجتماعی است. (گروه مطالعاتی دانشکده امنیت ملی،۱۳۹۰: ۱۰۵) ۲-۲-۸-۱۰ نظم عمومی از مجموع تعاریف موجود، میتوان نظم اجتماعی را مفهوم کلی قابل انطباق بر امنیت عمومی و صیانت حیات و آزادی فردی و اجتماعی نوامیس و اموال دانست، بنابراین هرگاه عملی امنیت عمومی و حیات و شرافت و آزادی فردی و ناموس و اموال دیگری را مورد تعرض قرار دهد، نظم اجتماعی را بر هم زده است. از سوی دیگر نظم عمومی نیز مفهومی مشابه دارد. استقرار آرامش، امنیت، صلح و سازش و مهیا کردن امکانات، برقراری روابط اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، سیاسی، فرهنگی و حفظ حقوق جامعه از تعرضات و متوقف کردن ارتکاب اعمال غیر مجاز را نظم عمومی میگویند. با برقراری نظم عمومی افراد جامعه از حقوق خویش برخوردار میگردند و ادامه زندگی در تمامی ابعاد، بدون احساس خطر میسر خواهد شد. محتوای بخشی از قوانین در هر کشور نظم عمومی است لذا نقض هر قانون عنوان مخالفت نظم عمومی را ندارد. پس نظم عمومی مدلول مقرراتی است که قوام و بقای دولت و حیثیت و منافع یک ملت به حمایت آن بستگی دارد. نظم عمومی در عرصه های مختلف ظهور و بروز متفاوتی دارد مانند نظم سیاسی، اداری، مالی، اجتماعی که هر کدام مبین یکی از ابعاد نظم عمومی به حساب می آید. نظم عمومی را میتوان به سه نوع طبقه بندی نمود: الف- نظم طبیعی برخاسته از عادات و رسوم و قواعد عرفی هر جامعه تا آنجا که مورد امضای شریعت اسلام قرار گرفته باشد. ب- نظم قانونی که بر اساس قوانین و مقررات شرعی لازم الاجرا بوده و تعهد نسبت به آن به موجب قانون الزام آور میباشد. ج- نظم قردادی که بین اشخاص حقیقی و حقوقی در قالب قردادهای مختلف مورد توافق و تعهد قرار میگیرد و امضاکنندگان را به رعایت آن ملزم میسازد. (گروه مطالعاتی دانشکده امنیت ملی،۱۳۹۰: ۱۱۵-۱۱۴) ازجمله موضوعات مهم درامنیت عمومی کشورها، بحث نظم اجتماعی یا نظم عمومی است و درواقع، یکی ازبارزترین مصادیق جرائم امنیت عمومی جرم برضدنظم عمومی بوده وبطور نسبتا مشهود، فصل مشترک امنیت عمومی درمیان سیستمهای امنیتی وکارگزاران ویژه آن درکشورهایمختلف بحث تامین ومحافظت ازنظم عمومی میباشد.آموزه زیربناییحفظ نظم اجتماعی، بعنوان یکی ازراهکارهای نوپدید پیشگیری از جرم، آن است که بدون همکاری جامعه نمی توان به شکلی موثر به پیشگیری از جرم پرداخت. این برنامه افراد، گروه ها و مجموعه واحدهای اجتماعی را دست اندرکار تامین امنیت در جامعه میداند و می کوشد تا نوعی سیاست پیشگیری خاص را با بکار گرفتن نیروی مردمی درخلال چهار راه مشاوره، سازگاری، بسیج و پردازش مشکل به اجرا درآورد. (بیلی،دیوید، ۱۳۷۹: ۱۶۲-۱۱۴) جدول ۲-۳ سیاست پیشگیری خاص درباره نیروهای مردمی ۲-۲-۸-۱۱ حاکمیت قوانین و مقررات نکته برجسته موجود در تبیین دو موضوع عمده بحث امنیت عمومی یعنی جرم و نظم و آرامش عمومی استنادات غیرقابل انکار وشفاف به سرفصل قانون و مقررات میباشد، بنابراین هرگونه مواجهه با موضوع جرائم (اعم از پیشگیری، مقابله و برخورد و جبران پیامدهای آن حاصل رفتار بزهکاران و آسیبپذیری بزهدیدگان و …) ویا تلاش و اقدام برای برقراری نظم و آرامش عمومی، جز از طریق حاکمیت قانون و مقررات و ضوابط ناشی از آن متصور نیست. بنابراین، در یک نگاه کلی در این تحقیق، امنیت عمومی دارای سه موضوع اصلی میباشد: (گروه مطالعاتی دانشکده امنیت ملی،۱۳۹۰: ۱۱۶-۱۱۵) شکل ۲-۷ نمای کلی موضوع عرصه امنیت عمومی
فصل سوم روش تحقیق فصل سوم روش تحقیق ۳-۱ مقدمه پژوهش پیرامون هر مساله مستلزم به کارگیری روش خاص و متناسب با موضوع مورد بررسی است تا از این طریق به اطلاعات و داده های مد نظر جهت تجزیه و تحلیل و نائل آمدن به هدف اصلی تحقیق دست یافته و محقق بتواند با اتکا و اعتماد به روش بکار گرفته شده از یافتههای تحقیقاتی خود استفاده نماید وحاصل کار را به جامعه علمی عرضه دارد . در فصل حاضر روش پژوهش و چگونگی انجام آن مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. بدین منظور روش مطالعه، جامعه آماری، نمونه پژوهش، روش نمونه گیری و سپس ابزار جمع آوری اطلاعات و تعیین اعتبار پرسشنامه (روائی و پایائی) ارائه میگردد. ۳-۲ روش پژوهش روش متناسب با پژوهش حاضر روش توصیفی، پیمایشی است که در آن مححق بدون دستکاری متغییرها به توصیف منظم واقعیت می پردازد. ۳-۳ جامعه آماری جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه استادانی که در دانشگاه های چهارگانه آجا (دانشگاه امام علی، دانشگاه هوایی شهید ستاری، دانشگاه امام خمینی نوشهر و دانشگاه خاتم) و همچنین دانشکده افسری و ستاد (دافوس) و دانشگاه عالی دفاع ملی (داعا) در حال تدریس بودند میباشند. ۳-۴ نمونه و روش نمونه گیری جامعه نمونه استادان منتخب محقق به تعداد ۷۰ نفر که در دانشگاه های چهارگانه آجا (دانشگاه امام علی، دانشگاه هوایی شهید ستاری، دانشگاه امام خمینی نوشهر و دانشگاه خاتم) و همچنین دانشکده افسری و ستاد (دافوس) و دانشگاه عالی دفاع ملی (داعا) در حال تدریس بودند میباشند که با کمک و راهنمایی استاد راهنما انتخاب گردیدند. ۳-۵ ابزار جمعآوری اطلاعات ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ساخته شده توسط محقق با کمک و راهنماییهای استاد راهنما میباشد که برای هر فرضیه ده سوال متناسب با آن طراحی و اجرا گردید که در نهایت هر فرد از جامعه نمونه مجموعا به ۵۰ سوال پاسخ دادند. و ۲ سوال دموگرافیک طراحی شد و پاسخ گویی به سوالات فوق از طریق مقیاس ۵ درجهای لیکرت انجام شد. ۳-۶ روائی و پایایی مفهوم اعتبار با این امر سر کار دارد که ابزار اندازه گیری در شرایط یکسان تا چه اندازهای نتایج یکسان بدست میدهد. دامنه ضریب اعتبار از صفر (عدم ارتباط) تا۱+ (ارتباط کامل) است روشهای متعددی برای اندازه گیری اعتبار پرسشنامه وجود دارد که میتوان به اجرای دوباره، روش موازی و ضریب آلفای کرونباخ اشاره نمود که جهت سنجش اعتبار پرسشنامه این پژوهش از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است بدین منظور پس از تائید و موافقت متخصصان، پرسشنامه آماده شده بین ۱۰ نفر از پاسخ دهندگان که به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شده بودند توزیع شد و پس از جمع آوری با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS-16 ضریب الفای کرونباخ ۸۰۲/. برآورد گردید .
| Case Processing Summary |
| |
|
N |
% |
| Cases |
Valid |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یوسف و همکارانش در یک مدل اجرایی، روش دستیابی به چابکی سازمانی را بیان می کنند. بر طبق این مدل، هر سازمانی برای دستیابی به چابکی نیازمند شناسایی و پرورش شایستگی های محوری خود است. این شایستگی ها مشخص می کنند که سازمان از چه توانایی هایی در کالبد خود بهره می برد. سپس گلوگاه ها و موانع موجود بر سر راه پاسخگویی به تغییرات و به عبارتی آن عواملی که سازمان را از رسیدن به عملکرد دلخواه باز می دارد، شناسایی و بر مبنای ویژگی های چابکی، ساز و کارهایی برای مقابله با آنها طراحی می شود. این ساز و کارها باید در عین برطرف کردن موانع و گلوگاه های سازمان، عملکرد آن را بهبود بخشیده و جایگاه رقابتی سازمان را ارتقاء دهند. ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
چابکی مبانی رقابتی گلوگاه ها و موانع ویژگی های چابکی شایستگی ها شکل۲- ۵ : روش کلی نیل به چابکی سازمانی (یوسف و همکاران، ۱۹۹۹) ۲-۲-۲-۱۱- دیدگاه رامش و دیویدسون در مورد تولید چابک(۲۰۰۷) بر مبنای ملاک های بیست گانه چابکی، رامش و دیویدسون (۲۰۰۷) به این نتیجه رسیدند که تولید چابک تابعی از سیستم تولید انعطاف پذیر و سیستم تولید ناب است. آنها معتقدند تعاریف بی شمار تولید چابک در ادبیات نظری، حاکی از تفاوت میان آنها نیست، زیرا مبنای اصلی تمامی آنها این است که تولید چابک به معنای توانایی سازمان های تولیدی برای واکنش سریع نسبت به نیازمندی های بازار است. بنابراین تولید چابک از تغییرات بنیادین و ریشه ای در سیستم، فرهنگ و سبک های مدیریتی موجود در محیط های سنتی تولید استقبال می کند. آنها ملاک ها یا معیارهای بیست گانهی تولید چابک را این گونه معرفی می کنند: ساختار سازمانی، تفویض اختیار، شرایط فیزیکی تولید، وضعیت کیفیت، وضعیت کارکنان، وضعیت بهرهوری، چرخهی عمر محصول، عمر محصول- خدمت، مشارکت کارکنان، ماهیت مدیریت، استقبال از پاسخ های مشتری، بهبود طراحی، متدولوژی تولید، برنامه ریزی تولید، مدیریت هزینه یا بهای تمام شده، مدیریت زمان، نوع اتوماسیون، فناوری اطلاعات، یکپارچگی، تغییر در فرایندهای فنی و اداری، و برون سپاری(۵۷). ۲-۲-۳- هوش هیجانی پژوهشگران از طریق سنجش مفاهیمی مانند مهارتهای اجتماعی، توانمندیهای بین فردی، رشد روان شناختی و آگاهیهای هیجانی که همگی مفاهیم مرتبط با هوش هیجانی هستند به بررسی ابعاد این نوع هوش پرداختهاند. عدهای معتقدند هوش هیجانی را نخستین بار سالووی و مایر[۱۳] در سال ۱۹۹۰ بکار بردهاند ولی عدهای دیگر به این عقیدهاند که تاریخ به کارگیری این مفهوم بسی زودتر از این تاریخ و مشخصاً توسط داروین به کار برده شده، و این زمانی بود که داروین[۱۴] بیان داشت که ابراز عواطف در رفتار سازگارانه افراد نقش اساسی ایفا میکند (۳). پیشینه هوش هیجانی را میتوان در ایدههای ویه چسلر[۱۵] به هنگام تبیین جنبههای غیر شناختی هوش عمومی جستجو کرد. ویه چسلر در صفحه ۱۰۳ گزارش ۱۹۴۳ خود درباره هوش مینویسد: «کوشیدهام نشان دهم که علاوه بر عوامل هوش، عوامل غیر هوشی ویژهای نیز وجود دارد که میتواند رفتار هوشمندانه را مشخص کند. نمیتوانیم هوش عمومی را مورد سنجش قرار دهیم مگر این که آزمونها و معیارهایی نیز برای سنجش عوامل غیر هوشی در اختیار داشته باشیم». ویه چسلر در صدد آن بود که جنبههای غیر شناختی و شناختی هوش عمومی را با هم بسنجد (۷) لیپر[۱۶] (۱۹۴۸) نیز بر این باور بود که «تفکر هیجانی» بخشی از «تفکر منطقی» است و به این نوع تفکر یا به معنای کلیتر «هوش» کمک میکند. روان شناسان دیگری نظیر مییر[۱۷] ۱۹۹۳ نیز پژوهشهای خود را بر جنبههای هیجانی هوش متمرکز کردهاند. (۷). شایان ذکر است که ایده «هوش هیجانی» پس از ۵۰ سال بار دیگر توسط گاردنر[۱۸] (۱۹۸۳) استاد روان شناسی دانشگاه هاروارد دنبال شد. گاردنر هوش را مشتمل بر ابعاد گوناگون (زبانی، موسیقیایی، منطقی، ریاضی، جسمی، میان فردی و درون فردی) میداند. او وجوه شناختی مختلفی را با عناصری از هوش غیر شناختی یا به گفته خودش «شخصی» ترکیب کرده است. بعد غیر شناختی (شخصی) مورد نظر گاردنر مشتمل بر دو مؤلفه کلی است که وی آنها را با عناوین استعدادهای درون فردی و مهارتهای میان فردی معرفی میکند (۱۳). ابعاد هوش هیجانی در مدیریت و رهبری با بهره گرفتن از تعریف (گلمن[۱۹]، ۱۹۹۹) از هوش هیجانی به شرح زیر میباشد (۳۷) ۱ ـ خودآگاهی: خود آگاهی یا تشخیص احساس در همان زمان که در حال وقوع است، بخش مهم و کلیدی هوش هیجانی را تشکیل میدهد. توانایی کنترل و اداره لحظه به لحظه احساسها نشان از درک خویشتن و بصیرت روان شناسانه دارد. مدیران و رهبرانی که درجهی بالایی از خود آگاهی دارند، با خود و دیگران صادق هستند و میدانند که چگونه احساسهایشان بر آنها، سایر مردم و عملکرد شغلیشان تأثیر میگذارد آنها با یک احساس قوی از خود آگاهی با اعتماد به نفس، در استفاده از قابلیت کوشا هستند. ۲ ـ خود کنترلی (خود مدیریتی): کنترل و اداره احساسات مهارتی است که بر پایه خود آگاهی شکل میگیرد. مدیران و رهبران قادرند محیطی از اعتماد و انصاف خلق کنند، عامل خود نظم دهی به دلایل رقابتی بسیار مهم است، زیر در محیطی که سازمانها مستهلک میشوند و فناوری کار با سرعتی گیج کننده تغییر شکل مییابد. فقط افرادی که بر هیجانهایشان تسلط یافتهاند، قادر به انطباق با این تغییرات هستند. ۳ ـ خود انگیزی: هدایت احساسها در جهت هدف خاص برای تمرکز، توجه و ایجاد انگیزه در خود بسیار مهم است. کنترل احساسها زمینه ساز هر نوع مهارت و موفقیت است و کسانی که قادرند احساسهای خود را به موقع بر انگیزانند، در هر کاری که به آنها واگذار شود، سعی میکنند مولد و مؤثر باشند. ۴ ـ همدلی: توانایی دیگری که بر اساس خود آگاهی عاطفی شکل میگیرد، همدلی با دیگران است که نوعی مهارت فردی محسوب میشود، آنها با ملاحظه و فکر، احساسهای کارکنان را همراه با سایر عوامل در تصمیم گیریها در نظر میگیرند. امروزه همدلی به عنوان جزئی از رهبری بسیار مهم است، رهبران همدل بیشترین همدردی را با افراد اطرافشان نشان میدهند. ۵ ـ مهارتهای اجتماعی یا تنظیم روابط با دیگران: هنر ارتباط با مردم به مقدار زیاد، مهارت کنترل و اداره احساسهای دیگران است. این مهارت نوعی توانایی است که محبوبیت، قوه رهبری و نفوذ شخصی را تقویت میکند. مهارتهای اجتماعی میتواند به عنوان کلید قابلیتهای رهبری در اکثر سازمانها در نظر گرفته شود. زیرا وظیفه رهبر انجام کار از طریق دیگر افراد است. در این راستا رهبران به مدیریت مؤثر روابط نیاز دارند و مهارتهای اجتماعی آن را ممکن میسازد (۱۲) . ۲-۲-۳-۱- هوش عاطفی از دیدگاه مایر و سالووی جان مایر و پیتر سالووی نخستین بار در سال ۱۹۹۰ اصطلاح «هوش عاطفی» را مطرح کردند و از آن زمان به تحقیقات خود بر روی اهمیت این ساختار ادامه دادهاند. مدل هوش عاطفی مایر ـ سالووی نشان میدهد که هوش عاطفی شامل دو محدوده است: تجربی و توانایی در درک و مدیریت عواطف بدون الزاماً درک احساساتی که به درستی یا به طور کامل آنها را تجربه میکند. هر محدوده به ۲ شاخه تقسیم میشود که از مراحل روانشناسی پایهای تا مراحلی پیچیدهتر که عاطفه و معرفت را در بر دارد. متغییرات این شاخهها عبارتند از درک عاطفی و تحلیل عاطفی، مدیریت عاطفی و فهم عاطفی (۶۵) ۲-۲-۳-۲- هوش هیجانی از دیدگاه بار ـ آن مؤلفههای اصلی هوش هیجانی از دیدگاه بار آن: ۵ مولفه و عوامل تشکیل دهنده آنها ۱۵ عامل در زیر چیکده مفهوم هر یک از این ۵ مولفه و ۱۵ عامل تشکیل دهنده آنها ارائه میشود. توصیف گسترده این مولفهها را در دستور عمل اجرای پرسشنامه سنجش بهره هیجانی بار ـ آن (۱۹۹۰) میتوان یافت. ۲-۲-۳-۳- مدل هوش هیجانی در محیط کار جردن، شانازی، هارتل و هوپر[۲۰](۱۹۹۹) ابعاد هوش عاطفی در محیط کار را به صورت مدلی نشان دادهاند، در این مدل بر اساس ابعاد مایر، سالووی و کاروسو، شاخصهای فرعیتر تبین و ارتباط آنها با هوش عاطفی مرتبط با خود و دیگران را تشکیل دهنده هوش عاطفی محیط کار است که به صورت شکل زیر بیان شده است.(۴۵) آگاهی از احساسات و هیجانات توانایی در مورد احساسات توانایی بکارگیری احساسات و هیجانات خود و دیگران توانایی کشف نادرستی ابراز شد توانایی تشخیص احساسات و هیجانات برقراری ارتباط و همدلی توانایی مدیریت احساسات و هیجانات خود و دیگران مدیریت عاطفی در محیط کار درک عاطفی مدیریت عاطفی فهم عاطفی تحلیل عاطفی شاخصهای فردی شاخصهای مایر و سالووی شکل ۲-۶ : مؤلفههای هوش عاطفی در محیط کار ۲-۲-۳-۴- هوش هیجانی از دیدگاه دانیل گلمن گلمن[۲۱] در کتاب هوش هیجانی خود به نقل از سالووی توصیف مبنایی خود از هوش هیجانی را درباره استعدادهای فردی در پنج توانایی اصلی تشریح می کند:
-
- شناخت عواطف شخصی: (خودآگاهی)[۲۲]به معنای اگاهی از خویشتن، توان خود نگری و تشخیص دادن احساسهای خود به همان گونهای که وجود دارد و توانایی نظارت بر احساسات در هر لحظه برای به دست آوردن بینش و ادراک می باشد.
-
- به کارگیری درست هیجانها: (اداره هیجانها، خود مدیریتی)[۲۳]به معنای اداره یا کنترل هیجانها، کنترل احساسات به روش مطلوب و تشخیص منشاء این احساسات و یافتن راههای اداره و کنترل ترسها و هیجانها و عصبانیت و امثال آن است. قدرت تنظیم احساسات خود، نوعی توانایی است که بر حس خود آگاهی متکی میباشد. افرادی که به لحاظ این توانایی ضعیفاند دائماً با احساس ناامیدی و افسردگی دست به گریبانند در حالی که افرادی که در آن مهارت زیادی دارند به راحتی میتوانند ناملایمات را پشت سر بگذارند. این توانایی کمک شایانی است برای از بین بردن تهدیدهای محیطی و یا کم کردن ضعفهای درونی.
-
- برانگیختن خود: (خود انگیزی)[۲۴]به معنای جهت دادن و هدایت عواطف و هیجانها به سمت و سوی هدف، خویشتن داری هیجانی و به تأخیر انداختن خواستهها و بازداری تلاشهاست.
-
- شناخت عواطف دیگران: (همدلی)[۲۵](هم حسی) به معنای حساسیت نسبت به علایق و احساسات دیگران و تحمل دیدگاههای آنان و بها دادن به تفاوتهای موجود بین مردم در رابطه با احساسات خود نسبت به اشیاء و امور است. همدلی اساس مهارت مردم است. کسانی (مدیران و تجار) که از همدلی بالایی برخوردار باشند به علائم اجتماعی ظریفی که نشان دهنده نیازها یا خواستههای دیگران است توجه بیشتری نشان میدهند. این توان آنها در حرفههای مدیریت و فروش که مستلزم مراقبت و توجه به دیگرانند موفق میسازد.
- حفظ ارتباطها: (مهارتهای اجتماعی)[۲۶]تنظیم روابط به معنای اداره هیجانهای دیگران و برخورداری از کفایتهای اجتماعی و مهارتهای اجتماعی است در حقیقت بخش عمدهای از هنر برقراری ارتباط مهارت کنترل عواطف در دیگران است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این شخص احتمالاً منسوب به روستای تبرته از توابع منطقه فراهان است که در رکاب فردی به نام قتلق قیا از عاملان حکومت ایلخانی در دوره غازان خان بوده است. (خواندمیر، ۱۳۸۵: ۳/۱۵۳) کتاب طبقات اعلام شیعه از شخص دیگری با نسبت فراهانی نامبرده که او نیز در دوره ایلخانی به شغل استنساخ مشغول بوده و چند کتاب را نسخهبرداری کرده است. درباره او در این مجموعه چنین آمده است: «محمد بن محمد بن علی الفراهانی المحمدآبادی. انتسخ بخطّه من مجموعه فیها «الجواهر» لابن برّاج و «المراسیم» و شرحه و کانت علیها إجازه بخط القطب الراوندی (م ۵٧٣ ). فکتب صاحب الترجمه فی آخر المجموعه إنه انتسخ منها فی العشر الأخیر من شعبان ۶١٨ داعیا لصاحبه و مستغفرا لمصنّفه.) (آقابزرگ تهرانی،۱۹۷۲ م: ۴ /۱۷۲) در این مطلب نام این فرد به همراه نام تعدادی از کتب نسخ شده و سال آن آمده است. در قرن هشتم در سال ۷۳۵ ه.ق نیز فردی به نام یوسف فراهانی به رونویسی از کتابی به نام شرائع الاسلام پرداخته است. (حسینی اشکوری،۱۴۲۱ ق : ۲/ ۱۸) این کتاب به شرائعالاسلام فی مسائل الحلال و الحرام با نام کوتاه شرائعالاسلام یا شرائع اثر ابوالقاسم نجمالدین جعفر بن حسن معروف به محقق حلی (۶۷۶-۶۰۲ ه.ق) معروف است؛ و در مورد فقه امامیه، از زمان نگارش تاکنون (حدود ۷۵۰ سال) از مهمترین کتابهای آموزشی فقهی در حوزههای علمیه شیعه به شمار میرود و موجب شده تا نویسندهی آن به صاحب شرائع معروف شود. با توجه به مواردی که اشاره شد یکی از فعالیتهای فرهنگی که باعث رونق تشیع در منطقه گردیده شاید همین رواج رونوشت نویسی از کتب بزرگان تشیع باشد که زمینه آشنایی مردم با تشیع را فراهم کرده است. نتیجه بحث این است که فراهان از گذشته شاهد تحولات مختلف فرهنگی بوده و تشیع نیز بهعنوان جزئی جداییناپذیر از فرهنگ آن است که از هنگام ورود باعث تحولاتی شده و در طول تاریخ در منطقه استمرار یافته است. این فرهنگ بهعنوان شیوه زندگی مردم منطقه درآمده و گاهی از آن برای ابراز مخالفت با ظلمها و ستمها استفاده میشده است. همین وجود فرهنگ شیعی موجب پرورش عالمان زادی در فراهان شد که اگر چه نام نشان بسیاری از آنان از بین رفته اما شواهد و قراینی از فعالیتهای آنان را در منابع میتوان دید. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲/۴/۵- عوامل اقتصادی در جوامع امروزى، اقتصادمحور بسیارى از رویدادها و تحوّلات به شمار مىآید. پرسش این است که آیا ممکن است تشیّع فراهان هم به این عامل ارتباطى داشته باشد؟ لازمۀ پاسخ به این سؤال، آشنایى با وضعیت اقتصادى و معیشتى مردم فراهان در قرون اولیۀ اسلامى از رهگذر صنایع و مشاغل رایج در آن دوره است. حمدالله مستوفی در بیانی دقیق فراهان را چنین معرفی میکند: «ولایتیست و درو دیهها معتبر بود و دیه ساروق دار الملک آنجاست و طهمورث ساخت. اکنون زلفاباد و ماسیر معظم قراى آنجاست. طولش از جزایر خالدات «فدک» و عرض از خط استوا «لدن» هوایش معتدلست و آبش از کاریزها. ارتفاعاتش غلّه و پنبه و انگور و میوه نیکو و بسیار مىباشد و پیوسته در آن ولایت ارزانى بود؛ و مردم آنجا شیعۀ اثنىعشرىاند و بغایت متعصّب؛ و در آن ولایت بحیرهاى است که آن را مغول چغان ناوور خوانند و در آن حوالى شکارگاه خوبست. حقوق دیوانى آن ولایت سه تومان و هفت هزار دینارست.» (مستوفی، ۱۳۸۱ : ۱۱۲) همچنین درباره دریاچه میقان فراهان آمده است: «به روزهاى پاییز که روستاییان بذر افشانى را نیازیشان به آب نیست، همه آبها به این دریاچه بندند … چون بهار آید و نیازمند آب شوند، آبها را از آن ببرند» (ابن فقیه،۱۳۴۹: ۷۵) همچنین در جایی دیگر میگوید: «در فراهان شوره زمینى بود … کُردان و سایر مردم آن نمک را برند و بهمه بلاد جبل و غیر آن برند» (قمی،۱۳۸۵ : ۸۸) همچنین آمده است که شاه اسماعیل صفوی «عازم شکار صحراى فراهان گشت»(خواند میر،۱۳۸۰: ۴ /۵۲۲) از جملاتی که در بالا ذکر شد و در منابع اشارهشده است تا حدودی میتوان به وضعیت معیشتی مردم فراهان پی برد و از مشاغل مردم آن زمان تصویری به دست آورد. از این عامل نیز میتوان چنین نتیجه گرفت که منطقه دارای اهمیت کشاورزی بوده و شاید باعث جذب افرادی از اعراب به این منطقه شده باشد که از آن جمله اشعریان قم بودهاند که در فراهان املاک و مزارعی داشتهاند. (قمی، ۱۳۸۵ : ۷۸۲ و ۷۳۷) همین امر هم با فرض تشیع اشعریان، در گسترش تشیع در منطقه در قرن اول دوم هجری میتوانسته دخیل باشد و باعث رواج آن شده است. همچنین با توجه به اینکه تشیع در اواخر سلجوقیان عمدتاً در میان طبقه متوسط جامعه رواج داشته است، (ترکمنی آذر، ۱۳۸۳: ۲۱۳) مردم منطقه نیز بر اساس این توضیحات تقریباً در طبقه متوسط رو به پایین قرار داشتهاند که استعداد رواج تشیع در آنان را افزایش میدهد. نتیجهگیری کلی از بحث اینکه فراهان کمی پس از حضور اشعریان در قم با اندیشههای شیعی آشنا شده است ولی مردم هنوز عمدتاً پیرو مذاهب قبل از اسلام بودهاند. از این به بعد با حمله حاکم قم به منطقه، فراهان از همدان به قم منتقل میشود و با ویرانی آتشکدههای زرتشتی منطقه، مردم بیشتر با اسلام آشنا میشوند و ازآنجاییکه اشعریان به تشیع مشهور بودند، مذهب قالب منطقه تشیع میشود. پس از این آشنایی اولیه، اشعریان در مناطق فراهان و تفرش نفوذ میکنند و املاک و مزارعی را برای خود تصاحب میکنند و همین امر هم باعث گسترش تدریجی تشیع در منطقه میشود. فراهان از دیرباز در بین راههای ارتباطی قم و اصفهان و همدان بوده که این به آشنایی فراهانیان با مذاهب مختلف کمک میکرده است. در دوره عباسیان با مهاجرتهای گسترده علویان که به دنبال ورود امام رضا (ع) به ایران از یک سو و اوضاع مطلوب ایران نسبت به عراق از سوی دیگر، انجام شد؛ بسیاری از علویان در ناحیه فراهان ساکن شدند که بیشتر آنان به درخواست مردم بومی برای آشنا کردنشان با تشیع در این مناطق ساکن شدند. همچنین احتمال تشیع سیاسی منطقه نیز میتواند تأیید شود چراکه درگذشته بارها از وقوع شورشها و قیامهای در مرکز ایران صحبت شد که مردم منطقه نیز در برخی از آنها مثلاً با خرمدینان یا اسماعیلیان همکاری میکردهاند؛ که شاید علت آن تعالیم برابری و عدالت تشیع از سویی و ظلم و ستم حاکمان و عاملانشان در منطقه از سوی دیگر باشد. ۲/۴/۶- موانع تشیع در فراهان گسترش تشیع در فراهان همواره با فراز و نشیب هایی همراه بوده است. در مقاطعی از تاریخ این منطقه تشیع دچار مشکلاتی نیز می باشد، یکی از این مقاطع دشوار برای تشیع در فراهان شورش خرم دینان است. این شورش اگر چه در شمال ایران آغاز شد ولی در نواحی مرکزی ایران نیز انتشار یافت. این جنبش در فراهان نیز طرفدارانی پیدامی کند که این نفوذ برای تشیع مشکلاتی ایجاد می کرد. بحث دیگر در خصوص شرایط اقلیمی منطقه، وجود کوهستانهایی در اطراف آن است که از گذشته پناهگاه اقوام مختلف بوده است. در دوره آغاز آلبویه به وجود خرمدینان[۴] در این منطقه اشارهشده است. (ابن مسکویه،۱۳۷۶:۵ /۳۷۵) جنبش خرمدینان درواقع یک شورش ضد عربی بوده و در آن علایق فرهنگ ایرانیت بیشتر است. بهطورى که از مندرجات سیاستنامه نظام الملک برمىآید، قبل از ظهور بابک، از حدود سال ۱۴۰ هجری، خرمدینان در نواحى مرکزى و شمالى ایران فعالیتهایی داشتند و به مبارزاتى علیه دین و دولت اسلامى دست مىزدند «… در آن وقت که هارون الرشید در خراسان بود بار دیگر خرم- دینان خروج کردند از ناحیت اصفهان … و مردم بسیارى از رى و همدان بیرون آمدند و با این قوم پیوستند و عدد ایشان بیش از صد هزار نفر بود. هارون سوار به حرب ایشان فرستاد، ایشان بترسیدند و هرگروه به جاى خویش باز شدند.» (طوسی،۱۳۷۸: ۳۱۲) از این سخنان میتوان نتیجه گرفت که شاید مذهب خرمدینی قبل از بابک نیز در منطقه فراهان وجود داشته است که در اصل نوعی واکنش اعتراضی به دستگاه حاکم حکومت عباسیان بوده است. (مادلونگ، ۱۳۷۷: ۱۹) این حرکت در زمان هارونالرشید توسط ابودلف قاسم بن عیسی عجلی والی شهر کرج و عبدالله بن مبارک به سال ۱۹۳ هجری سرکوب شد. نه سال بعد حرکت خرمدینان توسط بابک رهبری شد و مشکلات فراوانی را برای حکومت عباسی ایجاد کرد. این بار نیز با حرکت سپاهی از سوی خلافت عباسی خرمیان مخفیشده و شورش از بین رفت. خرمیان دیگر بار در سال ۲۱۲ هجری قیام کردند و «از ناحیت سپاهان و بریده و کاپله و کره (کرج) و باطنیان با ایشان پیوستند» مأمون، محمد بن- حمید طائى را به جنگ بابک فرستاد ولى پس از شش جنگ، که بین آنان روى داد، محمد بن حمید کشته شد. (طوسی، ۱۳۷۸: ۳۱۳) پسازآن مأمون عبدالله بن طاهر را مأمور سرکوبی آنان کرد و او توانست تمام جبال و آذربایجان را فتح کند و خرمیان را متفرق کند. بار دیگر از شورش خرمیان در اصفهان و کرج تا آذربایجان در سال ۲۱۸ گزارشی آمده است که در آن شهرهایی مثل کرج ابودلف در نزدیکی فراهان نیز غارت شدند و مسلمانان بسیاری از آنان را نیز کشتهاند. (طوسی، ۱۳۷۸: ۳۱۴) خلیفه مستعصم (۸۳۳ ق- ۸۴۲ ق) عباسى تمامى همت خود را بر دفع بابک مقصور گردانید تا آنکه یکى از سرداران ایرانى را به نام افشین براى قلعوقمع وى برگزید. (طوسی،۱۳۷۸ : ۳۱۵) البته در بیان این حوادث به روایت خواجه نظام الملک، باید توجه داشت که او سنی مذهب متعصب بوده و از دیدگاه خود به حوادث نگاه میکرده است. پس از سرکوبی شدید خرمدینان به تدریج طرفداران این جنبش به مناطق خود برگشتند و به زندگی عادی خود ادامه دادند، ولی این جنبش نشانهای از مخالفت شدید مردم طبقات پایین جامعه و عمدتاً کشاورز با ظلم و ستم اعراب بود. از مناطق کوهستانی که میتوانسته موردتوجه خرمدینان باشد کوهستانهای مرزی بین فراهان و تفرش است که از قدیم قلاع متعددی در آنها وجود داشته است بهعنوان مثال در تاریخ قم به قلعه ریذان بشن اشارهشده که مشرف به فراهان بوده است (قمی،۱۳۸۵: ۲۰۹) البته بسیاری از این قلاع در دورههای بعدی مورداستفاده اسماعیلیان نیز بودهاند. فصل سوم– نمادهای شیعی فراهان یکی از عواملی که میتواند در بررسی تاریخ محلی فراهان و بهطور خاص تاریخ تشیع این منطقه حائز اهمیت باشد، مکانهای مذهبی و عمدتاً بقاع متبرکه آن است. با توجه به این مکانها میتوان به جنبههای مختلف مذهبی و اعتقادات محلی مردم پی برد و از آن برای تحلیل حوادث نانوشته ورود تشیع به منطقه بهره جست. همچنین از عوامل موثر رونق مذهب در هر دیاری وجود افراد مشهور بدان مذهب است. در فراهان نیز قطعاً چنین افرادی حضورداشتهاند و فعالیت آنان به تشیع منطقه کمک کرده است، اما در بسیاری از موارد منابع اطلاعات روشنی از آنان نمیدهند و نام بیشتر این افراد در منابع یافت نمیشود. با در نظر داشتن این نکته تا حد ممکن در یافتن نام و نشان تعدادی از آنان تلاش کردهایم. در این بخش به معرفی مهمترین آرامگاههای مذهبی منطقه و مشاهیر شیعی فراهان میپردازیم. ۳/۱- اماکن و بقاع متبرکه درباره زمان دقیق کاربرد واژه امامزاده در فرهنگ تشیع خبر قطعی در درست نیست، اما از آنجا که قزوینی در النقض این واژه را به کار برده(عبدالجلیل،۱۳۸۵: ۱۹۸) میتوان گفت کاربرد واژه امامزاده در قرن ششم معمول بوده است و شاید به دوران قبل از ان هم بازگردد، در میان محققان و علمای انساب متداول بوده است که فرد را به جد اعلای او نسبت دهند اما چون برای مردم این مسایل قابلهضم نبوده است تصور میکردهاند که فرد فرزند بلافصل امام است. دهخدا در معنای واژه امامزاده شخصی که بلافاصله یا به فاصله کم از نسل امام باشد را نیز امامزاده دانسته است. از عبارت وی چنین مشخص میشود که مقبره محل دفن امامزاده نیز در فرهنگ عامیانه امامزاده خوانده میشود.(دهخد ا،۱۳۷۷: ۳/۳۳۰۸) مزار امامزادگان در سراسر این مرزوبوم، کانونهای معنوی اسلام در ایران به شمار میرود. امامزادگان همان سادات شیعه علویای هستند که در پی اقتدار خلافت اموی و تا پایان خلافت عباسی در نبرد با ستم خلافت و سلطنت برای تحقق عدالت و دفاع از حق مردم به شهادت میرسیدهاند. علویان در جستجوی پناهگاه، مناسب ترین منطقه را ایران و بیشتر مناطق هموار جنوب و رشته کوه البرز مثل قزوین، ری، قم، ساوه و آوه تشخیص دادند(ترکمنی آذر، ۱۳۸۰: ۱۲۶). این کانونها از دو جهت موردتوجه و اعتقاد و احترام عمیق مردم ایران بوده است؛ از یک سو: اعتقاد و ایمان مردم ما به خاندان نبوت و امامت و عدالت و حریّت و شجرهی طیبه انسانی و از دیگر سو حقیقت وجودی خود این شهیدان که در ستیز با بیعدالتی و ستم روزگار خویش به شهادت رسیده و در جبههی گستردهی این رزم بیامان بر فراز کوهها و اعماق درّهها و پهنهی دشتهای قلمرو خلافت و سلطنت بر زمین افتادهاند و علیرغم اصرار تاریخ و هول و هراس زمان در پرهیز مردم از شهیدان و دوری از یاد و فراموشی نام و نشانشان، جاودانه شدهاند. (افتخارزاده، ۱۳۷۳ : ۷۶) ۳/۱/۱- امامزاده حسن افطس - اسفین بقعه این امامزاده در ۱۲ کیلومترى شمال غرب فرمهین و در کنار روستاى اسفین از توابع شهرستان فراهان واقعشده و به «شاهزاده حسن افطس» شهرت دارد. بنا، شامل ایوان ورودى، کفش کن، حرم و نمازخانه و گنبد است که در محوّطه وسیعى واقع شده است. اصل اتاق مرقد، یک فضاى هشتضلعی است که بر فراز آن، گنبد شلجمى بزرگى قرار دارد که قطر آن حدود ده و ارتفاع آن بیش از ده متر است. در داخل بقعه، ضریحى چوبى بر روى سکویى چهارگوش قرار دارد. (بحر العلوم،۱۳۹۳ :۱) بقعه، داراى سه فضاى به هم مرتبط است که ابتدا باید از فضاى ورودى که شامل ایوان و شبستان مستطیل شکل با سقف مسطح است، عبور نمود و به در ورودى بناى قدیمى بقعه رسید، بناى قدیمى، از سطح شبستان ورودى پایینتر و حدود پنج پلّه راه مىپیماید. مجاور شبستان ورودى، یک فضاى مستطیل شکل دیگرى قرار دارد که بهعنوان نمازخانه از آن استفاده مىشود. شالوده بناى قدیمى، از سنگ و ملاط گل و خشت و آجر ساختهشده و معمارى آن مربوط به دوره ایلخانى و صفویه است. (بحر العلوم،۱۳۹۳ :۱) گنبد بنا، آجرى دو پوش و سطح آن، مقدارى نامنظم و ناهموار است و در ساقه آن با ردیفهایى از کاشى، تزیین شده است. مرقد امامزاده، حدود نیم متر از کف بقعه ارتفاع دارد و سنگنوشتهای بر آن نصبشده که متن آن جدید است: «مضجع مرقد مقدّس مطهّر اشجع السادات حضرت حسن الافطس ابن شاهزاده على الاصغر بن الامام زین العابدین که در عصر امام جعفر صادق در راه دفاع از احکام اسلام و سنّت جدّش خاتم الانبیاء محمّد مصطفى به دست دژخیمان منصور دوانقى به شهادت رسید و در زمان دولت صفوى، توسط عالم العلماء و الدّین مرحوم حاج محمّد تقى حاج الحرمین از علماء بلاد نجف، به ظهور رسیده است. در تاریخ ۱۴۶ هـ. ق به شهادت رسید». ضریح فلزى نامرغوبى از قبر محافظت مىکند. گویند حاج محمّد تقى حاج الحرمین و برادرش قنبر على، بناى کنونى را ساختهاند و علّت آن را خواب حاج محمّد تقى مىدانند که در شهر نجف به وقوع پیوست و او پس از مراجعه به اسفین و به دست آوردن چندین نشانه، بناى کنونى را ساخت. (بحر العلوم،۱۳۹۳ :۱) در زیارتنامه منصوب در دیوار بقعه که در بخشى از آن چنین آمده «السلام علیک ایها السیّد الحجازى الجاودانى المدفون بالفراهان، السلام علیک ایها السید الشاهزاده حسن الافطس بن شاهزاده على اصغر بن امام زینالعابدین…». امامزاده را حسن الافطس فرزند على الاصغر بن امام سجاد مىدانند، این در حالى است که طبق منابع متقن، هیچگونه ذکرى از حضور یا وفات و دفن حسن افطس در این منطقه، به میان نیامده و او پس از شکست قیام محمّد نفس الزکیّه که در اختفاء بود، با وساطت امام جعفر صادق از مخفیگاه خود بیرون آمد (قمی،۱۳۸۵ : ۶۲۷) و مدّتها پس از حضرت امام صادق (ع) زندگانى کرد و در مدینه وفات یافت. پس از رد این ادّعا، برخى از محققین بر آن شدند که خفته در این مزار را سیّد حسن بن حسین بن حسن الافطس بن على الاصغر بن امام زینالعابدین معرفی کنند؛ اما این ادّعا نیز منشأ صحیحى ندارد؛ زیرا سیّد حسن بن حسین ملقّب به افطس نبوده، اگر چه او نواده حسن افطس به شمار مىرود. (کیاء گیلانی، ۱۴۰۹ ق: ۱۶۰) به نظر مىرسد شخص مدفون در ابن بقعه، سیّد کمال الدّین الحسن الرضا الآوى الحسینى الافطسى ساکن فراهان باشد که از سادات بسیار جلیلالقدر حسینى و قاضى آوه و ساوه بوده است. در اجازهنامه خواجه نصیرالدین طوسى به او که فرازهایى از آن را ابن فُوطَى در مجمع الآداب نقل نموده، چنین از او تعریف شده است: «قرأ على الأمیر السیّد الامام الکبیر العالم الفاضل الاشرف الاطهر المرتضى المجتبى کمال المله و الدّین رضى الاسلام و المسلمین سیّد القضاه و… الاشراف قدوه العلماء و الأکابر… کریم الاطراف والأنساب الرضا ابن». ابن فوطى خود درباره او مىگوید: «القاضى العلّامه السیّدالکامل العامل الفقیه المحقق النبیه المدقق اکمل الساده الاشراف و اکمل بنى هاشم و عبدمناف… و له الفوائد الجلیله و الاخلاق الحمیده الجمیله و الصفات المحمّدیه». (ابن فوطی، ۱۳۷۴ : ۴ / ۱۵۶) و ابن طقطقى نیز در اصیلى او را اینگونه ستوده است: «قاضى آوه کمال الدّین الرضا حسن… رأیته بفراهان من أعمال قم و کاشان، شیخ جمیل حسن الاخلاق متقدم له وجاهه». (ابن طقطقی، ۱۳۷۶ : ۳۱۴) مطابق آن چه ابن فوطى مىافزاید، وى به مراغه، نزد خواجه نصیر الدّین طوسى رفته و تصانیف امام فخر رازى را از او فراگرفت و مرویات خواجه از پدرش وجیه الدّین محمّد بن حسن و دایى پدرش نصیرالدین عبدالله بن حمزه و دایى خویش نورالدین على بن محمّد شیعى و جز آنها را از وى سماع و صحیفه اهلبیت (صحیفه الرضا) را بر او خواند. از دیگر مشایخ او، پدرش سیّد فخر الدّین محمّد است و نیز مىگوید: او را در مراغه به سال ۶۶۵ هـ. ق دیدم و در محرم سال ۷۰۷ هـ. ق در سلطانیه با او ملاقات کردم و اجازهاى از جمیع مرویات و مسموعات خود براى من نگاشت و هم اکنون، قاضى و حاکم فراهان و توابع آن است و مولدش… و در سال ۷۲۰ هـ. ق به مدینه السلام جهت زیارت امیرالمؤمنین و اجداد طاهرینش آمده و جماعتى از سادات، نسخه اجازه خواجه طوسى را کتابت نمودند. جاى نقطهها درمجموع الاداب خالى است و از ظاهر سخن آتى شهید مبنى بر روایت نمودن او از جدش رضى الدّین زاهد متوفّاى ۶۵۴ هـ. ق به ضمیمه آن که در سال ۷۲۰ هـ. ق حیات داشته مىتوان ولادتش را مدّتى پیش از تاریخ وفات جدّش دانست که بنابراین در سنین نو جوانى موفق به اجازه گردیده است. چنان چه وفاتش چندان دور از سال ورودش به بغداد به نظر نمىآید؛ و نسبت به محل دفن وى سندی در دست نیست اما در روستاى اسفین از فراهان علیا مزارى با نام حسن افطس مشهور است که به گمان قوى و به قرینه حضور و سکوتش در فراهان مىبایست به او مربوط باشد و انتساب بقعه به حسن افطس بن على الاصغر که امروز شهرت گرفته بدون پشتوانه تاریخى است. (بحر العلوم،۱۳۹۳ :۱) نسب شریف این بزرگوار، بدین شرح است: ابو محمّد کمال الدّین الحسن الرضا بن فخرالدین محمّد بن رضی الدّین محمّد بن فخرالدین محمّد بن رضی الدّین محمّد بن زید بن داعی بن ابیالحسن علی الحوری بن حسین بن الحسن ابتج بن علی زین الدّین بن حسن ابیمحمّد الرئیس بن علی بن محمّد الخزری بن علی بن علی الحریری بن حسن الافطس بن علی الاصغر بن امام علی بن الحسین السجّاد. کمال الدّین حسن آوى، بهطور خاص صحیفه سجّادیّه و تهذیب الاحکام را از خواجه نصیر طوسى روایت نموده که در دو نوشته شهید ثانى بر صحیفه و تهذیب به خط او مذکور بوده و در بحارالانوار نقل شده است و نیز در اجازهاى که به والد شیخ بهایى داده است، روایت صحیفه را متذکر شده و در بحار با یک واسطه از خطش نقل گردیده است. معروفترین شخصى که از سیّد کمال الدّین حسن افطس روایت دارد، تاج الدّین محمّدبن قاسم حسنى مشهور به «ابن معیّه»، است. وى در اجازه خود به شهید اوّل که اشاره گردید، بدین امر تصریح نموده است. (بحر العلوم،۱۳۹۳ :۱) شیخ حر عاملى از او با عنوان: «السیّد کمال الدّین الحسن بن محمّدالاوى الحسینى، فاضل جلیل القدر، یروى عنه ابن معیه»، ابن عنبه با تعبیر: «السیّد الرضى کمال الدّین الحسن بن فخر الدّین محمّدبن رضى الدّین الزاهد»، مجلسى در بحار با عنوان «السیّد السعید کمال الدّین الرضى الحسن بن محمّدبن محمّد الاوى الحسینى» و نورى همان تعبیر مجلسى را یاد نموده است. در اصیلى، دو فرزند دیگر جز على براى کمال الدّین حسن ذکرشده که یکى شرف الدّین مرتضى و دیگرى رضى الدّین محمّد است؛ و ابن عنبه گوید: «اعقب عشره ذکور منهم: مجدالدّین حسین بن کمال الدّین و ابنه تاج الدّین الحسن اقضى القضا بالبلاد الفراتیه مات سنه ۷۴۷ هـ. ق». (بحر العلوم،۱۳۹۳ :۱) ۳/۱/۲- امامزاده احمد زلف آباد - فرمهین بقعه این امامزاده در ۴ کیلومترى غرب جاده شهر فرمهین، ۴۵ کیلومترى شهر تفرش و در مجاورت غربی شهر باستانی زلف آباد واقعشده و به «شاهزاده احمد» معروف است. بناى اولیه، مربوط به دوره ایلخانى مىباشد که در دوره صفویه مرمّت شده و از معمارى عصر خود بهره برده است. بقعه، از دو فضاى متّصل به هم تشکیلشده و ارتفاع آن از کف تا بالاى گنبد، پانزده متر مىباشد. درِ ورودى بقعه، از جانب جنوب غربی باز میشود که خود شامل شبستان کوچکى است که به حرم امامزاده راه مىیابد. حرم از خارج بهصورت برجى مدوّر و از داخل بهصورت مربّع مىباشد که با ایجاد چند طاقنما به هشتضلعی تبدیلشده و سپس گنبد بنا بر آن استوار گردیده است. بر روى حرم، گنبد دو پوشی قرار دارد که اصل آن با آجر و ساروج ساختهشده و از خارج، بهصورت هشتضلعی است. پیش از این، گنبد با آجرهاى بسیار ظریف شش ضلعى و چهارضلعی به رنگ فیروزهاى و سبز، استادانه پوشش یافته بود که متأسفانه، بر اثر فرسایش از بین رفته و در سالهاى اخیر، با ورق استیل پولکی شکل، روکش گریده است. مرقد امامزاده در وسط حرم قرار دارد. درگذشته، بر روى قبر، کاشىهاى آبى رنگ و فیروزهاى قرار داشت و ضریحى چوبى از آن محافظت مىکرد که در سال ۱۳۴۷ هـ. ش، با یک ضریح آهنى تعویض شده و سپس همین ضریح آهنى را به بقعه امامزاده حسن افطس در روستاى اسفین منتقل کردهاند. (بحر العلوم،۱۳۹۳ :۱) ضریح کنونى که از جنس آب طلا و نقره است، در سال ۱۳۷۲ هـ. ش، در بقعه نصب گردید و کتیبهاى در مدح امامزاده در پایین تاج، به خط نستعلیق، شامل اشعار و اسامى معصومین نقش بسته است. در سال ۱۳۵۶ هـ. ش، به همت یکى از خیّرین روستاى مجدآباد کهنه، بناى قدیمى مسجد همجوار، تخریب گردید و با مصالح جدید ساخته شد و اطراف درِ ورودى حرم، مجموعه کاشىکارىهاى زیبایى با کتیبه آیات قرآنى به خطّ ثلث سفید بر زمینه لاجوردى نصب شد و در ضلع جنوبى حرم نیز مسجد بزرگى اضافه گردید و ساختمان بقعه نیز مرمّت گردید. در صحن بزرگ امامزاده، نهر آب قناتى بهصورت جارى از شمال صحن واردشده و به سمت جنوب خارج و به باغات و کشتزارهاى اطراف بقعه مىرسد به اعتقاد اهالى، امامزاده احمد از فرزندان امام موسى کاظم مىباشد. طبق اشعارى که بر روى ضریح نوشتهشده، نام پدر امامزاده احمد، على و نام جدّ او احمد است؛ بنابراین، او را احمد بن على بن احمد و از نوادگان امام هفتم مىدانند. ظاهراً نسب شریف امامزاده احمد، با پنج واسطه به امام هفتم منتهى مىشود که از قرار ذیل است: سیّد احمد بن ابىعلى محمّد بن احمد بن ابىالحسن على الدینورى بن موسى ابىسبحه الثانى بن ابراهیم المرتضى بن امام موسى الکاظم. وى سیّدى جلیلالقدر، عظیمالشأن و بسیار بزرگوار بود. علماى انساب نوشتهاند، ابوالحسن على به جهت سکونت در دینور به ابوالحسن على الدینورى مشهور شد. (ابن طقطقی، ۱۳۷۶ : ۳۱۵) نسل زیادى از او در دینور و جبل باقى مانده است. على، داراى چهار فرزند معقّب به اسامى ابومحمّد حسن، ابوالفضل حسین [مادر این دو تن، از سادات افطسى بود]، احمد و موسى بود که همگى از سادات جلیلالقدر موسوى در قرن سوّم و چهارم هجرى به شمار مىآمدند. برخى از مورّخان علّت مهاجرت جدّ امامزاده احمد، یعنى ابوالحسن على دینورى را به جهت فشار و ظلم متوکل، خلیفه ملعون عباسی، ذکر نمودهاند. از این رو، سیّد على دینورى به منطقه دینور مهاجرت نمود و در آن جا به تبلیغ تشیّع مىپرداخت. سیّد احمد، [جدّ امامزاده احمد] نیز در دینور سکونت داشت و در آن جا صاحب دو فرزند شد که اسامى آنان، یکى على و دیگرى محمّد بود. سیّد محمّد، فرزندى به نام سیّد احمد داشت که سیّدى زاهد و وارسته بود. مشهور است که وى، به منطقه عراق عجم مهاجرت نمود و در تفرش که جمع کثیرى از نوادگان سیّد اسحاق بن ابراهیمالعسکرى [عموزادگان وى] سکونت داشتند، مستقر شد. وفات وى را در حدود سال ۴۱۵ هـ. ق نوشتهاند. (عبیدلی،۱۳۷۱ : ۲۶۲) و (بحر العلوم،۱۳۹۳ :۱)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عدهای نظریه موازنه قوا را شناخته شده ترین و موثرترین نظریه موجود برای توضیح ماهیت روابط بینالملل از قرن ۱۶ به بعد دانسته اند.[۳۹] فقدان موازنه سخت دربرابرآمریکا پس ازجنگ سرد، عدم شکل گیری اتحادیه های نظامی درمیان قدرتهای بزرگ،رویکرد رئالیستی به نظریه موازنه قوای ساختاری را با بحران روبرو ساخت .اما نئورئالیستهایی مانند والتز همچنان اعتقاد دارند که همچنان باید منتظر رفتارهای توازن بخش در مقابل آمریکا باشیم هر چند چنین امری ممکن است با تاخیر صورت گیرد.[۴۰] او اعتقاد دارد که نظام تک قطبی پایدار نخواهد ماند زیرا هم وظایف متعدد هژمون و هم این مسئله که قدرت مستقل از اراده و نیت برای سایرین خطرساز است،نظام تک قطبی را سرانجام به قهقرا خواهند برد و دیگران و نگران از تمرکز قدرت در برابر این هژمون به موازنه گرایش پیدا خواهند کرد.اما او در این مرحله به یک نکته مهم اشاره می کند وآن اینکه تصمیمات هژمون بر کیفیت تحولات آتی در باب تنش زا یا صلح آمیز بودن شکل گیری موازنه بسیار تاثیر گذار خواهند بود.[۴۱] این اشاره والتز برای کار ما بسیار حیاتی است زیرا تصمیمات هژمون بر نوع ساختارهای موضوعی حاکم در سیاست بین الملل هم بسیار تاثیر گذارند و سلسله مراتب سیاستهای عالی یا دانی را تعیین می کنند.در این راستا هژمون می تواند با اهمیت قائل شدن برای مسائل اقتصادی در مقابل مسائل سیاسی و نظامی حتی بر کیفیت ساختار و نوع قطبیت آن تاثیر بگذارد.در تقابل با والتز افرادی مانند ویلیام ولفورث،استفن بروکس،کراتامر،دیپ و مستاندو غالبا به یک جهان تک قطبی با ثبات با تفاوتهای مختصری بعد از جنگ سرد اعتقاد دارند.سه نفر اول به علاوه مستاندو به یک نظام تک قطبی جامع بعد از جنگ سرد اعتقاد دارند که در هر نقطه از جهان این قطب مسلط به موازنه گرایی گرایش دارد.اما مک لنان به نوعی توازن بخشی محدود صرفا در شرق آسیا گرایش دارد و دیپ با اعتقاد به نظریه مک لنان صرفا زمانی توازن بخشی را لازم می داند که تمامیت ارضی آمریکا دچار خطر شود. در کنار این افراد کسانی چون میرشایمر هم حضور دارند که به ترکیبی از دو نظریه فوق گرایش دارد.از نظر کسانی مانند والتز انباشت و تمرکز قدرت و میل به هژمونی که به صورت ذاتی جزء رفتار کشورها محسوب می شود در نهایت مجر به موازنه می شود زیرا دولتها به عنوان بازیگران اصلی و عقلانی که تحت فشارهای سیستمیک هستند با هر نوع تمرکز و انباشت قدرت که امنیت آنها را به مخاطره بیندازد به سوی موازنه سازی خواهند رفت و این موازنه گرایی به دو شکل داخلی و خارجی خواهد بود.در بعد داخلی آنها در تقابل با افزایش قدرت سایرین قدرت و توانمندیهای داخلی خود را افزایش خواهند داد و در بعد خارجی آنها به شرکت در اتحادیه های نظامی متعادل کننده تحریک خواهند شد.از نظر ولتز از آنجا که دولتها هیچ وقت از این مسئله اطمینان حاصل نخواهند کرد که دولتها قویتر از قدرتشان بر علیه آنها استفاده نخواهند کرد پس آنان همیشه درگیر نوعی موازنه گرایی خواهند بود.نظریه والتز در نهایت بیشتر پیامدها را مدنظر قرار می دهد زیرا موازنه گرایی مدنظر او در نهایت به دو امر ختم خواهد شد اول حفظ و بقای نظام بین الملل و دوم تعیین نمودار و نحوه توزیع قدرت و قطبیت نظام در سیستم بین الملل. (لیتل،۱۳۸۹،۲۲) (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
اما به موازات او و تا حدی متفاوت از او میرشایمر با قبول بنیان های نظری والتز او را تا حدی به چالش می کشد.از یک سو میرشایمر نه به پیامدها بلکه به رفتارها و استراتزی های موازنه توجه دارد و در این قالب او موازنه خود به خودی مدنظر والتز را تا حدی زیر سئوال می برد.همچنین او بر خلاف والتز و مورگنتاو که بیشتر به رفتار تدافعی و همکاری جویانه کشورها برای ایجاد موازنه و حفظ سیستم نظر دارند او یک دیدگاه رادیکال و تهاجمی را مدنظر دارد. در این راستا میرشایمر اعتقاد دارد که همه کشورها و به ویژه قدرتهای عمده نه به فکر حفظ موازنه بلکه درصدد بر هم زدن آن هستند.لیتل تفاوت این دو گرایش را با یک مثال نشان می دهد.در این مثال از دیدگاه والتز دولتها همچون موشهایی هستند که برای حفظ بقای خود ناگزیرند بر روی یک تردمیل حرکت کنند و هر اندازه که سرعت تردمیل بالا رود آنها هم با همان سرعت حرکت کنند تا بقا یابند.از نظر والتز اگر چندین قطب مسلط حضور داشته باشند سرعت تردمیل غیر قابل کنترل خواهد بود و جهان بی ثبات تر است اما اگر دو قطب حضور داشته باشند می توانند با تبانی با یکدیگر سرعت را کنترل کرده و حتی معکوس نمایند و در این حالت جهان با ثبات تر است و موازنه سبب ثبات جهان بوده است.اما در این مثال از نظر میرشایمر قدرتهای بزرگ تا جایی که برایشان مقدور است سرعت تردمیل را بالا خواهند برد تا این سرعت خارج از تحمل رقبایشان باشد و آنها را پس بزنند.میرشایمر بر این اعتقاد است که حتی اگر نظام دوقطبی هم باشد آن دو قطب برای حذف یکدیگر سعی خواهند کرد سرعت خود را بالاتر ببرند تا خود مسلط تر شوند.استعاره سرعت در اینجا منظور افزایش توانمندی ها است.در این راستا ما می توانیم از دو نظریه موجود در نئورئالیسم برای تبیین رفتار آمریکا قبل و بعد از پایان جنگ سرد استفاده کنیم.دوران جنگ سرد را با تمسک به نظریه والتز در باب موازنه و دوران بعد از جنگ سرد را با تمسک به نظریه میرشایمر.البته در کنار میرشایمر می توانیم از نظریات سایر طرفداران نظام تک قطبی که در بالا به آنها اشاره شد هم استفاده کنیم. در دوران تک قطبی هم که بعد از جنگ سرد اتفاق افتاد می توان به تاثیرات رفتار قطب مسلط بر ساختار هم توجه داشت.هم والتز و هم مخالفینش بر دوران تک قطبی بعد از جنگ سرد اذعان دارند تنها تفاوت آنها در تداوم یا عدم تداوم این شرایط تک قطبیست. اعتقاد والتز به نظام تک قطبی در دهه نود حتی می تواند به نوعی تایید و درستی تئوری او برای تبیین اتفاقات بعد از جنگ سرد باشد زیرا مطابق پیش بینی او روسیه و چین و حتی اتحادیه اروپا از دهه ۲۰۰۰ به نوعی موازنه گرایی در مقابل آمریکا دست زده اند.از این رو حتی اگر نظریه میرشایمر و تک قطب گرایان برای دهه ۹۰ کاربرد داشته باشد نمی تواند در مورد دهه ۲۰۰۰ صدق کند و نظریه والتز برای تبیین دهه ۲۰۰۰ صلاحیت بیشتری دارد. ۲-۴-۱-نظام تک قطبی در دهه۹۰ُ و۲۰۰۰ در دهه ۹۰ که نظام تک قطبی حاکم است این رفتار قطب مسلط و گرایشهای اوست که سلسله مراتب موضوعات را تعیین می کند و در این دهه رفتار آمریکا به عنوان قطب مسلط به نوعی بود که بیشتر به موضوعات اقتصادی اهمیت می داد و سبب برجسته شدن ساختارهای اقتصادی شده بود ساختارهایی که برخلاف موضوعات سیاسی ساختارهایی چند قطبی بودند و قطبهای جدید بدون به چالش کشیدن جایگاه هژمونی آمریکا در عرصه سیاسی در موضوعات اقتصادی با آمریکا رقابت می کردند.همین رفتار و گرایش آمریکا سبب شده بود که از نگاهی اقتصادی به جهان اطراف خود در این دهه بنگرد و بر این مبنا سیاستهای خود را تنظیم کند. اما از دهه ۲۰۰۰ دو اتفاق اساسی سبب شد که سلسله مراتب موضوعی بار دیگر برای آمریکا عوض شود و موضوعات استراتزیک دوباره در دستور کار قرار گیرند.اول اینکه نوعی موازنه گرایی جدید چنانکه والتز پیش بینی می کرد از سوی کشورهای روسیه و چین در حال شکل گیری بود و دوم اینکه حملات ۱۱ سپتامبر زمینه را برای به صدر آمدن موضوعات استراتزیک به عنوان تیر خلاص فراهم کردند و رفتار و رویکرد قطب مسلط به سمت و سوی این موضوعات گرایش پیدا کرد.در همین دهه بود که آمریکا با تمسک به موازنه سخت و نرم درصددبر آمد تا همچنان رقبای در حال قدر شدن خود را در انزوا نگه دارد و از رشدآنها جلوگیری کند.و به همین دلیل امریکا در این دهه هر چند همچنان نگاه اقتصادی خود را به جهان اطراف حفظ کرده بود اما بار دیگر نگاه استراتزیک را بر رویکردها خود حاکم کرد و از این پنجره به جهان خارج می نگریست.در موازنه سخت امریکا به قدرت نظامی و بیشینه سازی قدرت در عرصه داخلی و خارجی توجه داشت و در موازنه نرم به مولفه های غیر نظامی قدرت و محدود سازی قدرت در داخل و خارج توجه داشت و با مجموعه ای از رویکردها چون: فروش سلاح به کشورهای رقیب کشورهای تهدید کننده بدون ورود به اتحادیه های نظامی،ممنوعیت ها و تحریم های اقتصادی،ایجاد فهم محدود مشترک امنیتی با دوستان برای کنترل رقبا،به کار بردن ظرفیت سازمانهای بین المللی،فعالیتهای دیپلماتیک و همکاری محدود نظامی،در صددبود از قدرت گیری قدرتها در سطوح منطقهای و جهانی در مقابل هژمونی خود جلوگیری کند و در این راستا از دولتهای دیگر چون پاکستان استفاده می کرد. ازمیان رهیافت های مختلف،بینشی که نئورئالیسم به ما می دهد بیشترین قابلیت انطباق باتئوریزه کردن روابط میان دوکشور را دارا می باشد . این رهیافت بیشترین شناخت رابه ما می دهد تا مناسبات پاکستان وایالات متحدهرا براساس رویکرد سیستمی تجزیه وتحلیل نماید. فصل سوم پیشینه پژوهش ۳-۱-بخش اول :پیشینه روابط ایالات متحده وپاکستان تا پایان جنگ سرد ۳-۱-۱ از۱۹۴۷) تاسیس پاکستان (تا ۱۹۵۳ کشورپاکستان با۸۶۸۵۹۱کیلومترمربع درکرانه شمالی دریای عمان ودارا بودن نزدیکی جغرافیایی به تنگه هرمزوخلیج فارس وهمچنین مجاورت باکشورهای چین وهندازجایگاه استراتژیک فوق العاده ای برخوردار است .محرومیت سرزمین وسیع وپرجمعیت پاکستان ازمسائلی است که این کشورازآغازحیات خودباآن مواجه بوده است .براحساس نیاز ناشی ازفقرومحرومیت مزبور،بایدهراس ازسلطه جویی هند را نیزافزود .توجه به دوعامل مذکور،شناخت انگیزه وعلایق دولت مردان پاکستانی درتنظیم وتدوین اصول سیاست خارجی خود راتسهیل می کندواولویت های آن رابرای برقراری ارتباط بامراجع مختلف قدرت بین المللی روشن می سازد.البته هدف این پژوهش بررسی جایگاه پاکستان از یک نگاه آمریکایی است نه پاکستانی ولی اشاراتی محدود به نگاه پاکستان به نقش و جایگاه خود هم لازم است.چنانکه قبلا هم اشاره شد این دوره از روابط پاکستان و آمریکا در چهارچوب برداشت والتز از موازنه تبیین می شود. و بیشتر به مواردی چون موازنه داخلی،خارجی و سخت پرداخته خواهد شد. عنایت به این نکات است که روابط آمریکاوپاکستان راقابل تامل وارزیابی می سازد . دولت پاکستان پس از استقلال درسال۱۹۴۷وسروسامان دادن به اوضاع داخلی خویش به منظورحفظ حدود و ثغور قلمرو خودسیاست بی طرفی رابه عنوان یک روش غیرواقعی ردنمود . وبااعتقادبه اینکه هیچ گاه به تنهایی قادربه دفاع ازخویش نمی باشدوباتوجه به عوامل زیرسیاست عضویت در پیمان های منطقه ای ووابستگی به قدرتهای بزرگ راانتخاب نمود و به نوعی موازنه خارجی روی آورد. ۱) موقعیت خاص جغرافیایی پاکستان وهمسایگی آن باکشورهای هنداز دو جناح پاکستان شرقی وپاکستان غربی وافغانستان وشوروی ) ازشمال ( باتوجه به این که هریک ازدولت های هندوافغانستان وشوروی نسبت به قسمت های مختلف خاک پاکستان مقاصد تجاوزکارانه ای راتعقیب می کردند . ۲) از بین رفتن اهمیت دفاعی استحکامات طبیعی درمرزهای کشوروضعف فوق العاده قدرت دفاعی پاکستان درمقام مقایسه با قدرت های هند و شوروی . ۳) احتیاج مبرم پاکستان به اخذکمک مالی واقتصادی به منظورتحکیم مبانی اقتصادکشوروتثبیت اوضاع عمومی آن . ۴)پیروی ازاصول مذهب اسلام و طرفداری شدید از ایدئولوژی »پان اسلامیزم« ورقبت شدید به همبستگی با سایردول مسلمان جهان بخاطرایجاد جبهه اسلامی علیه مقاصد هند در کشمیر . ۵) وقوف به این حقیقت که ملل کوچک وضعیف ازآن جاکه خودقادربه دفاع ازخویشتن نمیباشند موجبات جلب مقاصد و مطامع تجاوزکارانه همسایگان خود را فراهم نموده ونقاط ضعفی را برای حفظ صلح جهانی به وجودمی آورند[۴۲] . این عوامل باآن که به خودی خوددولت پاکستان رابه لزوم ترک بی طرفی وپیوستن به اتحادیه های دفاعی منطقهای تشویق میکرد .اقدام دولت هند در سفارش اسلحه ومهمات برای مقابله باادعای پاکستان در کشمیر، اختلافات تقسیم آب رودخانه های سند_ ستلج وبیاس که منطقه پنجاب علیادرپاکستان غربی راباخطرخشکسالی وقحطی تهدیدمی نمود،بیش ازپیش دولت پاکستان رابه این فکرمی انداخت که قبل ازآن که دیپلماسی وقدرت هندبه کلی آن راتحت شعاع فعالیت های خودقراردهد،همت و بودجه خودرابه تقویت قدرت دفاعی کشورمصروف نماید .یعنی با افزایش قدرت سخت داخلی و نوعی موازنه داخلی افزایش قدرت رقیب خود را خنثی کرده و به نوعی موازنه در مقابل آن دست زند. درابتدای استقلال پاکستان ازهنددر۱۹۴۷،تلقی آمریکاییان ازهندوپاکستان این بودکه سرزمین گاندی و نهرو، پیروزمندانه برای استقلال خویش ازانگلیس جنگیده است_ درست نظیرآنچه خودآنهاانجام داده بودند_ واینک مقدراست که نقش به سزایی درصحنه جهانی ایفاکنند . درخلال جنگ جهانی دوم،روزولت رییس جمهوروقت آمریکابرچرچیل فشارمی آوردتابرای حصول به توافقی بارهبران کنگره ی ملی هند بکوشد تابراثرآن بتوان ازآنهادرجنگ علیه تهاجم موردانتظار ژاپن بهره گرفت .مبادلات صورت گرفته بین چرچیل وروزولت نمایان گرآن است که رهبرآمریکا،به طورکلی از تقاضاها و نیز قدرت حزب مسلم لیگ بی اطلاع بوده است وجنگهای استقلال آمریکا را به یاد او می آورده است . بنابراین مشکل هند رااز زاویه جنگ سیزده مستعمره باجرج سوم می دید . بااستقلال پاکستان،آمریکایی ها آن را عجیب ترین کشور درجهان توصیف کردندکه نمی توان نقشه آن راترسیم ساخت . روزبعدازاعلان طرح تقسیم شبه قاره «امانوئل سلر»[۴۳]،تقسیم شبه قارهعضومجلس نمایندگان ازایالت نیویورک، ایجاد پاکستان را یک اشتباه خواند و در حکم دل خوشی محمدعلی جناح به شمارآورد و متعاقبا چند روزبعد، پاکستان را به منزله دعوتی ازدولت (دولت انگلیس ( برای باقیماندن درشبه قاره هنداعلام کردوچنین نظرداد که پاکستا ن حالتیک ابرتیره وتهدیدآمیز رادارد . دراین میان هفته نامه «تایمز» پاکستان را چیزی در ردیف یک «ویرانه اقتصادی»[۴۴] نامید . تاسال۱۹۴۹،اوضاع جهان به گونه ای بودکه مانع میشد آمریکا مستقیما نسبت به مسائل شبه قاره علاقه مند شود . بلافاصله بعدازخاتمه جنگ خونین دراروپا،آمریکاکه مایل نبودآنچه راکه به تازگی ازچنگ نازی هادرآورده به کمونیسم هدیه کند،تمام توان خودراوقف بازسازی کشورهای جنگ زده اروپای غیرکمونیست کرد . وینستون چرچیل به هنگام دیدارازآمریکادرمارس۱۹۴۶جمله قصاری رابرزبان جاری ساخت که بعدهاپرآوازه گشت: « بخش عمده ای ازقاره اروپا از استیتن[۴۵] دربالتیک گرفته تا تریست[۴۶]درآدریاتیک، درپس یک پرده ی آهنین قرارگرفته است» ترومن، رییس جمهورآمریکادرسال۱۹۴۷ازکنگره درخواست کردتایک کمک اضطراری نظامی برای ترکیه ویونان رابه تصویب برساندودرهمان سال وزیرخارجه وقت آمریکا طی یک سخنرانی در دانشگاه هاروارد از طرح خود برای بازیافت اروپا یاد کرد . درماه ژوئیه آن سال روس هابه نشانه اعتراض،اجلاس تشکیل شده در پاریس برای گفتگو درباره طرح مارشال راترک کردندوبدین سان جنگ سردآغازگردید . بدین ترتیب زمانی که هندوپاکستان حیات خود را بعنوان دوکشورمستقل شروع کردند،اروپادرچنگال جنگ سردگرفتارآمده بود[۴۷].اندیشه ایجادارتباط نیرومندوقوی باایالات متحده،حتی قبل ازآنکه پاکستان به جمع کشورهای مستقل جهان ملحق شود، ذهن محمدعلی جناح ملقب ومعروف به»قائداعظم«رابه خود مشغول داشته بود. تشکیل پاکستان ودر دیدار با دو دیپلمات آمریکایی مستقردر دولت موقت هند و در بیان علل ضرورت تاسیس کشور جدا گانه ای برای مسلمانان شبه قاره استدلال می کندکه باتوجه به خطرهجوم کمونیست ازناحیه اتحاد جماهیر شوروی از یک سو و بیم هندوئیسم افراطی سلطه جو ازسوی دیگر،وجود یک کشور مستقل درشبه قاره،سدراه نفوذآن دوکشوردرکشورهای خاورمیانه،ودرنتیجه درجهت منافع ایالات متحده آمریکادرمنطقه خواهد بود .قائداعظم،ضمن تحسین وتمجید فراوان ازآمریکا،ابراز امیدواری نمودکه آن کشور پاکستان رادرحل مشکلات عدیده ای که باآن مواجه خواهدبود،یاری کند . درخواست جناح درقالب تحولات نظام بین الملل درآن زمان وناتوانی انگلستان درنگهداری نظامیان خوددریونان ودرخواست این کشورازآمریکابرای ایفای نقش درصحنه ی جهانی بوده . به عبارتی دیگردولت بریتانیا توان جلوگیری ازهجوم ایدئولوژیک اتحادجماهیرشوروی رانداشته وآن مسئولیت رابه ایالت متحده واگذار می کند. « هاری ترومن«[۴۸]رییس جمهورآمریکا،بااعلام آنچه بعدا به دکترین ترومن معروف شد،به اتحادشوروی هشدار داد که آمریکاخودرامتعهد می بیندکه به یاری هرکشوری بشتابدکه درمعرض هجوم کمونیسم قرارگرفته استازسوی دیگربه مراحل اجرایی رساندن دکترین ترومن» طرح مارشال«[۴۹] با تعهدتزریق پول برای بازسازی اروپا سبب توجه وتمایل بیشتر زمامداران کشور نوپای پاکستان به سوی آمریکابوده است.در واقع طبق نظر والتز و بر اساس نظریه موازنه و استعاره تردمیل،تمرکز و انباشت قدرت شوروی سبب ایجاد معمای امنیتی برای آمریکا شده است به نوعی که از نظر این کشور هر نوع افزایش قدرتی می توانست ساختار نظام بین الملل را با خطر تغییر و بر هم خوردن موازنه موجود و توزیع قدرت روبرو نماید از این رو امریکا به ایجاد موازنه خارجی و شکل دادن به ائتلاف های نوین در مقابل این انباشت قدرت دست به موازنه سازی زد.و همچنین کشورهایی مانند پاکستان که برای جلوگیری از افتادن از تردمیلی که خارج از توان آنها در حال گردش بود مجبور بودند به تکیه گاه های جدید تمسک جویند و از این رو برای تداوم و بقای خود خواستار حفظ موازنه موجود بوده و برای اینکار از کمکها و حمایت های قدرت خارجی چون آمریکا استقبال کرده و در زیر چتر حمایتی این کشور قرار گرفتند و تمایل زیادی به این ارتباط راهبردی داشتند. دلایل این توجه وتمایلات عبارت بودنداز : ۱) ترس ازخطرشوروی،که پیوسته درصدددسترسی به آبهای گرم خلیج فارس ودریای عمان بوده . ۲) ماهیت ایدئولوژیک یک خطرکمونیسم وضدیت آن بااعتقادات مذهبی،درحالی که دین اسلام عامل اصلی تشکیل پاکستان بوده واستالین اساسانسبت به تاسیس پاکستان معترض بوده ودرسال۱۹۴۶افغان هاراترغیب نمودکه مشروعیت خط مرزی «دیوراند»[۵۰]راکه حکومت های قبلی افغانستان بعنوان مرزبین المللی موردتاییدقرارداده بودند،زیرسوال ببرند . ۳) هراس ازخطرهندوئیسم ونیازبه دوستی قدرت بزرگی که به حمایت ازآن مستظهرباشند . ۴)سیاستی که ایالات متحده آمریکا، خود، دررهبری جهان به اصطلاح آزاد درپیش گرفته بود. جناح متقاعدشده بودبه همان دلیل که آمریکابه ترکیه ویونان کمک نموده،به پاکستان نیزکمک خواهدکرد . ۵) اعتقاد جناح به اینکه پیش ازآنچه پاکستان به آمریکااحتیاج داشته باشد،آمریکابه دلیل خطرتوسعه نفوذ شوروی درخاورمیانه به پاکستان نیازدارد .این نکته دقیقا ما را به سطح رقابت ساختاری آمریکا و شوروی سوق می دهد یعنی گرایشات موازنه گرایانه آمریکا در سطح سیستم یعنی تلاش در مقابل انباشت قدرت شوروی و حرکات سریع این کشور در روی تردمیل، به پاکستان یک ارزش حیاتی برای آمریکا میبخشد و این کشور از یک جایگاه ویژه برخوردار می شود تا بتواند از طریق آن هم حرکات شوروی را کندتر کرده و هم اینکه به سرعت خود بر روی تردمیل از طریق یک موتلف جدید بیفزاید. از طرف دیگر،عوامل متعدددیگری موجب گردیدکه روشنفکران پاکستانی نیزگرایش به غرب رابیشترازنگاه به شرق بپذیرندوبدین ترتیب بدون آنکه آمریکایی ها نیاز به انجام تبلیغات کافی ولازم جهت جذب آنان داشته باشند،خوددر مدار حامیان آمریکاقرارگیرند . مهمترین این عوامل رامی توان به شرح زیرعنوان داشت : ۱) پاکستانی ها به لحاظ ایدئولوژی،خودرانزدیک به غرب وآمریکامی دیدند،گرچه غرب معتقدبه نقش مذهبی دراداره امورمملکت وکشورداری نمی باشدامااحساس مذهب درغرب وبه خصوص اعتقاددررهبران آمریکابوجود خدا،این کشش به غرب رادرپاکستانی هابیشتر می نمود . ۲) اکثریت قریب به اتفاق چهره های سیاسی وتصمیم گیرنده درپاکستان،تحصیلات خودرادردانشگاه های غرب انجام داده بودند . ۳) سیاسیون پاکستان معتقدبه آیتم های موجوددرغرب بخصوص مرام لیبرال منشا نه دراداره امورمملکت بودند.[۵۱] با این همه، درابتدا، مقامات آمریکایی که عمده توجه خود در جنوب آسیا را معطوف به هند و نخست وزیر آن، جواهر لعل نهرو، نموده بودند .کمترعنایتی به پاکستانی هاوتقاضاهای عمدتامالی آنهاداشتندوحتی به پیشنهاد پاکستان که درقبال کمک های دفاعی آمریکا،پایگاه هوایی دراختیارآن کشورمی گذارد،وقعه ای نگذاشتند .سال چهل ونه شاهدتغییراتی درموضع آمریکادرقبال پاکستان بود . ترومن ازلیاقت علی خان،نخست وزیرپاکستان که پس ازدرگذشت قائداعظم،محمدعلی جناح،تبدیل به قویترین چهره سیاسی کشورشده بوددعوت کرد رسما از آمریکا دیدن کند.از جمله عواملی که منجر به ارزیابی جدید روابط با پاکستان توسط آمریکاشد،تحرکات اتحادجماهیرشوروی برای کسب نفوذ دراین کشوربود . دیدار لیاقت علی خان اولین نخست وزیرپاکستان ازایالات متحده درماه مه۱۹۵۰نخستین فرصت حقیقی رابرای رهبر پاکستان برای تشریح اهداف وآرمانهای این کشورنوپای مسلمانان به دست داد . دولتمرد پاکستانی چهره چندان آشنایی برای آمریکایی هابه شمارنمی آمد،ولی لیاقت علی خان مجدانه کوشیدتابرمشکلات و نارسایی های ملازم باآغاز سفرغلبه کند . باوقوف به اینکه دلیل اساسی ایجادپاکستان درخارج به خوبی تفهیم نشده بودواینکه بسیاری،پاکستان رادر مقایسه باهندمترقی وسکولار،یک کشورعقب افتاده تلقی می کردند بنابراین لیاقت،نخستین تلاش خودرا متوجه روشن ساختن ذهن میزبانان آمریکایی درباب این موضوع کرد . وی تشریح کردکه تقسیم شبه قاره بیشترازآن جهت بودکه یکصدمیلیون مسلمان خودرادرهندانگلیس دراقلیت احساس می کرده اندو برای این باوربودکه درحکومت اکثرهندو،فرهنگ آنهاراه اضمحلال خواهد پویید ووضعیت اقتصادی آنان رابه وخامت بیشتری خواهدنهاد. یک چنین اقلیت ناراضی درشبه قاره هندوپاکستان، می توانست به بزرگترین عامل ناآرامی درجهان تبدیل شود .لیاقت همچنین تلاش کرد تا برای نیروهای پاکستان اسلحه تهیه کندوباشکوه ازآنانی که خریدهای تسلیحاتی پاکستان رازیرسوال می بردند،اظهارداشت که آنان درک نمی کنندکشورش ازطریق تنگه خیبر،که ازطریق آن شبه قاره هند،نزدیک به نود بارمورد تجاوزقرارگرفته،دفاع می کند[۵۲] . تردیدی نیست که لیاقت علی خان سفرخودبه آمریکارابرسفربه روسیه مقدم شمرد تا برتری دوستی باایالات متحده رابردوستی بااتحادجماهیرشوروی به نمایش گذارد .گرچه دیدارلیاقت علی خان سبب شدتادرآمریکاعلاقه زیادی نسبت به پاکستان به وجودآیداماباتمجیدعمومی که ازجواهرلعل نهروبه عمل آمدقابل مقایسه نبود . حقیقت ماجراازاین قراربودکه هند هنوز انتخاب درجه یک آمریکادرآسیابه شمارمی آمدگرچه دیدار نهروازآمریکا ثمری به بار نیاورد وروشن شدن نهروقصد ندارددر رویارویی شرق وغرب نقشی ایفاکندولی هنوزعمل آشکاری درسطح بین الملل انجام نداده بود تاهند رادر دیدگاه واشنگتن ازاعتبار بیندازد ونسبت بدان قطع امید کند . امادرسال ۱۹۵۱ بعدازآنکه نهرودست خودرادرمذاکرات جنگ کره رو کردو صرفا بااعزام واحدهای پزشکی به جنگ قصد خود رادر نرنجاندن چین ابرازداشت وهمچنین ازحضوردرکنفرانس صلح ژاپن خودداری کردو مقام های مسئول درآمریکانظرشان نسبت به وی تغییرکردوعلائمی پدیدارگشت که از ناامید شدن ازنهروحکایت می کرد . حال آنکه پاکستان درقضیه کره به عنوان حامی سرسخت غرب معرفی شدوازقطعنامه های شورای امنیت برای توقف مخاصمات وکمک برای خارج نمودن کره شمالی ازمدار۳۸درجه حمایت کامل به عمل آوردو بااهدای پنچ هزار تن گندم در تلاشهای سازمان ملل درجنگ کره مشارکت جست ودرجریان صلح ژاپن حمایت بی چون وچرای خودراازصلح بیان نمودواین تاثیربی چون وچرایی درذهن آمریکاییان باقی گذاشت . ازنتایج دیگرسفرلیاقت علی خان به آمریکا یک موافقتنامه ۳۵ ساله بین پاکستان وآمریکابرای مقابله بابحران غذایی درپاکستان بود . کمکهای آمریکابه پاکستان برای مبارزه بابحران غذایی دراین کشوردرسال ۱۹۵۳ اثرمطلوب دردوستی دولت ومردم آمریکانسبت به آمریکابه جای گذاشتوزمینه خوبی برای گسترش مناسبات دوکشورفراهم آورد .اینکه چرا آمریکا و پاکستان یکدیگر را به عنوان بازیگران موتلف برای موازنه سازی در مقابل رقبای خود انتخاب کردند در این بخش کاملا آشکار شد.پاکستان در مقابل هند و آمریکا در مقابل شوروی به دلایل مطرح شده در فوق با ایجاد یک نوع موازنه خارجی سعی در تمدید بقای خود و تمرکز بیشتر قدرت در نزد خویش در مقابل رقبا داشتند. ۲-۱-۳- ظهوردالس (۱۹۵۴تا۱۹۵۸) مدت زمانی بودکه استراتژیست های آمریکایی دریافته بودند که، برای مقابله باکمونیست به پاکستانی که ازلحاظ نظامی نیرومندباشد،نیازمندهستند . امادراندیشه بودندکه،باتوجه به خصومت بین پاکستان وهندوحساسیت فوق العاده موضوع،چگونگی این تقویت صورت پذیردکه رنجیدگی خاطررهبران هندرادرپی نداشته باشد . این نگرانی به اندازه ای بودکه آیزنهاور در یکی ازمصاحبه های مطبوعاتی خودرسمابه آن اشاره کرد .اماسفر ریچارد نیکسون،معاون رییس جمهورآمریکابه چندکشورآسیایی،ازجمله پاکستان وهند،بودکه به هرگونه تردیدی پیرامون ضرورت استفاده ازپاکستان،بعنوان بخشی اززنجیره تدافعی درقبال تهدیدکمونیست پایان داد . اودرگزارش خودبه شورای امنیت ملی آمریکا،اعضای شورا رامتقاعد ساخت که بدون اعتنابه عکس العمل های احتمالی هند،باید به پاکستان کمک نظامی اعطاءشود . به این ترتیب بودکه برای نخستین بار در روابط دوجانبه،تصمیم گرفته شدکه کمکهای نظامی دراختیاراین کشورقرارگیرد . وتوافق شدکه این امرازطریق عقدپیمان بین پاکستان وترکیه انجام پذیرد . درست یک ماه بعد ازعقد قرارداد همکاری پاکستان وترکیه،درنوزدهم ماه مه ۱۹۵۴ «توافقنامه همکاری دفاعی دوجانبه پاکستان وآمریکا»[۵۳] بین دو کشوربه امضارسید .طبق این توافقنامه، آمریکا متعهد گردید که تجهیزات نظامی دراختیارپاکستان بگذاردوآموزش پرسنل نیروهای مسلح این کشور را عهدهدار شود . شکست نیروهای فرانسه پس ازهفتادسال استعماردرهندوچین توسط چریکهای ویتنامی وباحمایت کنندکه پیش گفته بود تسلیحاتی چین درسال ۱۹۵۴ هشداربزرگی به رهبران آمریکابودکه نمی توانستنداین تهدیداستالین رافراموش کنند که پیش ها گفته بود»راه پیروزی برغرب،درشرق دور واقع است« این اقدامات سبب اجرای طرح دالس درزمینه ایجاد کمربندامنیتی برای محاصره ایدئولوژیک جهانی کمونیسم گردید . طرحی که سالهاقبل توسط سناتور » واندنبرگ«[۵۴] ارائه شده بود،توسط دالس گردید. ظهور» جان فوستردالس« بعنوان طراح سیاست خارجی آمریکادرصحنه ی سیاست بین الملل وضع جدیدی را درهمه دنیابوجودآوردوپاکستان هم دراین میان استثنانبود . سیاست دالس،سیاست پیمان سازی بود . اوشبکه ای ازپیمان های دوجانبه وچندجانبه وسیعی برای محدودکردن کمونیسم دردنیابوجودآوردکه بااین پیمان هاآتش جنگ سردشعله ورتر می شد . اوبه اندازه ای دراین کارپیش رفت که عدم تعهدکشورهایی چون مصرو هندواندونزی ویوگسلاوی راخیانت بزرگ می دانست به نظر او «این غیرمتعهدان،فرصت طلبانی هستندکه» می خواهند از بهترین چیز موجود در دو بلوک استفاده کنند، بدون اینکه به هیچ کدام باج بدهند»[۵۵]. در واقع سیاست بلوک سازی دالس شیوه ای برای موازنه خارجی و کنترل سرعت شوروی بر روی تردمیل بود. خلاصه آنکه پاکستان درسال ۱۹۵۴ معاهده «کمکهای دفاعی مشترک» با آمریکا و در آوریل ۱۹۵۴ قرارداد همکاری دوستانه با ترکیه درسپتامبر ۱۹۵۵ پیمان، «پیمان دفاع جمعی جنوب شرق آسیا» همکاری دوستانه باترکیه،در ۳ سپتامبر ۱۹۵۴رابغدادکه انگلیس، ترکیه، عراق وایران دیگراعضای آن بودند و در مارس۱۹۵۹معاهده خلاصه آنکه پاکستان درسال ۱۹۵۴ معاهده «همکاری دوجانبه» باآمریکابه امضارسانید. پاکستان تنهاکشورآسیایی بودکه به طورهم زمان دردوپیمان ضدکمونیستی «سیتو»و«سنتو»[۵۶] عضویت داشت. پاکستان ازطریق پیمان های همکاری دوجانبه وپیمان های نظامی چندجانبه سیتو و سنتو خود را شدیداً نسبت به ایالات متحده متحدساخت ومسئولیت های سنگینی در قبال آن کشورپذیرفت وخواه ناخواه به جمع اقمار ابر قدرت غرب پیوست وخود را در مقابل هند، شوروی، افغانستان، عربستان وجهان اسلام وجنبش عدم تعهدهاقرارداد .پاکستان نه تنها در سطح ساختار از سوی آمریکا مورد استفاده قرار می گرفت خود نیز از حمایت آمریکا برای حفظ موازنه منطقه ای در مقابل رقبایش کمال استفاده را می برد و زمینه های بقای خود را بیش از پیش فراهم می ساخت این کشور با تقویت خود به لحاظ داخلی و به ویژه از طریق قدرت سخت برای حفط تعادل در مقابل رقبایش به دو شیوه موازنه سخت (تجهیز نظامی داخلی خود به واسطه آمریکا) و موازنه داخلی(افزایش قدرت داخلی) خود دست زد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(ب)
شکل۳-۲- نمونه ای از بارهای وارده به بال هواپیما بر حسب مسیر پروازی، الف)مکان هواپیما در طول مسیر پروازی و بارهای وارده متناظر در هر نقطه از مسیر ب) بارهای اصلی وارده به بال]۶[ در وضعیت A هواپیما به زاویه حمله زیاد رسیده که متناظر با و ضریب بار است. (صعود با شیب زیاد) در وضعیت A’ ضریب بار در ماکزیمم سرعت مجاز به میرسد. در وضعیت B ضریب بار در حالت ماکزیمم سرعت مجاز با جابجایی شهپرها به میرسد ( مانورهای آکروباتیک و غلتش) در وضعیت C شهپرها در وضعیت شیرجه در ضریب برآی صفر، فعال میشوند. در دو وضعیت D و D’ از وضعیت شیرجه به حرکات آکروباتیک تغییر وضعیت داده شده که ضریب بار در این دو نقطه منفی است. بار وارد شده به بال درنواحی مختلف با توجه به شکل۳-۲ به صورت زیر است.
ناحیه
ناحیه
ناحیه
ناحیه
۳-۲-۲- ضریب بار ناشی از جریان ناگهانی هوا[۳۲] ضرایب بار ناشی از جریان ناگهانی هوا به علت اغتشاشات اتمسفری که به هواپیما وارد می شود از کنترل خلبان خارج است. طبیعت اغتشاشات اتمسفری و اثرات آن بر هواپیما، موضوع بسیاری از تحقیقات در طول سالیان اخیر بوده است. شدت اغتشاشات در نظر گرفته شده برای طراحی و در نتیجه ضریب بار مورد نظر توسط داده های آماری و به طور کلی توسط استانداردها و مراجع مشخص تعیین می شود. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ضریب بار بر اثر جریانهای ناگهانی هوا هنگامی که هواپیما در شرایط وزن کمینه قرار دارد بیشتر از وضعیت ماکزیمم وزن است. در شرایط مینیمم وزن این مساله اهمیت کمی دارد زیرا وزنی که باید توسط بال تحمل شود کم بوده و در این شرایط بال در وضعیت بحرانی قرار ندارد. در وضعیت مینینم وزن، در مورد اتصال موتور به بال این مساله بحرانیتر است. بنابراین لازم به نظر میرسد که در شرایط وزن کمینه، ضریب بار بر اثر جریانهای ناگهانی هوا محاسبه شود. ۳-۳- بارهای حدی و نهایی بار حدی، ماکزیمم باری است که هواپیما، می تواند در طول عمر خود در معرض آن قرار گیرد. تحت بار حدی در سازه هواپیما هیچ گونه تغییر فرم مخرب دائمی ایجاد نمی شود و تاثیری بر عملکرد سازه ندارد. کارایی سازه با پارامترهای مقاومت و سختی تعریف می شود. سختی برای انعطاف پذیری و تغییر فرمها شرح داده می شود و در آیروالاستیسیته و فلاتر معنا دارد. مقاومت برای بارهایی که سازه هواپیما قابلیت تحمل آنها را دارد اهمیت دارد. برای تمام بارهای بیشتر از بار حدی، تغییر فرم سازه باید به نحوی باشد که عملکرد ایمن آن را تحت شعاع قرار دهد. بار نهایی (یا بار طراحی) برابر است با حاصل ضرب بار حدی در ضریب اطمینان.
(۳-۳)
در حالت کلی، ضریب اطمینان ۱٫۵ در طراحی سازه دم و دیگر سازههای هواپیما استفاده می شود. سازه باید بارهای نهایی را بدون واماندگی تحمل کند. اگرچه فرض می شود که بار بزرگتر از بار حدی به هواپیما وارد نمی شود، مقدار مشخصی استحکام اضافه برای جلوگیری از شکست کلی سازه در طراحی اجزای سازه در نظر گرفته می شود. این استحکام اضافه به دلیل عوامل مختلفی است که عبارتند از:
- تقریبهایی که در تئوری آیرودینامیک و تحلیل تنش سازه انجام می شود.
- تغییرات در استانداردهای ساخت و بازرسی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بحث و جمع بندی ۵-۳-۱- تبیین مدل نهایی تحقیق پس انجام مصاحبه با خبرگان و استخراج گزارههای و سپس استخراج پرسشنامه و تحلیل نتایج آن مدل مفهومی اولیه پژوهش کم و بیش به اثبات رسید مولفهی: تاثیر سیاستهای مناسب بر توسعهی فناوری اطلاعات مولفهی: تاثیر (بازخورد) توسعهی کارآفرینی بر سیاستهای مناسب مولفهی: تاثیر توسعهی فناوری اطلاعات بر توسعهی کارآفرینی شکل ۵‑۱- مدل مفهومی نهایی پژوهش همانطور که پیشتر نیز اشاره شد در این مدل برای بهینه نمودن سیاستها؛ بازخوردی نیز از وضعیت توسعهی کارآفرینی مبتنی بر فناوری اطلاعات در نظر گرفته شده است. که بدین منظور ضروری است ضمن تدوین شاخصهای توسعهی کارآفرینیهای مبتنی بر فناوری اطلاعات نسبت به پایش مداوم موضوع اقدام کرد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
از طرفی طول عمر فناوریهای نوین نظیر فناوری اطلاعات بسیار پایین بوده و این فناوری روزانه درحال پیشرفت و بهبود است؛ لذا باید فرایند تصویب و ابلاغ سیاستهای مناسب توسعهی کارآفرینیهای مبتنی بر فناوری اطلاعات کاهش یابد. بدین منظور ضرروی است سیاستهای مناسب که بسته به نوع آن توسط مجلس؛ دولت و یا دستگاه اجرایی خاصی تصویب و ابلاغ میشود؛ دارای فرایند کوتاهی و غیر زمانبری باشد؛ همچنین در این سیاستها زمانبندیهای مناسبی جهت بازبینی و تدوین سیاستهای جدید منظور شود. لذا با جمعبندی مطالب فوق و با توجه به مدل پیشنهادی انجام دو موضوع زیر ضروری است: تدوین شاخصهای اندازهگیری توسعهی کارآفرینیهای مبتنی بر فناوری اطلاعات کوتاه نمودن فرایند تصویب و ابلاغ سیاستهای مناسب توسعهی کارآفرینیهای مبتنی بر فناوری اطلاعات با توجه به طول عمر فناوری پیشنهادهای تحقیق بر اساس مبانی نظری، سوالها و فرضیههای تحقیق با توجه به نتایج و یافتههای حاصل از تجزیه و تحلیل مولفههای پژوهش و نتیجه گیریهای مولفهها، پیشنهادهای زیر ارائه شده است: ۵-۴-۱- پیشنهادهای کاربردی به منظور توسعهی کارآفرینیهای مبتنی بر فناوری اطلاعات مواردی هستند که اجتناب ناپذیر هستند و باید هر چه سریعتر راهاندازی شود، که زیرساختهای توسعهی فناوری اطلاعات از این قبلی هستند؛ لذا ضروری است دولت هر چه سریعتر نسبت به موارد زیر اقدام نماید. ایجاد و توسعهی شبکهی یکپارچه، امن و پایدار (شبکهی ملی اطلاعات) ایجاد و توسعهی مراکز داده امن داخلی توسعهی دسترسی پرسرعت آحاد مردم و کسبوکارها به شبکه ۵-۴-۲- پیشنهادهای سیاستگذاری نتیجهی این پژوهش منجر به پیشنهاد مجموعهیی از سیاستهایی مناسب جهت توسعهی کارآفرینی مبتنی بر فناوری اطلاعات شده است؛ که ضروری است دولت نسبت به تصویب و ابلاغ آن از طریق مجاری قانونی اقدام نماید. همچنین ضروری است با توجه به طول عمر فناوریهای نوین نظیر فناوری اطلاعات فرایند تصویب و ابلاغ این سیاستها به حداقل ممکن کاهش یافته و الزامات مناسب جهت بازبینی و توسعهی مداوم این سیاستها منظور شود. ۵-۴-۳- پیشنهادها جهت پژوهشهای آینده در این زمینه در پژوهشهای آتی، پژوهشگران میتوانند، با در نظر گرفتن پژوهش حاضر در خصوصی موارد زیر اقدام نمایند: تاثیر توسعهی دولت الکترونیکی در توسعهی کارآفرینی تاثیر ایجاد پرتال ملی کشور در توسعهی کارآفرینی تدوین شاخصهای اندازهگیری توسعهی کارآفرینیهای مبتنی بر فناوری اطلاعات در کشور منابع منابع فارسی آقاجانی، علی اکبر (۱۳۸۶). ارائه الگویی یکپارچه از عوامل موثر فناوری اطلاعات در انجام فعالیتهای کارآفرینانه. کنفرانس ملی کارآفرینی، خلاقیت و سازمانهای آینده. تهران. احمدپور داریانی، محمود؛ (۱۳۸۷). کارآفرینی؛ تعاریف، نظریات و الگوها. (ویرایش اول). تهران: انتشارات جاجرمی. احمدپور داریانی، محمود؛ مقیمی، سیدمحمد (۱۳۸۷). مبانی کارآفرینی. (ویرایش اول). تهران: انتشارات فراندیش. اکبری، مهناز (۱۳۸۹)، نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در توسعهی کارآفرینی. تهران. بابگلی، ایمان؛ خانلرزاده، فاطمه (۱۳۸۹). موانع رشد و توسعهی تجارت الکترونیکی در ایران. اولین همایش ملی و چهارمین همایش مؤسسه آموزش عالی خاوران، فناوریهای نوین در علوم مهندسی، مشهد اردیبهشت ۱۳۸۹ بازرگان، عباس (۱۳۸۷). مقدمهیی بر روشهای تحقیق کیفی و آمیخته. رویکردهای متداول در علوم رفتاری. تهران: نشر دیدار. بسامی، جلال (۱۳۸۸). اینترنت و فناوری اطلاعات و کارآفرینی. تهران. جعفری مقدم، سعید (۱۳۸۸). «سیاستگذاری توسعهی کارآفرینی». تهران : دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران. حجازی، سید علیرضا (۱۳۸۳). مشارکت فناوری اطلاعات در کارآفرینی. تهران: پژوهشیار، فصلنامه علمی و خبری مرکز اطلاع رسانی و انفورماتیک. ویژهنامهی مدیریت دانش و اطلاع رسانی، (شماره ۳۵)، پاییز ۱۳۸۳، ۲۹-۲۴ خالصی، مجتبی. (۱۳۸۸)، «سیاستگذاری کارآفرینی»،. تهران: جزوه آموزشی دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران. خلیفه سلطانی، حشمت (۱۳۸۷). نقش دولت الکترونیکی در کارآفرینی. کنفرانس ملی کارآفرینی، خلاقیت و سازمانهای آینده. تهران. داوری، علی؛ رضایی کلیدبری، حمیدرضا (۱۳۸۵). نقش دولت و خط مشیهای دولتی در توسعه کارآفرینی. فصلنامهی علوم مدیریت ایران، انجمن علوم مدیریت ایران. (شماره ۲) ص ۹-۱۲۹ دیانی، محمدحسین (۱۳۶۹)، «روشهای تحقیق در کتابداری». تهران: مرکز نشر دانشگاهی، رضایی میرقائد، محسن؛ مبینی دهکردی، علی (۱۳۸۵). ایران آینده در افق چشمانداز، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات. ریاضی، عبدالمجید و همکاران (۱۳۸۷). «سند راهبردی نظام جامع فناوری اطلاعات کشور». تهران: معاونت فناوری اطلاعات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات طباطباییان، سید حبیب الله (۱۳۸۷). «جایگاه سیاستگذاری فناوریهای پیشرفته در کشور»؛ تهران: دانشگاه علامه طباطبایی فتحیان، محمد؛ خنجری، ملیحه (۱۳۸۶). توسعهی کارآفرینی دیجیتال مبتنی بر دورکاری. اولین همایش کارآفرینی دیجیتالی. تهران فتحیان محمد؛ مهدوی نور، حاتم (۱۳۸۷). «مبانی و مدیریت فناوری اطلاعات»، تهران: دانشگاه علم و صنعت ایران، چاپ ششم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قصه در خانوادهی یک پادشاه اتفاق میافتد، بنابراین در قصه فقط از یک طبقهی اجتماعی سخن به میان آمده است. پادشاه بیمار برای درمان نیاز به برگ ظلمات دارد. سه پسر پادشاه برای یافتن برگ اقدام میکنند. دو برادر اول انسانهایی خوشگذران و حسود هستند و به نوعی تجسم دیوان روی زمین که در نهایت هم به سزای اعمال خود میرسند؛ اما برادر کوچکتر فردی مصمم و باهوش است که به برگ ظلمات دست مییابد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در قصه، هنگامی که بین دیوان و جوان درگیری ایجاد میشود و دیوان شکست میخورند، دیوان بعد از شکست مسلمان میشوند. با توجه به آن چه در مورد دیوان و مذهب زرتشت (رجوع شود به قصهی ۱۲) گفته شد، میتوان چنین نتیجه گرفت که این قصه، قدمتی دیرینه داشته؛ اما به تدریج با نفوذ اسلام دیوان نقطهی مقابل مسلمانان قرار گرفتهاند و شکست آنها به مسلمان شدن آنها میانجامد. ¨ آداب و رسوم ___________ ¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت _________________ ■ عناصر روانشناسی همانگونه که پیشتر هم گفته شد، اعداد به ویژه عدد سه که غالباً به صورت سومین فرزند خانواده دیده میشود، نقش مهمی در قصهها و تحلیل روانشناسانهی آنها دارند(رجوع شود به قصهی ۹۸). در این قصه شاهد تکرار عدد سه هستیم. سومین برادر به سوی ظلمات میرود و در راه سه دیو را تحت فرمان خود درمیآورد. از لحاظ روانشناسی رفتن به ظلمات، رفتن به سوی کشف ناخودآگاه است (رجوع شود به قصهی ۳۰)؛ بنابراین میتوان چنین گفت که سومین برادر در اینجا دیگر ابرمن یا ناخودآگاه وجود آدمی نیست، بلکه قهرمانی به دنبال یافتن خود است. وی در این سفر ابتدا با سه دیو میجنگد، یعنی با نیروهای درونی که مانع رسیدن او به ناخوآگاه هستند. پس از آن به برگ ظلمات دست مییابد و در همین جاست که با دختری زیبا؛ یعنی با نیمهی دیگر وجودش روبهرو میشود و در پایان ازدواج این دو به معنای تکامل روانی قهرمان است. در مورد دختری که خفته یا زندانی شده و قهرمان به نوعی آن را بیدار میکند و به زندگی برمیگرداند. دلاشو در کتاب زبان رمزی قصههای پریوار چنین میگوید: در هریک از این قصهها و در بسیاری دیگر نیز، شاهزاده خانمها در قلب کاخهایشان به خواب فرورفتهاند، همانگونه که خاطرات در اعماق ناخودآگاهی غنودهاند. شاهزادهی پسر که آنان را از خواب بیدار میکند، خودآگاهی ماست که تصاویر اسلاف و نیاکان را که برای عمل و اقلام شاهزاده (خودآگاهی) ضروریاند، فرا میخواند. به دیگر سخن، هر یک از این پریرویان بیحرکت و ساکن، نمودار تصویری از نیاکان است که به حالت انفعالی در منزلگاه ناخودآگاهی مقام دارد. این ماهرو به ندای جفت مکمل خود؛ یعنی حصهی فاعل خودآگاهی، که هزار خطر به جان میخرد تا او را به چنگ میآورد، جان میگیرد. در مرتبهی رازآموزی، دختر زیبای خفته یا زندانی، نمایشگر صورتی مثالی متعلق به ناخودآگاهی جمعی قومی یا نوع بشر است و زمانی که پس از قرنها، دوباره جان میگیرد. برای آن است که جهتی خاص به هنر، دانش و اندیشهی حوزهی عظیمی از جهان بدهد (دلاشو، ۱۳۶۶: ۱۳۵- ۱۳۳). ■ باورهای عامیانه و خرافی ______________ ■ سایر عناصر _______ ۳-۱۰۲-برگ مروارید * خلاصهی قصه حاکم نابینایی بود که سه پسر داشت. پسرها هرکدام از یک مادر بودند. روزی درویشی به حاکم گفت که دوای چشم تو برگ مروارید است. پسرها به راه افتادند تا برگ مروارید را پیدا کنند. در میان راه بر لوحی نوشته شده بود که اگر هر سه برادر از یک راه بروند، هلاک میشوند. دو برادر بزرگتر از راه چپ و برادر کوچکتر از سمت راست رفتند. دو برادر بزرگتر به شهری رسیدند و همانجا ماندند. برادر کوچکتر که اسمش ملک محمد بود، رفت تا به قلعهای رسید. قلعه متعلق به دیو بود. ملک محمد با کمک خواهر دیو وارد قلعه شد و با دیو کشتی گرفت و بر او غلبه کرد. دیو غلام حلقه به گوش ملک محمد شد. در راه دو قلعه دیگر هم بود که دو دیو در آنها ساکن بودند. ملک محمد دو دیو دیگر را هم غلام خود کرد. دیو سومی راه رسیدن به برگ مروارید را به ملک محمد نشان داد و به او گفت: «اول وارد ظلمات میشوی، بعد از آن به باغی میرسی، درخت مروارید آنجاست. بعد از چیدن برگ مروارید، اتاقی میبینی که چهل پله و چهل زنگ دارد با چهل پنبه زنگها را از کار میاندازی و وارد اتاق میشوی، دختری آنجا خوابیده، دو بوسه از گونه های دختر میگیری و باز میگردی». ملک محمد این کارها را انجام داد و بازگشت. آن سه دیو خواهران خود را به ملک محمد دادند. ملک محمد به دنبال برادرانش رفت و هر سه به سوی شهرشان راه افتادند . در راه برادران که به ملک محمد حسادت میکردند، او را در چاه انداختند. خواهر کوچک دیوها ملک محمد را از چاه نجات داد. دو برادر بزرگتر به حاکم گفتند که ملک محمد را گرگ خورده است. حاکم هم مادر ملک محمد را زندانی کرد. ملک محمد و خواهر کوچک دیوها پنهانی به قصر آمدند. از آن طرف دختر صاحب برگ مروارید، وقتی فهمید که ملک محمد وارد اتاقش شده، بر قالیچهی حضرت سلیمان سوار شد و در نزدیکی شهر حاکم رسید. دختر از حاکم خواست، کسی را که برگ مروارید را چیده، به نزد او بفرستد. دو برادر بزرگتر رفتند؛ اما نتوانستند نشانی درست بدهند. دختر تصمیم گرفت با حاکم بجنگد. حاکم به دنبال ملک محمد فرستاد. او را در اتاقش یافتند. ملک محمد نزد دختر برگ مروارید رفت. دختر وقتی او را دید، فهمید آورندهی برگ مروارید هم اوست. از ملک محمد خواست تا با او ازدواج کند. ملک محمد دو برادر و پدرش را جلو شیر و پلنگ انداخت و خودش نیز با چهار دختر عروسی کرد و حاکم شهر شد. ■ عناصر اساطیری ¨ شخصیتهای اساطیری ___________ ¨ کنشهای اساطیری - سفر (رفتن به ظلمات) (رجوع شود به قصهی ۱ و ۱۰۱ ) - اظهار عشق از سوی دختر (رجوع شود به قصهی ۶۶ و ۱۰۱ ) - غلبه بر دیوان (رجوع شود به قصه ۱۰۱ ) تنها تفاوت این قصه با قصهی ۱۰۱ در این است از تار موی جادویی خبری نیست. - سخن گفتن با حیوانات (رجوع شود به قصه ۷ )، در این قصه وقتی که ملک محمد میخواهد برادران و پدرش را مجازات کند از شیر و پلنگ میپرسد که چند روز است غذا نخوردهاند، آنها هم جواب میدهند و ملک محمد هم برادران و پدرش را به عنوان غذا جلو آنها میاندازد. ¨ موجودات و پدیده های اساطیری - دیو (رجوع شود به قصهی ۱۲ ) - برگ مروارید (گیاهان مقدس ) (رجوع شود به قصهی ۲۸) -عدد چهل (رجوع شود به قصهی ۸)، در این قصه هم چند بار عدد چهل تکرار میشود چهل پله، چهل زنگ، چهل پنبه وچهل گره تنبان دختر. ■ عناصر اجتماعی ¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها این قصه هم از لحاظ ساختار و هم موضوع شبیه به قصهی ۱۰۱ است. در این قصه هم حاکم نابینایی پسران خود را به دنبال برگ مروارید میفرستد. دو برادر بزرگ حاکم به شهر میروند و آنجا مشغول کار میشوند و تنها برادر کوچک به برگ مروارید دست مییابد. تنها تفاوت این قصه با قصهی ۱۰۱ در این است که در این قصه، درویشی به حاکم راه درمان را میگوید و در قصه ۱۰۱ طبیب راه درمان را برگ ظلمات تجویز میکند. دیگر این که در پایان این قصه، ملک محمد دو برادر و پدرش را جلو حیوانات درنده میاندازد؛ اما در قصهی ۱۰۱ فقط دو برادر قهرمان به مجازات میرسند. در واقع میتوان چنین گفت که این سه تن در این قصه، تجسم همان سه دیوی است که ملک محمد با آنها کشتی گرفته و آنها را مغلوب کرده است. نکته دیگر اینکه ازدواج با چهار دختر به نوعی حق ازدواج مردان در اسلام با چهار زن را به ذهن تداعی میکند. ¨ آداب و رسوم ________ ¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت ____________ ■ عناصر روانشناسی همانگونه که گفته شد این قصه هم از لحاظ ساختار و هم از لحاظ محتوا شبیه به قصهی ۱۰۱ است. ■ باورهای عامیانه و خرافی ___________ ■ سایر عناصر ___________ ۳-۱۰۳-بزبزکان * خلاصهی قصه روزی، بزبزکان میخواست به صحرا رود و علف بخورد، به همین دلیل به بچههایش شنگول، منگول و کله پا گفت که در خانه را محکم ببندند.گرگ که همان نزدیکیها بود، آمد و بچه ها رافریب داد. وارد خانه شد و شنگول و منگول را خورد، کله پا چون کوچک بود در تنور پنهان شد. وقتی بزبزکان به خانه آمد، کله پا از تنور بیرون آمد و ماجرا را تعریف کرد. بزبزکان پیش آهنگر رفت و شاخها و دندانهایش را تیز کرد و به جنگ گرگ رفت. بزبزکان با شاخ به شکم گرگ زد و شکم آن را پاره کرد. شنگول و منگول از شکم گرگ بیرون آمدند. مادرشان آنها را به حمام برد، تمیز کرد و به آنها گفت که دیگر حق ندارند، در را به روی کسانی که نمیشناسند، باز کنند. ■ عناصر اساطیری ¨ شخصیتهای اساطیری ____________ ¨ کنشهای اساطیری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این آموزش می تواند از سه طریق باشد: الف) نهاد خانواده، در این جاست که مادران تحصیل کرده و از پیش آموزش دیده به یاری کودکان خود ساختن اینده ای ایده آل می شتابند تا شیوه صحیح احقاق حقوق خود را بیابند و نحوه صحیح زندگی را بیاموزند. ب) نهادهای سیاسی که راه های دستیابی به حقوق زنان را در قالب کلاس های تخصصی به آنان بیاموزند. ج) دولت، مطالب حقوقی زنان، شیوه های آرامش یافتن و القاء آن به خانواده، چگونگی پرهیز از افسردگی با اولین و کوچکترین مشکلات موجود در اجتماع، نحوه صحیح برخورد با مشکلات، آشنایی با حقوق، احترام و رعایت حقوق دیگران، توجه به مسائل تربیتی، نحوه برخورد صحیح با هویت انسانی و جنسی زن و مرد و ارزش دادن به آن ها، تقویت اعتماد به نفس، تقویت قوای تعقلی . . را از طریق کتب درسی در آموزش و پرورش و آموزش عالی و رسانه های گروهی به خصوص تلویزیون، مطبوعات، نویسندگان و مبلغان. . به اطلاع همگان برساند. نیز به تغییر فرهنگ ایجاد شده بپردازد، فرهنگی که زنان را فرودست دیده و جایگاه پایین تری برای او تعریف نموده است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-پیامدهای منفی فمنیسم فمینیسم به همان اندازه که در پیشبرد زنان به سوی اهداف بلندمرتبه دارای نقش مؤثری بود، به همان مقدار دارای دستاوردهای منفی بود. در این قسمت به برخی از این موارد اشاره می شود: ۲-۱-تضعیف نهاد خانواده؛ یکی از مهمترین شعارها و آموزههای بسیاری از جنبش های فمینیستی نقد و نفی نهاد خانواده است، اگر چه مواضع فمینیستی در نقد خانواده یکسان نیست، ولی یکی از مهمترین آموزه های فمینیستی نقد و نفی نهاد خانواده است. به عنوان نمونه فمینیستهای لیبرال مستقیماً منتقد اصل نهاد خانواده محسوب نمیشوند و برخی از گرایشهای موج سومی نیز با تأکید بر تفاوتهای میان دو جنس بر احیاء نقش مادری و همسری تأکید دارند، اما لوازم عینی شعارها و آرمانهای فمینیستی عملاً به تضعیف جایگاه و نقش خانواده منجر می شود. قوانین برابر میان زنان و مردان، حضور گسترده زنان در مشاغل تمام وقت، تعارض تعهدات بیرون از خانه و خانواده (مانند تعهد در برابر کارفرما) با تعهدات درون خانواده، اقدام به ازدواج در کشورهای غربی را تا حدود زیادی کاهش داده یا به تأخیر انداخته است. بنابر گزارش مانوئل کاستلز که معتقد است فمینیسم نقش تأثیرگذاری در فروپاشی خانواده هستهای یا به تعبیر وی خانواده پدرسالار دارد، درصد زنان ازدواج نکرده در سنین ۲۰ تا ۲۴ سال از ۳۶ درصد در سال ۱۹۷۰ به ۵۱ درصد در سال ۱۹۸۰ در آمریکا از ۴۶ درصد به ۵۲ درصد در فرانسه از ۴۵ درصد به ۵۷ درصد در اتریش رسیده است. میزان طلاق در فرانسه، انگلیس، کانادا و مکزیک از ۱۹۷۱ تا ۱۹۹۰ دو برابر شده است. در ۱۹۹۰، ۵۵ درصد ازدواجها در آمریکا منجر به طلاق شده است و این در حالی است که این آمارها به ازدواجهای رسمی ثبت شده در این کشورها اختصاص دارد. از سوی دیگر آمار ازدواج کسانی که در سالهای اولیه ازدواج به طلاق کشیده میشود در حال افزایش است که این امر افزایش فرزندان طلاق در سنین کودکی را باعث گردیده است. ۲-۲-ایجاد مخاصمه میان زوجین؛ بدلیل این که در باورهای فمینیستی، مردان منشأ ستم بر زنان هستند و تنها راه رهایی زنان از سلطه مردان، جدایی از آن ها و رقابت با آن ها می باشد، رویکردها و ادبیات به کار گرفته شده توسط جنبش فمینیستی مخاصمه و نزاع میان زوجین را دامن میزند و بر این نکته تأکید می نماید که ویژگیهای مردانه ذاتاً شرارتبارند و تنها راه رهایی زن از هر نوع رابطه سلطهآمیز با مردان، جدایی طلبی است. بدین روی عملاً رابطه دو جنس را چه در خانواده و چه بیرون از خانواده به رفتاری رقابتگونه و مخاصمت آمیز تبدیل کرده است. ۲-۳-ترویج الگوهای غیراخلاقی در روابط جنسی؛ اگر چه یکی از ویژگیهای تمدنهای کهن اعم از تمدنهای دینی و غیر دینی، پذیرش الگوهای خاص اخلاقی در روابط جنسی و چارچوب خانواده است، با این حال وجود رفتارهای ناهنجار اخلاقی در تمامی این تمدنها امری است که تاریخ این تمدنها آن را تأیید میکند. اما در عین حال ارتکاب ناهنجاریهای اخلاقی در روابط جنسی همیشه به عنوان یک ضد ارزش درجوامع مختلف مطرح بوده است. ۲-۴-تولد کودکان نامشروع؛ پیامد طبیعی ترویج الگوهای غیر اخلاقی در روابط جنسی، افزایش تولد کودکان نامشروع است. ۲-۵-ایجاد رابطه همجنس گرایی؛ جنبش فمینیسم با نقد نهاد خانواده به عنوان الگوی هنجاری روابط جنسی عملاً و علناً اعلام میکند که امور جنسی در انسان پدیدهای متغیر است و رابطه جنسی طبیعی با جنس مخالف در قالب ازدواج از سایر الگوهای روابط جنسی بهتر نیست. فمینیستهای رادیکال و برخی فمینیستهای سوسیال آنچنان در دفاع از همجنسگرایی افراط کردند، که بتی فریدان نگران آن بود که همجنسگرایی به تابلوی اصلی فمینیسم تبدیل شود. جنبشهای فمینیستی با شعار آزادی جنسی و کنترل بر بدن، گروههای متکثر و پر جمعیت همجنسباز را ترویج نمودند. ۲-۶-تلقی ارزش های مردانه در جامعه به عنوان ارزش های انسانی؛ با ظهور انقلاب صنعتی و شکل جدید شرکت زنان در روابط اجتماعی اقتصادی و اتخاذ اجباری جهان بینی مردان، ادراکات و دریافت های زنانه، اندک اندک ناپدید و به بوته فراموشی سپرده می شوند. زنان دیدن خود را از چشمان مردان یا به صورتی که مردان آن ها را می بینند، آغاز می کنند و در این میان آن ها با تن زنانه به ذهن مردانه می گروند[۵۳۷] و این یکی از بزرگترین اشتباهات تاریخی است که ادراکات، دیدگاه ها و ارزش های مردانه را همان ادراکات، دیدگاه ها و ارزش های جامعه تلقی می نماید و وضعیت تمامی آحاد جامعه را با ملاک آن سنجیده می شود، ۲-۷-تحولات گسترده روانی زنان؛ شرکت زنان در شیوه تولید سرمایه داری،منجر به تحولاتی در سیستم فکری آن ها گردید که از جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود: ۲-۷-۱–سازگاری زنان با جهان بینی مردانه؛ در این راستا باید ارزش ها و معیارهای مردانه را اتخاذ نمایند و از نگرش ها و برخوردهای جنس خود بیگانه گردند. در نتیجه مانند مردان عمل نمودند و از دیدگاه آن ها دیدند. ۲-۷-۲-ایجاد رقابت؛زنان با ورود مستقیم به عرصه عمومی به نابرابری ها پی بردند و در پی احقاق حقوق مساوی در آمدند، با ایجاد رقابت در بازار کار، به صورتی ناآگاهانه یا آگاهانه همسران در محیط خانه به رقبایی سرسخت مبدل گشتند و در محیط خانه عامل مخرب آرامش و آسایش افراد شد. ۲-۷-۳-تغییر هویت زنانه؛پیدایش سرمایه داری برای زنان هویت مستقلی را به ارمغان آورد، اما در سطحی ژرف تر و وجودی تر هویت طبیعی آن ها را گرفت، زنان را با طبیعت خود بیگانه و از زن بودن خود ناراضی نمود. ۲-۷-۴–نابودی سرور و شادی زنانه؛با فراموشی فضایل و خصوصیات زنانه به سختی می توان شادی و سرور در زنان به جهت زنانگی خود یافت، زیرا در جامعه مردمحور، زنانگی بی ارزش قلمداد می شد.بدین روی با تغلیب جهان بینی مردانه به جای جهان بینی انسانی، زنان با مردان مقایسه شدند و مادون آن ها قرار گرفتند و به اندیشه و نگرش زنانه نسبت به هستی بهایی داده نشد. ۲-۷-۵–توجه به زن گرایی؛برخی فمنیست ها جهت جبران سرکوبی شدیدشان در طی قرن ها توسط مردان و جامعه، به این امر که زنان برتر از مردانند، دست یافتند.
طلاق نه تنها مشکل زن غربی را حل نکرد، بلکه در درازمدت مسائل روحی روانی بیشتری برای او و جامعه بوجود آورد. مانند افسردگی زن و مردی که متارکه کرده اند. اثرات زیان بار طلاق بر زندگی فرزندان و آینده آن ها اثرات زیان باری به جای گذارد.
-
- مضرات اشتغال زن در خارج از منزل؛
با عدم رعایت قوانین حضور زنان در جامعه، فعالیت اجتماعی آنان مشکلاتی در پی داشت. از جمله:
-
- بروز نابسامانی در خانواده به دلیل استقلال مالی؛
-
- از بین رفتن عفاف زن یا فروپاشی ارزش های سنتی؛
-
- بی توجهی به نفقه از جانب مرد که به عنوان تکلیفی بر عهده شوهر است.
-
- کاهش دستمزد زن موجب کاهش ارزش و جایگاهی او؛
-
- کاهش امنیت غذایی و بهداشتی؛
- نابسامانی و ناهنجاری در خانواده و از بین رفتن صفا و صمیمیت و آرامش؛
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۴-۳-۱ معرفی برنامۀ SIGMA/W برنامه SIGMA یک محصول نرم افزاری از نوع المان محدود میباشد که برای تحلیل تنش و تغییر شکل سازههای خاکی استفاده می شود. این برنامه دارای فرمولبندی جامعی میباشد که مسائل ساده و هم پیچیده را تحلیل می کند. به عنوان مثال میتوان تحلیل ساده تغییر شکل الاستیک و یا تحلیل پیچیده از نوع تنش موثر الاستوپلاستیک غیرخطی را با این برنامه انجام داد. هنگامیکه این برنامه با برنامه SEEP (دیگر محصول نرم افزار GEO SLOPE ) ترکیب شود، در این حالت میتوان ایجاد و استهلاک فشار آب منفذی در ساختمان خاک به هنگام اعمال بارهای خارجی مدل نمود. برنامه SIGMA در تحلیل و طراحی پروژه های مهندسی ژئوتکنیک، عمران و معدن کاربرد دارد]۳۸[. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۴-۳-۲ کاربرد برنامۀ SIGMA/W انواع مختلفی از روابط تنش-کرنش که محدوده آن از مدل الاستیک خطی ساده تا مدل الاستوپلاستیک غیر خطی میباشد، در این برنامه می تواند مورد استفاده قرار گیرد. بارهای خارجی میتوانند در صفحه مدل حذف و یا اعمال شوند. برنامه SIGMA می تواند برای محاسبه تغییرات فشار آب منفذی حاصل از تغییرات تنش مورد استفاده قرار گیرد. بیشترین کاربرد معمول برنامه SIGMA محاسبه تغییر شکلهای حاصل از خاکریزی یا خاکبرداری مانند پیها، خاکریزها، حفاریها و تونلها میباشد]۳۸[. ۳-۴-۳-۳ امکانات و قابلیت های برنامۀ SIGMA/W پیش طرح رسم مسأله ، متن ورود عکس پیش طرح رسم مسأله و خصوصیات متن کمک زیادی به تعریف مدل و فراهم کردن خروجی نتایج می کند. رسم مسأله مانند رسم خطوط، دوایر و کمانها برای پیش طرح حوزه مسأله قبل از تعریف مش المان محدود آنها مفید میباشند. متن نقشه برای نمایش اطلاعاتی مثل نام مصالح و خصوصیات آنها به کار میرود. خصوصیات متن دینامیکی بدین صورت است که متن اطلاعات پروژه را با تغییر در اطلاعات پروژه به طور خودکار تغییر میدهد. شرایط مرزی میتوانند با کمک موس، به نقاط و لبهها اختصاص یابند]۳۷[. محاسبۀ نتایج بعد از تعریف مسأله، تحلیل توسط برنامه انجام می شود. تحلیل غیرخطی به یک روند تکرار نیاز دارد که به حل مورد نظر همگرا شود. برای کنترل روند پیشرفت همگرایی میتوان از نمودار همگرایی کمک گرفت. به عنوان مثال در شکل (۳-۱) روند همگرایی تغییر مکان با فرایند تکرار نشان داده شده است. شکل ۳-۱ :روند همگرایی تغییرمکان ها با تکرار تحلیل مشاهده نتایج بعد از تعریف مسأله و تحلیل آن میتوان نتایج را به صورت گرافیکی مشاهده نمود. در شکل (۳-۲) نمونه ای از نتایج تغییرمکان گرهها را به صورت گرافیکی ارائه شده است: شکل ۳-۲ :نمونه ای از نتایج گرافیکی تغییرمکان گره فرمان Placing Fill برای تخمین واقعبینانه از تغییر مکانهای ایجاد شده در زمان ساخت خاکریز، تحلیل غیر خطی لازم میباشد ولی تحلیل الاستیک خطی ساده تغییر مکانها را به طور قابل توجهی دست پایین تخمین میزند. مدلهای Cam-Clay، Modified Cam-Clay بهترین گزینه برای خاکهایی که به طور ناچیز پیش تحکیم یافتهاند میباشد و برای خاکهای فوق پیش تحکیم یافته کاربرد ندارد.]۳۸[. به طور خلاصه برای انتخاب مدل خاکی که با شرایط خاک و تحلیل مسأله سازگار باشد قضاوتهای مهندسی لازم است. در مدل Insitu ، فقط از مدل رفتاری الاستیک خطی میتوان استفاده نمود و ضریب k0 (فشار خاک در شرایط سکون) نیز باید تعریف شود و این مدل به مراحل زمانی نیازی ندارد. مزیت تحلیل تحکیم غیر وابسته این است که دو مقدار فشار آب منفذی در ابتدا و پایان تحکیم برای برنامه تعریف می شود. در سیستم آحاد متریک، واحد زمان ،ثانیه و در سیستم آحاد انگلیسی، واحد زمان ساعت است که این واحد با تعریف نفوذپذیری به صورت می تواند به صورت روز نیز تعیین شود. در تحلیل به روش تنش کل در مدل الاستیک خطی فقط پارامترهای مدول سختی E و نسبت پواسون مورد استفاده قرار میگیرند]۳۹[. قبل از اجرای فرمان SOLVE داده های ورودی مسئله میبایست کنترل و تأیید شوند تا اطمینان حاصل گردد که داده ها به طور صحیح معرفی شده اند و هیچ خطایی ظاهر نمی شود. برای حل معادلات المان محدود، ترتیب شماره نقاط در جهت افقی یا قائم دارای اهمیت میباشند و شکل آنها نیز به ترتیب از شماره ۱ شروع میگردد. اختلاف کم در شمارۀ نقاط هر المان کمک زیادی برای به حداقل رساندن حافظه مورد نیاز پردازشگر SOLVE می کند. هرچند برنامۀ SIGMA هر زمان که المانهای گروهی توسط کاربر ایجاد می شوند، شمارۀ نقاط و المانها را به طور خودکار مرتب می کند، اما وقتی که المانهای تکی با بهره گرفتن از فرمان رسم المان تکی ایجاد می شوند و یا وقتی که نقاط و المانها با بهره گرفتن از فرمانهای KeyIn Node یا Element KeyIn به مسئله اضافه میشوند، مشها مرتب نمیشوند. فرمان رسم المانهای نامحدود نیز در صورت لزوم، نقاط کمکی را به المانهای نا محدود اضافه می کند. این نقاط نیز زمانی که اضافه میشوند مرتب نیستند]۳۷[. وقتیکه در مسئله از مصالح با رفتار الاستیک خطی استفاده می شود تعداد مراحل تکرار به طور خودکار عدد یک انتخاب می شود. تعداد تکرار مراحل زمانی در مصالح با رفتار الاستیک غیر خطی یا الاستوپلاستیک میبایست تعیین شوند. پس از انجام تکرار و رسیدن به معیار همگرایی، محاسبات متوقف خواهد شد. معیار همگرایی جابجایی وقتی ارضاء می شود که درصد تغییر در (متوسط جابجایی) Disp Norm از یک تکرار به تکرار بعدی کمتر از میزان درصد خطای مجاز همگرایی گردد. پس از انجام تکرار و رسیدن به معیار همگرایی، محاسبات متوقف خواهد شد. معیار همگرایی جا به جایی وقتی ارضاء می شود که درصد تغییر در (متوسط جابجایی) Disp Norm از یک تکرار به تکرار بعدی کمتر از میزان درصد خطای مجاز همگرایی گردد. برنامه SIGMA تنها پارامترهایی که برای نقاط محاسبه می کند، اطلاعات و نیروی مرزی نقاط میباشند. با انتخاب دکمه Node Information و سپس انتخاب گرۀ مورد نظر اطلاعات آن گره را میتوان مشاهده نمود]۳۸[. انواع شرایط مرزی گره : الف- None- خنثی ب-x-Disp – تغییر مکان در جهت x y-Disp – تغییر مکان در جهت y ج- x-Force – نیرو در جهت x y- Force – نیرو در جهت y د- x-Spring – مقاومت فنر در جهت x y-Spring – مقاومت فنر در جهت y -گزینه X-Action : برای تعیین مقدار تغییر مکان، مقدار نیرو یا مقاومت فنر برای گره مرزی در جهت x استفاده می شود. اگر تابع مرزی (Fn#) در جهت x برای یک گره معرفی شود بنابراین مقدار X-Action در محاسبات در نظر گرفته نمی شود]۳۸[. -گزینه Fixed Rotation : این فرمان برای ثابت نگه داشتن چرخش گره در المان سازهای استفاده می شود. اگر هیچ گرهای در طول لبۀ المان سازهای تعریف نشود این گزینه غیرفعال خواهد بود. شرایط مرزی نقاط با بهره گرفتن از فرمان Draw Node Boundray Condition تعریف می شود. اگر تابع مرزی x یا y تعریف شوند پردازشگر Slove مقدارx-y Actio را از تابع مرزی محاسبه می کند و مقدار x-y Actionتعیین شده در قسمت DEFINE را به کار نمیگیرد ولی اگر تابع مرزی X-Y معرفی نشود بنابراین پردازشگر SOLVE از مقدارx-y Action تعیین شده (مربوط به گرهها و لبهها) استفاده می کند. شرایط مرزی فشار را نمی توان برای گرهها تعریف کرد بلکه میبایست آنها را در لبۀ المان با بهره گرفتن از فرمان Draw Edge B.C تعریف نمود]۳۹[. انواع فشار مرزی که به لبۀ المان اختصاص مییابند: الف-گزینۀ None : بدون فشار مرزی ب-گزینه Normal/Tan Stress : عملکرد اول (x) تنش در جهت x را مشخص می کند و عملکرد دوم (y) تنش در جهت y را مشخص می کند. ج-گزینۀ x-y Stress : عملکرد اول (x ) تنش در جهت x را مشخص می کند و عملکرد دوم y تنش در جهت y را مشخص می کند. د-گزینۀ Fluid Pressure : عملکرد اول ارتفاع سیال را مشخص می کند و عملکرد دوم وزن خود سیال را مشخص می کند. در جعبه اصلاح اول و دوم مربوط به Action مقدار مربوط به نوع مرز و در قسمت Fn# شمارۀ تابع آن تعریف می شود که در جعبه اصلاح دوم اگر گزینۀ فشار سیال (Fluid Pressure) انتخاب شود وزن مخصوص سیال به صورت تابع تعریف نمی شود. شرایط مرزی لبۀ می تواند با فرمان Draw Boundray Condition نیز تعریف شود. پردازشگر solve با کمک انتگرالگیری عددی هر کدام از شرایط مرزی تعریف شده برای لبه را به نیروهای گرهای در نقاط تعریف شده روی لبه تبدیل می کند. هر قسمتی از نقشه که با فرمان View Preference دیده نشود، در تعریف مسئله باقی خواهد ماند ولی نمایش داده نمی شود]۳۸[. انواع تحلیل تنش تحلیل بار/تغییر شکل: یک تحلیل تنش و تغییر شکل عمومی است که به کمک آن کاربر می تواند شرایط مرزی را تعریف کند. اگر گزینۀ Adjust Fill to Design Elevation علامت زده شود، بعد از هر مرحلۀ زمانی، برنامۀ SIGMA سطح فوقانی هر کدام از المانهای خاکریزی شده را با موقعیت جدید تنظیم و هماهنگ می کند و به ارتفاع اصلی طراحی بر میگرداند. به این معنی که زمانی که خاکریز مستقر گردید موقعیت خاکریز با لایه های قبلی پیوسته و دائمی می شود تا اینکه به ارتفاع تعیین شده برسد. - تحلیل Insitu 1 (درجای۱) برای برقراری شرایط تنش اولیه درجا که توسط وزن خود خاک ایجاد می شود، استفاده میگردد. - تحلیل Insitu 1 (درجای۲) شرایط تنش اولیه درجا را با بهره گرفتن از وزن غوطهوری خاک برقرار می کند. شرایط فشار آب حفرهای اولیه را میتوان با فرمان Initial Water Table و یا از فایل PWP و یا فایل هد آب انتخاب شده بهدست آورد. - تحلیل Consolidation در برنامۀ SEEP برای ادغام کامل حل مسئله در برنامه های SIGMA و SEEP میباشد. برای این تحلیل لازم است که از نسخههای یکسان برنامه های SEEP و SIGMA استفاده شود]۳۹[. (شکل ۳- ۳). شکل ۳-۳ : جعبه تنظیمات انواع آنالیز ها (Type Analaysis Setting ) خصوصیات مدلهای مصالح برنامه SIGMAبرای مدلهای مختلفی از خاک الاستیک و الاستوپلاستیک طراحی شده است. در زیر مدلهای رفتاری خاک موجود در برنامه در اشکال (۳-۴) تا (۳-۹) آورده شده است]۳۷[: شکل ۳-۴ : نمودار تنش-کرنش مدل مصالح از نوع الاستیک خطی]۳۷[ شکل ۳-۵ : نمودار تنش-کرنش مدل مصالح از نوع الاستیک خطی و الاستیک خطی غیر همسان]۳۷[ شکل ۳-۶ : نمودار تنش-کرنش مدل مصالح از نوع الاستیک غیرخطی ( مدل هذلولی دانکن و چانگ)]۳۷[ شکل ۳-۷ : نمودار تنش-کرنش از مدل مصالح از نوع الاستو پلاستیک]۳۷[ شکل ۳-۸ : نمودار تنش-کرنش از مدل مصالح از نوع نرم شوندگی کرنش]۳۷[
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آبراهامیان، یرواند، ۱۳۷۷، “ایران بین دو انقلاب"، ترجمه: گلمحمدی، احمد و فتاحی، محمد ابراهیم، نشر نی، چاپ دوازدهم، ۱۳۸۶ آل اسحاق، یحیی،۲۰/۹/۸۶ ، “مصاحبه با روزنامه اعتماد” احمدی امویی، بهمن، ۱۳۸۳،"اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی"،گام نو احمدی امویی، بهمن،۱۳۸۷،"مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند؟"،گام نو اشرف، احمد و بنوعزیزی، علی، ۱۳۸۸، “طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران"، ترجمه: ترابی فارسانی، سهیلا، انتشارات نیلوفر افکارنیوز، ۱۳۹۰، “تجربه دیگران از حسلب ذخیره ارزی”، منتشر شده در تاریخ ۲۶/۱۲/۱۳۹۰، قابل دسترسی در: www.afkarnews.ir بانک جهانی،۲۰۱۰، “گزارش روند تاسیس بانکها در آلمان غربی در دهه های ۱۹۲۰و ۱۹۳۰"، قابل دسترسی در: www.reports.worldbank.org/home.aspx بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، “نماگرهای سالانه در سالهای مختلف"، قابل مشاهده در: www.cbi.ir/pages/1378.spx بانک ملی، ۱۳۳۵، بولتن شماره ۸۱ برودل، فرناند، ۱۳۸۸، “پویایی سرمایهداری"، ترجمه: خداقلی، عباس، انتشارات کتاب آمه بهرامی، محسن،۱۳۸۳، “اسکلههای نامرئی، کالاهای قاچاق مرئی"، مصاحبه با خبرگزاری ایسنا پهلوی، محمدرضا،۱۳۵۵، “مصاحبه با روزنامه کیهان"، به تاریخ ۳/۸/۵۵، آرشیو روزنامه کیهان جهانگیری، اسحاق،۱۳۸۶،"گفتگو با سالنامه روزنامه سرمایه"،اسفند ۱۳۸۶، ص:۳۳-۳۶ حسین یزدی، مریم، ۱۳۸۷، “بوروکراسی از دیدگاه ماکس وبر"، تارنمای “انسان شناسی و فرهنگ"، قابل دسترسی در: http://anthropology.ir/node/22897 رزاقی، ابراهیم، ۱۳۷۶، “آشنایی با اقتصاد ایران"، نشر نی روزنامه اطلاعات،۱۳۸۵، “گزارش۲۱ بندی مشاوره ماده۴ صندوق بینالمللی پول"،۱۱/۲/۱۳۸۵، صفحات ۱۱و۱۲ روزنامه اعتماد، ۱۳۸۶، “مصاحبه با مسئول رسیدگی به نامهها در سفرهای استانی رئیس جمهور"، ۲۰/۸/۱۳۸۶، ص ۳ روزنامه آفتاب یزد، ۱۳۸۴، “گزارش صندوق بینالمللی پول از میزان و رتبه تورمی کشورها"، منتشر شده در روزنامه آفتاب یزد، مورخ ۲۰/۴/۱۳۸۴، صفحه ۵) روزنامه توسعه، ۱۳۸۴، “گزارش بانک جهانی از توزیع فقر در ایران"، منتشر شده در روزنامه توسعه مورخ ۲۴/۳/۱۳۸۴، صفحات ۱۱و۱۲ روزنامه دنیای اقتصاد، ۱۳۸۷، “گزارشی از وضعیت واردات در کشور"، ۲۴/۱/۸۷ ، ص:۳ روزنامه رستاخیز،۱۳۵۶، “گزارش کمکهای مالی و اقتصادی ایران به تعدادی از کشورها"، منتشر شده در تاریخ ۲۳/۱۰/۵۶، به نقل از تارنمای تاریخ ایرانی، قابل دسترس در: www.tarikhirani.ir روزنامه سرمایه، ۱۳۸۶، “برداشت از حساب ذخیره ارزی برای واردات میوه!"، ۲۶/۱۲/۱۳۸۶ ، ص:۵ (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
روزنامه سرمایه، ۱۳۸۶،"مصاحبه با معاون اجتماعی معاونت برنامریزی ریاست جمهوری درباره بودجه ۸۷"، ۲۶/۱۲/۱۳۸۶، ص:۲ روزنامه سرمایه،۱۳۸۶، “مصاحبه با وزیر کشاورزی"، سالنامه، اسفند ۱۳۸۶،صفحات ۶۳-۶۶٫ روزنامه کارگزاران، ۱۳۸۶، “مصاحبه با اسماعیل میری"، رئیس دفتر ارزیابی عملکرد بهزیستی استان سیستان و بلوچستان،۱۰/۱۱/۱۳۸۶، صفحات ۵ و ۶ روزنامه کارگزاران، ۱۱/۱۰/۱۳۸۶، “اسماعیل میری، معاون مشارکتهای مردمی و اشتغال بهزیستی استان سیستان و بلوچستان"، ص: ۸ روزنامه مردمسالاری، ۱۳۸۴، “گزارش صندوق بینالمللی پول از نحوه مصرف مازاد درآمدهای نفتی در کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا در سالهای۲۰۰۳-۲۰۰۵"، منتشر شده در روزنامه مردمسالاری مورخ ۳/۷/۱۳۸۴،صفحات ۷ و ۸ روزنامه مردمسالاری،۱۳۸۴، “گزارش صندوق بینالمللی پول از نحوه مصرف درآمدهای نفتی"، ۳/۱۰/۱۳۸۴ زاهدی، اردشیر، ۱۳۵۶، “مصاحبه با تلویزیون آمریکایی در مهر ماه ۵۶"، به نقل از تارنمای تاریخ ایرانی، قابل دسترس در: www.tarikhirani.ir سازمان خصوصی سازی، معاونت مطالعات،برنامهریزی و ارزیابی،۱۳۹۰، “گزارش ارزیابی نحوه واگذاری واحدهای دولتی واگذار شده به بخش خصوصی"، تیرماه ۱۳۹۰، قابل مشاهده در: www.ipo.ir/index.aspx سازمان مدیریت صنعتی، ۱۳۸۸، “فهرست ۱۰۰ شرکت برتر ایران"، قابل دسترسی در: www.imi100.imi.ir سیف اللهی(ننهکرانی)، سیف الله،۱۳۷۴، “اقتصاد سیاسی ایران: مجموعه مقالهها و نظرها"، پژوهشکده جامعه پژوهی و برنامهریزی المیزان شجیعی، زهرا، ۱۳۶۲، “نمایندگان مجلس شورای ملی در بیست و یک دوره قانونگزاری: مطالعه از نظر جامعه شناسی سیاسی"، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی صابر، هدی،۱۳۸۷، “آبپاش پر سوراخ"، دوماهنامه چشم انداز ایران، شماره ۴۹، اردیبهشت و خرداد ۱۳۸۷ عروضی، علیرضا، ۱۳۷۵، “خاطرات ابوالحسن ابتهاج"، انتشارات علمی علمداری،کاظم،۱۳۸۷،"چرا اصلاحات شکست خورد: نقدی بر عملکرد هشت ساله اصلاح طلبان در ایران، ۱۳۷۶-۱۳۸۵"، انتشارات ایران آینده فوران، جان، ۱۳۸۹، “مقاومت شکننده: تاریخ تحولات اجتماعی ایران از سال ۱۵۰۰ میلادی(مطابق با ۸۷۹شمسی) تا انقلاب"، ترجمه: تدین، احمد، موسسه خدمات فرهنگی رسا کاتوزیان، محمد علی همایون ،۱۳۷۲، “اقتصاد سیاسی ایران” ، ترجمه: نفیسی، محمد رضا و عزیزی، کامبیز، نشر مرکز گرنفل، مایکل، ۱۳۹۲، “مفاهیم کلیدی پیر بوردیو"، ترجمه: محمد مهدی لیبی، نشر افکار گمرک ایران،۱۳۸۷،"آمار تجارت خارجی ایران"، تارنمای رسمی گمرک ایران، فروردین۱۳۸۷، قابل دسترسی در: www.irica.gov.ir گولد، جولیوس و کولب، ویلیام،۱۳۹۲، “فرهنگ علوم اجتماعی"، ترجمه: پرهام، باقر، نشر مازیار متن استعفانامه نمایندگان مجلس ششم، جراید سال ۸۲ مجیدی، عبدالمجید،۱۳۵۱، “برنامه پنجم عمرانی کشور(تجدید نظر شده)۱۳۵۲-۱۳۵۶"، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، قابل دسترس در: http://rc.majlis.ir/fa/law/show/97267 مجیدی، عبدالمجید، ۱۳۸۷، “خاطرات عبدالمجید مجیدی"، نشر صفحه سفید والدهایم، کورت،۱۳۵۶،"مصاحبه با روزنامه رستاخیز به تاریخ ۲۰/۱۰/۱۳۵۶"، به نقل از تارنمای تاریخ ایرانی، قابل دسترس در: www.tarikhirani.ir مرعشی، حسین، ۱۳۸۷،"گفتگو با شهروند امروز"، شماره ۷۱ مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، ۱۳۸۶، “گزارش ارزیابی طرح بنگاههای زود بازده"، دفتر اقتصاد کلان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رانندگی زیاد خواب آلودگی
تفاوتی ندارد
الکل مسکن ها مواد توهم زا محرک ها
تفاوتی ندارد
کودکی نوجوانی جوانی بزرگسالی پیری
جدول ۲-۵ تقسیم بندی ویژگی های روان شناختی تصادفات شخصیت: ویژگیهای شخصیتی می تواند با رفتارهای ترافیکی و نحوه رانندگی فرد ارتباط داشته باشد. شواهد زیادی حاکی از وجود رابطه میان صفات شخصیتی و رفتار تصادف است. مک گوایر (۱۹۷۶) در تحقیقی که در سال ۱۹۷۶ انجام داد دریافت که بعضی از تصادفات بزرگراه ها مرتبط با عواملی چون بیثباتی عاطفی، غم، رفتار ضد اجتماعی یا فشار روانی بوده است که این رفتارها باعث می شود احتیاط، توجه، مسئولیت پذیری، مراقبت و هوشیاری راننده کم شده و خطر تصادف بیشتر گردد. از دیگر ویژگیهای شخصیتی می توان به عجول بودن، فقدان احساس مسئولیت در مقابل دیگران، هیجان خواهی یا بیتوجهی به مقررات رانندگی و پرخاشگری اشاره کرد که به اختصار توضیح داده می شود (رستم زاده، ۱۳۸۹، ۴۱). الف) هیجانخواهی در رانندگی: هیجان خواهی یکی از ویژگی های شخصیتی است که گرایش فرد را به سوی تجارب جدید و خطر کردن برای بدست آوردن آنها را نشان میدهد. در واقع برخی از اشخاص فعالانه به دنبال موقعیتهای خطرناک می روند. بنابراین هیجان خواهی و ماجراجویی شامل فعالیتهای بیرونی و غیر رقابتی است که خطر چالش شخصی و خطر پذیری در آن است به عنوان مثال افراد هیجان خواه با سرعت زیادتر رانندگی می کنند و به استقبال خطر می روند. (سوری، ۱۳۸۴، ۶۶) (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
آیزنگ هیجان خواهی را از مؤلفه های برونگرایی میداند ولی زاکرِمن[۱۰] معتقد است هیجانخواهی به انگیختگی مغزی و برونگرایی به انگیختگی دستگاه کناری مربوط می شود.(سوری، ۱۳۸۴، ۶۷). از نظر رفتاری فرد هیجان خواه بر خلاف فرد برونگرا علاقه مند به جستجوی تجربه جدید است و به دنبال کارهای مخاطره آمیز بوده و فعالیت های جدید و غیر معمول را می طلبد. افراد هیجانخواه از یکنواختی و فعالیتهای عادی زود خسته میشوند. خون کسانی که در آزمون هیجانخواهی نمره بالایی می گیرند نسبت به کسانی که نمره کمتری دارند مقدار آنزیمی که در انتقال جریان های عصبی مغز دارد کمتر است.شواهد نشان داده است که تنیدگی ناشی از رانندگی موجب نقصان کارآیی شده و پریشانی خاطر به دنبال دارد به طوریکه موجب تشدید اضطراب و تنش های فردی شده و در نهایت به افزایش امکان تصادف منجر می شود. همچنین مطالعات دیگر نشانگر ارتباط مستقیم بین حالت تعادل روانی راننده و وسیله نقلیه با نحوه رانندگی است.در این رابطه گروهی از رانندگان تریلی بر آن شدند تا مانع رانندگی اعضایی از گروه شوند که به تازگی از بستر یک بیماری حاد برخاسته و یا به نحوی با مشکلات عاطفی دست به گریبان بودند این اقدام به کاهش میزان تصادفات منجر شد (تازه های ترافیک، ۱۳۷۸،۴۴). ب)پرخاشگری در رانندگی: رفتار تهاجمی و یا پرخاشگری در رانندگی به آن نوع از رانندگی اطلاق می شود که راننده متأثر از سلطه احساسات و هیجانات نامتعادل و نامعقول وسیله نقلیه خود را به صور نا امن و خلاف مقررات هدایت می کند. همه ما شاهد رفتارهای پرخاشگرانه در رانندگی هستیم. این رفتارها به صور گوناگون از جمله توهین و فحاشی، رفتار های ناپسند، سرعت غیر مجاز، مانورها، ترمزهای مکرر و ناگهانی برای تنبیه راننده دیگر، عدم رعایت فاصله با سایر خودروها، سبقت غیر مجاز، بوق زدنهای مکررو نامعقول و.. بروز می کند.گاهی برخی از رانندگان که رفتار خلاف و خشونت آمیزی را مرتکب شده و توسط پلیس شناسایی و جریمه میشوند حتی پرخاشگری خود را متوجه پلیس مینمایند. در برخی از شرایط این افراد نابهنجار به زد و خورد میپردازند که لازم است پلیس با درایت و سعه صدر با آنها برخورد نماید (افروز،۱۳۸۰، ۳۵). علل پرخاشگری در رانندگی پرخاشگری در رانندگی ممکن است علل مختلفی داشته باشد که به بعضی از آنها اشاره میگردد: ۱- علل شخصیتی و روانی از قبیل: الف: وجود خصیصه های شخصیتی نا شکیبایی، بیقراری و بی دقتی در امور. ب: قدرت طلبی و زور مداری. ج: بی پروایی و یاغیگری خیابانی ۲- ویژگیهای فردی: برخی از ویژگیهای فردی مانند سن و جنس نیز احتمال بروز رفتار پرخاشگری را تعیین می کنند، به عنوان مثال جنس مذکر بیشتر از مؤنث دست به پرخاشگری در رانندگی میزند. از طرفی افرادی که ۱۵ تا ۲۴ سال دارند احتمال بروز پرخاشگری در آنها بیشتر است.(سوری،۱۳۸۴، ۳۴). ۳- یادگیری رفتار پرخاشگرانه: به عنوان مثال شخص رفتار پرخاشگرانه رانندگان دیگر را دیده و مشاهده کرده که نه تنها با آنها برخوردی صورت نگرفته بلکه باعث پیش افتادن آنها نیز شده است. ۴- خستگی جسمانی و روانی: خستگی جسمانی و روانی میزان تحریک پذیری را افزایش میدهد و حتی از زمان سرعت واکنش انسان میکاهد.کاهش سرعت باعث ناراحتی دیگران و بروز پرخاشگری در آنان میگردد. گاهی مواقع رانندگانی هستند که ساعتها در مسیر طولانی و یا یکنواخت رانندگی می کنند. همین امر موجب خستگی آنان میگردد که به دنبال آن تحریک پذیری و واکنش پرخاشگرانه بیشتر می شود (همان منبع، ۳۶). ۵- سرو صدا: در چندین مطالعه گزارش شده که افرادی که در معرض صداهای بلند و تحریک کننده قرار میگیرند خشونت مستقیم و شدیدتری نسبت به افرادی که در معرض اینگونه شرایط محیطی نیستند از خود نشان می دهند ۶- آب هوا: وقتی آب هوا بسیار گرم و یا بسیار مربوط باشد افراد بیشتر احتمال دارد که احساسات منفی را ابراز کنند. خشونتها اغلب در ماه های گرم تابستان روی میدهد. تحقیق دیگری روی رانندگان نشان میدهد در روزهایی که درجه حرارت ۳۲ تا ۴۷ درجه سانتی گراد بود، میزان بوق زدن رانندگان افزایش مییافت. ۷- نابسامانی در امر ترافیک: از دست دادن زمان به علت ترافیکهای بسیار کند، تخلفات رانندگی، خیابانهای شلوغ و نامناسب، عدم رعایت احترام دیگران، سرپیچی از مقررات و قوانین، سبقتهای غیر مجاز و…همگی از جمله مسائلی است که در رفتار تهاجمی رانندگان نقش دارند(همان منبع، ۳۶).
علل شخصیتی و روانی
ویژگی های فردی
یادگیری رفتار پرخاشگرانه
خستگی
سر و صدا
آب و هوا
نابسامانی در ترافیک
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نقشه ۳-۱- موقعیت شهرستان سواد کوه ۳-۳-پل سفید: پل سفید ، مرکز شهرستان سوادکوه در استان مازندران . شهر پل سفید در مشرق شهرستان سوادکوه ، در دامنه شمالی رشته کوه البرز میانی ، در ارتفاع ششصدمتری و در قسمت علیای رود تالار ، بر سر راه اصلی تهران ـ قائم شهر (معروف به جاده فیروزکوه ) در حدود ۷۵ کیلومتری شهر ساری (مرکز استان ) قرار دارد. فیروزکوه در ۵۸ کیلومتری جنوب غربی و قائم شهر در ۵۰ کیلومتری شمال آن است. ناحیه ای که پل سفید در آن قرار دارد کوهستانی است و در گذشته ، جبال شروین نامیده می شد. پیرامون شهر پل سفید را کوههایی فرا گرفته است که مهمترین آنها، سامان سی در شمال ، سیتَک و اَلوات / الواط در مشرق ، غِل غِلوک و گَتو/ گت تول در جنوب و لالَتا در مغرب است (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی ایران ، ج ۲۸، ص ۱۳۹). رود تالار، که از دره غربی کوه الوات به سوی پل سفید جریان می یابد، از میان شهر می گذرد (جعفری ، ج ۲، ص۱۴۴ )آب مصرفی اهالی شهر و زمینهای کشاورزی از این رود و از چشمه ها تأمین می شود ( جغرافیای کامل ایران ، ج ۲، ص ۱۱۴۳؛ حسینعلی رزم آرا، ج ۳، ص ۶۴ ). راه آهن سراسری شمال در این شهر ایستگاه دارد و پل معروف وِرِسْک در حدود سی کیلومتری جنوب غربی شهر قرار دارد از جمله معادن مهم پل سفید، معدن زغال البرز مرکزی در چهار کیلومتری شمال غربی شهر است (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلّح ، ج ۲۸، ص ۳۱۰). ۳-۴-ویژگی آب و هوایی منطقه مورد مطالعه: آب وهوای سوادکوه متاثرازدوعامل ۱- جهان اقلیمی ۲- عوامل ژِنتیکی(جغرافیایی وزمین اقلیمی) می باشد اب وهوای این منطقه متاثرازتوده هواهای غربی که از اقیانوس اطلس سرچشمه می گیرند وپس ازعبورازروی دریای مدیترانه رطوبت زیادی رادریافت می دارد می باشد بنابراین درجه حرارت دراین شهرستان زیاد بالا نمی رود وفصل خشک در این شهرستان در طول سال یافت نمی شود وبطور متوسط سالانه حدود ۹۰۰میلی متر باران دراین منطقه خوش آب وهوامی بارد حرکت توده های مرطوب دریای خزر درفصل بهاروتابستان باعث ریزش بارنهای نرم وریزمی شود که حال وهوای خاص بهشتی را در منطقه حاکم میکند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
بهشت جغرافیایی منطقه سوادکوه متشکل از: ۱-دشت وجلگه در پایین دست وقسمت شمال شهرستان ۲- کوهپایه ای باپوشش زیبا وانبوه جنگلی درقسمت مرکزی شهرستان ۳- کوهستانی درقسمت بالادست وجنوب وجنوب غربی منطقه دارای پوشش جنگلی انبوه تاارتفاع ۲۰۰۰متری وبالاتراز آن جنگلهای تنک ومراتع وچراگاههای زیبا باانواع گلها وگیاهان دارویی کمیاب بطور کلی شهرستان سوادکوه دارای آب و هوای کوهستانی معتدل ویا مدیترانه ای کوهستانی و مرطوب خزری برخوردار است. از ویژگی های آب و هوایی سوادکوه نوسان اندک تغییرات دمای سالیانه و دامنه کوتاه ، تغییرات شبانه روزی ها ، رطوبت نسبی بالا ، ریزش باران تقریباً در تمام طول سال می باشد. دمای متوسط سوادکوه در دی ماه با پایین ترین میزان یعنی۲/۷ درجه سانتی گراد و در مرداد ماه اوج دما در شمال ۴/۲۶ و در جنوب ۸/۲۱ درجه سانتی گراد می رسد . در سردترین ماه سال یعنی دی و بهمن به زیر خط صفر نمی رسد و علت نم موجود دریای مازندران است . به همین خاطر اختلاف دمای سالیانه زیاد نیست . ۳-۵-بررسی خصوصیات اجتماعی و اقتصادی شهر پل سفید: شهرپل سفید مرکزفرمانداری شهرستان سوادکوه است.این شهرکه درمسیرجاده ارتباطی فیروزکوه به قایمشهرقراردارداین شهردرمسیرراه آهن شمال قرارگرفته است وایستگاه هفدهم راه آهن رابعدازتهران تشکیل میدهد.وجه نامگذاری این شهر،وجودپل رودخانه تالاراست که دوچشمه دارد ومربوط به دوره قاجاریه است.توسعه نخستین این شهربااحداث ایستگاه راه آهن وسکونت کارگران راه آهن وسپس معدنچیان معادن زغال سنگ آغازگردیده است. در سال ۱۳۸۱ شهرپل سفید ۴/۱۴۵هکتارمساحت داردکه ۶/۴هکتارآن مربوط به تاسیسات راه آهن می باشد وبقیه راکه برابر۸/۱۴۰هکتاراست اراضی شهرباکاربریهای شهری تشکیل میدهد. ۳-۶-توزیع جمعیت وتراکم محلات شهری پل سفید شهر پل سفید از نه محله تشکیل شده که در جدول ۳-۱ جمعیت ،مساحت ،سطوح مسکونی و تراکم جمعیتی مشخص شده است. .تراکم ناخالص درکل شهرمعادل۳/۵۹نفردرهکتاروتراکم خالص جمعیت درمقایسه بااغلب شهرهای استانهای شمال،تراکم زیادوفشرده ای است که نمایانگرمحدودیت فراوان اراضی مناسب برای سطوح مسکونی دراین منطقه است.سطوح کوهستانی وشیب های فراوان واراضی سنگلاخی فراوان توسعه شهری رادراین محدوده بامشکلات فراوان روبرو ساخته است. ازمجموع ۸/۱۴۰هکتاراراضی این شهرفقط ۸/۱۹هکتارآن که برابر۱/۱۴درصد آن است به سطوح مسکونی اختصاص یافته وبه همین تراکم وفشردگی جمعیت دربرخی محلات بسیارزیادترحد معمول است .برداشت مشاورنشان میدهدکه درمحله های شماره۳و۵و۶و۹میزان تراکم خالص جمعیت درسطح بیشتراز۱۲۰۰نفردرهکتاراست که سرانه زمین مسکونی برای هرنفررامعادل ۸مترمربع نشان میدهد.درحالیکه درسایرمحلات شهری این تراکم به میزان متعادل نزدیک شده وبین۳۰۰ تا۴۰۰ نفردرهکتارمیباشد جدول۳-۱-توزیع جمعیت وتراکم محلات شهری پل سفید
| شماره |
جمعیت |
مساحت(هکتار) |
سطوح مسکونی(هکتار) |
تراکم جمعیت خالص تراکم جمعیت ناخالص |
| ۱ |
۱۰۷۴ |
۳/۱۲ |
۶/۴ |
۳/۸۷ |
۵/۲۳۳ |
| ۲ |
۱۲۶۶ |
۳/۱۲ |
۸/۶ |
۹/۱۰۲ |
۲/۱۸۶ |
| ۳ |
۱۸۴۸ |
۷/۱۶ |
۵/۱ |
۶/۱۱۰ |
۰/۱۲۳ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سیب زمینی
۲۹
۰/۱۵
۶/۶۱
ذرت خوشه ای
-
۶/۳
۲/۱۹
ذرت
-
۹/۲
۹/۲۷
ت) کشت نواری: در کشت نواری، علفهایی نظیر Napier hybrid و بقولات (لوبیا، باقلا و …) انتخاب شده را میتوان در بین محصولات کشت شده و در طول نوارهای همتراز روی شیبهای تعدیل شده کاشت و از این طریق به حفظ آب باران کمک کرد. در اراضی تپهای، کاشت علوفهی مناسب و تراسبندی شیبهای تند جهت بهبود الگوی استفاده زمین بسیار مفید خواهد بود. ث) جمعآوری رواناب و بازیافت آن: ساخت مخزن کوچک کمک میکند تا روانابی که قابل بازیافت است، جمعآوری شود. میتوان به طور مؤثری مقدار قابل توجهی از رواناب باران را که از طریق جریان رودها از بین می رود جهت تغذیه منابع آب زیرزمینی و سپس برای استفاده در فصول خشک از طریق انتقال آن به گودالها، چاه ها، حوضچهها به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک، بکار برد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در آبریزها مقدار مناسبی آب میتواند ذخیره شود که میتوان ازاین آب در دوران خشکسالی از طریق سیستم جریان ثقلی استفاده کرد. اجرای چنین تکنیکهای در مقیاسهای بزرگ کمک بسیار بزرگی در بهرهبرداری از منابع موجود آب میکند، چرا که در غیر این صورت این آبها به دریا سرازیر میشوند. برای یک آبریز کوچک، ایجاد راه آبهای چمن کاری شده و مجرای خروجی یکی از اساسیترین موارد مورد نیاز است. ایده آلترین راه آبهای چمن کاری شده یک فرو رفتگی طبیعی در جایی است که آبریز مسطحترین شیب را دارد. سیستم شیاری (فارو) پشتهای: بیشتر آب باران را میتوان در شیارهایی که در سیستم شیاری پشتهای یا شیاری بستری ایجاد شدهاند حفظ کرده و در زمینهای تپهای، محصولاتی نظیر قهوه، هل و … را در این شیارها کشت کرد. از هر دو روش سیستم جمعآوری آب درون ردیفی (intro- row) و درون بستری (intro- plot) میتوان برای حفظ و نگهداری آب استفاده کرد. ج) بادشکنها و کمربندیهای حفاظتی: بادشکنها و کمربندهای حفاظتی در اطراف مزرعه یا در میان جهت وزش باد، از محصولات در برابر خراب شدن محافظت میکنند. ۲) مدیریت و نگهداری آب باران: ذخایر طبیعی آب باران باید تا حد امکان به طرقی که در زیر آمده است حفظ و نگهداری شود: - سیستمهای خاکورزی و خیشزنی تابستان - کشت روی خطوط تراز - بالا آوردن بندها روی شیب (٪۱/۰ تا ٪۳/۰) و ایجاد راه آب - زراعت متمرکز و مدیریت علفهای هرز - مدیریت گیاه به علاوه مدت زمان و شدت بارش از فاکتورهای مهم برای کشت دیم به ویژه در مناطق خشک و نیم خشک محسوب میشوند. به دلیل بارانهای نامنظم و غیر قابل پیشبینی، کشاورزان با مشکل قابل دسترس بودن آب در طول دوران رشد محصولات خود، روبرو هستند. برای غلبه براین مشکل کشاورزان نیاز به ساخت یک مخزن مناسب برای ذخیرهسازی آب باران و توزیع دوبارهی آب در مزرعه دارند. بسته به بارش، نوع خاک، شرایط فیزیکی و توپوگرافی خاک، سیستمهای مختلف مدیریت آب برای مناطق مختلف مناسب هستند. مدیریت آب باران: مدیریت مؤثر آب باران کلید مؤفقیت کشت در اراضی خشک است. مدیریت آب باران به معنی کنترل رواناب سطحی است. توپوگرافی موجی و کشت نامناسب در شیبهای تند منجر به تشکیل رواناب سطحی میشود که نتیجه آن فرسایش شدید خاک خواهد بود. مدیریت آب باران شامل موارد زیر است: - زهکشهای انحرافی و سکوبندی نالا - ایجاد گودالهایی از میان گیاهان - کشت همتراز جهت کاهش رواناب و اتلاف خاک - جمعآوری رواناب، ذخیره و بازیافت آب باران در طول بارانهای موسمی به منظور بهرهبرداری بهتر از آب باران، کنترل فرسایش و آبیاری جهت محافظت از حیات گیاه در زمان خشکی و همچنین امکان کشت دوم در طول فصول بارندگی. ۱) مدیریت باران غیر قابل اطمینان (۵۰۰ میلیمتر در سال یا کمتر) در زمینهای کم باران، تأسیس یک حوضچه ۵/۰ هکتار متری برای هر ۱۰هکتار کار عاقلانهای است. با چنین استخری، انتظار میرود حدود ۱۰٪ باران سالانه ذخیره شود. انتظار میرود که در حدود ۴ هکتار زمین (۴۰٪ سطح زمین) را بتوان دوبار و هر بار ۵ سانتیمتر از طریق تغذیه آب ذخیره شده آبیاری کرد. میتوان علاوه بر ساخت استخر جهت حفظ و نگهداری از آب نهرهای آبی که در شیبهای کناری آنها علوفه و چمن کاشته شده استفاده کرد. دراین فرایند بالغ بر ۸۵٪ رواناب را میتوان ذخیره کرده و ۲۴٪ زمین را با یک بار آبیاری ۵/۶ سانتیمتری میتوان آبیاری کرد. در چنین اراضی کم بارانی نکاتی که بر آنها باید تأکید کرد عبارتند از: الف) تثبیت محصول بعد از کشت وبذرپاشی ب) پرورش و کشت محصولات مقاوم در برابر خشکی پ) تطبیق سیستمهای مناسب کشت نظیر: - ارزن که همراه با لوبیای سودانی یا کرچک کاشته شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱
شناور آبی خاکی al-Tahaddy LCU
دو فروند
۴۳ متر
–
۲
شناور آبی خاکی Saffar (Loadmaster) LCU
یک فروند
۳۳ متر
–
۳
شناور آبی خاکی LCU (ST Marine)
یک فروند
۴۹ متر
–
مجموع شناورهای آبی خاکی نیروی دریایی کویت در سال ۲۰۱۳ : ۴ فروند
فصل چهارم ساختار و سازمان نیروهای مسلح عمان مقدمه کشور عمان که در گذشتههای دور تا قبل از به قدرت رسیدن «سلطان قابوس ابن سعید» به آن «مسقط وعمان» هم میگفتند ، با ۵۰۰/۳۰۹ کیلومتر مربع مساحت در جنوب غربی دریای عمان و شرق کشور عربستان سعودی واقع شده و پایتخت آن شهر مسقط می باشد . بر اساس آمار ارائه شده در سال ۲۰۱۴ ، کشور عمان دارای ۷۷۵/۲۱۹/۳ نفر جمعیت بوده که حدود سی درصد آنها را افراد غیربومی مهاجر به این کشور تشکیل می دهند . زبان رسمی این کشور عربی است و زبان های انگلیسی ، بلوچی و اردو نیز در این کشور رایج می باشند . عمانیها جزء اولین گروه هایی بودند که اسلام را در حدود سال های ۶۳۰ میلادی و در زمانی که حضرت محمد (ص) فرستاده خود «عمروبن العاص» را برای دیدار با جیفر و عبد پسران الجندی بن المستکبر حاکمان وقت این سرزمین اعزام کرد، پذیرفتند و در حال حاضر حدود ۷۵ درصد شهروندان عمانی مسلمان و از فرقه اباضی هستند . به لحاظ ترکیب قومیتی ، ۳/۷۶ درصد جمعیت عمان را اعراب و ۷/۲۳ درصد را سایر اقوام از جمله بلوچ، هندی، پاکستانی، سریلانکائی و بنگلادشی تشکیل میدهند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ماهیت حکومت عمان سلطنت مطلقه است و تصمیم گیری در خصوص همه امور مملکتی در شخص سلطان خلاصه میشود..در این کشور احزاب سیاسی وجود ندارد و کلیه امور و تصمیمات از بالا به پایین دیکته میشود و سلطان قدرت مطلقه است. «سلطان قابوس بن سعید قابوس» که متولد ۱۸ نوامبر ۱۹۴۰ در شهر صلاله میباشد، هشتمین سلطان عمان از خاندان آل سعید از نوادگان «احمد بن سعید البوسعید» بنیانگذار سلسله ابوسعید(۱۷۴۴م) است که با کودتا علیه پدر خویش در سال ۱۹۷۰ در این کشور بر تخت قدرت تکیه زده است. سلطان قابوس خود نقش نخست وزیر ، وزیر دفاع ، وزیر امور خارجه ، فرمانده کل نیروهای مسلح و نیز رئیس کل بانک مرکزی عمان را یفاء می نماید . این کشور تا نوامبر سال ۱۹۹۶ میلادی فاقد هرگونه قانون اساسی بود و از این سال به بعد با صدور فرمان سلطان ، قانون اساسی این کشور تهیه ، تدوین و به تصویب و توشیح سلطان رسید. تشکیلات اداری و سیاسی حکومتی عمان که تحت نظر سلطان قابوس اداره میشود شامل سه قوه مجریه ، مقننه و قضائیه می باشد. قوه مجریه متشکل از ۲۷ وزیر در قالب شورای وزیران است ، قوه مقننه دارای دو مجلس شورا (نمایندگان) و مجلس الدوله (سنا) است که از جایگاه و هویت حقوقی مستقل برخوردار است. قوه قضائیه در سلطنت عمان بر اساس شریعت (قوانین کتاب آسمانی قرآن و تعلیمات اسلامی) بنا نهاده شده است. اقتصاد عمان نیز مانند سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس به صادرات نفت خام وابسته است و متوسط درآمد سرانه مردم این کشور نیز بر اساس نوسان قیمت جهانی نفت افزایش و کاهش مییابد. نفت ، گاز طبیعی، آهن و مس جز منابع زیر زمینی و معدنی این کشور هستند ( گزارش توجیهی عمان ، ۱۳۹۰ ) بر اساس گزارش وزارت خزانه داری عمان ، در سال ۲۰۱۲ حدود ۸۶ درصد از درآمدهای دولت عمان از محل فروش منابع هیدروکربنی حاصل شده و درآمد ناشی از فروش نفت و گاز طبیعی حدود ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می دهد . مهمترین شاخصه های اقتصادی عمان بشرح ذیل می باشند : تولید ناخالص داخلی ( GDP ) در سال ۲۰۱۳ میلادی : ۸۶/۹۴ میلیارد دلار میزان رشد تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۱۳ : ۱/۵ % درآمد سرانه در سال ۲۰۱۳ : ۸۰۰/۲۹ دلار نرخ تورم در سال ۲۰۱۳ : ۱/۳ % میزان بیکاری در سال ۲۰۱۳ : ۶/۱% ( ۲۰۱۴،cia fact book ) به لحاظ نظامی عمان از جمله قدرت های مهم منطقه خلیج فارس محسوب می گردد و با کنترل منطقه استراتژیک شبه جزیره مسندام که محل ورود و خروج کلیه شناورها به منطقه خلیج فارس از طریق تنگه هرمز می باشد ، از جایگاه ویژه ای در منطقه برخوردار گردیده است . عمان با اتخاذ سیاست درهای باز پس از به قدرت رسیدن سلطان قابوس ، نسبت به برقراری روابط با کشورهای غربی بویژه آمریکا و انگلستان اقدام نموده و در حال حاضر بسیاری از تجهیزات نظامی این کشور توسط آمریکا و سایر کشورهای غربی تامین می گردد . در این فصل بطور ویژه نسبت به بررسی ساختار و سازمان نیروهای مسلح کشور پادشاهی عمان اقدام می گردد. ۴-۱ ساختار فرماندهی نیروهای مسلح عمان تا اواخر قرن ۱۸ میلادی سرزمین عمان بواسطه حمایت های مستقیم انگلستان فاقد هرگونه مشکل نظامی در دفاع از خود بوده ولیکن در سال ۱۹۶۳ گروهی تحت عنوان جبهه آزادی خواه ظفار به شورش علیه سلطان پرداخته و مشکل بزرگی را برای سلطنت عمان و نیروهای مسلح این کشور پدید آوردند که با درخواست سلطان قابوس کمک های خارجی بویژه از سوی ایران به عمان انجام شده و بحران ظفار خاتمه یافت و پس از خروج نیروهای انگلیسی از خلیج فارس نیروهای مسلح عمان بتدریج شکل گرفته و گسترش یافتند . در عمان فرماندهی نیروهای مسلح در کشور عمان بر عهده سلطان قابوس پادشاه این کشور می باشد و نیروهای مسلح این کشور شامل نیروی زمینی ، نیروی هوایی و نیروی دریایی می باشد که تحت نظر سلطان قابوس اداره می گردند . همچنین عمان دارای یک یگان گارد پادشاهی نیز می باشد که مجموعه نیروهای مذکور با اخذ آموزش های مناسب و تجهیز به تسلیحات پیشرفته نظامی بویژه در سال های اخیر ، وظیفه دفاع از این کشور و حفظ سلطنت را برعهده دارند (۲۰۱۴،global security) ساختار سازماندهی فرماندهی نیروهای مسلح عمان بشرح ذیل می باشد . چارت سازمانی ۸ ساختار سازمانی نیروهای مسلح عمان همانطور که ذکر گردید در عمان پادشاه نقش وزیر دفاع و رئیس ستاد نیروهای مسلح را نیز ایفاء می نماید ولیکن این کشور دارای وزیر مشاور در امور دفاعی و نیز رئیس ستاد مشترک می باشد . در حال حاضر وزیر امور دفاعی عمان شخصی به نام « بدر بن سعود بن حریب البوصیدی » می باشد و رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح عمان نیز « سپهبد احمد بن هریس بن ناصر النبهانی » می باشد. فرمانده گارد پادشاهی عمان نیز «سرلشکر خلیفه بن عبدا… الجنیبی» است ( ۲۰۱۴ ، INSS) ۴-۲ استعداد نیروهای مسلح عمان نیروهای مسلح عمان از جمله نیروهای آموزش دیده ، مجهز و منضبط در منطقه خلیج فارس محسوب می گردند . بخشی از بدنه نیروهای مسلح عمان را ابتاع سایر کشورها از جمله پاکستان ، هند و حتی بلوچ های ایرانی تشکیل می دهند (۲۰۱۲، csis) آمار کل نیروهای مسلح عمان در سال ۲۰۱۳ برابر با ۴۰۶۰۰ نفر می باشد که از این تعداد ۲۵۰۰۰ نفر در نیروی زمینی ، ۵۰۰۰ نفر در نیروی هوایی و ۴۲۰۰ نفر در نیروی دریایی و ۶۴۰۰ نفر در گارد پادشاهی خدمت می نمایند . در جدول ذیل ، روند تغییر استعداد پرسنلی نیروهای مسلح عمان از سال ۲۰۰۳ الی ۲۰۱۳ مورد بررسی قرار گرفته است (۲۰۱۲،gulf mil bal) جدول ۴۳ استعداد پرسنلی نیروهای مسلح عمان از سال ۲۰۰۳ الی ۲۰۱۳
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲۰-۵ مراحل مختلف صدور موافقت نامه تأسیس مناطق نمونه گردشگری ∗ فراخوان عمومی جذب سرمایه گذار ∗ ارائه در خواست کتبی سرمایه گذار به معاونت سرمایه گذاری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان. ∗ در استان با برگزاری جلسه کارگروه گردشگری استانی، طرح اولیه، سوابق و تجربیات سرمایه گذار در زمینه تأسیسات گردشگری همچنین توانمندی مالی و مدیریتی ایشان مورد بررسی قرار میگیرد و پس از اخذ تصمیم نهایی، سرمایه گذار جهت صدور موافقتنامه به دفتر مناطق نمونه گردشگری در مرکز معرفی میگردد. (شایان ذکر است در صورتی که منطقه نمونهای بیش از یک سرمایه گذار متقاضی داشته باشد، انتخاب سرمایه گذار دارای اولویت با توجه به سوابق اجرایی، توان مالی و… بر عهده سازمان استانی میباشد.)(دفتر مناطق نمونه گردشگری ، ۳۱،۱۳۸۹) ۲-۲۰-۶ مطالعات جامع مناطق نمونه گردشگری هدف از انجام مطالعات جامع مناطق نمونه گردشگری کشور به بررسی راهبردی منطقه نمونه گردشگری است که در آن سعی میشود، ضمن بررسی کامل منطقه از لحاظ سرمایه گذاری و توسعه گردشگری وتعیین کاربری های منطقه نسبت به تهیه نقشه سایت پلن طرح اقدام میگردد. این مطالعه بر عهده سرمایه گذار منطقه نمونه گردشگری است و سرمایه گذار موظف است ضمن معرفی مشاور به دفتر مناطق نمونه گردشگری، در فرصت زمانی ۴ ماهه که در موافقتنامه تاسیس منطقه نمونه ذکر شده، نسبت به تهیه طرح جامع منطقه نمونه گردشگری اقدام نماید. سرمایه گذار موظف است بعد از تهیه طرح جامع منطقه نمونه گردشگری توسط مشاور ذیصلاح، آن را در کارگروه گردشگری استان و سپس مورد تصویب قرار دهد. (دفتر مناطق نمونه گردشگری،۷۱،۱۳۸۹) ۲-۲۰-۷ تعهدات سازمان میراث نسبت به مناطق نمونه گردشگری و سرمایه گذاران آن - سازمان متعهد میگردد ایجاد تاسیسات و امکانات زیربنایی آب، برق، راه و امکانات مخابراتی را تا درب ورودی منطقه با شرایط و نرخهای مصوب در شهرها و روستاهای همجوار به سرمایه گذار و بهره برداران ارائه نماید یا مابهالتفاوت آن را بصورت یارانه پرداخت کند. - سازمان متعهد میگردد در چارچوب مقررات به سرمایه گذار اجازه دهد پس از تفکیک، آماده سازی و تعیین محل اجرای طرحهای مصوب نسبت به واگذاری قطعی اراضی منطقه به اشخاص حقیقی و حقوقی به منظور سرمایه گذاری براساس طرح جامع اقدام نماید. پیش فروش مستحدثات مختلف تحت نظارت سازمان با رعایت مقررات مربوط به منظور تامین بخشی از هزینه زیرساخت منطقه نمونه توسط سرمایه گذار مجاز میباشد. - سازمان متعهد میگردد مکاتبات و معرفی نامههای لازم جهت معرفی سرمایه گذار به دستگاههای اجرایی ذیربط را تهیه و در اختیار سرمایه گذار قراردهد. - آئین نامه اجرایی نحوه تشکیل و اداره مناطق نمونه گردشگری مقدمات مشارکت و «۷ » سازمان متعهد میگردد با عنایت به مفاد ماده همکاری وزارتخانهها ، سازمانها ، موسسات و شرکتهای دولتی را در تأمین خدمات مورد نیاز در مبادی ورودی منطقه با شرایط و نرخهای مصوب در شهرها و روستاهای همجوارمنطقه فراهم نماید. - آئین نامه اجرایی نحوه تشکیل و اداره مناطق نمونه گردشگری و پس از صدور موافقت سازمان متعهد میگردد باعنایت به مفاد ماده تأسیس برحسب درخواست سرمایه گذار مقدمات واگذاری اراضی دولتی از سوی سازمان ملی زمین و مسکن، شهرداری ها، سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری کشور و سایر وزارتخانهها و سازمانهای ذیربط را فراهم نماید. - سازمان موافقت می کند براساس قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی مصوب ۱۳۸۰ ، آئین نامهها و سایر قوانین مربوطه در چارچوب طرح جامع مصوب سرمایه گذار نسبت به جلب و حمایت سرمایه گذاری خارجی و چگونگی و میزان مشارکت خارجیان در فعالیتهای هر منطقه اقدام نماید. - سازمان متعهد میگردد در چارچوب طرح جامع مصوب و طرحهای اجرایی منطقه از محل منابع استانی و ملی بطو متوسط سالانه بخشی از یارانه تسهیلات درقالب کمکهای فنی اعتباری ۸۰ % (درصد) از سرمایه گذاریهای انجام شده را بصورت وام و تسهیلات برای سرمایه گذاری تأمین نماید. چنانچه به هردلیلی که قصور متوجه سرمایه گذار باشد باید تمامی کمکهای انجام شده را مسترد نماید. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
- سازمان یک شرکت مهندسی مشاور را بعنوان ناظر بر اجرا و بهره برداری از هر منطقه نمونه گردشگری تعیین و به سرمایه گذار معرفی خواهد کرد. اجرای نظرات ناظر در حدود قرارداد فیمابین و دستور العملهای سازمان برای سرمایه گذار لازم الاجراخواهد بود. - در کلیه مواردیکه در این قرارداد انجام اموری در مهلت مقرر برعهده سرمایه گذار گذاشته شده است سرمایه گذار میتواند در صورت وجود معاذیر موجه برای مدت معینی درخواست استمهال نماید.تشخیص معاونت سرمایه گذاری و طرحهای سازمان در قبول یا رد استمهال قطعی خواهد بود. - سازمان موظف به نظارت کامل برحسن اجرای طرح جامع و تفضیلی منطقه نمونه گردشگری و زمانبندی اجرای فعالیتها میباشد و درصورت مشاهده هر گونه تخلف و تخطی از اجرای صحیح طرح جامع و برنامه زمانبندی موضوع کتباً به سرمایه گذار ابلاغ و درصورت عدم رعایت موارد ابلاغی و بروز اختلاف با نظر حکم و مرضی الطرفین حل و فصل خواهد شد. درغیر اینصورت از طریق مراجع قضایی رسیدگی بعمل خواهد آمد.(دفتر مناطق نمونه گردشگری، ۱۳۸۹، ۴۰-۳۸) فصل سوم معرفی عرصه پژوهش ۳-۱ موقعیت جغرافیایی و سیاسی استان مازندران : استان مازندران با مساحت بالغ بر ۴/۲۳۷۵۶ کیلومتر مربع ۴۶/۱ درصد از مساحت کل کشور را تشکیل میدهد. این استان بین ۳۵ درجه و ۴۷ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۳۵ دقیقه عرض شمالی و ۵۰ تا ۵۴ درجه و ۱۰ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. حد شمالی این استان دریای خزر، حد جنوبی آن استانهای تهران، قزوین و سمنان، حد غربی آن استان گیلان و حد شرقی آن استان گلستان میباشد که از طریق سه محور هراز، کندوان، فیروزکوه و کیاسر با سایر نقاط کشور مرتبط بوده و سه فرودگاه ساری، نوشهر و رامسر، ارتباط هوایی آن را برقرار ساخته است ونیز راه آهن سراسری از این استان عبور کرده است. آب و هوای مازندران معتدل بوده، قسمت جنوبی این استان کوهستانی بوده و قسمت شمالی آن جلگهای ساحلی میباشد وهرچه از غرب استان به سمت شرق پیش میرویم بر میزان دما افزوده و از میزان بارش و رطوبت کاسته میشود. شیب استان به طرف شرق میباشد که به تدریج پس از عبور از استان گلستان به ارتفاعات غربی استان خراسان شمالی منتهی میگردد. به علت فراوانی نسبی آب و فرسایش کوهها، آبرفت ناشی از آن در دریا ته نشین شده و جلگه مازندران را تشکیل داده است. (راهنمای گردشگری استان مازندران ،۵،۱۳۹۱)
نقشه(۳-۱): موقعیت استان مازندران در ایران منبع: دفتر فنی و عمرانی استانداری مازندران ۱۳۹۱ |
دانشگاه آزاد اسلامی- واحد ساری عنوان پایان نامه : نقش و جایگاه مناطق نمونه گردشگری در توسعه پایدار استان مازندران عنوان نقشه : موقعیت استان مازندران در ایران نام استاد راهنما : دکتر عباس علیپور نام استاد مشاور : دکتر سعید شیرکوند نام دانشجو : سیده اعظم موسویان خطیر تاریخ دفاع : ۶/۳/۱۳۹۴ |
نقشه شماره ۳-۱ موقعیت استان مازندران در ایران
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(نجدی، یوزپلنگانی که با من دویدهاند: مقدّمه) ۴-۱-۱-۳-۳ برون گرایی اگر بخواهیم اشعار بیژن نجدی را از دیدگاه درون گرایی و برون گرایی مورد بررسی قرار دهیم باید به جنبهی برون گرایی و واقع گرایی او بیشتر توجه کنیم هرچند در اشعارش امور ذهنی نیز به چشم میخورد وبا دنیای درون و مسائل روحی، هیجانات و احساسات هم سروکار دارد. تمام صناعات ادبی و واژگان واقع گرا و عینی در اشعار نجدی برای بیان دیدگاه شاعر به کار گرفته شده است . (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
اگر به بسامد واژگان اشعار نجدی که به شکل نمودار نشان داده شد، دقت شود میبینیم که اکثر کلمات کلیدی و موتیف های زبانی و فکری نجدی، واژگانی برون گرا هستند، واژگان پرکاربردی همچون : آب، درخت، خاک، روز، شب، پاییز، ماهی، اسب، برگ، باران، رودخانه، دریا، دریاچه، زمین، ماه، بهار و… . محیط داستانها و اشعار نجدی، محیطی جاندار و زنده است، همه چیز در اطراف و اکناف او زندهاند و نفس میکشند. درخت، جنگل، فصلها، عناصر اربعه ، رنگها و……اشیای جاندارند نه به خاطر یک احساس، بلکه به خاطر یک هدف که غایت نهایی نویسنده است . رنگها به پرسوناژی بدل میشوند و به صورت مستقل در کنار هم اجزای کلّیت را شکل میدهند .هر چیزی نشانه و نمادی از بن مایههای فکری نویسنده است درخت در قالب درخت به کار نمیرود، درخت مظهر بزرگی ، سبزی و مقاومت میشود. رود نه به معنای خود رود، که برکت و طغیان است . ۴-۱-۱-۳-۴ انزوا طلبی نجدی نجدی یکی از معدود شاعرانی است که جهان زندگیاش عین جهان هنریاش است. او شاعری است که واقعاً شاعرانه زیسته است .وقتی که زندگی و کارهایش را مطالعه میکنیم به این نکته میرسیم که بیژن نجدی، هستی را شاعرانه میبیند و شاعرانه زندگی میکند یا وقتی داستانهای او را مطالعه میکنیم، میبینیم جهان و فضایی کاملاً شاعرانه روایت میشود، البته خودش دوست داشت یا زندگی اجتماعیاش این گونه ایجاب میکرد که در انزوا و تنهایی خود بماند و کارهای خودش را هرچه بیشتر صیقل بزند، بدین معنا که همیشه با خود و در خود یک سلوک عارفانه از سنخ مدرن داشت. میتوان او را مَثَل صحیح شاعر خودسُرا نامید چرا که شعر را اوّل برای خود میسرود اگر راضیاش میکرد و خود با آن کنار میآمد، بعد به دست مخاطب میداد. در شعر او، هستی به عنوان کل یا کلّی تمام عیار، قابل احترام است. در شعر او یا در جهان شاعرانهی او، همهی هستی و ابعادش حقّ حضور دارند.او برخوردی شاعرانه دموکراتیک به موجودات هستی دارد که نام آن را میتوان «دموکراسی احساسی» گذاشت . ردّ اثر شاملو بر آثار نجدی قابل تأمّل است. شاملو که خود واژه ساز بود و با غنای کلامی که داشت در خلق واژههای جدید میکوشید، در نجدی این تأثیر را ایجاد کرده که او نیز به دنبال زبانی نو و واژههایی بکر و جدید برود. شاید بتوان توصیفات و تصویرسازیهای نجدی را با شاعران و نویسندگان برجستهی سوررئالیست مقایسه کرد، شیوهای که آنها بر اساس «نگارش خودکار» به خلق آثار میپرداختند. روشی که تمام درونیات و ذهنیات نویسنده به فرمی که در، «آن و لحظه» شکل میگیرد به نگارش در میآید. از آنجایی که بیان رؤیا با زبان معمولی ، دشوار و غیر قابل باور می کند، پس باید یک معنی غیر منتظره به آن داد و این همان چیزی است که رمبو دربارهاش معتقد است: «اگر آنچه شاعر از دنیای درون میآورد شکل داشته باشد، شکل خود را نیز به نوشته میدهد و اگر شکل نداشته باشد طبعاً نوشته نیز بی شکل است». در چنین روش نگارشی، خواننده در مرحلهی اول به درک درستی از متن نرسیده و با پیوند دادن آن با اجزای دیگر خواهد توانست به توصیف درونیات نویسنده یا شاعر که نماد بیرونی پیدا کرده برسد. ۴-۱-۱-۳-۵ عقل ستیزی و عشق خواهی در اشعار بیژن نجدی عقل اگر چه شریفترین مخلوق خداوند بوده لیکن در ادبیات صوفیانهی فارسی اغلب زیردست محبّت و عشق قرار داده شده و حتّی ضد آن به شمار آمده و مورد مذمّت واقع شده است. عشق از نظر صوفیه و عرفا معنایی بس عمیق و وسیع دارد و تمام مبانی و افکار و نظریات عرفا و صوفیه در دریای عشق، موّاج و غوطهور هستند از طرفی چون عرفان و تصوّف بر پایهی عشق، حال، ذوق، الهام و اشراق قرار دارد در آثار عرفانی همیشه نیروی عشق، معارض و مبارز با عقل است و قدرتش از عقل به مراتب بیشتر است و هرکس بخواهد به وادی عشق قدم نهد باید از عقل و تبعات آن صرف نظر کند زیرا با آمدن عشق، عقل میگریزد زیرا که عشق محبوب آتش است و عقل دود این آتش . پس با این دیدگاه برای عقل در اقلیم عشق هیچ پایگاهی نمیماند که در آن جولانی داشته باشد بلکه هرکجا عشق خیمه زند عقل از آنجا میگریزد. با کمی دقت و تفحّص در اشعار نجدی پی میبریم که او نیز همچون شاعران عشقگرا عقل را سرکوب میکند و آن را مانع رسیدن به معشوق میداند. نجدی این دو واژه را در اشعارش چندان به کار نگرفته است امّا در همین کاربرد اندک هم میتوان ردّپای عشق خواهی و عقلستیزی را در اشعارش به اثبات رساند. او به کرّات، مظاهر و آفریدههای پروردگار را در اشعارش به کار گرفته، در حقیقت او با این کار به مبدأ هستی نظر دارد نه به آفریدهها و آنها را دستاویزی قرار داده تا از معشوق ازلی سخن به میان آورده و ارادت و عشق خود را به او ابراز دارد. مثال : چه تلخ درازای یک را به سینهام میمالم / امّا عشق؟ / آن را برای خلوت دوبارهمان / لای دندانهایم گذاشتهام (نجدی، ۱۳۸۰: ۱۹) ۴-۲ سبک شناسی اشعار م.مؤید در این بخش به سبک شناسی اشعار مؤید از دیدگاه سطوح زبانی، ادبی و فکری میپردازیم. برای این کار مجموعهی جامع و کامل «نرگسِ هنوز» برگزیده شده چون شامل چندین مجموعه شعر است که در یک کتاب جمع آوری شده است. مجموعههای: مگر با لبخنده ی ماه، گلی امّا آفتابگردان، تو کجاست؟، سیمابهای سیمین و پروانه بی خویشی من. ۴-۲-۱ سطح زبانی زبان اثر شالودهای است که عناصر زیبایی شناختی بر آن قرار میگیرد و از طرفی رسیدن به پیام اثر و شناخت سطح فکری پدید آورنده، بدون درک ساز و کار زبانی متن، امکان پذیر نیست. در حقیقت: «زبان تنها شرط و عامل مؤثر در تفکر و دیگر فعالیتهای عالی ذهن نیست؛ ولی زبان، توانایی انسان را در تفکّر و دیگر فعالیتهای ذهنی به میزان معجزه آسایی بالا میبرد تا جایی که میتوان گفت فکر و استدلال در مراحل عالی و بسیار مجرّد از زبان غیر قابل تجزیه است. در این مراحل، تفکّر یعنی زبان و زبان یعنی تفکّر. بدون زبان میتوان تصوّر کرد که تفکّر و دیگر فعالیتهای عالی ذهن در انسان وجود داشته باشند، ولی مسلّماً این فعالیتها در مراحل ابتدایی باقی میماند، چنان که در بسیاری حیوانات دیگر باقی ماندهاند و هرگز تا این درجه پرورده نمیشوند» (باطنی، ۱۳۸۰ : ۱۴۱). ۴-۲-۱ -۱ سطح آوایی به سطح آوایی، سطح موسیقایی متن نیز میگویند زیرا متن به لحاظ ابزار موسیقی آمرین مورد بررسی قرار میگیرد. ۴-۲-۱ -۱-۱ انواع جناس در اشعار م . مؤید «جناس یا تجنیس آن است که گوینده یا نویسنده در سخن خود کلمات هم جنس بیاورد که در ظاهر به یکدیگر شبیه و در معنی مختلف باشند، دو کلمه متجانس را دو رکن جناس میگوییم» (همایی، ۱۳۸۹: ۴۴). جناس دارای اقسامی است: جناس تام آن است که الفاظ متجانس در گفتن و نوشتن یعنی حروف و حرکات یکی و فقط در معنی مختلف باشند. مثال: اشک شیرین / انبوهِ لبخندِ چندین کودک/ گشوده یا باز/ پرنده یا باز/ دوباره یا باز باز اوّل: باز و گشاده در مقابل بسته، باز دوم: نام پرندهای است، باز سوم: بار دیگر در جایی سایه سار نظم تپشهای پشتوانه شریف/ جهانِ جِهان و جویبار و بارِ پر پروانه شیب مرتفع (م.مؤید،۲۰۷:۱۳۸۸) جهان اوّل: دنیا ، جهان دوم: جهنده دیوِ باد / دور / دور باد / لبِ لب تو که میخرامد به جوششی نرم و مهربان (همان:۲۶۱) باد اوّل: باد و طوفان، باد دوم: باشد (فعل دعایی) با دیروزی لیمویی / لبِ پرتگاهِ لبِ لبخندِ تو (همان:۲۲۰) لب اوّل: لبه و کنار ، لب دوم: از اعضای صورت امواج امواج و شنهای بیکرانِ کران/ این است مرا درود / صبح بود (همان:۲۳۵) کران اوّل: وسیع و بی اندازه ، کران دوم: کرانهی دریا نه گندم/ نه باران/ جنبش دست و برش های هوا/ هوی راندیم (همان: ۱۹۰) هوا: اتمسفر ، هوی: هوس جناس مضارع آن است که دو رکن جناس در حرف اوّل یا وسط مختلف باشند. همخوانی تش و تفت / ترنیم آهنانگی رفت (همان:۲۲۷) چشم تومّد خیزاب درد است / هر که از آن گذر کرد مرد است (همان:۲۴۱) از تو مهتاب سیراب گشته / تاب دیده ز تو ناب گشته (همان:۲۴۱) این خرابی که هر جام بگرفت / چشم نرگس ز تو وام بگرفت (همان:۲۴۱) یادِ آن نور در روز ریزد / چون سپیده به لبخند خیزد (همان:۲۴۵) خشکی قهوهای های انبوه / کوبش سُمِ تشنه بر اندوه (همان:۲۴۸) لختِ خون و بختِ سرنگون / سزاست / هر که را که از کُنام شرزه ها / حذر نکرد و / نرگس هنوز (همان:۲۹۹) گذران روشنِ زمان و زایش زمین و نسیم / چه نسیم تری میوزد / از کران گنجشکها (همان:۳۹۴) مگر لبخندِ تو / سرآغاز بی پایان / ایستاده بر ایستادن اینها / با دستی باز و انبوهی راز (همان:۴۲۰) میتابد باد بر ابریشم هفت رنگ / تا / همیشه گلستان یاد/ از یک به دوازده / میچرخد عقربه گل سرخ (همان:۴۴۲) سنگِ سنگ/ چنگِ چنگِ پنجه پلنگ / چنگ سنگِ پنجه پلنگ / بر گلوی یار (همان:۴۵۷) و گستره هستِ دشت از دست دادن / انبوه مادرانی است/ که به خون جگر/ خاکستر میپرورند (همان:۲۶۵) بگذر از این دست و / بگذار / سراشیبِ بی پایان (همان:۳۵۷) جناس مطرف ممکن است اختلاف دو رکن جناس در حرف آخر باشد که به آن جناس مطرف میگویند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
منابع: منابع فارسی:
-
- ابطحی، سیدحسین، صلواتی، عادل: ۱۳۸۵، مدیریت دانش در سازمان. تهران: انتشارات پیوند نو.
-
-
-
- اخوان، پیمان؛ حیدری، صفاناز: ۱۳۸۶، « مدیریت دانش مشتری، رویکردی برای کسب مزیت رقابتی». مدیریت : مدیریت فردا، شماره ۱۸، ۴۰-۲۴٫
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
-
- اخوان، پیمان؛ حیدری، صفاناز: ۱۳۸۷، « مدیریت دانش مشتری، رویکردی برای کسب مزیت رقابتی ». مدیریت فردا، شماره ۱۸، سال پنجم، صص ۴۰-۲۹٫
-
- اخوان، پیمان؛ باقری، روح الله: ۱۳۸۹، « مدیریت دانش، از ایده تا عمل ». تهران: آتی نگر، چاپ اول.
-
- ایمانی، رسول: ۱۳۹۱، « خلاقیت، نوآوری و دانش: اهرم های قدرت در هزاره جدید با نگرشی بر اقتصاد دانش محور». تهران: انتشارات زرین، چاپ اول.
-
- بامداد صوفی، جهانیار؛ طاهری، پریسا: ۱۳۹۰، « مدیریت دانش سازمانی / راهبردها، فرآیندها و ساختارهای سازمان دانش محور ». تهران، انتشارات سیمای دانش، چاپ اول.
-
- جانستون، رابرت ای؛ داگلاس بیت، جی:۱۳۹۰، « قدرت نوآوری استراتژی : راهی نو در پیوند خلاقیت و برنامه ریزی استراتژیک برای کشف فرصت های ناب در کسب و کار». تهران: انتشارات یزدا، چاپ اول.
-
- جعفری، مصطفی؛ اخوان، پیمان؛ مرتضایی، اشرف: ۱۳۸۸، « مقایسه مدل های مدیریت دانش و ارائه یک مدل ترکیبی ». مدیریت: مدیریت فردا، شماره ۲۱، صص۲۴-۱۵٫
-
- چش تائی، مینگ؛ اکبری، طاهره: ۱۳۷۷، « نوآوری در تولیدات و رضایت مشتری ». اقتصاد : تعاون : دوره جدید، شماره ۸۰، صص ۳۰-۲۶٫
-
- حاجی کریمی، عباس علی: ۱۳۸۴، « عوامل موثر بر وفاداری مشتریان به مارک تجاری». مدیریت: چشم انداز مدیریت بازرگانی: پیام مدیریت، شماره ۱۵ و ۱۶،صص۱۶۴-۱۲۹٫
-
- حاجی کریمی، عباسعلی؛ منصوریان، تالین: ۱۳۹۱، « بررسی و تبیین نقش مدیریت دانش مشتری در بهبود عملکرد سازمانی ». فصلنامۀ علمی پژوهشی کاوش های مدیریت بازرگانی،)، شماره ۸، صص۹۲-۷۵٫
-
- حسینقلی زاده، رضوان: ۱۳۸۷، « نقشه مفهومی مدیریت دانش: استراتژی تبدیل دانش فردی به دانش سازمانی ». مدیریت: تدبیر، شماره ۱۹۵، صص ۱۹-۱۴٫
۱۳٫خداداد حسینی، سید حمید؛ قلیج لی؛ بهروز: ۱۳۸۱، « نوآوری استراتژیک: رویکردی نوین در شایستگی سازمان های امروز ». مدیریت و توسعه،شماره ۱۴، صص ۶۵-۵۱٫
-
- خاکی، غلامرضا: ۱۳۷۸، « روش تحقیق با رویکرد پایان نامه نویسی». تهران، دانشگاه وزارت فرهنگ و آموزش عالی، انتشارات درایت.
-
- رادینگ، آلن: ۱۳۸۳، « مدیریت دانش: موفقیت در اقتصاد جهانی مبتنی بر اطلاعات». تهران، انتشارات سمت، چاپ اول.
-
- رجاء ، سید حسین: ۱۳۹۱، « مدیریت دانش در مدیریت ارتباط با مشتری ». دومین همایش ملی راهکارهای توسعه اقتصادی با محوریت برنامه ریزی منطقه ای، شماره ۹ و ۱۰، صص ۵-۱٫
-
- رستم پور، فریبا: ۱۳۷۸، « نگاهی به تجربیات شرکت مک دونالد در زمینه کسب رضایت مشتری: مدیریت کیفیت جامع در جهت کسب رضایت مشتری صنایع خدماتی ». بانک و اقتصاد، شماره ۵، صص۳۲-۲۷٫
-
- رهنورد، فرج الله؛ محمدی، اصغر: ۱۳۸۸، « شناسایی عوامل کلیدی موفقیت سیستم مدیریت دانش در دانشکده ها و مراکز آموزش عالی تهران ». نشریه مدیریت فن آوری اطلاعات، دوره ۱، شماره ۳، صص۵۲-۳۷٫
-
- سرمد، زهره ؛ بازرگان، عباس؛ حجازی، الهه: ۱۳۷۶، روش های تحقیق در علوم رفتاری. نشر آگه، تهران چاپ دهم.
-
- سهرابی، بابک: ۱۳۸۹، « مدیریت دانش با رویکرد MBA ».انتشارات سمت، تهران چاپ اول.
-
- شامی زنجانی، مهدی؛ نجف لو؛ فاطمه: ۱۳۹۰، « ارائه چارچوبی مفهومی برای نوع شناسی دانش مشتری:یک مطالعه مورد». مدیریت فناوری اطلاعات دانشکده مدیریت دانشگاه تهران دوره ی۳، شماره۹، صص۱۸۹-۱۶۳٫
-
- شریف زاده، فتاح؛ بولادیی، حسن: ۱۳۸۷، « مدیریت دانش درسازمانهای اداری، تولیدی و خدماتی ». چاپ اول، تهران، نشر جهاد دانشگاهی دانشگاه علامه طباطبایی.
-
- صلواتی، عادل؛ سلطان پناه، هیرش؛ شافعی، رضا؛ فاطمی، عادل؛ صالح پور، کیوان؛ مقصودی، کیهان؛ عبدی، سهیل؛ شیخ اسماعیلی، سامان: ۱۳۹۰، « بررسی و سنجش عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش در دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج». معاونت پژوهشی دانشکده علوم انسانی گروه مدیریت. طرح تحقیقاتی، صص ۱۲۵-۱٫
-
- صلواتی، عادل؛ کفچه، پرویز؛ صالح پور، کیوان: ۱۳۹۰، « بررسی اثرات مدیریت دانش بر مدیریت ارتباط با مشتری در بانک رفاه ».فراسوی مدیریت، سال چهارم، شماره ۱۶، صص ۷۸-۵۹٫
-
- عباس زادگان، سید حسین: ۱۳۸۵، « مدیریت دانش در خلق ارزش برای مشتری». مدیریت، شماره ۱۰۹- ۱۱۰، صص۵۷ - ۵۴٫
-
- عباسعلی، حاجی کریمی؛ تالین، منصوریان: ۱۳۹۱، « بررسی و تبیین نقش مدیریت دانش مشتری در بهبود عملکرد سازمانی ». فصلنامه علمی ـ پژوهشی کاوش های مدیریت بازرگانی، شماره ۸، صص ۹۲-۷۵٫
-
- علی احمدی، علیرضا؛ الهیاری، احمد: ۱۳۸۲، « استراتژی رقابت و نوآوری در کسب و کار». تهران: تولید دانش، چاپ اول.
-
- عاشوری، مریم؛ شریف خانی، مونا؛ تارخ، محمد جعفر: ۱۳۹۲، « توسعه مدل فرآیندی مدیریت دانش مشتری با استفاده سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری ». فصلنامه رشد فناوری، سال دهم، شماره ۴۰٫
-
- غفاری آشتیانی، پیمان؛ صفری سنجانی، اکرم: ۱۳۸۹، « در جست و جوی کشف انگیزه های پنهان رفتار های مشتریان: آهنگ دگرگونی؛ گذر از دوران جذب به فصل وفاداری مشتری ». مدیریت: توسعه مدیریت، دوره جدید ـ شماره ۸۱، صص۲۶-۲۲٫
-
- غلامیان، محمد رضا؛ خواجه افضلی، مریم؛ ابراهیمی، بابک: ۱۳۸۵، « مدیریت دانش در ارتباط با مشتری». مدیریت: تدبیر، شماره ۱۷۸، صص ۵۸ - ۵۴٫
-
- غلامی اواتی، رمضان؛ ابراهیمیان جلودار،سید یاسر: ۱۳۹۱، « بررسی تأثیر مدیریت دانش مشتری بر مدیریت ارتباط با مشتری». توسعه سازمانی پلیس شماره ۴۳، صص ۸۱-۶۵٫
-
- فراپائولو، کارل: ۱۳۸۸، « مدیریت دانش در سازمان ها». تهران: انتشارات چاپار، چاپ اول.
-
- فرهنگی، علی اکبر؛ میرا، سید ابوالقاسم،: ۱۳۹۰، « ارائه الگوی مفهومی فرایند کسب بازخورد مشتریام در رویکرد مدیریت دانش مشتری ». مدیریت فناوری اطلاعات، دوره ۳، شماره ۹، صص ۱۳۸-۱۰۷٫
-
- فیروزیان، محمود؛ حسنقلی پور، طهمورث؛ صارمی، محمود؛ سیددانش، سید یحیی: ۱۳۸۶، « طراحی مدل مفهومی جهت سنجش الزامات تحقق مدیریت کیفیت فراگیر در سازمانها و ارتباط آن با رضایت مشتریان». دانش مدیریت، شماره ۷۹، ص ۹۲-۷۳٫
-
- قاضی نوری، سید سپهر؛ رضاییان فردویی، صدیقه؛ فلاح، حسن: ۱۳۹۰، « توسعه چارچوب مدیریت استراتزیک دانش نوآوری ». مدیریت فناوری اطلاعات، دوره ۳، شماره ۷، صص ۱۱۴-۹۳٫
-
- کریمی علاقه بند، فروغ: ۱۳۸۵، « توانایی مدیریت دانش به عنوان عامل کلیدی برای کسب رقابت پذیری در سازمانها: با تاکید بر مدیریت ارتباط با مشتریان». پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت.
-
- گزنی، علی: ۱۳۸۶، « تعیین راهبرد مدیریت دانش سازمانی: تدوین دانش یا تبادل فردی دانش». کتابداری، آرشیو و نسخه پژوهی: مطالعات ملی کتابداری و سازماندهی اطلاعات، شماره ۶۹، صص ۱۰۶-۹۳٫
-
- محمدی فاتح، اصغر؛ سبحانی، محمد صادق؛ محمدی؛ داریوش: ۱۳۹۰، « مدیریت دانش؛ رویکردی جامع ». تهران، انتشارات پیام پویا، چاپ اول.
-
- موسی خانی، محمد؛ حقیقی، محمد؛ ترک زاده، سمانه: ۱۳۹۱، « ارائه مدلی جهت کسب وفاداری مشتری با بهره گرفتن از مدیریت دانش مشتری در صنعت بانکداری کشور - بانکهای خصوصی». مدیریت: مدیریت بازرگانی، شماره ۱۲، صص ۱۶۴- ۱۴۷٫
-
- سرعتی آشتیانی، نرجس: ۱۳۸۷، « نوآوری استراتژیک ». مدیریت و منابع انسانی در صنعت نفت، شماره ۲، صص ۱۴۳-۱۷۱٫
-
- نوری، سیامک؛ ابراهیمی، مسیح: ۱۳۸۴، « مدیریت دانش ابزاری برای نوآوری محصول». مدیریت: مدیریت فردا، شماره ۱۱ و ۱۲، صص ۵۸ - ۵۱٫
-
- وظیفه دوست، حسین؛ فروغ نژاد، حیدر؛ خوشنود، مهدی: ۱۳۹۳، « مدیریت دانش استراتژیک بر نوآوری و عملکرد شرکتهای کارگزاری بورس اوراق بهادار تهران ». فصلنامه علمی پژوهشی، دانش حسابداری و حسابرسی مدیریت، سال سوم، شماره نهم، صص۱۷۳-۱۶۱٫
-
- یوسفی، احسان؛ فیضی، جعفر صادق؛ سلیمانی، محمد: ۱۳۹۱، « بررسی میزان تاثیر مدیریثت دانش بر نواوری ( در میان مدیران و کارکنان شرکتهای فناوری مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه ارومیه ) ». ابتکار و خلاقیت در علوم انسانی، سال اول، شماره ۳، صص ۵۱-۳۰٫
منابع انگلیسی: ۴۴- Ahmad Suffian Mohd Zahari1, Baharom Ab Rahman1, Abdul Kadir Othman2 & Samsudin Wahab.(2013). Investigating the Relationship between Customer Knowledge Management and Knowledge Sharing among Insurance Companies in Malaysia. Asian Social Science; Vol. 9, No. 10; 2013 ISSN 1911-2017 E-ISSN 1911-2025. ۴۵- Attafar, Ali Sadidi, Majid. Attafar , Hamideh. Shahin, Arash. (2013). The Role of Customer Knowledge Management (CKM) in Improving Organization-Customer Relationship, Middle-East Journal of Scientific Research 13 (6): 829-835. ۴۶- Aranda D. A., Molina-Fernández L.M. (2002). “Determinants of innovation through a knowledge based theory lens”, Industrial management, & Data systems, Volume 102, Number 5, pp296.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۳۶۶- یعنی بی اعتمادی پدر در حق پسر موجب ترقّی و اعتماد او است، و در حقّ یتیم و غلام هم همینطور است. «یتیم» در عربی به طفل بی پدر می گویند از آدم، بچه بی مادر شده از چارپا، نفیس و یگانه از مروارید.(شارح) ۱۳۶۷- مصرع دوم اشاره دارد چیزی که از اجزای بدن باشد و جدا شدن از او سخت و دشوار باشد. ۱۳۶۸- پهلو زدن: برابری کردن با کسی . با او دعوی برابری کردن . برابری کردن در مال و قدر و مرتبه . (برهان ) معنی بیت: اگر مضمون من با مضمون کسی پهلو بزند، مضمون آن کس از صدمه پهلو زدن به مضمون من، از نزاکت می افتد و سخت و درشت می شود، یا آن که سختی و درشتی از آن در مضمون من پدید آید و آن نزاکتی را که سابق داشت از بین می برد. ۱۳۶۹- دامن بر آتش زدن: کنایه از افزونی و ترقّی دادن آتش است، یا بال فشانی طائر، آتش شوق عشاق را شعله ور می سازد. ۱۳۷۰- معنی بیت: شاید به واسطه جویی که فرهاد به درخواست شیرین کنده بود، و شیر در آن جوی جاری است ، خبر و پیامی از طرف فرهاد برای شیرین می آورد که موجب رنجش خسرو از شیرین شده است و رابطه بین آنها به هم خورده است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱۳۷۱- یعنی دست خط من به شکلی درست و زیبا در نیامد. ۱۳۷۲- از ان جا که باد دامن چراغ را خاموش می کند، می گوید که چراغ هستی من، از دم شمشیر که آب شمشیر است خاموش می شود. ۱۳۷۶- معنی بیت: مگر بید مجنون دیوانه شده است که همچون دیوانگان در فصل بهار از جوشش اخلاط جنونش بیشتر شده و خونش به جوش آمده (گل هایش شکفته ) و به خود خنجر (برگ هایی مشابه خنجر رویانده) کشیده است. ۱۳۷۷- خوبان با تمهید و چاره اندیشی بازارشان را پر رونق می کنند. ۱۳۷۸- گرد سر چشمت گردد؛ یعنی، قربان چشم تو شود. ۱۳۷۹- به جای دل بستگان اگر دل خستگان بود مناسب تر بود. ۱۳۸۲- هنوز هم چاه از غم دوری یوسف حسرت می خورد. ۱۳۸۳- غربال کردن مزرعه: کنایه از بردن دانه و تاراج خرمن است. ۱۳۸۴- آبله به گوهر تشبیه شده است. ۱۳۸۵- مفهوم بیت: بیان مغایرت زبان با گوش. ۱۳۸۸- معنی بیت: اگر سبزه صحرا مدهوش کننده نیست ، پس به چه دلیل هر کسی که دیوانه می شود دامن صحرا را می گیرد یعنی روانه صحرا می شود. معمول است هرکسی چیزی از کسی می رباید، مردم دامن او را برای موأخذه می گیرند. ۱۳۸۹- آب آهن تاب: آبی که آهن گرم و گداخته را در آن فرو می برند تا سرد شود. ۱۳۹۰- یعنی همان غرور و خودخواهی ضحّاک در حقّ او مارهایی بود که آزارش می دادند. ۱۳۹۱- یعنی هنگام پاسخ دادن به تقاضایت و برآوردن نیاز و خواسته ات زبانت را از دهانت در می آورند. ۱۳۹۲- خواب نکردن :کنایه از طلب کمال چیزی که تا آن به دست نیاید،خواب و خوراک و آرامشی هم وجود ندارد. بیت دارای ایهام در لفظ بالش است: ۱٫ کیسه زر و سیم ۲٫ متکا. ۱۳۹۴- منظور از سفر پا ، بی حس و حرکت شدن آن بر اثر به خواب رفتن آن است. ۱۳۹۵- معنی بیت: اگر ساغر می، مانند کاسبرگ گل نرگس از خود پر بیرون بیاورد و امکان پریدن را پیدا کند، بی لب لعل تو لیاقت گردیدن در مجلس را ندارد. ۱۳۹۹- راه مارپیچ : راهی که کج و ناهموار است.کلمات« به سر و به پایان» در مصرع اول و دوم، همانند کلمات « مار و زلف» با هم تناسب و هماهنگی دارند ۱۴۰۰- منظور از بلند شدن نفس نی، همان آواز نی است. ۱۴۰۱- سایه پرورد: نازپرورده . رنج نادیده . به راحت زیسته . آنکه زندگی آسوده و آرام و راحت و بی دغدغه داشته باشد (دهخدا) او چو خاشاک ســـــایه پــــرورده سیلش از کوه پیـــــش در کــــرده نظامی)) معنی بیت: هرکسی که قانع باشد از سایه هما آزردگی خاطر می بیند. مگس ظلّ هما: اضافه تشبیهی. ۱۴۰۳- خود را گم کردن: کنایه از مرتبه خود را فراموش کردن و خود را برتر پنداشتن. ۱۴۰۴- شادمانی و خوسی گذرا و ناپایدار ،لایق افسوس خوردن است. همانگونه که هنگام مالیدن حنا که زیبایی و رنگش ماندگار نیست دست ها را به نشانه تحسر و افسوس بر هم می مالند. ۱۴۰۵- معنی بیت: ای معشوق گل چهره و زیبا، بهار در اشتیاق تو آنقدر تلاش نموده که با شبنم پای او آبله بسته است و به تعبیر آنکه در طلب تو بهار آبله پا ؛یعنی، بیدست و پاست. ۱۴۰۶- کاغذ گیر: اغلب به معنی کاغذی است که روزن خانه و منفذ دریچه را با آن می بندند و مانع ورود نور خورشید است.(شارح) ۱۴۰۷- تشنه لب: کنایه از بسیار مشتاق. پخته شدن: کنایه از با تجربه شدن ، آزموده شدن با «خامی »تضاد دارد. رنگ خامی نپرد ؛یعنی، ثابت و ماندگار است. آب مخور : منظور همان آب خوردن معروف است و نیز نشانه نهایت سعی و تلاش در طلب چیزی که تا آن را به دست نیاورند، آب خوردن را بر خود حرام می دانند. ۱۴۰۸- امساک: خود داری، بخل، خسّت ، نگاه داشتن(فرهن فارسی معین) خاک بر سر چیزی کردن : کنایه از خراب و خار داشتن آن است . معنی بیت: این را نمی گویم که برای پنهان کردن زر بر روی آن خاک بریز، بلکه می گویم خاک بر سر امساک کن یعنی امساک را پنهان کن و زر را به قصد بخشش آشکار نما. مفهوم بیت: امساک را رها کن و بخشش را انتخاب کن. ۱۴۰۹- هرکجا موری ضعیف و ناتوانی می بینی برایش دانه در خاک بریز؛ یعنی، ناتوان پروری کن ،چرا که در آخرت توشه راه تو خواهد بود . مراد از ذکر «مور» این است که تا دانه ای پیدا می کند ،آن را در خاک جمع می کند و از آنجا که سرانجام منزل تو گور خواهد بود، این دانه زاد و توشه آن منزل است کهاز پیش اندوخته می کنی.سعی کن در زندگی بیشتر برای خانه گورت زاد و توشه جمع کنی. ۱۴۱۰- ای باغبان، اگر ابر بهاری در آب دادن بخل و خساست می کند، از شراب که آبروی می پرستان است درخت انگور را سرسبز دار. «استادگی» در این بیت می تواند به معنای ضعیفی باشد یعنی اگر ابر بهار به دلیل ضعف از روان کردن آب توقّف نمود، آبروی می پرستان ؛ یعنی، شراب را در پای تاک بریز؛ یعنی، به رسم باده نوشان در زیر سایه تاک بنشین و می بنوش و جرعه ای از می را به خاک بریز و نشاط و شادی کنی. آبروی مستان : استعاره از شراب.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۲–۲: علف هرز خردل وحشی در کرت آزمایشی ۶-۴-۲: یولاف وحشی یولاف وحشی۱ شباهت بسیارنزدیکی با یولاف زراعی دارد. گیاهی یکساله ازتیره گندمیان که به وسیله بذرتکثیر می شود. خوشهچه ها دوتا سه گل دارند. برگها مسطح اند باقاعده پهن و انتهای باریک. سیستم ریشه یولاف وحشی الیافی گسترده است (علی بابایی، پاورپوینت اطلس شناسی علفهای هرز ۲). شکل ۳–۲: علف هرز یولاف وحشی در کرت آزمایشی
-
- Avena ludoviciana L.
۵-۲: نتیجه گیری همانطور که گفته شد افزایش مقاومت به علف کشها و نگرانی عمومی درباره اثرات جانبی آنها ، موجب فشار زیاد به کشاورزان برای کاهش استفاده از علفکشها شده است . که نتیجه آن منجر به بسط راهبردهای مدیریت تلفیقی علفهای هرز بر پایه استفاده از دیگر شیوه های جایگزین کنترل شیمیایی و منطقی کردن استفاده از علف کشها ،مورد توجه قرار گرفته است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
مدیریت برای افزایش توانایی رقابت گیاه زراعی با علفهای هرز یک جزء مهم از سامانههای تلفیقی مدیریت علفهای هرز محسوب می شود. لذا با توجه به گسترش مقاومت علفهای هرز به علفکشها و تأثیر مخرب زیست محیطی ناشی از مصرف بی رویه آنها، مدیریت تلفیقی علفهای هرز باید به طور وسیع و جدی مورد توجه قرار گیرد. ازطرفی، از آنجا که تراکم کاشت به عنوان ابزاری در مدیریت علف های هرز گندم می باشد که بر جمعیت و زیست توده علف های هرز تأثیرگذار است، و همچنین اثر متقابل تراکم گیاهی بهینه و عناصر مغذی ضروری گندم زمینه مدیریت غیر شیمیایی گیاه را در مقابله با علفهای هرز فراهم می کند. بنابراین مطالعه حاضر به منظور بررسی تآثیر تراکم های مختلف کاشت گندم به همراه سطوح مختلف تغذیه ای بر کنترل علف های هرز در گندم ، رقم چمران خواهد بود. فصل سوم مواد و روش های مورد استفاده ۱–۳: مکان و زمان اجرای آزمایش به منظور بررسی اثر تراکم گیاهی با مواد تغذیهای در رقابت گندم۱ با علفهای هرز پژوهش حاضر در سال زراعی ۱۳۹۳ـ۱۳۹۲در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان واقع در ملاثانی با مختصات جغرافیایی ۳۱ درجه و ۳۵ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۵۳ دقیقه طول شرقی و ارتفاع حدود ۲۵ متر از سطح دریا اجرا شد. ۲–۳: مشخصات اقلیمی محل اجرای آزمایش متوسط درجه حرارت حداقل، حداکثر، میانگین درجه حرارت ، میزان بارندگی ماهیانه و مجموع تبخیر در طول دوره رشد گندم در طی سال زراعی آزمایش در محل اجرای آزمایش در جدول ۱–۳ آمده است.
-
- Triticum aestivumL.
| جدول ۱-۳ آمار هواشناسی ایستگاه دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان طی مدت اجرای آزمایش (سال ۹۳-۱۳۹۲) |
| ماههای سال |
حداقل درجه حرارت (C ۰) |
حداکثر درجه حرارت (C ۰) |
میانگین درجه حرارت (C ۰) |
بارندگی (میلیمتر) |
مجموع تبخیر (میلیمتر) |
| آذر |
۶/۱۰ |
۵/۲۰ |
۵/۱۵ |
۹ |
۵/۶۵ |
| دی |
۹/۶ |
۳/۱۶ |
۶/۱۱ |
۸۸ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
| ناپایایی |
پایایی کم |
پایایی متوسط |
پایایی زیاد |
پایایی کامل |
| ۰= α |
۴۵/۰=α |
۷۰/۰=α |
۹۵/۰< α |
۱= α |
میزان آلفاکرونباخ محاسبه شده برای پرسشنامه به صورت کلی برابر ۹۴۴/۰ است. آلفاکرونباخ محاسبه شده برای هر کدام از متغیرها به تفکیک زیر بیان شده است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
جدول ۳-۲- پایایی پرسشنامه به تفکیک هر متغیر
| شاخص |
تعداد گویه |
ضریب آلفا |
| رهبری توزیعی |
۱۵ |
۸۷۱/۰ |
| رفتار شهروند سازمانی |
۱۵ |
۷۷۱/۰ |
| بازاریابی داخلی |
۱۵ |
۹۳۶/۰ |
| کل پرسشنامه |
۴۵ |
۹۴۴/۰ |
که نشان می دهد پرسشنامه به صورت کلی و نیز برای هر کدام از متغیرها به صورت جداگانه از پایایی مناسب برخوردار است. مفهوم اعتبار به این پرسش پاسخ میدهد که ابزار اندازهگیری تا چه حد خصیصه مورد نظر را میسنجد. بدون آگاهی از اعتبار ابزار اندازهگیری نمیتوان به دقت دادههای حاصل از آن اطمینان داشت. در این پژوهش از سه پرسشنامه استفاده گردید. که دو پرسشنامه رهبری توزیعی و رفتار شهروندی استاندارد بوده اند. پرسشنامه رهبری توزیعی قبلاً توسط حسن احمدی در پایان نامه کارشناسی ارشد مورد استفاده قرار گرفته است و از روایی و پایایی برخوردار بوده است. پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی نیز قبلاً توسط حسن اسلامی (۱۳۸۶)، ترجمه و در تحقیقات مختلفی در داخل کشورمان مورد استفاده قرار گرفته است و دارای روایی و پایایی مناسبی است. در پژوهش پور سلطانی زرندی و همکاران (۱۳۹۲) اعتبار پرسشنامه با بهره گیری از نظرها یا صلاحی استادان مدیریت ورزشی به دست آمد. بامطالعه آزمایشی روی ۳۰ نفرازمعلمان تربیت بدنی شهر مشهد پایایی درونی پرسشنامه رفتارشهروندی سازمانی با بهره گرفتن از آزمون آلفای کرونباخ ۷۶/۰ بدست آمد. پرسشنامه بازاریابی داخلی نیز قبلاً توسط یونسی فر در سال ۱۳۹۱ مورد استفاده قرار گرفته اما به دلیل سوالات زیاد بعضی از سوالات حذف شدند و سپس از نظرات اساتید راهنما و مشاور و همچنین متخصصان بازاریابی استفاده شد و اصلاحات لازم انجام گردید. در این پژوهش همچنین برای بررسی میزان تببینپذیری یا سنجش هر متغیر توسط سوالات مربوطه نیز از روایی سازه تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد که نتایج آن در فصل چهارم به تشریح بیان شده است. ۳-۸- روش تجزیه و تحلیل داده ها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از شرایط قتل عمد یا شبه عمد این بود که قاتل عاقل و بالغ باشد، فلذا اگر شخصی نابالغ یا مجنون، مرتکب جنایت گردند و لو عمدی، عمل آنها را خطا فرض میکنند و دیه را از عاقله مطالبه میکنند، به خاطر همین اگر صبی یا مجنون جنایتی مرتکب شوند چون در زمان صغر و جنون آن فعل را مرتکب شدهاند، فلذا قصاص نمیشوند بلکه دیه بر عاقلهشان مستقر است. در ادامه به بحث در خصوص اعسار پرداخته و به نحوه وصول دیه از بیتالمال اشاره ای داریم. برای پرداخت دیه مواعدی تعیین شده، پرداخت دیه در فواصل این زمانها قابل پذیرش بوده و عدم پذیرفتن دعوای اعسار امری دور از ذهن است، اعسار یعنی ناتوانی در پرداخت و زمانی که محکوم میخواهد حکم را به دلخواه اجرا کند، دلیلی برای امتناع از این امر وجود ندارد ولی زمانی که توان پرداخت یکجای دیه را داشته و ممکن است با دعوای اعسار در غیر موعد، موجبات خسارت را به مجنی علیه یا اولیاء دم وارد کند، امری غیر قابل قبول است (آریانفر،۵،۱۳۸۹). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در مواد مختلف قانون مجازات اسلامی بالاخص در بحث دیات به درستی میزان دیات و قواعد پرداخت آن مشخص شده است و ماده ۴۸۸ قانون مجازات اسلامی مهلت پرداخت دیه را در موارد مختلف از زمان وقوع جنایت به ترتیب ذیل قرار داده است: الف- در عمد موجب دیه، ظرف یک سال قمری ب- در شبه عمد، ظرف دو سال قمری پ- در خطای محض، ظرف سه سال قمری تبصره- هرگاه پرداخت کننده در بین مهلتهای مقرر نسبت به پرداخت تمام یا قسمتی از دیه اقدام نماید، محکوم له مکلف به قبول آن است. ماده ۴۸۹- در جنایت خطای محض، پرداخت کننده باید ظرف هر سال، یک سوم دیه و در شبه عمدی، ظرف هر سال نصف دیه را بپردازد. ماده ۴۹۰- در صورتی که پرداخت کننده بخواهد هر یک از انواع دیه را پرداخت نماید و یا پرداخت دیه به صورت اقساطی باشد، معیار، قیمت زمان پرداخت است مگر آنکه بر یک مبلغ قطعی توافق شده باشد. مطابق قاعده کلی، اصولاً حکم کیفری همین که قطعی شد باید اجرا شود و تأخیر و تعویق در اجرای آن جایز نیست لکن این قاعده کلی در مورد دیات تخصیص خورده و اجرای حکم دیه مقید به انقضای مواعد قانونی است. به عبارت دیگر اجرای احکام دیات فوری نیست و محکوم برای پرداخت دیه مقرر قبل از انقضاء مهلت قانونی مکلف به پرداخت نیست و میتواند برای پرداخت دیه از مهلت قانونی استفاده نماید همچنان که میتواند از مهلت استفاده نکند و قبل از انقضاء به صورت داوطلبانه دیه را بپردازد. اگر شخصی توان کامل پرداخت دیه را به صورت یکجا قبل از موعد نداشته باشد و بخواهد سریعاً حکم را اجرا کرده و دعوای اعسار نیز از پرداخت کل مبلغ و تقاضای تقسیط نماید دادگاهها از قبول آن خودداری کرده و مستند به ماده ۴۸۸ قانون مجازات اسلامی نظر به وجود مهلت و اینکه اعسار امری است مقطعی و در هنگام پرداخت ممکن است فرد توانا گردد از پذیرفتن آن خودداری مینمایند (آریانفر،۶،۱۳۸۹). بنابراین مراجعهکنندگانى که به جهت تنگدستى خواستار مساعدت براى پرداخت دیه از بیتالمال هستند، ابتدا باید درخواست اعسار خود را به دادگاه صادرکننده حکم کیفرى تقدیم کنند و پس از اثبات عسرت آنان و صدور حکم مربوط از طرف دادگاه، حکم صادره را به دفتر معاونت ادارى و مالى دادگسترى جمهورى اسلامى ایران در تهران ارائه دهند تا بر طبق مقررات، به جاى آنان، از بیتالمال دیه به اولیاى دم پرداخت شود. گفتار پنجم- اعمال مأمورین نظامی یا انتظامی به دلیل مأذون بودن مأمور از سوی آمر قانونی با رعایت شرایط آن در مواقعی پرداخت دیه از سوی بیتالمال پرداخت میشود همچون ماده ۴۷۳ قانون مجازات اسلامی که آمده است: «هرگاه مأموری در اجرای وظایف قانونی، عملی را مطابق مقررات انجام دهد و همان عمل موجب فوت یا صدمه بدنی کسی شود، دیه بر عهده بیتالمال است. تبصره - هرگاه شخصی با علم به خطر یا از روی تقصیر، وارد منطقه ممنوعه نظامی و یا هر مکان دیگری که ورود به آن ممنوع است، گردد و مطابق مقررات، هدف قرار گیرد، ضمان ثابت نیست و درصورتیکه از ممنوعه بودن مکان مزبور آگاهی نداشته باشد، دیه از بیتالمال پرداخت میشود.» همچنین قانونگذار در ماده ۱۵۹ قانون مذکور آورده است: « هرگاه به امر غیرقانونی یکی از مقامات رسمی، جرمی واقع شود آمر و مأمور به مجازات مقرر در قانون محکوم میشوند لکن مأموری که امر آمر را به علت اشتباه قابل قبول و به تصور اینکه قانونی است، اجرا کرده باشد، مجازات نمیشود و در دیه و ضمان تابع مقررات مربوطه است.» از معنای مخالف ماده فوق استفاده میشود که هرگاه ثابت شود که مأمور نظامی یا انتظامی در اجرای دستور آمر قانونی تیراندازی کرده و هیچگونه تخلفی از مقررات نکرده است و تمامی شرایط را رعایت نموده باشد، ضامن دیه مقتول نیست و دیه در این موارد از بیتالمال پرداخت میشود، البته اگر مقتول مهدورالدم نباشد. همچنین در قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب ۱۸/۱۰/۷۳ تصریح کرده چنانچه مأمورین مسلح که مجاز بکارگیری سلاح میباشند و طبق مقررات مربوطه اقدام به تیراندازی نموده باشند و در اثر این تیراندازی شخص یا اشخاص بیگناهی مجروح یا به قتل برسند، شخص مباشر هیچ مسئولیتی نداشته، سازمان متبوع آنها مسئول خواهند بود. در ماده ۱۳ قانون فوق مقرر کرده است: « در صورتی که مأمورین با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه شخص یا اشخاص بیگناهی مقتول یا مجروح شده یا خسارات مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارات بر عهده سازمان مربوطه خواهد بود و دولت مکلف است همه ساله بودجهای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد. تبصره- مفاد این ماده در مورد کسانی هم که قبل از تصویب این قانون مرتکب اعمال مذکور شدهاند جاری است.» ماده یک ماده ۴۱ قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح مصوب ۹/۱۰/۸۲ دارای حکم مشابه میباشد که متن ماده مذکور چنین است: « هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط عمداً مبادرت به تیراندازی می کند علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک سال محکوم میشود و در صورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم میگردد و چنانچه از مصادیق مواد ۶۱۲ و ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۲/۳/۷۵ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور محکوم خواهد شد. تبصره ۱- چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و بیگناه باشد دیه از بیتالمال پرداخت خواهد شد. تبصره ۲- مقررات مربوط به تیراندازی و نحوه پرداخت دیه و خسارات به موجب قانون بهکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب ۱۸/۱۰/۷۳ و آئین نامههای مربوط خواهد بود.» در ادامه دو نظریه مشورتی در این خصوص آورده میشود: نظریه ۱۲۱۶/۷ – ۴/۷/۱۳۸۱ – ا. ح. ق: «مواردی که دیه قتل اعم از عمدی یا غیر آن بر بیتالمال است، در قانون مجازات اسلامی و قانون بکارگیری سلاح توسط نیروهای مُسَلَح در موارد ضروری مصوب ۱۸/۱۰/۱۳۷۳ احصاء شده است و غرق شدن در آبهای گودال مشمول موارد مزبور نیست». نظریه ۲۲۶۶/۷ – ۲۵/۳/۱۳۷۲ – ا. ح. ق: «طبق تبصره یک ماده ۲۴ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح، چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از مجازات و پرداخت دیه معاف خواهد بود و در این صورت اگر مقتول یا مجروح مُقَصِر یا مَهدورالدَم باشد دیهای به او تعلق نمیگیرد ولی اگر مُقَصِر یا مَهدورالدَم نباشد دیه از بیتالمال پرداخت خواهد شد. اما اگر تیراندازی مطابق مقررات صورت نگرفته باشد، در صورت وقوع قتل یا جَرح حسب مورد، نظامی مُقَصِر، محکوم به دیه یا قصاص خواهد شد». از آنچه در این فصل گذشت در مییابیم که دیه نهادی مالی است که جبران کننده اکثر جرایم خصوصاً غیر عمدی میباشد هر چند ابهاماتی در خصوص ماهیت حقوقی آن وجود دارد. پرداخت دیه از بیتالمال نیز بر مبنای هدر نرفتن خون مسلمان، کوتاهی دولت در برقراری نظم و امنیت و مصالح اجتماعی سیاسی توجیه منطقی پیدا میکند و به دلیل استثنا شدن اینگونه پرداخت نیازمند تصریح در قانون جزا میباشد همچنان که مواردی را در فقه اسلامی میتوان یافت که پرداخت دیه از بیتالمال مسلمین قرار داده ولی در قانون ما اشاره ای به آن نشده است. بخش دوم - قلمرو مسئولیت بیتالمال نسبت به پرداخت دیه اصل شخصی بودن مسئولیت اقتضا میکند که در صورت وقوع جنایتی بر نفس یا مادون نفس مسئول پرداخت دیه تنها شخص جانی باشد. این اصل در مواردی استثنا شده است مثل ضمان عاقله و اقارب. یکی از موارد استثنا بیتالمال است که در مواردی مسئول پرداخت دیه جنایتی است که دیگری انجام داده است. گرچه درباره مبانی مسئولیت بیتالمال اختلاف نظر وجود دارد با مسلم دانستن این مسئولیت، به بررسی قلمرو آن پرداخت شده است و در این رهگذر مسئولیت بیتالمال نسبت به دیه مغلظه، فاضل دیه، دیه جراحات (مادون نفس)، ارش و خسارات افزون بر دیه، مورد بحث و بررسی واقع شده است. در متون فقهی و حقوقی موارد متعددی را میتوان یافت که پرداخت خونبها بر عهدهی بیتالمال یا امام مسلمین نهاده شده است، با مفروض دانستن مسئولیت بیتالمال در موارد فوق و برخی موارد دیگر، درصدد پاسخ به این سؤال اساسی است که گستره مسئولیت بیتالمال تا چه میزان است؟ آیا همانگونه که بیتالمال نسبت به دیه نفس مسئولیت دارد، نسبت به پرداخت دیه جراحات، ارش جنایات و خسارات افزون بر دیه نیز مسئولیت دارد؟ آیا امکان پرداخت فاضل دیه از بیتالمال وجود دارد؟ در مواردی که دیه تغلیظ میشود؛ اگر بیتالمال مسئول پرداخت دیه باشد، آیا خونبها را باید به صورت مغلّظه بپردازد یا این که پرداخت اصل دیه کافی است؟ گفتار اول- تغلیظ دیه نسبت به بیتالمال واژهی تغلیظ در لغت، به معنای تشدید کردن، تأکید کردن و غلیظ کردن است؛ اما در اصطلاح به دیه ای گفته میشود که به مقدار یک سوم، افزون بر دیه معمول است و برای مواردی چون قتل در ماه های حرام رجب، ذیالقعده، ذیالحجه، محرم یا در حرم مکه مقرر شده است. حکم تغلیظ دیه، مستند به روایات و مورد اتفاق فقیهان است، اما در تسرّی آن به بیتالمال اختلاف است، یعنی اگر قتل، با اسباب تغلیظ دیه همراه و از مواردی باشد که بیتالمال به عنوان مهمترین منبع مالی در جهت مصالح عمومی مسئول پرداخت آن است، آیا باز هم دیه مغلّظه خواهد بود؟ یا حکم، تغلیظ اختصاص به موردی دارد که پرداخت دیه، متوجه قاتل است؟ به عنوان مثال، اگر شخصی در حرم مکه معظمه یا ماه حرام، در اثر ازدحام جمعیت کشته شود یا قاتل وی فوت یا فرار کند و قاتل یا عاقله او متمکن از پرداخت نباشند پرداخت دیه از سوی بیتالمال، به صورت تغلیظ شده خواهد بود یا خیر؟ همچنین اگر در اثر خطای قاضی در حکم یا تیراندازی مأمور مجری قانون، انسان محقون الدم، در ماه های حرام به قتل رسیده باشد، آیا دیه افزایش یافته و از بیتالمال پرداخت خواهد شد؟ (باقری و همکاران،۴۹،۱۳۸۹) دیدگاه غالب در میان فقیهان معاصر آن است که هر گاه قتل ارتکاب یافته با اسباب تغلیظ دیه همراه باشد در صورتی که قاتل عاقله نداشته باشد و یا عاقله او توان پرداخت دیه را نداشته باشند، دیه مقتول به صورت تغلیظ شده از بیتالمال مسلمانان پرداخت خواهد شد، همچنین اگر در اثر خطای حاکم در حکم و یا تیراندازی مأموری که در راستای انجام وظیفه و به صورت آمر قانونی اقدام به تیراندازی کرده است، انسان محقون الدمی در ماههای حرام به قتل رسیده باشد، دیه مغلّظه از بیتالمال پرداخت خواهد شد و در بقیه موارد مسئولیت بیتالمال همچنین است، در مقابل این دیدگاه نظر مخالفی نیز وجود دارد که پرداخت دیهی تغلیظ شده از بیتالمال را مخالف اصول برشمرده و سخت با آن مخالف است. در قانون مجازات اسلامی مصوب ۷۰ در ماده ۲۹۹ آمده بود: دیه قتل، در صورتی که صدمه و فوت هر دو در یکی از چهار ماه حرام رجب، ذیالقعده، ذیالحجه و محرم و یا در حرم مکه معظمه واقع شود علاوه بر یکی از موارد ششگانه مذکور در ماده ۲۹۷ به عنوان تشدید مجازات باید یک سوم هر نوعی که انتخاب کرده است اضافه شود و سایر امکنه و ازمنه هرچند متبرک باشند دارای این حکم نیستند. چنانچه ملاحظه میشود ماده مذکور از این جهت که آیا تغلیظ دیه شامل بیتالمال نیز میشود یا خیر، بیانی ندارد. این سکوت موجب شده بود که رویهی قضایی واحدی وجود نداشته و بین حقوقدانان و قضات محاکم اختلاف نظر جدی به وجود آید که در قانون مصوب سال ۹۲ این ابهام برطرف شد. ماده ۳۸۵- اگر قتل در یکی از ماه های حرام (محرم، رجب، ذیالقعده و ذیالحجه) یا در حرم مکه مکرمه واقع شده باشد یا قاتل در زمان یا مکان مذکور، قصاص گردد و قصاص مستلزم پرداخت فاضل دیه از سوی ولی دم به قاتل باشد، فاضل دیه تغلیظ نمیشود. همچنین دیهای که ولی دم به دیگر اولیاء میپردازد تغلیظ نمیشود، لکن اگر قتل در زمان یا مکان مذکور باشد، دیهای که شرکای قاتل، به علت سهمشان از جنایت، حسب مورد به قصاص شونده یا ولی دم و یا به هر دو آنان میپردازند، تغلیظ میشود. ماده ۵۵۵- هرگاه رفتار مرتکب و فوت مجنی علیه هر دو در ماههای حرام «محرم، رجب، ذیالقعده و ذیالحجه» یا در محدوده حرم مکه، واقع شود خواه جنایت عمدی خواه غیر عمدی باشد، علاوه بر دیه نفس، یک سوم دیه نیز افزوده میگردد. سایر مکانها و زمانهای مقدس و متبرک مشمول حکم تغلیظ دیه نیست. تبصره- معیار شروع و پایان ماههای حرام، مغرب شرعی است مانند ماه رجب که از مغرب شرعی آخرین روز ماه جمادیالثانی، شروع و با مغرب شرعی آخرین روز ماه رجب به پایان میرسد. ماده ۵۵۶- در حکم تغلیظ دیه فرقی میان بالغ و غیر بالغ، زن و مرد و مسلمان و غیرمسلمان نیست. سقط جنین نیز پس از پیدایش روح، مشمول حکم تغلیظ است. تغلیظ دیه، در مواردی که عاقله یا بیتالمال پرداخت کننده دیه باشد نیز جاری است. در قتل عمدی که به علت عدم امکان قصاص یا عدم جواز آن دیه پرداخت میشود نیز این حکم جاری است. ماده ۵۵۷- تغلیظ دیه مخصوص قتل نفس است و در جنایت بر اعضاء و منافع جاری نیست. لازم به ذکر است بیان شود که مسئولیت پرداخت دیه مغلّظه از سوی بیتالمال استثناء بر اصل شخصی بودن مجازاتها و شخصی بودن مسئولیت است و باید به قدر متیقن اکتفا کرد و در موارد مشکوک، اصل بر عدم تکلیف نسبت به زاید بر دیه است؛ زیرا نسبت به اصل پرداخت دیه، در مواردی نصّ خاص وجود دارد که بیتالمال مسئولیت دارد. چنین دلیل یقینی، چون در مورد یک سوم زاید بر دیهی اصلی وجود ندارد، بنابراین مجوزی برای خروج از اصل نیست. به نظر میرسد که اولاً اجازهی خروج از اصل شخصی بودن مسئولیت با دلیل قطعی وجود دارد؛ لذا جایی برای اجرای اصل برائت بیتالمال از مسئولیت زاید بر اصل دیه وجود ندارد. ثانیاً در صورتی که ماهیت دیه را حقوقی و جبران خسارت بدانیم، مسئولیت بیتالمال به پرداخت دیه، استثنا بر اصل شخصی بودن مسئولیت جانی نیست؛ زیرا اگر ماهیت دیه را کیفری بدانیم، تحمل کیفر بر عهدهی جانی است؛ نه بیتالمال و در صورتی که آن را حقوقی بدانیم باید جبران خسارت مجنی علیه یا اولیای دم از سوی هر شخص و شخصیتی بشود. اشکال دیگری که ممکن است مطرح شود این است که مهمترین مبنای مسئولیت بیتالمال «لایبطل دم امریء مسلم» است که پایمال نشدن خون مسلمان است این مبنا قابل تعمیم نسبت به تغلیظ دیه نیست؛ زیرا با عدم پرداخت ثلث زاید بر دیه نیز خون مسلمان پایمال نمیشود. به نظر میرسد این اشکال نیز قابل پاسخ است؛ زیرا وقتی پذیرفته شد که دیهی به «ثلث زاید» مسلمان در ماه حرام حقیقتی مستقل دارد، در آن صورت، عدم پرداخت معنای هدر رفتن بخشی از خون مسلمان است. و از سوی دیگر، لازمهی چنین سخنی، متغیر و مردد بودن دیهی مقتول نسبت به مسئولین پرداخت دیه است؛ به این معنا که اگر مسئول پرداخت دیه، قاتل باشد، دیه ای که به مقتول تعلق میگیرد، مثلاً یکصد و سی و سه شتر دیه کامله و ثلث آن است و اگر در اثر اعسار قاتل، مسئولیت متوجه بیتالمال باشد، دیهی مقتول، تنها به میزان دیهی کامله است که قبول چنین مسئله ای دشوار است، علاوه بر آن چنان که گذشت ثلث زاید بر دیه، حق اولیای دم است که نباید پایمال گردد. دیگر این که گفته میشود لزوم احتیاط در هزینه کردن از بیتالمال که ثروت عمومی مسلمین است، اجازهی پرداخت مازاد بر دیهی اصلی را نمیدهد، که از مجموع روایات میتوان به این نتیجه رسید که مسئولیت بیتالمال در پرداخت دیه، در مواردی که دیه تغلیظ میشود، به صورت تغلیظ شده است؛ لذا جایی برای طرح این شبهه که در مصرف بیتالمال، باید صرفه جویی و احتیاط کرد باقی نمیماند، زیرا بر اساس ضرورت حمایت از حق اولیاء دم این امر تعبیه شده است (باقری و همکاران،۶۲،۱۳۸۹). چنین به نظر میرسد به دلیل اینکه خون مسلمان محترم است نباید هدر رود بنابراین بیتالمال نیز باید دیه مغلّظه را بپردازد، زیرا هنگامیکه مثلاً قاتل شناسایی نمیشود، بیتالمال جایگزین قاتل میشود، چنانچه بیتالمال در اینگونه موارد یک سوم دیه را نپردازد خون مسلمان به مقدار یک سوم هدر میرود. گفتار دوم- مسئولیت بیتالمال نسبت به پرداخت فاضل دیه با توجه به مفاد ماده ۴۲۸ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ در صورتی پرداخت فاضل دیه از بیتالمال را جایز دانسته است که مورد جنایت مخل نظم و امنیت عمومی باشد و یا احساسات عمومی را در جامعه برهم بزند و مصلحت جامعه در اجرای قصاص باشد، همچنین اولیای دم به دلیل اعسار توان پرداخت فاضل دیه را نداشته باشند با درخواست دادستان و تأیید رئیس قوه قضاییه بیتالمال مسئولیت پرداخت فاضل دیه را بر عهده خواهد داشت. ماده ۴۲۸- در مواردی که جنایت، نظم و امنیت عمومی را بر هم زند یا احساسات عمومی را جریحهدار کند و مصلحت در اجرای قصاص باشد لکن خواهان قصاص تمکن از پرداخت فاضل دیه یا سهم دیگر صاحبان حق قصاص را نداشته باشد، با درخواست دادستان و تأیید رئیس قوه قضاییه، مقدار مذکور از بیتالمال پرداخت میشود. هرگاه مقتول فاقد اولیای دم باشد و یا اولیای دم او شناسایی نشوند، امام مسلمین و در زمان غیبت، ولی فقیه، ولی دم مقتول محسوب میشوند. در چنین مواردی هرگاه شخصی که فاقد ولی دم است، عمداً به قتل رسیده باشد و برای قصاص قاتل نیز احتیاج به پرداخت فاضل دیه باشد (مانند آن که زنی فاقد ولی توسط مردی عمداً به قتل رسیده باشد) نسبت به این مسئله که آیا ولی امر مسلمانان میتواند با پرداخت فاضل دیه از بیتالمال، قاتل یا قاتلین را قصاص نماید یا خیر، نظر صریحی از سوی فقها در این خصوص ابراز نشده است. با این وجود، با عنایت به این که تمامی فقها معتقدند در مواردی که امام ولی دم مقتول است، حق قصاص یا مطالبه دیه را دارد، میتوان گفت که از نظر فقها پرداخت فاضل دیه از بیتالمال جایز است به دلیل این که اذن در شیء اذن در لوازم آن است، بنابراین زمانی که زنی فاقد ولی توسط مردی به قتل رسیده باشد، لازمهی این قول که امام اختیار قصاص قاتل را دارد، آن است که اجازهی پرداخت فاضل دیه از بیتالمال را نیز داشته باشد (بای،۸۳،۱۳۸۳). روشن است زمانی که امام برای اجرای قصاص ملزم به پرداخت فاضل دیه است، آن را از بیتالمال میپردازد، هم چنان که اگر دیهی مقتول را بگیرد، دیه را در بیتالمال مسلمانان قرار میدهد. قانون مجازت اسلامی در ماده ۳۵۶ مقرر بیان داشته است که: «اگر مقتول یا مجنی علیه یا ولی دمی که صغیر یا مجنون است ولی نداشته باشد، و یا ولی او شناخته نشود و یا به او دسترسی نباشد، ولی او، مقام رهبری است و رئیس قوه قضائیه با استیذان از مقام رهبری و در صورت موافقت ایشان، اختیار آن را به دادستانهای مربوط تفویض میکند». از ظاهر ماده چنین برمیآید که ولی امر در قصاص قاتل یا مطالبه دیه اختیار دارد و اگر پرداخت فاضل دیه از بیتالمال جایز نباشد عملاً در برخی صور اختیاری برای ولی امر در انتخاب گزینه قصاص وجود نخواهد داشت. همچنین در تبصره ماده ۵۵۱ قانون مذکور آورده است : در کلیه جنایاتی که مجنی علیه مرد نیست، معادل تفاوت دیه تا سقف دیه مرد از صندوق تأمین خسارتهای بدنی پرداخت میشود. در قانون سال ۷۰ دیه زن نصف مردان بود، اما در اینجا پیش بینی کرده که مابهالتفاوت دیه از صندوق تأمین خسارات بدنی پرداخت شود. بنابراین طبعاً به نفع اولیای دم زنی است که مقتول شده یا در مواردی که زن بخواهد مرد بالغ را قصاص کند، پیش بینی شده بود که تفاضل دیه را باید بدهد اما در این قانون دیگر به این صورت نیست و پیش بینی شده که اگر اجرای قصاص به نفع جامعه خواهد بود، زن نباید تفاضل را بپردازد و از بیتالمال داده میشود. به نظر بنده پرداخت دیه زن از طریق صندوق تأمین خسارتهای بدنی نوعی اعمال تبعیض است، چرا که پرداخت تفاضل دیه از محلهایی صورت میگیرد که وجوه آنها مربوط به این قسمت نبوده و اصولاً برای مقاصد دیگری جمع آوری میشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
زمان آماده سازی کار k بعد از کار j روی ماشین i : اگر امکانپردازش کار نوع j بر روی ماشین نوع i وجود داشته باشد ۱ ، در غیر این صورت ۰ موعد تحویل کارها جریمه های زود کرد جریمه های دیر کرد زمان دسترسی به کارها ۳-۴-۲- نمادها، تعاریف، پارامترها و متغیر های تصمیم : اندیس کار( , ) اندیس ماشین زمان تکمیل کارjام مقدار دیرکرد کارjام مقدار زودکرد کار j ام Stj: نشان دهنده زمان شروع کار j ام می باشد ۳-۴-۳- مدل ریاضی : Subject to : j= 1,2…..,n (۱-۳) k= 1,2….,n (2-3) i= 1,2….,m j= 1,2…..,n (۳-۳) j= 0,1,2…..,n (۴-۳) j= 1,2…..,n k= 1,2….,n i= 1,2….,m (5-3) j= 1,2…..,n k= 1,2….,n i= 1,2….,m (۶-۳) j= 1,2…..,n (۷-۳) k= 1,2….,n i= 1,2….,m k= 1,2….,n (۸-۳) k= 1,2….,n (۹-۳) j= 0,1,2…..,n (۱۰-۳) j= 0,1,2…..,n (۱۱-۳) j= 1,2…..,n k= 1,2….,n i= 1,2….,m (۱۲-۳) تابع هدف مسئله برابر مجموع زمان های زودکرد و دیر کرد وزنی می باشد محدودیت (۳-۱) موجب می شود تا هر کار فقط روی یک ماشین انجام گیرد. محدودیت (۳-۲) اطمینان میدهد که فبل از هر کار یک کار وجود دارد، اولین کار بعد از کار فرضی صفر میباشد. محدودیت (۳-۳) نشان دهنده محدودیت دسترسی به ماشین هست. همانطور که در بخش پارامترهای ورودی مدل بیان شد،اگر امکان پردازش کار نوع j برروی ماشین نوع i وجود داشته باشد پارامتر مقدار یک و در غیر اینصورت مقدار صفر می گیرد.امکان پردازش کار نوع j بر روی ماشین نوع i با توجه به مجموعه پردازشی کار نوع j مشخص میشود.به این ترتیب این محدودیت مدل را مقید می سازد که برای تخصیص ماشین نوع i به کار نوع j و به تبع آن تخصیص مقدار یک به متغیر تصمیم گیری مقدار را که جزء پارامترهای ورودی مدل می باشد را نیز بررسی نماید ودر صورتی این تخصیص صورت می پذیرد که مفدار نیز همانند یک باشد (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
محدودیت (۳-۴) نشان میدهد که بعد از هر کار حداکثر یک کار وجود دارد. محدودیت (۳-۵) مجبور میکند تا اگر دو کار پشت سر هم قرار گرفتند حنما روی یک ماشین انجام گیرند. محدودیت (۳-۶) تا (۳-۹) زمان شروع کارها را مشخص می کند. محدودیت (۳-۱۰) زمان تکمیل کارها را محاسبه می کند. محدودیت (۳-۱۱) زمان زودکرد و دیرکرد کارها را محاسبه مینماید. این محدودیت بیانگر رابطه بین زمان تکمیل،زمان های زودکرد ، زمان های دیر کرد و موعد تحویل کارها می باشد و ارتباط تنگاتنگی با مقدار تابع هدف دارد.یکی از فرضهای موجود در بخش مفروضات مدل مجاز بودن بیکاری ماشینهاست.طبق این فرض و با در نظر گرفتن محدودیت ارائه شده در این قسمت، زمانی که پردازش یک کار بر روی یک ماشین به اتمام میرسد می توان ماشین را بیکار نگه داشت و از پردازش کار های بعدی بر روی آن جلوگیری نمود مشروط بر اینکه بهبودی در مقدار تابع هدف حاصل شود.بیکار نگه داشتن ماشین موجب می شود که زمان تکمیل کاری که پردازش آن قبل از آغاز زمان بیکاری به اتمام رسیده است به اندازه زمان بیکاری افزایش یابد.در نتیجه زمان زودکرد و دیرکرد آن کار و کارهای بعدی وبه تبع آن مقدار تابع هدف تغییر می کندبدین ترتیب بیکاری اختیاری ماشینها می تواند موجب بهبود تابع هدف مدل شود محدودیت (۳-۱۲) بیان کننده باینری بودن متغیرها میباشد. ۳-۵ –اعتبار سنجی مدل: در این بخش به منظور اعتبار سنجی مدل ارائه شده،در تحقیق آیکول و بایهان ]۶۳[یک مدل ریاضی برای زمانبندی ماشینهای موازی با هدف کمینه سازی زود کرد و دیرکرد وزنی با محدودیت زمان نصب وابسته به توالی کارها ارئه نموده اند ما از این مدل استفاده کرده و با یک مثال که شامل ۸ کار و سه ماشین است حل کرده و با مدل موجود در تحقیق مقایسه می کنیم.مقادیر زمان های پردازش و نصب موعد تحویل و وزنهای زودکرد و دیرکرد بکارفته در این مسئله در جداول زیر آمده است. این مقادیر را تحت شرایط زیر تو لید کرده ایم: وزنﻫای مربوط به دیرکرد و زودکرد تمامی کارها بصورت تصادفی در بازه [۱‚۰] تولید میﮔردد. زمان مربوط به پردازش کارها بصورت تصادفی وتوزیع یکنواخت در بازه [۴۰‚۵] تولید میﮔردد. زمان آماده ﺳازی ماشینﻫا برای انجام کارها بصورت تصادفی در بازه [۸‚۱] تولید میﮔردد. عوامل تاثیر گذار در تعیین نوع مساله n , m می باشند که بیانگر تعداد کار و تعداد ماشین هستند موعد تحویل کارها بر اساس روش ارائه شده توسط یانو و کیم [۶۷] تولید گردیده است. در این روش, موعد تحویل در بازه [[(SUMP/2)(1-F+RD/2)] ,[(SUMP/2)(1-F-RD/2)]] تولید میﮔردد. در عبارت بیان شده , F فاکتور مربوط به دیرکرد و RDفاکتور مربوط به موعد تحویل میﺑاشد. در تمامی مسائل تولید شده, مقدار Fبرابر با ۵/۰ و RDبرابر با ۱/۰ در نظر گرفته شده است. جدول ۳-۱.موعد تحویل و وزنهای زود کرد و دیرکرد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فلسفه دیگری که برای پرداخت دیه شخصی که در اثر اشتباه قاضی در حکم ، به ناحق مجروح شده و یا به قتل رسیده است وجود دارد ، آن است که قاضی وکیل و نماینده مسلمانان است در رسیدگی به دعاوی ، صدور حکم و اجرای مجازاتها ، و از آنجا که جبران خطای وکیل در صورت عدم تقصیر بر عهده موکل است لذا دیه مجروح و مقتول از خزانه مسلمین (موکلین) پرداخت میشود .[۱۸۷] (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
دلیل دیگری که برای رفع مسئولیت از قاضی در صورت اشتباه اقامه شده است ، قاعده احسان است . دلیل عدم ضمان قاضی آن است که قاضی در فعل خود محسن است ، به دلیل اینکه او در مقام اصلاح امور و حفظ نظام بوده است و در خدمت دین و اقامه شعائر و اجرای احکام بوده است ، لذا غراماتی که متوجه اوست بر عهده بیتالمال مسلمانان است ، بدین ترتیب میتوان بین دو حق جمع کرد، حق مقتول و حق حاکمی که به امور مسلمانان قیام نموده است .[۱۸۸] با توجه به مطالب ذکر شده ، دلایل پرداخت دیه از بیتالمال در موارد خطای قاضی عبارتند از : ۱- باطل نشدن خون مسلمان ۲- قاعده احسان ۳- عدم ایجاد وقفه در امور مسلمین ۴- اعطای نیابت به قاضی از میان دلایل فوق ، تنها باطل نشدن خون مسلمان ، در امور کیفری دیگری غیر از قتل و جراحات و نیز امور مالی جریان ندارد ، اما بقیه دلایل در تمامی خسارات ناشی از خطای قاضی جریان دارد ، بنابراین مسئول شناختن بیتالمال نسبت به تمامی خسارات ناشی از خطای قاضی ، امری مقبول است. در هر حال مسئولیت بیتالمال حداقل در قتل و جراحات ناشی از خطای قاضی ، مسئلهای اجتماعی است [۱۸۹] و در این مسئله جز ابوصالح حلبی[۱۹۰] ظاهراً مخالفی وجود ندارد . الف: اقسام اشتباه قاضی قبل از پرداختن به اقسام اشتباه قاضی ، لازم است تفاوت موجود بین دو مفهوم، تقصیر و اشتباه که در اصل ۱۷۱ قانون اساسی و ماده ۵۸ قانون مجازات اسلامی به کار رفته بیان شود ، تا با روشن شدن آنها حکم هر کدام نیز معلوم گردد. برخی اشتباه را به معنای قصور و خطای قاضی و تقصیر را به معنای سوء نیت و عمد در فعل گرفتهاند[۱۹۱] برخی اعتقاد دارند که ، در اشتباه عمل قاضی ، آلوده به امر نامشروعی نیست ، در حالی که در تقصیر ، قاضی دانسته به راه ناصواب میرود و اقدام او آلوده به امری نامشروع است.[۱۹۲] ماده ۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری (مصوب ۱۳۶۶) تقصیر را عبارت از نقض عمدی قوانین و مقررات اداری و قصور را عبارت از کوتاهی غیر عمدی در اجرای وظایف اداری میداند . البته این تفکیک در کار دادرسی و قضات و داوری ، کمی مشکل به نظر میرسد . باید توجه داشت که نمیتوان حسن نیت یا سوء نیت را به عنوان تنها گزینه تعریف اشتباه و تقصیر در نظر گرفت ، زیرا در این صورت باید شخصی را که در مقام قضاوت قرار گرفته و علیرغم حسن نیتی که دارد بر اثر کاهلی و سستی و با بی اعتنایی به مبانی و اصول قضایی و بدون اجتهاد علمی در دستیابی به حقیقت و کشف حکم عادلانه ، حکمی بر خلاف صادر نماید ، مبرای از مسئولیت دانست و حال آنکه به نظر میرسد چنین شخصی باید پاسخگوی اعمال خویش باشد . در تفکیک دیگری میان تقصیر واشتباه گفته شده است : «خطاهای عمدی و یا در حکم عمد قاضی ، تقصیر شناخته میشود که ملاک و ضابطه تشخیص آن هم شیوه رفتار یک قاضی متعارف است ؛ در حالی که اشتباه قضایی به خطایی گفته میشود که در جریان دادرسی ، اجتنابناپذیر بوده وعرف قضایی آن را بخشودنی بداند و به عمد یا سوء نیت قاضی منتسب نگردد»[۱۹۳] به نظر میرسد از میان تعاریف ارائه شده تعریف اخیر که منطبق با خطای حرفهای است معیار صحیحی جهت تفکیک بین اشتباه و تقصیر باشد ، لذا برای تشخیص تقصیر یا اشتباه قاضی باید آن را با عمل یک قاضی متعارف مقایسه نمود ، اینگونه که هر گاه قاضی متعارفی در شرایط قاضی مفروض که دچار خطا شده است قرار میگرفت ، مرتکب خطای مذکور نمیگشت ، عمل قاضی خطاکار تقصیر محسوب خواهد شد و در صورتی که احتمال بروز خطا در شرایط مشابه برای یک قاضی متعارف نیز وجود داشته باشد ، خطای قاضی را باید اشتباه تلقی نمود . به بیان دیگر بروز خطا در دادرسی و حکم ، بدون آنکه از رفتار یک قاضی محتاط و متعارف عدول شده باشد مصداق اشتباه و تجاوز عامدانه یا سهلانگارانه از رفتار یک قاضی محتاط و متعارف ، مصداق تقصیر است . در ماده ۵۸ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ و ماده ۳-۱۴۵ لایحه جدید ق.م.ا مصوب ۱۳۸۸ بحث مسئولیت قضات در دو حالت تقصیر و اشتباه مطرح شده است که در صورت اخیر (اشتباه) جبران خسارت بر عهده دولت ، و در صورت اول (تقصیر) بر عهده شخص قاضی است . بنابراین بر خلاف نظر برخی حقوقدانان [۱۹۴] مقنن اصطلاح تقصیر و اشتباه را مترادف نمیداند . انواع اشتباه مصرح در قانون مجازات اسلامی که ضمان و مسئولیت قاضی یا دولت را فراهم میکند عبارتند از اشتباه موضوعی (اشتباه در موضوع دعوی) ، و اشتباه در تطبیق حکم بر مورد خاص ، قانونگذار مانند بسیاری از مفاهیم مذکور در مواد عمومی قانون مجازات ، از قبیل اجبار ، اکراه و … تعریفی از اشتباه ارائه نکرده است بلکه تنها مصادیقی از اشتباه را در ابواب مختلف حدود به عنوان رافع مسئولیت مورد اشاره قرار داده است . برخی ازحقوقدانان در تعریف اشتباه قاضی گفتهاند : «اشتباه قاضی در ماده ۵۸ ق.م.ا عبارتست از تصور امر خلاف واقع از ناحیه دادرس ، نسبت به موضوع (دعوای) مطروحه در دادگاه یا تشخیص مرتکب جرم یا نسبت به درک حکم قانون و مقرراتی که رعایت آنها برای دادگاه لازمالاتباع است که در نتیجه آن ضرر و زیان به کسی وارد میشود»[۱۹۵] در مورد اشتباه قاضی در موضوع دعوی مثال مشهوری وجود دارد که در کتب فقهی و حقوقی مطرح شده است . در آن مثال قاضی به دلیل شهادت شهود بر ارتکاب قتل عمد توسط شخص خاصی حکم قصاص او را صادر میکند ، ولی بعداً مشخص میشود که شهادت شهود کذب بوده و مقتول در اثر سانحه رانندگی فوت کرده است . در این صورت اشتباه قاضی در قصاص کردن شخص بی گناه با پرداخت دیه مقتول از بیتالمال جبران میشود . بنابراین اشتباه در موضوع ، اشتباهی است که قاضی در احراز موضوع دعوی مرتکب میشود مانند مثال فوق ، و یا موردی که قاضی قتل شبه عمد را خطا تصور میکند ، یا در مسائل حقوقی عاریه را ودیعه تصور نموده و بر اساس آن حکم می کند به عبارت دیگر ، اشتباه در موضوع دعوی عبارتست از : خطای قاضی در یافتن عنوان جزایی یا حقوقی متناسب و صحیح . در مورد اشتباه قاضی در تطبیق حکم بر مورد خاص ، نظر به تعریف «اشتباه حکمی» به معنی تصور امر خلاف واقع از قانون و مقررات لازمالاتباع از ناحیه قاضی که حد اعلای آن جهل نسبت به قانون تلقی میشود و با توجه به قاعده کلی جهل به قانون مسموع نیست و رافع مسئولیت نخواهد بود ، به دلیل اینکه قانونگذار همه افراد بویژه قاضی مأمور اجرای قانون را عالم به قانون فرض کرده است . اثبات خلاف این امر جز در مورد استثنایی پذیرفته نمیشود . بنابراین چنانچه قاضی و دادرس دادگاه در تطبیق حکم برمورد خاص دچار اشتباه شوند از نظر مدنی ضامن هستند . این اشتباه ممکن است به یکی از صور زیر تحقق پیدا کند . اولاً : بندرت ممکن است قاضی صادر کننده حکم از وجود قانون بی اطلاع باشد ، مثلاً اگر مقررات خاصی در یکی از تبصرههای بودجه سالهای قبل پیشبینی شده باشد ، ولی قاضی از آن بی اطلاع باشد ، در آن صورت ضامن است . ثانیاً : ممکن است قاضی برداشت نادرستی از حکم قانون بر مورد خاص نماید که به ضرر کسی تمام شود . به هر حال ، مستنبط از مندرجات ماده ۵۸ ق.م.ا موارد یاد شده از مصادیق اشتباه در تطبیق حکم بر مورد خاص تلقی خواهد شد . ب: شرایط مسئولیت دولت : برای تحقق مسئولیت دولت ویا قاضی ناشی از تقصیر یا اشتباه قاضی در موضوع یا در تطبیق حکم بر مورد خاص ، وجود شرایط ذیل لازم است : الف: اتخاذ تصمیم قضایی اصل ۱۷۱ ق.ا و ماده ۵۸ ق.م.ا هم از جهت مقامات صلاحیتداری که تصمیمات مزبور را اتخاذ مینمایند و هم از جهت نوع تصمیماتی که منجر به ختم پرونده میشود ، ابهام دارد . ظاهر ماده به گونهای تنظیم شده که گویی صرفاً قضات محاکم حقوقی و جزایی ، آن هم نسبت به تصمیماتی که در ماهیت قضایای مطروحه به صورت حکم اتخاذ مینمایند ، مسئولیت دارند و سایر قضات (قضات دادسرا) و تصمیمات قضایی (قرارها)[۱۹۶] از این حیث مستثنی هستند . برخی مولفان حقوقی[۱۹۷] نیز تصریح نمودهاند که منظور از قاضی دراصل ۱۷۱ ق.ا و ۵۸ ق.م.ا قضاتی هستند که صلاحیت رسیدگی ماهوی را دارند و نتیجه گرفتهاند که «در مواردی که صدور قرار بازداشت متهم بدون رعایت ضوابط و شرایط قانونی توسط قضات دادسرا صادر شده ولی سوء نیت و عمدی هم در کار نبوده متهم حقی به جبران خسارت ناشی از این تصمیمات ندارد» اما از مشروح مذاکرات نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی در مقام تصویب اصل ۱۷۱ ق.ا به خوبی استفاده میشود که هدف اصل مزبور این است که با توجه به قاعده لاضرر خسارت بی گناهانی که به هنگام اقدامات قضایی به عمد و یا در نتیجه بی احتیاطی و بی مبالاتی متضرر شدهاند ، جبران گردد . از این رو ، چنانکه برخی نمایندگان نیز تصریح کردهاند فرقی بین قضات محاکم و دادسراها نیست .[۱۹۸] منظور از کلمه حکم مذکور در ماده ۵۸ ق.م.ا و اصل ۱۷۱ ق.ا نیز معنای اصطلاحی آن نیست ، بلکه مقصود کلیه تصمیمات و اقداماتی است که از سوی مقامات دادسرا یا دادگاه به اعتبار سمت قضایی آنان علیه جان ، مال یا آزادی اشخاص اتخاذ و عمداً یا اشتباهاً موجب توجه خسارت مادی یا معنوی به آنان میگردد . در غیر اینصورت در عمل با نتایجی غیر منطقی و خلاف مبانی و اهداف یاد شده مواجه خواهیم شد . به عنوان مثال ، فرض کنیم شخصی به اتهام قتل عمد تحت تعقیب دادسرا واقع و به علت اهمیت موضوع ، قرار بازداشت موقت وی از سوی بازپرس صادر و پس از گذشت مدتی از بازداشت و تکمیل تحقیقات ، پرونده با قرار مجرمیت و کیفر خواست به دادگاه کیفری ارسال و پس از تعیین وقت و انجام محاکمه ، متهم به تحمل قصاص محکوم میشود . لکن در جریان تجدیدنظر خواهی در دیوان عالی کشور به دلایل موجه معلوم میشود که قاتل واقعی شخص دیگری است . و بازداشت و زندانی شدن متهم در دادسرا و ادامه آن از طرف دادگاه مبتنی بر تقصیر یا اشتباه مقامات قضایی بوده است . در اینصورت ، چنانچه منظور از کلمه حکم معنای اصطلاحی آن باشد متهم فقط میتواند خسارت مربوط به بازداشت بعد از تاریخ صدور حکم دادگاه را مطالبه کند و خسارات مربوط به ایام بازداشت قبل ازصدور حکم، که بر اساس قرار بازداشت موقت بازپرس صورت گرفته و تا زمان صدور حکم ادامه داشته است ، قابل مطالبه نیست . چنین نتیجهای با روح و مبانی اصل ۱۷۱ ق.ا و ماده ۵۸ ق.م.ا و با انصاف قضایی سازگار نیست .[۱۹۹] ب) ارتکاب اشتباه یا تقصیر دومین شرط مسئولیت دولت و یا قاضی ارتکاب اشتباه یا تقصیر در صدور حکم است . پیش از این با مفهوم دو واژه اشتباه و تقصیر و تفاوت آنها آشنا شدیم . در اینجا تنها به ذکر این نکته بسنده میکنیم که اصل ۱۷۱ ق.ا و ماده ۵۸ ق.م.ا در مسئله ضمان دو فرض را در نظرگرفته است؛ قاضی در صدور رأی اشتباه و ورود ضرر ،مقصر شناخته شود که دراین حالت خود او شخصاً ضامن جبران خسارت است . قاضی در صدور حکم که ناشی از اشتباه بوده مقصر شناخته نشود ، مثلاً اشتباه ناشی از استنباط از قانون باشد . در این صورت خسارت از بیتالمال پرداخت خواهد شد. ج) ورود ضرر در صورتی اشتباه یا تقصیر قاضی موجب مسئولیت میشود که منجر به ورود خسارت شده باشد . مادام که خسارتی ایجاد نشده باشد نمیتوان علیه قاضی (در صورت تقصیر) و دولت (در فرض اشتباه قاضی) اقامه دعوی نموده . ضرری که وارد میشود ممکن است مادی و یا معنوی باشد . ضرر مادی ضرری است که به اموال و داراییها وارد میشود که ممکن است به صورت از دست رفتن مال موجود و یا فوت شدن منفعت (خسارت عدم النفع) باشد . و خسارت معنوی عبارتست از ضرری که متوجه حیثیت ، شرافت و آبروی اشخاص یا بستگان او گردد . به عنوان مثال ، قاضی بر اثر اشتباه یا تقصیر عمدی در تصمیمگیری مبادرت به صدور حکم ورشکستگی یک بازرگان معتبر نماید که دراین صورت خسارت وارده به اعتبار او و شهرت تجاری او ، مصداق خسارت معنوی خواهد بود . هر چند در قانون مدنی نصی در خصوص قابل جبران بودن خسارت معنوی وجود ندارد اما به موجب اصل ۱۷۱ ق.ا و ماده ۱ قانون مسئولیت مدنی چنین خسارتی قابل مطالبه است .[۲۰۰] د) رابطه سببیت بین اشتباه یا تقصیر قاضی و ضرر وارده یکی دیگر از شروط ایجاد مسئولیت مدنی قاضی یا دولت احراز رابطه سببیت بین تقصیر و اشتباه قاضی با ضرر وارده است . سبب به این معناست که اگر تقصیر یا اشتباه قاضی صورت نمیگرفت ، خسارت وارد نمیگردید . بنابراین اگر معلوم شود با وجود اشتباه و تقصیر ، عامل خارجی سبب ورود خسارت شده است دولت یا قاضی در این خصوص مسئولیتی نخواهد داشت . [۲۰۱] بنابر آنچه که تا کنون گفته شد میتوان نتیجه گرفت که در حقوق کنونی کشور ما ، مسئولیت مدنی قاضی در انجام وظیفه و شغل قضایی خود مبتنی بر تقصیر است . یعنی قاعده کلی این است که قاضی مأمور اجرای قانون در صورتی مسئول زیانهای ناشی ازحرفه و کار خویش است که مرتکب تقصیر شده باشد ولی پذیرفتن این قاعده یا اصل مانع از آن نیست که چنانچه بر اثر اشتباه قاضی در تشخیص موضوع یا تطبیق حکم بر موضوع خاص ضرر و زیان مادی یا معنوی متوجه کسی شود ، بدون پاسخ و غیر قابل جبران بماند . بلکه در پارهای از اوقات به دلیل لزوم جبران ضرر و زیان نامشروعی که در اثر اشتباه حکمی یا موضوعی قاضی بوجود میآید خسارت وارده ، اعم از ضرر و زیان مادی یا معنوی ، بوسیله دولت جبران میشود . همانطوری که قانونگذار ما این مورد را در ماده ۵۸ قانون مجازات اسلامی به صراحت پذیرفته است . گفتار دوم : فقدان ، غیبت و عدم تمکن عاقله الف: فقدان عاقله بر اساس ماده ۳۱۲ ق.م.ا و فتوای مشهور فقهای شیعه ، هر گاه جانی دارای عاقله نباشد یا عاقله او نتواند دیه را در مدت سه سال بپردازد ، دیه از بیتالمال پرداخت میشود . بنابراین هر گاه قتل خطا بوقوع پیوسته و با شهادت شهود و امثال آن به اثبات رسیده باشد و از طرفی قاتل خویشاوندی نداشته باشد ، بیتالمال دیه مقتول را میپردازد ؛ (مانند مسلمان بی وارث)[۲۰۲] اموال مسلمانی که نسبت آن از طرف پدر یا پدر و مادری مشخص بوده ولی هیچ وارثی ندارد و یا اگر وارثی دارد مسلمان نیست ، به بیتالمال منتقل میگردد . در برابر چنین انتفاعی که جامعه اسلامی از او میبرد ، در صورتی که چنین شخصی مرتکب جنایات خطایی گردد بیتالمال به عنوان عاقله او ، جنایت خطای او را جبران میکند . «من له الغنم فعلیه الغرم» روایات متعددی وجود دارد که بر مسئولیت بیتالمال نسبت به جنایات خطائی شخص بی وارث یا فاقد وارث مسلمان دلالت دارند که در ذیل به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم : ۱- در روایت سلیمان بن خالد از امام صادق (ع) آمده است : از امام صادق (ع) از وارث دیه مرد مسلمانی که کشته شده بود و یک پدر نصرانی داشت پرسیدم ، امام فرمودند : دیه او گرفته شده و در بیتالمال قرار داده میشود ، برای اینکه جنایت (چنین فردی) بر عهده بیتالمال میباشد.[۲۰۳] ۲- از ابی ولاد حفاط نقل شده است : امام صادق (ع) در مورد شخصی که به قتل رسیده و هیچ ولی دمی جز امام ندارد فرمودند : امام نمیتواند قاتل را عفو نماید ، بر امام است که یا قاتل را بکشد و یا از او دیه گرفته و در بیتالمال مسلمین قرار دهد ، برای اینکه جنایت مقتول بر عهده امام است ، لذا دیه او نیز برای امام خواهد بود.[۲۰۴] ۳- در روایت دیگری از ابی ولاد آمده است که : از امام صادق (ع) سئوال کردم از مرد مسلمانی که عمداً توسط مسلمان دیگری به قتل رسیده و وراث او همگی از اهل ذمه میباشند . امام فرمودند : بر امام است که اسلام را بر خاندان مقتول عرضه دارد ، هر یک از ایشان که اسلام آورد ، قاتل به او داده میشود که اگر خواست قصاص کند و اگر خواست عفو نماید و اگر خواست دیه بگیرد ، پس اگر هیچ یک، اسلام را نپذیرفت ، امام ولی امر مقتول خواهد بود ، اگر خواست قاتل را قصاص کند و اگر خواست از او دیه گرفته و آن را در بیتالمال قرار میدهد ، از آنجایی که جنایت مقتول بر عهده امام است ، دیه امام نیز برای امام خواهد بود .[۲۰۵] روایت فوق به صراحت دلالت بر این مطلب دارد که بین مواردی که پرداخت دیه بر عهده بیتالمال میباشد ، و بین مواردی که انتقال دیه به بیتالمال صورت میگیرد (در صورت فقدان وارث یا وجود وارث غیر مسلمان) ملازمه وجود دارد . از تعلیلی که در روایت برای انتقال دیه مقتول به بیتالمال آمده است نتیجه گرفته میشود که در صورت ارتکاب جنایت خطا توسط چنین شخصی ، بیتالمال مسئولیت خواهد داشت . ۴- مرسله یونس بن عبدالرحمن از امام باقر (ع) یا صادق (ع) چنین است که : امام در مورد شخصی که مرتکب قتل خطا شده و قبل از آنکه دیه مقتول را بپردازد فوت کرده است ، فرمودند : «دیه را باید ورثه قاتل بپردازند اگر قاتل عاقلهای نداشت ، پس حاکم از بیتالمال آن را پرداخت خواهد نمود»[۲۰۶]روایت فوق گر چه از حیث سند دارای ضعف میباشد [۲۰۷] (به دلیل مرسله بودن) با این وجود در جای جای مباحث فقه ، فقها به این دو روایت استناد نمودهاند .[۲۰۸] صرف نظر از این که در شرایط اجتماعی و عرفی فعلی جامعه ما مسئولیت عاقله در پرداخت دیه قابل نقد و جای تأمل دارد ، نکتهای که باید به آن توجه شود این است که وفق ماده ۳۱۲ ق.م.ا هر گاه جانی دارای عاقله نباشد یا عاقله متمکن نباشد ، دیه مستقیماً از بیتالمال پرداخت میشود . همچنین طبق نظر اغلب فقها از جمله شیخ طوسی که در مبسوط مینویسد : مسلمان اگر عاقهای داشته باشد (در قتل خطای محض) پس دیه بر عاقله است و اگر عاقله نداشته باشد ، دیه بر بیتالمال است .[۲۰۹] و نیز ابن براج در مهذب که مینویسد : «اگر مجنون انسانی را عمداً بکشد ، عمد و خطای او یکسان بوده و دیه بر عهده عاقله اوست و اگر عاقلهای نداشته باشد دیه بر عهده بیتالمال است .[۲۱۰] با این وجود برخی از فقها بر خلاف نظر فوق معتقدند که در صورت فقدان عاقله یا عدم قدرت بر پرداخت دیه ، دیه از خود جانی اخذ میگردد و اگر جانی هم مالی نداشت آن وقت از بیتالمال پرداخت میگردد .[۲۱۱] شیخ مفید در این باره آورده است : «هر کس مرتکب قتل خطایی شود و برای وی عاقله نباشد تا از جانب او دیه را بپردازد ، جانی باید دیه را از مال خود بپردازد و اگر جانی مالی ندارد چارهای نیست جز آن که حاکم از بیتالمال دیه را پرداخت نماید »[۲۱۲] گر چه نظر اخیر منطقی است ولی مورد پذیرش مقنن قرار نگرفته است ، بر این اساس یکی از انتقادهای جدی که به ماده مذکور و فتوای فقهای عظام وارد است آن است که چطور ممکن است و با چه منطقی سازگار است که فردی مرتکب قتلی شود و لو آنکه خطای محض باشد ، اما خود وی هیچگونه مسئولیتی در پرداخت خسارت مربوط به همان دیه نداشته باشد ؟ چرا که تعبیر برخی از فقها آن است که حتی اگر جانی در جنایت خطای محض متمول هم باشد در پرداخت دیه قتلی که خود مرتکب آن شده به طور کلی یا جزئی ، مسئولیتی ندارد . در ثانی ، با فرض آنکه بپذیریم که عاقله به نحو مذکور در متون فقهی مسئول پرداخت دیه در قتل خطای محض باشد ، چطور ممکن است در صورت فقدان عاقله و یا ناتوانی آنان در پرداخت دیه حتی در صورت توانمندی جانی ، باز هم هیچگونه مسئولیتی را برای وی قائل نباشیم و مسئولیت پرداخت دیه جنایت وی را به عهده بیتالمال بگذاریم . بنابراین منطقی ان است که تا زمانی که جانی توانایی پرداخت دیه را در قتل خطای محض و یا قتلی که در حکم خطای محض است دارد ، نه عاقله و نه بیتالمال هیچگونه مسئولیتی نسبت به پرداخت دیه نداشته باشند . و هر کسی مسئول اعمال و افعال خویش باشد . همچنانکه خداوند در قرآن میفرماید : «وَ لا تَزِرُ وازِرهٌ وِ زرَ أخری »[۲۱۳] بدین معنی که هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد. در همین راستا برخی معتقدند که در زمان صدر اسلام اگر عاقله در پرداخت دیه مسئولیتی داشته بر اساس توافق و قرارداد عرفی نانوشتهای بوده است که زندگی قبیلهای اقتضای آن را داشته است و همه افراد خود را نسبت به آن متعهد میدانستهاند .[۲۱۴] البته اگر جانی در قتل خطای محض خود توان پرداخت دیه را نداشته باشد و با فرض مسئول دانستن عاقله ، آنها نیز توان پرداخت دیه را نداشته باشند، اینجاست که بر اساس قاعده «لایبطل دم امری مسلم» و «من له الغنم فعلیه الغرم» دیه مقتول از بیتالمال پرداخت میشود . ب: غیبت عاقله سئوالی که در اینجا مطرح است این است که چنانچه قاتل دارای خویشاوندان ذکور نسبی پدر و مادری یا پدری بوده ، لکن تمام یا تعدادی از آنها در شهر و مکان دیگری غیر از محل سکونت قاتل و یا محل وقوع جرم سکونت داشته باشند ، برای گرفتن دیه چگونه باید عمل نمود ؟ در پاسخ به این سئوال ۴ حالت را میتوان فرض نمود : حالت نخست : صورتی است که تمامی خویشاوندان قاتل در شهر یا کشور دیگری هستند ، با این وجود امکان دریافت دیه از آنان وجود دارد . حالت دوم : تمامی خویشاوندان قاتل در مکان دیگری سکونت دارند و گرفتن دیه از آنها به علت عدم دسترسی و یا موانع دیگر امکانپذیر نیست . حالت سوم : حالتی است که برخی از خویشاوندان قاتل حاضر و برخی دیگر غایب میباشند ، با این وصف که امکان اخذ دیه از غائبین مقدور میباشد . و فرض آخر آن است که تعدادی از خویشاوندان قاتل حاضر بوده و تعدادی دیگر در مکان دیگری سکونت دارند به نحوی که گرفتن دیه از آنان ممکن نیست ، حال باید دید که در کدام یک از این فرضها پرداخت دیه بر عهده خویشان قاتل ـ عصبه ـ و در چه مواردی بر عهده بیتالمال است . در فرض نخست که تمام خویشاوندان قاتل در شهر دیگری ساکن باشند لکن دسترسی به آنها ممکن باشد بر اساس روایت سلحه بن کهیل [۲۱۵] از حاکم شهری که اقوام قاتل در آن سکونت دارند خواسته میشود که دیه را از اقوام قاتل جمع آوری نمایند . چنین فرضی در کتب فقهی مورد اشاره قرار گرفته و طبق مضمون روایت نیز فقها رأی دادهاند .[۲۱۶] بنابراین در این حالت قاضی رسیدگی کننده به پرونده با اعطای نیابت قضایی به مسئولین قضایی محل سکونت اقوام قاتل اقدام خواهد نمود . بنابراین در این فرض بیتالمال مسئولیتی نخواهد داشت . در مورد حالت دوم که خویشاوندان قاتل در مکان دیگری سکونت داشته باشند و دسترسی به ایشان جهت وصول دیه ممکن نباشد در اینکه وضعیت دیه مقتول چگونه خواهد بود ، حکم صریحی در فقه وجود ندارد ولی به نظر میرسد که چنین حالتی را نیز باید مانند فقدان عاقله فرض نمود و برای جلوگیری از هدر رفتن خون مسلمان دیه مقتول را از بیتالمال پرداخت کرد . به دلیل اینکه حکم به بطلان خون مسلمان خلاف قواعد مسلم و پذیرفته شده است و از سوی دیگر وادار نمودن اولیای دم به اینکه تا زمانی که موانع دسترسی به عاقله مرتفع گردد ، منتظر بمانند موجب اضرار به اولیای دم و چه بسا موجب عسر و حرج آنان گردد . خصوصاً با توجه به اینکه اولاً : مشخص نیست که مانع برطرف گردد و ثانیاً : با احراز اینکه بالاخره مانع اخذ دیه زمانی مرتفع خواهد شد ، به دلیل جهل به زمان ارتفاع مانع ، اولیای دم باید در حالت بلاتکلیفی باقی بمانند ، لذا پرداخت دیه از سوی بیتالمال مناسب به نظر میرسد .[۲۱۷] تنها اشکال موجود آن است که حکمت مسئولیت بیتالمال ، یعنی رسیدن میراث قاتل به خزانه دولت اسلامی در اینجا زیر سئوال میرود. چرا که در بحث حاضر خویشاوندان ، وارثین قاتل و از افراد عاقله هستند که حاضر به پرداخت دیه نمیباشند، لذا حکم به پرداخت دیه از بیتالمال در حالی که میراث قاتل نصیب افراد دیگری میشود جای تأمل دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۱- شهرداری نیشابور ۳-۲- فرمانداری نیشابور ۳-۳- اداره راه و شهرسازی نیشابور ۳-۴- شورای شهر نیشابور ۳-۵- و مشاوران تهیه کنندهی طرحهای ترافیکی شهر نیشابور و پرسشنامه ها با بهره گرفتن از روش نمونهگیری از بین این جمعیت تکمیل گردیده است. ب : نمونه، روش نمونهگیری و حجم نمونه در این تحقیق برای انجام ارزیابی و تحلیل سلسلهمراتبی از تکنیک پرسشنامه و مصاحبه با کارشناسان رشته ها و حوزه های مرتبط با مسائل شهری استفاده شده است. از آنجاییکه اعضای جامعه در سه دستهی کلی قرار دارند، برای تکمیل پرسشنامه باید به سراغ این افراد رفت. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
با توجه به اینکه حجم جامعه مورد نظر گسترده و نامشخص بوده و البته افراد در دسترس و مطلع ( خصوصاً در بین مدیران و مسئولین شهری ) محدود میباشند، بنابراین در تحقیق پیش رو از روش نمونهگیری غیرتصادفی[۷] استفاده شده است. در اینجا با توجه به اینکه افراد خاصی در ادارات مذکور در نیشابور با روش تحلیل سلسلهمراتبی ) (AHP و همچنین موضوعات مطرح در پرسشنامه آشنایی داشته و با این موضوعات درگیر بودهاند، بنابراین باید به طور هدفمند به افراد مشخصی مراجعه نمود و درنتیجه روش نمونهگیری، روش غیر تصادفی هدفمند تعمدی خواهد بود. ج : نحوه جمع آوری دادهها جمعآوری داده ها به صورت اسنادی و کتابخانهای ) استفاده از کتب ، مقالات حملونقلی و آمارهای حملونقل شهری نیشابور که توسط گروه های مهندسین مشاور در سالهای ۱۳۹۰ و ۹۱ جمعآوری شده است ( میباشد . د : تکنیک تحلیل داده ها در بخش اول تحقیق برای ارزیابی پایداری سیستمهای حمل و نقل موجود از روش تحلیل سلسلهمراتبی ) (AHP گروهی، استفاده شده و در مرحلهی برنامه ریزی راهبردی بر روی گزینهی برتر از روش تحلیل SWOT استفاده میشود. سپس برای اولویتبندی راهبردهای ارائه شده با کمک روش SWOT از روش QSPM استفاده شده است. تحقیق حاضر دارای دو بخش میباشد: بخش نخست به معرفی معیارها و شاخصهای مطلوب حمل و نقل پایدار شهری پرداخته و با بهره گرفتن از روش تحلیل سلسلهمراتبی ( AHP) گروهی، سیستمهای موجود حمل و نقل شهر نیشابور را از نظر میزان پایداری مقایسه کرده و مناسبترین و پایدارترین ترکیب انواع سیستمهای حمل و نقل را که در آن به هر سیستمی سهم و درصدی متناسب اختصاص داده میشود، معرفی خواهد نمود . در بخش دوم نیز جهت ارتقاء عملکرد مناسبترین شیوه با کمک روش SWOT وQSPM طرحی راهبردی ارائه خواهد شد
۹-۱- کاربرد نتایج تحقیق
هر تحقیق با توجه به حوزه عمل، اهداف و راهبردهایی که دنبال میکند، به نتایج خاصی دست مییابد که میتوان از این نتایج در بخشها و زمینه های مختلف استفاده کرد. به نظر میرسد نتایج تحقیق حاضر نیز که هدف آن بررسی و ارزیابی پایداری حملونقل شهری نیشابور و ارائه الگوی مطلوب میباشد، برای برخی سازمانها و ادارات زیر قابل استفاده باشد : شهرداریها دانشگاهها مراکز علمی مدیران و سیاستگذاران شهری متخصصان حوزه حملونقل شهری
۱۰-۱- مشکلات و موانع تحقیق
اصولاً دستیابی به حملونقل پایدار و یا بهعبارت بهتر تلاش در مسیر پایداری مستلزم تحلیل و ارتقاء کیفی عوامل مختلف مرتبط میباشد. به همین منظور میتوان گفت تحلیل وضعیت حملونقل از حیث پایداری نیازمند تحلیل همه معیارها و شاخصهای مرتبط با موضوع میباشد. متأسفانه در پژوهش حاضر بسیاری از آمارهای مرتبط با این شاخصها در سطح شهر نیشابور یا اصلاً وجود نداشته یا اینکه به هنگام نبوده است. علاوه به راین مشکل اساسی میتوان به مشکلات و موانع دیگر از جمله عدم همکاری مناسب برخی سازمانها و نهادها، مسائل و مشکلات مالی و زمانی و غیره اشاره کرد.
۱۱-۱- مفاهیم اصلی تحقیق
در این بخش، مفاهیم و کلمات اصلی و کلیدی بکار رفته در پژوهش با بهره گرفتن از منابع معتبر و رسمی پذیرفته شده، تعریف شده است.
-
- حمل و نقل : Transportation
حمل و نقل در مراکز شهری، به معنی جابجایی انسان و کالاها با وسایل حمل و نقل موتوری، به دو صورت خصوصی ( بیشتر با خودروهای شخصی ) و عمومی ( مثل حمل و نقل ریلی یا آبی ) و همچنین با وسایل غیر موتوری ( مثل دوچرخه یا پیاده ) است که به انجام میرسد (دانشنامه شماره ۲: ۳۴۴).
-
- حمل و نقل درون شهری: Transportation in cities
بخشی از سیستم حمل و نقل است که با هدف دسترسی بین کاربریهای مختلف در محدوده یک شهر، کار عبور و مرور و جابجایی انسان و کالا را بین فضاهای انطباق یافته (=کاربریها) بر عهده دارد به بیان دیگر حمل و نقل درون شهری مجراهای انطباق یافته ای است که به همراه فضاهای انطباق یافته چارچوب کالبدی سیستم شهری را تشکیل داده و بین این فضاها، از طریق مجراهای مذکور(شبکههای حمل و نقل)، روابط متقابل درون مجرایی یا درون شبکهای را ایجاد و به جریان میاندازد (پرنیان،۱۳۷۵: ۳۳).
-
- شیوه های انجام سفر: Transportation Methods
طبق تقسیم بندی مرکز جامع مطالعات حمل و نقل و ترافیک تهران، شیوه های مختلف انجام سفر با هر قصد و منظوری که باشد شامل : حمل و نقل عمومی ، نیمه عمومی ، غیر موتوری و سایر روشها میباشد.
-
- حمل و نقل عمومی که خود شامل حمل و نقل با اتوبوس، مترو و ریلی میباشد. حمل و نقل عمومی، تمامی سیستمهای حمل و نقلی را در برمیگیرد که دارای مشخصه های زیر باشند :
-
- مسافران در ماشین مالکیتی خودشان سفر نکنند.
-
- سفر به صورت جمعی انجام شود نه انحصاری . به همین علت است که در بسیاری از کشورها ، تاکسی را جزو حمل و نقل عمومی محسوب نمینمایند.
مترادفهای انگلیسی حمل و نقل عمومی: Public transport
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مسلم است که در ازدواج بین مرد و زنی که دارای دو تابعیت اند لازم است به نحوی دوگانگی تابعیت آن ها به وحدت تبدیل شود.به طور معمول،در اثر ازدواج تبعه دو کشور تابعیت مرد به زن تحمیل می شود. در این مورد هدف تقویت و تحکیم خانواده و ایجاد یک وحدت معنوی است و به هیچ وجه مقصود و نادیده گرفتن هویت او نیست. به همین جهت هر گاه به هردلیلی زن و شوهر از یکدیگر جداشوند، زن به سادگی می توان به تابعیت سابق خود بازگردد.[۱۰۶] آثار پذیرش این امر در مواد ۹۷۶ بند۶ و ماده۹۶۳ دیده می شود. طبق مواد مزبور اشخاص ذیل تبعه ایران محسوب می شوند :« …هر زن تبعه خارجی که شوهر ایرانی اختیار کند». هم چنین ماده ۹۶۳ قانون مدنی مقرر می دارد: «اگر زوجین تبعه یک دولت نباشند روابط شخصی و مالی بین آنها تابع قوانین دولت متبوع شوهر خواهد بود». اصل وحدت کارکرد مدیریتی مرد را تقویت می کند. توضیح آن که معمولا اقامتگاه مرد تابعی از مکانی ست که اشتغال او وابسته به آن است. مبحث دوم:تخصصی کردن و جداسازی عنصر فرهنگی از اقتصادی در نظام حقوق خانواده شایسته سالاری و اصل انتخاب افضل جهت اعمال نقش ها یکی دیگر از جهت گیری های کلی است..در توضیح نظریه ی پارسونز تخصصی سازی و تفکیک نقش های زن وشوهر بیان شد اکنون بیش تر توضیح داده می شود. منظور از تخصصی سازی شناسایی و تعریف کارکرد عمده و غالب یک عنصر است نه کارکرد انحصاری. گفتار اول: مفهوم و مبانی تخصصی کردن عناصر خانواده تخصصی سازی نقش های اجتماعی به منزلۀ مجموعه ای از انتظارات هستند که در هر جامعه از دارندگان یک وضعیت اجتماعی توقع می رود. این نقشها با مشاهده، تقلید، آموزش و… در فرایند جامعه پذیری فراگرفته می شوند. هر نقش، هنجارها و شرح وظایف مربوط به خود را دارد و انتظار می رود هر فرد مطابق با آن عمل کند. بنابراین به واسطۀ همین نقش ها، وظایف و امور در جامعه تخصیص می یابند. در این میان، نقش های زناشویی به دلیل اهمیت و وفور قابل بررسی و تعمق جدیاند؛ نقشهایی که به واسطۀ ازدواج زن و مرد به وجود آمده و زن و شوهر را در جایگاه های جدید خود قرار می دهند و ازدواج پیوندی مقدس تلقی شود یا قراردادی اجتماعی، فرقی نمیکند؛ مهم ظهور نقشهای جدید و به تبع آن هنجارها و ارزش هایی است که جامعه برای صاحبان این موقعیت ها تعیین می کند.در صورتی که این نقش ها دارای انتظارات متعارض باشند، پدیده تضاد نقش ظاهرمی شود و این در شرایطی است که زن و شوهر خود را درگیر شرح وظایفی ناهمگون، نابرابرو در تضاد می بینند مسأله تضاد نقش های زناشویی اگرچه یک موضوع جدید نیست، اما مسلماً یک بحث واقعی و رو به تزاید است. به نظر می رسد یکی از موارد مهم در تعیین این نقش ها و همچنین تضاد بین آنها، مسأله جنسیت است؛ چرا که جامعه شرح وظایف متفاوتی را برای زنان و مردان مشخص می کند و انتظار دارد که افراد با توجه به جنسیت خود هنجارهای مربوط را بپذیرند و به آن عمل کنند اگرچه تحقیقات متعدد نشان داده است که تعیین و توزیع نقش ها بر اساس جنسیت، اساساًفرهنگی است و به میزان ناچیزی به ملاحظات بیولوژیک بستگی دارد ولیکن تا چندی قبل، این مسأله حاصل یک نظام طبیعی محسوب می شد که وظایف و نقش های متفاوتی را برعهده زنان و مردان می گذارد.حال باتوجه به این جامعۀ جدید هویت های تازهای را برای زنان و مردان تعریف می کند، مسألۀ تعارض و تضاد هنجارهای موجود در نقش ها دو چندان شده است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در این میان، به نظر می رسد کلیشه های جنسیتی در این خصوص جایگاه ویژه ای دارند؛ کلیشههای جنسیتی[۱۰۷] مجموعهای از باورهای فرهنگی و اجتماعی مشترک هستند که قابلیتها و ویژگیهای خاصی را به افراد، یعنی زن و مرد نسبت میدهند و خانواده، نهادهای آموزشی، گروههای همسالان، رسانهها و دیگر نهادهای فرهنگی و اجتماعی در بازتولید این کلیشهها مؤثر هستند. چرا که این کلیشه ها به منزله ی مجموعۀ باورهایی در مورد ظاهر جسمانی، نگرش ها، علایق، صفات روانی، روابط اجتماعی و نوع شغل زنان و مردان، از اهمیت کلیدی در تعیین نقش های زناشویی برخوردارند باتوجه به اینکه کلیشه های جنسیتی صفات خاصی را به مردان و زنان نسبت می دهند که وجود نوعی تبعیض و نابرابری در آن آشکار است، سبب بروز تفاوت ها و تبعیضاتی در انتظارات نقش های زناشویی می شوند. اگرچه کلیشه ها الزاماً منعکس کننده واقعیت نیستند، بلکه معرف باورهای مشترک در مورد چگونگی افراد محسوب می شوند؛ لیکن به دلیل تأثیراتی که بر مخاطبانشان می گذارند اهمیت ویژه ای دارند. افزون بر این، علی رغم تغییرات زیادی که درنقش های زنان و مردان در جامعه به وجود آمده، باورها درباره خصوصیات و صفات وابسته به جنسیت تغییر زیادی نکرده است این مسایل سبب می شود، انعکاس کلیشه ها درتعیین شرح وظایف نقش های زناشویی توأم با ابهام، سردرگمی و تعارض بوده و تضاد نقش نتیجۀ آشکار آن باشد که کشمکش های ناشی از آن می تواند علاوه بر آسیب های جدی به روابط زن و شوهر و خانواده، در ادامه، جامعه را دچار سردرگمی و به همریختگی اجتماعی کند. نقش های زناشویی به واسطۀ ازدواج زن و مرد شکل می گیرد و شامل مجموعه ای ازنقش های مرتبطاند؛ که جامعه انتظار دارد زن و شوهر آن را انجام دهند. در خصوص نقش و تضاد نقش های زناشویی دیدگاه ها و نظرات مختلفی وجود دارد، برخی به تقسیم نقش جنسیتی معتقد بوده و عدهای دیگر بر عدم تفکیک نقشها براساس جنسیت تأکید دارند.جامعه شناسان کاکردگرا و از جمله پارسونز طرفدار سرسخت تقسیم نقش ها براساس جنسیت هستند. پارسونز این تقسیم نقش را بهترین شکل، برای حفظ وحدت خانوادگی میداند و تداخل هر نوع نقش دیگر را سبب برهم خوردن تعادل زندگی به حساب می آورد؛ چرا که معتقد است، به خصوص در حالت اشتغال زن، او حالت بیانگر را از دست داده و تبدیل به رقیب شغلی شوهر خود می شود،رقابت زن و شوهر با یکدیگر سبب ناهماهنگی خانواده می شود. برخلاف نظر یاد شده که بر تقسیم و تفکیک نقش ها براساس جنسیت مبتنی است، دیدگاه های دیگری نیز این مسایل را مورد سؤال قرار داده یا با آن مخالفت کرده اند؛ از جمله: ویلیام گود معتقد است که توزیع نقش ها براساس جنسیت موضوعی اساساً فرهنگی است و تنها به میزان ناچیزی به ملاحظات بیولوژیکی بستگی دارد .فمنیست ها نیز ضمن انتقاد به فرضیه هایی که به ساختار و کارکرد خانواده می پردازد،مدعی اند که در طبیعت شکل مشخصی برای خانواده وجود ندارد و مبنای ساختاری وایدئولوژیکی خانواده را در هر جامعه ساختهای اجتماعی و مفروضات ذهنی افراد نسبت به نقش انسان تشکیل می دهد. برای مثال، این که مردان نمی توانند کارهای خانه را انجام دهند، وجود ندارد. مسأله فقط این است که مردم جامعه معتقدند این کارها برای مردها درست نیست و از همین رو قابلیت آن را ندارند. به گفتۀ فمنیست ها، در خانواده دو ساختار در هم تنیده برای انقیاد زنان دست اندرکارند: جایگاه زن در مقام همسر در خانواده؛ روندهای تربیتی خانواده که منش های زنانه و مردانه را در فرزندان نهادینه می کند وآنان همین منش را به فرزندان خود منتقل می کنند و به این ترتیب سلطۀ مرد و فرودستی زن. در همین زمینه برخی جامعه شناسان معتقدند که زنان در زندگی خانوادگی چند حوزه تعارض را تجربه میکنند: تقسیم جنسی کار: از زنان انتظار می رود مسؤولیت کارهای خانه و بچه داری را برعهده بگیرند و این یعنی که زنان از نظر مالی به مردان وابسته میشوند و به پولی که آن را مال خود بدانند، دسترسی ندارند. تفاوت نیازهای عاطفی زنان و مردان: از زنان انتظار می رود با کلافگی ها و عصبانیت شوهر و فرزندانشان بسازند؛ ولی خودشان کسی را ندارند که به او روی بیاورند. تفاوت توان بدنی و بنیه اقتصادی زن و شوهر: که ممکن است سبب شود زنان اختیاری بر منابع مالی نداشته باشند، از شرکت در فعالیتهای اجتماعی ناتوان باشند و حتی با خشونت فیزیکی از جانب شوهر روبه رو شوند. فمنیست های لیبرال نیز معتقدند که مسئولیت مادر بودن عامل تعیین کننده ی عمده درتقسیم نقش های جنسیتی است که زنان را عموما بًه کارکردهای همسری، مادری و به حریم خصوصی خانه و خانواده و در نتیجه به یک رشته رویدادها و تجربه ها مرتبط می سازد که با تجربه های مردان تفاوت دارند. در این محیط اجتماعی، زنان تفسیرهای متمایزی از دستاورد ها به عمل می آورند، ارزش ها و مصالح متفاوتی کسب می کنند، دربرقراری روابط باز مهارت بیش تری از خود نشان می دهند، بیش تر از مردان توجه دلسوزانه به دیگران نشان می دهند و با زنان دیگر مادران، خواهران، دختران، همسران و دوستانی که هر یک در عرصۀ جداگانه سکونت دارند، شبکۀ حمایت خاصی تشکیل می دهند.در ادامه، تحلیلگران شبکۀ اجتماعی معتقدند زنان به خاطر تقسیم نقش مبتنی بر جنسیت که زنان را در عرصه های خصوصی و خانه محدود می کند، عموماًپیوندهای کمتر و خانوادگی بیشتری دارند؛ زنان کمتر قادرند از شبکه شان در جهت دستیابی به منابع مؤثر و مفید استفاده کنند، در حالی که مردان استفاده بیش تری از شبکه های وسیع و چندگانه در جهت پیشرفت کاری و پیدا کردن شغل می کنند.تضاد نقش های زناشویی، حاصل برخورد هنجارهای موجود در نقش های زن و شوهر یا حاصل برداشت نادرست آنها از انتظارات نقش ها ست که سبب ابهام و کشمکش در نقش ها می شود.در این خصوص، بارنت مسألۀ تکثر نقش های زنان را مطرح میکند و معتقد است این مسأله موجب اضطراب و فشار بیشتری بر زنان می شود. وی ضمن اشاره به این مطلب مهم که ایفای چند نقش عمده به صورت همزمان، موجب زایل شدن انرژی محدود فرد می شود، بیان می دارد که زنان در پاسخگویی به انتظارات و نیازهای هر دو نقش (خانوادگی و شغلی) با مشکلاتی همراه هستند؛ چرا باتوجه به نقشهای همسری، مادری، شغلی و… که هریک نیز از نظر ارزشمندی و مرتبه در رده بالایی قرار دارند، انجام همزمان آن ها فرد را دچار تعارض و گاهی تضاد نقش می کند. برخی دیگر از جامعه شناسان علت تضاد نقش های زناشویی را در این مهم می دانند که دو نقش معارض، از لحاظ نهادی در سطح واحدی قرار ندارند. غالباً یکی از آنها از سوی جامعه بیشتر توصیه شده، حال آنکه دیگری که بیشتر شخصی است ریشه در گرو ه هایی دارد که سازماندهی و ساختار ضعیف تری دارند، بر این اساس نقش حرفه های زن از نظر ماهوی تضادی با نقش خانگی او ندارد، با این همه متضاد می شود؛ زیرا تجویزهای اجتماعی ایجاب می کنند که زن خود را کاملاً وقف هریک از آنها بکند و اولویت را به نقش خانگی دهد. در همین زمینه،یکی دیگر از جامعه شناسان معتقد است تضاد میان کار و خانواده یکی از جنبه های تضاد نقش است و اشاره می کند که تضاد نقش ها یا تضاد میان کار و خانواده به ویژه درخانواده هایی که زن و شوهر هر دو شاغلند، بر روی کاهش سازگاری زناشویی شان تأثیرمی گذارد و یادآور می شود که دو متغیر در رابطۀ میان تضاد کار و خانواده مداخله کرده، تأثیرش را بر ناسازگاری زوجی کم می کند. یکی حمایت همسر به ویژه از جانب شوهر برای زن، از تأثیر تضاد نقش زنان بر عدم سازگاریشان می کاهد. این حمایت ها می تواند شامل حمایت احساسی، آگاهی دهنده و رفتاری باشد، عامل دیگر رعایت انصاف در توزیع کارهای خانه است. وی معتقد است که انصاف در تقسیم کارهای خانه بر جوانب گوناگون خوشبختی همسران تأثیر می گذارد و تحقیقات وی نشان داده است که این دو متغیر هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم بر سازگاری زناشویی آنها تأثیر مثبت دارد از طرفی محدودیت های ساختاری و هنجاری ناشی از تقسیم جنسیتی نقش ها، این اجازه را به مردان می دهد که تا دو هویت یا نقش خانوادگی وشغلی داشته باشند؛ ولی زن ها می باید از یکی به نفع دیگری بگذرند و به همین علت غالبا بًیش تر از مردان تعارض این دو نقش یا هویت را تجربه می کنند. همانگونه که مشخص است بیشتر نظرها و تحقیق های صورت گرفته در خصوص تضاد نقش در دو حیطه خانواده و کار است. افراد به عنوان بازیگر در جامعه موقعیت هایی را اشغال نموده اند و نقش هایی را که بر عهده دارند، بازی می کنند. این نقش ها که به واسطۀ هنجارهای اجتماعی خاص در هر جامعه تعیین می شود؛ حاوی شرح وظایف ویژه ای است و انتظار می رود هر فرد براساس قواعد حاکم بر آن ها و استعداد و شخصیت خود در صحنه زندگی اجتماعی بازی کند. ازآن جا که در تعیین نقش، جنسیت عامل اساسی محسوب می شود و غالبا بر این اساس درفرایند جامعه پذیری زنان و مردان با الگوها و قالب های متفاوتی پرورش می یابند. در نتیجه از آنها انتظار می رود تا باتوجه به جنسیتشان به ایفای نقش های خود بپردازند؛ این مسأله سبب می شود که در صورت خروج و فاصله از آنها مورد اعتراض و مجازات جامعه قرار گیرند. باتوجه به اینکه در انتظارات نقش زنان و مردان در خصوص اجرا در صحنه زندگی اجتماعی تفاوت های کلی وجود دارد، تناقضاتی در این زمینه آشکار است؛ چرا که نقش های زنان غالبا آًنها را محدود در عرصه های خصوصی باقی می گذارد، درحالی که مردان با محدودیتی درگذر از عرصه ها و خصوصا عرصه های عمومی مواجه نیستند. باتوجه به اینکه هر فرد در یک موقعیت نه تنها با یک نقش بلکه با مجموعه ای ازنقش ها در ارتباط است، این امکان وجود دارد که ارزش ها و انتظارات این نقش ها با هم اختلاف داشته باشد، که در این صورت فرد با انتظارات نقشی ناهمگون، ناهماهنگ وکشمکش آمیزی مواجه می شود و تضاد نقش و درگیری میان این نقش ها حادث می شود. تضاد در مجموعه نقشی به دلیل ایجاد دودلی و اضطراب در بازیگر نقش ها و زیرسؤال بردن شایستگی موقعیتی و توانایی وی در انجام وظایف مربوط، موجب کاهش کارایی و نارضایتی فرد می شوند.این احتمال وجود دارد که در انتظارات موجود در مجموعه نقشی زناشویی، ناهمگونی وتعارض وجود داشته باشد و به واسطۀ تعداد زیرنقش ها، هنجارهای مربوط و اولویت های موجود در مجموعه، تضاد نقش به وجود آید. این قضیه از آنجا شکل عینی تر به خود می گیرد که هنجارهای مربوط به نقش های زنان و مردان براساس جنسیت و عموماً بر اساس برتری جنسی مرد نسبت به زن تدوین شده است و تبعیض جنسیتی در آن آشکار است. بر این اساس، با توجه به این که جامعه عموماً به نقشهای سنتی زنان در مجموعه نقشی اهمیت مرکزی می دهد و مردان درگیر در مجموعه، قدرت بیشتری داشته، غالباً افراد در این مجموعه از زنان تقاضای بیشتری جهت ایفای نقش های سنتی دارند؛ به نظر می رسد هنجارهای موجود زنان در مجموعه نقشی دارای ابهام و تناقض بیشتری نسبت به مردان است. بنابراین محتمل است که زنان با تعارض و تضاد در مجموعه نقشی بیش تر مواجه باشند. مسألۀ تضاد نقش در مجموعه نقشی زنان و مردان، خصوصاً زنان به دلیل فاصلۀ کلیشه ها و الگوهای قالبی جنسیتی از واقعیتهای جامعۀ امروز سبب شده است تا این مسأله رشد کمی و کیفی فراوانی داشته باشد از تحلیل مسیر صورت گرفته میتوان نتیجه گرفت که تنها ۵ متغیر تنوع نقش ها، میزان درآمد زن، ساعات کار زن، ساعات کار شوهر و پایبندی به کلیشه های جنسیتی دارای اثر مستقیم معنادار بر تضاد نقش هستند و ساعات کار زن بالاترین میزان اثرغیرمستقیم را بر تضاد نقش دارد. همچنین تنوع نقش ها به منزلۀ یک متغیر واسط جهت اثرغیرمستقیم اکثر متغیرها بر متغیر وابسته، نقش کلیدی و اساسی داشته است. همچنین ساعات کار شوهر بالاترین اثر علی را بر تضاد نقش دارد.[۱۰۸] در ادامه به پژوهشی اشاره می شود که محور اصلی آن بررسی میزان تضاد نقش های زناشویی در زنان متأهل جوان ( ۲۰ تا۳۵ ساله) است. به دلیل اهمیت کلیشه های جنسیتی به عنوان باورداشت های هر جامعه درمورد زنان و مردان، تلاش گردید که تأثیر این مسأله بر تضاد نقش مورد واکاوی قرار گیرد؛ چرا که تضاد نقش به دلیل درگیری و تعارضاتی که بین نقش ها یا هنجارهای یک نقش ایجاد می کند، سپس ایجاد اضطراب و دودلی در فرد و همچنین در سطح کلان سبب ایجاد بی نظمی اجتماعی می شود. در مجموعه نقش های زناشویی ودر مرحلۀ اجرا و نمایش خود دچار تعارض و تضاد می شوند و این مسأله سبب بروز مشکلات و سردرگمی هایی در آنها می گردد. همان گونه که از یافته های این تحقیق در خصوص ارتباط متغیرهای زمینه ای با تضاد نقش کلی مشخص می شود. ساعات کاری زن و مرد رابطۀ قوی را با تضاد نقش نشان میدهند؛ که بر اساس آن هرچه ساعات کاری زن بیش تر باشد، میزان تضاد نقش بیشتری را احساس میکند که امری بدیهی به نظر میرسد و با افزایش ساعات کار مرد میزان این تضاد کاهش می یابد که علت آن را در تکیۀ امور و نقش های مشترک بر دوش زنان و عدم انتظار به خاطر شرایط شغلی مرد می توان بیان کرد. مسألۀ مهم در میزان احساس تضاد نقش، تعدد نقش ها و تنوع آنهاست؛ چرا که باافزایش تعداد نقش ها، میزان تضاد افزایش می یابد که امری طبیعی به نظر میرسد. در خصوص پایبندی به کلیشه های جنسیتی یافته های پژوهش حاکی از تأثیر این متغیر بر تضاد نقش است و با افزایش پایبندی به کلیشه ها میزان تضاد نقش کاهش می یابد. مسلماً کلیشه های جنسیتی به دلیل داشتن الزامات خشک و غیرقابل انعطاف در مورد جنسیت همراه با تبعیض جنسی، ملاک مناسبی محسوب نمی شوند و در صورت اعتقاد افراد به آن سبب می گردند که، زنان خود را درگیر و در تعارض بین نقش های سنتی و مدرن و همچنین تنوع نقش ها احساس کنند. به این معنی که زنان پایبند به کلیشه های جنسیتی مصممند تا الزامات نقش های سنتی خود از جمله نقش های خانه داری و مادری را مطابق با هنجارهای جامعه و عرف با همان شدت و حدت انجام دهند؛ در نتیجه در مواجهه با چند نقش، نقش های غیرسنتی و نقش های جدید را در حاشیه قرار داده، تأکید بیشتری بر نقشهای سنتی دارند. این مسأله سبب می شود تا تضاد نقش را کمتر احساس کنند. زیرا معتقدند نقش های سنتی از جمله همسری و مادری در اولویت نقش های زناشویی قرار دارند. بنابراین خود را کمتر درگیر نقش های جدید و مدرن میکنند. مضاف بر اینکه احتمالاً زنان غیرسنتی تنوع نقش بیشتری دارند و اولویت خاصی برای نقش های جدید قائلند و این امر خود سبب بروز تعارض می شود،به این دلیل که الزامات جامعه نقش های سنتی زنان را ترغیب و تشویق می کند، در نتیجه این زنان تضاد نقش بیشتری را احساس میکند. در حالی است که نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون حاکی از تأثیر معنادار فقط ۳ متغیر از کل متغیرهای زمینه ای و متغیر مستقل بر تضاد نقش است. تحلیل مسیر، اثر علیّ جامعی را در خصوص اثرهای سایر متغیرهای زمینه ای بر میزان تضاد نشان میدهد. اگرچه تعداد فرزندان، سن زن، تحصیلات زن، شاغل بودن زن، تحصیلات مرد، طبقۀ اجتماعی خانواده زن و شوهر، تفاوت سنی زوجین رابطه معناداری را با تضاد نقشنشان نمی دهد لیکن این عوامل از طریق تأثیری که بر تنوع نقش ها و تعداد فرزندان دارند، به صورت غیرمستقیم بر میزان تضاد نقش مؤثرند. در این میان تنوع نقش ها، میزان درآمد زن، ساعات کار زن و ساعات کار مرد از مهمترین متغیرهای زمینه ای هستند که دارای اثر مستقیم و معنادار بر میزان تضاد هستند این در حالی است که عدم پایبندی به کلیشه های جنسیتی تأثیری مستقیم بر میزان تضاد نقش احساس شده دارد که مبانی تئوری نیز مؤید آن است. به نظر می رسد جهت کاهش تعارض نقش لازم است تا مکانیسم های اجتماعی به کار گرفته شود که نه در سطح فردی، بلکه در سطح اجتماعی به تعدیل این مسأله بپردازد. بر این اساس، برابری جنسیتی و جامعه پذیری دوجنسیتی، ضرورت هایی انکارناپذیرند. مسلماً این امر جز با تغییر و تحول و مداخله در جریان یادگیری نقش ها امکان پذیر نیست که مهمترین اصل در این زمینه آموزش و آگاهسازی هایی عمومی است که باید صرفنظر هرگونه تبعیض جنسیتی انجام گیرد. مسلماً حل یا کاهش تعارض نقش های زنان و مردان، علاوه بر آثار مثبت فراوان بر دو جنس، می تواند منشأ پویایی و توانمندی کل جامعه محسوب شود.[۱۰۹] سیاست پیشنهادی در حوزه اشتغال زنان .محدودیت قانونی در کار تمام وقت زنان متاهل موازی با تساوی حق اشتغال است. گفتار دوم: زن به عنوان عنصر فرهنگی گفته شد که از مجموعه ی سیاست هایی که در نظام سیاست جنایی موجود است پی می بریم که زن عنصر فرهنگی است.[۱۱۰] ذیلا به مواردی اشاره می شود. در مقایسه با کارکرد مرد و با نگرش سیستمی به نظام خانواده، زن به عنوان عنصر فرهنگی مطرح است و کارکرد فرهنگی زن از ابتدای ورود به سیستم بهینه می شود. با این توضیح که از طریق پیشگیری وضعی و تامین حقوق و امتیازات مالی صورت می پذیرد و پس از ورود به خرده نظام خانواده، این کارکرد از طرق دیگری که به آن پرداخته خواهد شد تضمین می شود. یکی از اهداف اصلی و مهم پیشگیری وضعی به هم زدن موقعیت مساعد و مناسب بزه دیدگی و جلوگیری از وقوع بزه دیدگی ازین طریق است. باید وضعیت و شرایط مناسب را آنگونه رقم زد و طراحی نمود که فرد درشرف بزهکاری، فرصت ارتکاب جرم را بدست نیاورد و درنتیجه، بزه دیدگی تحقق نیابد. فرصت وموقعیتهای بزه دیدگی موارد زیادی را شامل می شود که به برخی از آنها اشاره می کنیم: ازبین بردن جاذبه هایی که موجب جلب بزهکاران به سمت بزهدیدگان می شود؛ مانند الزام به رعایت حجاب در سیاست جنایی اسلام. در جرائم خاصی، زنان به لحاظ موقیت خاص جسمی, روحی, عاطفی و اجتماعی در معرض بزه دیدگی افزون تری هستند اگرچه تصور می شود زنان بیشتر در معرض بزه دیدگی هستند اما بدیهی است که در همه ی انواع جرائم اینگونه نیست. باوجود این، بزه دیدگی زنان در پاره ای جرائم خاص مانند تجاوزات جنسی و خشونتهای خانگی, همسرآزاری و امثال آنها بشدت بالاتر از مردان است.و احکام مختلفی مانند حجاب به منظور محافظت از زنان در بعد فردی و اجتماعی تشریع شده است. در خصوص تاثیر حجاب در بهینه سازی رکن فرهنگی به قرآن کریم که در آیه ای به این حجاب را به عنوان یک عامل بازدارنده معرفی می کند اشاره می شود: ای پیامبر به همسران و دختران خود و زنان مؤمنین بگو روسری های خود را بر سر افکنند. این امر برای شناخته شدن آنان مناسب تر است تا مورد آزار و اذیت قرار نگیرند.[۱۱۱] نکته ی بسیار مهم و اساسی پیشگیرانه در آیه ی فوق این است که میگوید زنان باید خود را بپوشانند تا شناخته شوند و مورد بزه دیدگی و اذیت قرار نگیرند. این بیان نشانه ی اینست که در جرائم علیه زنان، بزهکاران معمولا آماج های خاصی را انتخاب می کنند. دربرابر این آماج ها تحریک پذیری بیشتری دارند و ارتکاب جرم علیه زنان محجبه وعفیف کمتر اتفاق می افتد. لذا توصیه شده زنان حجاب را رعایت کنند تا بعنوان یک زن عفیف شناخته شوند و مورد آزار و اذیت قرارنگیرند.[۱۱۲] در راستای بهینه سازی کارکرد رکن فرهنگی با تشریع حقوق مالی و الزامی کردن حجاب از قرار گرفتن رکن فرهنگی در موقعیت بزه دیدگی تا حد زیادی پیشگیری شده است. حقوق و امتیازات مالی موجب می شود که زنان ابتدا به سنجش موقعیت پرداخته و با برآورد و تخمین همه ی موارد از جمله امنیت اجتماعی اقدام به گزینش شغل و…کنند. با مقایسه ی این موقعیت زنان با موقعیت مردان که خودکفایی مالی را در اولویت قرار می دهند و ای بسا سایر موارد را نادیده گرفته و یا کم اهمیت می پندارند، اهمیت و تاثیر تشریع امتیاز مالی در افزایش امنیت زنان و بهینه سازی کارکرد رکن فرهنگی روشن می شود. گفتار سوم: بهینه سازی کارکرد عنصر فرهنگی منظور از بهینه سازی طراحی روابط درون سیستمی و برون سیستمی یک عنصر در رابطه با عناصر دیگر است به نحوی که کارکرد عنصر مورد نظر تضمین شود.؛ توضیح آن که در یک سیستم روابط به دو قسم برون سیستمی و درون سیستمی تقسیم می شود.روابط درون سیستمی روابط زن و شوهر در خانواده ست و برون سیستمی روابط افراد و عناصری ست که عضو خانواده نیستند. بند اول : مدیریت تکریم مدار عنصر فرهنگی همان طور که در فصل اول گفته شد استراتژیک بودن یک نظام به مفهوم تعریف روابط بین عناصر به بهترین شکل ممکن؛ بیشترین اثر و بازدهی و کمترین هزینه در یک نظام سیاست جنایی است.که این امر در مدیریت روابط برون سیستمی عناصر نیز باید رعایت شود به این مفهوم که طراح سیاست جنایی یا در نظام ما همان شارع مقدس روابط این عنصر با عناصر دیگر را بایستی به گونه ای طراحی و تعریف کند که بهترین شکل ممکن باشدبه منظور بهینه سازی کارکرد عناصر بایستی هم روابط درون سیستمی و هم برون سیستمی به کیفیتی طراحی شود که بیشترین بازدهی داشته باشند این امر با شناخت دقیق ویژگی ها و قابلیت های خاص هر عنصر و توجه به کارکردهای خاص آن امکان پذیر است. مواردی که در طراحی کیفیت روابط عناصر ضروری است. گفته شد که زن عنصر فرهنگی خرده نظام خانواده است شارع در مدیریت این عنصر و روابط درون سیستمی و برون سیستمی این عنصر اصل مدیریت تکریم مدار را مد نظر قرار داده است که در نهایت تناسب با کارکرد آن است که اعمال کارکرد فرهنگی بدون اصل مدیریت تکریم مدار این عنصر، امکان پذیر نمی باشد ؛ به این معنا در برخورد با عناصر دیگر با احترام ویژه ای با این عنصر برخورد می کند در تعریف روابط این عنصر با عناصر دیگر تکریم و احترام یکی از اجزای این تعریف است.تکریم و حفظ حرمت کامل همچنین به معنای آن است که فرد مورد بازرسی قرار نگیرد و اطلاعات مربوط به او ضبط نشود، حتی اگر خود او هم در این مورد مخالفتی نداشته باشد . این اصل از مجموعه ی احکام: سیاست جنایی ویژه و منحصر بفرد اسلام در برخورد با منافیات عفت، اماره فراش،سیاست جنایی اشد در برخورد با افترا در خصوص انجام منافیات عفت، لعان، لزوم حجاب و توصیه های اخلاقی و بستر سازی های فرهنگی با هدف تکریم، قابل استنباط است. نتیجه ی این اصل که ناشی از نگرش سیستمی و هومیوپاتیک به خانواده است این است که علی رغم امکان استفاده از آزمایش های پزشکی و نتیجه ی قطعی و یقینی محصل از آن، در مواردی که اماره فراش جاری می شود حکم به انجام این آزمایش ها خلاف شرع است. در واقع هدف شارع استحکام خانواده با رعایت تکریم عنصر فرهنگی است نه کشف این وقعیت که نسب واقعی چیست به عبارت دیگر مصلحتی در این اماره وجود دارد که اساس جامعه اسلامی است و بسیار مهم تر از اثبات نسب که حقی فردی ست می باشد.همانطور که اماره فراش تعریف رابطه عنصر فرهنگی مطلوب با عنصر اقتصادی مدیریتی است ، استراتژی یا راهبرد لعان تعریف رابطه عنصر فرهنگی نامطلوب، یا مظنون به نامطلوبیت، با عنصر اقتصادی مدیریتی مطلوب است.همان طور که گفته شد سیاست باید متعلق به زمان و مکان اجرا باشد و نکته ی دیگر این که یک نظام سیاست جنایی کارآمد نظامی است که به تناسب هر مسئله بتواند راه حل ارائه بدهد به عبارت دیگر تنوع وگستردگی سیاست ها به تناسب گستردگی موضوعات. برای توضیح بیشتر کارکرد های طلاق لعان و اماره فراش را باهم مقایسه می کنیم.لعان وضعیتی است که عنصر اقتصادی به نامطلوب بودن عنصر فرهنگی پی برده است در حالی که طلاق به جهت هزینه آور بودن ؛وجود نحله و اصل رجعی بودن راه حل مناسبی نیست این جا بایستی یک استراتژی طراحی شود که ضمن این که جهت حمایت از مرد در آن رعایت شده باشد،اثر بازدارندگی نیز داشته باشد به عبارت دیگر تنها تنها در موارد لزوم و ضرورت از آن استفاده شود. در این قسمت به توضیح مختصر سیاست اماره فراش پرداخته می شود و به بحث لعان در قسمت های بعدی میپردازیم. یکی ازقواعد فقهی معروف قاعده فراش می باشد.«مستند قاعده فراش حدیث معروف «الولد للفراش و للعاهر الحجر» میباشد که محدثین شیعه و سنی این حدیث را با همین الفاظ از قول رسول خدا (ص) در کتب حدیثی خود در موارد مختلف نقل کردهاندهر یک از زن و شوهر فراش یکدیگرند همچنان که هر یک از آن دو لباسی برای دیگری میباشند. به موجب آن چنانچه انتساب طفلی به پدرموردشک وتردید قرارگیرد باشرایطی،نسب آ ن طفل به پدراثبات می گردد،اینقاعده درحقوق ازاینجهت که یکی ازادله اثبات نسب قانونی طفل به حساب میآید ومطابق آن کودک متولد شده ملحق به شوهرمی شود،معروف به اماره فراش است ودوماده ۱۱۵۸ و ۱۱۵۹ قانون مدنی ایران نیزمبتنی براین قاعده بوده وماده ۱۳۲۲ ق.م نیزصراحتاآن راازامارات قانونی به حساب آورده است.[۱۱۳] منظور از فراش در عبارت « الولد للفراش» این است که طفل اختصاص به زوج شرعی دارد، عاهر: به معنی فرد زناکار است از عهر به معنی زنا و فسق و فجور میباشد. الحجر در لغت به معنای سنگ است، احتمال دارد کنایه از این باشد که زانی هیچ حقی ندارد و همچون سنگ و خاک بی ارزش است. …فراش یک اماره معتبر است که به ظنون غیرمعتبر خلاف آن اعتنا نمیشود… در هر حال اگر قطع حاصل شد به اینکه طفل متعلق به صاحب فراش نیست، مجالی برای اجرای این قاعده نمیماند ؛ زیرا این اماره، صرفا در هنگام شک دارای اعتبار است مثلا اگر ثابت گردد که زوج به دلیل مسافرت طولانی مدت یا حبس و امثال آن غائب بوده، باتوجه به احتساب مدت حمل، طفل ملحق به او نمیشود. حمایت از حقوق کودکانی که در خانوده متولد و دارای نسب مشروع میباشند و حفظ حرمت خانوادهها ایجاب میکند که نسب طفل نیاز به اثبات نداشته باشد و نفی آن نیز به سادگی پذیرفته نشود. تنها راه معقول در چنین مواردی استفاده از امارات قانونی است. در حقوق ما نیز مانند سایر کشورها، قانونگذار طفل متولد در زمان زوجیت را ملحق به شوهر میداند و برای احراز این امر که طفل در اثر نزدیکی زن و شوهر به وجود آمده است از حداقل و اکثر حمل یاری میگیرد. در ماده ۱۱۵۸ ق.م آمده است: «طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است مشروط به این که از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از ۶ ماه و بیشتر از ۱۰ ماه نگذشته باشد.»
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
403
Forbidden
Access to this resource on the server is denied!
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵
آرمسترانگ(۱۹۹۹)
استراتژی مبتنی بر تجزیه و تحلیل عوامل اساسی موفقیت و سطوح عملکرد حاصله بر پایه آن عوامل
۶
عالم تبریز و همکاران(۱۳۸۸)
چگونگی انجام وظایف، فعالیتها و نتایج حاصله از آنها
۲-۱-۳)عوامل موثر بر عملکرد سازمانی متغیرهایی که باید مورد توجه مدیریت منابع انسانی قرار گیرند آشکار و واضح یا پنهان و ضمنی هستند، نمودار زیر معرف مدلی است که در مطالعه نظام گرایانهی عملکرد سازمانی و بررسی روشی که مدیریت انسانی می تواند مفید باشد. این مدل عواملی را نشان میدهد که اگر سازمان قرار است باقی بماند و در بلند مدت پیشرفت کند مدیریت باید به آنها توجه کند. تمام عوامل نشان داده شده در این نمودار با یکدیگر از درون بسیار وابسته و متعاملند(جزئی، ۱۳۱:۱۳۸۸). الف) محیط بیرونی[۵] عواملی که در سمت چپ مدل نشان داده شده اند واقعیتهایی از محیط بیرونی هستند که بر فعالیتهای درون سازمان اثر میگذارند. مدیریت ممکن است تنها کنترل محدودی بر این عوامل داشته باشد، ولی محیط بیرونی اثر قوی بر زندگی سازمانی و سیاستها و رویههای منابع انسانی به طور اخص دارد. درک و کنار آمدن با محیط بیرونی بخش مهمی از تلاش جهت بهبود عملکرد سازمانی و متخصصین منابع انسانی است و کلاً مدیران باید بطور دائم فعالیتهای خود را با این عوامل همسو کنند. از عوامل انسانی و فرهنگیای که بر عملکرد سازمان اثر میگذارند میتوان به مهارت ها و تواناییهای فنی و مدیریتی، بهایی که مردم به رفتار دیگران می دهند، ارزشی که برای محصولات یک سازمان در نظر میگیرند، طرز تلقی به کار و تفریح، طرز تلقی مربوط به کار جمعی (همچون علاقه یا بیعلاقگی فرد به تشکیل اتحادیه) و طرز تلقی درباره مشارکت در تصمیم گیری و حل مشکل اشاره کرد. عامل دیگر فناوری موجود در جامعه است که شامل تجهیزاتی همچون مایکرو کامپیوتر یا روباتها و فنون استفادهی تجهیزات و دانش نظری و کاربردی متکی به آن می شود. هزینه و موجود بودن منابع طبیعی از دیگر عوامل بیرونی هستند که بر آنچه سازمان انجام میدهد و نحوه اجرای آن اثر میگذارند. عوامل اقتصادی مهم شامل بازارها (تعداد فردی که محصولات مشخصی را میخواهند)، قدرت خرید مردم، سطح اشتغال یا عدم اشتغال و رقابتی که برای بازارها و منابع وجود دارد، است در معیارهای تنظیم کننده، قوانین، تصمیمات دادگاهها و بخشنامه های اداری نیز در نحوه عمل سازمانها اثر گذارند و به خصوص تبعات مهمی برای مدیریت منابع انسانی به همراه دارند. در نهایت، بازارها برای آنچه سازمان تولید می کنند یا مایل است تولید کند بر سوددهی بنگاه اقتصادی و بقای بلند مدت آن اثر خواهد گذاشت. در سازمانهای موفق، تعیین نیازهای بازار و واکنشهای استفاده کننده، فعالیتی با اولویت بالا به شمار میرود(جزئی؛۱۳۲:۱۳۸۸). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ب) محیط درونی [۶] عواملی که در وسط مدل نشان داده شده است جنبههایی از محیط داخلی سازمان است که مدیریت و کارکنان هر دو کنترل زیادی بر آنها دارند. مدیریت، به ویژه کنترل جامعی بر سیاستها و عملیات منابع انسانی، مالی، فناوری و منابع فیزیکی مورد استفاده، ساختار سازمانی، فلسفهی مدیریت و شیوه رهبری دارد. عواملی که به ندرت به طور مستقیم آشکار میشوند عبارتند از فرهنگ سازمانی، فضای سازمانی، رفتار برانگیخته شده و کار تیمی. مدیریت منابع انسانی به این دلیل در وسط نمودار قرار گرفته است که سیاستها و عملیات مدیریت منابع انسانی برای بقا سازمان و توفیق بلند مدت آن از اهمیت بالایی برخوردار است. مردم سازمان را تشکیل می دهند و مردم فرایندهای ایجاد محصول و خدمت را که سازمان به دلیل آنها در فعالیت است را اداره می کنند. در حقیقت، چگونگی ادارهی منابع انسانی احتمالاً مهمترین عامل در عملکرد کلی یک سازمان است. عوامل درونی توسط خطوط نقطه چین به یکدیگر مربوط شده اند تا بر اثر متقابل آنها بر یکدیگر و تعامل آنها دلالت کنند. بنابر این، برای آن که سازمانی بسیار موفق شود، تمام این عوامل درونی باید به طور هوشمندانه و به طور هماهنگ اداره شوند(جزئی؛۱۳۳:۱۳۸۸). ج)دستاوردها[۷] عواملی که در سمت راست مدل نشان داده شده است دستاوردها یا نتایج سازمانی هستند. این دستاوردها معرف چهار معیار عملکردند که در ارزیابی موفقیت یک سازمان مفید میباشند.
- اثربخشی: احتمالاً مهمترین دستاوردهایی است که میتوان آن را به عنوان معیاری برای دستیابی به اهداف سازمان تعریف کرد. در ارزیابی اثربخشی مهم است درجهای را که اهداف فردی کارکنان، گروه های کاری، و اهداف کلی سازمان با یکدیگر همخوانی دارند برآورده کرد. بنابر این، اثربخشی فرد عبارتست از درجه مشارکت فرد در دستیابی به هدفهای سازمانی و اثر بخشی گروه درجهای است که هدفهای گروه در ارتباط با نیل به هدفهای سازمان بدست می آید.
- کارایی: شامل سنجش یک نتیجه دلخواه در مقابل منابع استفاده شده برای دستیابی به آن نتیجه است. کارایی عبارتست از نسبت ستادهها به داده ها یا منافع به هزینهها. یک سازمان می تواند در نیل به هدفهای اساسی خود اثربخش باشد و در عین حال بسیار غیر کارا. یا سازمانی می تواند در انجام برخی امور به غیر از رسیدن به هدفهای خود کارا باشد که در آن صورت اثربخش نیست.
- توسعه: معیاری است که با توجه به آن هریک از کارکنان، گروه های کاری و تمام سازمان برای رویارویی با فرصتها و چالشهای آینده ظرفیت خود را توسعه می دهند. برای بقای بلند مدت سازمان این دستاوردها بسیار مهم است. رسیدن به هدفهای کوتاه مدت نظیر به دست آوردن سطوح خاصی از سود، کاملاً امکان پذیر است، ولی برای دستیابی به آن کاهش دادن جدی منابع انسانی می تواند موجب تضعیف و شاید ورشکستگی سازمان شود. این امر زمانی می تواند رخ دهد که به مسائلی چون استخدام، آموزش و دادن فرصت به مردم برای به عهده گرفتن مسئولیتهای وسیعتر توجه کافی نشود. توسعه زمانی صورت میگیرد که منابع مالی، تکنولوژیکی و فیزیکی بهبود یا افزایش یابند.
- رضایت خاطر مشارکت کننده : اشاره به واکنش مثبت عاطفی کارکنان نسبت به کار و شغلهایشان دارد. فرد بسیار مهم است ولی رضایت جمعی افراد در گروه ها و سازمان به عنوان یک مجموعه نیز، حائز اهمیت است. عملکرد بالا احتمالاً از تمرکز مطلق بر رضایت کارکنان به دست نمیآید، ولی نادیده گرفتن این عامل خطر رسیدن به نتایج بسیار منفی، مانند عدم توانایی در حفظ کارکنان با ارزش یا استخدام استعدادهای مطلوب را به دنبال دارد(جزئی،۱۳۶:۱۳۸۸-۱۳۴).
علاوه بر این دو ﺟﺮﯾﺎن اﺻﻠﯽ در ﺳﻨﺠﺶ ﻋﻤﻠﮑﺮد وﺟﻮد دارد. دﯾﺪﮔﺎه اقتصادی ﮐﻪ ﺑﺮ اﻫﻤﯿﺖ ﻋﻮاﻣﻞ ﺧﺎرﺟﯽ ﺑﺎزار ﻧﻈﯿﺮ ﻣﻮﺿﻊ رﻗﺎﺑﺘﯽ ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد، و دﯾﺪﮔﺎه ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ دﯾﺪﻣﺎن رﻓﺘﺎری و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و ﺳﺎزﮔﺎری آنﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﺤﯿﻂ اﺳﺘﻮار اﺳﺖ. آﻧﺪرو[۸] (۱۹۷۱) در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ارزﺷﯿﺎﺑﯽ اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﻫﻢ ﻋﻮاﻣﻞ اﻗﺘﺼﺎدی و ﻫﻢ ﺳﺎزﻣﺎنی را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﻮرد ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻗﺮار ﻣﯽدﻫﺪ. ﺗﻮرﯾﮏ و ﻣﮏ ﮔﯿﻮرن[۹](۱۹۹۷) ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﮑﺮد را ﺑﻪ ﺷﺮح زﯾﺮ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﮐﺮدهاﻧﺪ(رهنورد، ۱۳۹۱):
- ﻫﻢﺗﺮازی ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﻣﺤﯿﻂ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻋﺎﻣﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ در ارﺗﻘﺎی ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ اﺳﺖ. زﯾﺮا ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت گذشته ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﻄﻮح ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻣﺤﯿﻄﯽ، ﻃﺮاﺣﯽ ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ را ﻣﯽﻃﻠﺒﺪ. ﻫﻢﭼﻨﯿﻦ ﻫﻢﺗﺮازی ﺑﯿﻦ اﺳﺘﺮاﺗﮋی و ﻣﺤﯿﻂ ﻧﯿﺰ ﻣﻮرد ﺗﺄﮐﯿﺪ اﺳﺖ و ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪی ﻓﺮدرﯾﮑﺴﻮن[۱۰] (۱۹۸۶) ﯾﮏ ﻣﻬﺎرت ﮐﻠﯿﺪی ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮد.
- ﺗﯿﺲ[۱۱](۱۹۸۴) اﺳﺘﺪﻻل ﻣﯽﮐﻨﺪ «ﯾﮏ ﺳﺎزﻣﺎن ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖﻫﺎی ﺧﻮد را ﺑﺎ ﻣﺤﯿﻂ ﻣﺘﻐﯿّﺮ ﺧﻮد ﺳﺎزﮔﺎر و ﻣﺘﻨﺎﻇﺮ ﮐﻨﺪ اﮔﺮ در ﭘﯽ ﻧﯿﻞ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻋﻤﻠﮑﺮداﺳﺖ».
- ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﮔﻮﯾﺎی آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻔﺪه ﺗﺎ ﺑﯿﺴﺖ درﺻﺪ از ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﺬﯾﺮی در ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﺎﻟﯽ ﻧﺎﺷﯽ از ﻋﺎﻣﻞ ﻋﻀﻮﯾﺖ در ﯾﮏ ﺻﻨﻌﺖ اﺳﺖ
- ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻧﺎدر، ﺑﺎ ارزش، و ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ ﺗﻘﻠﯿﺪ در ﮐﺴﺐ ﻣﺰﯾﺖ رﻗﺎﺑﺘﯽ ﺳﺎزﻣﺎن ﻧﻘﺶ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪهای دارﻧﺪ. ﺑﺎرﻧﯽ[۱۲] (۱۹۹۱) اﯾﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ را ﺑﻪ ﺳﻪ ﮔﺮوه ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ، اﻧﺴﺎﻧﯽ، و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪای ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺮده اﺳﺖ.
- وﻓﺎداری ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت، ﯾﮏ ﻋﺎﻣﻞ ﮐﻠﯿﺪی ﺗﻮﻓﯿﻖ در ﺧﻠﻖ اﺟﻤﺎع داﺧﻠﯽ و اﺷﺘﯿﺎق ﺑﺮای ﻧﻮآوری و ﺗﻐﯿﯿﺮ اﺳﺖ. ﺧﻠﻖ ﭼﻨﯿﻦ ﻫﺪف ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﺴﺘﻠﺰم رﻫﺒﺮی اﺧﻼﻗﯽ ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ اﺳﺖ
ﺟﺪول ۲-۲: ﻣﺒﺎﻧﯽﻧﻈﺮی ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﮔﺬار ﺑﺮ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ(رهنورد، ۱۳۹۱).
ردﯾﻒ
ﻣﻨﺒﻊ
ﻋﻮاﻣﻞﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ
۱
ﭼﺎﻧﺪ وﻫﻤﮑﺎران (۲۰۰۷)
ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ و وفاداری به مدیر
۲
لین وﮐﭙﻮ(۲۰۰۷)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دانشکده شیلات و محیط زیست
پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته
شیلات
ترجیح گیرندگی چشایی ماهی سفید Rutilus frissi kutum Kamensky1901)) با بهره گرفتن از اسیدهای آمینه آزاد سیستئین، پرولین، متیونین و اسید گلوتامیک
پژوهش و نگارش:
گلی نوری
استاد راهنما:
ولی اله جعفری
تابستان ۱۳۹۱
چکیده
پژوهشها نشان میدهد اسیدهای آمینه اثر تحریکی بر سیستم چشایی ماهیها دارد. وجود این مواد در غذاهای آزمایشی باعث تغییر در رفتار غذایی ماهی ها شده و مصرف بیشتر غذا را در پی دارد. در مطالعه حاضر پاسخهای رفتار چشایی بچه ماهیهای سفید (Rutilus frisii kutum) 5/0±۱/۵ گرمی به گرانولهای حاوی مقادیر مختلف اسیدآمینههای متیونین، پرولین، سیستئین و اسیدگلوتامیک، و تعیین مطبوعیت چشایی آنها مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور گرانول های حاوی غلظت های مختلف این مواد، و شاهد تهیه و پاسخ های رفتار غذایی در مواجه با هریک از گرانولها ثبت گردید. بیشترین درصد مصرف به میزان ۷۵ درصد، بالاترین شاخص مطبوعیت با ۴۳/۶۷ درصد، و ۷۳ درصد در فاکتور مصرف غذا به ازای تلاش (خورده به تلاش)، در غلظت۰۱/۰ مولار اسید گلوتامیک مشاهده شد، همچنین کمترین مقدار این پارامترها در غلظتهای مختلف سیستئین ثبت گردید. تکرار عمل قاپیدن در مواجه با اسیدهای آمینه مختلف، تفاوت معنی دار را نشان نداد(۰۵/۰P≥)، اما در غلظت بالای مواد، تعداد قاپیدن کاهش یافت. مدت زمان نگهداری گرانولها در دهان دارای همبستگی مثبت و معنی دار با شاخص مطبوعیت بود. در مقایسه با شاهد اسیدهای آمینه اسید گلوتامیک و پرولین در دسته اسیدهای آمینه جاذب برای ماهی سفید قرار گرفتند، سایر اسیدهای آمینه خنثی و یا دافع چشایی بودند. تفاوت در پاسخ چشایی گونه های مختلف ماهی به اسیدهای آمینه مشابه، به اختصاص گونهای در ترجح چشایی نسبت داده شده است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
کلمات کلیدی: اسید آمینه، ترجیح چشایی، سیستم چشایی، رفتار غذایی، ماهی سفید
دانشکده شیلات و محیط زیست
پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته
شیلات
ترجیح گیرندگی چشایی ماهی سفید Rutilus frissi kutum Kamensky1901)) با بهره گرفتن از اسیدهای آمینه آزاد سیستئین، پرولین، متیونین و اسید گلوتامیک
پژوهش و نگارش:
گلی نوری
استاد راهنما:
ولی اله جعفری
استاد مشاور:
رسول قربانی
تابستان ۱۳۹۱
فهرست مطالب صفحه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پیروان حکمت جاوید مسیری را ترسیم میکنند که جنبش تقریب ادیان اصیل را ممکن میسازد که در واقع تنها میتواند جنبشی باطنی باشد؛ زیرا «وفاق دینی را تنها به تعبیر شوان در «لامکان الهی»[۳۶۵] میتوان به چنگ آورد نه در «مکان انسانی»[۳۶۶] که در آن عده بسیاری امروزه حاضرند آن را به قیمت ارجاع و تحویل لامکان الهی به مکان انسانی طلب کنند».[۳۶۷]
۳-۳-۱-۲- مبانی عرفانی نظریه وحدت متعالی ادیان
واژه عرفان، در کاربرد زبانی متعارف، دست کم دو معنای مختلف دارد: الف:«تجربه بیواسطه تماس و ارتباط مستقیم با خدا»[۳۶۸] ب: آموزه الهیاتی مابعدالطبیعی در باب اتحاد یا وحدت ممکن نفس با واقعیت مطلق یعنی خدا اما عرفان که آموزهای است در باب اتحاد یا وحدت با واقعیت مطلق که این خود به دو بخش عرفان نظری و عملی تقسیم میشود[۳۶۹]. ۱- عرفان نظری: که متضمن استنباط مابعدالطبیعی خاص است از خدا و از نفس آدمی، به عبارت دیگر«عرفان نظری علم یا آموزهای است برای تبیین مابعدالطبیعی تجربه عرفانی، کشف و بیان پیشفرضها و نیز لوازم این تجربه».[۳۷۰] (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
عرفان نظری صورت و شکل واحدی ندارد و تجربه عرفانی را به اشکال و صور دیگری؛ یعنی با استمداد از مابعدالطبیعههای دیگری، نیز میتوان تبیین کرد و از این رهگذر است که نظامهای عرفان نظری دیگری نیز مانند عرفانهای نظری هندویی، بودایی و چینی پدیدار شدهاند. ۲- عرفان عملی: که حاوی بیان و شرح طریقت عرفانی نیل نفس آدمی به اتحاد یا وحدت با واقعیت مطلق است. آموزهای که ناظر به ارزش[۳۷۱] و تکلیف[۳۷۲] است که طرز سلوک و شیوهای از زندگی را توجیه میکند که همه کسانی که در طلب آن وصال فرخنده و جاودانهاند باید بدان التزام عملی داشته باشند.[۳۷۳] سنتگرایان این علم یا آموزه را علم برتر میدانند. «این علم برتر که خود ورای تاریخ و تحولات زمان قرار دارد، در قلب حکمت خالده، بنا به فهم مراجع سنتی از آن، نهفته است و در حد ذات به رنگها و صبغههای اقلیمی زمان و مکانهای مختلف محدود نیست».[۳۷۴] در سنت اسلامی این معرفت به شیوهای اصیل از پیامبر اسلام(ص) به شماری از صحابه و از همه مهمتر به امام علی(ع) به ارث رسیده است. عرفان درباره مبدأ هستی و همه ی مراتب تجلی آن از منظر وحدتی که حاکم بر همه ی موجودات است و به ویژه برای جهان بینی اسلامی محوریت دارد، بحث میکند و تنها چنین بینشی نسبت به مرکز و مبدأ عالم است که کنگره ثمربخش بین ادیان را فراهم میسازد، گفتگویی که نشانگر وحدت باطنی ادیان، در عین تنوع رسمی آنها است.[۳۷۵] از نظر نصر از آنجا که عرفان از طریق تأمل و تعمق از ظواهر اسماء[۳۷۶] فراتر رفته و به معنا[۳۷۷] و باطن توجه میکند، صلاحیت این را دارد که به وحدت حقیقی که پایه و اساس اختلاف ظواهر ادیان است بپردازد. «یگانه راه گذر از چنین صعودی به چنان معنایی و از «نمود» به «بود» آنها عرفان است. وحدت واقعی ادیان فقط در سطح عرفانی و باطنی ادیان میسر است و راه مواجهه با نیاز مذکور استفاده از همهی کلیدهای موجود در گنجینه حکمت صوفیانه برای گشودن درهایی است که در غیر این صورت ناگشوده باقی خواهد ماند».[۳۷۸] نصر صراحتاً مقصود خود از عرفان را تصوف مصطلح میداند و آن را کاملترین تایید بر وحدت متعالی ادیان معرفی میکند و صوفیان را طرفداران «وحدت متعالی ادیان» میداند. او همچنین فرقههای موجود صوفیه اعم از نعمت اللهی ذهبیه، گنابادیه، شاذلیه و… را مورد نظر قرار میدهد و بر تعالیم و مراسم آنها از جمله وجود مرشد و حالات او، سلسله معنوی صوفیانه، تشرف، خرقه و بر توصیفات متعدد دیگری تأکید میورزد و خانقاه را یکی از کانونهای اصلی حیات دینی معرفی میکند. از نظر او تصوف از پیش ابزار لازم را برای فتح یک مواجهه حقیقی با ادیان دیگر فراهم ساخته است و این بر عهده ما است که از این وسیله استفاده کرده و در برخورد با شرایطی که به تازگی فراروی جهان قرار گرفته، اصول ثابتی را به کار گیریم.
۳-۳-۱-۲-۱- ابنعربی و مبانی نظریهی وحدت متعالی ادیان
محیالدین عربی، مشهور به شیخ اکبر، یکی از پرنفوذترین اندیشمندان تاریخ اسلام است. او که در اوایل عمر، موهبتهای عظیم عقلی و معنوی خود را بروز داد. در سرزمینهای مرکزی اسلامی از شهری به شهری سفر کرد تا عاقبت در دمشق اقامت گزید و در همانجا در سال ۶۳۸ ق وفات یافت. از یک سو محیالدین عربی به عنوان پدر عرفان نظری در جهان اسلام شناخته میشود، به نحوی که بسیاری از عرفای بزرگ در نظرپردازیهای خویش، سخت تحت تأثیر او بودند. او عارفی نظریه پرداز است که مورد توجه مستشرقان بسیاری قرار گرفت خصوصاً نظریه ی «وحدت وجود» او به خارج از جهان اسلام نفوذ یافت و درمیان عرفانهای دیگر نیز مورد توجه قرار گرفت. در سالهای اخیر با مطرح شدن مباحثی چون کثرت گرایی دینی در حوزه فلسفه دین، عرفا به طور عام و ابنعربی به طور خاص مورد توجه قرار گرفتهاند، با این ادعا که عرفا و به ویژه ابنعربی بیشترین سخن را در باب کثرتگرایی دینی و مخالفت با حصرگرایی دارد.
۳-۳-۱-۲-۱-۱- ابنعربی و نظریه ی وحدت وجود
ابنعربی مانند هر اندیشمند دیگری در پایهگذاری جهان خود به دنبال معرفت هستی و وجود است. اما پرداختن او به مسئله هستی و وجود از سر فلسفه ورزیدن خشک و بیروح نیست، بلکه به این دلیل است که در هستی، امر قدسی و الهی یافته است. «اصولاً در مکتب وحدت وجود: وحدت و الوهیت از هم جدا نیستند».[۳۷۹] بنابراین وجود برای کسانی چون ابنعربی معنایی فراتر از وجود برای فلسفه دارد. ابنعربی در این نظریه به دنبال معرفت وجود است. معرفت وجودی که الوهیت و تقدس دارد؛ به عبارتی عارف میخواهد از کثرت عبور کرده و در پس آنها وحدتی را بیابد و مدعی شود که در دار هستی تنها یک موجود و بلکه یک وجود دارای واقعیت است که از آن چنان وحدتی برخوردار است که همهی کثرات عالم را زیر پوشش خود قرار می دهد. «در نظریه ی «وحدت وجود» آن واحد که همه کثرات به او بر میگردند امری قدسی، مقدس، متعلق به تجربهی دینی و سزاوار ستایش و پرستش است»[۳۸۰] و همان است که به تعبیر ابنعربی هر قومی او را به اسمی میخواند. «عرب او را الله مینامد، فارس خدا، رومی ایشاء، ارمنی اصفاج، ترکی تنگری، فرنگی کریتور و حبش واق».[۳۸۱] یعنی عالمی را که وحدت وجودی میبیند دارای حیات است و وجودی در آن مشهود است. این نظریه مرکب از چهار جزء و یا در واقع محصول چهار مرحله است که هر یک بر دیگری مترتب است. خدا یگانه هستی و یا هستی مطلق است؛ یعنی هستی منحصر در امر اوست. غیر از خدا، یعنی عالم و آدم معدوم و نیستاند، وجود همهی موجودات و هستی تمام آنها همان هستی خدا است. (همه اوست)، عالم دارای هستی نیست، بلکه هستی نماد و تجلّی خداست.[۳۸۲] خدا موصوف به وجود است و چیزی از ممکنات با او همطراز و موصوف به وجود نیست. از نظر او خدا عین وجود است. «این همان قول رسول الله است که فرمود: خدا هست و چیزی جز او نیست»؛[۳۸۳] یعنی خدا موجود است و چیزی از عالم موجود نیست و هر آنچه غیر خدا باشد، معدوم است. «حق همان وجود است و خلق همان عدم است. مخلوقات وجود ندارد، زیرا وجودشان به حضور خدا بسته است. اگر خدا یک لحظه از مخلوقات روی بر میتافت آنها به عدم محض تبدیل میشدند… مخلوق از جانب خود هیچ ندارد و از جانب علتش همه چیز دارد»[۳۸۴]، در نتیجه خدا عین وجود و وجودی بینهایت است وجود دیگری در کار نیست. پس در سرای هستی تنها یک وجود تحقق دارد. مخلوقات از خود وجودی نداشته و عدم صرفاند، ولی در عین حال هر کسی وجود عالم را به کلی انکار نمیکند، پس به نحوی میتوان وجود را به عالم نیز منسوب کرد. ابنعربی مانند هر انسان عاقل دیگری وجود را به عالم نیز نسبت میدهد و از «وجودالعالم» سخن میگوید و کثرت موجودات و نیز همه موجودات را با «الموجودات کلها» یاد میکند. از نظر او «به عالم ماسوی الله علم داریم، پس متصف به وجود است و چون وجود منحصر در خداست پس باید گفت که این خداست که به صورت عالم تجلی کرده است».[۳۸۵] به تعبیر ابنعربی«عین وجود خلق، عین وجود حق است… خدا هر چیزی را در برمیگیرد؛ زیرا عین هر چیزی است. عارف او را عین هر شیء میبیند… کسی که خدا در را برایش گشوده باشد، او را در هر شیء یا عین هر شی میبیند».[۳۸۶] پس در مجموع باید گفت که مخلوقات در عین اینکه معدوماند، لکن وجود در آنها تجلی کرده است. این سرّی عظیم است که اساس عرفان را تشکیل میدهد و عارف را که معرفت به این سِرّ دارد، از غیر جدا میکند. ابنعربی میفرماید: «عالم خیال است و در حقیقت حق است، کسی که این را بفهمد اسرار طریقت را واجد شده است[۳۸۷]… سرّی که فوق این مسئله قرار دارد این است که ممکنات در اصل معدوم بودن خویش باقیاند و وجودی جز وجود حق که به صورت احوال ممکنات ظاهر شده است، درکار نیست»؛[۳۸۸] یعنی عالم به یک معنی، موجود است و به یک معنی موجود نیست و این یکی از اسرار مهم عرفان است. از نظر ابنعربی یکی از علوم خاص مقامات عارفان، علم ظهور معدوم در صورت موجود و تمایز وجود آن از وجود حقیقی است[۳۸۹] و این همان علم تجلّی است که ابن عربی در موارد متعدد آن را علمی کمیاب و عزیز دانسته است. «این فن از بزرگترین اسرار علم الهی در مورد اشیاء است… و از پیچیدهترین چیزهایی است که علم علما به آن تعلق میگیرد. کشف آن به سختی حاصل میشود و زمان آن اندک است».[۳۹۰] از نظر ابنعربی دستیابی به علم تجلّی صرفاً از راه کشف حاصل میگردد و فلسفه در این ساحت جایی ندارد، اما باید گفت که تجلّی، محوریترین موضوع اندیشه ابنعربی است و همهی اندیشههایش درباره ساختار وجودی جهان بر این محور دور میزند. وی جهانی را که خدا در آن از اوج تا حضیض ظهور دارد، معرفی میکند. خدا «… در همهی آنچه مخلوقات نامیده میشود، سریان دارد… او در هر شاهدی شاهد و در هر مشهودی مشهود است. پس او همه هستی است… او همان وجود و موجود است. در هر معبودی او پرستیده میشود و در هر مقصودی او مورد قصد قرار میگیرد. او وجود هر چیزی است و هر چیزی ترجمه و بیان او است. هنگام ظهور هر چیزی او ظاهر است و در هنگام فقدان هر چیزی او باطن است. او اول هر چیزی و آخر هر چیزی است… عابد و معبود، ذاکر و مذکور… تکلیفکننده و تکلیفشونده اوست. پس منزه است کسی که اشیاء را ظاهر کرده و خود عین آنهاست… خدا را جز خدا کسی ذکر نتواند کرد و جز خدا کسی خدا را نمیبیند».[۳۹۱] بنابراین مخلوقات همواره حجاب حقاند و حق در پس این حجاب باقی میماند، مگر برای عارفی که از راه مکاشفه کشف حجاب برایش حاصل میشود. گرچه نظریهی وحدت ادیان و تکثر ادیان در آن زمان برای ابنعربی مسئله نبود. اما ابنعربی در پی آن است که واقعیت را آنچنانکه هست تبیین نماید. از این رو مطالبی را مطرح نموده است که براساس آنها میتوان دیدگاه وی درباره وحدت ادیان را تبیین کرد.
۳-۳-۱-۲-۱-۲- ابنعربی و وحدتگرایی دینی
ابنعربی در جای جای «فصوصالحکم» و نیز«فتوحات مکیه» به شرح و بسط این نظریه پرداخته است. وی در ابتدای«فصوصالحکم» با تعابیری موجز، اما پر معنا بر وحدت حقیقی ادیان چنین تأکید کرده است: «الحمدلله منزل الحکم علی قلوب الکلم بالاحدیه الطریق الأمم من المقام الأقدم و ان اختلفت النحل و الملل لاختلاف الأمم».[۳۹۲] عبارت یاد شده به این نکته اشاره دارد که حکمتهای نازل شده بر پیامبران اگرچه به اشکال متفاوت به صورت ادیان و شرایع مختلف بوده اما چون همه ی آنها از یک مبدأ آمده مباینتی در میان آنها نیست. مقام قدیمتر اشاره به مرتبه احدیت ذاتی حق است که منبع و منشأ کلیه فیوضات است و اعیان موجودات و استعدادهای آنها برخاسته از آنجاست. بنابراین حضرت حق تعالی قلوب انبیاء را به نور حکمتهای دینی و یقینی روشن کرده است. این فیض و عنایت الهی از طریق اتصال به ذات ربوبی حاصل گردیده و این تنزیل از مقام اقدم ذات حق تعالی که وحدت حقّه ی محض است، ناشی شده است. بر این اساس همهی ادیان الهی حقیقتی واحد و بسیط دارند که به هیچوجه کثرت و لازمه آن تغایر، در آن راه ندارد. چنین توصیفی از دین و انتساب آن به مقام اقدم الهی هر گونه نگرش تکثرگرایانه را درباره ادیان نفی میکند. خلاصه آنکه حکمتهایی که بر دل پیامبران نازل شده، ناظر بر وحدت راه حق است. «این حکمت هم از یک مقام سرچشمه میگیرد و به یکجا منتهی میشوند و حامل یک پیام است؛ لذا از این دیدگاه هرکدام از ادیان الهی تجلی خاص از وحدت حقّهی الهی است و مظهر، مجلا و مرآتی برای ظهور حق تعالی محسوب میشود».[۳۹۳] از نظر او هر یک از انبیاء اسم خاصی از حق هستند که متجلّی شدند و پیامبر اسلام تجلّی اسم اعظم است. به این ترتیب هر یک از ادیان با اسمی خاص ارتباط دارد.
۳-۳-۱-۲-۱-۳- اسماء الهی و ظهور ادیان
در بینش عرفانی، اسماء الهی برای آنکه بتوانند معلوم شوند، مظهری نیاز دارند؛ در حقیقت اسماء الهی با موجوداتی که مظهر آنهایند، دلیل وجودی پیدا میکنند و جز برای موجوداتی که صور تجلّی آنهایند، واقعیتی ندارند. اسماء الهی اساساً به موجوداتی که با آنها نامیده میشوند، مربوطاند؛ آن هم به صورتی که در وجه وجودی آنها آمده است. بنابراین اسماء الهی فقط از طریق موجوداتی که مظاهر آن اسماء هستند و برای آن موجودات، یعنی از طریق آن صورتها و برای آن صورتهایی که در آنها عیان شدهاند، معنا دارند. به علاوه این صورتها، یعنی شالوده و زیرساختهای اسماء الهی، از ازل در ذات حق(عین ثابته) موجود بودند و همین اعیان ثابته است که از ازل مشتاق وجود عینی بالفعلاند.[۳۹۴] ابنعربی در«فتوحات مکیه» با شیوهای داستانی نشان میدهد که چگونه اسماء الهی به اعیان ثابته روی کرده و آنها را پدیدار ساختند. وی معتقد است آفرینش از اینجا آغاز شد که ممکنات و پدیدارها آنگاه که هنوز در حال نیستی بودند و پدیدار نشده بودند، از اسماء الهی درخواست کردند تا بدانها هستی بخشد. به این ترتیب او آفرینش را به صورت داستانی گزارش میکند. ابنعربی در دنباله گزارش داستانگونه خود میافزاید، پدیدهها (اعیان ممکنات) بار دیگر، امیدوارانه رو به اسماء الهی کردند و ترس خویش را با آنها در میان نهادند؛ ترس از اینکه مبادا این اختلافها و چندگانگی بر ظهور آنان تأثیری ناروا بگذارد. «ای اسماء! اگر حتم شما بر پایه میزانی معلوم و قانونی مرسوم بنیاد میداشت و پیشوایی میداشتید که به او مراجعه کنید، پیشوایی که هستی ما را پاس دارد و ما نیز اثرگذاریهای شما را از خودمان پاس داریم، هم برای شما بهتر بود، هم برای ما. در پی این درخواست اسماء الهی رو به «الله» کردند و او نیز آنها را نزد اسم الهی «مدبر» فرستاد، او نیز به فرمان حق به اسم الهی «رب» گفت: برای ماندگاری پدیدهها هر چه مصلحت است انجام بده. اسم الهی «رب» که اسم «امام» نیز هست دو وزیر برگزید: وزیر نخست، اسم الهی«مدبر» و وزیر دوم، اسم الهی«مفصل». سپس اسم الهی«رب» برای اصلاح و سروسامان یافتن کشور هستی، حدود و رسومی نهاد، آن حدود و رسومی که با الهام خدا از سوی آدمیان نهاده میشود».[۳۹۵] به این ترتیب، این است ترازوی جهانی و فراگیر تشریع، این ترازو و نیز مانند همهی چیزهای دیگر در اندیشه عربی، دورهی پایدار و ناپایدار(ثابت و متغیر) یا باطن و ظاهر دارد. شریعت، بخشهایی ثابت و پایدار دارد که همهی شریعتهای آسمانی و الهی بر آنها هم رأیاند، هم بخشهایی ناپایدار و متغیر و در پیوند با زمان و مکان دارد؛ چنانکه ادیان گوناگون که در طول تاریخ از پی هم آمدهاند، آنها را باز نمودهاند، پیامبران در زمانهای گوناگون و حالهای گوناگون از پی هم آمدند، هر یک از آنان، دیگران را تصدیق کردند و هرگز در اصول و بنیادهایی که بدانها استناد میکردند و از آنها سخن میگفتند اختلافی نداشتند، هر چند در احکام، اختلافهایی داشتند. بدینگونه ادیان و احکام دینی نازل شد و احکام، در پیوند با زمان و احوال بود. خدا در اینباره میفرماید: «برای هر یک از شما راه و روش نهادیم».[۳۹۶] «اصول و بنیادهای شرایع آنها، بیهیچ اختلاف، هماهنگ و همسان بود. میان این احکام و آیینهای پیامبرانه که از سوی خدا نهاده شده و با احکام و آیینهایی که حکیمان، بر پایه دید و دریافت خویش مینهند، باید تفاوت گذارد و دانست که این احکام و آیینها کاملترند و بیگمان خداییاند».[۳۹۷] بر این مبنا، اختلاف ادیان و شرایع تنها در جزئیات و احکام است، نه در اصول و بنیادها البته ابنعربی، حتی قوانین قراردادی آدمیان را نیز در حقیقت الهام خدا میشمارد. از نظر او چگونه میتواند در هستی چیزی باشد و با اسم الهی پیوند نداشته باشد؟ بدینترتیب ابنعربی دیدگاه خود را درباره اصل وحدت حقّهی دینی بیان میدارد و اختلاف ادیان و شرایع را به اختلاف در ساختار هستی و نسبتهای الهی باز میگرداند که آن نیز برخاسته از اختلاف دلالت اسماء الهی است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱- جوّ قدرت محور: در این نوع سازمانها، ساختار قدرت به میزان بالایی قابل رویت است و زیردستان برای داشتن امنیت و پیشرفت شغلی به سرپرستان خود متکی هستند. تمام تصمیمات در راس سازمان صورت گرفته و رهبری دستوری اعمال میگردد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲- جوّ نقش محور: در این نوع سازمانها نقش کارکنان و همچنین مدیریت بطور واضح و روشن تعریف شده و قوانین از منطق و عقلانیت برخوردار است. افراد مسئول و پاسخگوی کارهایی هستند که انجام میدهند. تغییرات به کندی صورت گرفته و شیوه های منظم عملیات نیز از عقلانیت برخوردار است. ۳- جوّ وظیفه محور: در این نوع سازمانها، همه کوششها در جهت تحقق اهداف هدایت میشوند. پاداش بر اساس میزان همکاری برای برآورده شدن اهداف سازمان صورت میگیرد و فعالیتها، قوانین و مقررات با توجه به هدف اصلی سازمان صورت گرفته و افراد غیر ماهر آموزش داده میشوند. این جو بیشتر متوجه شرکتهای خلاق که معمولاً حرفه و تخصص افراد را به خدمت میگیرند، میباشد. ۴- جوّ مردم محور: سازمانهایی که سرپرستان آن به زیر دستان خود اختیار دادهاند و قوانینی انعطاف پذیر، ارزشها و نیازهای کارکنان را در بر میگیرد. هدف اصلی اینگونه سازمانها ارضای نیازهای کارکنان میباشد (پورسیف،۱۳۸۵، ۲۷-۲۶). ۲-۲-۲-۲- دیدگاه هوی و سیبو[۱۰]: وین هوی و دنیس سیبو بیان داشتند که مفهوم سازی و اندازهگیری اقلیم (جو) متکی بر دو عامل است. مدیر در رفتار حمایتی، دستوری، تهدیدی عامل اول را تشکیل میدهد و معلم در رفتار عدم تعهد، متعهدانه و همکارانه عامل دوم منظور میگردد. آنها بر اساس تحلیل عوامل تشکیل دهنده پرسشنامه جو سازمانی[۱۱] توضیح دادند که جو میتواند به صورت یکی از انواع چهارگانه جوّ باز، جوّ متعهدانه، جوّ غیر متعهدانه، و جوّ بسته در نظر گرفته شود. جوّ باز: شکل جوّ باز عبارت از همکاری و احترام است. در این جو مدیر نسبت به پیشنهادهای کارکنان توجه داشته و به شایستگی حرفهای آنها احترام میگذارد. خصوصیات این جو” حمایتگری زیاد، دستوردهی کم، محدودیت کم، روابط همکارانه زیاد” است. جوّ بسته: جو بسته مقابل جو باز است و دارای خصوصیاتی است که عبارت از “محدودیت زیاد، عدم اشتغال زیاد، دستوردهی زیاد، حمایتگری کم و روابط غیر همکارانه” است. جوّ متعهدانه: شکل این جو شامل “دستوردهی زیاد، حمایتگری کم، مدیریت زیاد، همکارانه زیاد، تعهد بالا” است. جوّ غیر متعهدانه: این جو درست در مقابل جوّ متعهدانه است. به این صورت که دارای خصوصیات “حمایتگری زیاد، دستوردهی کم، محدودیت کم، تعهد کم و روابط همکارانه کم” است(پورسیف،۱۳۸۵ ،۲۸).
| بسته رفتار مدیر باز |
|
| جو متعهدانه |
جو باز |
باز رفتار معلم بسته |
| جو بسته |
جو غیرمتعهدانه |
جدول ۲- ۱ انواع جو از نظر هوی و سیبو ۲-۲-۲-۳- دیدگاه برنز و استالکر - برنز و استالکر[۱۲] ( ۱۹۶۱) برای جوّ سازمانی دو وجه ویژه قایل شدند. آنان جوّ سازمانی را در دو سر یک طیف و پیوستار مکانیکی و ارگانیکی تلقی می کنند. -سازمانهای نوع مکانیکی، با شرایط نسبتاً ایستا و ثابت تطبیق می پذیرد. حل کردن هر مسئله و یا انجام دادن هر کار با توجه به شرح وظایف و حیطه فعالیت هر فرد به او ارجاع میشود. سلسله مراتب به هم پیوسته و محکم، قوانین خشک، ارتباط و تعامل(رابطه بین روسا و مرئوسان) عمدتا از بالا به پایین، اعتماد متقابل بین اعضا اندک و توجه به رؤسا و تبعیت از آنان به شدت تأکید میشود. که با نظریه بوروکراسی قانونی – بخردانه ماکس وبر تطبیق میکند. -سازمانهای نوع ارگانیکی، با شرایط متغیر تطبیق میپذیرد، وظایف افراد با توجه به شرایط تعریف و تعدیل میشود و سازمان با اوضاع محیطی درحال تغییر و تحول سازگاری دارد. جریان ارتباطی چند طرفه میباشد که به سوی همکاران و فرادستان و همچنین فرو دستان جهت داده شده و مقدار زیادی اعتماد و تحمل در ارتباط بین همکاران به نمایش وجود دارد و تعهد اعضای سازمان نسبت به هدف های آن به مراتب بیشتر از سازمانهای مکانیکی است.(رحمان سرشت،۱۳۸۶،۱۸۳) از نظر برنز و استالکر این طبقهبندی این امکان را میدهد تا سازمان را برحسب ساختدهی محیط فرد مورد بررسی قرارداد. گر چه به طور قطع با ابعاد خود مختاری فرد، درجه ساختار و جهت پاداش که توسط کمپل و همکارانش شناسایی شده است هم پوشی دارد.(پورسیف،۱۳۸۵، ۷۵) ۲-۲-۲-۴- دیدگاه هالپین و کرافت مطالعات «هالپین» و«کرافت» در سال ۱۹۶۲ از مدارس ابتدایی شاید شناخته شدهترین مفهوم پردازی و اندازهگیری از جوّ سازمانی است. مدل جو سازمانی هالپین و کرافت (رفتار معلم-مدیر: باز تا بسته) پرسشنامه توصیفی[۱۳] میباشد. «هالپین و کرافت» نظریه جوّ سازمانی را برای معلمان معرفی کردند. زیرا به موجب تعریفی که، جوّ سازمانی به وسیله افراد در سازمان تجربه می شود آنها فرض نمودند که ادراکات این افراد منبع معتبری از داده ها هستند. وقتی آنها مشاهده کردند که:
-
- احساس معلمان نسبت به مدرسه خود به طور قابل توجهی از همدیگر متفاوت است.
-
- مفهوم روحیه شاخص این احساس نمی باشد.
-
- وقتی مدیران «آرمانی» به مدارسی منتصب می شوند که نیاز به اصلاح دارند، هیئت آموزشی از فعالیت آنان جلوگیری می کنند.
-
- عنوان جوّ سازمانی توجه زیادی را به خود جلب کرد،
به ترسیم جوّ سازمانی شروع کردند. هالپین و کرافت، جوّ اجتماعی مدارس را به عنوان ترکیبی از دو بعد رهبری مدیر مدرسه و تعاملهای معلمان تصور میکردند. تعاملهای گروهی از معلمان در یک مدرسه ممکن است مشابه محیطهای جغرافیایی یک ناحیه در نظر گرفته شود. و سبک رهبری مدیر مدرسه می تواند برابر با شرایط جوی باشد. این ترکیب رفتار رهبر و رفتار معلم که جوّ سازمانی را به وجود میآورد میتوان در نمودار(۲-۱) نشان داد. رفتارهای مدیر مدرسه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
منبع: (راندل، ۱۹۹۷، ۳۷) [۱۲۹]. ب). نتایج مثبت برای سازمان: ترک خدمت و غیبت افرادی که تعهد اندکی به سازمان دارند یعنی کارکنانی که هم ناراضی هستند و هم عملکردشان ضعیف است برای سازمان مطلوب میتواند باشد چرا که، خطرات ناشی از حضور آنها محدود میشود. در غیاب چنین افرادی، نگرشهای سایر افراد در سازمان بهبود مییابد و به جای آنان ممکن است کارکنانی با مهارتهای جدید وارد سازمان شوند. افرادِ با تعهد کمتر، ممکن است از سازمان انتقاد و عیبجویی کنند که خود میتواند آثار مثبت بلندمدتی برای سازمان در پی داشته باشد. در این حالت سازمان از سیستم حسابرسی داخلی غیررسمی بهرهمند شده و به واسطه این اعتراض و حسابرسی داخلی، از اعتراض و انتقاد عمومی که ممکن است (آثار زیانباری به دنبال داشته باشد). در امان مانده و فعالیتهایش را تعدیل مینماید. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ج). نتایج منفی برای افراد: سطوح پایین تعهد میتواند در استمرار خدمت افراد تأثیر منفی داشته باشد. فرد بدون اثبات تعهد خود نمیتواند به ردههای بالا ارتقا یابد. منتقدان و بدگویان از سازمان ممکن است با افشای اقدامات غیرقانونی و زیانبخش سازمان و در میان گذاشتن آن با یک سازمان دولتی یا گزارشگران خبری و یا سایر کارکنان، شرایط سختی را برای خود در سازمان ایجاد کنند. وقتی انگیزه چنین فعالیتهایی مورد تردید قرار گیرد، مدیریت عالی سازمان به آنان بهمنزله افراد غیروفادار خواهد نگریست و این افراد ناچار خواهند بود مشکلات زیادی از جمله از دست دادن درآمد و امنیت شغلی، جدایی از سازمان و محرومیت از دیدار همکاران، هتک حرمت، از دست دادن موقعیت، عهدهداری کار غیرمطلوب و یا کار سنگین، خستگی و… را تحمل نمایند. انتقادجویان به خاطر فعالیتهایشان در دوران خدمت خود اندیشه جاهطلبی و پیشرفت ندارند. آنها نمیخواهند از سطح فعلی خود خیلی بیشتر پیشرفت کنند. اگر این افراد ارزشهایشان را با خطمشیهای سازمانی ناسازگار ببینند، کنارهگیری از سازمان را بر بقای در آن ترجیح خواهند داد. چنین افرادی، هم ممکن است سازمان را ترک کنند و هم ممکن است انرژی خود را در جهت ایجاد اختلال در تحقق اهداف سازمانی به کار برند. د). نتایج منفی برای سازمان: بهطورکلی تعهد سطح پایین در نیروی کار، ترک خدمت زیاد آنها را دربردارد. غیبت زیاد، فقدان تمایل به ماندن در سازمان، کیفیت پایین عملکرد، عدم وفاداری به سازمان و رفتارهای زیانآور به سازمان همچون اختلاس و رشوهگیری از عواقب منفی دیگر آن است. همچنین افراد با تعهد پایین از انجام وظایفی که افزایش منافع سازمان را درپی دارد اما خارج از حیطه مسئولیت آنهاست احتراز میورزند. اگر انتقاد و عیبجویی در میان پرسنل کمتر متعهد رایج باشد سازمان باید پذیرای به خطر افتادن شهرت موءسسه، کاهش اعتماد مشتریان، استرداد کالاها و کاهش درآمد باشد. به واسطه انتقاد و عیبجویی، ساختار اقتدار سازمان تهدید شده و مشروعیت اقدامات مدیریت مورد تردید قرار میگیرد. ۲-۴-۳-۲ تعهد متوسط الف). نتایج مثبت برای افراد: با افزایش تعهد کارکنان، آنان احساس وفاداری و وظیفهشناسی بیشتری به سازمان میکنند. تعهد بیشتر، امنیت و کامیابی افراد را نیز افزایش میدهد. سطح متوسط تعهد به معنای وفاداری کامل و نامحدود برای سازمان نیست. در این سطح افراد کاملاً جذب سیستم نمیشوند و شخصیت خود را بهمثابه انسان حفظ میکنند. بنابراین تعهد متوسط به معنای پذیرش برخی از ارزشهای سازمانی است و افراد ارزشها و تمامیت شخصیتی خود را مادامی که با احتیاجات سازمان مغایرت نداشته باشد، حفظ میکنند. این حالت را میتوان فردگرایی خلاقانه نامید؛ یعنی پذیرفتن ارزشها و هنجارهای اساسی سازمان و نپذیرفتن ارزشها و هنجارهای غیرضروری و زیانآور آن. ب). نتایج مثبت برای سازمان: نتایج افزایش تعهد، قابل توجه است. احساس وظیفهشناسی و وفاداری افراد، منافع سازمانی را در پی دارد. نتایج مثبت برای کارکنان و به واسطه آن برای سازمان عبارت است از: استمرار خدمت کارکنان، کاهش تمایل به ترک خدمت و افزایش رضایت شغلی. ج). نتایج منفی برای افراد: سطح متوسط تعهد همیشه برای افراد مطلوب نیست. افرادی که برای کارفرماهای خود احترام قائل نیستند بهطور آهسته و نامشخص به ردههای عالی سازمان راه پیدا میکنند. همچنین این افراد ممکن است به راحتی نتوانند خودشان را با تعهدات واحد سازمانی خویش سازگار کنند. د). نتایج منفی برای سازمان: کارفرمایان باید کارکنان را به همکاری دعوت کنند. افرادی که تعهد کاملی به سازمان ندارند از انجام کارهای خارج از حیطه وظایف خود اجتناب خواهند کرد. رفتارهای مطلوبی همچون همکاری، پیشنهاد دادن، اظهارنظر و حسن نیت و مراعات حال دیگران از جمله رفتارهای مهمیاند که انعطاف لازم برای مواجهه با شرایط پیشبینینشده را فراهم میآورند و سازمان را قادر میسازد از مشارکت افراد در این زمینه استفاده کند. اما افرادی که تعهد کامل (به سازمان). نداشته باشند از عمل به چنین رفتارهایی احتراز می نمایند. تعهد سطح متوسط همچنین موجب میشود که کارکنان بین انتظارات سازمان و مقتضیات محیط خارج از سازمان تعادل ایجاد کنند. وقتی بین مسئولیت در مقابل جامعه و وفاداری به سازمان تضاد حاصل شود کارکنان دارای تعهد متوسط با محرکهای مختلفی مواجه میشوند و ممکن است رفتاری که از سوی جامعه انتظار میرود را انتخاب نمایند و منافع سازمان را فدای منافع اجتماعی کنند. ۳-۴-۳-۲ تعهد سطح بالا الف). نتایج مثبت برای افراد: سطح بالای تعهد، استمرار خدمت کارکنان را در سازمان سبب میشود. در این حالت وفاداری به سازمان بهرغم فشار خارجی در حد بالا و مطلوبی قرار دارد. سازمان بهطور معمول برای مطیع بودن کارکنان و پذیرش قدرت، پاداش در نظر میگیرد و این تفکر را بر کارکنان القا میکند که به سازمان وفادار باشید تا سازمان به شما وفادار باشد. تعهد قوی، اعضای سازمان را پرشور و باتعصب میسازد. ب). نتایج مثبت برای سازمان: کارکنان متعهد سبب ایجاد ثبات و اطمینان در سازمان میشوند. برخی سازمانها به تعهد قوی بهمثابه پدیدهای مطلق و غیرقابل تردید مینگرند و معتقدند این امر برای تحقق اهداف سازمان نه تنها مطلوب بلکه ضروری است. کارکنان متعهد به واسطه وفاداری افراطی خود به سازمان، تقاضای موءسسه را برای تولید و کار بیشتر با کمال میل میپذیرند. بنابراین سازمان از سطح بالای عملکرد کارکنان و همچنین اجرای کامل امور، اطمینان حاصل میکند. ج). نتایج منفی برای افراد: سطح بالای تعهد در سازمان ممکن است فرصتهای رشد و فعالیت افراد را محدود کند. همچنین قوه خلاقیت و نوآوری آنها را خاموش میکند. اگر افراد، تعهد قوی به هنجارهای سازمان داشته باشند در مقابل تغییرات مقاومت خواهند کرد. تعهد قوی ممکن است منجر به اختلال در روابط خانوادگی شود. برخی پژوهشگران نشان داده اند که دانشمندان و آکادمیکهایی که به کار خود به شدت علاقهمند هستند تمایل اندکی به روابط خانوادگی دارند. بارتولم[۱۳۰] و ایوانز[۱۳۱] ادعا دارند مدیران هم در سازمان درگیری زیادی دارند و هم در خانوادهشان اما خود مدیران گزارش میدهند دو برابر زمان و انرژی مصروفه به زندگی خانوادگی را به حرفه خود اختصاص میدهند (راندل، ۱۹۹۷، ۳۹) [۱۳۲]. بنابراین زندگی خانوادگی مدیران متعهد بهندرت مزاحم زندگی شغلیشان میشود اما بالعکس زندگی حرفهای در زندگی خانوادگی و اوقات فراغت مدیران اختلال ایجاد میکند. تعهد قوی همچنین میتواند موجب ایجاد تنش در روابط متقابل بین افراد شود. کارکنان متعهد ممکن است احساس هویت خود را از دست بدهند (بیگانگی از خود). و همچنین توانایی ارتباط با دیگران را نیز نداشته باشند (بیگانگی گروهی). انرژی و زمانی را که افراد متعهد به سازمان اختصاص میدهند میتواند محدودکننده روابط غیررسمی باشد. بنابراین با اینکه سطح بالای تعهد به افزایش بهرهوری منجر میشود اما افراد متعهد از سوی همکاران با برچسبهای مختلف، نابهنجار نامیده میشوند و در برقراری الگوهای مشترک بین همکاران با مشکل مواجه خواهند شد. در شرایط تعهد بالا، سازمان بر زندگی افراد چیره میشود و افراد قادر به تقسیم عادلانه انرژی خود بین سازمان و زندگی شخصی نیستند و معمولاً در این رقابت، زندگی سازمانی پیروز میشود و انرژی کمی برای زندگی شخصی تخصیص مییابد. بنابراین ممکن است هیچ تعادلی بین کار و زندگی به وجود نیاید. د). نتایج منفی برای سازمان: تعهد بیش از حد، ممکن است انعطافپذیری سازمان را کاهش دهد. این عدم انعطاف میتواند ناشی از اطمینان کامل به خط مشیها و رویههای گذشته و مستمسک قراردادن اعمال سنتی باشد. افرادی که تعهد کامل به سازمان دارند قادر به اجرای راهکارهای جدید نیستند. دلبستگی بیش از حد کارکنان به سازمان ممکن است اعتقادات اصلی آنان را تحتالشعاع قرار دهد. رفتار متعصبانه سازمانی میتواند مشکلاتی مانند نارضایتی سایر کارکنان و مخالفت افراد خارج از سازمان را در پی داشته باشد. سرانجام یکی از مهمترین و ناشناختهترین نتایج منفی سطوح بالای تعهد این است که کارمندان متعهد ممکن است به دلیل حفظ منافع سازمان مرتکب رفتارهای غیراخلاقی و غیرقانونی بشوند. کارکنانی که بر فعالیتهای غیرمشروع سازمان صحه میگذارند و به منافع سازمانی بیش از منافع شخصی میاندیشند، بهمنزله انسان سازمانی مطلوبی نگریسته میشوند که فردیت خود را تسلیم ربالنوعهای سازمان میکنند. سازمان میتواند در کوتاهمدت از پنهانکردن اقدامات غیرمشروع خود سود جوید اما نتایج بالقوه چنین فعالیتهایی تصور عمومی را از سازمان، تیره و مبهم میسازد و سبب میشود سازمان در بلندمدت، مشتریان و سهامداران و کارکنان لایق خود را از دست بدهد و اعتراض عمومی را برای زیرپاگذاشتن قوانین و مقررات دولتی به دنبال داشته باشد که چنین پیامدهایی به مصلحت سازمان نیست. ۴-۴-۳-۲ جمعبندی آشکار است سطوح پایین تعهد نه برای فرد مطلوب است و نه برای سازمان، در این حالت مزایای حاصل از استمرار خدمت کارکنان از دست میرود و سازمان ناچار به تحمل نیروی کارغیروفادار و ناثابت است. مزیت اولیه تعهد پایین افزایش خلاقیت کارکنان است. همچنین فرصتی برای افراد ناراضی فراهم میکند که محل کار سازگارتر و مطلوبتری پیدا کنند. در برخی شرایط وجود افراد با تعهد سازمانی اندک موجب میشود سازمان از قصور در موازین قانونی مصون بماند. در سطوح متوسط تعهد، نیروی کار ثابتتر و راضیتر است و افراد قادرند خود را با موازین رفتاری تطبیق دهند. تحت چنین شرایطی رابطه بین نیازهای افراد و انتظارات سازمان در تعادل است. درست است که این افراد با سرعتی که برای افراد کاملاً متعهد ذکر شد در مشاغل خود پیشرفت نمیکنند اما خود آنها و سازمان متبوعشان از نتایج منفی ناشی از سطوح بالای تعهد در امان میمانند. در سطوح بالای تعهد میتوان گفت پیامدهای منفی آن بر نتایج مثبتش میچربد. افراد ممکن است به سرعت در شغل خود پیشرفت کنند و میزان تولید را افزایش دهند، اما آنها مجبور به تحمل محدودیتهایی در زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی هستند. در چنین وضعیتی، شرایط سازمانی ممکن است بههیچوجه برای افراد رضایتبخش نباشد. بنابراین سازمان انعطافپذیری خود را از دست میدهد و بار خود را بر دوش افراد متعصب تحمیل میکند و انواع رفتارهای غیرقانونی و غیراخلاقی را مرتکب میشود. بهطور خلاصه به نظر میرسد رابطهای خطی بین تعهد و نتایج مطلوب وجود ندارد بلکه یک منحنی با یک نقطه اوج در وسط بهتر میتواند این رابطه را نشان دهد و نیازهای افراد و انتظارات سازمانی با سطح متوسط تعهد موازانه دارد (طالبان،۱۳۸۱،ص۴۲-۵۰) [۱۳۳] . ۵-۳-۲ شاخص های تعهد بطور کلی عنصر اصلی تعهد بویژه از دیدگاه رفتاری عبارت است از رفتار و اقدام.[۱۳۴] بنابراین هر اقدامی با میزان تعهد متفاوتی همراه است که برحسب شاخص های تعهد عنوان می شود. یکی از مهمترین توصیف ها در این رابطه توسط سالانسیک [۱۳۵] (۱۹۷۹) مطرح شده است.وی مهمترین عامل تعهد را تقلید یا پیوند فردبا اقدام خود می داند وچهار ویژگی را در این رابطه بیان میکند که عبارتند از:
این ویژگی شامل حد ومیزانی است که می توان گفت عملی در واقع رخ داده و به راحتی به آن اشاره می شود. دو عامل اصلی که به افزایش صراحت می انجامد عبارت است از قابلیت مشاهده و عدم ابهام و روشن بودن عمل یا اقدام است. برای مثال بعضی از اقدامات براحتی قابل مشاهده و روشن نیستند و با تردید و دودلی همراهند و فرد نسبت به آنها فکر می کند.
- قابلیت تجدید نظر وقابل فسخ بودن عمل
بعضی از اقدامات می تواند بر اساس آزمون و خطا صورت پذیرد و در صورت مناسب بودن آنها را تکرار کرد در صورت عدم تناسب آنها تکرار نشده و ذهنیت و تصور نسبت به آنها تغییر مییابد. براساس این تحلیل برخی از اقدامات قابل فسخ و عدم تکرار است وشخص می تواند براحتی تعهد خود را منتفی نماید مانند پس دادن کالای خریداری شده،طلاق، استعفا از شغل و غیره. از سوی دیگر انجام بعضی از اقدامات به خودی خود تعهد آور بوده و نمی توان از خود عمل و از آثار شر یا خیر آن رها شد. مانند قتل ،کتک زدن، شکستن یک چیزی، این اعمال قابل فسخ نیستند گر چه قابل بخشش و یا عذر خواهی می باشند.
تعریف اراده نسبت به دو ویژگی قبل سخت تر است و غالبا با مفاهیم آزادی و مسئولیت شخصی ارتباط پیدا می کند. به عبارت دیگر ارداه همیشه با مفهوم آزادی یا مسولیت شخصی همرا ه نیست چه بسا که با وجود محدودیتها، شخص بر اساس اراده خود عمل کند وچه بسا که علیرغم وجود آزادی اراده فرد محدود باشد و تحت تاثیر نیروهای خارجی قرارداشته باشد، اراده همچنین به معنای پذیرش مسئولیت نیز نمی باشد برای مثال مدیری که بر اساس اراده خویش تصمیمی را اتخاذ نموده است چنانچه تصمیم ناگوار باشد سعی می کند آنرا به دیگران نسبت دهدو در طیف مقابل وضعیتی را می توان تجسم کرد که نتیجه خوبی مانند افزایش فروش حاصل شده وتصمیم مدیر نیزدراین میان تاثیری نداشته است ولی مدیر سعی می کند افزایش نتیجه را به نبوغ و کارایی خودش نسبت دهد این مطلب همان چیزی است که تئوری اسناد به آن اشاره دارد به هر حال اراده از مهمترین عوامل در این زمینه است که خود نیز تحت تاثیر جهار عامل حق انتخاب، وجود فشارها وخواسته های خارجی، وجود مبانی بیرونی برای عمل و وجود سایر مشوقها می باشد.
- شهرت عمل: این ویژگی اقدام وعمل فرد را با زمینه و بافت اجتماعی آن پیوند می دهد. منظور از شهرت آن است که دیگران از عمل و عامل چه می دانند و چه می خواهند هرچه توقع دیگران از فرد بیشتر باشد و اهمیت کارزیاد باشد میزان تعهد نیزبیشتر خواهد بود.بنابراین چهار شاخص صراحت و آشکار بودن،قابلیت لغو، ارده و شهرت با تعهد رابطه مستقیم دارند و استفاده درست از این چهار شاخص میزان تعهد فرد را برای ما قابل پیش بینی می سازد این تحلیل ازدیدگاه رفتاری و کاربردی مدیران را قادر می سازد که بر اساس متغیر های سازمانی و مدیریتی حاکم، به نحو مناسبی درجات هر یک از شاخص های مذکور را در سطح فردی،گروهی و سازمانی مشخص نموده و سطح تعهد را پیش بینی نماید (احمدپور و شائمی،۱۳۷۹،صص۲۵-۲۷)۱.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۴ مقدمه ۶۶ ۲-۴- طبقه بندی اطلاعات بر اساس پرسشها و فرضیات تحقیق ۶۶ ۳-۴ ارائه اطلاعات بر اساس پرسشها و فرضیات تحقیق ۶۷ ۱-۳-۴آمار توصیفی یافته ها ۶۸ ۱-۱-۳-۴ مبادلات تولیدی بخش کشاورزی با سایر بخشهای اقتصادی ۶۸ ۲-۱-۳-۴ بررسی تخصیص و توزیع درآمدهای خانوارهای شهری و روستایی ۶۸ ۳-۱-۳-۴ برآورد تعمیم ماتریس ضرایب فزاینده ۶۸ ۴-۴ تجزیه و تحلیل اطلاعات بر اساس پرسشها و فرضیات تحقیق ۷۰ فصل پنجم: ۱-۵ مقدمه ۷۳ ۲-۵ نتیجه گیری بر اساس پرسشها یا فرضیات تحقیق ۷۳ ۱-۲-۵ مروری بر خطوط کلی پژوهش ۷۳ ۲-۲-۵ نتایج آزمون فرضیه ها ۷۵ ۳-۲-۵ بحث و نتیجه گیری ۷۵ ۳-۵ پیشنهادها ۷۷ ۱-۳-۵ پیشنهادها در راستای یافته ها ۷۷ ۲-۳-۵ پیشنهادها به محققین ۷۷ ۴-۵ محدودیت های تحقیق ۷۸
منابع فارسی ۸۲ منابع لاتین ۸۴ چکیده انگلیسی ۸۵ جدول ۱-۲ توزیع درآمد در چند کشور جهان (سهم درآمدی بیستکهای مختلف) ۲۶ جدول ۲-۲ داده – ستانده ۳۷ جدول ۱-۳ ساختار کلی الگوی ماتریس حسابداری اجتماعی ۶۱ جدول ۱-۴ ماتریس روابط بین بخشهای تولیدی ۶۷ جدول ۲-۴ جدول طبقه بندی تخصیص و توزیع درآمدها به تفکیک خانوارهای شهری و روستایی ۶۷ جدول ۳-۴ تأثیر ارزش افزوده بخش کشاورزی بر تخصیص و توزیع درامدهای خانوارهای شهری و روستایی ۷۱ ۱-۳ مدل مفهومی تحقیق ۵۹ چکیده در اقتصاد ایران بخش کشاورزی، از بخشهای اساسی اقتصاد است و سهم عمدهای از تولید ناخالص داخلی را بهخود اختصاص داده است. بنابراین بررسی تأثیرات متغیرهای مختلف اقتصادی بر بخش کشاورزی حائز اهمیت میباشد. مطابق مبانی نظری اقتصاد اجرای سیاستهای اقتصادی موجب نابرابری توزیع درآمد میگردند. لذا این احتمال وجود دارد که در مراحل بعدی اضافه درآمد ایجاد شده ناشی از رشد به گونه ای نابرابر توزیع شود. از اینرو امروزه استفاده از مدلهای کلاننگرنظیرماتریس حسابداری اجتماعی گسترش یافته اند. هدف اصلی از اجرای این پژوهش بررسی رابطه بین ارزش افزوده بخش کشاورزی و توزیع درآمد خانوارهای شهری و روستایی ایران با بهره گرفتن از ماتریس حسابداری اجتماعی در سال ۱۳۷۸ میباشد که در این راستا، داده های اقتصادی مرتبط با تحقیق، با بهره گرفتن از چارچوب جدول داده-ستانده و ماتریس حسابداری اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. در ادامه با توجه به مراحلی که برای تعیین ماتریس ضرایب فزاینده لئونتیف پیموده می شود، می توان به تاثیر ارزش افزوده بخش کشاورزی بر توزیع درآمد خانوارهای شهری و روستایی دست یافت. در برآورد نتایج تحقیق مشاهده می شود که تاثیر ارزش افزوده بخش کشاورزی بر توزیع درآمدهای خانوارهای شهری و روستایی مثبت است. هرچه تولیدات بخش کشاورزی افزایش یابد، قدرت خرید خانوارهای روستایی بهعنوان بخش عمده ای از تولید کنندگان محصولات کشاورزی افزایش می یابد و همین امر موجب کاهش قیمت تمام شده محصولات کشاورزی شده و باعث افزاش قدرت رقابت پذیری محصولات داخلی در برابر محصولات مشابه خارجی میگردد. افزایش رقابت پذیری نیز به نوبه خود باعث افزایش درآمد ملی کشور شده که این افزایش درآمد ملی به خانوارهای شهری تسری مییابد. لذا افزایش ارزش افزوده بخش کشاورزی می تواند از این کانال موجب بهبود توزیع درآمد خانوارهای شهری شود. همچنین بهبود درآمدهای خانوارهای شهری بیشتر از خانوارهای روستایی میباشد زیرا افزایش تولیدات کشاورزی منجر به کاهش قیمت محصولات شده و درآمد خانوارهای روستایی افزایش یافته و نیز درآمد خانوارهای شهری نیز بهبود مییابد، لذا افزایش رفاه تولیدی محصولات کمتر از افزایش مصرفی این محصولات است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
واژه های کلیدی: ماتریس حسابداری اجتماعی، منحنی لورنز،ضریب جینی،توزیع درآمد. مقدمه بخش کشاورزی و منابع طبیعی به دلیل برخورداری از پتانسیل صادرات محصولات و نقش حیاتی در تأمین مواد غذایی با اتکاء به منابع داخلی و مواد اولیه برای سایر بخشها، بهعنوان پایه و استراتژیک اقتصاد کشورهاست. امروزه جهت بررسی موضوعات و سیاستهای مختلف اقتصادی در سطوح کلان از ابزارهای مختلفی استفاده میگردد. دو نمونه از این ابزارها جداول داده-ستانده و ماتریس حسابداری اجتماعی میباشند. ماتریس حسابداری اجتماعی عمدتاً بر نقش خانوارها در اقتصاد و چگونگی ایجاد و توزیع درآمد آنها متمرکز بوده و در نتیجه ابزار بسیار کارآمدی برای بررسی سیاستهای توسعه اقتصادی و نیز موضوعات مربوط به توزیع درآمد میباشد. بهعبارت دیگر در جداول داده-ستانده، مبادلات اقتصادی بدون توجه به سوابق و زمینه های اجتماعی مبادلهکنندگان ثبت میگردد، در حالیکه در ماتریس حسابداری اجتماعی بر خلاف حسابهای ملی، بهجای اینکه صرفاً فعالیتهای اقتصادی یا مالی نهادها ملاکی برای طبقه بندی نهادهای مختلف قرار گیرد، زمینه ها و سوابق اجتماعی-اقتصادی این نهادها، معیار اصلی برای طبقه بندی آنها میباشد. بنابراین در این پایاننامه تلاش شده با بهره گرفتن از دادههای آخرین ماتریس حسابداری اجتماعی مربوط به سال ۱۳۷۸ که در توسط بانک مرکز آمار ایران منتشر شده است و در سایت بانک مرکزی موجود می باشد به بررسی تعیین اثر ارزش افزوده بخش کشاوزی برتوزیع درآمد خانوار شهری و روستایی بهپردازد. ۱-۱ مقدمه در اقتصاد ایران بخش کشاورزی، از بخشهای اساسی اقتصاد است و سهم عمدهای از تولید ناخالص داخلی را بهخود اختصاص داده است. بنابراین بررسی تأثیرات متغیرهای مختلف اقتصادی بر بخش کشاورزی می تواند حائز اهمیت باشد. بخش کشاورزی یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی کشور و تأمین کننده حدود ۸۰ درصد نیازهای غذا یی و یک چهارم تولید نا خالص داخلی، یک سوم اشتغال و … است. صنایع کشاورزی با توجه به آثار مستقیم وغیر مستقیمی که در بخش کشاورزی بر جای می گذارد، در شکوفا یی کشورها به وﻴﮋه اقتصاد کشورهای در حال توسعه نقش بهسزا یی دارد و درصورت فعالیت مفید این بخش است که زمینه فعالیت وپیشرفت سایر بخشها تهیه شده کشور به سوی توسعه سوق می یابد. شناخت نقاط قوت، فرصتها و نیز مشکلا ت وتنگناهای آن می تواند کشور را به چشم اندازهایی روشنتر در بخش کشاورزی و صنایع وابسته به آن رهنما شود. آنچه در ارتباط با بخش کشاورزی و هم پیوندی آن با اقتصاد ایران قابل تأمل بوده، حاکی از آن است که بخش کشاورزی با صنایع کود و سم، نساجی و سلولزی، غذایی، بخش بازرگانی، بخش صنعت و گروه های مختلف مصرف کننده دارای ارتباط است. درصورت فعالیت مفید این بخش است که زمینه فعالیت وپیشرفت سایر بخشها تهیه شده کشور به سوی توسعه سوق می یابد. لذا هدف اصلی این مطالعه بررسی نقش توزیع درآمد خانوار شهری و روستایی بر ارزش افزوده بخش کشاورزی با بهره گرفتن از ماتریس حسابداری اجتماعی [۱]در سال ۱۳۷۸ میباشد. در ادامه ادبیات، مبانی نظری و پیشینه تحقیق بررسی شده و سپس برای بررسی رابطه بین متغیرهای یاد شده و همچنین تعیین جهت این رابطه علی، از چارچوب جدول داده-ستانده و ماتریس حسابداری اجتماعی استفاده شده است. روش به کار رفته در این پژوهش، جهت آزمون فرضیه های تحقیق، روش تحلیلی ـ علی می باشد ودر قدم بعد به بررسی آمار توصیفی متغیرهای تحقیق می پردازیم تا دورنمایی از روابط بین بخشها و توزیع درآمد خانوارهای شهری و روستایی داشته باشیم. در ادامه با توجه به مراحلی که برای تعیین ماتریس ضرایب فزاینده لئونتیف پیموده می شود، می توان به تاثیر ارزش افزوده بخش کشاورزی (یکی از بخشهای اقتصادی کشور) بر توزیع درآمد خانوارهای شهری و روستایی دست یافت. در ادامه برآورد و نتایج به دست آمده از آنها ارائه شده و در پایان نیز جمع بندی و نتیجه گیری صورت گرفته است. این فصل به بیان تاریخچه مطالعاتی تحقیق و اهمیت و اهداف تحقیق و پرسشها و فرضیات مطرح شده می پردازد و در پایان اصطلاحات یا واژه های کلیدی را توضیح میدهد.
تاریخچه مطالعاتی
-
- سلامی و پرمه ( ١٣٨٠ )[۲]. با تدوین ماتریس حسابداری اجتماعی سال ١٣۶۵، نشان دادند که توجه به ظرفیتهای بخش کشاورزی و بهره برداری از آنها در مقایسه با بخش صنعت می تواند منجر به رشد سریعتر اقتصاد شود، بهعلاوه باعث توزیع مناسبتر درآمد در کشور نیز می گردد.
-
- پروین (۱۳۷۲)۲. پروین در مقاله خود اشاره کرده است که نابرابری توزیع درآمد بین اقشار مختلف جامعه به معنی محرومیت نسبی قشرهای مردم در مقایسه با دیگر اقشار جامعه میباشد. نکته قابل ذکر دیگر این است که، در شرایطی که توزیع درآمد بهعنوان هدف کلی مورد نظر نیست، باید تأثیرات انواع سیاستهای اقتصادی بر توزیع درآمد در نظر گرفته شود.
-
- کاتوزیان (۱۳۶۸)۳. به عقیده کاتوزیان دلایلی که به عنوان عامل موثر در نابرابری توزیع درآمد ارائه می شود، بیشتر جنبه های اقتصادی-اجتماعی را در نظر میگیرند و به جنبه های سیاسی موضوع کمتر پرداخته شده است.
-
- مطالعه استون (۱۹۸۶)۴. بررسی سیاستهای اقتصادی در چارچوب ماتریس حسابداری اجتماعی و استفاده از آن در سیاستگذاریها اولین بار توسط استون صورت گرفت. بنابراین مطالعات انجام شده در زمینه ماتریس حسابداری اجتماعی در دو حیطه تدوین مدل و استفاده از آن در بررسی مسائل اقتصادی و اجتماعی بوده است که در هر زمینه کا رهای فراوانی صورت گرفته است.
-
- مطالعه هریس (۲۰۰۲)۵. هریس با هدف بررسی توزیع درآمد ماتریس حسابداری اجتماعی کشور مکزیک را با ابعاد ۱۳۳*۱۳۳ تدوین نمود. بنابراین شبیهسازی سیاستها نشان داد اصلاح سیاستهای کشاورزی می تواند اثر مثبتی بر توزیع درآمد در آفریقای جنوبی داشته باشد.
-
- مطالعه توربک (۲۰۰۰)[۳]. توربک با بهره گرفتن از ماتریس حسابداری اجتماعی اثر بحران اقتصادی اندونزی را بر توزیع درآمد مطالعه نمود و نشان داد کاهش فعالیت بخش ساختمان و تجارت باعث کاهش بیش از ٢٠ درصد درآمد کارگران روستایی و شهری شده است.
-
- ارسطو(۱۹۹۸)[۴]. ارسطو معتقد به مساوات بیشتر، در مقابل رفاه زیادتر است. به نظر او نحوتحصیل دارائی جزئی از مدیریت خانه میباشد. وی مالکیت شخصی را مطلوب میداند و از مالکیت اشتراکی انتقاد می کند.
-
- آدام اسمیت (۱۷۹۰-۱۷۲۳میلادی)۳. آدام اسمیت اولین کسی است که در مورد مسائل اقتصادی به شکل جدیدی بحث کرد. عقاید وی در کتاب ثروت ملل منعکس است. در نظریه توزیع ثروت، اسمیت اقتصاد را در مرحله ای از پیشرفت اقتصادی بررسی می کند.
- دیوید ریکاردو( ۱۹۲۳- ۱۷۷۲میلادی)۴. در تجـزیه و تحلیل مسائل اقتصادی ریکاردو، محور اصلی را روی نظریـه توزیع قرار میدهـد. او و پیروانش در مکتب کلاسیک مسئله توزیع و چگونگی تعیین بهره مالکانه دستمزد و سود کل را در زمان حال و آینده بصورت تحلیلی مورد بررسی قرار دادهاند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رسم توضیحی۱- روند بررسی عملکرد حرارتی ساختمانهای خاکپناه ۱-۸-محدودیت ها در ساختمانهای خاک پناه، رفتار خاک تعیین کننده رفتار حرارتی بنا است. همچنین ویژگی های فیزیکی متفاوت خاک تعیین کننده نحوهی انتقال حرارت پیرامون بنا و نحوه مصرف انرژی سرمایشی و گرمایشی میباشد. از طرف دیگر خاک هر منطقه نسبت به منطقه دیگر از کره ی زمین ویژگیهای متفاوتی دارد. چه بسا در سطح یک شهر و در قطعات متفاوت، خاکهای متفاوتی از لحاظ دانه بندی، رطوبت، چگالی و سایر پارامترهای فیزیکی تعیین کننده انتقال حرارت وجود داشته باشد. این موضوع یکی از عواملی است که در مسیر دستیابی به رفتار دقیق خاک، اخلال ایجاد می کند. در واقع تغییر پارامترهای فیزیکی خاک به منزلهی تغییر دمای هوای پیرامون یک بنا است که از اقلیمی به اقلیم دیگر متفاوت است. بنابر تمام عوامل ذکر شده، روند بررسی دقیق تغییر رفتار حرارتی ساختمان خاکپناه، با دستیابی به ویژگیهای فیزیکی دقیق بستر ساختمان بهدست می آید. موضوع مهم دیگر که محدودیتی برای عملی شدن شبیه سازی خاک پیرامون بنا ایجاد می کند، شناساندن رفتار حرارتی خاک برای نرمافزارهای شبیهسازی انرژی است. ارتباط میان محاسبات انتقال حرارت زمین و ساختمانی که با آن ارتباط دارد یکی از چالش برانگیزترین روشهای محاسبات نرم افزاری است. غالب نرم افزارهای شبیهسازی انرژی معادلات هدایت حرارتی را به صورت تک بعدی حل مینمایند. در صورتیکه انتقال حرارتی در تودهی خاک زمین به صورت سهبعدی صورت میگیرد (Mazarrón & Cañas, 2012 ). شناساندن نحوه انتقال حرارت سه طرفهی خاک از طریق هدایت، یکی از چالشهایی است که پژوهشگران را وادار به ابتکار مدلهای متفاوت برای شناساندن ویژگی انتقال حرارتی خاک پیرامون بنا کرده است. لذا انتخاب صحیح روش شبیه سازی از جمله چالش هایی است که پژوهشگران در این موضوع بایستی آن را مدنظر قرار دهند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱-۹- ساختار فصول رساله رساله حاضر با هدف بررسی عملکرد حرارتی ساختمانهای خاکپناه در پنج فصل نگاشته شده است. فصل اول به شرح کلیات موضوع پرداخته است. در فصل دوم تحقیقات انجام شده و عوامل تاثیرگذار بر عملکرد حرارتی ساختمانهای خاکپناه شرح داده شده است. در این فصل علاوه بر واکاوی عوامل تاثیرگذار، مزایا و معایب این ساختمانها نیز به تفصیل بیان شده است. جهت مطالعات حرارتی این گونه ساختمانی در ابتدا بایستی عوامل اقلیمی و بستر طرح به خوبی شناخته شود. لذا فصل سوم به بررسی نمونه مورد مطالعه (شهر یزد) و مطالعه بستر طرح می پردازد. فصل چهارم نیز به شرایط انجام تحقیق و بررسی نرمافزار شبیه سازی آن می پردازد. همچنین مدل طرح و اعتبار سنجی آن در این فصل سنجیده می شود. در نهایت با توجه به الزامات و شرایط سنجیده شده مدل طرح با چهار عامل تاثیرگذار نوع خاک، نوع کاربری، جهتگیری و نرخ تهویه شبانه شبیه سازی میگردد. نتایج و گزارش این شبیه سازی ها به طور مفصل در پایان فصل چهار بحث میگردد. فصل آخر (پنجم) نیز با جمعبندی تمامی مطالب به ارائه راهکار و پیشنهاد می پردازد. ۱-۱۰- نتیجه گیری بحث علمی و بررسی جدی بر روی ساختمانهای خاک پناه قدمت چندانی ندارد. پژوهشگران معدودی در سرتاسر جهان بر روی این موضوع تمرکز کرده اند. تاثیر این گونه ساختمانی و نحوه مصرف انرژی آن در پژوهشهایی در کشورهای مختلف، به خصوص مناطق خشک، بررسی شده است. یکی از مسائل بسیار چالش برانگیز در این رابطه نحوهی شبیه سازی و رفتار حرارتی خاک است. شناساندن رفتار حرارتی خاک برای نرم افزارهای شبیهسازی انرژی، باید به دقت و با کنترل بسیار انجام گیرد. این چالش، پژوهشگران را وادار به ابتکار مدلهای متفاوت برای شناساندن ویژگی انتقال حرارتی خاک پیرامون بنا نموده است که بایستی با آزمودن هوشمندانه مورد بررسی قرار گیرد. فصل دوم- مرور تحقیقات انجام شده ۲-۱-مقدمه بحث ساختمانهای خاک پناه و نحوه رفتار حرارتی آن، در ابتدا نیازمند شناخت پیشینهی تاریخی و انسانی آن است. با مطالعه اسناد تاریخی و معاصر، ساختمانهای خاک پناه از حیث نیازهای انسانی و معماری به گونه های مختلفی تقسیم میگردند. بحث مهم دیگری که در زمینه شناخت موثر این ساختمانها مطرح میگردد، مزایا و معایب همزاد این گونه معماری است. این ساختمانها از حیث بهره وری سطح زمین و محیط زیست و همچنین مسائل زیست محیطی، نیازهای انسانی و چرخهی زندگی بنا ویژگیهایی را ایجاب مینمایند که بایستی به دقت مد نظر قرار بگیرند. تامین شرایط آسایش درساختمانهای خاک پناه همچنین از موارد دیگری نیز تاثیر میپذیرد. جهت گیری، تهویه و بهره گیری از نور طبیعی موارد بسیار تعیین کننده ای در رفتار حرارتی این ساختمانها است. از آن گذشته ویژگیهایی که خاک پیرامون بنا از لحاظ حرارتی و اثرات آن ایجاد می کند، پژوهش را ملزم به شناخت دقیق ویژگی های این ماده مینماید. ۲-۲- چالش انرژی امروزه انرژی به عنوان یکی از اصلیترین عوامل برای شکل گیری و پیشرفت جوامع صنعتی شناخته شده است. به طوریکه میزان دسترسی کشورها به منابع گوناگون انرژی نشانگر پیشرفت و قدرت سیاسی اقتصادی آنان میباشد. قیمت بالای انرژی و هزینه های بسیار زیاد بخش سرمایه گذاری از یک طرف و رشد بیپروای صنعتی شدن جوامع و نیاز روزافزون آنها به انرژی از طرف دیگر، کشورها را بر آن داشته است که برای جلوگیری از مصرف بیرویه و غیر بهینه انرژی و همچنین کاهش هزینه های تولید و افزایش رفاه عمومی، سیاستهایی را تحت عنوان بهینه سازی مصرف انرژی به مرحله اجرا درآورند[۱]. برای بهینه سازی مصرف انرژی ابتدا باید یک سری از استانداردهای مصرف در بخشهای مختلف را با توجه به آخرین سطح تکنولوژی و دیگر عوامل تاثیرگذار بر مصرف انرژی تعیین کرد. سپس آنها را در قالب راهکارهایی که قابلیت اجرایی داشته باشند به تولیدکنندگان و مصرفکنندگان بخشهای مختلف ارائه نمود (نصراللهی، ۲۰۰۶). ۲-۲-۱- چالش انرژی در ساختمانها و مشکلات زیست محیطی بحث بحران منابع تجدیدناپذیرانرژی و آسیبهای زیست محیطی، نگرانی گستردهای برای حفظ محیط زیست و منابع تامین انرژی بشری مطرح کرده است. از زمانی که این موضوع مطرح شد، تمام زمینههایی که با این امر درگیر بودند به چالش کشیده شدند. یکی از مهمترین منابع مصرف انرژی، ساختمانها هستند. بحث پایینآوردن مصرف انرژی ساختمانها و همچنین سازگارکردن هرچه بیشتر آنها با محیط زیست از چالشهای بزرگی است که باعث ایجاد موجی از فعالیتها در زمینه ساخت و ساز شده است (همان). مفاهیمی چون معماری پایدار، معماری اکولوژیک، معماری سبز و غیره از جمله جنبشهایی در زمینه معماری و شهرسازی است که امروزه در بسیاری از مجامع توجه صاحبنظران و مجریان را به خود جلب کردهاست. به طور کلی هدف مشترک بسیاری از این مفاهیم بررسی و تهیه استاندارد برای طراحی و اجرای ساختمانهایی است که علاوه بر بهرهوری انرژی، کاهش تولید co2 و حداکثر سازگاری با محیط زیست را در پی داشتهباشند (خداکرمی و اکرمی، ۱۳۹۲). ۲-۲-۲- مصرف انرژی در دنیای امروز در سالهای اخیر با افزایش جمعیت و توسعه صنایع و تکنولولوژی روند استفاده از انرژی روبه افزایش است[۲]. همانطور که در نمودار منتشر شده از سوی دپارتمان انرژی آمریکا مشاهده میکنیم شیب مصرف انرژی در کشورهای جهان در سالهای کنونی رو به افزایش است و این میزان برای کشورهای در حال توسعه چندین برابر است. این موضوع یک هشدار بزرگ جهانی است که تمام کشورها را تهدید می کند (نمودار ۱). گرم شدن کره زمین در پی مصرف بی رویه و همچنین پیامدهای زیست محیطی حاصل از آن پدیده جدی است که چالشهای فراوانی برای تمامی جهان ایجاد کرده است[۳]. از آن گذشته این موضوعی است که هر کس را به سهم خود درگیر می کند و برای پیشگیری از تهدیدات آن باید تمهیداتی بنیادین اندیشیده شود. نمودار ۱- مصرف جهانی انرژی در کشورهای مختلف سالهای ۱۹۹۰- ۲۰۳۰ (۳) ۲-۲-۳- چالش های انرژی ایران و میزان مصرف انرژی در بخش ساختمان تلاش و توسعه ایران در سالهای اخیر و همگام شدن با توسعه صتعتی مصرف انرژی زیادی را در پی داشته است۳. چنانکه در سالهای اخیر طبق نمودار ۲ میزان مصرف انرژی در بخشهای مختلف کشور چندین و چند برابر شده است. روند افزایشی مصرف انرژی در کشورمان یک هشدار جدی برای تمام اقشار جامعه است (نمودار ۲۳). نمودار ۲- مصرف انرژی در بخشهای مختلف در سالهای اخیر کشور ایران[۴] طبق آخرین آمار منتشرشده از سوی شرکت بهینه سازی مصرف سوخت، میزان مصرف انرژی در بخشهای مختلف بررسی شده است. مطابق نمودار۳ سهم مصارف خانگی و تجاری که درآن سکونت بلند مدت صورت میگیرد، از سایر بخشهای مصرفی بیشتر است. این امر نشان میدهد که عمده مصرف کننده انرژی نیاز به بازنگری و بررسی در لایه های مختلف دارد. بخش ساختمان یکی از عمده علل مصرف بی رویه بخش خانگی و تجاری است که با ملاحظات و مطالعات گسترده باید گامی موثرتر در حل این معضل برداشت . نمودار ۳- سهم سالانه مصرف انرژی ایران در بخشهای مختلف در سال ۱۳۸۶ (راهبرد، ۱۳۸۸) برای کاهش مصرف انرژی در بخش ساختمان تمهیدات مختلفی اندیشیده می شود که از رایجترین آن بهسازی پوسته ها، تاسیسات، سیستم روشنایی و لوازم خانگی است (براتی و حوری، ۱۳۸۸). از رایجترین و ارزانترین روشهای بهینه سازی انرژی در بخش ساختمان، بهسازی و طراحی درست جدارههاست (کاری، ۱۳۹۱). این امر به صورت قابل ملاحظهای بار انرژی مصرفی ساختمان را میکاهد. اما کوششها و تلاش های خلاق محققان در امر کاهش مصرف انرژی تنها منوط به بهسازی پوستهها نمیگردد. استفاده از منابع جدید انرژی تجدیدپذیر، استفاده از سیستمهای انرژی غیرفعال و همچنین طراحی خلاق معماری همساز با اقلیم از مواردی است که امروزه به عنوان اصولی تعیین کننده مورد توجه قرار میگیرد. اگرچه بسیاری از این روشها هزینه بر هستند اما مزیت بلند مدت آنها نمیتواند مورد غفلت واقع شود. ۲-۳- ساختمان خاک پناه چیست؟ بشر برای در امان ماندن از آسیبها و ناملایمات محیط زندگی همیشه در راه حلهای آسان و مناسب جهت حفظ خود بوده است. برای تحقق این هدف او همواره راه حلی آسان را جستجو می کند. یکی از روشهایی که سرپناهی امن و مستحکم برای انسان فراهم می کند پناه بردن به دل زمین است که از گذشته دور تاکنون در بسیاری از مناطق دنیامرسوم بوده است. فضاهای زمین پناه و یا خاک پناه[۵] لزوما به این معنا نیست که باید در زیز زمین احداث گردد بلکه در واقع اطلاق نام خاک پناه به این گونه ساختمانی ، زاییدهی نحوه ارتباط او با محیط پیراموون است. در مورد این گونه، ساختمان همان سازهی معمولی و رایج خود را دارد با این تفاوت که بخشی یا تمام پوستهی آن با لایهی ضخیمی از خاک پوشیده می شود. به عبارت دیگر گویی پتویی ضخیم از جنس خاک بر روی ساختمان کشیده شده است. ۲-۴- دلیل اصلی استفاده از ساختمانهای خاک پناه پناه بردن به خاک یکی از قدیمیترین روشهای معماری است که به تکنولوژی جدید و خاصی نیاز ندارد. با توجه به بحران انرژی و سیاستهای پیش رو امروزه تمرکز زیادی بر روی کاهش مصرف انرژی به همراه تامین آسایش حرارتی می شود. تکنولوژیهای ساختمان می تواند به طور خاصی دو هدف را تامین کند. ساختمانهای خاک پناه یکی از نمونههایی است که می تواند این دو نقش را با هم بازی کند. تحقیقات زیادی با هدف ارزیابی نحوه عملکرد و برهمکنش ساختمان و محیط از جنبه های مختلف بر روی این گونه ساختمان صورت گرفته است. با قراردادن به طور کامل در عمق زمین و یا بردن بخشی از آن به زیر خاک و یا بالا آوردن سطح خاک و خاکریزی[۶] میتوان از مزایای تماس مستقیم بنا با زمین بهره جست. این ساختمانها معمولا رو به جنوب باز بوده تا ورود نور خورشید موجب روشنایی و گرما در فصول سرد شود (قیابکلو،۱۳۹۲). این روش کم هزینه و ساده است که معمولا به تکنیک پیشرفته ای نیاز ندارد. همچنین نورگیرهای مستقر در سمت شمالی میتوانند تهویه مناسب و نور در قسمت شمالی بنا را تضمین کنند. در مواردی که بخشی از ساختمان داخل زمین بوده و یا در سطح زمین بنا شده ولی اطراف آن را با خاک میپوشانند، این قابلیت وجود دارد که تهویه عبوری از طریق پنجرهها صورت پذیرد. ۲-۵- طبقه بندی ساختمانهای خاک پناه و اصطلاحات تخصصی در مطالعه بهره برداری از فضای خاک پناه لازم است تقسیم بندی تخصصی جهت سازماندهی گونه های موجود انجام گردد تا اصطلاحات علمی استاندارد برای تعریف واضحتر این گونه ها بیان گردد. همچنین این تقسیم بندی، پایه ای مناسب برای تفسیر، تحلیل و تحقیق در این زمینه را فراهم می کند. همچنین این موضوع امکان انطباق موضوعات جدید با زمینه دانش قبلی را به وجود می آورد. علاوه بر تمام موارد ذکر شده، تقسیم بندی امکان تفسیر ویژگیهای مهم یک پدیده را به روشی فراهم می کند که دیگران میتوانند بدون بررسی تفصیلی، درک بهتری از آن داشته باشند. محققان در گذشته تقسیم بندی خاصی از دید اصول مورد نظرشان انجام داده اند. با اینحال اکثر این طبقه بندیها، مفاهیم وسیع و گسترده را در برمی گیرد و در برخی موارد ذهنیات موجود در مورد کاربریهای خاک پناه تطابقی با هدف احداث اینگونه ساختمانها را ندارد. (Baggs,1991) یکی از مشکلاتی که برای مطالعات طراحی فضای زیرزمینی (همچون بسیاری از فعالیتهای میان رشته ای) وجود دارد، کاربرد بسیار گسترده آن است چرا که میتوان از جنبه های مختلف آن را طبقه بندی کرد. این کاربردها گسترهی وسیعی از تاسیسات شهری تا مراکز مذهبی را در برمیگیرد. پروژه های زیرزمینی از میکروتونلها تا عملیات گسترده متغیراند و مقیاس فضاها از نمونههای نیمه مدفون کوچک تا سیستم تونلها در مقیاس شهر را در بر میگیرد. همچنین طیف گسترده ای از انواع حرفهها چون معماران، برنامه ریزان و مهندسین با تخصصهای مختلف در این زمینه فعالیت دارند. اصول مکان یابی و طرح این بناها که بسته به نوع کاربری و پارامترهای طراحی متنوع است، از اهمیت بسیاری برخوردار است. بعنوان مثال واژه ی “عمیق” در فضای زیرزمینی به نظر معماران، فضایی است که حدود ۸ تا ۱۰ طبقه (حدودا ۳۰ متر) در زیر زمین قرار گیرد، در حالیکه عمیق در فضای زیرزمینی برای مهندسین معدن، زمانی است که به حدود ۱۰۰۰ متر زیر زمین رسیده باشد. در نتیجه، هیچ طرح و نقشه و سلسله مراتب مشخصی متناسب با تنوع کاربریهای وجود ندارد (ابراهیمی،۱۳۸۸). با توجه به هدف این رساله، تمرکز اصلی بر روی بررسی نمونه های ساختمانی خاک پناه است که با فرو رفتن در دل خاک از مزیتهای بهره وری انرژی آن سود میبرد. لذا پیش از آغاز بحث عملکرد حرارتی این بناها نیاز به شناخت واژه های همزاد این بحث و گونه های موجود است تا مسیر روشنتری جهت گام برداشتن با این هدف پیش رو قرارگیرد. ۲-۵- ۱- گونه بندی از حیث معماری همانگونه که پیشتر عنوان شد منظور از ساختمانهای خاک پناه بنایی است که برای بهره گیری از طبیعت و تامین مقاصد خود، به دل زمین و خاک آن پناه میبرد. این پناهندگی می تواند به طور کامل در دل خاک مطرح گردد (گونه کاملا مدفون) و یا اینکه سطوح نورگذر خاصی، آن را با محیط بیرون مرتبط گرداند( گونه نیمه مدفون). از سوی دیگر، نحوه برخورد بشر برای احداث اینگونه ساختمانی نیز مطرح است. در اعصار گذشته مطابق آنچه در متون تاریخی مشاهده میگردد، بشر از ظرفیت نساخته طبیعت بهره گرفته و بنای خود را با آن همساز میکرده است ( غارهای کافر کلی بابل). این نمونههای طبیعی به ندرت در مناطق خاص که بستر زمین مهیا بوده است، دیده می شود. در نمونههای غیر طبیعی جهت احداث اینگونه بناها با مداخله دست و ابزار حفرهی قرارگیری بنا احداث میشده است. بقایای این نمونهها به صورت گونه نیمه مدفون در زمین مشاهده می شود ( گودال باغچههای فلات مرکزی، نمونه معماری دستکند میمند و کندوان ). نمونههای امروزی، بنا به مصالح زمین و موقعیت احداث و به مدد ابزارهای پیشرفته راه حل آسانتری را یافته است. در این نمونهها احداث بستر ساختمان توامان با خاکبرداری و خاکریزی صورت میگیرد. یعنی بهجای قرار گیری کل زمین در محدوده خاکبرداری شده، اطراف ساختمان خاکریزی می شود که به آن نمونه خاک پناه دارای خاکریز میگویند (تصویر ۱).
تصویر ۱- نمونه ساختمان خاکپناه (نمونه معاصر: سمت راست ، نمونه گذشته: سمت چپ) (منبع: نگارنده) محققان زیادی که بر روی این گونه معماری و بهره گیری از مزایای آن فعالیت می کنند، طبقه بندی متنوعی را ارائه داده اند (van Dronkelaar, 2013) و( (Sterling & Carmody,1993. با این وجود باتوجه به نکات مشترک و تعیین کننده، هم از جهت معماری و هم از جهت بررسی عملکرد حرارتی گونه های خاک پناه، ارائه ی طبقه بندی کاملتری که ویژگی گونه های متفاوت را روشنتر بیان کند، ضروری است. جدول شماره ۱ دو گونه ی اصلی ساختمانهای خاک پناه را از دید معماری و نحوه تماس با خاک نشان میدهد. با توجه به ملاک تماس با سطح خاک دو گونه ی نیمه مدفون و نیمه مدفون دارای خاکریز میتوانند وضعیت نمونه های مطرح شده را به خوبی ساماندهی کنند. جدول ۵- گونه بندی بندی ساختمانهای خاک پناه از جهت سطح تماس با خاک بر اساس مطالعات موجود (منبع: نگارنده)
| نوع ساختمان |
نیمه مدفون در زمین |
نیمه مدفون با خاکریز |
| بدون ارتباط مستقیم |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ضریب آلفای کرونباخ محاسبه برای ۴۶گو یه برابر۹۰/۰ میباشد هرچقدرضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده به عدد یک نزدیکتر با شد به این معنی است که گویهها از نظر درونی باهم همبستگی دارد. ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۳-۶- روایی پرسشنامه تحقیق:
پرسشنامه تحقیق باتوجه به مبانی نظری تحقیق که در ادبیات تحقیق حاضر آمده است و بتواند آنچه را که محقق سعی در یافتن و سنجش آن است بسنجد طراحی گردیده است و از نظر اساتید و صاحب نظران برای بهینه شد ن پرسشنامه استفاده گردیده است ودرنهایت نظرات سازنده اساتید راهنما و مشاور نیز در این زمینه راه گشابوده است
۳-۷- روش آزمون وتحلیلهای آماری:
محقق در گام نخست اعتبار(reliability) دادههای جمع آوری شده را محک زد تا مشخص نماید اطلاعات استخراج شده از پر سشنامه تا چه میزان به واقعیتهای اجتماعی تطبیق دارندبرای این منظور ضریب آلفای کرونباخ محاسبه نمود.-آزمون کرونباخ برای محک اعتبار(reliability) پر سشنامه ای که بصورت طیف لیکرت طراحی شده مناسب است - وسپس با بهره گیری از تکنیکهای آماری مناسب که با توجه به نوع متغیر(کیفی)ومقیاس اندازه گیری(رتبه ای)دادهها سازگاری دارد. اطلاعات جمع آوری شده،دسته بندی وتجزیه و تحلیل گردید.محقق در گام بعدی با اسفاده ازآمار توصیفی،اطلاعات جمع آوری شده را با تهیه جدول توزیع فراونی خلاصه کرده وبه کمک نمودار نشان داده است وبا استفاده آمار استنباطی، با انجام ازمون کای اسکوئر(خی دو)استقلال متغیرها مورد ارزیابی قرار داده است
۳-۸- روش گرد آوری اطلاعات:
روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق، روش کتابخانه ای و میدانی میباشد و از ابزارهای زیر در جمع آوری اطلاعات به شرح زیر استفاده شده است: ۱- جستجو در اینترنت ۲- جستجو در کتابها و مجلات ۳- پرسشنامه: از پرسشنامه جهت جمع آوری اطلاعات مربوط به شناسائی تاثیر میزان اﺳﺘﻔﺎده اﻓﺮاد از وﺳﺎﻳﻞ ارﺗﺒﺎط ﺟﻤﻌﻲ (ﺗﻠﻮﻳﺰﻳـﻮن، رادﻳـﻮ و ﻧﺸﺮﻳﺎت) بر نا امنی اجتماعی زنان منطقه ۱ شهر تهران استفاده شده است. ۴- اسناد و مدارک موجود در سازمانهای مورد مطالعه از اسناد و مدارک موجود جهت مطالعه شناسائی تاثیر استفاده از رسانه بر احساس امنیت اجتماعی زنان در منطقه ۱ شهر تهران استفاده شده است.
۳-۹- ابزارها و اندازه گیری آزمودنیها( تناظر سئوالات پرسشنامه با فرضیههای تحقیق):
هر یک از ابزارهای جمع آوری دادهها، در واقع این امکان را فراهم میآورد که دادههای مختلف را از آزمودنیها (یا پیرامون آنها) جمع آوری نمود. در میان این ابزارها، پرسشنامههایی که دارای سئوالات بسته هستند به علت وسعت کاربردی که دارند از اهمیت خاصی برخورداند پرسشنامه مورد استفاده در این پژوهش بی نام و از نوع سئوالات بسته و بر اساس مقیاس لیکرت میباشد. در مورد هر یک از این گزینهها پاسخگو آزاد میباشد که با بهره گرفتن از دیدگاه خویش یکی از این ۵ گزینه را که با نگرش وی همخوانی بیشتری دارد را انتخاب و علامت گذاری کند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش شامل ۳۹ سوال میباشد که بر اساس طیف نگرش سنجی طرح ریزی شده است که در ابتدا شخص پاسخگو به سئوالات عمومینظیرجنسیت، میزان تحصیلات، سن و شغل خود پاسخ میدهد تفکیک سئوا لات در پرسشنامه و تناظر آنها با فرضیات تحقیق به شرح زیر میباشد. جدول۳-۲(تناظرسوالها پرسشنامههاو فرضیههای تحقیق)
| تناظر سوالها پرسشنامه و فرضیههای تحقیق |
فرضیهها |
| فرضیه فرعی اول تحقیق |
۷- ۱ |
| فرضیه فرعی دوم تحقیق |
۱۳- ۸ |
| فرضیه فرعی سوم تحقیق |
۲۰-۱۴ |
| فرضیه فرعی چهارم تحقیق |
۲۶-۲۱ |
| فرضیه فرعی پنجم تحقیق |
۳۳-۲۷ |
| فرضیه فرعی ششم تحقیق |
۳۹-۳۴ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عملکرد تحصیلی: عملکرد تحصیلی عبارت است از کلیه فعالیتها و تلاشهایی که یک فرد در جهت کسب علوم و دانش و گذراندن پایه ها و مقاطع تحصیلی مختلف در مراکز آموزشی از خودنشان می دهد. عملکرد تحصیلی عبارتست از درجه و میزان موفقیت فرد در امتحانات پایان ترم تحصیلی مدارس که از نمره صفر تا بیست تعیین می گردد. (فرقانی، ۱۳۷۲). هوش معنوی هوش معنوی در بردارنده نوعی سازگاری و رفتار حل مسئله است که بالاترین سطوح رشد را در حیطه های شناختی، اخلاقی، هیجانی، بین فردی و … را شامل می شود و فرد را در جهت هماهنگی با پدیده های اطرافش و دستیابی به یکپارچگی درونی و بیرونی یاری می نماید. (بدیع و همکاران،۱۳۹۰) . هوش معنوی را به این صورت تعریف می کنند: هوشی که از طریق آن مسائل مربوط به معنا و ارزش ها را حل می کنیم، هوشی که فعالیت ها و زندگی ما را در زمینه ای وسیع تر، غنی تر و معناداری قرار می دهد. (فتاحی، ۱۳۹۰). سلامت روان: سلامت روانی عبارت است از: کارکرد موفقیت آمیز اعمال روانی، از نظر تفکر، خلق و رفتار که منجر به فعالیت های سازنده، برآورنده روابط با دیگران وتوانایی سازش به تغییر و مقابله با ناملایمات می گردد (کاپلان و سادوک[۳]، ۲۰۰۳ ترجمه ی پورافکاری،۱۳۸۴). تعاریف عملیاتی: عملکرد تحصیلی: در این پژوهش منظور از عملکرد تحصیلی، نمره ای است که دانش آموزان از طریق محاسبه معدل سه ماهه اول سال تحصیلی به دست میآورند. سلامت روان: منظور از سلامت روان در این پژوهش میزان نمره ای است که هر آزمودنی از پرسشنامه ۲۸ سوالی گلدبرگ(GHQ-28) سال (۱۹۷۲) بدست می آورد که دارای ۴ بعد زیر می باشد وکسانی که نمره بالاتری کسب می کنند از سلامت روان کمتری برخوردار هستند.
-
- نشانه های جسمانی شامل:علایم ظاهری مانند احساس درد، مشکلات خواب، خشکی دهان، بی حوصلگی، خلق ناپایدار،زود رنجی، پرخاشگری،نداشتن تمرکز، بی توجهی به وضع ظاهری، کم دقتی و بهانه جویی.
-
- اضطراب: عبارت است از یک احساس ناخوشایند و مبهم هراسو دلواپسی با منشاء ناشناخته، که به فرد دست میدهد و شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است.
-
- اختلال در کارکرد اجتماعی:یعنی ارتباط ناسالم فرد با اجتماع،خانواده،مدرسه،محیط کار.
-
- افسردگی: حالتی از اندوه، عجز و ناامیدی است که بر اثر ناکامیها یا شکستهای انسان ممکن است در او ایجاد شود.
هوش معنوی: میزان نمره ای است که فرد از پرسشنامه بدیع و همکاران (۱۳۸۹) بدست می آورد که دارای ۴ بعد می باشد.
-
-
-
- تفکر کلی و بعد اعتقادی: یعنی درست اندیشیدن در تلاش برای یافت آگاهی قابل اعتماد در جهان. این روش شامل فرایندهای ذهنی تشخیص، تحلیل و ارزیابی دادهها است. به بیانی دیگر، هنر اندیشیدن پیرامون خودتان درحالیکه شما میخواهید اندیشهتان را بهتر، روشنتر، دقیقتر، یا قابل دفاعتر بنمایید.و ملاک سنجش آن در این پرسشنامه میزان نمره ای است که فرد از سوالات ۳۹-۲۳-۲۲-۲۹-۳۸-۳۴-۱۷-۱۱-۴۲-۲۸-۱۲-۱۵ بدست می آورد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
-
- توانایی مقابله و تعامل با مشکلات:کنار آمدن با اشتباهات و مشکلات و درس گرفتن از آنها. و ملاک سنجش آن در این پرسشنامه میزان نمره ای است که فرد از سوالات ۸-۱۹-۱۴-۲۰-۳۵-۱۸-۲-۱۳-۷-۹-۱۰-۳۲-۱-۳-۲۶ بدست می آورد.
-
- پرداختن به سجایای اخلاقی: میزان نمره ای است که فرد از سوالات ۴-۳۰-۲۴-۳۳-۶-۵-۲۵-۳۱ بدست می آورد.
-
- خودآگاهی و عشق و علاقه:بدانید که هستید و چگونه با دنیای پیرامون خود ارتباط برقرار میکنید.و ملاک سنجش آن در این پرسشنامه میزان نمره ای است که فرد از سوالات ۲۷ -۴۱-۲۱-۳۶-۴۰-۲-۳۷-۱۶ بدست می آورد.
فصل دوم ادبیات و پیشینه پژوهش مقدمه: در این فصل ابتدا به تعاریف و بررسی مبانی نظری هوش معنوی،سلامت روان و عملکرد تحصیلی پرداخته می شود و سپس به بررسی تحقیقاتی که داخل یا خارج از کشور با موضوع مورد پژوهش رابطه داشته باشد پرداخته می شود و در نهایت یک جمع بندی از فصل ارائه می شود. عملکرد تحصیلی انگیزه: اصطلاح انگیزه به معنی حرکت دادن مشتق شده است. انگیزه، چیزی است که ما را به جنبش و حرکت وادار و کمک می کند تا تکالیف خود را کامل کنیم. انگیزه فرایندی است که طی آن فعّالیّت هدف محور برانگیخته و حفظ می شود. انگیزه، یک فرایند است نه یک فراورده. ما نمی توانیم انگیزه را مستقیماً مشاهده کنیم؛ امّا می توانیم آن را از رفتارهایی مانند انتخاب تکالیف، تلاش، استقامت و گفتار، استنباط کنیم. انگیزه، هدفمند است و نیازمند فعالیّت جسمانی یا ذهنی است؛ و همچنین انگیزه، رفتار را حفظ میکند، مفهوم انگیزه یا برانگیختگی به حالات و شرایطی در فرد یا گروه اطلاق می شود که: رفتار یا رفتار ها را راه می اندازند. رفتار را جهت میدهندوهدایت می کنند. رفتار را تا رسیدن به هدف نگه می دارند. بنا براین انگیزه سه ویژگی مشخص دارد واکثر تعاریف انگیزه به این سه ویژگی اشاره می کنند: جنبه ی انرژی زایی. جنبه ی جهت دهی. جنبه ی مقاومت. بحث از انگیزه، در واقع، بحث از تعلیل یا علّت یابی رفتار آدمی است. بحث از این که چرا مردم، متفاوت عمل می کنند و حتّی چرا شخص واحد، متفاوت عمل می کند (بیرس,۲۰۰۳). از نقطه نظر عموم مردم، تنها مسئله درباره انگیزه، مقدار آن است؛ بنابراین، انگیزه به عنوان یک ساختار واحد، از مقدار صفر تا کم، متوسط، زیاد، خیلی زیاد، نوسان دارد. در مقابل شماری از نظریه پردازان انگیزه معتقدند که: «انگیزه» انواع مختلفی دارد. برای مثال انگیزه درونی ۶ با انگیزه بیرونی ۷ تفاوت دارد. انگیزه یاد گرفتن با انگیزه عمل کردن تفاوت دارد؛ و انگیزه گرایش به موفقیّت با انگیزه اجتناب از شکست تفاوت دارد. به عبارتی دیگر انسانها از لحاظ انگیزشی، پیچیده هستند انگیزه را به موتور (شدت) و فرمان (جهت) یک ماشین تشبیه کرده اند. لذا تحلیل انگیزشی کامل رفتار، به هردو سوال چه مقدار؟ و چه نوع؟ پاسخ می دهد. پیش از پرداختن به انگیزه ی تحصیلی و افزایش آن لازم است به انگیزه انسان بطور کلّی توجه کنیم. نظریه پردازان و پژوهشگران در مورد انگیزه انسان به دو مقوله نظر دارند؛ انگیزه بیرونی و انگیزه درونی. در انگیزه بیرونی، یک عامل خارجی فرد را به انجام کاری خاص بر می انگیزد. برای مثال؛ کودکی اتاقش را تمیز می کند تا والدینش او را به سینما ببرند. در این مورد، کودک تمیز کردن اطاق را به خاطر خود آن انجام نداده، بلکه به خاطر دستیابی به چیز دیگری اطاقش را تمیز نموده است. انگیزه بیرونی، از مشوّق ها و پیامد های محیطی مانند غذا یا پول ناشی می شود. انگیزه بیرونی (به جای پرداختن به فعّالیّتی، برای تجربه کردن خشنودی فطری در آن) از پیامدهای فعالیّتی ناشی می شود که از خود آن فعّالیّت جدا است (بیتسیکا,۲۰۱۰). انگیزه درونی، گرایش فطری پرداختن و تسلّط یافتن بر تمایلات، به کار بستن توانایی ها در انجام دادن تمایلات و جستجو کردن چالش های بهینه است. انگیزه درونی به طور خود انگیخته از نیازهای روانشناختی، کنجکاوی و تلاش فطری برای رشد، حاصل می شود. هنگامی انسان با انگیزه درونی کاری را به انجام می رساند، صرفاً آن را برای خود آن می خواهد و نتیجه جداگانه ای نمی طلبد (فدر,۲۰۰۷). انگیزه درونی، با دو ادراک همراه است. بدین معنی که انسان در موقعیّت هایی که خود را دارای کفایت و کنترل احساس کند، انگیزه درونی دارد. انگیزه درونی یک حالت روانشناختی است و هنگامی حاصل می شود که انسان خود را دارای کفایت و کنترل ادراک کند. احساس کنترل در موقعیّت های مختلف از دو بخش ناشی می شود. ۱- فرصت کنترل. ۲- توانایی کنترل. فرصت کنترل بدین معناست که شخص اختیار برنامه ریزی وکنترل شرایط را داشته باشد؛ یعنی فرصت انتخاب وتصمیم گیری. پژوهشگران دریافتند که انگیزه و علاقه درونی دانش آموزان به تکالیف مدرسه، هنگامی افزایش می یابد که دانش آموزان حقّ انتخاب و فرصتهایی برای به دست گرفتن مسئولیّت شخصی یادگیری شان داشته باشند. توانایی کنترل نیز اشاره به خودکارامدی ۲ فرد در کنترل موقعیّت دارد؛ یعنی شخص تا چه حدی در یک موقعیّت خاص، خود را با کفایت می داند. ساختار ادراک کفایت به ساختار خود پنداره و عزّت نفس شبیه است، ولی خود پنداره و عزّت نفس اموری کلّی هستند، امّا کفایت شخصی در مورد های خاص مصداق پیدا میکند (کرسینی,۱۹۹۷). انگیزه ی پیشرفت: همانگونه که ذکر شد انگیزش از نظر شدّت و جهت متفاوت است. یکی از انگیزه هایی که اخیراً بدان توجّه شده، انگیزه ی پیشرفت است. میل یا نیاز به تسلّط و برتر شدن. میل به کسب موفقیّت و تسلّط (گرد,۲۰۰۵). نیاز به پیشرفت، میل به انجام دادن خوب کارها متناسب با معیار برتری است. این نیاز افراد را برای جستجو کردن «موفقیّت در رقابت با معیار برتری» با انگیزه می کند. انگیزه ی پیشرفت، لزوماً چیزی مانند تکاپو برای دستیابی به موفقیّت های قابل مشاهده، مانند کسب نمرات بالا در آزمون نیست. اگرچه انگیزه ی پیشرفت، در برگیرنده ی طراحی و تلاشی برای برتری است، امّا این نگرش نسبت به پیشرفت است که دارای اهمیّت است، نه موفقیّت به خودی خود، بنابراین، ممکن است انگیزه ی پیشرفت فعالیتّهای بسیار گوناگونی را در بر بگیرد و در پیشه های گوناگونی، از رانندگی تا حسابدار یک شرکت پدیدار شود (فدر,۲۰۰۷). انگیزه ی تحصیلی: داشتن انگیزه برای انجام هر کاری توسط انسان لازم است و هیچ یک از فعالیت ارادی انسانها بدون داشتن انگیزه رخ نمی دهد. از جمله این فعالیت ها، یادگیری است که شاهراه اصلی آن داشتن انگیزه می باشد. انگیزه مهمترین شرط یادگیری است. علاقه به یادگیری محصول عواملی است که به شخصیّت و توانایی دانش آموز، ویژگی های تکالیف، مشوق ها و سایر عوامل محیطی مربوط است. یکی از عوامل موثر بر یادگیری در میان یادگیرندگان، انگیزه تحصیلی است. انگیزه تحصیلی یکی از ملزومات یادگیری به حساب می آید وچیزی است که به رفتار شدت وجهت می بخشد و در حفظ وتداوم آن به یادگیرنده کمک می کند. در واقع انگیزه آن چیزی است که به یادگیرنده انرژی می دهد و فعالیّت های او را هدایت می کند (گومز,۲۰۰۶). قابل ذکر است که انگیزه پیشرفت موقعیّت های گوناگونی را در بر می گیرد. همانند انگیزه پیشرفت در کار، پیشرفت در روابط بین فردی، پیشرفت در تحصیل و پیشرفت در مهارت های مختلف. رابطه بین انگیزه ی پیشرفت وانگیزه ی تحصیلی رابطه کل و جزء است. انگیزه ی پیشرفت در موقعیّت تحصیلی را انگیزه ی تحصیلی گویند. به عبارتی پیشرفت در تحصیل، یکی از جوانب انگیزه ی پیشرفت است. پیشرفت تحصیلی: ارزش یابی مداوم و مستمر وضعیت تحصیلی دانش آموزان در طول تحصیل و بررسی عوامل مرتبط با آن یکی از ارکان ضروری و اجتناب ناپذیر بهبود کیفیت نظام آموزشی بویژه در مدارس می باشد این امر در تدوین برنامه آموزشی بهتر، ارتقای کیفیتی آموزشی و نهایتاً در اصلاح و بهبود کارآئی مسئولین مربوطه تأثیر به شزایی دارد. توجه به این امر چیزی ست که درتمام دنیا در رأس برنامه های توسعه آموزش مدنظر قرار می گیرد به منظور پیش بینی وضعیت تحصیلی دانش آموزان، تعیین ملاک ها و متغیرهای مناسب از جمله عمده ترین حوزه های پژوهشی است که محققان علوم تربیتی وروانشناسی در آن فعال می باشد تحقیقات بسیاری در زمینه پیش بینی عملکرد تحصیلی انجام پذیرفته است وضعیت اقتصادی اجتماعی سطح تحصیلات، آموزش و نمرات آزمونهای پیشرفت تحصیلی و هوش از جمله شاخص های است که محققان از آن جهت پیش بینی وضعیت فرد در آینده استفاده می نمایند (پاسکارلاو ۲۰۰۳). - چرا بعضی از دانش آموزان مشتاقانه به مدرسه روی می آورند و در مطالعه کردن از خود سخت کوشی نشان می دهند حال آنکه بعضی دیگر از مطالعه اجتناب می ورزند؟ - چرا بعضی از دانش آموزان از تحصیل در مدرسه و خارج از آن لذت می برند و به پیشرفتشان افتخار می کنند، حال آنکه بعضی دیگر نسبت به یادگیری دلواپس و ناشادند؟ این ها پرسش های انگیزشی هستند و برای یادگیری تحصیلی دانش آموزان اشارات مبهمی در بردارند انگیزش با یادگیری ارتباط دارد زیرا یادگیری فرایندی متعالیست که مستلزم کوشش عمدی و آگاهانه است، حتی اگر دانش آموزانی که از توانایی بالا برخوردارند، هنگام یادگیری توجه کافی نداشته باشند و کوشش از خود نشان ندهند قادر به یادگیری نخواهند بود برای اینکه دانش آموزان بتوانند از برنامه های درسی مدرسه حداکثر بهره را ببرند باید اساتید زمینه ای فراهم آورند که در آن دانش آموزان به درگیری در فعالیت یادگیری برانگیخته شوند (ولفسن,۲۰۰۶). انگیزه پیشرفت مهمترین انگیزه در روانشناسی تربیتی است و تحقیقاتی هم که پیرامون این سازه صورت می گیرد تلاشی است در جهت بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و مهمترین کاربردها را در امر آموزش و پرورش دارد. البته گاهی افراد در امر جستجوی فعالیت مثبت و پیشرفت در کار موفق شده و زمانی نیز شکست می خورند زمانی که دانش آموزان تصور می کنند در یک تلاش موفق بوده اند آنها تشویق به یادگیری در آینده می شوند و برعکس زمانی که دانش آموزان دریک دوران با شکست مواجه شده انگیزه آنها برای ادامه تلاش با مشکل روبرو می شود (جوودی,۱۹۹۹). بحث انگیزه پیشرفت برای اولین بار و به صورت علمی تحت عنوان نیاز توسط موری مطرح شد. او برای انسان چندین نیاز مطرح کرد که برخی زیستی و برخی روانی هستند. انگیزش پیشرفت یک نیاز اجتماعی است و عبارت است از غلبه کردن بر موانع، رسیدن به استاندارد های عالی، رقابت با دیگران و پیشی گرفتن از آنها. پژوهش های انجام شده در زمینه انگیزه نشان داده اند که افراد از لحاظ این نیاز تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند. بعضی از افراد دارای انگیزش سطح بالایی هستند و در رقابت با دیگران درکارهای خود برای کسب موفقیت به سختی می کوشند بعضی دیگر انگیزش چندانی به پیشرفت وموفقیت ندارند و از ترس شکست آماده خطر کردن برای موفقیت نیستند (علی پی آ,۲۰۰۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رابطه (۲- ۱۸) = + Psbs Ps=(P1 ,P2 ,…..,Pt) ماتریسی از اولین بردارهای ویژه است و bs یک بردار از وزنهای t است bs = (b1 ,b2 ,…..,bt) چون بردارهای ویژه متعامدند پارامترهای شکل bs می تواند به صورت زیر محاسبه شود. رابطه (۲- ۱۹) bs = Ps T ( – ) این اجازه میدهد که شکلهای معتبر لب به صورت فشرده نمایش داده شود. تعداد حالتهای متغیر از تعداد نقاط علامتگذاری شده بسیار کمتر است. ۶ حالت از مدل توزیع نقطهای از ۱۱۴۴ تصویر آموزشی از پایگاه داده Av Letters که به صورت دستی برچسبگذاری شده اند در شکل زیر نشان داده شده است.
شکل ۲- ۳ مدل توزیع نقطهای، هر حالت با σ۲ ± اطراف متوسط رسم شده است برای تطبیق تکراری مدل توزیع نقطهای تابع هزینه مورد نیاز است. که این تابع هزینه باید مینیمم شود. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
رابطه (۲- ۲۰) e = ( g – gmean)T ( g – gmean) – bt T bt در تابع هزینه e، g پروفایل[۳۴] سطح خاکستری ، gmean میانگین بردار پروفایل سطح خاکستری است. رابطه (۲- ۲۱) bt = PT ( g – gmean ) پارامترها توسط bt توصیف میشوند [۹]. این روش همچنین در [۱۰] برای استخراج پارامترهای شکل استفاده شده و به همراه شدت روشنایی به عنوان ویژگیهای تصویری صحبت استفاده شده اند. در [۱۱] یک سیستم لب خوانی اتوماتیک با بهره گرفتن از اطلاعات دیداری برای شناسایی ارقام انگلیسی مجزا از صفر تا نه ارائه شده است که از یک مدل شکل فعال چهارده نقطهای برای توصیف کانتور خارجی لب استفاده نموده است. که بعد از فرایند بهینهسازی، مجموعه پارامترهای بهینه شامل { xc ,yc ,s ,θ ,b0 } بدست می آید. که xc ,yc نقطه مرکزی از مدل لب میباشد و s فاکتور مقیاس، θ زاویه چرخش و b0 بردار وزن برای بردارهای ویژه است. که بردار وزن اطلاعات شکل را شامل می شود و برای تشخیص شکلهای متفاوت دهان اهمیت اساسی دارد. چون تغییرات در s و θ به تنظیمات دوربین وابسته است این پارامترها نمی توانند به بهبود عملکرد شناسایی کمک کنند. بنابراین، این دو پارامتر نرمالیزه شده، که نسبت به مقادیر به دست آمده آنها از تصویر اول در دنباله تصویر لب، مفیدتر واقع میشوند. از این رو، بردار ویژگی تصویری{ snormalized , θnormalized ,b0 } برای توصیف کانتور خارجی لب استفاده شده است. در [۱۲] برای استخراج اطلاعات در مورد شکل و حرکت لبها از مدلهای شکل فعال استفاده شده است. مدلی که در اینجا استفاده شده است شامل دو گروه اصلی اطلاعات سطح خاکستری و اطلاعات شکل میباشد. اطلاعات شکل برای پارامتری کردن صحبت و اطلاعات سطح خاکستری برای کمک به دنبال کردن لبها استفاده شده است. مدل شکل فعال توسط مدلی از پروفایل سطح خاکستری اطراف کانتور لب، لبها را دنبال می کند. از ۲۷ نقطه، با بردارهای پروفایل سطح خاکستری به طول ۹ که از هر نقطه میگذرد استفاده شده است. تصاویر از پایگاه داده TULIPS1 انتخاب شده اند. برای هر فریم، پارامترهای شکل و شدت روشنایی با مدل شکل فعال استخراج شده، مدلها با ۲۰ پارامتر شکل و ۱۰ پارامتر شدت روشنایی آموزش داده شده اند. در [۱۳] از مدل شکل فعال بر اساس منحنی استفاده شده است. که از ۵ منحنی سهمی شکل برای نمایش لب استفاده شده است. که برای نمایش این سهمیها سه ضریب لازم است. در این روش نسبت به مدل توزیع نقطهای پارامترهای کمتری مورد نیاز است. ۲-۴ مدلهای انعطافپذیر[۳۵] در این روش ابتدا یک مدل هندسی برای لب مشخص شده و سپس یک تابع انرژی که پارامترهای مدل را به مرزهای شکل مرتبط می کند تعریف می شود. این تابع میزان تطبیق بین مدل و مرزهای شکل را برای هر وضعیت اندازه گیری کرده و وضعیتی را که کمترین مقدار تابع انرژی را فراهم سازد به عنوان بهترین انطباق بر میگزیند. از این رو جستجویی در تصویر گرادیان و پارامترهای الگو انجام می شود تا شکل لب در هر تصویر تعیین شود. در فریمهای بعدی از شکل و موقعیت مدل، در فریمهای قبلی استفاده شده و پارامترهای هندسی تشکیل دهنده الگو به عنوان مشخصه استخراج می شود. این روش ناحیه لب و غیر لب را بر اساس رنگ و شدت روشنایی توسط یک مدل لب هندسی ساده جدا میسازد[۱۴]. ۲-۴-۱ مدل لب
شکل ۲- ۴ مدل هندسی لب یک مدل هندسی انعطافپذیر برای لب در نظر میگیریم چون مدل هندسی اجازه میدهد که شکل لب توسط مجموعه کوچکی از پارامترها توصیف شود. معادلات مربوط به مدل شکل (۲- ۴) به شرح زیر است. رابطه (۲- ۲۲) y1 = h1 ( ( ) ۲ )۱+ δ^۲ – h1 رابطه (۲- ۲۳) y2 = (|x – sy2| – xoff )۲ + h2 x ϵ [– w ,w] و (۰,۰) مرکز میباشد. s انحراف شکل لب و δ انحراف منحنی y2 از منحنی قائم را نشان می دهند. هنگامیکه مرکز مدل در (xc ,yc) قرار میگیرد و لب انحراف θ نسبت به مرکز مدل دارد. x را با θ (y – yc) sin + θ (x – xc) cos و y را با θ (y – yc) cos + θ– (x – xc) sin جایگزین نموده اند. در نتیجه مجموعه پارامترها که شکل لب را کنترل می کنند توسط مجموعه ای به صورت { θ xc , yc , w , h1 , h2 , xoff , δ ,s ,}=p نشان داده شده اند. ۲- ۴-۲ فرمولبندی تابع هزینه[۳۶] هدف قطعهبندی تصویر به دو ناحیه لب و غیر لب میباشد. اگر به هر پیکسل در تصویر یک احتمال تعلق به پیکسل لب اختصاص داده شود سپس تابع هزینه که در ذیل آمده به معیار حداکثر (ماکزیمم) احتمال منجر می شود که می تواند برای مشخص نمودن بخشهای پیشزمینه و پسزمینه استفاده شود. رابطه (۲- ۲۴) C(p) = – که R1 و R2 به ترتیب ناحیه لب و غیر لب میباشند. Prob1(x , y) احتمال پیکسل در مکان (x , y) متعلق به پیکسلهای لب است و Prob2(x , y)= 1– Prob1(x , y) احتمال پیکسل در مکان (x , y) متعلق به پیکسلهای غیر لب میباشد. λ پارامترهای مدل را تعیین می کند. با لگاریتمگیری و بسط به فضای پیوسته داریم: رابطه (۲- ۲۵) E(p) = – رابطه (۲- ۲۶) g(x , y)= log prob1(x , y) – log prob2(x , y) که x1(p) = xc – w cosθ و x2(p) = xc+ w cosθ نقاط گوشه چپ و راست لب هستند. y1 (p;x) و y2 (p;x) نقاط مرز عمودی از خط x هستند. پارامترهای بهینه مدل تابع هزینه رابطه (۲- ۲۵) را مینیمم می کنند. در اینجا برای یافتن احتمال هر پیکسل متعلق به لب یا به ناحیه غیر لب از خوشهبندی فازی[۳۷] استفاده شده است. ناحیه بهینه هنگامی که رابطه (۲-۲۴) ماکزیمم شود به دست می آید. ماکزیمم بودن این رابطه با مینیمم بودن رابطه (۲- ۲۵) معادل میباشد. ۲-۴-۳ بهینهسازی پارامترهای مدل با بهره گرفتن از گرادیان نزولی تابع هزینه در رابطه (۲- ۲۵) مینیمم می شود. با مشتق گرفتن نسبت به پارامترهای مدل رابطه زیر حاصل شده است. = رابطه (۲- ۲۷) که p1 = xc , p2 = yc , p3 = w , ….., p8 = s , p9 = θ میباشند. ۲- ۵ الگوهای انعطاف پذیر در [۱۵] از الگوهای انعطاف پذیر برای مدل کردن لب استفاده شده است. شکل ۲- ۵ الگوی لب همان طور که در شکل بالا دیده میشود برای مدل کردن لب از سهمی و برای مدل کردن زبان از بیضی استفاده شده است. که معادلات مربوط به آنها در ذیل آورده شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۱-۱رابطه جامعه میزبان، محیط و گردشگران همانگونه که مشاهده می شود مردم به عنوان یکی از ارکان اصلی در رابطه با دستیابی به توسعه پایدار محسوب می شوند. از جمله عواملی که نقش مهمی را در این راستا ایفا می کند میزان سرمایه اجتماعی موجود بین مردم است. که امروزه در کنار سرمایه های انسانی ، مالی و اقتصادی ، مورد بهره برداری قرار گرفته است. این مفهوم به پیوندها و ارتباطات میان اعضای یک شبکه به عنوان منبعی با ارزش اشاره دارد. که با خلق هنجار ها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا می شود. (الوانی و سید نقوی ، ۱۳۸۱، ۳ ) در دیدگاه های سنتی مدیریت ، توسعه سرمایه های اقتصادی ، فیزیکی و انسانی مهمترین نقش را ایفا می کردند. اما در عصر حاضر برای توسعه ، بیشتر از آنچه به سرمایه اقتصادی، فیزیکی و انسانی نیازمند باشیم به سرمایه اجتماعی نیازمندیم ، زیرا بدون این سرمایه استفاده از دیگر سرمایه ها به طور بهینه انجام نخواهد شد. در جامعه ای که فاقد سرمایه اجتماعی کافی است، سایر سرمایه ها تلف می شوند. از این رو موضوع سرمایه اجتماعی به عنوان یک اصل محوری برای دستیابی به توسعه محسوب شده و مدیرانی موفق قلمداد تلقی می گردند، که بتوانند در ارتباط با جامعه به تولید و توسعه سرمایه اجتماعی بیشتری نایل گردند (الوانی و شیروانی ۱۳۸۳، ۱۶). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
بانک جهانی سرمایه اجتماعی را پدیده ای می داند که حاصل تاثیر نهاد های اجتماعی ، روابط انسانی و هنجارها بر کمیت و کیفیت تعاملات اجتماعی است و تجارب این سازمان نشان داده است که این پدیده تاثیر زیادی بر اقتصاد و توسعه کشور های مختلف دارد . از آنجایی که افزایش این سرمایه می تواند موجب پایین آمدن جدی سطح هزینه ها ی اداره جامعه و نیز هزینه های عملیاتی شود (آریان پور ، ۱۳۸۷:۱۵۷)، ضرورت دارد که با شناخت هر چه بیشتر سرمایه اجتماعی ، بتوان آنرا به نحو احسن به عنوان ابزاری برای دستیابی به توسعه پایدار بهبود بخشید و تقویت کرد. ۴-۱-گزارههای تحقیق: ۱-۴-۱- پرسش اصلی:
-
- آیا رابطه ای بین سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار گردشگری وجود دارد؟
۲-۴-۱-فرضیههای تحقیق: ۱-۲-۴-۱-فرضیه اصلی
-
- بین سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار گردشگری رابطه معناداری وجود دارد.
۲-۲-۴-۱-فرضیههای فرعی
-
- شاخص اعتماد سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار گردشگری تأثیر معناداری دارد.
-
- شاخص ارزش های اجتماعی سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار گردشگری تأثیر معناداری دارد.
-
- شاخص همکاری سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار گردشگری تأثیر معناداری دارد.
-
- شاخص شبکه اجتماعی سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار گردشگری تأثیر معناداری دارد.
۵-۱-هدفهای تحقیق یا نتایج مورد انتظار: پژوهش حاضر با هدف بررسی سرمایه اجتماعی در روستای ابیانه و رابطه آن باتوسعه پایدارگردشگری انجام می گیرد. امید است این پژوهش با نشان دادن اهمیت سرمایه اجتماعی و رابطه آن با توسعه پایدار گردشگری در روستای ابیانه ، مقدمهای برای بکارگیری موثر از سرمایه اجتماعی و بهره مندی از مزایای آن در صنعت گردشگری کشور باشد. ۶-۱-روش کلی تحقیق: روش تحقیق این پژوهش بصورت توصیفی- پیمایشی میباشد. ۷-۱-قلمرو مکانی جامعه تحقیق: مکان مورد مطالعه در این پژوهش، روستای ابیانه می باشد. ۸-۱- قلمرو زمانی تحقیق: این تحقیق اوایل بهمن ماه سال ۱۳۹۱ شروع و در پایان آذرماه ۱۳۹۲ به پایان رسید. ۹- ۱-روش نمونه گیری و تخمین حجم جامعه: با توجه به هدف پژوهش و موضوع تحقیق و با در نظر گرفتن این نکته که پژوهش در راستای بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار گردشگری می باشد بنابراین جامعه آماری این تحقیق را ساکنین روستای ابیانه تشکیل می دهند و با توجه به آمار سرشماری سال ۱۳۹۰ [۱۱]روستای ابیانه دارای ۲۸۴ نفر جمعیت می باشد، که به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است. بنابراین تعداد ۱۶۶ نفر به عنوان نمونه انتخاب شده است . روش نمونه گیری به صورت تصادفی بوده است. ۱۰- ۱- روش های گردآوری دادهها و ابزار مورد استفاده برای آن: در این تحقیق برای جمع آوری اطلاعات علاوه بر بهره گیری ازمنابع کتابخانهای همچون کتابها، مقالات، مجلهها، متون اینترنتی، گزارشات علمی و پایان نامهها و… و از پرسش نامه با توجه به هدفهای پژوهش و ماهیت آن به عنوان مناسب ترین روش برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز، استفاده شده است. ۱۱-۱- روش های تحلیل دادهها: دراین تحقیق برای تجزیه و تحلیل دادههای بدست آمده از نمونهها از روش آمار توصیفی و هم از روش آمار استنباطی استفاده شد.در ابتدا با استفاده ازدادههای جمع آوری شده از بخش اول پرسش نامه به کمک روش آمار توصیفی، اطلاعات جمعیت شناختی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در بخش آمار استنباطی برای آزمون فرضیههای فرعی از آزمون رگرسیون و برای آزمون فرضیهی اصلی پژوهش از روش مدل معادلات ساختاری برای بررسی رابطه توسعه پایدار و سرمایه اجتماعی استفاده شد. ۱۲-۱- موانع ومحدودیتهای تحقیق : این تحقیق نیز همانند سایر تحقیقات عاری از محدودیت نبود و با توجه به اینکه محدودیتهای آن در طی مراحل تحقیق آشکار شد به برخی از محدودیتهای تحقیق به صورت زیر میتوان اشاره کرد:
-
- دشواری فرایند تکمیل پرسشنامه ها به دلیل میانگین سنی بالای جامعه مورد بررسی.
-
- عدم آشنایی جامعه محلی با مفاهیم سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار.
-
- کمبود منابع اطلاعاتی و مقالات درزمینه سرمایه اجتماعی در گردشگری.
۱۳-۱-چارچوب کلان نظری تحقیق:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
درسال ۱۳۸۴ تحقیقی مرتبط با سیستم های ERP باعنوان ” بررسی سیستم های برنامه ریزی منابع موسسه ERP و امکان سنجی پیاده سازی این سیستم ها در صنعت خودرو کشور ” در دانشکده مدیریت دانشگاه شهید بهشتی انجام شده است. هدف در این تحقیق شناخت پیش نیازها و عوامل موفقیت در پیاده سازی سیستم های ERP و مراحل پیاده سازی آن است.همچنین با درنظر گرفتن صنعت خودرو به عنوان صنعتی پیشرو در کشور باارائه یک مدل به امکان سنجی پیاده سازی این سیستم ها در صنعت خودرو پرداخته شد . دراین مطالعه عوامل مرتبط با امادگی صنعت خودرو سازی برای پیاده سازی سیستم های ERP شناسایی گردید. در این تحقیق مشخص گردید که با توجه به شرایط خاص صنعت خودروسازی ایران عوامل حیاتی و فرهنگی از اهمیت بالای برخوردار می باشند. این تحقیق میتواند راهنمای مفیدی برای شرکت های خودو سازی که قصد پیاده سازی برنامه ریزی منابع سازمان را دارندباشد( مرادی ۱۳۸۴). ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
تحقیق دیگری در سال ۱۳۸۴ باعنو.ان ” تدوین یک روش برای مدلسازی و طراحی سیستم نرم افزاری برنامه ریزی منابع سازمان ERP بااستفاده از زبان مدلسازی OPM ” در زمینه سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان دردانشگاه صنعتی اصفهان انجام شده است.در ایران تحقیقات و مطالعات چندانی درباره این سیستم ها انجام نگرفته است. بنابراین تحقیق در زمینه سیستم های ERP ومفهوم ERPاز جایگاه ویژه ای برخوردار است. چرا که از طرفی صنایع و سازمانهای کشور برای انتخاب وپیاده سازی این سیستم ها باید با مفاهیم آن کاملا آشنا شده و با شناسایی نیازهای سازمان خود سیستم مناسب را انتخاب و پیاده ساز ی کنند و از طرف دیگر باتوجه به هزینه بالای خریداین سیستم ها از خارج از کشور سازندگان سیستم های نرم افزاری درایران خود اقدام به مدلسازی وتهیه این سیستم ها نمایند. آنچه که از نتایج این تحقیق حاصل می شود تاکید بر طراحی و مدلسازی سیستم ERP در ایران با توجه به شرایط وجود در سازمانهای ایرانی است.در این پایان نامه باتوجه به فهوم ERP روشی برای طراحی و مدلسازی چنین سیستم هایی ارائه شده است.روش ارائه شده برای مدل سازی بخش برنامه ریزی تولید سیستم ERPسازمانهای تولیدی با تولیدسفارشی و پروژه ای به کار گرفته شده است.در روش ارائه شده برای مدلسازی سیستم ERP از متدولوژی شی فرایند (OPM) که تلفیقی ازمتدولوژی شی گرا و متدولوژی فرایندگرا است استفاده شده است. بکارگیری این روش برای نمایش سیستم ERPپایه ای برای تطابق سیستم با نیازهای سازمان را فراهم میکند. از روش مدل سازی OPM می توان به عنوان یک فرا مدل برای ایجاد یک روش مدلسای که میتواند بادیگر زبانهای مدلسازی تلفیق شود استفاده نمود ( نوری زاده ۱۳۸۴). در رابطه با سیستم های برنامه ریزی منابع سازمانی تحقیقی با عنوان “امکان سنجی پیاده سازی سیستم برنامه ریزی مناسب سازمان ERP در شرکت های فعال در ایران ” در سال ۱۳۸۶ دردانشگاه شهید بهشتی انجام شده است. موضوع این تحقیق بررسی وضعیت شرکتهای ایرانی از نظرداشتن شرایط لازم برای پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان به طور موفقیت آمیز و همچنین شناخت شرایط و عوامل موثر در این فرایند می باشد. همچنین به بررسی وضعیت کنونی کشور از نظر داشتن بسترمناسب برای پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان پرداخته شده است. کسب آمادگی های لازم جهت حضور در بازار رقابت جهانی بجز با کمک آخرین امکانات وابزارهای مطرح ممکن نخواهد بود. سیستم های ERP در حال حاضر به عنوان یکی از آخرین ابزارهای برنامه ریزی ومدیریت در جهان مطرح می باشند. باتوجه به نیاز شرکت ها به افزایش قابلیت های رقابتی خود در بازار به شدت رقابتی موجود در جهان و قابلیت های زیادی که سیستم های ERP برای حضور دراین بازار در اختیار شرکت ها قرارمیدهند شرکت های زیادی برای کسب آمادگی های لازم برای حضور در بازار رقابت جهانی اقدام به پیاده سازی سیتسم های ERP کرده اند و با گذشت زمان برمیزان متقاضیان پیاده سازی این سیستم ها در جهان افزوده می شود. در واقع این تحقیق به منظور بررسی علل عدم تمایل شرکتها تولیدی ایرانه به پیاده سازی سیستم های ERP و سنجش میزان آمادگی این شرکتها برای پیاده ساز ی موفق سیستم های ERPدر صورت تمایل آنها به پیاده سازی این سیستم هاانجام شده است.نتایج این تحقیق نشان میدهد مهمترین دلیل عدم تمایل شرکتهای ایرانی ترس از شکست در پیاده سازی این سیستم ها میباشد. به طوریکه بیشتر شرکت ها در انتظار روشن شدن نتایج کامل شرکتهایی هستندکه این سیستم ها را در سازمان خود پیاده سازی کرده اند ( حنیف زاده ۱۳۸۶). تحقیق دیگری باعنوان “بررسی مساله انتخاب راهبرد استقرار سیستمهای برنامه ریزی منابع سازمان ” در سال ۱۳۸۶ دردانشگاه الزهرا به منطور بررسی راهبردهای مختلف جهت انتخاب سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان انجام شده است. مساله انتخاب درست و مناسب سیستم برنامه ریزی منابع سازمانها را با یک چالش جدی مواجه کرده است. بیشتر مطالعات و تحقیقات انجام شده برای حل این چالش مشکل را در قالب مساله انتخاب بهترین نرم افزار موجود یا خرید بهترین سیستم از بین سیستم های عرضه شده توسط چند فروشنده دیده اند این در صورتی است که راهبرد خرید صرفا یکی از چند راهبردی است که سازمان ها برای استقرار سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان میتوانند اتخاذ نمایند.در این تحقیق ابتدا راهبردهای مختلف استقرار سیستم بررسی شده سپس با شناسایی عوامل حیاتی موفقیت سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان معیارهای مناسب جهت ارزیابی راهبردهای استقراردر سازمان تعیین گردیده و زمینه برای توسعه مدل انتخاب راهبرد فراهم میگردد. بطور کلی آنچه که ماحصل این تحقیق می باشد تغییرنگرش از فرایندانتخاب سیستم به تعیین راهبردانتخاب می باشد. آنچه که در تحقیات و مطالعات دیگرانجام پذیرفته ا ست انتخاب یک بسته نرم افزاری در بین چندین بسته نرم افزار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان است اما باتوجه به اینکه ضروری است که آیا تمام سازمان ها نیازمند خرید یک بسته کامل هستند و سازمان هایی که به دلیل سیاست گذاری های داخلی محدودیت منابع یا حتی موقعیت استراتژیک و سیاسی محیطی در محدودیت و تحریم بسر می برند نمی توانستند از مدل های ارائه شده استفاده نمایند زیرا مدل های ارائه شده آنها را به سمت سایر راهبردهای اکتساب سیستم رهنمون نمی نمود (برزگر ۱۳۸۶). معیارهای انتخاب بسته نرم افزاری ERP هرچند از لحاظ ساختاری وترکیب اجزای آن عموما در ظاهر فرق آنچنانی بین اینگونه نرم افزارها قابل مشاهده نیست اما مولفه های مختلفی در تعیین اینکه چه نرم افزاری برای چه منظوری مناسب تراست دخیل می باشند که از میان آنها میتوان به قیمت ، ماهیت فناوری به کارگرفته شده ، پیشینه عملکرد شرکت عرضه کننده و نوع دیدگاه آن نسبت به سازمان ، درجه رعایت استاندارها ، نحوه پشتیبانی از محصول ، سازگاری باشرایط قانونی اقتصادی و محیطی محل پیاده سازی ، چگونگی تعامل بادیگر نرم افزارهای شناخته شده درون و برون سازمانی ، ابعاد تحت پوشش قراردادن فرایندهای کاری سازمان ، سرعت عمل وتوان تحمل بار پردازشی سیستم ، میزان یکپارچگی لحاظ شده در آن ، سهولت به کارگیری و قابلیت شخصی سازی و وجود مستندات قابلیت پشتیبانی از زیان های موردنیاز …اشاره نمود. شرکت TEC در بین مشاوران فروشندگان نرم افزار وتصمیم گیرندگان در حوزه IT درسراسر دنیا از شهرت خوبی بر خوردار است. TEC از سال ۱۹۹۳ درانتخاب نرم افزار به منظور کاهش هزینه ریسک و زمان انجام این فرایند ارائه خدمات مینماید این شرکت صاحب ۲۲ پایگاه ارزیابی تکنولوژی آن لاین از موضوعاتی نظیر SCM,CRM, ERP شامل هزاران معیار با جزئیات درمورد ۵۰۰ راه حل تکنولوژی می باشد. از پایگاه ا ینترنتی شرکت TEC ماهیانه بیش از ۵/۱ میلیون نفر بازدید میکنند. از جمله هر ماهه معادل چندین میلیون صفحه از آن مورد بازدید مدیران ارشد مدیران تکنولوژی مشاورین و کارشناسان IT قرار می گیرد. دنیس ولاسیچ معیارهای زیر را برای انتخاب یک نرم افزار در نظر گرفت (Dennis Vlasich) منطبق برنیازهای سازمان باشد. انعطاف پذیر در برابر تغییرات محیطی و واکنش نشان دادن به محیط ( درجه به روز بودن ) یکپارچه شدن سیستم باسیستم های دیگر در سازمان وجود خدمات پشتیبانی وجود عوامل شتاب دهنده در نصب و پیاده سازی نرم افزار مانند دفترهای راهنما وکاربردی پیاده سازی سریع یا کم هزینه و بازگشت سرمایه در یک دوره زمانی کوتاه امکان تهیه انواع مختلفی از فهرست منابع ومواد وجود ساختار سلسله مراتی در فهرست منابع امکان تعیین دقیق ماشین آلات و تخصص های موردنیاز برای تولید قابلیت اتصال به انیترنت در کل میتوان گفت که این بسته نرم افزاری در کل بایستی قابلیت برنامه ریزی تمامی منابع را داشته باشدو بتواند آنها را مدیریت کرده و جنبه های مرتبط باسازمان را پوشش دهد .اما به طور کلی یک نرم افزار مناسب باید سه شرط سرعت کیفیت و قیمت مناسب را داشته باشد که دراین میان سرعت بالاترین معیار اهمیت رادارد. درتحقیق دیگری که توسط کومار در سال ۲۰۰۲ انجام شده است معیارهای انتخاب فروشنده بسته نرم افزاری در قالب فاکتورهایی با نظر خواهی از شرکتهای استفاده کننده از سیستم های ERPشناخته شده اند که درادامه به آنها اشاره خواهد شد (Kumar 2002). جدول ۲-۲ معیارهای انتخاب فروشنده نرم افزار
| معیارهای انتخاب فروشنده نرمافزار |
درصد پاسخ دهندگان |
| کابردی بودن سیستم ها |
۷۹ |
| قابل اعتماد بودن سیستم |
۶۴ |
| دارابودن بهترین رویه های موجوددرسیستم |
۵۰ |
| میزان انسجام بین اجزای نرم افزاری |
۵۰ |
| استفاده از آخرین فناوری موجود |
۴۳ |
| شهرت فروشنده |
۴۳ |
| فراهم و دردسترس بودن نسخه های دیگر موجود |
۲۹ |
| سازگاری با سیستم های دیگر موجود |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ب- ابعاد حقوقی جدائی اسکاتلند از انگلیس
۷۹
گفتار ششم: رهیافت حقوق بینالملل معاصر در پارادایم نوین
۸۱
نتیجه گیری و پیشنهادات
۸۸
منابع و ماخذ
۹۲
چکیده انگلیسی
۹۶
چکیده موضوع جدائیطلبی و تلاش برخی از گروههای اقلیت برای جدا شدن از دولت مادر، همواره مسألهای حساس برای جامعه بینالمللی به ویژه دولتی بوده که چند ملیتی یا چند قومیتی هستند. امروزه از حدود یکصد و نود کشور جهان، یکصد و بیست کشور دارای اقلیتهای بزرگ و عمدهای هستند و تعداد کمی از دولتها در جهان امروزی از همگونی فرهنگی و قومی برخوردار میباشند. موضوع جدائی یکجانبه پس از پایان استعمارزدائی و جنگ سرد وارد مرحلهای تازهای شد و نگرانی محافل بینالمللی افزایش یافت. صدور اعلامیه یکجانبه استقلال کوزوو در ۱۷فوریه ۲۰۰۸ وشناسائی آن از سوی بیش از ۷۶ کشور به ویژه کشورهای غربی ومخالفت شدید برخی دولت ها از جمله روسیه، صربستان، چین، موضوع جدائی طلبی و ارتباط و تعامل میان اصول حاکمیت و تمامیت ارضی دولتها از یک سو و حق تعیین سرنوشت مردم از سوی دیگر را در مرکز مباحث حقوق بینالملل قرار داد. چند ماه بعد در اگوست ۲۰۰۸ ابخازی و اوستیای جنوبی توسط روسیه و چند کشور مورد شناسائی قرار گرفت و با واکنش منفی دولتهای غربی مواجه گردید. علمای حقوق بینالملل در خصوص مشروعیت یکجانبه دو رویکرد متفاوت اتخاذ نمودهاند؛ گروه اول بر این عقیدهاند که در حقوق بینالملل حقی به عنوان جدائی طلبی بدون رضایت دولت پیشین وجود ندارد و قواعد حقوق بینالملل از حاکمیت و تمامیت ارضی دولتها دفاع میکند. اما گروه دیگر بر این باورند که در حقوق بینالملل قاعدهای در مورد «حق جدائی» یا «ممنوعیت حق جدائی» وجود ندارد و در صورتی که دولت جدید بتواند به طور مؤثر به اعمال حاکمیت بپردازدبه عنوان تابع حقوق بینالملل قابل پذیرش خواهد بود .عدهای نیز از این هم فراتر رفته اند وگفتهاند «به موجب قاعده ای در حال ظهور …حق تعیین سرنوشت در موارد نقض سیستماتیک حقوق بشر حقی قابل مطالبه میباشد». در تحقیق حاضر، سعی شده پس از تشریح حق تعیین سرنوشت و ارتباط آن با تجزیهطلبی، دیدگاه علمای حقوق بینالملل نسبت به مشروعیت جدائی یکجانبه مورد بررسی و در نهایت رویکرد نوین حقوق بینالملل با عنایت به قضایای کوزوو، ابخازی و اوستیای جنوبی، جنوب سودان و… تبیین میگردد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
واژگان کلیدی: جدائی یک جانبه، حق تعیین سرنوشت داخلی وخارجی، استقلال، جدائی چاره ساز مقدمه ارتباط میان جدائی طلبی وحقوق بینالملل از جمله موضوعاتی است که توجه دکترین را برای مدت طولانی به خود جلب نموده است. شکلگیری یک دولت جدید که به واسطه تجزیه حاکمیت یک کشور انجام میشود چالشهای نظری وعملی بسیاری را در حقوق بینالملل پدید میآورد. در حال حاضربسیاری از کشورها با پدیده جدایی طلبی روبرو هستند. در این کشورها گروههائی تحت عنوان قومیت، عرق یا مذهب درصدند تا به نحوی از لوای دولت مرکزی جدا شوند و برای این منظور به عبارت پرطمطراق حق سرنوشت در حقوق بینالملل متوسل میشوند. حقی که در آغاز در چارچوب استعمارزدایی رشد نمود وتا مدت ها خود را محدود و به همین عرصه مضیق میدید. با این حال امروزه به شدت به این شبهه دامن زده شده است که آیا میتوان به استفاده از این اصل تا بدان جا رسید که بتوان برای گروه های عرقی- مذهبی در یک کشور حقی برای جدایی متصور بود؟ حقیقت این است که تا همین چند سال اخیر میشد به ضرس قاطع ادعا کرد که قاطبه اعضا جامعه بینالمللی با به رسمیت شناختن چنین حقی برای گروه های اقلیت موجود در این کشورها مخالف هستند و درموارد طرح این قضایا همواره از اصل تمامیت ارضی دولت ها حمایت کرده اند. با این حال از سال ۲۰۰۸ میلادی زمزمه هائی این رویه قاطع را با چالش روبرو کرده است. ایالت کوزوو در ۱۷ فوریه ۲۰۰۸ علی رغم مخالف شدید صربستان، روسیه، چین، اعلامیه استقلال خود را صادر نمود. در این سال بسیاری از اعضای جامعه بینالمللی جدائی ایالت کوزوو از دولت صربستان را مورد شناسائی قرار دادند و تا تاریخ۲۰ آوریل ۲۰۱۰ از سوی ۷۵ کشور به رسمیت شناخته شده است. اعلام استقلال یکجانبه کوزوو، آبخازیا و اوستیای جنوبی نقطه عطفی برای تعیین تکلیف حقوقی این مساله در دهه اول قرن بیست و یکم پدید آورد. مجمع عمومی سازمان ملل در اکتبر ۲۰۰۸ با تصویب قطعنامهای از دیوان بینالمللی دادگستری خواست تا مطابقت اعلامیه یکجانبه استقلال کوزوو با مقررات حقوق بینالمللی را مورد بررسی قرار دهد. در پرتو مقررات مذکور اولین بار برخی از دولتها، به طور رسمی نظرات حقوقی خود را در این ارتباط منتشر کردند. دولت روسیه که مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی را در آگوست ۲۰۰۸ مورد شناسایی و با استقلال کوزوو مخالفت کرده، طی لایحهئی استقلال کوزوو را مغایر حقوق بینالملل دانست. روسیه معتقد بود که خارج از وضعیتهای استعماری، گروه های قومی حق جدائی ندارند، مگر آن که حقوق بنیادین گروه مربوط به صورت وسیع نقص شود و آنان مورد حمله مسلحانه آشکار حکومت مرکزی قرار گیرند. در چارچوب این تئوری کوزوو مصداق برخورداری از حق تعیین سرنوشت خارجی، شناخته نشد. در این حال این سوال مهم در برابر حقوقدانان بینالمللی قرار گرفت که آیا چنین رویهای را میتوان در حقوق بینالملل سرآغاز تغییری مهم دانست و ادعا کرد نگاه حقوق بینالملل نسبت به گروه های جدائی طلب تغییر کرده است؟ آیا میتوان گفت جدایی کوزوو، ابخازیا و اوستیای جنوبی زمینهای برای مشروعیت ادعای گروه های جدایی طلب در سایر کشورها و حقوق بینالملل ایجاد نموده است؟ رهیافت حقوق بینالملل معطوف به این پرسشها در ابتدای راه پر فراز و نشیبی قرار دارد که جز با تحقیقات آکادمیک و فراهم آوردن بستر دکترینهای اجتماعی امکان پذیر نیست. در واقع از یک طرف با افزایش حرکتهای جداییطلبانه توسط گروه های مردمی مستقر درکشوری مستقل مواجهایم و از طرف دیگر با فقد نظام حقوقی در این رابطه مواجه هستیم . مردمی که زمانی تابعیت بیچون و چرای کشور مرکزی را داشتهاند، امروز خواستار حرکت به سمت جدایی ومتهم به بی وفایی میشوند. آنها میخواهند بدانند که حقوق بینالملل چه حقوق و وظایفی را به آنها بار میکند و آیا مستحق جدایی و تشکیل کشوری مستقل هستند یا آنگونه که دولت مرکزی ادعا میکند، عمل آنها چیزی جز آشوب و خرابکاری نیست؟ از این رو برای به نظم درآوردن حرکتهای این چنینی در جهان و نزدیک کردن منطق جامعه بینالملل به هم، در ارتباط با مسئله جدائی طلبی کوششی را میطلبد که جز با تشبث به حقوق بینالملل محقق نخواهد شد . امروزه مسئله جدایی طلبی برای دولتها حائز اهمیت است. جدایی طلبی مفهومی است که دولتها کمتر مایل به بکار بردن آن در بیانات دیپلماتیک و حقوقی خود هستند و بیشتر ترجیح میدهند از واژه شورشی استفاده نمایند. جدایی یک گروه از دول مرکزی و اظهار وجود آنها به عنوان یک کشور جدید میتواند روابط بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد. قضایای نادری وجود دارد که در آن دولتی استقلال یک دولت جدا شده از خود را شناسایی نمود. (برای نمونه شناسایی بنگلادش پس از جدایی توسط دولت پاکستان به عنوان دولت مرکزی پیشین را میتوان ذکر نموده است). هم چنین این شناسایی ممکن است هنگامی که دیگر کشورها از استقلال کشور جدا شده حمایت نمایند، صورت گیرد. انسانها چه فطرتاً و چه ضرورتاً تمایل به زندگی درگروههای اجتماعی دارند. آنچه تاریخ نشان میدهد این است که فرد گروه ها به سمت کلان گروه ها حرکت کردهاند تا جایی که توانستهاند به یاری هم نظامهای سیاسی و حقوقی برای امورات داخلی وخارجی خود برپا کنند. این نظام سیاسی وحقوقی دردوران و ستفالی به شکل تکامل یافته و مقدس خود درآمد تا جاییکه حقوق بینالملل به جا مانده از آن میراث، مسئله حاکمیت کشورها را تا بوئی خدشه ناپذیر دانسته است. قرن ها سپری شد تا شاهد طلیعه مفاهیمی ازحقوق بشر در آسمان ظلمانی حقوق بینالملل شویم. در اصل نطفه حق تعیین سرنوشت در قرن ۱۹ بسته شد با طلوع مفهوم اصل ملیتها در این قرن دیگراین تنها دولتها نبودند که دارای حق بودند بلکه ملتها نیز حقوقی پیدا کردند. اصل ملیتها به این مفهوم بود: « افرادی که دارای نژاد، زبان، سنن، رسوم و تمایلات مشترک هستند، یک ملت را تشکیل میدهند و حق دارند در کشور مستقلی جمع شوند». این اصل منادی اصل تعیین سرنوشت بود که بعدا تبدیل به حقگردید. این اصل اولین بار در مواد ۲ و ۵۵ منشور سازمان ملل متحد و بعدا قطعنامه های متعدد سازمان ملل و سپس در میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و میثاق حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۹۶۶ متبلور و وارد حقوق بینالملل موضوعه گردید.جامعه بینالمللی شاهد تحولاتی در مرحله حق تعیین سرنوشت بوده است. باید دانست جدایی در شکل امروزی در اصل از مصادیق حق تعیین سرنوشت محسوب نمیگردید. اولینگروه مستحق استقلال که حقوق بینالملل به رسمیت شناخت ملتهای تحت استعمار بودند. پس از آن مردم سرزمینهای خود مختار و مردم سرزمینهای اشغالی به عنوان گروه های مستحق جدایی معرفی شدند. گروه بعدی مردم تحت سلطه دولت نژادپرست بودندکه پس از واقعه رودزیای جنوبی درسال ۱۹۶۴ ، دیوان به حق تعیین سرنوشت داخلی آنها رأی داد. پس از آن درسالهای اخیر، نقض فاحش حقوق بشر در نقاط مختلف دنیا، از جمله ارامنه ترکیه، چچن، قره باغ ، کوزوو، اوستیای جنوبی و آبخازیا، سودان جنوبی، این مسئله را به وجود آورد که آیا نقض حقوق بشر میتواند به گروه های تجزیه طلب حق جدایی از سرزمین مادریشان را بدهد؟ درحالی که چنین حقی درحقوق بینالملل موضوعه وارد نشده، آیا میتوان طلیعه ظهور این حق را در حقوق بینالملل نوین مشاهدهکرد؟ بدین جهت و به واسطه آنکه تحقیق مفصل و مستقلی در رابطه با این طلیعه نوظهور در حقوق بینالملل نسبت به تجزیهطلبی صورت نگرفته است. در پایان نامه حاضر تلاش شدتا به صورت جامعی ماهیت ومفهوم تجزیهطلبی، حق تعیین سرنوشت، رویه دولتها در ارتباط با جدائی یک جانبه، رویکرد نوین حقوق بینالملل نسبت به تجزیهطلبی با عنایت به آراء محاکم صادرهداخلی و بینالمللی روشنگردد. هرچند بررسی جامع تجزیهطلبی درحقوق بینالملل به دلیل حساسیت بالای سیاسی و امنیتی آن، رویهای بعضاً متناقض دولتها ونیز صدور قطعنامه و بیانیههای پیچیده و یا متضاد یکدیگر در صحن سازمان های بینالمللی، بسیار مشکل میباشد. الف- بیان مسئله واهمیت آن حق بر جدایی را میتوان مشروعیت جدا شدن کامل گروهی از جمعیت از صلاحیت دولتها در مصادیق حقوق بینالملل تعریف کرد. حقیقت این است که چنین حقی در موارد محدود و معدودی توسط حقوق بینالملل تا پیش از دهه هشتاد خورشیدی نیز به رسمیت شناخته شد. مهمترین این موارد حق جدائی مستعمرات یک سرزمین از دولت مرکزی استعمارگر می باشد. [۱] درعین حال بر اساس رفراندوم یا صورت دیگری از یک تصمیمگیری آزاد، کلیت مردم سرزمین مادر میتوانند به جدایی یک بخش از سرزمین خود رضایت دهند و چنین امری به هیچ وجه مغایر با حقوق بینالملل نخواهد بود، چه آن که دولت جدید بدون هیچ مشکلی از حیث حقوق بینالملل از مشروعیت کامل برخوردار خواهد بود . از اینها گذشته زمانی که الحاق جزئی از سرزمین به زور و برخلاف حقوق بینالملل انجام شده باشد، واحد الحاق شده میتواند هر زمانی که بتواند از کشور الحاقکننده جدا شود و چنین جدایی کاملا منطبق با حقوق بینالملل خواهد بود. با این حال جدایی گروه های عرقی، نژادی، زبانی، مذهبی و دیگر گروه های اقلیت، خارج از موارد یاد شده، عمیقاً با حقوق بینالملل تعارض داشت و به ویژه زمانی که به صورت یکجانبه انجام میشد با مخالفت جدی رویه دولتها روبرو میگردید. ولی در طول زمان و به تدریج با گسترش نظام حقوق بشر در عرصه جهانی، تلاش شد تا دست دولت مرکزی در مقابل گروه ها و جریانهای اقلیت کاملاً آزاد نباشد از این روحق تعیین سرنوشت به دو جنبه داخلی و بینالمللی تقسیم گردید. در جنبه داخلی حق تعیین سرنوشت این امر در حقوق بینالملل مورد توافق قرارگرفت که یک گروه اقلیت بتواند در تعیین سرنوشت خود با حکومت مرکزی شراکت موثر داشته باشد ولی درهمان حال این امر مورد تاکید قرارگرفت که گروه های اقلیتی نمیتوانند مدعی جنبه خارجی حق تعیین سرنوشت باشند؛ یعنی حق داشته باشند تا در صورت تمایل به صورت یکجانبه از دولت مادرجدا شوند ودولت مستقلی تشکیل دهند. در واقع چنین رویکردی به دلیل تعارض با اصل تمامیت ارضی دولت ها مورد انکار قرار میگرفت. این دیدگاه، نگاه غالب حقوقدانان بینالملل به شمار میرفت که هیچ استثنای دیگری را به زیان تمامیت ارضی یک کشور نمیپذیرفت. در همین برهه زمانی، دکترین موازی در میان برخی از حقوقدانان بینالمللی به ویژه حقوقدانان آلمانی رشد کرد که معتقد بود در شرایط فوق العاده استثنایی، گروه های عرقی - نژادی، اقلیت میتوانند از حق جدایی برخوردار باشند.[۲] حسب این دیدگاه، یک گروه عرقی-نژادی اقلیت، میتواند در صورت سرکوب و قهر غیرقابل تحمل دولت مرکزی ودر حالتی که این جدایی تنها راه حل نهایی آنها از این قهر و سرکوب باشد از سرزمین مادر جدا شود؛ از منظر این دیدگاه، ارتکاب جنایت شدید بینالمللی مانند نسل کشی، نقض سیستماتیک و گسترده حقوق بشر و جنایت علیه بشریت، میتوانست راهنمایی برای شناخت این وضعیت غیر قابل تحمل باشد. جدایی طلبی به عنوان مسئلهای مبتلا به دوران ما، به عنوان پروندهای گشوده بر روی میز حقوقدانان بینالمللی، ضرورت تحقیق پیش رو را محرز میکند. در این تحقیق میبایست به دو موضوع اساسی رسیدگی شود: اول این که با تدقیق در رویه های بینالمللی و اسناد بینالمللی موجود، تفاوت جداییطلبی مشروع و جداییطلبی نامشروع را دریابیم تا از این طریق اقوام مستحق جدایی و حکومتهای مستحق سرکوب را باز شناسیم. دوم این که در پس این پاسخ ببینیم که آیا میتوان از مفهوم جدیدی تحت عنوان حقوق بینالملل جدایی طلبی سخن به میان آورد؛ اگر آری، حدود و ثغور حقوق و تعهدات این حوزه کدامند؟ تمام این ابهامات کافی است تا بگوییم جدایی طلبی پدیدهای است روز افزون که برخلاف اهمیتش در حقوق بینالملل با خلاء حقوقی در آن مواجهیم. دلیل این امر نیز برخوردهای سیاسی دولتها با این واقعیت و رجوع کمتر آنها به حقوق بینالملل است. وظیفه حقوقدانان بینالمللی تلاش برای ایجاد بسترهای لازم جهت قانونمند شدن حقوق و تعهدات متقابل جدایی طلبان و کشور میزبان و کشورهای ثالث است موضوعاتی همچون مسئولیت بینالمللی، شناسایی شرایط تشکیل کشور، حقوق بشر دوستانه، حقوق جانشینی، حق تعیین سرنوشت از دیگر ابعاد حقوقی این مسئله سیاسی هستند که درخور بررسیهای بیشتر در این رابطه هستند. افزایش ۵۴ عضو ملل متحد درسال ۱۹۴۵ به ۱۴۹ عضو درسال ۱۹۸۴ اساسا به دلیل استعمار زدایی بوده و افزایش آن از ۱۵۱ عضو درسال ۱۹۹۰ به ۱۹۳ عضو تا به امروز به طورکلی به دلیل جدائی بوده است. این اتفاق (یعنی ظهورکشورهای جدید ناشی ازجدایی) اهمیت بررسی جبران خسارت ناشی ازنقصهای احتمالی تعهدات بینالمللی دولتمرکزی، جداییطلبان ودولت ثالث در طول جنگ داخلی و دیگر روابط حقوقی فیما بین آنها را در برابر یکدیگر نشان میدهد. بنابراین یک محقق بهدنبال این استکه پدیدهی جدای طلبی را در چارچوب حقوقی، تفسیر مترقیانه کرده و با حقوقیکردن ابعاد اینپدیده به حقوقیشدن مفهوم جداییطلبی کمک کند. در تحقیق حاضر سعی میگردد معیارهایی برای قانونمند کردن این پدیده روز افزون جدایی طلبی و رویه دولتها و رویکرد حقوق بینالملل در اینخصوص تحلیل گردد. ب- روش تحقیقات، مشکلات ومحدودیت ها تعیین روش تحقیق به صورت جمع آوری مطالب با بهره گرفتن از منابع کتابخانهای و سایتهای اینترنتی و در عین حال به صورت تحلیلی وتوصیفی میباشد که از اهداف تحقیق تبعیت میکند، از ویژگی های تحقیق حاضر، بررسی رویه دولتها و رویکرد حقوق بینالملل در خصوص مشروعیت جدائی یکجانبه و تا حد زیادی توجه به عرف بینالملل میباشد، نظریات علمای حقوق بینالملل در این باب مورد توجه قرار گرفته و با لحاظ نمودن کتب و مقالات مرتبط با تجزیهطلبی، استفاده لازم از آنها در ارائه مطالب، مفید واقع شده است. استفاده از دیدگاه حقوقدانان بینالمللی در ارائه مطالب وتحلیل حقوقی موضوع مورد تحقیق، حائز اهمیت میباشد. فقر منابع فارسی در این حوزه مسلم است و تعداد کتب اندکی در داخل کشور به صورت غیر مستقیم مرتبط با موضوع به رشته تحریر در آمده است و به دلیل حساسیت بالای موضوع مورد بحث، استفاده از سایتهای اینترنتی در داخل محدودیتهای زیادی داشتهاند. به طور کلی در خصوص قانونمند کردن این پدیده ضروری است، حقوقدانان و مراجع بینالمللی در تبیین موضوع، بسترهای لازم را جهت قانونمند شدن حقوق و تعهدات متقابل جدائیطلبان و حکومت مرکزی و دولتهای ثالث فراهم نمایند تا معیارهائی برای قانونمند کردن این پدیده روز افزون(جدائیطلبی) به دست آید و این پدیده بین المللی، حقوقی گردد تا بتوان سرفصلی تحت عنوان جدائیطلبی در حقوق بینالملل را به نظم کشید. متأسفانه تا به حال اقدامات کافی در این خصوص صورت نگرفته است و این میتواند از محدودیتهای تحقیق حاضر باشد. ج- پیشینه تحقیق بیشترین تحقیقات صورت گرفته در این زمینه در قالب اصل و حق تعیین سرنوشت مردم بوده است و تحقیقات جامع و پایاننامهای درخصوص موضوع بحث در مطالعات حقوقی بینالملل در داخل کشورمان صورت نپذیرفته، اما مرتبطترین پژوهشهای انجام شده به زبان فارسی در یافته های نگارنده عبارتند از سرنوشت کوزوو از آقای وحید پرست تاش، روند جدائی در حقوق بینالملل از آقای دکتر سید یاسر ضیائی، بررسی مشروعیت جدایی یکجانبه در حقوق بینالملل از آقای ستار عزیزی در شماره سی و هشتم از مجله حقوقی بینالمللی، مقاله تحول حق تعیین سرنوشت در چارچوب ملل متحد از خانم مهناز اخوان خرازیان در شماره سی و ششم از مجله حقوقی بینالمللی. منابع به زبان انگلیسی که در تحقیقات نگارنده یافت شد عبارتند از حقوق بینالملل نوین از آقای مایکل اکهرست، جدایی: چشم انداز حقوق بینالملل از پورفسور مارسلو کوهن، ادعای اقلیت: از خودمختاری تا جدایی، حقوق بینالملل و رویه دولتی از آقای ولهن گامادر. منتها در خصوص مورد بحث به نحو مشخص وتخصصی بررسی واظهار نظر نشده است وتنها این تحقیق بوده که به ابعاد قضیه توجه همه جانبه نموده است و از زوایای مختلف سعی شده است ضمن تعریف حقوقی جدائی طلبی، عوامل به وجود آمدن آن و رویکرد نوین حقوق بینالملل با عنایت به آرای محاکم داخلی و بینالمللی مد نظر قرار گیرد. د- سوالات تحقیق ۱-آیا حقی مشروع به عنوان جدائی طلبی در حقوق بینالملل وجود دارد؟ ۲- کدام گروه از جدایی طلبان مستحق جدایی هستند؟ ۳- تئوری «جدائی چاره ساز » در نظام حقوق بینالملل معاصر دارای چه جایگاهی است؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- بر اساس تبیین آیات قرآن و تاریخ جاهلی، بازتولید بسیاری از شاخصهای نظام سیاسی جاهلیت پس از رحلت پیامبر(ص) به سبب کسب قدرت و مشروعیت مهمترین زمینه سیاسی جعل حدیث هستند.
- بر اساس آیات قرآن و اشاره برخی از روایات، جریان سیاسی منافقان بیشترین تأثیر را در جعل حدیث داشته است.
- مهمترین عوامل سیاسی جعل حدیث، سیاست منع تدوین حدیث، تئوری عدالت صحابه و شکلگیری قصاص با مجوز و حمایت حاکمان است.
- بسیاری از عواملی که بهظاهر در زمره عوامل مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قرار میگیرند، عملاَ در تحقق قدرت و تثبیت حاکمیت مؤثر بودهاند و یا اساساً توسط حاکمیت و غیرمستقیم مورداستفاده سیاسی قرار گرفتهاند. بهعنوانمثال مذاهب فقهی و کلامی عموماً در بستر حاکمیت نشو و نمو مییابند یا جریانی کلامی همسو با حاکمیت شکوفا میشود، همچنان که عالمان به حاکمیت تقرب میجوید و یا عوام ناخواسته مروج سیاستی میشوند.
جنبه نوآوری تحقیق
این پژوهش تلاش نموده است تا بر اساس قرآن و یافتههای تاریخی، جریانهای سیاسی مخالف پیامبر(ص) و زمینههای جعل حدیث را شناسایی نموده و مهمترین راهبردهای آنها را که مستقیم و یا غیرمستقیم به جعل حدیث منجر شده است بررسی و تحلیل نماید. بهعبارتدیگر پژوهش مستقلی در جهت شناسایی عوامل سیاسی جعل حدیث که مبتنی بر تحلیل زمینههای آن بر اساس قرآن و تتبعی تاریخی که قبل از وقوع سیاستهای جعل حدیث باشد، صورت نگرفته است.
پیشینه پژوهش
در زمینه پیشینه پژوهش با دو دسته از تألیفات روبرو هستیم: - دسته نخست تألیفاتی است که در دوره معاصر در حوزه فقه الحدیث بهصورت عام و احادیث موضوعه بهصورت خاص به رشته تحریر در آمده است و بنا بر ضرورت حداقل در بخشهایی از بحثهای خود به عوامل و انگیزههای جعل حدیث توجه داشتهاند که به سبب کثرت، احصای آنها در این مجال نمیگنجد؛ در این نوع پژوهشها به صورت موجز تنها به برخی از زمینهها و علل جعل پرداخته شده است؛ لیکن عوامل سیاسیِ مورد تاکید این پژوهش بررسی نشده است و میان برخی از عوامل و عوامل سیاسی خلط شده است؛ برخی از این آثار عبارتند از: غروی نائینی، نهله، فقه الحدیث و روش های نقد متن، تهران، دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۷۹ش مسعودی، عبدالهادی، وضع و نقد حدیث، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۸۸ش رفیعی محمدی، ناصر، درسنامه وضع حدیث، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۴ش - نمونهای از پژوهشهایی که در قالب کتاب، مقاله و پایاننامه بهصورت اختصاصی به زمینهها و انگیزههای جعل پرداختهاند عبارتاند از: کتابها -شهرستانی، سید علی، منع تدوین حدیث، مجمع جهانی اهلبیت علیهمالسلام، ۱۳۹۰ش در این کتاب نویسنده با ذکرشواهد و قراین تلاش نموده اثبات نماید که اجتهاد در مقابل نص، ثمره ناگوار منع تدوین حدیث پیامبر(ص) بود است؛ کتاب سرشار از شواهد وقراین تاریخی است و هرچند در خصوص نقش خلفا و حاکمان در منع تدوین حدیث مطالب فراوانی دارد که نشان از تتبع مؤلف است؛ لیکن تنها به عامل سیاسی منع تدوین حدیث پرداخته است وعموماً از شواهد مقارن یاد کرده است؛ به عبارتی عدم توجه به جریان شناسی قرآن و شواهد تاریخ جاهلی از نقایص این اثر است. معروف حسنی، هاشم، الموضوعات فی الأخبار و الآثار، ترجمه حسین صابری، مشهد، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۷۲ش در این پژوهش هر چند مؤلف در آغاز فصل سوم با رویکردی انتقادی به عملکرد عالمان شیعه و اهل سنت در ارزیابی روایات، توجه به سیاستهای حاکمان را راه حل ارزیابی بیطرفانه در مورد حدیث دانسته است و در فصل چهارم و در مقام عمل نیز روایات جعلی در منقبت و منقصت خلفا و اهل بیت آورده است تا نشان دهد در هر دو مذهب روایات جعلی وجود داشته است؛ لیکن به خوبی به راهبردهای حاکمان که به جعل انجامیده است و مورد تاکید مؤلف نیز بوده است، اشاره نشده است و در بیان مصداق حاکمان، تنها به دوران بنی امیه که اوج جعل حدیث است، پرداخته شده است؛ به نظر می رسد در این اثر مؤلف تلاش نموده است راهی میانه رفته تا زمینه بررسی علمی روایات فراهم آید و با دوری از تعصب مذهبی، از جعل انگاریهای کلی در مورد احادیث فریقین جلوگیری شود؛ لیکن در کتاب «دراسات فی الحدیث و المحدثین» از همین مؤلف و در بحث رد عدالت صحابه ایشان شواهد و قراینی را میآورد که خبر از به بیراهه رفتن سخنان پیامبر(ص) بلافاصله پس از رحلت ایشان و در زمانی قبل از دوران بنی امیه دارد. لیکن در مورد خلفا و تاثیر راهبرد منع تدوین حدیث در جعل به صراحت حدیث مطالبی بیان نشده است گو اینکه داوری به خواننده سپرده شده است؛ به نظر میرسد مبنای ایشان در خصوص تقریب هر چند در اثر دوم که بیشتر بحثهای نظری دارد کم رنگتر است اما در اثر نخست ایشان یعنی الموضوعات چنان پررنگ میشود که گاهی برخی از روایات کافی نیز بدون بررسی و تحلیل موشکافانه جعلی دانسته میشود و یا از حجیت ساقط میشود. مقالات -Yazigi, Maya, Ḥadīth al-’ashara or the Political Uses of a Tradition, Studia Islamica, No. 86 (1997), pp. 159-167 در این مقاله مایا یازکی نشان میدهد حدیث «عشره مبشّره» شاهدی بر درستیاش وجود ندارد و از سوی مهاجران مکه برای غلبه بر انصار مورد استفاده قرار گرفته است که با مشروعیت بخشی به جریان سیاسی حاکم، تاکید نمایند رهبر جامع اسلامی باید قریشی باشد. وی اشاره میکند که این حدیث از قرن ده هجری به سبب تقویت سیاسی – مذهبی شیعه، مورد اقبال بیشتری قرار گرفته است. وی سپس شواهدی را بیان می کند که بر جعلی بودن این روایت دلالت دارد؛ این پژوهش هر چند کاری روشمند و مبتنی بر شواهد متنوع است و سرنخ های خوبی به محققان در ارزیابی برخی روایات جعلی سیاسی میدهد لیکن عدم توجه به برخی از زمینههای سیاسی جعل حدیث (که در کتب تاریخ و [تفاسیر] قرآن موجود است) از نقایص کار است. روایت مورد بررسی وی، در این رساله در زمرهی روایات جعل فضائل قرار میگیرد که زمینه پیدایش طرح تئوری عدالت صحابه را ایجاد نموده است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
- سجادی، سید احمد، انگیزههای جعل حدیث، نشریه الکترونیکی معالم، دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، شماره دوم. در این مقاله به صورت موجز با تأکید بر شناخت انگیزههای جعل حدیث در تشخیص احادیث سره از ناسره، اهمیت پرداختن به احادیث جعلی، منشأ اختلاف مردم در حدیث، زمینهها و انگیزههای سیاسی، دینی، مذهبی، تبلیغاتی، اجتماعی و اقتصادی جعل حدیث موردبررسی قرارگرفته است. اما فراتر از تنوع زمینههای جعل و انگیزه آن سخنی به میان نیامده است و تبیین نشده است که نقش هر یک از زمینههای جعل حدیث به چه میزان است؛ انفعال در مقابل نقلهای منابع درجه دوم نسبت به انگیزههای جعل حدیث بدون تأکید بر اینکه بسیاری از انگیزههای جعل حدیث مبتنی بر انگیزههای سیاسی است، از اشکالات عمده این مقاله است. از سوی دیگر بسیاری از انگیزه و به خصوص انگیزه سیاسی جعل حدیث بهدرستی مورد مداقه قرار نگرفته و ازاینرو نتایج جدیدی در برندارد و تنها به اهمیت انگیزه جعل در کنار سایر بحثهای حوزه احادیث موضوعه پرداخته است. به علاوه میان انگیزه جعل حدیث و عامل جعل حدیث تفاوت نهفته است. کریمی، محمود، انگیزههای سیاسی در جعل روایات مدح و ذم بلاد، دانش سیاسی، سال ششم، شماره اول، ۱۳۸۹، صص ۸۵-۱۲۵ در این پژوهش هرچند به تأثیر انگیزه سیاسی در جعل حدیث پرداخته شده است اما تنها به یکی از مؤلفههای موجود در جعل حدیث پرداخته است که بر اساس آن بهخوبی میتوان دریافت انگیزههای سیاسی از هیچ مجالی برای جعل حدیث فروگذار نمیکرده است؛ اما همانگونه که از عنوان مقاله پیداست تنها به بخشی از انگیزه سیاسی در حوزه ذم و مدح بلاد اشاره نموده است. پایان نامه ها بستانی، ملاکها و معیارهای وضع حدیث، رساله دکتری دانشگاه تربیت مدرس تهران، استاد راهنما: دکتر سید محمدباقر حجتی ۱۳۸۲ق این رساله هرچند بر اساس هدف مؤلف در دستهبندی معیارهای جعل حدیث موفق بوده است، لیکن عدم پرداختن به عوامل جعل به صورت عام و عامل سیاسی به صورت خاص سبب شده است که نقش این عوامل در تقسیم بندی ملاکها ومعیارها به خوبی دیده نشود.
روش پژوهش
این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بردادهها و منابع کتابخانهای و نرم افزارهای جامع التفاسیر، جامع الأحادیث، المکتبه الشامله و نورالسیره سامان یافته است. این پژوهش مشتمل بر ۴ فصل است فصل اول: در این فصل به بیان مقدمه، کلیات پژوهش و تعریف و تبیین مفاهیم پرداخته شده است. فصل دوم: در این فصل که زمینهای برای تحلیل دقیق و عمیق جریانهای سیاسی مرتبط با جعل حدیث است، نظام سیاسی جاهلیت تا نظام سیاسی آستانه بعثت پیامبر(ص) بررسی شده است و آخرین جریانهای سیاسی فعال در آخرین سالها و لحظات حیات پیامبر(ص) شناسایی و ارتباط آنها با جعل حدیث تبیین شده است. فصل سوم: در این فصل رفتارها و راهبردهای حاکمان در جعل حدیث در سه محور عمده مورد بررسی قرار گرفتهاند که عبارتند از: منع تدوین و نقل حدیث (به عوامل پیشینی منع تدوین حدیث: مانند تخلف از جیش اسامه و ممانعت از نوشتن وصیت پیامبر(ص) در ماجرای قلم و دوات اشاره شده است؛ سپس منع تدوین حدیث در دوره خلفاء بررسی شده و در ادامه روند منع تدوین حدیث و شیوع جعل در دوره بنیامیه و بنیعباس تا تدوین جوامع حدیثی مورد واکاوی قرار گرفته است). عدالت صحابه شکلگیری قصاص فصل چهارم: در این فصل که آخرین فصل پژوهش است، نتایج ارائه گردیده است.
مفاهیم نظری
سیاست
سیاست در لغت
سیاست از ماده «س و س» گرفته شده است؛ «ساس الامرَ سیاسهً» یعنی به امر و کاری قیام کرد. مفعول فعل ساس یعنی «الأمر» میتواند امر، انسان(رعیت) و یا حیوان باشد. در مورد امر به معنای تدبیر و برپا داشتن آن، در حیوان به معنای تیمار نمودن و در مورد رعیت به معنای عهده دار شدن امور آنها است.[۲] ابن منظور هر چند در معنا نمودن «ساس الامر سیاسه» به قیام نمودن به امر و عهدهدار شدن امور مردم با لغتشناسان پیش از خود همراه است اما وی اسم فاعل آن را به معنای ریاست و سیاست را به معنای قیام به چیزی بنابر مصلحت آن میداند.[۳] فیروزآبادی پس از وی ادب شدن و ادب نمودن را نیز در معنای ماده فعلی آن آورده است، وی سیاست را امر و نهی کردن و به عبارتی فرمانروایی میداند و لذا «سوّس فلان امر الناس» را به معنی «پادشاه آنها شدن» میداند.[۴] به نظر میرسد در زمان ابنمنظور و فیروز آبادی(قرن ۸ به بعد) موضوع سیاست به گونهای خاص تدبیر امور مربوط به مردم را در بر میگرفته است و سیاست به معنای ریاست و حکمرانی به صورت گفتمان ناظر بر یک فن مهم مطرح بوده است. فرهنگ لغت معاصر عرب نیز سیاست نسبت به مردم را به معنای حکمرانی، رهبری و مدیریت امور آنها و نسبت به کارها و امور تدبیر، اداره و مدیریت آن و در مورد حیوانات تربیت و تیمار آنها میداند.[۵] از بررسی معنای ماده سیاست میتوان دریافت که تدبیر، مدیریت، ریاست، تربیت، مصلحت و تادیب معنای مشترک ماده «ساس» در مورد امور، حیوان و انسان است و بیشتر لغت شناشان «فعل سائس» را، سیاست دانستهاند.[۶]
سیاست در اصطلاح
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
معایب روش کنترل با برنامهریزی جریان عبارتاند از: اولاً، حساسیت آن به نویز در سیگنالهای is(t) و icontrol(t) میباشد. این نویز میتواند فیلیپفلاپ را بازنشانی کرده و عملکرد مدارکنترلی را قطع کند. یک فیلترینگ برای مانیتور کردن شکل موج جریان سوئیچ، برای حذف پالسهای کوتاهمدت ایجاد شده بوسیله بار ذخیره شده در دیود، ضروری میباشد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ثانیاً، روش برنامهریزی با رجیان هنگامی که سیکلکاری متوسط۵/۰D>باشد، باعث از دست رفتن پایداری میشود. معادله ۳ـ۳ ]۴۰[ نشان میدهد که بعد از یک سیکل کلیدزنی محدود اغتشاشات جریان القاگر افزایش مییابد. این نوسان در حال رشد کنترلر برنامهریزی شده با جریان را بعد از یک سیکل کاری محدود اشباع میکند. اگر۵/۰ D<باشد، اندازه اختشاشات شکل موج جریان القاگر پس از چند سیکل کلیدزنی کوچک میگردد. شکل ۳-۱۳ a) و b) شکل موج جریان القاگر، کنترل شده بوسیله کنترل با برنامهریزی با جریان به ترتیب با ۷/۰ D=و ۳/۰ D=نشان میدهد. هنگامی که ۷/۰ D=است اغتشاشات در هر سیکل کاری با فاکتور (D/1-D)n افزایش مییابد در حالیکه برای ۳/۰ D=اغتشاشات با همان فاکتور در هر سیکل کاری کاهش مییابد. (۳-۳) که در آن n تعداد پریودهای کلیدزنی میباشد. شکل۳-۱۳- a) نوسان ناپایدار هنگامی که۷/۰ D=. میتوان دید که اغتشاشات در هر سیکل کاری با فاکتور(D/1-D)n افزایش مییابد. b) فرمان پایدار در ۳/۰D=، در این حالت اغتشاشات در هر سیکل کاری با همان فاکتور کاهش مییابد. مسئله ناپایداری برای ۵/۰ D>یک مشکل رایج در کنترل با برنامهریزی جریان برای تمام توپولوژیهای مبدل DCبه DC میباشد. مشکل ناپایداری میتواند در همه سیکلهای کاری با اضافه کردن یک شیب مصنوعی به شکل موج جریان سوئیچ شده حاصل از مانیتورینگ حل گردد. این در شکل ۱۴ـ۳ نشان داده شده است، که در آن کنترلر سوئیچ را خاموش میکند هنگامی که:
شکل۳-۱۴: پایدارسازی کنترل برنامهریزی جریان با افزدون یک شیب مصنوعی به جریان اندازهگیری شده سوئیچ. سوئیچ به ازای برقراری معادله ۳-۴ خاموش میشود. ۳-۸- سیستم کنترلی ساختار متغییر (VSCS) سیستم کنترلی ساختار متغیر (VSCS)، همانگونه که از اسم آن هم پیداست، یک کلاس از سیستمها میباشد که به موجب آن قانون کنترل، با توجه به برخی از قوانین تعیین شده که به حالت سیستم بستگی دارد، در طی فرایند کنترلی عوض شده است. تحقیقات و کاربردهای VSCS در مبدلها در نظر گرفته شده است ]۴۵، ۴۶، ۴۷[ به منظور تصویرسازی، یک سیستم با دو انتگرالگیر به همراه حلقه فیدبک در شکل ۳-۱۵ نشان داده شده و بوسیله معادله ۳-۵ ارائه شده است. شکل ۳-۱۵- یک بلوک دیاگرام ساده از یک سیستم درجه ۲ (دو انتگرالگیر) با کنترل فیدبک استفاده شده برای توضیح سیستم کنترل ساخترا متغیر (VSCS).
که در آن u(t) سیگنال کنترلی است در ابتدا با در نظر گرفتن تأثیر استفاده از قانون کنترل فیدبک داریم: که در آن k یک اسکالر مثبت و y(t) خروجی میباشد. یک راه تحلیل نتیجه حرکت حلقه بسته، استفاده از تصویر فاز[۲۹] میباشد که در اصل نمودار سرعت نسبت به موقعیت میباشد. جایگزینی معادله ۳-۶در ۳-۵و ضرب کردن نتیجه در y به معادله زیر منجر میشود:
انتگرالگیری از معادله ۳-۷ منجر به رابطه زیر بین سرعت و موقعیت میشود:
که در آن c بیانگر ضریب ثابت انتگرالگیری ناشی از شرایط اولیه بوده و مثبت میباشد. آنچه که بسیار مهم است، این است که زمان سریعاً در معادله ۳-۸ ظاهر نمیگردد. یک دیاگرام نسبت به y یک بیضی است که بستگی به شرایط اولیه دارد؛ شکل بیضی در شکل ۳-۱۶ نشان داده شده است. میتوان گفت که قانون کنترل در معادله ۳-۶ مناسب نیست، از آنجایی که، همان گونه که در شکل ۳-۱۶ نشان داده شده است متغیرهای و y به سمت نقطه شروع حرکت نمیکنند (حلقه بسته پایدار است، آن پایدار نیست، با این وجود آن مجانباً پایدار است). برای بدست آوردن یک سیستم مجانباً پایدار، قانون کنترلی زیر میتواند در نظر گرفته شود:
شکل ۳-۱۶-: تصویر فاز از حرکت هارمونیکی ساده. خط سیر پایدار است اما مجانباًپایدار نمیباشد که در آن ۰<k1<1<k2. تصویر فاز (y) بوسیله قانون کلیدزنی در چهار ربع که بوسیله محورها از هم جدا شدهاند، تقسیم شده است (شکل ۳-۱۶).قانون کنترلی u=-k2.y در ربعهای صفحه فاز که با (a) بر چسبگذاری شدهاند، تأثیرگذار خواهد بود. در این ناحیه، فاصله از محل شروع نقاط در تصویر فاز در طول خط سیر سیستم کاهش مییابد. بعلاوه، در ناحیه (b) هنگامی که قانون کنترلی u=-k1.y برقرار است، فاصله از محل شروع نقاط در تصویر فاز نیز کاهش مییابد. این سیستم به طور واضح با تعریف VSCS که پیشتر ذکر گردید، متناسب است. برای تصویر فاز سیستم حلقه بسته تحت قانون کنترل VSC ، u بوسیله متصل کردن نواحی مناسب از دو تصویر فاز شکل ۳-۱۶ بدست میآید. در این روش، صفحه فاز با سستی به نقطه آغاز به صورت مارپیچی شده حرکت مجانباً پایدار نتیجه گردد (همان گونه که در شکل ۳-۱۷ نشان داده شده است).
شکل ۳-۱۷.صفحه فاز سیستم تحت VSCS، خط سیر به سمت نقطه آغاز بوده و مجانباً پایدار است. ۳-۹کنترل مد لغزشی[۳۰] (SMC) یک روشی که با طبیعت غیر خطی منابع تغذیه سوئیچ شده (دارای سوئیچ) مطابقت دارد تحت عنوان SMC معرفی شده است که از تئوری VSCS استخراج میشود. این روش کنترلی مزیتهایی را در مقایسه با روشهای کنترلی دیگر پیشنهاد میدهد]۴۸، ۴۹، ۵۰،۵۱، ۵۱، ۵۲، ۵۳[که عبارتاند از: پایداری حتی برای نوسانات بزرگ خط و بار؛ مقاوم بودن،[۳۱] پاسخ دینامیکی بهتر و پیادهسازی سادهتر سیستمهای ساختار متغیر (VSS)، سیستمهایی هستند که ساختار فیزیکی آنها معمولاً در طول زمان با توجه به ساختار کنترلی تغییر میکند. لحظاتی که در آن تغییر ساختار اتفاق میافتد، بوسیله حالت فعلی سیستم تعیین میگردد. از این نقطهنظر منابع تغذیه سوئیچ شده یک کلاس خاص از VSS را ارائه میکنند، چرا که ساختار آنها متناوباً بوسیله عمل کنترلی سوئیچها و دیودها تغییر میکند. SMC برای VSS یک راه جایگزین برای پیادهسازی عمل کنترلی پیشنهاد میکند که در واقع از ماهیت ساختار متغیرهای ذاتی مبدلهای DCبهDC نشأت میگیرید. در عمل، سوئیچهای مبدل به صورت تابعی از مقادیر لحظهای متغیرهای حالت برگردانده میشود به صورتی که خط سیر سیستم بر روی یک سطح انتخاب شده مناسب در فضای حالت که صفحه لغزنده[۳۲] نامیده میشود، قرار بگیرد. ویژگی قابل توجه SMC توانایی پاسخگویی آن در سیستم کنترل مقاوم[۳۳] میباشد. ۳-۹-۱- اساس کنترل مد لغزشی نتایج مثال برجسته با بهره گرفتن از قانون ساختار متغیر معادله ۹ـ۳ به وسیله معادله زیر داده شده است:
که در آن تابع کلیدزنی به صورت زیر تعریف میگردد.
که در آن k یک اسکالر مثبت برای طراحی میباشد. دلیل استفاده از عبارت تابع کلیدزنی روشن است، چرا که تابع داده شده در معادله ۳-۱۱ برای تصمیمگیری در مورد اینکه کدام ساختار کنترلی بایستی در هر نقطه ( و y) در صفحه فاز مورد استفاده قرار گیرد، به کار میرود. معادله ۳-۱۰ بصورت مختصرتر به صورت زیر نوشته میشود:
که در آن sign(0) همان signum یا به اختصار تابع علامت میباشد. معادله ۳-۱۰ برای کنترل کردن دو انتگرالگیر استفاده میشود. برای مقادیر بزرگ ، تصویر فاز در شکل ۳-۱۸ نشان داده شده است. خطوط نقطهچین در شکل، نشاندهنده مجموعه نقاطیاند که برای آنها است؛ که در این حالت یک خط مستقیم با گردایان kـ از مبدأ میباشد. با این حال، برای مقادیری از که شرط را ارضا میکنند، داریم:
هنگامی که۱≥k است ، سیستم از هر طرف نقطه خط به سمت خط سیر میکند.
شکل ۳-۱۸: تصویر فاز سیستم برای مقادیر بزرگẏy- خط نقطهچین شده نشاندهنده خط لغزنده بوده و خط سیر به سمت خط لغزنده حرکت میکند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
استقامت عضلانی
توان
استقامت قلبی- تنفسی
چابکی
انعطاف پذیری
هماهنگی عصبی عضلانی
ترکیب بدنی
تعادل و زمان عکس العمل
۲-۲-۳-۱- آمادگی جسمانی مرتبط با تندرستی به توانایی هایی که در بهبود وضع سلامتی و تندرستی و پیشگیری از بیماری ها می پردازد (۱۳۸،۸۷). و به عنوان توانایی انجام فعالیت های جسمانی بدون فشار و خستگی زود هنگام تعریف می شود و به خصوصیات جسمانی بدن از جمله عضلات مفاصل و استخوان بستگی دارد که با تمرین بهبود می یابد (۷). اهداف ارزیابی آمادگی جسمانی وابسته به تندرستی عبارتند از: ۱- آگاه ساختن شرکت کنندگان درباره وضعیت فعلی آمادگی جسمانی مرتبط با تندرستی شان نسبت به هنجارهای تطبیق یافته با سن و جنس. ۲- فراهم آوردن اطلاعاتی که در توسعه و تکامل برنامه های فعالیت ورزشی که دربردارنده تمامی اجزاء آمادگی جسمانی است، مفید هستند. ۳- گردآوری اطلاعات پایه و پشتیبان که امکان ارزیابی پیشرفت شرکت کنندگان در برنامه های ورزشی را فراهم می کنند. ۴- طبقه بندی خطر بیماری های قلبی– عروقی (۲۲). ۲-۲-۴٫ استقامت قلبی-عروقی آمادگی قلبی- تنفسی به توانایی اجرای فعالیت های ورزشی پویا با شدت متوسط تا زیاد توسط گروه های عضلات بزرگ بدن به مدت طولانی (۱۲۱)، و یا توانایی قلب برای رساندن حجم زیاد خون غنی از اکسیژن به عضلات و متعاقب آن مصرف هر چه بیشتر عضلات از آن است. به عبارت دیگر یک قابلیت جسمانی است که با بهره گرفتن از آن بدن می تواند خودش را با یک کار معین هماهنگ کند و ضربان قلب و تعداد تنفس را در طول فعالیت ثابت نگه دارد و مانع افزایش آن شود و بلافاصله بعد از تمرین در حداقل زمان خود را برای شروع فعالیت های دیگر آماده کند (۷). این نوع استقامت از طریق فعالیت هایی مانند پیاده روی، دویدن، شنا و …. افزایش می یابد. آمادگی قلبی- تنفسی از عوامل مهم تندرستی و یکی از اجزاء مهم آمادگی جسمانی است که عامل مهم کارهای سخت و دشوار ورزشی و معیار خوبی برای تشخیص کارکرد قلب است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۲-۴-۱- عوامل تاثیر گذار در استقامت قلبی- تنفسی مقدار اکسیژن مصرفی تحت تاثیر عوامل مختلف نظیر وراثت، جنسیت، سن، تمرین، چربی بدن، اندازه بدن و بیماری های قلبی- تنفسی قرار دارد (۴۸). ۲-۲-۴-۱-۱- وراثت ژنتیک نقش مهمی در میزان حداکثر اکسیژن مصرفی یک فرد ایفا می کند و وراثت می تواند به میزان ۵۰ تا ۲۵ درصد مسئول تفاوت مشاهده شده در بین افراد باشد (۷۰). بوچارد و همکاران ۱(۱۹۹۲) گزارش کرده اند که نقش وراثت در فعالیت های ورزشی زیر بیشینه(۱۰%) نسبت به توان هوازی بیشینه حدود (۳/۹%) تابع وراثت است (۳۱،۶۱). این تفاوت های ژنتیکی، در آمادگی قلبی- تنفسی را می توان تا اندازه ای از طریق تفاوت های بین فردی در ساختار قلب و عملکرد ریه توجیه کرد (۳۱). ۲-۲-۴-۱-۲- جنسیت تفاوت های معنا داری در شاخص های کارکرد هوازی زنان و مردان بزرگ سال مشاهده شده است. در مورد عامل جنسیت باید گفت که توان هوازی مردان بین ۱۵ تا ۳۰ درصد بیشتر از زنان است. این تفاوت در دوره کودکی ناچیز است ولی قبل و پس از بلوغ، تفاوت بین دو جنس افزایش می یابد و اوج این تفاوت ها در دوره نوجوانی است. علت این تفاوت را می توان به توده عضلانی، مقدار هموگلوبین و تفاوت های عادتی بیشتر مردان نسبت به زنان دانست (۲۹،۳۴). ۲-۲-۴-۱-۳- تمرین اگر چه تمرین میزان حداکثر اکسیژن مصرفی را به میزان مشخصی بهبود می بخشد اما مقداراین تغییر به سطح آمادگی جسمانی فرد بستگی دارد. یک فرد با حداکثر اکسیژن مصرفی کم بیشترین تغییر را نشان خواهد داد و در نهایت به نقطه ای خواهد رسید که تمرین بیشتر منجر به افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی نخواهد شد. هر چه سطح اولیه حداکثر اکسیژن پایین تر باشد بهبود آن توسط تمرین بیشترخواهد بود به طوری که یک دوره ی تمرینات استقامتی دو تا سه ماهه در افراد دارای حداکثر اکسیژن مصرفی بالا، کم تر از ۲ تا ۳ درصد و در افراد دارای حداکثر اکسیژن اولیه پایین بیش از ۳۰ تا ۱۵ درصد موجب افزایش مصرف اکسیژن خواهد شد (۲۰).
۲-۲-۴-۱-۴- چربی بدن وجود چربی اضافی در بدن از کیفیت انقباض عضله کاسته و با افت حداکثر اکسیژن مصرفی همراه است، به طوری که زنان با درصد چربی بیش تری نسبت به مردان از نظر حداکثر اکسیژن مصرفی در سطح غیر برتری قرار دارند (۵۲). ۲-۲-۴-۱-۵- اندازه بدن افراد دارای جثه بزرگ تر دارای قلب، شش ها و عضلات بزرگ تری هستند و نسبت به افراد ریز جثه در انجام وظایف خود اکسیژن بیش تری مصرف می کنند. لذا هنگامی که اکسیژن مصرفی برای تعیین میزان آمادگی افراد در نظر گرفته می شود باید به عامل اندازه بدن توجه شود (۵۲). ۲-۲-۴-۱-۶- بیماری های قلبی– عروقی بیماری قلبی– عروقی و ریوی به دلیل کاهش انتقال اکسیژن به خونی که عضلات را تغذیه می کنند، توان هوازی را کاهش می دهند، این گونه بیماران همواره حداکثر اکسیژن مصرفی پایین تری دارند به همین دلیل بیشترین میزان تغییر در حداکثر اکسیژن مصرفی را در جریان تمرینات استقامتی نشان داده اند (۵۴). ۲-۲-۴-۱-۷- سن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
باقرزاده و همکاران در سال ۱۳۸۶ به بررسی ارتباط تواناییهای حرکتی با آنتروپومتری و فعالیت جسمانی دانش آموزان ۱۲ تا ۱۵ ساله در شهر تهران پرداخت. به این منظور ۲۷۷ دختر و پسر ۱۲ تا ۱۵ ساله به شیوه تصادفی خوشهای انتخاب شدند. قد، وزن، شاخص توده بدن، ۹ مورد لایه سنجی پوستی، ۱۳ مورد دور اندام، ۸ مورد نسبت دراز و پهنا اندازه گیری شد. انواع تیپ بدنی مشخص شد. آزمونهای دو رفت و برگشت استقامتی ۲۰ متر، قدرت پنجه، پرش طول درجا، بارفیکس، دراز و نشست، دو رفت و برگشت ۱۰ در ۵ متر، ضربه زدن انگشت روی یک صفحه، انعطاف پذیری و حرکات تعادلی فیلامینگو برای سنجش تواناییهای حرکتی استفاده شد. ارتباط بین شاخص های آنتروپومتریکی و نتایج آزمون یوروفیت در حد متوسط بود که این مسئله بویژه در آزمونهای تحمل وزن معنی دار مشاهده شد. فعالیت جسمانی آزمودنیها به شاخص های آنتروپومتریکی آنها وابسته نبود. نتایج آزمون دو رفت و برگشت استقامتی در همه گروه های سنی در هر دو جنس ارتباط معنی داری با فعالیت جسمانی داشت (باقرزاده و همکاران، ۱۳۸۶). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
زرین در سال ۱۳۸۵ در تحقیقی با عنوان آمادگی جسمانی و سلامت روانی دانش آموزان سال سوم دبیرستان در مقایسه با پیش دانشگاهیها به این نتایج رسید: در تمامی عوامل GHQ، وضعیت دانش آموزان سال سوم از دانش آموزان پیش دانشگاهی بهتر است، همه اختلافها در سطح ۰۸/۰ معنادار هستند، منتها اگر سطح معناداری را ۰۵/۰ را در نظر بگیریم تفاوتها تنها در اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی معنادار هستند آزمودنیهای دو گروه در عامل چابکی و درازونشست تفاوت معناداری ندارند ولی تفاوت آنها در سایر عوامل معنادار است. به عبارت دیگر دانش آموزان پیش دانشگاهی در نمره کل آمادگی جسمانی و نمرات دوی ۵۴۰ متر، بارفیکس، و انعطاف به طور معناداری از سال سومیها ضعیفتر بوده اند. نمره کلی آمادگی جسمانی نه با نمره کلی GHQ و نه با هیچ کدام از خرده مقیاسهای آن ارتباط معناداری ندارد. به طور کلی، نتایج تحقیق حاضر نشان میدهد در سنی که انسان باید بیشترین رشد، شادی و نشاط و کمترین استرس را داشته باشد، دانش آموزان پسر ما به شدت تحت فشار هستند، طوری که تمام مقیاسهای سلامت و رشد آن ها وارونه شده و از سال سوم به پیش دانشگاهی با رشد منفی مواجه هستیم (زرین، ۱۳۸۵). باژن و همکاران در سال ۱۳۸۵ در مقاله خود تحت عنوان الگوی توزیع چربی بدن (نسبت دور کمر به دور باسن) و ارتباط آن با نمایه توده بدن در دختران دبیرستانی شهر لاهیجان به اندازه گیری شاخص های تن سنجی قد، وزن، دور کمر و دور باسن ۴۰۰ دختر پرداختند و به این نتایج دست یافتند: ۸/۱۴% دختران دارای اضافه وزن و ۳/۵% آنان چاق بودند. بر اساس شاخص دور کمر به باسن، ۵/۲۱% کل نمونههای مورد بررسی و ۷/۶۶% دختران چاق، چاقی شکمی داشتند. همبستگی مثبت و معناداری بین نمایهی توده بدنی و دور کمر به دور باسن مشاهده کردند (۰/۰۰۰۱>P ،۰/۳۵ r =) (باژن و همکاران، ۱۳۸۵). فولادگر در سال ۱۳۸۵ در پژوهش خود با عنوان مقایسه برخی ویژگیهای آنتروپومتریکی در دانش آموزان پسر دوره دبیرستان شهر اصفهان با سطوح فعالیت بدنی مختلف، ۱۳۶۱ نفر را از نظر قد، وزن، ضخامت چربی زیر پوستی ۴ ناحیه سه سر بازویی، ساق پا، شکم و فوق خاصره مورد اندازه گیری قرار داد. این محقق با بهره گرفتن از پرسشنامه فعالیت بدنی دانش آموزان را در سه طبقه غیرفعال، فعالیت متوسط و فعال طبقه بندی کرده و ارتباط بین ویژگی های آنتروپومتریکی و سطح فعالیت بدنی را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که سطح فعالیت بدنی افراد می تواند روی قد، وزن، شاخص توده بدنی، مجموع چربی زیر پوستی در ناحیه سه سر بازویی و ساق پا و درصد چربی آن ها اثر گذار باشد. ضمن اینکه افزایش فعابیت از سطح متوسطه به فعال روی عوامل مذکور را چندان تأثیر گذار گزارش نکرد (فولادگر، ۱۳۸۵). امینیان رضوی و همکاران (۱۳۸۵) به بررسی مقایه عوامل جسمانی و ترکیب بدنی کشتی گیران زبده با افراد غیروزشکار پرداختند. بدین منظور ۳۰ نفر در دو گروه تحت عنوان حجم نمونه از جامعه آماری کشتی گیران زبده و افراد غیر ورزشکار انتخاب شدند. فاکتورهای مورد نظر ارزیابی شد و نتایج را به این صورت اعلام کردند: درصد چربی بدن، قدرت، سرعت، چابکی کشتی گیران با افراد غیرورزشکار به صورت معناداری تفاوت داشت. با این حال در مقادیر توده بدون چربی و شاخص توده بدنی تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد. همچنین در بررسی رابطه بین درصد چربی با سرعت، چابکی با سرعت و قد با چابکی همبستگی معناداری مشاهده نشد (امینیان رضوی و همکاران، ۱۳۸۵). علیان در سال ۱۳۸۴ در تحقیقی با عنوان مقایسه هوش هیجانی قهرمانان و ورزشکاران رشته های گروهی و انفرادی با افراد غیر ورزشکار را انجام داد، در سطح ۹۵ درصد اطمینان نتایج حاکی از آن بود که تفاوت ورزشکاران از نظر هوش هیجانی کلی، هوش درون فردی، هوش بین فردی، سازگاری، کنترل استرس و خلق عمومی نسبت به افراد غیر ورزشکار معنادار است. همچنین تفاوت قهرمانان ورزشی در مقایسه با سایر ورزشکاران علاوه بر موارد فوق در خرده آزمونهای خودآگاهی هیجانی، ابراز وجود، احترام به خود، استقلال، همدلی، مسئولیت پذیری اجتماعی، حل مسئله، آزمون واقعیت، انعطاف پذیری، تحمل استرس، کنترل تکانه و خوش بینی معنادار بود. سطح هوش بین فردی در ورزشکاران رشته های گروهی بیشتر از ورزشکاران رشته های انفرادی بود. از نظر خلق عمومی (شادکامی و خوش بینی) تفاوت ورزشکاران نسبت به غیر ورزشکاران، همچنین سازگاری ورزشکاران به طور معناداری بالاتر از غیر ورزشکاران بود (علیان، ۱۳۸۴). سلامی در سال ۱۳۸۳ به بررسی تغییرات عوامل آمادگی جسمانی حرکتی در طول نیمسال اول در دانشجویان دختر دانشگاه تربیت معلم پرداخت. در این تحقیق قابلیت های جسمانی حرکتی آزمودنیها شامل استقامت قلبی تنفسی، توان انفجاری دست برتر، استقامت عضلات شکم، انعطاف پذیری تنه (آزمون باز شدن تنه) تعادل، توان غیرهوازی سرعت و چابکی در ابتدا و انتهای نیمسال مورد بررسی قرار گرفت. یافتههای تحقیق نشان داد که شرکت در کلاسهای آمادگی جسمانی و شنا در نیسمال اول باعث افزایش معنا داری در استقامت قلبی و تنفسی و بهبود استقامت در عضلات شکم و کاهش توان بی هوازی شده است اما در قابلیت انعطاف پذیری تنه و تعادل تفاوت معنی داری مشاهده نشد (سلامی، ۱۳۸۳). ملکی نظام آباد در سال ۱۳۸۳ در پژوهشی با عنوان تدوین مقیاس قد، وزن و نسبتهای طولی و عرضی کودکان ۱۱-۷ ساله میاندوآب به این نتیجه رسید که قد، وزن، طول بالاتنه و پایین تنه، عرض شانه و عرض لگن با بالا رفتن سن افزایش پیدا می کند ولی نسبتهای مورد بررسی نشان دادند که نسبت طول بالا تنه به قد با افزایش سن کاهش پیدا می کند و نسبت عرض لگن به عرض شانه با بالا رفتن سن تغییرات محسوسی پیدا نمیکند. ولی مقایسه قد، وزن و نسبت وزن به قد کودکان آمریکایی با کودکان ایرانی نشان داد که قد و وزن کودکان میاندوآبی به طور معناداری بالاتر است (ملکی، ۱۳۸۳). هشیری در سال ۱۳۸۲ در تحقیقی با عنوان هنجاریابی پرسشنامه هوش هیجانی بار- اُن (EQ) برای ارزیابی جنبه های مختلف هوش هیجانی دانشجویان دانشگاه های تهران، به این نتیجه رسید که بین دانشجویان پسر و دختر در نمره کل هوش هیجانی تفاوت معنادار وجود دارد و دختران به طور معناداری دارای نمره هوش هیجانی بالاتری هستند (هشیری، ۱۳۸۲). احمدی سال ۱۳۸۱ پژوهشی را تحت عنوان بررسی میزان ناهنجاریهای اندام بالاتنه دانشجویان در دانشگاه شهید چمران اهواز انجام داده است و به این نتایج رسید که ۹۳ درصد غیر ورزشکاران دچار حداقل یک ناهنجاری بودند ولی در گروه ورزشکاران ۲۱ درصد ناهنجاری جسمی دیده شد. ضمنا درصد شیوع دانشجویان به ناهنجاریها بدین صورت بود که ۷۹ درصد افتادگی شانه، ۵۸ درصد لوردوز کمر، ۳۲ درصد لوردوز گردن، ۱۴ درصد عارضه کج گردنی، ۸۱ درصد کیفوز پشتی و ۳ درصد اسکولیوز داشته اند (احمدی، ۱۳۸۱). دریانوش در سال ۱۳۸۰ در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه برخی متغیر های آنتروپومتریکی و انعطاف پذیری با آزمون SIT & REACH در بین ۱۵۰ دانش آموز ۱۰ تا ۱۲ ساله، به اندازه گیری رابطه متغیرهای آنتروپومتریک شامل: قد، وزن، طول دست، طوی پا، طول قد نشسته و آزمونهای انعطاف پذیری ستون فقرات، مچ پا، ران و آزمون SIT & REACH پرداخته و نتیجه گرفت که طول قد تأثیر معناداری بر آزمون SIT & REACH دارد (P= 0/031). در مورد طول دست، طول پا و قد نشسته ارتباط معناداری با آزمون SIT & REACH مشاهده نکرد. بین انعطاف پذیری ران (عضلات همسترینگ) و مفصل مچ پا آزمون SIT & REACH ارتباط معنادار بود (دریانوش، ۱۳۸۰). رحمانی نیا و سعیدی سال ۱۳۷۹ به تعیین ارتباط بین برآورد درصد چربی بدن با نتایج اندازه گیری ابعاد بدن در زنان ورزشکار و غیر ورزشکار پرداخت. گروه ۱ را دختران ورزشکار طراز اول کشور (اعضای تیم های ملی کشور) و گروه ۲ را دختران غیر ورزشکار قرار داد. نمونه گروه ۱ با میانگین سنی ۵±۲۲ سال از میان ورزشکاران رشته های دو و میدانی، والیبال، شنا، بسکتبال، ژیمناستیک و کاراته در دومین دوره مسابقات همبستگی بانوان کشورهای اسلامی و نمونه گروه ۲، ۱۰۰ نفر از دانشجویان غیر تربیت بدنی (با بهره گرفتن از کالیپر) و ابعاد بدن (اندازه دور باسن، دور کرم، دور شکم، دور ران، کمربند شانه ای ، طول پا، طول دست، دور مچ دست، مچ پا و طول تنه) با بهره گرفتن از متر نواری مورد سنجش قرار گرفت. از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که بین برآورد درصد چربی بدن و اندازه گیری دور اندام در گروه دختران غیر ورزشکار ارتباط معنی داری وجود دارد. این ارتباط معنی دار در اندازه های دور باسن ۵۹/۰ دور کمر ۷۹/۰ دور مچ پا ۵۳/۰ دور شکم ۷۷/۰ دور ران ۷۸/۰ و دور مچ دست ۶۶/۰ و کمربند شانه ۲۲/۰ (۰۵/۰ ≤p برای همه) دیده می شود. در سایر اندامها ارتباط معناداری مشاهده نشد (رحمانی نیا و سعیدی، ۱۳۷۹). کیهانی در سال ۱۳۷۵ به توصیف و مقایسه ناهنجاریهای ستون فقرات و اندام تحتانی دانش آموزان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار در مدارس متوسطه شهر شیراز پرداخت و چنین گزارش کرد که ورزشکاران ۵/۸۱% و غیر ورزشکاران ۷۱/۹۲% دچار ناهنجاری جسمانی هستند. اصلیترین عارضه ورزشکاران و غیر ورزشکاران لوردوز کمری به ترتیب ۷/۳۴% و ۸/۷۰% گزارش شد. اصلیترین عارضه در اندام تحتانی ورزشکاران و غیر ورزشکاران زانوی پرانتزی به ترتیب ۹/۵۶% و ۱/۵۲% گزارش شد. بین تیپ بدنی و ناهنجاریهای انحراف جانبی سر، پشت کح، تیلت جانبی لگن، انحراف کمر به جلو وعقب، پشت گرد، پای صاف، پای گود و شست کج ارتباط معناداری گزارش نشد (کیهانی، ۱۳۷۵). ۲٫۸٫۲٫ تحقیقات انجام شده در خارج کشور گاش و همکاران در سال ۲۰۱۰ تحقیقی با عنوان شاخص های آنتروپومتریکی و ترکیب بدنی در زنان هندی قبل و بعد از یائسگی را انجام دادند. در این تحقیق ۲۴۵ زن سالم ۲۵ تا ۶۵ ساله را مورد اندازه گیری قرار دادند. اندازه های آنتروپومتری مثل قد، وزن و درصد چربی بدن (%BF) و شاخص توده بدنی (BMI) اندازه گیری شدند. آزمودنی ها به دو گروه قبل و بعد از یائسگی تقسیم شدند و روش تحلیل واریانس یکراهه مشخص کرد که تفاوت معناداری برای سن و %BF و WHR بین گروه ها وجود دارد. از نتایج قابل توجه این تحقیق می توان به این مورد اشاره کرد که تفاوت معناداری برای وضعیت چاقی مرکزی بین دو گروه مشاهده شد (Ghosh & Etal, 2010). گرید وسرونت در سال ۲۰۰۹ به ارتباط بین شاخص توده بدن و ترکیب بدن در ورزشکاران نخبه پرداختند. هدف این بود که آیا BMI یک ورزشکار به اجزاء آنتروپومتریک خاصی مرتبط است یا خیر. پارامترهای آنتروپومتریک بدن در ۳۹۷۱ قهرمان ورزشی مطابق با معادله های جامعه بین المللی برای بدن سنجی پیشرفته تعیین شد. مقادیر متوسط یافت شده در پارامترهای آنتورپومتریک مختلف به استثنای درصد توده استخوان، ارتباط با BMI را افزایش داد. قهرمانانی که BMI آنها نرمال و تا ۲۷ باشد و نیز آنهایی که مقادیر بالاتری تا ۳۰ الی ۳۳ نشان دادند یا درصد چربیشان افزایش مثبتی نشان داد اما درصد استخوان و ماهیچه هایشان افزایشی نشان نداد. نتایج نشان داد که در قهرمانان BMI همبستگی بالایی با میزان چربی دارد. اندازهها نشان داد ورزشکارانی که خوب تمرین کرده اند، تمایل به نشان دادن محتوای عضلانی مطلوبی دارند و به هر حال ضرایب اصلاحی نشان دادند که BMI نمی تواند به عنوان اندازه گیری مستقیم محتوای چربی بدن در ورزشکاران استفاده شود. چی یونگ در سال ۲۰۰۸ به بررسی آمار ناهنجاری های قامتی و فاکتورهای مرتبط در نوجوانان چینی پرداخت. این مطالعه بررسی کرد درجه شیوع ناهنجاری در قا مت مشترک در بین نوجوانان را و تعیین کرد آیا ارتباط معناداری بین تعداد قامت نابهنجار با اختلالات روانی و علائم اسکلتی عضلانی وجود دارد، نتایج نشان داد اغلب نابهنجاری قامتی شانه نابرابر (۳۶%) و به دنبال آن وضعیت سر به جلو (۲۵%) بود. شیوع پوسچر سر به جلو برای پسران دانش آموز از دختران بیشتر بود. همچنین گروه با فشار روانی بالا نسبت به گروه با فشار روانی پایین نشان دادند درصد شانه نابرابر بیشتری را. در نهایت همبستگی بالایی در بین نمرات قامت نابهنجار، فشار روانی و نشانه های عضلانی اسکلتی مشاهده نشد (Chiung, 2008). جو و همکاران (۲۰۰۸) گزارش کردند که شاخص توده بدنی بیش از ۲۴ کیلوگرم در مجذور قد و یا نسبت دور کمر به دور لگن بیش از ۸۵% ممکن است باعث افزایش اندازه های انحناهای ستون فقرات و همچنین درد کمر شود. همچنین ارتباط معناداری بین شاخص توده بدنی و لوردوزیس کمری مشاهده کردند. در حالی که هیچ ارتباطی بین قد و وزن ولوردوزیس کمری زمانی که به عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شدند مشاهده نکردند (Guo & Etal, 2008). آیکادو در سال ۲۰۰۷ به بررسی فاکتورهای تأثیرگذار روی ثبات قامتی بزرگسالان جوان و سالم پرداخت. هدف از این پژوهش آزمایش ارتباط بین عملکرد تعادل بدن قابلیت های حرکتی در زمان واکنش بود. آزمودنیها ۳۳ نفر دانشجو و ۱۱ بازیکن نخبه بسکتبال بودند که به ۴ گروه ورزشکار و غیرورزشکار زن و مرد تقسیم شدند. قد و وزن شاخص توده بدنی و درصد چربی را محاسبه کردند. آزمونهای تعادل حرکتی بصورت ایستا و پویا استفاده شدند. آنالیز رگرسیون داده ها ارتباط خطی معنی داری بین دامنه نوسانات بدن و BMIرا در همه گروه ها معلوم کرد. همچنین همبستگی بالایی بین قدرت عضلات پشت و دامنه نوسانات بدن در بازیکنان بسکتبال یافت شد. برای مثال در ظرفیت استقامتی بالاتر کوچکتری از نوسانات بدن رخ داد. زمان واکنش نیز همبستگی معناداری با دامنه نوسانات فقط در گروه بسکتالیستها نشان داد. نتایج نشان داد که افزایش در BMI، قدرت عضلات پشت و ظرفیت استقامتی مرتبط است با ثبات قامتی بهتر. تعدادی از قابلیت های حرکتی (انعطاف پذیری مفصل ران، پرش عمودی) همبستگی معناداری را با تعادل بدن نشان ندادند. در حالیکه بعضی از عملکردهای حرکتی (آویزان شدن به حالت ایستا) و اندازه زمان واکنش همبستگی خوبی با نوسانات بدن تنها در بازیکنان بسکتبال نخبه نشان دادند (Okayed, 2007). الیزاوت و همکاران در سال ۲۰۰۶ فرق زنان جوان ورزشکار را بر پایه اندازه های آنتروپومتریکی، پرش و قدرت عضلات بررسی کردند. هدف تعیین اندازه های آنتروپومتریکی، توانایی پرش و قدرت عضلانی در بین پرشکار با والیبالیست نشان داد که پرشکاران پهنای آرنج، پهنای زانو و محیط فوقانی دست، محیط ران درو از ته و نزدیک تنه، تجمع چربی زیرپوستی و عدد مزومورفی کمتری را نشان دادند. پرشکاران، پرش ارتفاع بیشتر و قدرت عضلات بالاتری نسبت به گروه والیبال داشتند. اندازه های محیط ران در هنگام دور از تنه و پر ارتفاع در تفاوت بین گروه ها دخالت داشتند. نتایج می تواند برای گسترش کمک به آموزش و راهنمایی زنان جوان ورزشکار بکار رود (Elisavet & Etal, 2006 ). ابوت و کولینز سال ۲۰۰۴ طی تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که ورزشکاران ماهر و مستعد دارای یک سری خصوصیات روانشناسی برتر نسبت به دیگران هستند. از مهم ترین این پارامترها می توان به مهارت های ادراکی، مثل پیش بینی وقایع، تصمیم گیری، هوش تکنیکی و قوه ابتکار اشاره کرد. فیلاردو و پیرزتو در سال ۲۰۰۱ به تحلیل متغیرهای ترکیب بدن و آنتروپومتری زنان و مردان ۲۰ تا ۴۰ سال پرداختند. قد، وزن، چربی زیرپوستی، درصد چربی و LBM آزمودنیها محاسبه شد. تفاوتهای معناداری با گزارشهای منتشر شده و نتایج این مطالعه نشان داده شد. در نهایت مردان تغییرات خیلی بزرگتری را در همه متغیرهای آماری نسبت به زنان شرکت کننده نشان دادند Filardo & - Piresneto, 2001 ). ۳٫۸٫۲٫ جمع بندی تحقیقات با نگاهی به تحقیقات گذشته و نتایج حاصل از آنها پی میبریم که در بیشتر تحقیقات ارتباط فاکتورهای آنتروپومتریکی با اجزای آمادگی جسمانی یا ناهنجاری های اسکلتی بررسی شده است و مطالعات کمی به صورت مقایسه ای بر روی افراد در ردههای سنی مختلف در این زمینه وجود دارد. تحقیقات نسبتاً خوبی در ارتباط با ناهنجاریهای اسکلتی و تعیین سطح آمادگی جسمانی در بین نوجوانان مدارس شهرهای مختلف کشور انجام شده است اما تحقیقات مربوط به مقایسه شاخص های اصلی آنتروپومتریکی، بیومکانیکی، فیزیولوژیکی، روانی و وضعیت قامتی، اسکلتی- عضلانی در بین ردههای سنی مختلف بسیار کم است. اگرچه در برخی از کشورها این فاکتورها بررسی شده اند و نورم مربوط به آنها گزارش شده است ولی با توجه به خصوصیات و ویژگیهای خاص هر کشور از نظر ژنتیک و مناطق جغرافیایی لزوم انجام این کار احساس می شود. فصل سوم روش تحقیق ۱٫۳٫ مقدمه در این فصل به شرح روش شناسی تحقیق، معرفی ابزارهای مورد نیاز برای جمع آوری اطلاعات، جامعه آماری، نمونه آماری و همچنین روشهایی که برای تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق به کار رفتهاند میپردازیم. ۲٫۳٫ روش تحقیق این تحقیق از نظر زمان، حال نگر، از نظر هدف، کاربردی، از نظر روش، مقایسهای توصیفی و بر حسب نحوه گرد آوری داده ها، از نوع توصیفی میدانی است. ۳٫۳٫ جامعه آماری جامعه آماری این پژوهش را دختران دانش آموز مقطع متوسطه (۱۷-۱۵ ساله) شهرستان میاندوآب تشکیل میدهند. ۴٫۳٫ نمونه تحقیق، روش و نحوه گزینش نمونه ها ۱۰۵ نفر از افراد جامعه به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شدند. گروه سنی۱۵ سال شامل ۳۵ نفر، گروه سنی ۱۶ سال شامل ۳۵ نفر و گروه سنی ۱۷ سال ۳۵ نفر هستند. ۵٫۳٫ متغیرهای تحقیق ۱٫۵٫۳٫ متغیر مستقل گروه های سنی ۱۵، ۱۶ و ۱۷ سال. ۲٫۵٫۳٫ متغیر وابسته
-
- ویژگیهای آنتروپومتریک (قد و وزن، طول اندامها، محیط اندامها، پهنای اندامها و چربی زیرپوستی)
-
- ویژگیهای بیو مکانیک (انعطاف پذیری، استقامت عضلانی، قدرت، سرعت، چابکی، توان و تعادل)
-
- ویژگی های فیزیولوژیک (ضربان قلب و اسقامت قلبی _ عروقی)
-
- ویژگیهای روانی (وضعیت سلامت عمومی و NEO-FFI)
-
- ناهنجاریهای اسکلتی- عضلانی (انحراف جانبی ستون مهرهها، کف پای صاف، کف پای گود، انحراف مچ پا به خارج، پای چرخیده به داخل، زانوی پرانتزی و زانوی ضربدری)
۶٫۳٫ ابزار جمع آوری اطلاعات ۱٫۶٫۳٫ وسایل مورد نیاز برای اندازه گیری ویژگیهای آنتروپومتریکی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عنوان شاخص ضریب آلفای کرونباخ تعداد گویه (سؤال) تعداد نمونه
مدیریت بودجه ۸۷/۰ ۵ ۲۰
بودجه هزینه ۹۱/۰ ۴ ۲۰
هزینهیابی بر مبنای فعالیت ۸۸/۰ ۵ ۲۰
حسابداری مدیریت راهبردی ۸۴/۰ ۳ ۲۰
همان گونه که از جدول فوق پیداست ضریب پایایی (همسانی درونی گویهها) توسط آلفای کرونباخ برای متغیرهای اساسی تحقیق سنجیده شده است. بر این اساس ضریب آلفای کرونباخ برای شاخص مدیریت بودجه ۸۷/۰، بودجه هزینه ۹۱/۰، هزینهیابی بر مبنای فعالیت ۸۸/۰ و حسابداری مدیریت راهبردی ۸۴/۰ حاصل شده است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ضریب پایایی برای کلیه متغیرها از درصد بالا و قابل قبولی برخوردار است. با این وجود ضریب بالای آلفای کرونباخ حاصل شده برای متغیر فوق حکایت از پایایی و همسانی فوق العاده بالای گویهها دارد. به عبارت دیگر ضریب آلفای بالای ۸/۰ نشان دهنده قابلیت اعتماد بسیار خوب مؤلفهها و گویههای پژوهش دارد. بنابراین با توجه به موارد فوق چنین استنباط میشود که پایایی (قابلیت اعتماد) و همسانی درونی گویهها و سؤالات متغیرها و شاخصهای مطرح شده در حد مناسب و قابل قبولی میباشد.
۳-۸- روشهای آزمون فرضیات، نوع آزمونها
متغیرهای پژوهش شامل: الف: متغیر مستقل: حسابداری مدیریت، مدیریت هزینه، بودجه هزینه، هزینهیابی برمینای فعالیت، حسابداری مدیریت راهبردی ب: متغیر وابسته: سرمایه فکری سازمانهای دولتی نحوه اندازه گیری متغیرها:
حسابداری مدیریت: “فرایند تشخیص، اندازه گیری، تجمیع، تجزیه و تحلیل، تهیه و تفسیر و ارائه اطلاعات مالی مورد استفاده مدیریت به منظور برنامهریزی، ارزیابی و کنترل عملیات در یک سازمان میباشد. مدیریت هزینه: در این استراتژی مدیریت درصدد کاهش دادن هزینهها بر میآید و میکوشد از طریق کاهش دادن هزینهها در مقایسه با شرکتهای رقیب به سهم بیشتری از بازار دست یابد. سازمانها جهت دستیابی به مدیریت هزینه تاکتیکهایی متفاوتی را اعمال مینمایند که عبارتند از: استفاده از امکانات در مقیاس وسیع، بهبود فرآیندها، مدیریت کیفیت جامع، الگوبرداری و کنترل هزینههای سربار، استفاده بهینه از تمامی هزینه در جهت کنترل سربار (نوری فرد ). هزینهیابی بر مبنای فعالیت: یکی از سیستمهای نوین هزینهیابی محصولات و خدمات است که نیازهایی از قبیل محایبه بهای تمام شده محصول، بهبود فرایند تولید، حذف فعالیتهای زائد، شناخت نحرکهای هزینه، برنامه ریزی عملیات و تعیین را هبردهای تجاری را برای واحدهای اقتصادی برآورده میسازد (نشریه داخلی دانشگاه فردوسی مشهد). حسابداری مدیریت راهبردی: گرد آوری اطلاعات مربوط به رقبا، کاهش بهای تمام شده بر مبنای تصمیمات راهبردی، استفاده از حسابداری بر مبنای راهبردی و در نهایت کسب مزیت رقابتی بر مبنای تصمیمات راهبردی از وظایف حسابداری مدیریت راهبردی میباشد (حیدرشاه[۴۱] ۲۰۱۱).
- متغیر وابسته: سرمایه فکری سازمانهای دولتی نماینده مجموعه داراییهای ناملموسی است که بعنوان داراییهای دانش معروف هستند یا به عبارتی ارزش بازار به ارزش دفتری یکی از روشهای شناخته شده جهت اندازه گیری دارائیهای نامشهود و سرمایه فکری است. این روش از اختلاف بین بازار و ارزش دفتری شرکت محاسبه میشود. ارزش دفتری بستگی به استاندارد ملی و یا بین المللی دارد که براساس آن حسابها تهیه شدهاند که ممکن است در عمل ارزش دفتری را دستخوش تغیر نمایند. از طرف دیگر ارزش سهام در بازار در حال تغییر است که نتایج حاصله را صرفا برای زمانی کوتاه معتبر میسازد. در زمانیکه قصد داریم دارائیهای فکری را با سایر رقبا بسنجیم از فرمول زیر استفاده میکنیم.
MTB it: نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار شرکت در دوره مالی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۴-۲- آزمایشهای تهنشینی نیمهپیوسته اصول طراحی تیکنر با روش نیمهپیوسته براساس افزایش سرعت بستر گل میباشد. به گونهای که استوانه را به صورت پیوسته خوراک دهی و سرعت افزایش بستر گل را محاسبه شد. با افزایش ارتفاع بستر گل درصد جامد افزایش یافته وبعد از یک مدت به حالت ثابت میرسد. این آزمایش با نرخ خوراک ورودی متفاوت انجام می شود و براساس نرخ خوراک ورودی تیکنر مورد نظر طراحی می شود. انجام آزمایش تهنشینی به صورت شماتیک در شکل ۳-۷ آورده شده است.]۱۸[ شکل (۳-۷): آزمایشهای تهنشینی نیمهپیوسته]۱۸[ ۳-۴-۳- آزمایشها تهنشینی پیوسته به منظور طراحی تیکنر به روش پیوسته به گونه ای عمل می شود که به طور مستقیم مدلسازی یک تیکنر است که هم خوراک ورودی و هم تهریز تیکنر به طور مداوم در حال کار هستند. در این حالت بستر گل قبل از باز کردن تهریز و خروج آن باید به حد مشخص برسد. برای ثابت نگه داشتن بستر گل در آزمایش تهنشینی پیوسته باید نرخ خروجی تهریز با نرخ افزایش خط گل یکسان باشد. انجام آزمایش تهنشینی به صورت شماتیک در شکل ۳-۸ آورده شده است]۱۸[. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل (۳-۸): آزمایشها تهنشینی پیوسته]۱۸[ ۳-۴-۴- ساخت دستگاه آزمایشهای تهنشینی پیوسته به دلیل دقت پایین آزمایشهای ناپیوسته و طراحی نسبی تیکنر با این روش طراحی تیکنر با روش نیمهپیوسته و پیوسته اهمیت ویژهای یافته است. به منظور انجام آزمایش تهنشینی نیمهپیوسته و پیوسته و طراحی دقیق تیکنر کارخانه بازیابی آب در مجتمع سنگ آهن گلگهر طراحی و ساخت دستگاه آزمایش تهنشینی نیمهپیوسته و پیوسته انجام شد. شمای کلی این دستگاه در شکل(۳-۹) نشان داده شده است. شکل (۳-۹): شمای کلی دستگاه آزمایش تهنشینی نیمهپیوسته و پیوسته به منظور ساخت استوانه اصلی و مخزن فلوکولانت این دستگاه از جنس پلکسی گلاس استفاده شد و بر روی پایهای در بخش نیمه صنعتی مجتمع سنگ آهن گلگهر نصب گردید و آمادهی انجام آزمایشهای نیمهپیوسته و پیوسته شد و برای انجام آزمایشهای تهنشینی نیمهپیوسته و پیوسته آماده سازی شد.
شکل(۳-۱۰): عملیات ساخت دستگاه آزمایش تهنشینی نیمهپیوسته و ناپیوسته ۳-۵- تعیین شرایط بهینه آزمایش در سال های اخیر روش های گوناگون آزمایشهای تهنشینی برای مطالعه خواص تهنشینی مواد توسعه داده شده است. این آزمایشها به منظور تعیین ابعاد تجهیزات مورد نیاز تغلیظ یا زلال سازی است. برای طراحی تجهیزات عمومی تهنشینی، آزمایشها به اثبات رسیده و داده های مرتبط وجود دارد]۳[. اطلاعاتی که برای طراحی یک تیکنر نیاز است و آزمایشهای که برای رسیدن به این اطلاعات باید طراحی شود در زیر بیان شده است]۳[: خواص جریان دبی جریان خوراک چگالی تهریز یا میزان شفافیت سرریز نوع فلوکولانت، غلظت محلول و میزان فلوکولانت مصرفی شرایط فلوکولاسیون( درصد جامد، زمان مخلوط شدن و انرژی مورد نیاز) مساحت و عمق تانک رئولوژی جامد ته نشین شده( برای تعیین نوع طراحی مکانیزم پاروها و گشتاور مورد نیاز برای به حرکت در آوردن پاروها ) محل نصب تجهیزات: تعیین محل های زلزله خیز، شرایط آب و هوایی، قوانین طراحی مکانیکی محلی و استفاده از طراحی خاص اولیه ۳-۵-۱- تعیین بهترین نوع فلوکولانت تعداد فلوکولانتهای مصنوعی بسیار زیاد است. فلوکولانتهای مصنوعی )پلیمرهای سنتز شده( به دو دسته فلوکولانتهای یونی و فلوکولانتهای غیر یونی تقسیم میشوند. فلوکولانتهای یونی شامل فلوکولانت آنیونی و فلوکولانتهای کاتیونی هستند. فلوکولانتهای آنیونی پلیاکریلیتهای سدیم و آمونیوم میتواند ترکیبات پلیمری با اکریل آمید یا پلیاکریل آمید تشکیل دهند و بدین ترتیب به یکی از معمولترین اشکال فلوکولانت تبدیل شوند .پلیمرهای آنیونیک دارای گروههای اسید سولفونیک هستند و خاصیتی که دارند این است که در سطوح پایین pH نیز آنیونی باقی میمانند و بار آنیونی خود را در پالپهای اسیدی حفظ میکنند اما قادر نیستند در شرایط فیلتراسیون این خاصیت را حفظ کنند ]۱۹و۲۰[. تعیین نوع فلوکولانت به منظور رسیدن به بهترین شرایط تهنشینی، آزمایشهای تهنشینی با فلوکولانتهای مختلف انجام شد فلوکولانتهای مورد آزمایش فلوکولانتهای یونی هستند که پلی اکریل آمید هایی هستند که نام تجاری این فلوکولانتهای مختلف در جدول ۳-۸ آورده شده است. به منظور تعیین بهترین فلوکولانت چندین فلوکولانت را مورد آزمایش قرار گرفت. آزمایشها به صورت ناپیوسته و در استوانه مدرج یک لیتری صورت گرفتند. جدول(۳-۷):انواع فلوکولانتهای مورد آزمایش به متظور تعیین بهترین فلوکولانت
| شماره |
۱ |
۲ |
۳ |
۴ |
| فلوکولانت |
A26 |
ED250 |
G100 |
F140 |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همکاری و مساعدت مرد در امور منزل و تربیت فرزندان موجبات سعادت و رفاه خانواده و زمینه ساز فلاح جامعه می گردد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله در تأکید بر همکاری داماد بزرگوارشان در امور خانه( پاک کردن عدس) اجر و ثواب فراوان و مطابق با صابران را برای ایشان بیان می کنند. البته پیامبر صلی الله علیه و آله خدمت به عیال را زمانی همراه با پاداش الهی می دانند که با اهانت به همسر مقرون نباشد و در این صورت است که نام آن فرد در دیوان شهداء نگاشته می شود و به اندازه هر شب و روزی ثواب هزار شهید برای او ثبت می گردد و به هر قدمی که در راه تشرک مساعی زن خود در خانه خود بر می دارد، ثواب حج و عمره می برد و خداوند به اندازه عرقی که می ریزد شهری در بهشت به او می بخشد . . . پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله خدمت نمودن به عیال را کفاره گناهان بزرگی و فرونشاندن آتش غضب الهی بر می شمارند و در نهایت بیان می دارندکه خدمت زن و زندگی را نمی کند مگر صدیق یا شهید باشد تا خیر دنیا و آخرت را خداوند بر او برساند. کلام امیر المؤمنین در این باره چنین است: «دَخَلَ عَلَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ فَاطِمَهُ جَالِسَهٌ عِنْدَ الْقِدْرِ- وَ أَنَا أُنَقِّی الْعَدَسَ- قَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ قُلْتُ لَبَّیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ- قَالَ اسْمَعْ مِنِّی وَ مَا أَقُولُ إِلَّا مِنْ أَمْرِ رَبِّی- مَا مِنْ رَجُلٍ یُعِینُ امْرَأَتَهُ فِی بَیْتِهَا- إِلَّا کَانَ لَهُ بِکُلِّ شَعْرَهٍ عَلَى بَدَنِهِ عِبَادَهُ سَنَهٍ- صِیَامٍ نَهَارُهَا وَ قِیَامٍ لَیْلُهَا- وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ مِنَ الثَّوَابِ- مِثْلَ مَا أَعْطَاهُ الصَّابِرِینَ- دَاوُدَ النَّبِیِّ وَ یَعْقُوبَ وَ عِیسَى ع- یَا عَلِیُّ مَنْ کَانَ فِی خِدْمَهِ الْعِیَالِ فِی الْبَیْتِ- وَ لَمْ یَأْنَفْ کَتَبَ اللَّهُ اسْمَهُ فِی دِیوَانِ الشُّهَدَاءِ- وَ کَتَبَ لَهُ بِکُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَهٍ ثَوَابَ أَلْفِ شَهِیدٍ- وَ کَتَبَ لَهُ بِکُلِّ قَدَمٍ ثَوَابَ حِجَّهٍ وَ عُمْرَهٍ- وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِکُلِّ عِرْقٍ فِی جَسَدِهِ مَدِینَهً فِی الْجَنَّهِ- یَا عَلِیُّ سَاعَهٌ فِی خِدْمَهِ الْبَیْتِ- خَیْرٌ مِنْ عِبَادَهِ أَلْفِ سَنَهٍ وَ أَلْفِ حِجَّهٍ وَ أَلْفِ عُمْرَهٍ- وَ خَیْرٌ مِنْ عِتْقِ أَلْفِ رَقَبَهٍ وَ أَلْفِ غَزْوَهٍ- وَ أَلافِ مَرِیضٍ عَادَهُ وَ أَلْفِ جُمُعَهٍ- وَ أَلْفِ جَنَازَهٍ وَ أَلْفِ جَائِعٍ یُشْبِعُهُمْ- وَ أَلْفِ عَارٍ یَکْسُوهُمْ- وَ أَلْفِ فَرَسٍ یُوَجِّهُهُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ- وَ خَیْرٌ لَهُ مِنْ أَلْفِ دِینَارٍ یَتَصَدَّقُ بِهَا عَلَى الْمَسَاکِینِ- وَ خَیْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ یَقْرَأَ التَّوْرَاهَ وَ الْإِنْجِیلَ- وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ- وَ مِنْ أَلْفِ أَسِیرٍ أَسَرَ فَأَعْتَقَهُمْ- وَ خَیْرٌ لَهُ مِنْ أَلْفِ بَدَنَهٍ یُعْطِی لِلْمَسَاکِینِ- وَ لَا یَخْرُجُ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّى یَرَى مَکَانَهُ مِنَ الْجَنَّهِ- یَا عَلِیُّ مَنْ لَمْ یَأْنَفْ مِنْ خِدْمَهِ الْعِیَالِ- فَهُوَ کَفَّارَهٌ لِلْکَبَائِرِ وَ یُطْفِی غَضَبَ الرَّبِّ- وَ مُهُورُ الْحُورِ الْعِینِ وَ تَزِیدُ فِی الْحَسَنَاتِ وَ الدَّرَجَاتِ- یَا عَلِیُّ لَا یَخْدُمُ الْعِیَالَ إِلَّا صِدِّیقٌ أَوْ شَهِیدٌ- أَوْ رَجُلٌ یُرِیدُ اللَّهُ بِهِ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ».[۷۰۷] ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۱-۹-مراقبت ویژه در ایام خاص یکی از وظایف خاص و منحصر به فرد مردان، مراقبت ویژه از همسر در دوران بارداری و ایام مخصوصی است که او دچار دگرگونی های هورمونی می گردد و نیازمند یاری، توجهات روحی و عواطف افزون تری از جانب همسر خود می باشد. مراعات حال او در این ایام که چند روز کوتاهی از هر ماه و نیز ایام بارداری می باشد، تحمل درد و رنج را برای او آسانتر و سلامت روح و روان خود و فرزندش را تأمین خواهد نمود و زمینه ساز ایجاد آرامش در خانواده خواهد شد. دین مبین اسلام نیز رعایت احوال زن در این ایام سفارش نموده: «وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحیضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى یَطْهُرْنَ. . .»[۷۰۸]و به مهربانی و شفقت نسبت به آن ها امر کرده است«. . . فَإِنَّ لَهُنَّ عَلَیْکُمْ حَقّاً وَاجِباً لِمَا اسْتَحْلَلْتُمْ مِنْ أَجْسَامِهِنَّ وَ بِمَا وَاصَلْتُمْ مِنْ أَبْدَانِهِنَّ وَ یَحْمِلْنَ أَوْلَادَکُمْ فِی أَحْشَائِهِنَّ حَتَّى أَخَذَهُنَّ الطَّلْقُ مِنْ ذَلِکَ فَأَشْفِقُوا عَلَیْهِنَّ وَ طَیِّبُوا قُلُوبَهُنَّ حَتَّى یَقِفْنَ مَعَکُمْ»[۷۰۹] ۲-۱-۱۰-آراستگی مرد برای همسر خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یکی از سنت های انبیاء علیهم السلام را استفاده از عطر بیانی می نمایند «إِنَّ مِنْ سُنَّتِی وَ سُنَّهِ الْأَنْبِیَاءِ قَبْلِی النِّکَاحَ و . . . و الْعِطْرَ«[۷۱۰] هم ایشان در مقابل اعتراض عده ای از زنان نسبت به همسران خود که از بوی خوش، زنان و خوردن گوشت اعراض می کردند، فرمود: من که رهبر شما هستم گوشت می خورم، نظافت میکنم و عطر استعمال می نمایم[۷۱۱]ودر ادامه در دوری نمودن از زنان به آن ها هشدار داد و فرمود « وَ قَلِّمُوا الْأَظْفَارَ وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْیَهُودِ الْخَبَرَ »[۷۱۲]تنظفوا و لا تشبهوا بالیهود» نظیف باشید و خودتان را شبیه یهود قرار ندهید. سپس فرمود زنان یهود که زناکار شدند برای آن بود که شوهرانشان خود را تمیز نمی کردند تا زن ها بدان ها راغب شوند.[۷۱۳] اسلام مردان را موظف نموده تا به زیبایی و آراستگی ظاهر خود بپردازند و مردان بزرگ الهی را سرمشق این موضوع قرار می دهد. به عنوان نمونه حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام با رنگ مشکی خضاب می نمود و می فرمود: خضاب و آرایش در مرد موجب افزایش پاکدامنی در همسر اوست.[۷۱۴] ۲-۱-۱۱-مراعات حال همسر زنان دارای تحمل و ظرفیت خاصی هستند که نباید فوق طاقتشان از آن ها انتظار داشت، حضرت علی علیه السلام در سفار به مراعات حال بانوان، خطاب به مردان می فرماید : «فَإِنَّ الْمَرْأَهَ رَیْحَانَهٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَه»[۷۱۵] ۲-۱-۱۲-پرداخت مهریه( یا هدیه مالی) به همسر زن پس از ازدواج، مالک حقوقی می شود که همسرش باید در ادای آن بکوشد؛ از جمله آن که مهریه[۷۱۶] او را با روی خوش و طیب خاطر پرداخت نماید«وَ ءَاتُواْ النِّسَاءَ صَدُقَاتهِِنَّ نحِْلَهً فَإِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شىَْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَکلُُوهُ هَنِیًا مَّرِیًا »[۷۱۷]و قصد مطالبه آن را نداشته «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَنْ یَأْتینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ . . »[۷۱۸]و هنگام ازدواج بر پرداخت آن پیمان محکمی داده باشد. « وَ کَیْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُکُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْکُمْ میثاقاً غَلیظاً »[۷۱۹]حضرت علی علیه السلام به مردان سفارش می نمایند که مهر زنان خود را بپردازند.«إِذَا دَخَلَ الرَّجُلُ بِالْمَرْأَهِ. . . فَقَدْ وَجَبَ لَهَا الْمَهْرُ کُلُّه[۷۲۰] و آن را حق زن می داند.«. . . لِأَنَّ الْمَرْأَهَ أَحَقُّ بِمَهْرِهَا«[۷۲۱] پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نیز اولین مجری این قانون الهی است. «یَأَیُّهَا النَّبىُِّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَکَ أَزْوَاجَکَ الَّتىِ ءَاتَیْتَ أُجُورَهُن. . »[۷۲۲] ۲-۱-۱۳-عدم مرد سالاری و بی عدالتی برخی مردان بر این باورند که پس از ازدواج، مالک همسر خود می باشند و زن مملوک و برده آن ها می شود. نظریه ای که در آن ازدواج به معنای بردگی،کنیزی و خدمتکاری زن است، گاه نیز تصوری عکس آن از سوی زن ایجاد می گردد. چنین باورهایی در اسلام جایگاهی ندارد. در حالی که تمام انسان ها آزاد به دنیا پا نهادند. امام باقر علیه السلام از قول حضرت علی علیه السلام آورده اند که در خطابی به مردم آفرینش انسان را بر اساس بنده یا کنیز بودن نمی داند، بلکه همه انسان ها را آزاد و حر می داند: «وَ مَا قَضَى بِهِ قَالَ قَالَ النَّاسُ کُلُّهُمْ أَحْرَارٌ»[۷۲۳] به عبارت دیگر زن یا مرد پس از ازدواج از آزادی و انسانیت خود محروم نگشته و دیگری اختیارات او را برعهده نمی گیرد، بلکه دو انسان آزاد با عقد تعهداتی که موجب دوام ازدواج گردد، زندگی مشترک خود را شروع می کنند. ۲-۱-۱۴-توجه به همراهی خیر و برکت با زنان زنان موجب نزول خیرات و برکات الهی می گردند. از امام صادق علیه السلام سؤال شد که آیا این حدیث صحیح است که مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و از نیازش نزد ایشان شکایت کرد و پیامبر تا سه بار سؤال او، هر بار دستور به ازدواج داد. «اسحاق بن عمّار : قلت لابی عبد الله:الحدیث الذّی یروونه الناس حقّ؟انّ رجلا اتی النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم فشکی الیه الحاجه فامره بالتزویج . . حتّی امره ثلاث مرّات» امام پس از تأیید این حدیث که فرمود:«هو حقّ» رزق و روزی را همراه با زنان دانستند و فرمودند « الرِّزْقُ مَعَ النِّسَاءِ وَ الْعِیَالِ. »[۷۲۴]هم ایشان در سخنی دیگر بیشترین خیر را در زنان می دانند « أَکْثَرُ الْخَیْرِ فِی النِّسَاءِ»[۷۲۵]بنابراین در اسلام همسر را وسیله افزایش رزق و روزی می داند و به مردان توصیه می نماید جهت رفع تنگدستی خود ازدواج نمایندوتشکیل خانواده دهند و ایشان، ازدواج را عاملی بر وسعت روزی مطرح می کند. از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است که ایشان فرمودند: « اتخذوا الاهل فانه ارزق لکم»[۷۲۶]« یتزوجون حتی یغنهم الله من فضله»[۷۲۷]و زنان را عامل خیر و برکت می دانند« تزوجوا للرزق فان لهن البرکه»[۷۲۸] ۲-۱-۱۵-همسر، نعمتی الهی جهت آرامش مرد همسران از جمله نعمت ها و هدایای خدا به افرادند. امام سجاد علیه السلام در تأکید این مطلب همسر را نعمتی از جانب خدا معرفی می نمایند که مایه آرامش و انس می باشد «و حق الزوجه ان تعلم ان الله عز و جل جعلها لک سکنا و أنسا و تعلم انّ ذلک نعمه من الله تعالی علیک»[۷۲۹] البته لازم است انسان در مقابل وجود این نعمت مورد قدردانی نموده وحمد الهی را به جای آورد. «کل واحد منکما یجب ان یحمد الله علی صاحبه»[۷۳۰] و همسر را نعمتی از نعمت های الهی می داند. ۲-۱-۱۶-امانت الهی دانستن همسر زن امانت الهی است که مردان آن ها را به خانه های خود می آورند و به صورت ودیعه الهی نزد خود نگه می دارند«. . اتَّقُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی النِّسَاءِ فَإِنَّهُنَّ عَوَانٍ بَیْنَ أَیْدِیکُمْ أَخَذْتُمُوهُنَّ عَلَى أَمَانَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ . .»[۷۳۱]همانطور که انسان در اسلام به حفظ امانت بسیار سفارش شده است، همسران را برای مردان همانند یک امانت می داند و آن یک امانت الهی که دقت در حفظ و نگهداری آن باید بیش از سایر امانت باشد. گرچه در اسلام حفظ امانات به ارزش امانت بستگی ندارد اما دریافت امانت از هر خدا بسیار دقت بیشتری را می طلبد. ۲-۱-۱۷-مرد محرم اسرار همسر بر مرد لازم است که اسرار و معایب همسر خود را حفظ نماید و همچون لباس زینت بخش او باشد«. .هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُم. . . »[۷۳۲] ۲-۱-۱۸-شاد نمودن همسر یکی دیگر از وظایف شوهر در قبال همسر خود شاد نمودن اوست. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پس از بیان مهربان تر بودن خداوند به دختران نسبت به پسران، ادخال سرور به قلب محارم را برابر با شادی فرد توسط خداوند در روز قیامت می داند و می فرماید: « إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى عَلَى الْإِنَاثِ أَرَقُّ مِنْهُ عَلَى الذُّکُورِ- وَ مَا مِنْ رَجُلٍ یُدْخِلُ فَرْحَهً عَلَى امْرَأَهٍ بَیْنَهُ وَ بَیْنَهَا حُرْمَهٌ- إِلَّا فَرَّحَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ».[۷۳۳] ۲-۱-۱۹-چشم پوشی از خطا از جمله حقوق زن، چشم پوشی و نادیده گرفتن خطای اوست« فاذا جهلت عفوت عنها»[۷۳۴]تا صفا و صمیمیت در زندگی جریان یابد. ۲-۱-۲۰-احترام به حقوق همسر همسران برای ایجاد یک رابطه مثبت و صمیمانه میان خود، باید حقوق یکدیگر را رعایت نمایند و به آن احترام گذارند و جهت احیای آن اقدام نمایند. حضرت علی به روایت امام کاظم علیهما السلام رعایت حقوق زنان را از جمله آخرین سخنان و تأکیدات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بیان می فرماید:« . . الله الله فی النساء . . فانّ آخر ما تکلّم به نبیّکم ان قال : اوصیکم . . بالنساء. . »[۷۳۵]بنابراین در دین اسلام رعایت حقوق همسر و احترام گذاشتن به آن بسیار سفارش شده است تا بنای خانواده تحکیم یابد. ۲-۱-۲۱-حمایت عاطفی از نیازهای همسر زن و مرد هر دو دارای نیازهای عاطفی هستند که باید پس از شناسایی با دیده احترام نگریسته شده و به آن پاسخ مثبت و صحیح داده شود. حتی پس از مرگ به نیکی یاد کردن، احترامی نسبت به همسر است. عایشه، ثناء و احترام پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله را نسبت به همسرش خدیجه کبری سلام الله علیها بیان می نماید و می گوید:«کان رسول الله صلی الله علیه و آله لا یکاد یخرج من البیت حتّی یذکر خدیجه فیحسن الثّناء علیها . . »[۷۳۶]بدین روی است که اسوه های دین همواره به رعایت اکرام و احترام نسبت به سایر افراد به خصوص همسران سفارش نموده اند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بهترین افراد را کسانی می داند که با همسر خود بهترین باشد« خیارکم خیارکم لنسائهم »[۷۳۷] ایشان در خطبه حجه الوداع مهمترین و آخرین سفارشات خود را به انبوهی از مسلمانان که در آن جا حضور داشتند، بیان فرمود و از جمله توصیه های مهم ایشان رعایت احترام و اکرام نسبت به زنان است و ایشان توجه به زنان و مراعات حقوق آن ها را سفارش نموده و می فرمایند: «ایها الناس ان لنساءکم علیکم حقاً و لکم علیهنّ حقاً . . .فاتّقوا الله فی النساء و استوصوا بهنّ خیرا . . .»[۷۳۸] ۲-۱-۲۲-احترام به احساس هنری زن زن در مقابل احترام مرد به احساس هنری خویش، آرامش می یابد و از داشتن همسری مانند او شاد و راضی است.[۷۳۹]امام باقرعلیه السلام در باره گروهی از مسلمانان که به منزل سیدالشهداء حسین به علی علیه السلام آمدند، نقل می فرماید که آنان خطاب به حضرت گفتند: فرزند پیامبر! در خانه شما چیزهایی می بینیم که آن را خوش نداریم-در منزل امام فرش ها و بالش هایی دیده می شد-امام حسین علیه السلام در پاسخ فرمود: ما آن گاه که ازدواج کردیم، مهریه زنان را به آنان می پردازیم و ایشان با کابین خویش هرچه دوست داشتند می خرند، و ما در این کارها دخالت نمی کنیم: « «دَخَلَ قَوْمٌ عَلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام، فَقَالُوا: یَا ابْنَ رَسُولِ اللّهِ، نَرى فِی مَنْزِلِکَ أَشْیَاءَ نَکْرَهُهَا ، وَإِذَا فِی مَنْزِلِهِ بُسُطٌ وَنَمَارِقُ. فَقَالَ علیه السلام: إِنَّا نَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ، فَنُعْطِیهِنَّ مُهُورَهُنَّ، فَیَشْتَرِینَ مَا شِئْنَ، لَیْسَ لَنَا مِنْهُ شَیْءٌ»[۷۴۰] ۲-۱-۲۳-تحذیر از تحمل کار سنگین بر زن توصیف فرد به زیبائی ها یکی از بهترین راه های ایجاد ارتباط عاطفی و احساسی است. حضرت علی دروصیت خود به امام حسن مجتبی علیهما السلام، زن را به زیباترین موجودات که گلی خوشبو است، توصیف می فرماید: «فانّ المرأه ریحانه و لیست بقهرمانه»[۷۴۱] ۲-۱-۲۴-عدم آزار و خشونت نسبت به همسر گاه مردان می پندارند بواسطه قدرت جسمانی می توانند همسر خود را مورد آزار و اذیت قرار دهند. در صورتی که مرد حتی اجازه ترشرویی با همسر خود را ندارد« . . وَ لَا یُقَبِّحُ لَهَا وَجْهاً . . »[۷۴۲]در حدیثی آمده است: اگر مردی زن خود را بیازارد، هیچ عبادت و حسنه و عمل نیکی از او پذیرفته نیست تا این که همسرش را از خود خشنود نماید.[۷۴۳] و اگر مرد، همسر خود را که رکن زندگی مشترک است، مورد آزار قرار دهد، قطعاً مورد اذیت واقع می شود «فایّ رجل لطم امرأته لطمه امر الله عزّ و جلّ مالکا خازن النّیران فیلطمه علی حرّ وجهه سبعین لطمه فی نار جهنّم»[۷۴۴]و به قدری از جانب پروردگار در مورد زنان سفارش شده است که پیامبر می فرمایند من تصور کردم اف گفتن به آن ها نیز جایز نباشد «. . أَخْبَرَنِی أَخِی جَبْرَئِیلُ وَ لَمْ یَزَلْ یُوصِینِی بِالنِّسَاءِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنْ لَا یَحِلَّ لِزَوْجِهَا أَنْ یَقُولَ لَهَا أُفٍّ . . »[۷۴۵] ۲-۱-۲۵-مهیا نمودن زمینه های کسب دانش پیشوایان و بزرگان دین اسلام مرد و زن را به کسب دانش ترغیب می نمایند. امام صادق علیه السلام از قول پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آورده اند که ایشان فرمودند: «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَهٌ عَلى کُلِّ مُسْلِمٍ»[۷۴۶] واژه مسلم اسم جنس است که دلالت بر زن و مرد مسلمان دارد بدین علت است که در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله طلب علم را به صورت مطلق بیان نموده اند که می فرمایند: «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَهٌ»[۷۴۷]هم ایشان در تشویق زنان به آموزش احکام و فقه می فرمایند: زنان انصار، زنان خوبی هستند، حیا و شرم مانع فقه آموزی آنان نیست. «نعم النّساء نساء الانصار لم یمنعهنّ الحیاء ان یتفقّّهن فی الدّین»[۷۴۸] تاریخ صدر اسلام نیز شاهد رواج علم و دانش در میان زنان است. برخی از این موراد عبارتند از: ۲-۱-۲۵-۱- پرسش زنان از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زینب عطاره که به خرید و فروش لوازم آرایش زنان اشتغال داشت، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و از چگونگی آفرینش جهان پرسید و حضرت به وی پاسخ داد. در روایت از امام صادق علیه السلام آمده است:«جاءت زینب العطاره الحولاء الی نساء رسول الله صلی الله علیه و آله و بناته و کانت تبیع منهنّ العطر فدخل رسول الله و هی عندهن، . . .فقالت: ما جئت بشیء من بیعی و انّما جئتک أسألک عن عظمه الله، فقال: جل جلال الله، ساحدثک عن بعض ذلک . . . »[۷۴۹] ۲-۱-۲۵-۲-پرسش زنان از صحابه عبد الله بن مسعود گوید: چرا کسانی را که خداوند در قرآن لعنت کرده، لعن نکنم، یعنی زنان خال کوبنده (واشمه ) و زنانی که نزد آنان برای خال کوبی(مستوشمه)می روند و آرایشگرانی که موی برخی زنان را به سر بعضی دیگر وصل می کنند(واصله ) و کسانی که نزد آن ها برای این کار می روند ( مستوصله) . زنی این سخن را شنید، تمام قرآن را قرائت کرد و این گفته ابن مسعود را در قرآن نیافت. روز بعد نزد او آمد و گفت: شب گذشته تمام قرآن را خواندم و آن چه تو گفتی در قرآن نبود . ابن مسعود گفت: مگر خداوند نفرموده است: «. . . وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا. . »[۷۵۰]و رسول خدا فرمود: خداوند زن های واشمه و مستوشمه را لعنت کرده است. «أن قال لعن الله الواشمه و المستوشمه»[۷۵۱] ۲-۱-۲۵-۳- پرسش صحابه از زنان پرسش هایی که صحابه از دختر گرامی پیامبر صلی الله علیه و آله داشتند. به عنوان مثال روزی ابن مسعود نزد فاطمه زهرا سلام الله علیها آمد و گفت: آیا پیامبر چیزی از دانش نزد شما گذارده است؟ حضرت فاطمه سلام الله علیها به کنیزش فرمود: برگه هایی را که از پدرم بر جای مانده، بیاور.[۷۵۲] ۲-۱-۲۵-۴-پرسش زنان از زنان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(Petty and Guthrie, 2000) منبع : ۲-۲-۲) تعریف سرمایه فکری به راستی سرمایه فکری چیست و علت توجه و تمرکز سازمانها برای شناسایی و اندازه گیری آن به چه علت است ؟ ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
آیا ترازنامه می تواند ارزش واقعی یک شرکت یا سازمان را مشخص نماید ؟ آیا جایگاهی در ادبیات گزارشات مالی در خصوص حلقه اصلی خلق ارزش یعنی منابع انسانی وجود دارد ؟ یکی از عوامل مهم در الگوی رقابتی شرکتها استفاده و تربیت نیروهای متخصص، استفاده از دانش و تکنولوژی روز در صنعت می باشد، لذا عامل تبدیل منابع به حداکثر ارزش همان حلقه ارزش آفرین در سازمانهاست. ادبیات حسابداری این مفهوم را به عنوان سرمایه فکری می شناسد. سنجش کمی سرمایه فکری سازمانها به معنای میزان منابع ارزش آفرین در سازمان است و این خود نشان دهنده ارزش سازمان می باشد لذا ضرورت اندازه گیری سرمایه فکری برای سازمان و گزارشگری آن برای ذینفعان بر اندیشمندان عرصه مالی پوشیده نیست. در مورد سرمایه فکری، تعریف مشترکی وجود ندارد و پژوهشگران تعاریف گوناگونی ارائه دادهاند، که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهد شد: سرمایه فکری، دانش، اطلاعات، اموال دانشی و تجربیاتی است که با بکارگیری آنها میتوان تولید ثروت نمود. این سرمایه جمع نیروهای فکریست، از اینرو شناسایی آن دشوار و بکارگیری مؤثر آن دشوارتر است.(استوارت، ۱۹۹۷)[۴۱]۱ سرمایه فکری، زبانی است جهت فکر کردن، صحبت کردن و انجام اقداماتی که به محرکهای درآمد آتی سازمان مربوط میشوند که شامل روابط با مشتریان و شرکا، تلاشهای نوآوری، زیرساختار سازمانی و دانش و مهارت های کارکنان سازمان است. به عنوان یک مفهوم، سرمایه فکری با تکنیکهایی همراه است که مدیران را در جهت تقویت مدیریت توانمندتر میسازد.(رز و دیگران،۱۹۹۷)[۴۲]۲ سرمایه فکری پنهان است ولی پس از کشف شدن و بکارگیری آن، منابع جدیدی برای سازمان به ارمغان خواهد آمد که موجب افزایش توان رقابتی و پیروزی خواهد شد. (بونیتز، ۱۹۹۶) سرمایه فکری واژهای است که به ترکیبی از دارایی نامشهود بازار، اموال فکری، انسانی و زیرساختار اطلاق می شود که سازمان را جهت انجام وظایفش یاری می رسانند.(بروکینگ، ۱۹۹۷)[۴۳]۳ سرمایه فکری شامل همه دارایی ها و فرآیندهایی است که به شکل مرسوم در ترازنامه سازمان مورد توجه قرار نمیگیرند. همچنین همه دارایی های نامشهود (نظیر نشانهای تجاری) و جمع دانش همه اعضای سازمان و تغییر شکل عملی دانش آنها را شامل می شود. (رز و دیگران، ۱۹۹۷) سرمایه فکری شامل مواد هوشمند، دانش، اطلاعات، اموال فکری و تجربههایی است که با بکارگیری آنها میتوان تولید ثروت نمود. در نهایت سرمایه فکری، خرد جمعی یا مجموعهای از دانشهای مفید در نظر گرفته می شود.(استوارت،۱۱۹۷) سرمایه فکری، پیگیری و استفاده موثر از دانش(محصول نهایی) در تقابل با اطلاعات و مواد خام است.(بونیتز، ۱۹۹۸) سرمایه فکری به عنوان یک المان از ارزش بازاری سازمان در نظر گرفته می شود.(الویت و دیگران، ۱۹۹۹)[۴۴] سرمایه فکری یک موجودیت پیچیده و گریزان[۴۵] است اما زمانیکه کشف شود و مورد استفاده قرار گیرد سازمان را قادر میسازد تا با یک منبع جدید در محیط رقابت کند.(بونیتز، ۱۹۹۶) سرمایه فکری به مجموعه منحصر بفردی از منابع مشهود و نامشهود شرکت اطلاق می شود. (گوپتا و دیگران[۴۶]،۲۰۰۱) سرمایه فکری یک ماده فکری است که جمعآوری و شکلبندی شده و برای تولید دارایی هایی با ارزش بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد.(کلین و دیگران[۴۷] ، ۱۹۹۴) سرمایه فکری مجموعه ای از اطلاعات و دانش کاربردی برای خلق یک ارزش در سازمان است. (ادوینسون و دیگران[۴۸]، ۱۹۹۷) سرمایه فکری دانش سازمانی وسیع و گسترده ای است که برای هر شرکت منحصر بفرد است و به شرکت اجازه میدهد تا بطور پیوسته خود را با شرایط در حال تغییر و تحول انطباق دهد. (موریسن[۴۹]، ۱۹۹۸) سرمایه فکری جریان دانش در درون شرکت ها است. (دایرکس و کول[۵۰]، ۱۹۸۹) سرمایه فکری مجموعه ای از دارایی های دانش محور است که به یک سازمان اختصاص دارند و در زمره ویژگیهای یک سازمان محسوب میشوند و از طریق افزودن ارزش به ذینفعان کلیدی سازمان، به طور قابل ملاحظهای به بهبود وضعیت رقابتی سازمان منجر میشوند(مر، ۲۰۰۴). سرمایه فکری اصطلاحی برای ترکیب دارایی ناملموس بازار، دارایی فکری، دارایی انسانی و دارایی ساختاری است که سازمان را برای انجام فعالیتهایش توانمند میسازند(بروکینگ و دیگران[۵۱]۱، ۲۰۰۱). سرمایه فکری جمع همه چیزهایی است که افراد سازمان میدانند و برای سازمان در بازار، مزیت رقابتی ایجاد می کند(استوارت، ۱۹۹۱). سرمایه فکری دانشی است که قابل تبدیل شدن به ارزش باشد.(ادوینسون[۵۲]۲،۱۹۹۱) بنابراین از دید حسابداری دارایی های فکری مانند حق اختراع یا اموال فکری دارای مانده ی بدهکار است در حالی که سرمایه فکری جمع ثروت بنگاه است که در دارایی فکری سرمایه گذاری شده است ودارای مانده ی بستانکار است (ویدا مجتهد زاده، ۱۳۸۱). در پایان باید گفت که پیدایش اقتصاد دانش محور باعث افزایش اهمیت سرمایه فکری به عنوان یک موضوع تحقیقاتی شده است. اکنون زمان مناسبی برای انجام تحقیقات در زمینه سرمایه فکری است. امروزه جامعه محققان سرمایه فکری در جایگاه مهمی قرار دارند. این محققان از سالها پیش نبرد و مبارزهای را برای قبولاندن اهمیت سرمایه فکری آغاز نموده و سمینارها و مقالات و کتب زیادی را در این زمینه ارائه کردهاند و بیشتر تلاشهای صورت گرفته در زمینه توسعه چارچوب سرمایه فکری بوده است. اکنون این ضرورت بوجود آمده است که آنها بر روی اندازهگیری و مدیریت و افشاء آن تمرکز کنند. باید گفت که موضوع علم سرمایه فکری یک موضوع بین رشتهای است و در بر گیرنده علوم مختلفی مانند حسابداری، مدیریت دانش، اقتصاد و مدیریت منابع انسانی و… است. هر چند امروزه این اعتقاد وجود دارد که مطالعه سرمایه فکری بیشتر به عنوان یک هنر توصیف میشود تا یک علم و در بر گیرنده عوامل روانی و خلاقیت است و بیشتر شامل ادغامی از مطالعات رفتاری (رفتارهای مشتری و سازمانی) است (لیم ودیگران[۵۳]۳، ۲۰۰۴). ۲-۲-۳) انواع طبقه بندی اجزای سرمایه فکری در زمینه طبقه بندی اجزاء سرمایه فکری تاکنون مدلهای زیادی ارائه شده است. در ادامه این طبقه بندیها را با نام محققان آنها ذکر میکنیم و به شرح اجزای این طبقه بندی ها می پردازیم ولی باید توجه کرد که همانند تعریف سرمایه فکری، هنوز یک طبقه بندی جهانشمول درباره اجزای سرمایه فکری وجود ندارد. طبقه بندی Bontis در سال ۱۹۹۸ و ۲۰۰۰ طبقه بندی Stewart در سال ۱۹۹۷ طبقه بندی Goran Roos در سال ۱۹۹۷ طبقه بندی Amie Brooking طبقه بندی Sveiby در سال ۱۹۹۷ طبقه بندی Eustace و همکارانش طبقه بندی Edvinsson و Malone طبقه بندی Chen و همکارانش طبقه بندی Hannas و Lowendahl طبقه بندی Petty و Guthire طبقه بندی سازمان برای همکاری و توسعه اقتصادی طبقه بندی Lim و Dallimore در سال ۲۰۰۴ طبقه بندی Norton و Kaplan در سال ۱۹۹۲ و سایر طبقه بندیهای دیگر که ارائه شده بونتیس[۵۴]۱ (۱۹۹۸) ابتدا به سه نوع سرمایه انسانی، ساختاری و مشتری اشاره کرد و در سال ۲۰۰۰ طبقه بندی خود را بصورت سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه ارتباطی [۵۵]۲ و دارایی یا مالکیت معنوی تغییر داد. منظور از سرمایه انسانی سطح دانش فردی است که کارکنان یک سازمان دارای آن میباشند که این دانش معمولاً بصورت ضمنی میباشد. منظور از سرمایه ساختاری کلیه دارایی های غیرانسانی یا قابلیت های سازمانی[۵۶]۳ است که برای برآورده کردن نیازهای بازار مورد استفاده قرار میگیرد و منظور از سرمایه ارتباطی کلیه دانش به کار گرفته شده در روابط یک سازمان با محیط خود شامل مشتریان، عرضه کنندگان، مجامع علمی و غیره است که به عقیده ایشان مهمترین جزء یک سرمایه فکری، سرمایه مشتری است بخاطر اینکه موفقیت یک سازمان در گرو سرمایه مشتری آن است و منظور از مالکیت معنوی، آن قسمت از دارایی های نامشهود است که بر اساس قانون، مورد حمایت و شناسایی قرار گرفته است مانند کپی رایت، حق اختراع و حق امتیاز(بونیتس و همکاران[۵۷]۱ ، ۱۹۹۸) ردیف اول سرمایه فکری سرمایه انسانی سرمایه ساختاری سرمایه مشتری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جرات ورزی چهار مؤلفه دارد که برای استفادهی مناسب و مؤثر از مهارت جرات ورزی باید بر آنها مسلط باشیم. (هارجی، ساندرز و دیکسون، ترجمه فیروز بخت، ۱۳۸۴) ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
محتوا: محتوای عملی جرات ورزی عبارت است از ابراز حقوق و بر زبانآوردن اظهاراتی که این ابراز حقوق را مناسب و مسئولانه جلوه می دهند. ۱-عناصرپنهان: منظور آن دسته از افکار، ایده ها و احساساتی هستند که بر توانایی برای جرات ورزی تأثیر میگذارند، شامل دانش(آگاهی از حقوق خود و نحوه احقاق آنها، همچنین آگاهی از وضعیت دیگران در رابطه با حقوقمان)، اعتقادات(اصلاح اعتقاداتی که مانع جرات ورزی میشوند، یعنی همان چیزی که اوّلی و نریچ(۱۹۷۶) نام آن را بازسازی شناختی نامیدهاند)، ادراک اجتماعی(داشتن درک درست و دقیق از رفتار دیگران). ۲-فرایند: نحوه ارائه ی پاسخهای صبورانه هم نقش مهمی در موقعیت این پاسخها دارند: مثل زمانبندی پاسخهای کلامی و غیرکلامی، داشتن مهارت های کنترل محرک، ارائه تقویت و …. ۳-پاسخهای غیرکلامی: شامل سطح مناسب تماس چشمی، اجتناب از حالت چهرهای مناسب، استفادهی صحیح از ژستها در حین صحبت و بهکار بردن ژستهای نامشخص در حین گوشدادن، راست نگهداشتن بدن، استفاده از فرا زبانهای مناسب(مثل پاسخدهی اندک، دادن پاسخهای کوتاه، سلامت، بلندی صدا و تغییردادن لحن آن، قاطعیت زیاد) کارکردهای جرات ورزی: استفادهی ماهرانه از جرات ورزی به ما کمک می کند تا: ۱-جلوی پایمالشدن حقوق خود را بگیریم. ۲-تقاضاهای نامعقول دیگران را ردکنیم. ۳-بتوانیم از دیگران درخواستهای معقولی کنیم. ۴-با مخالفتهای نامعقول دیگران برخورد درست و مؤثری کنیم. ۵-حقوق دیگران را به رسمیت بشناسیم. ۶-رفتار دیگران در برابر خودمان را تغییر دهیم. ۷-از تعارضات پرخاشگرانه غیرضروری خودداری کنیم. ۸-در هر موردی، موضع خود را با اعتماد به نفس و آزادانه مطرح کنیم. (بهروزی،۱۳۸۸) عوامل مؤثر بر جرات ورزی: عوامل چندی بر ماهیت، مقدار و اثربخشی جرات ورزی تأثیر میگذارند. جنسیت: از جمله عواملی که در جرات ورزی تأثیر میگذارند، جنسیت طرفین است، برای مثال، مک دونالد(۱۹۷۵) دریافت که مردان تمایل کمتری برای رد درخواستهای زنان از خود نشان می دهند و نیز کمتر مایلاند از زنان پرسش ناراحت کننده ای داشتهباشند. زنان هم گزارشکردند که مایل نیستند تمایل خودشان را به گزاردن قرار ملاقات با مردان بیان کنند و یا از مردان انتقاد کنند.( به نقل از رضایی نژاد،۱۳۸۹) در جنبش حقوق زنان، توجه زیادی به مهارت جرات ورزی شده است، تا جایی که آموزش جرات ورزی را در دستور برنامه های آموزشی خود قرار داده است. افزایش مقالات و کتابهای خود یاری زنان و پرطرفدار بودن برنامه های جرات ورزی زنان نیز شاهدی بر این مدعاست که زنها در این زمینه به کمک بیشتری نیاز دارند. موقعیت: جرات ورزی رفتاری موقعیتی است، یعنی با توجه به تغییر موقعیتها که در روابط بین فردی اتفاق میافتد، جرات ورزی نیز دستخوش تغییر میگردد. بدین معنا، رفتاری نسبی تلقی می شود. میتوان گفت موقعیت و شرایط بیرونی نیز در میزان جرات ورزی نقش قابل ملاحظهای دارند. اسلیر و دیگران (۱۹۷۵) از پژوهشهای مفصل خود نتیجه گرفتند که اشخاص، گاهی در یک وضعیت میانفردی ابراز وجود می کنند و در وضعیتی دیگر ابراز وجود نمیکنند. علاوه بر این، برخی افراد در جرات ورزیهای منفی مشکل ندارند امّا نمی توانند جرات ورزیهای مثبت انجام دهند. برخی افراد در خانه به راحتی جرات ورزی می کنند امّا در محیط کار نمی توانند، یا برعکس. در این مواقع، باید بر وضعیت و استراتژی مناسب برای غلبه بر مشکلات تمرکز کنیم. زمینه فرهنگی: زمینه فرهنگی نیز بر جرات ورزی تأثیر می گذارد، برای مثال، خرده فرهنگهایی که اعتقادات مذهبی شدیدی دارند عملاً ابراز وجود را به عنوان یک روش معتبر رد می کنند و به سلطه پذیری توصیهشده در انجیل عمل می کنند. بنابراین آموزش جرات ورزی برای این افراد بیمعنا و نامناسب خواهد بود. همانطور که فرنهایم (۱۹۷۸) خاطرنشان می کند، جرات ورزی یک مفهوم فرهنگی است، یعنی جرات ورزیهایی که در آمریکا و اروپا مناسب هستند، در فرهنگهایی که فروتنی، بردباری و یا خدمتگذاری را مقدس میدانند ممکن است شایسته و مناسب نباشد. سن: پاردک و دیگران( ۱۹۹۱) پس از بررسی دانشجویان دوره های تکمیلی آمریکا بین سن و ابراز وجود همبستگی معنادار و مثبتی پیداکردهاند. افرادی که سن بیشتری دارند یا در جرأتورزانه عملکردن، با تجربهترند، بیشتر بر احقاق حقوق خود پافشاری می کنند. جرات ورزی در برخی شرایط، دشوارتر است. این شرایط عبارتاند از تعامل با دیگران در خانه یا محل کار آنها، ابراز وجود در کشور یا حوزه فرهنگی دیگر، هنگامی که تک و تنها هستیم و دوستان و همکارانمان در کنارمان نیستند، هنگامی که مجبوریم بر دوستان و همکاران قبلی خود اعمال قدرت کنیم، وقتی با سالمندان سر وکار داریم، وقتی با افراد بیمار در حال مرگ یا بستگان آنها ارتباط داریم، هنگام برخورد با فقرا و محرومان، هنگام تعامل با متخصصان قدرتمند و ارشد، در برابر جنس مخالف یا هنگام ارتباط با افراد ناتوان. ویژگیهای اشخاص جرأتورز: جرات ورزی عملکردی است که دارای جنبه های شناختی، هیجانی و رفتاری است و نمایانگر توانمندی فرد در برخورد مؤثر با خواسته های محیطی میباشد، فردی که دارای جرات ورزی مناسب است نه تنها در مواجه با مشکلات و عوامل تنشزا رویارویی بهتری دارد، بلکه به جهت رفتار موفقّیتآمیز در برخورد با این عوامل، ارزیابی شناختی مثبتتری از خود داشته و به تبع آن، عواطف و هیجانات مثبتتری را نیز تجربه مینماید. (هنرمند،تقوی و عطاری، ۱۳۸۷) فردی که با جرأت است می تواند ارتباط نزدیک با دیگران برقرارکند، خودش را از سوء استفاده دیگران دور نگهدارد و دامنه وسیعی از نیازها و افکارمثبت و منفی را ابراز نماید، بی آنکه احساس گناه و اضطراب نماید یا به حقوق دیگران لطمه بزند(اتلر[۹۴]،۱۹۹۱). در مقابل، افرادی که جرات ورزی پایینی دارند، در باورها و احساسات و عقایدشان حتی برای خود ارزش قائل نبوده و اصل شباهت احساسی خود با دیگران را رد می کنند، در پاسخ علیه رفتارهای نادرست ناتوانند و نیز خواستههایشان نسبت به دیگران را کماهمّیت میدانند. (سلطانی،۱۳۸۴) رفتار جرأتورزانه با خود پندارهی مثبت، عزتنفس، تسلط خود بسندگی، و اعتماد به نفس، همگرایی و همبستگی دارد و رفتارهای غیر جرأتورزانه بازدارنده و اجتنابی هستند و همبستگی مثبت و بالایی با ترسها، هراسها و اضطراب اجتماعی و انواع پرخاشگریهای درونی دارد. (محامد،۱۳۷۸) راهبرد تصمیم گیری مجدد مقدمه: پایه اصلی راهبرد تصمیم گیری مجدد این است که یک فرد در کودکی خود از سوی والدین، نزدیکان و دیگر افراد یک سری پیامهایی دریافت کرده و در پی آن تصمیماتی گرفتهاست و به دنبال آن نمایشنامه زندگی خود را مینویسد. در درمان از مراجع خواسته می شود که به صحنه اصلی که مرتبط با شکل فعلیاش است برگردد و مراجع روی احساسات، رفتار، ارتباطاتی که در آن زمان داشته صحبت می کند و توضیح میدهد و درمانگر به او کمک می کند تا او بتواند تصمیمات جدیدی بگیرد. این راهبرد به فرد کمک می کند تا بتواند داستان جدیدی در مورد زندگیاش بنویسد. درمانگر مسئولیت انجام مراحل را به عهده میگیرد (تا حدی شبیه به رهبر گروه)، امّا مسئولیت انتخابها بر عهده مراجع است. (آلن،۲۰۰۹) باب و مری گلدینگ از این نظریه پیروی می کنند که وقتی شخص در مورد مشکلی گیر کردهاست این بدان معنا است که دو بخش از شخصیت او با نیروی یکسان به دو جهت مخالف فشار وارد میآورند. نتیجه تنها این خواهدشد که شخص انرژی زیادی را صرف می کند ولی به هیچجا نمیرسد، این وضعیت تنگنا نامیده می شود. گلدینگ نظریهاش را با به تصویرکشیدن تنگناها به عنوان چیزی که بین حالات مختلف من اتفاق میافتد، بسط و توسعه داد. در درمان برطرفکردن تنگناها معمولاً با روش گشتالت، معروف به « روش دو صندلی روبهروی هم » انجام میپذیرد. مراجع بخشهای متضاد خودش را در صندلیهای مختلف تصور می کند، سپس به نوبت خودش هریک از آن بخشها می شود و گفتوگویی را به منظور حل تضاد انجام میدهد. در طی این روند، احساسهای سرکوبشده «کودک» ممکن است اغلب به سطح بیایند. (استوارت و جونز، ۱۹۸۷، ترجمه دادگستر، ۱۳۸۶) کاربرد نظریه تحلیل تبادلی به همراه تکنیکهای گشتالت با هدف رسیدن به قرار داد مراجع است. این روش خیلی ساده است، ابتدا از مراجعین خواسته می شود تا احساسشان را که تجربه می کنند توضیح دهند و آنها را به زبان خودشان بیانکنند. بعد از مراجع خواسته می شود که شرایط مشابه آن در کودکی داشته را توضیحدهد. فرض این فرایند ایناست که در شرایط پراسترس مردم راههای آشنای دیدن دنیا را تجربه می کنند و الگوهایی را که به موازات تصمیمات گذشتهشان است را دوباره عمل می کنند. بعد از اینکه با صحنه نمایش اوّلیه تماس ایجاد شد، تکنیکهای گشتالت برای بیان احساسی که در ابتدا حل نشده بودند، مورد استفاده قرار میگیرند. نتیجه این فرایند درمان و رشد شخصی فرد است. اغلب مراجعین برای درک عینی شرایط اصلی و اینکه چگونه آنها زندگیشان را به پایان رساندن « نمایشنامه اوّلیه » وفق دادهاند، آمده اند. روش تصمیم گیری مجدد برای درمان افرادی که با پیامهای والدی منفی زندگی می کنند، مؤثر است. (سرات، ۲۰۰۲) چگونگی شکل گیری راهبرد تصمیم گیری مجدد امروزه ۳ مکتب اصلی در تحلیل رفتار متقابل قابل تشخیص است و درمانگران معمولاً از روشهای تلفیقی استفاده می کنند. مکتب کلاسیک که اریک برن ارائه داد، مکتب تصمیم گیری مجدد که باب و مری گلدینگ پایهگذار آن بودند و نظریه تحلیل تبادلی را با روشهای درمانی گشتالت ترکیب کردند. مکتب سوم، مکتب نیروگذاری روانی است که شیف پایهگذار آن بود. در این مکتب مراجع تشویق می شود که به دوران کودکی بازگشت کرده و سپس فرصتی مییابد تا خود را دوباره انجامدهد. (جونز و استوارت، ۱۹۸۷، ترجمه دادگستر، ۱۳۸۶) تحلیل تبادلی بعد از استقبال مردم در دهه۱۹۷۰، به دلیل زبان اسرارآمیز و ضعف پژوهشی به تدریج جایگاه خود را به عنوان یک نظام رواندرمانی شاخص، از دست دادهاست. با این حال تحلیل تبادلی نیروی مقوله قدرتمندی برای دیدگاه های میانفردی بوده است. آینده تحلیل تبادلی در ترکیبشدن آن با نظامهای دیگر رواندرمانی نهفته است. تحلیل تبادلی در زوجدرمانی، خانوادهدرمانی اغلب با نظریه سیستمی ترکیب می شود. راهبرد تصمیم گیری مجدد، تحلیل تبادلی را با گشتالتدرمانی پیوند میدهد و بسیاری از تحلیلگران تبادلی خود را با مکتب وجودی ارتباط میدادند. (پروچسکا و نورکراس، ۲۰۰۷، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۹) شالوده متون تحلیل تبادلی این است که، موضع زندگی هرکس را میتوانیم تغییر دهیم همچون اشخاص این مواضع را با نوعی تصمیم گیری اتخاذ کرده اند. در تحلیل تبادلی به این کار، « تصمیم گیری مجدد» میگویند. یعنی «واقفشدن بر اطلاعات ضبطشده، منسوخداشتن آنها و اتخاذ تصمیمات جدید» (منینگر، ۱۹۹۴، ترجمه فیروز بخت، ۱۳۸۴) راهبرد تصمیم گیری مجدد تصمیم گیری مجدد یک روش کمتر شناختهشده ایست که توسط یک مددکار اجتماعی به نام ماری مککلورگلدینگ و شوهر روانپزشک مرحومش، رابرت گلدینگ، در سال ۱۹۷۰ گسترشیافت. درمان تصمیم گیری مجدد( گلدینگ و گلدینگ ، ۱۹۷۹، ۱۹۸۹) تلفیقی از تحلیل تبادلی اریکبرن و گشتالتدرمانی پرلز است. تحلیل تبادلی یادگیری عاطفی اوّلیه (تصمیماتکودکی) را در میان بافت یک پاسخ کودکی به امرونهیهای والدین نگاه می کنند. امرونهیهای والدینی، پیامهای کلامی و غیرکلامی والدین هستند.(برای مثال: خودت نباش، انجام نده، فکر نکن، لایق نباش، باهوش نباش و غیره) بچهها به شکل عاطفی پاسخ می دهند و سپس تصمیماتی را شکل می دهند. (ارزیابی تمامیتخواه از خود در تعاملات) (برای مثال، من هیچ نیرویی ندارم، من به اندازه کافی خوب نیستم، من لیاقت زندگی با خودشان ندارم، من ارزش دوست داشتن ندارم، من نمیتوانم اعتماد کنم) که آنها تا بزرگسالی حمل می کنند. من تصمیمات و ارزیابیها از زندگی اغلب رشد می کند. در واکنش به دردهای روانی مزمن بزرگسالی به چنین ارزیابیهایی از خود میرسند که: من امنیت ندارم، من در رنج و زحمت هستم، من تحت کنترل نیستم، چنین ارزیابیهایی از خودکاری در بزرگسالی میشوند و واکنشهای بزرگسالی را به محیط بدون آگاهی شکل میدهد. (آشکارشدن در نمایشنامههای بزرگسالی) تصمیم گیری مجدد به درمانگر کمک می کند تا این ارزیابیها از خود تعاملات در حال حاضر را تعیینکند و جستوجو کند نشانه های موجود را که این تصمیمات و عواطف تحت تأثیر آن را بیانکند. بعد از اینکه درمانگر بتواند ارزیابیهایی از خود در تعاملات را مشخصکند، سپس درمانگر از بیمار میخواهد به زمانی برگردد که آن ارزیابی خاص از خود در تعاملات را در گذشته تجربه کردهبود. درمانگر آنقدر این سوأل را از بیمار میپرسد تا او را به آن زمان برگرداند. بعد از بازگشت آگاهانه به آن سن، سپس درمانگر از بیمار میخواهد که روی احساسات مختلف زیاد (ترس، اندوه، عصبانیت، گناه و غیره) مربوط به آن حادثه تأمل کند. بیمار تشویق می شود تا با منع (شخص یا حادثه) در صندلی خالی گشتالتدرمانی پرلز صحبتکند یا هرحادثهای که بیمار را برای صحبتکردن با منع مثل اینکه در اتاق حاضر وجود دارد، تشویق می کند. این کار به بیمار کمک می کند تا مسائلی را که قبلاً به طور کامل انجام نداده به انجام برساند. (برگر، ۲۰۰۶) بعد از اینکه با بهره گرفتن از صندلی خالی مکالمهای صورتگرفت، باید این کار ناتمام با «گفتن خداحافظ» پایان پذیرد. اگر فرد نتواند احساسات بیاننشده خود چون: رنجشهای قدیمی، ناکامیها، آزردگیها، احساسات گناه و حتی عشقی را که نتوانست بر زبان بیاورد را بگوید، از رشد و پیشرفت آتی وی جلوگیری می کند تا یک ارزیابی جدیدی از خود در تعاملات (یک تصمیم گیری مجدد) بسازد، به عبارت دیگر من کنترل دارم، من به اندازه کافی خوب هستم، من خوبم، من سالمم و غیره. (کلگ، ۲۰۰۴) گلدینگ و گلدینگ (۱۹۹۷) در پشت این مداخلات چندهدف واضح دارند: آنها میخواهند صحنهای را بیآفرینند که به جای اینکه با تراژدی به انتها برسد، پایان خوبی داشتهباشد. همچنین از نظر آنان نکته قابل تأمل در ایناست که مراجع تصمیم بگیرد که دیگر زندگیاش را تغییردهد. اگر آنها (درمانگر) احساس کند که مراجع به جای آنکه سعی در تصمیم گیری جدید در زندگیاش داشتهباشد، از دیگران عیبجویی کرده و آنها را سرزنشکند و بخواهد رفتار دیگران را عوضکند آنها میفهمند که جلسات آنها درمانبخش نبوده است. اصولکلی راهبرد تحلیل تبادلی: تحلیل تبادلی، یک روانشناسی اجتماعی و نیز روشی برای بهبودبخشیدن به ارتباطات است و در حقیقت یک تئوری جهانی ارتباط برای انواع گوناگون فرهنگ هاست. همچنین در این نظریه تلاش می شود، اشخاصی که تحت درمان قرار میگیرند به درجهای از رشد شخصی برسند که بتوانند راه حل مشکلاتشان را خودشان بیابند. (انجمن تحلیل ارتباط محاوره ای، ۲۰۰۸، نقل از جوادی) کوری معتقد است تحلیل تبادلی به منزله یک روش درمان تعاملی است که بر جنبه های شناختی، عقلانی و رفتاری در فرایند درمان تأکید می کند و هدف آنها افزایش آگاهی و توانایی فرد برای تصمیم گیری و تغییر جریان زندگی خود است. (کوری، ۱۹۹۴، نقل از یوسفی و همکاران،۱۳۹۰) اریکبرن در دهه ۱۹۵۰، نظریهاش را درباره تحلیل تبادلی پروراند، او میگفت ارتباط کلامی خصوصاً از نوع رودرروی آن، محور روابط اجتماعی انسان و همچنین محور روانکاوی است. برای برن نقطه شروع وقتی بود که دو نفر به هم میرسند و یکی از آنها سر صحبت با دیگری باز می کند. او این مواجهه را محرک رفتار متقابل میدانست و واکنش طرف مقابل را پاسخ رفتار متقابل شخصی که محرک را میفرستد، کنشگر است و فرستندهی پاسخ، پاسخگر به این ترتیب تحلیل رفتار متقابل، روش بررسی این رفتار متقابل است که « من با تو کاری میکنم و تو در جوابم کاری میکنی » (فیروز بخت، ۱۳۸۸) زمانی که برن ( ۱۹۷۰-۱۹۸۰ ) تصمیم گرفت به درمانجویان خود و نه معلمانش گوشکند، به طور تصادفی به پدیده ارتباط مردم به صورت والد، کودک و بالغ دستیافت. برن در زمان مناسب در جریان درمان پرسید: کدام جز درمانجو حرف میزند، پسر بچه یا مرد عاقل و بالغ؟ در همان لحظه با پرسیدن این سوأل، تحلیل تبادلی متولد شد. (پروچسکا، ۲۰۰۷، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۹) برن در عین حال معتقد است که شخصیت ۳ حالت جداگانه یعنی « من والد » « من بالغ » و« من کودک » سازمانیافته است که در ارتباطات می تواند از هرکدام از این ۳ حالت استفاده کرد. ارتباط « بالغ با بالغ » «والد با والد » و یا « کودک با کودک » تکمیلی هستند و به ارتباطهایی منجر می شود که هردو طرف احساس می کنند که یکدیگر را میفهمند. تا وقتی تبادلهای هر دو نفر مکمل باشد. ارتباط به آرامی و به نحو شایستهای پیش میرود. (چپمن، ۲۰۰۷) الگوی حالات من (والد-بالغ-کودک) در این نظریه، ترکیبی از ۳ حالت من که در طول زندگی فرد شکلگرفته و ارزشگذاری شدهاست، در واکنشهای رفتاری او قابلملاحظه میباشد، در واقع الگوی رفتاری یا شخصیت فرد را تشکیل میدهد. گرچه بعضی حالت من در افراد مختلف جنبه مسلط دارد، امّا بر حسب موقعیت، واکنشهای فرد یا حالات من او تغییر می کند و به طور کلّی در این نظریه از جبرگرایی فرویدی به سوی توانایی فرد برای تغییر الگوهای رفتاری گرایش پیدا شود. مشخصات حالات من در جدول ۱-۲ نمایش داده شدهاست. مشخصات رفتاری و نوع ارزشگذاری رفتار در حالات «من»
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۱۰- جامعه و حجم نمونه: جامعه آماری مورد مطالعه این تحقیق ، کارکنان شعب بانک رفاه کارگران در شهر تهران می باشد که تعداد آن ۱۳۳۳ نفر می باشد . از جامعه آماری پژوهش نمونه ای به حجم ۲۹۸ نفر با به کارگیری فرمول نمونه گیری کوکران و روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد.
۱-۱۱- محدودیت های پژوهش:
الف) محدودیت های در اختیار * عدم پاسخ گویی مناسب بعضی از کارکنان * فقدان بودجه لازم برای انجام و پیشبرد امور (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
* عدم دسترسی به بعضی از مقالات مفید در ارتباط با موضوع تحقیق ب) محدودیت های خارج از اختیار * در پرسشنامه این احتمال وجود دارد که آزمودنی سعی کنند تا آنگونه که باید باشند، نه آنگونه که هستند را در پاسخگویی به سوالات مد نظر داشته باشند و این امر نتایج تحقیق را ممکن است تحت تاثیر قرار دهد(بحث مطلوبیت اجتماعی). * از آنجا که جامعه آماری این پژوهش محدود به کارکنان بانک رفاه در شهر تهران با توجه به ویژگی، آموزشی و تربیتی و اجتماعی آن بود، تعمیم نتایج این پژوهش به بانک رفاه در سایر شهرستانها امکان پذیر نیست و یا با احتیاط باید صورت گیرد. فصل دوم: مبانی نظری پژوهش بنا بر روال معمول تحقیقات و پژوهش ها، دومین فصل تحقیق به ادبیات و پیشینه اختصاص دارد تا موضوع هر چه شفاف تر تبیین گشته و حتی المقدور ، هر گونه ابهام در زمینه موضوع مرتفع گردد. بنابراین در فصل حاضر مبانی نظری مرتبط با متغیر های تحقیق ، به عبارتی مدیریت استعداد و عملکرد کارکنان مورد بررسی قرار می گیرد. به دنبال اشاره اجمالی که طی فصل اول به موضوع تحقیق شد ، در این فصل متغیرهای مزبور ، از ابعاد و دیدگاه های مختلف به طور مشروح به بحث و نظر گذارده می شوند. از این رو فصل کنونی ، متشکل از سه بخش می باشد. بخش اول ، مدیریت استعداد از نظر صاحبنظران گوناگون تعریف شده و از جنبه های مختلف مورد توجه قرار می گیرد. بخش دوم به موضوع عملکرد کارکنان ، تعاریف و مفاهیم آن و سپس اهمیت و ضروت عملکرد کارکنان اختصاص داده شده است و سرانجام در طول بخش سوم ، با مروری بر تحقیقات انجام شده پیرامون مدیریت استعداد و عملکرد کارکنان در منابع داخلی و خارجی و نتایج آنان از نظر خواهد گذشت. بخش اول: مدیریت استعداد
۲-۱- مفهوم استعداد:
درباره استعداد و مفهوم آن می توان با نگاهی به منابع مختلف به تعاریف متعددی دست یافت. ما نیز در این جا برای آغاز بحث به تعریف این مفهوم به عنوان یکی از مفاهیم اساسی مطرح در این پژوهش ، اشاره می کنیم. فرانک برونو ، استعداد را «توانایی بهره بری فوری از آموزش ، تعلیم یا تجربه در یک محدوده مشخص از عملکرد»می داند. شفیع آبادی نیز استعداد را «توانایی بالقوه ای که فرد را برای انجام دادن کار ، آماده می کند»دانسته است (مبینی، ۱۳۸۵، ص ۱۱۰). کارشناسان و نظریه پردازان واژه استعداد در سازمان ها را با جنبه های متفاوتی تعریف کرده اند. استعداد از مفاهیم اصلی در مدیریت استعداد است. بخشی از سیستم مدیریت استعداد روشن کردن استعدادهای محوری است. مشخص کردن این که کدامیک از ظرفیتهای انسانی بزرگترین تفاوت را در موفقیت راهبردی سازمان دارد (انسلی و همکاران[۶]، ۲۰۱۰، ص ۲۶). برای مثال میشلز و همکاران [۷](۲۰۰۱، ص ۸) استعداد را بسیار کلی تعریف میکند: نوعی کد (شناسه) برای شناسایی اثربخش ترین مدیران و رهبران در همه سطوح، یعنی کسانی که می توانند به موفقیت و کامیابی سازمان کمک کنند و عملکرد آن را ارتقا دهند؛ استعداد مدیریتی تلفیقی از ذهن باهوش راهبردی،توانایی رهبری، بلوغ عاطفی و احساسی، مهارتهای ارتباطی، توانایی جذب و الهام بخشی به افراد با استعداد دیگر، روحیه کارآفرینی، مهارتهای شغلی و وظیفه ای، و توانایی کسب نتایج است. به نظر ویلیامز (۲۰۰۰، ص ۵) افراد با استعداد آن هایی هستند که به طور مرتب ، توانایی استثنایی و فوق العاده و موفقیت را در طیفی از فعالیتها و موقعیتها بروز میدهند، یا در یک حوزه تخصصی خاص غالباً شایستگی بالایی را در فعالیتهایی بروز می دهند که به تحولات چشم گیری منجر می شود. فیلیپس و راپر معتقدند استعداد کسی است که دارای تعداد بالا و سطوح بالایی از تعهد و سودآوری باشد، سر کار حضور یابد، و با سطوح بالای اطمینان در سازمان باشند و بتواند بر سطوح رضایت مشتری تأثیر مثبت گذارد (به نقل از فیلیپ و راپر[۸]، ۲۰۰۹، ص ۱۴). مایکل استعداد را مجوعهای از تواناییها میداند که شامل مهارتها، دانش و پتاسیل برای توسعه است. مایکل در تعریف خود استعداد را مانند مثلی تعریف میکند که دارای سه ضلع است. در این تعریف، فرد با استعداد کسی است که دانشی خاص دارد و پس از آن مهارت لازم برای به عینیت درآوردن دانش خود را داشته باشد و از نظر وجودی و شخصیتی پتانسیل لازم برای رشد و ارتقا را نیاز داشته باشد (جواهری زاده و همکاران، ۱۳۹۳، ص ۱۵۷). استعداد در سازمان، به رهبران و کارکنانی اشاره دارد که کسب وکار را به جلو هدایت می کنند (هانسن، ۲۰۰۹ ، به نقل از طالقانی و همکاران، ۱۳۹۲، ص ۸۶). درواقع دستاوردهای بالا و افرادی که برای عملکرد بالا الهام بخش اند، افراد باصلاحیت و مستعد سازمان هستند که درصد کمی از کارکنان را تشکیل می دهند (برگر و برگر،۲۰۰۴ ، به نقل از همان منبع).
۲-۲- تعریف مدیریت استعداد:
مرور و بررسی ادبیات مدیریت استعداد تعاریف مختلفی از آن را نشان می دهد. مدیریت استعداد، مدیریت استراتژیک جریان استعداد در یک سازمان است. هدف و مقصود آن تضمین عرضه مطلوبی از استعدادها به منظور انطباق افراد مناسب با مشاغل مناسب در زمان مناسب بر مبنای اهداف استراتژیک سازمان است (دوتاگوپتا[۹]، ۲۰۰۵، ص ۲۳). در تعریفی دیگر مدیریت استعداد در برگیرنده تمامی فرایندهای منابع انسانی، مدیریت امور و فناوریهاست. مدیریت استعداد عموماً به معنی کاوش، کشف، انتخاب، حفظ و نگهداری، توسعه و بهسازی، به کارگیری بازسازی نیروی کار است. گروهی دیگر از محققین مدعی اند که بهتر است مدیریت استعداد به منزله مجموعه ای از موضوعات در نظر گرفته نشود بلکه به منزله نوعی دیدگاه یا نگرش ذهنی به آن نگریسته شود. از این منظر، یک دیدگاه مدیریت استعداد بر این باور است که افراد با استعداد نقش محوری را در موفقیت سازمان ایفا میکنند (شوویر[۱۰]،۲۰۰۴، ص ۲۷). مدیریت استعداد را میتوان به عنوان فرایندها و فرصتهای مدیریتی بیشتر که برای افراد در سازمان فراهم شدهاند، تعریف کرد. استعدادها را به عنران افراد در شغلهای حیاتی که برای موفقیت سازمان مهم هستند و میتوانند تفاوت مهمی در عملکرد سازمان ایجاد کنند، تعریف می کنند. بیشتر سازمانهای موفق و تحسین شده مساعدترین محیط کاری را برای جذب و نگهداری کارکنان فراهم میآورند. اگر چه هزینه های جذب و حفظ افراد مستعد شایسته بالاست. با این حال سازمان ها نمیتوانند بدون آنها موفق باشند. مضافاً این که محیط پیچیده و به شدت رقابتی، بحران حفظ و نگهداری این نیروهای با استعداد را به وجود آورده که باید به خوبی اداره و مدیریت شوند (ابزری و همکاران، ۱۳۹۱، ص ۱۰۰۸). مدیریت استعداد، تسهیل و توسعه پیشرفت مسیر شغلی افراد بسیار با استعداد و ماهر در سازمان بااستفاده از دستورالعمل های تدوین شده، منابع، سیاست ها و فرآیندها می باشد. مدیریت استعداد یا مدیریت استعدادیابی را سرمایه گذاری در توسعه کارکنان، شناسایی جانشین ها و افراد با استعداد در سازمان و بالنده کردن آنان برای ایفای نقش های گوناگون رهبری تعریف میکنند(گای و همکارن ، ۱۳۸۸، ص ۴۳). کریلان (۲۰۰۴، به نقل از جواهریزاده و همکاران، ۱۳۹۳؛ ص ۱۵۱) بیان می کند بهتر است مدیریت استعداد به منزله مجموعهای از موضوعات در نظر گرفته نشود، بلکه به منزله نوعی دیدگاه یا نگرش ذهنی نگریسته شود. دیدگاه مدیریت استعداد بر این باور است که افراد با استعداد ، نقش محاوری را در موفقیت سازمان ایفا می کنند. فرایند مدیریت استعداد بر آماده سازی کارکنان و رهبران برای آینده سازمان تمرکز دارد. مدیریت استعداد، یک مدیریت راهبردی است که به شناسایی نظامند پستهای کلیدی میپردازد که این پستها رمز پایداری و مزیت رقابتی سازمان محسوب می شوند. توسعه ذخیره استعداد سازمان برای پر کردن این پستهای کلیدی از جمله مسولیت های اصلی این نوع مدیریت به شمار می رود (کالینگز و ملاهی[۱۱]، ۲۰۰۹، ص ۳۱۰).
۲-۳- اهمیت و ضرورت مدیریت استعداد:
ورود به دنیای الکترونیکی و سازوکارهای آن باعث گردیده بتدریج ارزش نیروی انسانی و نرم افزار تکنولوژی جایگاه واقعی خود را بدست آورده و حرکت از دنیای مکانیکی را که سالها باعث به زنجیر کشیدن انسانها شده به سوی دنیای انسانی سوق دهد. دیگر ارزش سخت افزاری منابع و ماشین آلات قادر نیست جایگاه والای انسانی را اشغال نماید. نیروی کار فیزیکی که در تحت سلطه قدرتهای سرمایه بود، امروزه با بهره گرفتن از فناوری اطلاعات و رشد نرم افزاری و قوه عقل و تدبیر انسانی به نیروی دانش تبدیل گردیده و ابزار سرمایه در اختیار کسانی قرار گرفته که با قدرت انتزاعی و استدلالی خویش می توانند از حق خویش دفاع نمایند و راه سعادت و شقاوت خویش را خود تدبیر نمایند. جایگاه واقعی نیروی انسانی در سازمانها در حال تجلی دوباره است و تولدی دیگر را نوید می بخشد. ابزار مکانیکی تیلوریسم امروزه تبدیل به ابزار دانشی گردیده و منابع انسانی امروزه تبدیل نه تنها یک مزیت نسبی و رقابتی هستند بلکه عدم وجود آنها به منزله فنا و نیستی سازمانهای موفق محسوب می گردد. امروزه مدیریت مبتنی بر هدف، اهداف سازمان و افراد را در یک دنیای مجازی به یکدیگر سوق داده و از کمک و تسهیم دانش و سرمایه یکدیگر بهره می گیرندو رقابت بر سر به خدمت گرفتن دانشگران در بین سازمانها هر روز شدیدتر و به عنوان یک اهرم قدرتمند محسوب می گردد(یوسفی پناه، ۱۳۸۵، ص ۲۳). امروزه منابع مالی و تکنولوژیک تنها مزیت سازمانها به شمار نمیروند، در اختیار داشتن افرادی مستعد و توانمند است که میتواند نه تنها مزیت رقابتی سازمان محسوب شود بلکه میتواند فقدان و یا نقص دیگر منابع را نیز جبران نماید. در وضعیت رقابتی موجود و در محیطی که تغییرات پی در پی و نوآوریهای مداوم اصلی ترین ویژگی آن است. تنها سازمانهایی موفق به کسب سرآمدی خواهند شد که نقش استراتژیک منابع انسانی خود را درک نموده و دارای منابع انسانی ماهر، دانش محور، شایسته ، نخبه و توانمند باشند. نظریههای نوین اقتصادی با تاکید بر اقتصاد دانش محور، موفقترین اقتصاد را در آینده، اقتصادی میدانند که به تولید و توزیع دانش پرداخته و از آن به صورت تجاری بهرهبرداری کند. از اینرو، در نظریات نوین اقتصادی نقش سرمایه های انسانی در تولید دانش و کسب درآمد بیش از بیش مورد توجه قرار گرفته است. اساس رقابت به کلی در حال دگرگونی است. در عصر دانش و دانایی، سازمانها در حال تاکید روز افزون بر دانش و کارکنان دانشی هستند. بنابراین در حوزه مدیریت منابع انسانی برلزوم طراحی فرایند جامعی از مدیریت استعداد تاکید میشود(نان[۱۲]، ۲۰۰۷، ص ۱۶۳). از طرفی استعدادهای با ارزش بسیار کمیابند و اهمیت آنها روز به روز افزوده میشود؛ و بازنشستگی و خروج نیروهای توانمند و باتجربه از محیط کار، مهارتهای مورد نیاز نوپدید برای دستیابی به آینده مطلوب و تغییرات سریع سبک زندگی در افراد بر اهمیت آن میافزاید (اولیور[۱۳]، ۲۰۱۰، ص ۳۴). مدیریت استعداد این اطمینان را به وجود می آورد که هر یک از کارکنان، با استعدادها و مهارتهای ویژه در شغل مناسب قرار گرفته اند، به علاوه مزایای جبران خدمت، منصفانه و عادلانه است. همچنین مسیر شغلی آن ها شفاف است و به عنوان یک عامل تحریک فزاینده برای فرصت های شغلی بهتر، درون و بیرون سازمانی، عمل می کند. مدیریت استعداد، فرایندها و ابزارهای مناسبی را برای حمایت و توانمند سازی مدیران فراهم می آورد. از این راه آن ها در می یابند که از کارکنان خود چه انتظارهایی باید داشته باشند، که این امر موجب بهبود روابط کاری می شود. در نتیجه سازمان با سرمایه گذاری در مدیریت استعداد از یک سو، از یک نرخ بازگشت سرمایه بالا برخوردار می شود و از سویی دیگر، مجموعه استعدادهای گوناگون را در سازمان خواهد داشت. در چنین شرایطی سازمان از مزایای نیروی کار چابک و با انگیزه بهره می برد، که این خود بهره وری سازمانی را به دنبال خواهد داشت (تاج الدین و معالی تفتی،۱۳۸۷، ص ۶۳). در واقع به کارگیری مدیریت استعدادها، مهمترین مزیت رقابتی در سازمانهای امروزی است و شناسایی استعدادها، از مهمترین دغدغه های مدیریت منابع انسانی به شمار می رود. درواقع مدیریت استعداد بیان میکند که همه افراد استعدادهایی دارند که باید آنها را شناخت و آزاد کرد. با بهره گیری از مدیریت استعداد، میتوان اطمینان یافت که هر یک از کارکنان با استعدادها و توانایی های ویژه خود، در شغل مناسبی به کار گرفته خواهند شد. مدیریت استعداد یک ابزار مدیریتی است که به توانمندی مدیران کمک کرده و نوعی انعطاف پذیری را هماهنگ با شرایط در حال تغییر بازار ایجاد می کند. مدیریت استعداد به دو دلیل کلی اهمیت دارد: اول اینکه اجرای مدیریت استعداد مؤثر، موجب کشف و نگهداری موفقیتآمیز استعدادها میشود و دوم، این که کارکنان با استعداد برای پستهای کلیدی آینده انتخاب میشوند، که امروزه مورد دوم با نام «جانشین پروری» شناخته میشود و توجه بسیاری از سازمان ها را به خود جلب کرده است. مدیریت استعداد رویکرد جدیدی است که میتواند تحولی در مدیریت سرمایه انسانی ایجاد کرده و نقاط ضعف و مشکلات رویکردهای سنتی را از میان بردارد، از این رو میتوان آن را به منزله ابزاری مناسب، در کنار مدیریت منابع انسانی سنتی در سازمانها پیشنهاد کرد. البته پیاده سازی مدیریت استعداد در سازمان ها، نیازمند برنامه ریزی است ؛ در غیر این صورت، سازمان ها پس از مدت کوتاهی این رویکرد بسیار مهم را فراموش خواهند کرد (رضائیان و سلطانی، ۱۳۸۸، ص ۱۱).
۲-۴- فرایند مدیریت استعداد:
مدیریت استعداد به سازمان اطمینان می دهدکه افراد شایسته،با مهارت های مناسب،در جایگاه مناسب شغلی در جهت دستیابی به هدف های مورد انتظار کسب و کار قرار دارند.به واقع مدیریت استعداد،شامل مجموعه کاملی از فرایندها برای شناسایی،بکارگیری و مدیریت افراد به منظور اجرای موفقیت آمیز استراتژی کسب و کار مورد نیاز سازمان است.این فرایندها که در چرخه حیات کارکنان موثرند،به سه حوزه اصلی تقسیم می شوند: جذب استعدادها، همسوسازی و نگهداشت استعدادها و توسعه استعدادها(تاج الدین و معالی تفتی،۱۳۸۷، ص ۶۲). در ادامه به شرح هر یک از فرایندهای زیر پرداخته می شود.
۲-۴-۱- جذب استعدادها :
این مرحله شامل تمام موضوع های مرتبط با شناخت افراد با مجموعه مهارت های سطح بالا،برای مشاغل مورد نیاز سازمان است(تاج الدین و معالی تفتی،۱۳۸۷، ص ۶۲). در زیر سیستم جذب و کشف هدف این است که گروهی از افراد مشخص شناسایی شوند که می توانند در محدوده زمانی توسعه یابند و پس از آن به عنوان سرمایه برای سازمان فعالیت کنند، استعدادها می توانند از دو منبع داخلی و خارجی شناسایی شوند که بسته به استراتژی سازمان هر یک از سازمانها از یکی از این دو روش یا هر دو روش استفاده می کنند (میرکمالی و همکاران،۱۳۸۹، ص ۶).
۲-۴-۲- انتخاب استعداد ها:
امروزه استفاده از روش های عینی سنجش عملکرد مانند ارزیابی های روان شناختی، مصاحبه های رفتاری، ارزیابی های شخصیتی، و آزمون های دانش شغلی جهت انتخاب و انطباق درست فرد با شغل متداول تر شده است (طهماسبی و همکاران، ۱۳۹۱، ص ۱۲).
۲-۴-۳- همسوسازی و نگهداشت استعدادها :
در این مرحله لازم است مجموعه مهارت های مناسب افراد،با وظایف شغلی آنها در یک راستا قرار گرفته و همسو شوند.به بیان دیگر عملکرد نیروی کار باید مدیریت شود تا سازمان اطمینان یابد در مسیری است که نیروی انسانی آن بیشترین بهره وری را دارد(تاج الدین و معالی تفتی،۱۳۸۷، ص ۶۳). هم چنین در این زیر سیستم به مبحث جبران خدمات این افراد توجه می شود و سازمانها سعی می کنند با ایجاد شرایط مطلوب، نیروهای مستعد خود را حفظ کنند(میرکمالی و همکاران،۱۳۸۹، ص ۷). از دیدگاه ویس و مک کی[۱۴] (۲۰۰۹، ص ۳۲) زیر سیستم نگهداشت در نظام مدیریت استعداد دارای این هدف بلند مدت است که به افراد کمک کند که تمامی توان خود را به بالفعل تبدیل کنند. آنها بیان می کنند که این زیر سیستم به طور مستقیم به جبران خدمات متصل نیست بلکه ما به این نتیجه رسیده ایم که افراد بیشتر با لذتی برانگیخته شوند که آنها از طریق به کارگیری استعداد و نقاط قوتشان به دست می آورند.
۲-۴-۴- توسعه استعدادها :
گام نهایی این فرایند، شامل مباحث مربوط به یادگیری و توسعه است. در این مرحله کارکنان به یک مسیر توسعه شغلی قابل لمس و شفاف نیاز دارند. در همین مورد، سازمان به سرمایه گذاری بیشتر بر روی کارکنان به هدف ایجاد فرصت های یادگیری و توسعه نیاز دارد، تا از این راه بتواند مهارتهای آنها را در جهت پاسخویی به انتظارها و نیازهای آینده سازمان به روز نه دارد(تاج الدین و معالی تفتی،۱۳۸۷، ص ۶۲). در همین راستا فیلیپس و راپر[۱۵] (۲۰۰۹، ص ۹) بیان می کند که توسعه در واقع برنامه پیشرفته و مناسبی با استعدادها است که در آن این افراد بویژه با آموزش به روز نگه داشته می شود تا بتوانند نیازهای آینده کسب و کار را تأمین کنند. هم چنین محتوای آموزشها به گونه ای طراحی می شود که در پایان آن مجموعه مهارتی این افراد با تناسب مناسب و ارتباط مثبت با تقاضاهای واحد کسب و کار باشد. نگهداشتن کارکنان پیوند بسیار تنگاتنگ و نزدیکی با سیستم مدیریت عملکرد سازمان دارد. توجه به چالش ها و انتظارات نسل جوان برای نگهداشت آنها بسیار مهم است. استعدادها به سازمان فشار می آورند تا به طور دائم و مستمر توانمندیها و قابلیت های آنان را بهبود ببخشند. در این راستا تدوین نوعی رویکرد شایسته سالاری یکی از راهکارهای اصلی است (طهماسبی و همکاران، ۱۳۹۲، ص ۱۳).
۲-۵- الزامات توسعه مدیریت استعداد:
امروزه اتخاذ سیاست ها، راهبردها و رویه های صحیح و کارآمد مدیریت استعداد در جوامع مختلف به یک مسئله اساسی تبدیل شده است. شناسایی اجزا و عناصر مدیریت استعداد در جوامع مختلف با زیرساخت ها، منابع، مزیتها و بازارهای متفاوت مهمترین فعالیت مطالعاتی برای تصمیم گیری درباره استعدادهاست. از اینرو محققین این حوزه به روش های مختلف تلاش میکنند عوامل مؤثر بر تحرکات فیزیکی نخبگان و نیروهای دانشی را رصد کرده و به روش های مستقیم و غیرمستقیم ضمن شناسایی این عوامل، نحوه تصمیمگیری و نوع تصمیمات مدیران این حوزه را تحت تأثیر قرار دهند (مبینی دهکردی و طهماسب کاظمی، ۱۳۹۲، ص ۱۱۷).
۲-۵-۱- فراهم کردن بسترهای فرهنگی در سازمان:
نخستین و بنیادی ترن اقدام در زمینه توسعه و اعتلای توسعه مدیریت استعداد در سازمان ها ایجاد بسترهای فرهنگی لازم در این زمینه است که البته این مهم، فرایندی زمان بر و هزینه بر بوده و نیازمند انجان سرمایه گذاریهای کلان می باشد، به دیگر سخن برای نهادینه کردن فرهنگ توجه به استعدادها در سازمان ها، می توان به ارائه مفهوم جدیدی از سازمان شایسته پرداخت به این ترتیب که: سازمان مجموعهای از شایستگان(در زمینه سازمانی) است که جهت رسیدن به هدف مشترک سازمانی(شایستگی سازمانی) تلاش می کنند (سمینار اصل،۱۳۸۵، ص ۲۳). مرور نوشته های صاحبنظران مدیریت این واقعیت را نشان می دهد که فرهنگ سازمانی، رفتار کارکنان را در سازمان شکل می دهد. با توجه به این که فرهنگ سازمانی، تاثیر بسزایی بر رفتار مدیران و کارکنان در تمام سطوح سازمان دارد،آنها با قدرت می توانند توانایی یک شرکت را در تغییر جهت گیری راهبردی آن، تحت تاثیر قرار دهند (حاجی کریمی و حسینی، ۱۳۸۹، ص ۶۳).
۲-۵-۲- مدیریت غیرمتمرکز:
از آنجا که در دنیای جدید، منبع کلیدی کسب و کار، سرمایه و تجهیزات نیست، بلکه دانش و فناوری اطلاعات و نیروی انسانی شایسته است، لذا سازمان ها به تجدید ساختار و مدیریت متمرکز روی می آورند و در کل ساختار سازمان ها به سوی مجازی شدن، عدم تمرکز و منعطف شدن در حال تغییر هستند.گرایش فلسفه، اهداف و فعالیتهای سازمانها از تمرکز به سوی عدم تمرکز موجب تفویض اختیار بیشتر به زیردستان خواهد شد و همین امر در شایستهپروری و شایستهسالاری آنان و کیفیت کار، اثرات قابل توجهی خواهد داشت (تصدیقی،۱۳۸۵، ص ۴۳).
۲-۵-۳- اصلاح ساختارهای استخدامی:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱- شورای انقلاب ۹۸ ۲- نهاد رهبری ۹۹ ۳- قوه مجریه ۱۰۰ ۴- قوه مقننه ۱۰۳ ۵- قوه قضائیه ۱۰۵ ۶- مجمع تشخیص مصلحت نظام ۱۰۶ ۷- شورای نگهبان ۱۰۷ ۸- مجلس خبرگان رهبری ۱۰۸ ۹- نیروهای مسلح ۱۰۹ ۱۰- شورای عالی امنیت ملی ۱۱۰ ۱۱- شورای عالی انقلاب فرهنگی ۱۱۱ ۱۲- حوزههای علیمه ۱۱۲ ۱۳- دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ۱۱۳ ۱۴- نماز جمعه و نمایندگی ولی فقیه در استانها ۱۱۳ ادامه فهرست مطالب عنوان صفحه گفتار چهارم: پایگاه اجتماعی جامعه روحانیت مبارز ۱۲۳ ۱- پایگاه اجتماعی در کل کشور ۱۲۳ ۲- پایگاه اجتماعی در پایتخت کشور ۱۲۵ فصل چهارم : نتایج نتیجه گیری ۱۳۰ منابع و مآخذ ۱۳۴ فهرست جداول عنوان صفحه جدول شماره(۱): مسئولیتهای اعضای شورای مرکزی روحانیت مبارز در شورای انقلاب از دیماه ۱۳۵۶ هـ.ش تا پایان فعالیت آن ۱۱۵ جدول شماره(۲): مسئولیتهای اعضای شورای مرکزی روحانیت مبارز در نهاد رهبری از بهمن ۵۷ تا اردیبهشت ۱۳۸۵ ۱۱۶ جدول شماره(۳): مسئولیتهای اعضای شورای مرکزی روحانیت مبارز در قوه مجریه از ابتدای پیروزی انقلاب تا اردیبهشت ۱۳۸۵ ۱۱۶ جدول شماره(۴): مسئولیتهای اعضای شورای مرکزی روحانیت مبارز در قوه مقننه طی هفت دوره مجلس تا اردیبهشت ۱۳۸۵ ۱۱۷ جدول شماره(۵): مسئولیتهای اعضای شورای مرکزی روحانیت مبارز در قوه قضائیه طی دو دهه انقلاب اسلامی تا اردیبهشت ۱۳۸۵ ۱۱۸ جدول(۶): مسئولیتهای شورای مرکزی روحانیت مبارز در مجمع تشخیص مصلحت نظام تا اردیبهشت ۱۳۸۵ ۱۱۸ جدول(۷): مسئولیتهای اعضای شورای مرکزی روحانیت مبارز در شورای نگهبان طی دو دهه انقلاب تا اردیبهشت ۱۳۸۵ ۱۱۹ جدول(۸): مسئولیتهای اعضای شورای مرکزی روحانیت مبارز در مجلس خبرگان طی دو دهه انقلاب تا اردیبهشت ۱۳۸۵ ۱۱۹ جدول(۹): مسئولیتهای اعضای شورای مرکزی روحانیت مبارز در نیروهای مسلح طی دو دهه انقلاب تا اردیبهشت ۱۳۸۵ ۱۲۰ ادامه فهرست جداول عنوان صفحه جدول(۱۰): مسئولیت اعضای شورای مرکزی روحانیت مبارز در شورای امنیت ملی از تأسیس تا اردیبهشت ۱۳۸۵ ۱۲۱ جدول(۱۱): مسئولیتهای اعضای شورای مرکزی روحانیت مبارز در شورای عالی انقلاب فرهنگی بعد از پیروزی انقلاب تا اردیبهشت ۱۳۸۵ ۱۲۱ جدول(۱۲): مسئولیتهای اعضای شورای مرکزی روحانیت مبارز در حوزههای علمیه تا اردیبهشت۱۳۸۵ ۱۲۲ جدول(۱۳): مسئولیتهای اعضای شورای مرکزی روحانیت مبارز در امامت جمعه و نمایندگی ولیفقیه در استانها تا اردیبهشت ماه ۱۳۸۵ ۱۲۲ رویکرد و عملکرد جامعه روحانیت مبارز در فرایند سیاست و حکومت جمهوری اسلامی ایران چکیده: انقلاب اسلامی ایران که در سال ۱۳۵۷ و در پرتو رهبری امام خمینی به پیروزی رسید، نتیجه سال ها مبارزه با رژیم پهلوی بود. در این مبارزه و پیروزی، گروه ها و احزاب بسیاری مشارکت داشتند که البته سهم آنها در هدایت و پیروزی انقلاب اسلامی به یک اندازه نبود. یکی از این جریانات فعال در انقلاب روحانیت بود. اکنون با گذشت بیش از سه دهه از وقوع انقلاب اسلامی، ما به دنبال فهم نقش و تاثیر این تشکل در فردای پیروزی انقلاب اسلامی متوجه شدیم که، همین جریان در فردای پیروزی انقلاب اسلامی تا سال مورد بررسی ما ۱۳۸۸ در تمامی سطوح و ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران حضور و نفوذ فعال داشته اند (و هنوز نیز دارند). بگونه ای که آقای هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، محمد یزدی و… از اعضای جامعه روحانیت مبارز، برای چندین دوره ریاست مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و قوه قضاییه را بر عهده داشته اند. همین امر موجب می گردد تا ما بیان داریم که این جامعه بیشترین نقش و تاثیر را در تحولات سیاسی اجتماعی جمهوری اسلامی داشته است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
کلمات کلیدی: جامعه؛ حزب؛ روحانی فصل اول کلیات تحقیق بیان مسئله : به گواهی تاریخ، جریان اسلامی مهمترین نقش را در تحولات سیاسی، اجتماعی در ایران معاصر داشته است. بیگمان اگر از خودگذشتگی و مجاهدت نیروهای جریان اسلامی به رهبری روحانیت انقلابی نبود، شکست رژیمی ۲۵۰۰ ساله با برخورداری از ارتش مسلح و پیشرفته و حمایت کامل ابرقدرتهای زمانه ناممکن بود. جریان اسلامی به رهبری روحانیت، در عصر دیکتاتوری رضاشاه، دوران بسیار سختی را پشت سر گذاشت. رضاشاه پهلوی مصمم بود با کمک قدرتهای استعماری به ویژه انگلیس و روشنفکران سکولار، به گمان خود اسلام، تشیع و روحانیت را ریشهکن کند. با سقوط استبداد رضاشاهی، محمد رضا پهلوی کوشید به چهره منفور نظام رضاشاهی بهبود ببخشد. جریان اسلامی از این فرصت و نیز از جوانی و بیتجربگی محمدرضا، استفاده لازم را برد و به سرعت خود را بازسازی کرد. در همین دوران جریانهای دیگری چون جریانهای مارکسیستی و ملیگرا نیز تلاش خود را برای به دستگیری قدرت آغاز کردند. جریان مارکسیستی به پشتوانه نیروهای اشغالگر شوروی حداکثر توانستند نمایندگانی معدود در مجلس و چند وزیر در کابینه وارد کنند، امّا نیروهای ملیگرا به رهبری دکتر محمد مصدق و با همراهی آیت الله کاشانی زمام دولت را به دست گرفتند. امّا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آنان را از صحنه قدرت حذف کرد. پس از کودتا و سرکوب شدید جریانهای مخالفِ جریانِ سلطنت، فضای یأس بر بسیاری از نیروها حاکم شده بود. در این میان برخی جوانان رادیکال راه مبارزه با رژیم پهلوی را در التقاط مکاتب و مبارزه مسلحانه به شیوه مارکسیستها دیده، بدان روی آورده بودند. عدهای دیگر نیز منفعلانه به مبارزه پارلمانی دل خوش کرده بودند. در این زمان جریان اصیل اسلامی با برنامه ریزی عمیق و مقاومتی شگفتانگیز، بزرگترین تحول تاریخ ایران، یعنی تغییر نظام ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و برپایی نظام جمهوریت بر پایه اسلام را آغاز کردند. مرجعیت و روحانیت شیعه ابتدا به نصیحت، نامه، توصیه، پیامهای هشدار دهنده و انتقاد، بر اساس وظیفه اسلامی امر به معروف و نهی از منکر نسبت به محمدرضا پهلوی اقدام کردند. اما وقتی به نتیجه نرسیدند و به تصمیم و نقشه رژیم برای خارج کردن اسلام از سیاست و جامعه و حتی قلوب مسلمانان پی بردند، آنان نیز تلاش برای سقوط نظام سلطنتی را آغاز کردند. بیگمان در شرایط استبداد پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و در حالی که سکولاریزم حاکمیت خود را در کشور و حتی حوزه های دینی گسترانده بود، در نظر بعضی شکست رژیمی چنان قدرتمند کاری ناممکن مینمود، چون علاوه بر رهبری هوشمند امام خمینی و مکتب غنی اسلام، حرکت انقلابی نیازمند کادر فعّالی از نیروهای جان بر کف بود که بتواند تا زمان به ثمر رسیدن نهضت، انواع سختیها اعم از نیش و کنایههای متحجرین و منفعلین، تا زندان و شکنجه و تبعید را به جان بخرند. هر چند با درایت عالمان بزرگی چون آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی و آیت الله العظمی بروجردی و دیگر بزرگان، حوزه علمیه قم پشتوانه این نهضت به حساب میآمد، امّا بهرهگیری از این سرمایه عظیم خالی از مشکلات نبود. تردیدی نیست که درک جایگاه «روحانیت مبارز» شیعه در نهضت اسلامی اخیر مبتنی بر شناختِ جریانهای درون روحانیت در آغاز نهضت امام خمینی است. گفتنی است که جریان اسلامی در درون خود از دو نوع تشکل سیاسی برخوردار بوده است، اول: تشکلهای روحانی همچون جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و روحانیت مبارز، دوم: تشکلهای غیر روحانی امّا مرتبط با روحانیت، همچون فدائیان اسلام، هیئتهای مؤتلفه اسلامی و مانند آنها. تشکلهای روحانی در سال ۱۳۴۱ شامل چهار گروه متمایز به شرح زیر بود:۱- روحانیت انقلابی: که در رأس و رهبری آن امام خمینی قرار داشت و با احساس تکلیف نسبت به اجرای احکام و ارزشهای اسلام و برپایی حکومت اسلامی با رژیم پهلوی مبارزه میکرد. ۲- روحانیت وابسته به حکومت پهلوی: این گروه به شدت از محمدرضا پهلوی به عنوان تنها پادشاه شیعه حمایت میکردند، با دربار پهلوی رابطه داشتند، دعاگوی رژیم بودند و با گروه اوّل به شدت مخالفت میکردند. ۳- روحانیت میانهرو: این بخش از روحانیون گرچه با استبداد موافق نبودند، امّا به سقوط رژیم پهلوی نیز اعتقاد نداشتند. آنان تلاش میکردند تا رژیم به قانون اساسی مشروطه عمل کند. ۴-روحانیون غیر سیاسی: این گروه از روحانیان به شدت از ورود و دخالت در سیاست پرهیز میکردند. آنان تمام تلاش خود را به تحصیل، تدریس، و بیان مسائل اخلاقی و معنوی معطوف کرده بودند. آن چه امروز با عنوان «جامعه روحانیت مبارز» میشناسیم، تشکّلی برآمده از همان روحانیت انقلابی به رهبری امام خمینی (قدس سره) است که با فداکاری خود علاوه بر جذب بخشهای دیگری از روحانیت به نهضت اسلامی، در آگاه سازی مردم و هدایت جریان مبارزه به پیروی از امام خمینی و تثبیت جایگاه رهبری نقش اساسی داشته است. از اواسط سال ۱۳۵۶ روحانیون طرفدار امام(ره) در تهران تشکلی در میان خود به نام روحانیت مبارز به وجود آوردند. شخصیت های عمده ای چون بهشتی، مطهری، مفتح، باهنر، مهدوی کنی، خسروشاهی، عبدالمجید ایروانی، هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، معادیخواه، شجونی، مهدی کروبی، هادی غفاری و… از فعالین و گردانندگان روحانیت مبارز به شمار میآمدند. برنامه ریزی راهپیماییها، سخنرانی در مساجد، تهیه شعار و در مجموع سازماندهی نهضت عمدتاً توسط روحانیت مبارز صورت می گرفت. به عبارت دیگر در حالی که بسیاری از نیروهای مخالف با مشکلاتی همچون فقدان رهبری، ضعف تشکیلاتی، عدم انسجام فکری، تفرقه و انشعابات رو به رو بودند، روحانیت با وجود امام و دارا بودن شبکه ای از روحانیون در سراسر کشور، از مزیت مهمی برخوردار بود(زیباکلام، ۱۳۸۰: ۲۶۹). مرکز جامعه روحانیت مبارز ابتدا در شمیران بود و بعد به تدریج تمام تهران را زیر پوشش گرفت. بدین گونه که تهران به ۱۲ منطقه تقسیم شد و روحانیت هر منطقه تحت نظام و سازماندهی درآمدند و هر کدام یک نماینده در بخش مرکزی داشتند (اعضای شورای مرکزی). در حقیقت در سال های ۱۳۵۷ ـ ۱۳۵۶ بود که روحانیت مبارز شکل گرفت. هرچند برخی از اعضای شورای مرکزی معتقدند که پیدایش اصل جامعه روحانیت مبارز به سال های ۱۳۴۶ ـ ۱۳۴۵ باز می گردد و در سال ۱۳۵۶ تجدید سازمان یافته است، فعالیت های گسترده ای را به صورت مخفی و نیمه علنی آغاز کرد تا آنکه در اوایل انقلاب رسماً برنامه انقلاب و سازماندهی را شروع کرد. حالا دیگر روحانیت مبارز به ویژه نام های مطهری و بهشتی که به عنوان رهبران انقلاب و حلقه اتصال بین امام در نجف و سپس پاریس با مردم در ایران عمل می کردند، بیش از همه بر سر زبان ها بود. علی رغم سعی فراوان افراد و گروه های سیاسی که خواهان دور نگه داشتن جریان مبارزه از جناح مذهبی بودند، عملاً مرکزیت اعتصاب ها و مبارزات در ستاد مرکزی آیت الله خمینی در تهران مستقر بود و مساجد نقش مهمی را ایفا می کردند(حکیمی، ۱۳۵۷: ۱۸۸). آیت الله بهشتی که خانه اش مرکز این هماهنگی ها بود با یک سازماندهی کارساز، اعتصاب ها را هماهنگ کرده، به تدریج سراسر کشور را به آن متصل می کرد. دیگر هسته اصلی همه تظاهرات و راهپیمایی سال های ۵۷ ـ ۱۳۵۶ به ویژه راهپیمایی بزرگ روز تاسوعا تحت مدیریت آقایان بهشتی، باهنر و مطهری اداره می شد. با نگاهی گذرا بر روز شمار انقلاب اسلامی، نقش جامعه روحانیت مبارز تهران در برگزاری مجالس یادبود و گرامی داشت شهدا، اعلام عزای ملی، تعطیل عمومی در مناسبت ها از جمله ۱۵ خرداد، برنامه ریزی اعتصاب ها و تظاهرات به ویژه در ماه مبارک رمضان و ماه محرم، دعوت به میتینگ ها و راهپیمایی ها و به ویژه برگزاری نماز با شکوه عیدفطر در تپه های قیطریه تهران به امامت آیت الله دکتر مفتح و سخنرانی ایشان و دکتر باهنر و نقش برجسته این اجتماع در تشدید مبارزات ضدرژیم به طور برجسته و اساسی نمایان است. در حالی که شاه آخرین تلاش ها را برای استمرار رژیم سلطنت انجام می داد و قدرت های حاکم بر منطقه هم کوشش داشتند راه حل مناسبی که با منافع آن ها تطبیق داشته باشد، بیابند؛ همه نیروهای مخالف انقلاب جز روحانیت به تشکیل حکومت بختیار رضایت دادند و تمام تلاش های پیدا و پنهان به کار گرفته شد تا به گونه ای شعله انقلاب خاموش شود؛ رهبری انقلاب یکی از ضربات مهلک را بر رژیم در حال احتضار وارد ساخت. تشکیل شورای انقلاب یکی از همین تصمیم ها بود. در اعلامیه ۲۲ دی ماه ۱۳۵۷ شورای انقلاب اسلامی مرکب از افراد با صلاحیت و مسلمان و مورد وثوق موقتاً تشکیل شده بود. در این خصوص یکی از پایه گذاران و بنیان گذاران شورای انقلاب، آیت الله دکتر بهشتی طی مصاحبه ای با روزنامه اطلاعات مورخ ۳۱ تیرماه ۱۳۵۹ شماره ۱۶۱۹۶ در این باره می گوید: افراد را امام تعیین می کردند به این معنی که اول امام به یک گروه پنج نفری از روحانیت مسئولیت دادند که برای شناسایی افراد لازم برای اداره آینده مملکت تلاش کنند. این عده عبارت بودند از: آیت الله مطهری، هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی، دکتر باهنر و خود بنده. بعد با آقای مهدوی کنی صحبت کردیم و به امام اطلاع دادیم و ایشان هم شرکت نمودند. بدنی ترتیب هسته شورای انقلاب یکی گروه شش نفری شد. بعدها به روحانیون آیت الله طالقانی و خامنه یا نیز اضافه شدند. به هر حال شورای انقلاب با ترکیبی از چند روحانی از جامعه روحانیت مبارز تشکیل شد(بادامچیان، ۱۳۷۲: ۸۵).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مقدار B
خطای استاندارد
مقدار بتا
۱
ثابت
۷۳٫۹۵۳
۳٫۴۰۹
۲۱٫۶۹۰
۰٫۰۰۰
کارکردهای مدیریتی در سازمان
۰٫۷۴۰
۰٫۱۵۷
۰٫۴۳۹
۴٫۷۱۴
۰٫۰۰۰
با توجه به جدول نهایی یک واحد تغییر در متغیر کارکردهای مدیریتی در سازمان ۰٫۴۳۹ واحد تغییر در جلب اعتماد عمومی در تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان سمنان تاثیر می گذارد. فصل پنجم [نتیجه گیری و پیشنهادات
مقدمه
دستیابی به موفقیت در محیط کار پویای امروزی، نیازمند سازگاری با تحولات و چابکی در سازمان است. در این تحقیق بعد از بررسی کلیات تحقیق در فصل نخست، مبانی نظری در حوزه چابکی و جلب اعتماد عمومی بصورت مبسوط مورد بررسی قرار گرفت. سپس محقق با در نظر گرفتن یک چارچوب مدون و با ارائه یک مدل مفهومی بصورت ترکیبی از ابعاد چابکی و جلب اعتماد عمومی روش تحقیق را مشخص و جامعه و نمونه آماری را تعیین نمود. همچنین پرسشنامه های تحقیق برای جمع آوری داده های تحقیق بصورت استاندارد شده تهیه و در اختیار پاسخ دهندگان قرار گرفت. در فصل چهارم محقق با بهره گیری از نرم افزارSPSS، به تحلیل فرضیات تحقیق همت گمارد. در نهایت در این فصل به بررسی و جمع بندی نتایج و ارائه پیشنهادات خواهد پرداخت. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۵-۱- نتایج تحقیق
تحقیق در فصل چهارم در دو طیف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نخست نتایج آماره توصیفی مربوط به اطلاعات دموگرافیک (پاسخ دهندگان به سوالات) مطابق زیر است: مردان بیشترین فراوانی را از نظرجنسیت با ۶۸٫۴ درصد به خود اختصاص داده اند. بیشترین فراوانی در این گروه مربوط به دارندگان مدرک لیسانس با ۵۵٫۸ درصد است. بیشترین فراوانی مربوط به پاسخ دهندگانی باسنبین ۳۵ تا ۴۵ سال با ۵۶٫۸ درصد است. بیشترین فراوانی را از نظر سابقه ی کار افراد با بین ۱۵ تا ۲۰ سال با ۲۸٫۴ درصد به خود اختصاص داده اند. در فاز دوم با در نظر گرفتن فرضیه آماری نوع آزمون تعیین و نتایج مطابق زیر استخراج شده است: فرضیه اصلی:چابکی سازمانی بر جلب اعتماد عمومی در سازمان تعاون ،کار و رفاه اجتماعی استان سمنان تاثیر مطلوبی دارد. نتیجه:یک واحد تغییر در متغیر چابکی سازمانی ۰٫۵۴۲ واحد تغییر در جلب اعتماد عمومی در اداره تعاون ،کار و رفاه اجتماعی استان سمنان تاثیر می گذارد. معادله آزمون: جلب اعتماد عمومی= ۶۵٫۷۱۲+ چابکی سازمانی(۰٫۲۲۲) فرضیه فرعی اول : انعطاف پذیری سازمانی تاثیر مطلوبی بر جلب اعتماد عمومی در سازمان تعاون،کار و رفاه اجتماعی استان سمنان دارد. نتیجه:یک واحد تغییر در متغیر انعطاف پذیری سازمانی ۰٫۶۴۲ واحد تغییر در جلب اعتماد عمومی در در سازمان تعاون،کار و رفاه اجتماعی استان سمنان دارد. فرضیه فرعی دوم:پاسخگویی سازمانی تاثیر مطلوبی بر جلب اعتماد عمومی در سازمان تعاون،کار و رفاه اجتماعی استان سمنان دارد. نتیجه: یک واحد تغییر در متغیر پاسخگویی ۰٫۵۶۶ واحد تغییر در جلب اعتماد عمومی در در سازمان تعاون،کار و رفاه اجتماعی استان سمنان دارد. فرضیه فرعی سوم:سرعت سازمانی تاثیر مطلوبی بر جلب اعتماد عمومی در سازمان تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان سمنان دارد. نتیجه:یک واحد تغییر در متغیر سرعت سازمانی ۰٫۴۹۹ واحد تغییر در جلب اعتماد عمومی در سازمان تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان سمنان دارد. فرضیه فرعی چهارم: فرهنگ تغییر سازمانی تاثیر مطلوبی بر جلب اعتماد عمومی در سازمان تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان سمنان دارد. نتیجه: یک واحد تغییر در متغیر فرهنگ تغییر سازمانی ۰٫۵۸۸ واحد تغییر در جلب اعتماد عمومی در سازمان تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان سمنان می گذارد. فرضیه فرعی پنجم: یکپارچگی و کاهش یکپارچگی سازمانی تاثیر مطلوبی بر جلب اعتماد عمومی در سازمان تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان سمنان دارد. نتیجه:یک واحد تغییر در متغیر یکپارچگی و کاهش یکپارچگی سازمانی ۰٫۷۱۲ واحد تغییر در جلب اعتماد عمومی در سازمان تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان سمنان می گذارد. فرضیه فرعی ششم:همکاری متقابل سازمانی تاثیر مطلوبی بر جلب اعتماد عمومی در سازمان تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان سمنان دارد. نتیجه:یک واحد تغییر در متغیر همکاری متقابل سازمانی ۰٫۵۲۷ واحد تغییر در جلب اعتماد عمومی در سازمان تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان سمنان می گذارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بیبهاران ماند… (مصدق، ۱۳۷۸: ۳۲۳) طبیعت در شعر مصدق به مفهوم ناتورالیستی آن نیست. در ناتورالیسم، مقصود از طبیعت، جبرهای زیستی و ژنتیک انسان است؛ ولی مصدق به جبر انسانی معتقد نیست و همواره میخواهد آنها را بشکند. طبیعت در شعر فارسی به مفهوم رمانتیک آنست؛ یعنی کوه و دشت و جنگل و دریا و آسمان و … یعنی همان مفهومی که روسو بیان می کند. طبیعت گرائی در مصدق به خاطر دلزدگی از شهر و تمدن است. طبیعتگرائی مصدق که جز در «شیر سرخ» و «درفش کاویان» در بقیه کتابهایش غلبه دارد، همان طبیعتگرائی یک انسان شهری است؛ دلزده از شهر. طبیعت در واقع برای او یک پناهگاه است، یک پایگاه. گفتیم «درفش کاویان» و «شیر سرخ»، اولین و آخرین اثر چاپ شدۀ او، اول و آخر! مصدق اسیر شهر و جامعه ـ جامعۀ شهری ـ شد، آنگاه به طبیعت گریز زد و با آن خوش بود، امّا باز هم در هیاهوی شهر فرو رفت. این جنگ و گریز وجهۀ دیگری از ستیز او را نشان می دهد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
از اینجا به نتیجه ای نمی رسی؟ که چه؟! او را بیان تجربیات عشقی و توصیف معشوق و نیز عناصر طبیعت استفاده می کند: تنها تویی مثل پرندههای بهاری در آفتاب مثل زلال قطره باران صبحدم… (همان: ۱۸۴) عشق به طبیعت و استفاده از طبیعت را در بیان مضمون، در شعر نزار هم دیده می شود. در شعر او به دلیل توجه به محیط اطراف، بسیاری از عناصر طبیعت به چشم میخورد: علَّمنی حبک… عشق تو به من آموخته است کیفَ اُحبک فی کل الأشیاء که چگونه تورا در همه چیز دوست بدارم… فی الجوّ الماطر… فی الأنواء در هوای بارانی… در باد و بوران… یا أمطاراً من یاقوت … ای بارانها از یاقوت یا أنهاراً من نهوندٍ (قبانی، ۱۳۸۴: ۱۱۱) ای رودها از نغمه نهاوند نزار همچنین برای بیان عشق و توصیف معشوق از عناصر طبیعت استفاده می کند، از اینرو تشبیه معشوق و عناصر بدن او به عناصر طبیعت، از ویژگی شعری اوست: یداک… دستانت…. طریق مَن المَوز… جادهای از موز.. و التَّبغ… و تنباکو… والزنجبیل … (همان: ۲۸۹) و زنجبیل است… ۵-۵ مقایسۀ عشق و جامعه در اشعار حمید مصدق و نزار قبانی: نزار عشق را پدیده ای می داند که در جامعه عربی معنی و مفهوم واقعی و مقدس خود را باز نیافته، بلکه برعکس، به عنوان یک معضل اجتماعی و حتی فضیحت معرفی شده است. او با اندیشه منتقدانه خود، این دیدگاه ناصحیح از عشق را در بستر اجتماع عربی و شرقی نمی پذیرد و از اینکه می دید عشق در جامعه عربی همچون افیونی جلوه می کند و اندیشه عرب از آن وحشت داردرنج می برد. « لماذا..فی مدینَتِنا؟ چرا در شهرهای ما …؟ نعیشُ الحُب تَهریباً.. و تزویرا؟ با عشق در حالت دورویی و نا خشنودی زندگی می کنیم؟ لماذا فی مدینَتِنا؟ چرا در شهرهای ما گنجشکها و عواطف را می کشند؟ یصیدون العواطف و العَصافیرا…» (قبانی،۱۹۹۸،جزء الاول ،۶۱۰) نزار خسته از اجتماع، به دامن پر مهر شعر پناه می آورد و نا امید و دلزده از همه جا معشوقش را مورد خطاب قرار می دهد و آرزو می کند که ای کاش در زمان دیگری به او دل می باخت. زمانی که عشق و عاشقان در بند اسارت نبودند. «بانوی من آرزو دارم در روزگار دیگری دوستت می داشتم./ روزگاری مهربانتر و شاعرانه تر روزگاری که شمیم کتاب/ شمیم یاسمن /و شمیم آزادی را/ بیشتر حس می کرد….» (بیدج،۱۳۷۸: ۹۰ ) نزار نسبت به جامعه و مردم بی تفاوت نیست، گرایش او به اجتماع باعث شده که همواره به گذشته های پر از صلح و عدالت که در هر گوشه آرامش بود حسرت بخورد و همواره از نبود مبارزان راه آزادی گله کند: تتظاهر- حین اُحبک- کل وقتی تو را دوست میدارم همه مُدن العربیِّه همه شهرهای تازی نشین راهپیمایی می کنند تتظاهر ضد عُصور القهر برضد دورانهای سرکوب وضدَّ عصور الثار (قبانی، ۱۳۸۴: ۱۵۳-۱۵۱) بر ضد دورانهای کینهخواهی…. تصویر آرمانشهر ویژگی برجستۀ شعر اوست که بسیار آن را توصیف می کند. او جامعهای را به تصویر می کشد که عشق و دوست داشتن معشوق آن را آرمانی کرده است: تتکوَّن- حینَ احبُک- وقتی تو را دوست میدارم درهها و أودیه و جبال کوهها شکل میگیرند تزدادُ ولادات الأطفال تولد کودکان فراوان می شود و یزید الرّزق، یزید العشق و روزی فراوان می شود، و عشق فراوان تزید الکتُب الشّعریه… (همان: ۱۴۷) می شود، کتابهای شعر انبوه می شود… جامعهای که عشق در بند نیست و مردم آن نسبت به ظلم وستم بیتفاوت نیستند: یا سیّدتی : بانوی من چه مایه آرزو دارم به کم أتَّمنی لو سافرنا سرزمینی سفر کنم نحو بلادَ یحکمها الغیتار که بر آن گیتار فرمانروایی می کند حیثُ الحبُّ بلا أسوار… (همان: ۳۳۹) آنجا که بر عشق حصاری نیست…. نزار شاعری است به تمام معنی متعهد و وطنی. این حس تعهد و عشق به وطن را از همان اولین آثارش می توان دریافت. البته تعهد او به معنی سیاسی و انقلابی بودن اشعار او نیست و در واقع خط مشی سیاسی با خط مشی وطنی در این دیدگاه خلط نشده است.آنچه که بیشتر در اشعار ابتدائی او به چشم می خورد، بیان دوست داری وطن از دیدگاه شاعری است که تنها زیباییهای وطنش را می بیند و به وصف کوهها و نهرها و بناهای آن می پردازد. اما بعد از شکست ژوئن و در واقع بیداری نزار و ملت عرب از خواب خوش عروبیت، اشعار وطنی نزار شکل دیگری به خود می گیرد. نزار بعد از شکست ژوئن تعهد جدیدی را معرفی می کند و میگوید: شاعر امروز باید آیینه تمام نمای دردهای وطنش باشد چراکه « این دوران ،دوران ِگنجشککها نیست …جهان عرب مثل یک پرتقال پوس کنده خورده می شود، بر روی مسلسل های وحشت می خوابد و از روی مسلسلهای رعب بر می خیزد..» (الخیر، ۲۰۰۶: ۱۶۳،۱۶۴) نزار در شعرهایی مثل «تاریخنا لیس سوی إشاعه» و «دعوه اصطیاف للخامس من حزیران» و «أنا یا صدیقتی متعب بعروبتی» و «خبز و حشیش و قمر» و «الثقب» و «حکایه انقلاب» و بسیاری اشعار دیگر از تمام چراغ قرمزها و هنجارهای سیاسی و اجتماعی پار ار فراتر گذاشته و و با یاد آوری شکستها و حقارت های اعراب، از آنان میخواهد که از خواب جاهلیت برخیزند و برای حفظ آخرین وجبهای خاک سرزمینشان فکری بکنند. قبانی درباره تعهد و وظیفه شعر و شاعر در قبال وطن و جامعه اش اینگونه می سراید : «ما هُوَ الشِّعر الَّذی لم یعلن العُصیان؟ شعر چیست اگر اعلام سرکشی نکند؟ و ما هو الشعر إذا لم یسقط الطغاه شعر چیست اگر ظالم را بر نیندازد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱-۴- ارزیابی فمینیسم شاید بتوان گفت که در طول قرن بیستم فمینیسم یکی از جنجال برانگیزترین جنبش های اجتماعی و فکری در سطح جهان بوده است. بسیاری از دگرگونی های اجتماعی، سیاسی و حقوقی در وضعیت زنان در جوامع مختلف را در وهله اول می توان ناشی از این جنبش دانست. انقلاب های آمریکا و فرانسه نیز می توانستند رهگشای دعاوی زنان برای برابری باشند. نحوه سازماندهی فمینیسم در اروپا و آمریکا تفاوتهای خاصی داشت؛ زیرا سازماندهی فمینیسم در اروپا با ایجاد باشگاههای زنان طی انقلاب فرانسه و در آمریکا با فعالیت زنان در جنبش الغای بردگی و برده داری و مبارزه برای منع استفاده از مشروبات الکلی صورت گرفته که اولی به انتشار اعلامیه حقوق زنان از سوی المپ دوگور و دومی به انتشار «اعلامیه تصمیمات و احساسات» در گردهمایی «سنکافالز» در ژوئیه ۱۸۴۸ انجامید (ویلفورد، ۱۳۷۸، ۳۷). در همین سال بود که اولین منشور دفاع از حقوق زنان در کشور امریکا اعلام شد. خود زنان نیز بتدریج بر برابری انسانی و در نتیجه لزوم برابری حقوقی خود با مردان تاکید کردند. ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۱-۵- امواج سه گانه فمینیسم پس از انقلاب فرانسه جنبش زنان دارای سه موج مهم بوده است. امواجی که با اعتدال و حالت میانه، آغاز و پس از رسیدن به اوج افراط امروزه با رویکرد تعدیلی با اهداف خودش ادامه می دهد. ۲-۱-۵-۱- موج اول موج نخست جنبش زنان (۱۸۴۸-۱۹۲۰) در شرایطی شکل گرفت که در اروپا و امریکا جنبش های اجتماعی دیگری نیز فعال بودند. در آمریکا، جنبش الغای برده داری نقش مهم و تعیین کننده ای در موج نخست جنبش زنان داشت(مشیرزاده،۱۳۸۲-۵۱). جنبش الغا یکی از تجلیات برابری خواهی مدرن بود. طرفداران آن به دنبال تحقق ایده های مدرن برابری و آزادی بودند و معنایی که از انسان می دادند چنان وسیع بود که سیاهان را نیز شامل شود. زنان از نخستین گروهایی بودند که جذب آرمان های جنبش الغای بردگی شدند. حضور آن ها در این جنبش از عوامل موثر در شکل گیری جنبش زنان است. در شرایطی که زنان در فعالیت خود برای توسعه جنبش الغای بردگی با موانع اخلاقی مواجه شده بیشتر متوجه موقعیت فرودست خود شدند. بعد از کنفرانس ضد برده داری در لندن که در آن زنان نتوانستند اجازه حضور در صحن جلسات را بیابند، بود که آن ها به فکر سازماندهی مستقل از جنبش الغا برای پیشبرد منافع خاص زنان افتادند و مصمم شدند که علاوه بر آزادی بردگان به فکر آزادی خود نیز باشند. اما در ژوییه ۱۸۴۸ بود که اطلاعیه تشکیل گردهمایی زنان در سنکافالز منتشر شد و این گردهمایی شروع سازماندهی مستقل زنان بر اساس منافع خاص خودشان بود. به هر تقدیر، در گردهمایی سنکا فالز اعلامیه ای با تاکید بر ستم دیدگی تاریخی زنان و لزوم برخورداری آن ها از حقوق برابر با مردان در عرصه های مالی و اقتصادی، آموزشی، اجتماعی و سیاسی مورد تصویب صد نفر از شرکت کنندگان قرار گرفت، که ازجمله امضا کنند گان آن برخی رهبران جنبش الغا بودند. بعد از سنکافالز هم گردهمایی های متعددی در جهت تاکید بر حقوق زنان تشکیل شد.از مهم ترین زنان فعال در طرفداری از جنبش منع مشروبات الکلی[۴] در سده ۱۹ آنتونی بود که به یکی از فعال ترین زنان در جنبش حقوق زنان تبدیل شد. در دهه های ۱۸۸۰ ،۱۸۷۰ زنان، فعالیت شان را برای انتشار انگاره های خود و نیز فشار آوردن بر مجامع قانون گذار برای پذیرش حق رای و گاه سایر حقوق ادامه می دادند. اما جنبش در این زمان هنوز کوچک و متفرق بود، هر چند که فعالیت های آن به نسبت گسترده بود. تا اواخر دهه ۱۸۷۰ بیشتر فعالیت ها بعد حقوقی، سیاسی و نمایشی داشت اما بتدریج معطوف به ابعاد سیاسی شد. بی تردید مهم ترین و نظام یافته ترین تلاش زنان برای نقد وضع موجود و طرح حقوق در مورد درخواستشان را باید در کتاب دفاع از حقوق زنان اثر مری ولستون کرافت دانست که نخستین بیانیه بزرگ فمینیستی تلقی می شود و معمولا در تاریخ فمینیسم آن را نقطه آغاز این اندیشه می دانند. در سده نوزدهم نیز اندیشه بهبود وضعیت زنان کماکان مطرح بود. پس از کرافت مهم ترین سخنگوی اندیشه لیبرال رادیکال سده نوزدهم که در دفاع از حقوق زنان سخن گفت، جان استوارت میل است. او تفاوت بین زنان و مردان را ناشی از تفاوت های جامعه پذیری یا فرهنگ پذیری می داند(میل،۱۳۷۹-۸-۱۰-۲۳). میل تحت تاثیر همسر خود تیلور کتاب “انقیاد زنان” را نوشت که تاثیر مهم بعدی را بر این موج گذاشت. وی کلا زنانگی را دارای ماهیت اجتماعی می داند و نه طبیعی و از همین جا به برابری و مشابهت حقوق زن و مرد می رسد. می توان گفت اساساٌ اندیشه حقوق لیبرال کلاسیک، زمینه اصلی بروز این موج به شمار می رود، دیدگاهی که برخاسته از اندیشه جان لاک بود. گسترش حقوق مدنی و سیاسی به ویژه اعطای حق رای به زنان، خواسته و هدف اصلی این موج بود. البته علاوه بردرک و هدف اصلی اهداف فرعی نیز وجود داشت، از جمله این اهداف می توان به دست یابی زنان به کار آموزشی، آموزش و کار، بهبود موقعیت زنان متاهل در قوانین، حق برابر با مردان برای طلاق و متارکه قانونی و مسائل پیرامون ویژگیهای جنبش اشاره کرد. زنان در دهه ی ۱۹۲۰ به هدف اصلی خود یعنی حق رای دست یافتند. ۲-۱-۵-۱-۱- دوره تعلیق نهضت فمینیسم با دست یابی به اهداف فوق، دوران وقفه فعالیت طرفداران حقوق زن آغاز شده (مشیرزاده،۴۹،۱۳۸۳)و به جز فعالیت برای صلح خواهی، فعالیت دیگری نداشتند. البته رسیدن به حق رای، تنها دلیل توقف فعالیت ها نبود بلکه اساسا شرایط حاکم بر آن دوران ایجاب می نمود که طرفداران حقوق زن فعالیت جدی نداشته باشند. پیدایش جنبش های اقتداگرا از جمله فاشیسم و نازیسم و مهم تر از آن وقوع دو جنگ خانمان سوز جهانی اول و دوم، مهمترین عواملی بودند که طرفداران حقوق زن را در آن دوران مهار کرد و آنان را از فعالیت جدی بازداشت(ریو سارسه،۱۳۸۴-۱۳۵). در دهه های جنگ جهانی اول، جنبش زنان تجربه تشکیلاتی کم و بیش وسیعی داشت. از یک سو سازمان های خاص برای پیشبرد هدف اصلی یعنی نیل به حق رای تشکیل دادند و از سوی زنان طرافدار جنبش در ایجاد تشکیلات خاص فعال بودند. جنبش های اصلاحی نظیر ترقی خواهی و منع مشروبات الکلی زنان را وارد عرصه فعالیتی کرد که مستلزم برقراری ارتباط با بخش های وسیعی از جامعه بود(همان:۴۳-۴۷). بسیاری از زنان طرفدار جنبش زنان در این فعالیت های اصلاحی حضور داشتند و در نتیجه توانستند میان جنبش ها از طبقات مختلف ارتباط برقرار سازند. به این ترتیب، در موج اول جنبش زنان فعالیت سازمان یافته همراه با ایجاد شبکه های ارتباطی در درون جنبش و با سایر جنبش ها یکی از ویژگی های بارز جنبش شد که در پیروزی آن در کسب حق رای تاثیر تعیین کننده داشت. تا اوایل قرن بیستم جنبش زنان تنها از طریق روش های آهسته و توام با درخواست حق رای به شکلی محتاطانه بود. با افول نسبی در رهبری جنبش زنان و نامساعد شدن جو عمومی، عمل گرایان جنبش هر چه بیشتر به سمت آموزش عمومی پیش رفتند. از سال ۱۹۰۹ فعالیت های تبلیغاتی گسترده شروع شد.سخنرانی ها برای جلب توجه عموم و برانگیختن حس کنجکاوی مردم در اماکن باز صورت می گرفت. سال های ۱۹۲۰ تا اواخر دهه ۱۹۵۰ را افول و رکود فمینیسم می داند.طی دهه ۱۹۲۰ یعنی بلافاصله پس از کسب حق رای برای زنان، از یک سو به نظر بسیاری جنبش به هدف خود رسیده بود و به نظر برخی که معتقد به تداوم تغییرات در موقعیت زنان بودند، می توانستند به سایر خواست های خود برسند؛ و این که سایر خواست ها چیست و از چه راهی تامین می شود در درون جنبش اختلاف نظر فراوانی وجود داشت. این وضعیت تا دهه ۱۹۶۰ کم و بیش تداوم داشت. اما افول جنبش به معنای عدم فعالیت زنان نبود. آن ها در گروه های مختلف با اهداف متفاوت به فعالیت خود ادامه می دادند. در این دوره بر خلاف دوران مبارزات حق رای که خواسته زنان بسیار محدود و مشخص تعریف می شد، زنان خواستار تغییراتی در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی بودند. این واقعیت که چهار دهه پس از کسب حق رای زنان نتوانستند در جهت تحقق آرمان های فمینیستی با تداوم بخشیدن به جنبش موفقیت چشمگیری بدست آورند و به رغم امکان دستیابی صوری و رسمی به جامعه سیاسی، حتی نتوانستند از چارچوب سیاست نهادینه به نحو بهینه استفاده کنند، در نتیجه ابهام گفتاری جنبش حق رای و در نتیجه بروز اختلاف نظر در میان زنان و نامساعد بودن فضای سیاسی و اجتماعی بود. در مجموع می توان گفت که نیل به حق رای نتوانست تاثیری عملی بر زندگی زنان آمریکایی بگذارد زیرا زنان نتوانستند از آن به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود بر مبنای یک دستور کار مشترک استفاده کنند و گروهی نیز که به دنبال حقوق برابر بود نه توانست افکار عمومی را نسبت به خود متقاعد کند و نه در اعمال فشار بر دستگاه های حکومتی به توفیقی رسید. در عین حال در طول چند دهه ای که فمینیسم و جنبش زنان در حالت تعلیق بود، تحولاتی در موفقیت عینی و ذهنی زنان جامعه امریکا به وجود آمد که به ظهور موج دوم فمینیسم منجر شد. ۲-۱-۵-۲- موج دوم موج دوم جنبش زنان از دهه ۱۹۶۰ آغاز می شود. سیمون دوبووار با نوشتن کتاب “جنبش دوم” بین زن و زنانگی فرق گذاشت(دوبووار،۱۳۷۹-۱۶) و بتی فریدن با نگارش کتاب “زن فریب خورده” (۱۹۳۶) تاثیر اصلی و مهم را در بر انگیختن این موج داشتند. از دیگر متفکران مهم در این موج می توان به ملیت با نوشتن کتاب “سیاست جنسی” (۱۹۷۰)اشاره کرد. موج دوم فمینیسم در واپسین سال های حاکمیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سرمایه داری سازمان یافته شکل گرفت. سرمایه داری سازمان یافته با رشد تمرکز در سرمایه و شکل گرفتن سازمان دهی جدیدی از کار و گسترش بخش خدمات و دگرگونی در نقش و کارکرد دولت همراه بود. دگرگونی های ناشی از این تحولات با تغییراتی در اشتغال و نیازهای بازار و نیازهای آموزشی همراه بود، که در موقعیت اجتماعی و اقتصادی زنان در قشرهای متفاوت اجتماعی تاثیراتی بر جا گذاشت که از لحاظ ساختاری زمینه ساز ظهور موج جدیدی از جنبش زنان شد. موج اول تا حدی توانست وضعیت زنان را در رابطه با برخی از مسائل بهبود بخشد. گسترش آموزش و پرورش آنان، شایستگی زنان جهت ورود به مشاغل متعدد، قانونی شدن سقط جنین، پرداخت دستمزد برابر به زنان، برخورداری از حقوق مدنی برابر و گسترش امکانات کنترل موالید از جمله نتایج مهم تلاش ها در موج اول بوده است. بهبود در این مسائل باعث شد که برخی از طرفداران حقوق زن به دنبال قدم برداشتن درگام های بعدی باشند. هدف اصلی و مهم در موج دوم نجات زن بود. اینان معتقد بودند دست یابی به حقوق سیاسی و قانونی برابر با مردان هنوز مساله زنان را حل نکرده است بنابراین صرف رهایی زنان از نابرابری ها کافی نبوده بلکه باید زنان را از دست مردان نجات داد. اما نجات زنان هم تنها از راه اصلاحات تدریجی امکان پذیر نیست بلکه نیاز به یک فرایند ریشه ای و انقلابی است چرا که اساسا از نظر اینان نظریه های موجود عمیقا جنس گرا و غیر قابل اصلاح هستند. نقد دانش مردانه، نقد ساختارهای ایدئولوژیک ریشه دار مانند “مردم سالارِ” و “قرار داد اجتماعی"، رد کلیت ازدواج، تاکید بر تجرد و حرفه اقتصادی از جمله دیدگاه های مهم در این موج به شمار می رود. طرفداران حقوق زن در این دوران آن قدر به سمت افراط رفتند که حتی بر ظاهری مردانه در پوشش، آرایش و … نیز تاکید داشتند. موهای کوتاه، کفش بدون پاشنه، کت و شلوار زمخت، و چهره بدون آرایش تیپ ظاهری یک زن در دهه ۱۹۷۰ بود. ۲-۱-۵-۲-۱- تأثیر جنگ جهانی دوم بر موج دوم جنگ جهانی دوم زمینه مناسبی برای حضور زنان در نیروی کار ایجاد کرد. افزایش کلی نیروی کار همراه با افزایش نسبی حضور آنان در مشاغل صنعتی نیز بود. این حضور ناشی از نیازهای موقت بازار کار، خود به خود بسیاری از عقاید درباره عدم آمادگی روحی و جسمی زنان را برای کارهای سنگین درهم شکست و پس از جنگ نیز دیگر مقابله با آن آسان نبود. پس از جنگ، هراس از اینکه اشتغال زنان باعث بیکاری مردان و نیز با توجه به کاهش تقاضا برای تسلیحات، اقتصاد وارد یک دوره رکود شود، این اندیشه که زنان باید به خانه بازگردند تقویت شد. سیل اخراج زنان از شرکت ها شروع شده (فریدمن،۱۳۸۳-۱۷-۱۶)و با آغاز جنگ کره و رشد مجدد اقتصاد باز هم زمینه مناسب برای جذب زنان در نیروی کار فراهم شد. دهه های بعد از جنگ دوم جهانی شاهد رشد حضور زنان در آموزش عالی نیز بود. در شرایط رشد اقتصادی و رفاه عمومی پس از جنگ جهانی دوم، خانواده های بیشتری امکان آن را داشتند که از تسهیلات آموزشی استفاده کنند در نتیجه، نسبت زنان دارای تحصیلات عالی افزایش یافت. در کل مطالعت نشان می دهد که به رغم افزایش نسبی و مطلق حضور زنان در نیروی کار طی دهه های ۱۹۴۰ تا ۱۹۷۰ منزلت زنان در مقایسه با مردان تغییر چندانی نکرد و در نتیجه، منزلت زنان نسبت به مردان هم از لحاظ میزان درآمد و هم تسهیلات و امکانات پایین تر باقی ماند و این حس نابرابری میان زنان و مردان را تشدید می کرد. ۲-۱-۵-۲-۲- دولت مداخله گر دولت رفاهی یا مداخله گر که در دهه ۱۹۳۰ شکل گرفته بود، به تدریج دامنه مداخلات خود را در حیات اقتصادی و سیاسی افزایش داد. این دولت به صورت های مختلف بر موقعیت زنان تأثیر گذاشت و باید توجه داشت که تأثیر سیاست های به ظاهر جنسیت زدایی شده دولت بر زنان و مردان به یک شکل نبوده و زنان را به سمت مشاغل کم درآمد و سطح پایین سوق می داد. بدین ترتیب دولت در فراهم ساختن ابزار کنش جمعی برای آنان و مقابله با این وضعیت متعارض نقش داشت. در دهه های بعد از جنگ دوم جهانی، زنان، بخش اعظم کارکنان دفتری و منشی ها را تشکیل می دادند. در نیمه دهه۱۹۷۰، ۴۵ درصد کل کارکنان بخش دولتی را زنان تشکیل می دادند. تبعیضاتی زنان را به کارهای کم درآمد سوق می داد و زنان در رده های پایین مشاغل دولتی متمرکز بودند. در سال ۱۹۶۳ با تصویب قانون دستمزد برابر کنگره، تبعیض در پرداخت دستمزد بر اساس جنسیت ممنوع اعلام شد. در سال ۱۹۶۴ در قانون برابری در حقوق مدنی به بند مربوط به حذف تبعیض بر مبنای نژاد، رنگ، مذهب واژه جنس هم اضافه شد. این وسیله ای برای حمله به تبعیض جنسی در نهادهای آموزش عالی و سایر نهادها شد. در کل می توان گفت که ظهور جنبش زنان در اواخر دهه ۱۹۶۰ با تاکید بر مبارزه زنان برای آزادی خود در یک جنبش مستقل، جدا از موج اول فمینیسم نبود. بسیاری از انگاره های آن ریشه در گذشته داشتند. آن ها نیز می خواستند زنان را از آنچه آنان موقعیت فرودست اجتماعی و سیاسی تلقی می کردند، رها کنند و به جامعه ای شکل دهند که در آن جنسیت مانعی در راه نیل به انسانیت مشترک ایجاد نکند. به این ترتیب، فمینسیم موج دوم پس از یک دوره چند ساله از اوج فعالیت در سطح جنبش وارد نوعی دوره تعلیق نسبی همراه با تداوم جنبش در عین کاهش چشمگیر در فعالیت های جمعی بارز غیر نهادینه آن شد. فمینیسم لیبرال از دهه ۱۹۶۰ تا نیمه دهه ۱۹۷۰ توانست قوانینی را که تبعیض علیه زنان را غیر قانونی اعلام می کرد، به تصویب رساند و برای اجرای آنها فشار وارد آورد. از جمله این اقدامات قانونی می توان به منع تبعیض جنسی در مشاغل، تایید اصلاحیه حقوق برابر در سطح کنگره، منع قوانین سقط جنین، تغییر قوانین طلاق و… اشاره کرد(ریترز،۴۷۷،۱۳۸۴). در نتیجه اجرای نسبی این قوانین، وضعیت زنان تا حدی دگرگون شد، اما به برابری با مردان نرسیدند. ۲-۱-۵-۳- شکل گیری موج سوم می توان گفت مجموعه تحولات دهه های هفتاد تا نود که به شکل گرفتن موج سوم منجر شد، در برخی از ابعاد، تفاوت های بنیادینی را با شرایط ظهور دو موج دیگر فمینیسم نشان می دهند. ۲-۱-۵-۳-۱- موج سوم موج سوم جنبش زنان از اوایل دهه ۱۹۹۰ آغاز می شود حرکت زنان در دهه ی ۱۹۶۰ الی ۱۹۷۰ در اوج خود به سر می برود در اواخر قرن بیستم با مشکلات زیادی مواجه شد و در نتیجه در سرازیری انحطاط افتاد. شکاف ها و دسته بندی های آشکاری در درون جنبش زنان به وجود آمد. دولت در دهه ۱۹۸۰ آشکارا با این نهضت ستیز کرده و خواستار اعاده از دست رفته “ارزش های خانوادگی” شد. حرکت زنان که به بسیاری از اهداف اصلی اش دست یافته بود، آن قدر به سمت افراط پیش رفتند که حتی نهضت مردان در حال شکل گیری بود. این مساله باعث شد که جنبش زنان در اوایل دهه ۱۹۹۰ یک فرایند اعتدال را تجربه کند. جناح مبارز و انقلابی آن کنار گذاشته شده و به ستایش و اهمیت به دنیا آوردن فرزند و نقش مادری پرداخته اند(توحیدی،۱۶۶،۱۳۸۱). اندیشه های برخی از پست مدرن ها همچون میشل فوکو و ژاک با نوشتن کتاب “مرد عمومی، زن خصوصی” (۱۹۸۱) تلاش نمود دیدگاه های افراطی و رادیکال در موج دوم را تعدیل نماید. برخلاف موج دوم، طرفداران در این موج به ظاهر زنانه و رفتار ظریف تاکید می ورزند. آنان معتقد به احیای مادری بوده و از خانواده فرزند محور و همچنین زندگی خصوصی دفاع می کنند. در جامعه پساصنعتی و در شرایط افول تدریجی دولت رفاهی، با وجودی که زنان در کل با گزینه ها و امکانات جدیدی روبرو شده اند، در برخی از تبعیض ها نسبت به آنها حداقل در بعضی زمینه ها تعدیلاتی ایجاد شده است و حداقل گروه هایی از آنها در برخی حوزه ها کم و بیش قدرت یافته اند، اما به شکلی فزاینده در می یابند که منافع و برداشت های یکپارچه ای ندارند و شکاف هایی که زنان را از هم جدا می کند می تواند قوی تر از شکاف هایی باشد که آنان را به هم می پیوندد. دگرگونی سیاست های دولت، تغییر در نظام اقتصادی، و حتی دگرگونی های فرهنگی برای تمام زنان یک معنا ندارد و می تواند برای عده ای مفید و برای دیگران مضر باشد. به نظر می رسد که ظهور تفاوت و شناسایی آن مهم ترین زمینه موج سوم فمینیسم را تشکیل می دهد و در این موج، فمینیسم باید هم این تفاوت ها را به رسمیت بشناسد و هم پاسخگوی تفاوت های آنها باشد(زیبایی نژاد،۱۸،۱۳۸۲). بر اساس آنچه گفته شد، می توان دریافت که جنبش زنان در دهه های هشتاد و نود با دگرگونی های عمده ای مواجه شده است. این دگرگونی ها از یک سو، ریشه در تنوع و تفاوت های چشمگیر ایجاد شده در وضعیت عینی زنان دارد که می توان آن را ناشی ار تحولات اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی چند دهه اخیر دانست. از سوی دیگر، بسیاری از تفاوت هایی که بیش از این نیز در وضعیت زنان متعلق به گروه های اجتماعی، قومی و… وجود داشت، بیش از حد احساس می شود، زیرا تقاضاهای جنبش که با نادیده گرفتن این تفاوت ها بوده است، گروه های حاشیه ای را نسبت به این تفاوت ها آگاه تر کرده است. نتیجه این تفاوت ها در سطح سیاست جنبش به شکل ظهور جنبش های متعدد، متنوع و گهگاه متعارض بوده است. وجود این تعددگرایی همراه با کم شدن دامنه بسیج عمومی کل جنبش بوده است و به رشد جنبش های خاص، کوچک و محلی کمک کرده است. جنبش در برخی موارد نیز از جنبش اجتماعی خارج شده و به صورت مبارزات روزمره فردی دیده می شود(مشیرزاده،۵۱۴،۱۳۸۲). ۲-۱-۶- شاخه آکادمیک جنبش زنان اما بی تردید، چشمگیرترین حوزه مبارزاتی جنبش در دهه های اخیر در حوزه گفتاری بوده است. فمینیست ها بخشی اعظم از مبارزات خود را به درون آکادمی[۵] برده اند و در این حوزه با نقد گفتارهای پدرسالارانه و شالوده شکنی آنها، قطعیت گفتارهای مزبور را نابود می کنند. در عین حال، با ارائه نظریه های بدیل می کوشند به یک گفتار متقابل شکل دهند. در بعد نظری نیز به یک گفتار سیال و پویا و شاید یک فرایند متحول تبدیل شده و به عنوان یک گفتار قوی و مطرح از حاشیه به مرکز مناظرات علمی آمده است. با توجه به اهمیت فعالیت آکادمیک است که فمینیسم در صحن دانشگاهها فعال شده است و برای مبارزه با پدرسالاری بر دانش و به رسمیت نشناختن دانش زنان به دوره های “مطالعات زنان”[۶] شکل داده است که می توان آن را بارزترین نمود نهادی این مبارزات تلقی کرد. فمینیست ها از اوایل دهه ۱۹۷۰ موفق شدند مطالعات زنان را به عنوان شاخه آکادمیک جنبش آزادی بخش زنان وارد برنامه درسی کشورهای امریکایی و اروپایی کنند(اوکلی،۳۱۷،۱۹۸۱). حضور فعال هواداران جنبش های زنان در عرصه های علمی و آکادمیک به رشد فعالیت های نظری آن کمک کرده است. ۲-۱-۷- مکتب های مهم فمینیسم جنبش زنان در طول تاریخ به دلیل آمیختگی با جریانات فکری متنوع از جمله لیبرالیسم، مارکسیسم، سوسیالیسم و پستمدرنیسم و به دلیل اقبال افراد مختلف با تحصیلات متکثر از جمله جامعه شناسی، سیاست و روان شناسی و قلمرو جغرافیایی وسیع (اروپا، آمریکا و سپس سایر مناطق دنیا) و به دلایل دیگر که در جای خود قابل بررسی است، در طول زمانی که از پیدایش آن میگذرد، تحولات بسیاری را از سر گذرانده و به گرایشات و رویکردهای متفاوتی تقسیم شده است(ویلفورد،۱۳۷۵-۳۵۷). برخی از گرایشات فمینیستی، عبارتند از: فمینیسم لیبرال، فمینیسم مارکسیستی، فمینیسم سوسیالیستی، فمینیسم تفاوت، فمینیسم رادیکال،فمینیسم روانکاوانه، فمینیسم مدرن، فمینیسم پست مدرن، فمینیسم خانواده گرا، فمینیسم فرهنگی، فمینیسم مسیحی و… (هام، ۱۳۸۲، ۵۲۱). بدین ترتیب گرایشات غالب فمینیستی در دو نظریه کلی نا برابری و ستمگری تقسیم میشوند. فمینیست های لیبرال به بحث حقوق برابر برای زنان و برخورداری آنان از همه حقوق شهروندی مانند مردان می پردازند و ریشه ظلم وستم بر زنان را فقدان مدنی و فرصت های برابر آموزشی در جوامع می دانند.این مکتب بر آن است تا بدون تغییر بنیادین اجتماعی و سیاسی و با حفظ موجود، با اصلاحاتی چند، حقوق و موقعیت زنان را ارتقا بخشد. فمینیست های رادیکال نابرابری ها و تبعیض جنسی را حاصل نظام خانواده مردسالار می انگارد و بر خلاف جنبش لیبرال که بر وضع موجود تاکید می کند، معتقد است که وضعیت نابرابر اجتماعی باید از اساس متحول شود و ساختار و بنیان خانواده و نظام مردسالارانه برچیده شود(فریدمن،۱۲،۱۳۸۱). فمینیسم مارکسیس برگرفته از آراء و نظریات مارکس درباره زن می باشد.این نظریات برای رفع استثمار و احیای حقوق برتر زنان در جوامع سرمایه داری پدید آمده است.سوسیال فمینیسم این جریان فکری پس از دهه هفتاد میلادی و در ادامه اصلاح اشتباهات فمینیسم رادیکال و متاثر از آن پدید آمده و در واقع ترکیبی از گرایشات مارکسیستی و رادیکالی است.طرفداران این قرارداد معتقدند که جنس، طبقه، نژاد و ملیت همگی ستمدیدگی زنان را موجب می شود و فقدان آزادی زنان حاصل اوضاع و شرایطی است که زنان در آن حوزه های عمومی زیر سلطه در می آیند و رهایی آنها تنها زمانی امکان پذیر است که تقسیم جنسی کار در همه حوزه ها از بین برود. ۲-۲- برخی دستاوردهای جنبش زنان امروزه دیگر نمی توان به راحتی به مسائل زنان سرپوش گذاشت و به سادگی محک مدنی زنان را نادیده گرفت. در مقدمه ی منشور سازمان ملل بر اعلام ایمان ملل متحد به حقوق اساسی بشر و به حیثیت و ارزش شخصیت اساسی و به تساوی حقوق بین مرد و زن اشاره شده است. اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده ۱ با این عنوان که تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند، در واقع تساوی زن و مرد را به رسمیت شناخته است. کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان که به طور خاص مشکل انجام تبعیض بر اساس حیثیت است، دولتهای عضو را متعهد کرده که در زمینه های مدنی، سیاسی، اجتماعی، اشتغال، آموزش و خانواده و … برمبنای تساوی حقوق زن و مرد گام بردارند (مهرپور، ۱۳۸۴-۲۲). البته تمامی این رایحه های خوش برابری در عمل بسیار کمرنگ می شوند. فصل۳- تاریخچه مطالعات زنان در باستان شناسی جهان ۳-۱- مقدمه در این فصل ابتدا به پیشینه مطالعات جنسیت در علوم انسانی و در باستان شناسی که شامل مطالعات فمینیسم و زنان در علوم انسانی و باستان شناسی می باشد، پرداخته می شود. در بخش بعدی تاریخچه حضور زنان در مطالعات باستان شناسی جهان و زنان پیشگام این رشته معرفی می گردند. نیمه دوم قرن بیستم میلادی نقطه عطفی در علوم اجتماعی و انسانی بوده است. بعد از اتمام دو جنگ جهانی فرصتی فراهم آمد تا دانشمندان و پژوهشگران در عرصه های مختلف به بررسی و بازنگری ساختار دانش های مختلف بپردازند.به دنبال آن ساختارهای اجتماعی نیز دچار دگرگونی گردید. یکی از این تحولات ورود چشمگیر زنان به بازار کار و مشاغل مردانه بود(پنیستون ـ بیرد۳۸:۲۰۰۳)[۷].دانشگاه ها نیز از این تحولات به دور نمانده و زمینه آغاز مباحث نظری و علمی درباره جایگاه زنان در جوامع معاصر یا سیر تحول حیات زنان در طول تاریخ فراهم گردید. تاریخ مطالعات زنان در طول بیست و یک سال گذشته را می توان به عنوان یک تغییر و تبدیل در رشته های علوم انسانی و اجتماعی نامید. ۳-۲- مطالعات فمینیسم و زنان در علوم انسانی در طول بیست سال گذشته، تفکر فمینیست عمیقاً هر رشته از علوم انسانی و اجتماعی را تحت تاثیر خود قرار داده است و هم بر محتوا و روش تحقیق علوم اجتماعی تحطی کرده است. ظهور طرح های فمینیستی در باستان شناسی تقریبا همزمان با سایر رشته های وابسته دنبال شده بود. آنها زمانی ظاهر شدند که جمعی از زنان در جنبش های سیاسی وارد عرصه شده بودند. فمینیست، در وسیعترین تعریف، اشاره به طیف گسترده ای از جنبش های فرهنگی، سیاسی و دانشگاهی بوده که تغییر در روابط قدرت موجود بین زن و مرد می باشد (گیلخریشت،۱۹۹۹-۲)[۸]. خاستگاه فمینیسم را می توان در نگرانی آنچه که موج دوم نامیده می شود قرارداد، درحالیکه اهداف فعلی اش بیشتر با موج سوم مطابقت دارد (وای لای،۱۹۹۱)[۹]. بعلاوه، مطالعات جنسیتی در این رشته با اهداف خاص آمریکایی یعنی تقسیم جنسیتی کار در برابر باستان شناسی جنسیت اروپایی بیشتر با جلوه های نمادین و فرهنگی جنسیت جدا شده است (سورنسن،۲۰۰۰)[۱۰]. در حالیکه این توسعه به تاثیر بیشتر از موج دوم فمینیست در آمریکا، نسبت به دانشگاهای اروپایی نسبت داده شده است (گیلخریشت،۱۹۹۹). همه فمینیست ها بوسیله تعهد سیاسی برای تغییر روابط قدرت بین زن و مرد مشخص می شوند، اما تفکر فمینیستی در سه امواج جداگانه با مواضع سیاسی آن، یعنی جایگاه زنان در جامعه چایین تر از مردان می باشد، توسط فمینیست های آمریکایی تصور می شود (گیلخریشت ۱۹۹۹، واسواساران ۱۹۹۷). ۳-۲-۱- مروری بر امواج سه گانه فمینیسم و تأثیر آن در باستان شناسی موج اول به جنبش حق رأی بین سال های ۱۸۸۰ تا ۱۹۳۰ اشاره دارد که از طریق آن زنان آزادی عمومی و حقوق بیشتر در عرصه های سیاسی، آموزش و اشتغال بدست آوردند. در اواخر دهه ۱۹۶۰ شاهد ظهور موج دوم فمینیسم هستیم که بیشتر در مورد مسائل شخصی از برابری در رابطه با تولید مثل، تحقیق در حوزه عمومی و خصوصی متمرکز شده است(ریچارد، ۱۹۲۸). توسعه موج دوم فمینیسم در جوامع غربی در دهه های ۶۰ و ۷۰ اطمینان می دهد که عمل و نظریه باستان شناسی تحت موشکافی بیشتر آورده شود. باستان شناسان فمینیست استدلال می کردند که باستان شناسی، از آنجا که فرضیات خود را در مورد نقش زنان و مردان، در جوامع گذشته ساخته بود، این فرضیات بر شواهد مادی مبتنی نبوده، بلکه دیدگاه باستان شناسان معاصر بوده است. بنابراین برای مقابل با این فرضیات، باستان شناسان فمینیست شواهد مادی جوامع گذشته که لزوماً توسط نقش های خاص جنسی برای مردان و زنان تعیین نمی شود، را شناسایی کرده اند. مورخان و باستان شناسان دیدگاه های را برای ویژگی های فرهنگ جنسیت فراهم آوردند، روشی که در آن روابط بین زن و مرد و تقسیم کار در بین فرهنگ ها متفاوت بوده است. جنبش فکری که از موج دوم رشد یافته به شناسایی علل سرکوب زنان و به ویژه نظریه پدرسالاری مربوط می شود(میسکل، ۱۹۹۵). موج سوم فمینیسم که بیش از دهه گذشته پدید آمده است، بعنوان نظریه پردازان فمینیست عناصر نظریه پسامدرن را پذیرفته اند. مدارس خاص از تفکر فمینیستی پدید آمده که توضیحات جهانی خود را از نظریه پدرسالاری ترویج دهد (جانیو،۱۹۹۱ـ تونی ۱۹۹۸). بسیاری از نویسندگان کمبود زنان در باستان شناسی را به حکومت پدرسالاری نسبت می دهند، بدون در نظر گرفتن چیزی که در پدرسالاری باعث نادیده گرفته شدن زنان می شود. بیش از آنچه ما بعنوان پدرسالاری درک می کنیم، در واقع تبعیض جنسی می باشد که دارای سابقه طولانی در جهان غرب،در باستان شناسی است. تبعیض جنسی برای انتخاب نشدن زنان برای ورود به باستان شناسی حداقل تا دهه ۵۰ مسئول بود. درحالیکه در دور نگهداشتن زنان از باستان شناسی موفق نبوده است. ۳-۲-۲- گرایش های فمینیستی از برجسته ترین فمینیست ها، فمینیست سوسیالیستی است که جنسیت را بعنوان تغییرات تاریخی و تولیدات اجتماعی درک کرده است. در مقابل، فمینیسم رادیکال یک تعریف فرا تاریخی از جنس پیشنهاد می کند که در آن مردسالاری از طریق نهاد خانواده بر زنان ستم می کند. بعنوان بخشی از موج دوم، پژوهشگران فمینیست روشی که در آن نابرابری و تعصب مردانه در رشته خودشان نهفته است را مورد بررسی قرار دادند. موج سوم را گاهی فمینیست پسامدرن می نامند. در اینجا تاکید بر تفاوت است: تفاوت بین زنان و مردان، یا در میان زنان ومردان از قوم ها و طبقه اجتماعی متضاد. نگرانی های متضاد موج دوم و سوم فمینیست بعنوان یک الگوی تغییر در درون فمینیست شناسایی شده است که از هدف اصلی یعنی برابری به تفاوت نقل مکان کرده است. باستان شناسان تاریخی به تازگی شروع به کشف تاثیر موج اول فمینیست در رشته خودشان کرده اند. ۳-۳- مطالعات فمینیسم در باستان شناسی علاوه بر این، ساختارهای اجتماعی انسان در دوران ماقبل تاریخ همیشه یک موضوع مورد علاقه پژوهشگران فمینیست بوده که در آن بدنبال درک ریشه های نابرابری بین دو جنس، ایفای نقش کرده اند. چالش های قابل توجهی نیز توسط باستان شناسان فمینیست اولیه مربوط به شکار و ساختن ابزارهای سنگی در میان موضوعات دیگر مطرح شده است. زنانی که فسیل های انسان های اولیه را بررسی می کردند مدل “مرد شکارچی” خلق بشر را با مدل “زن گردآورنده” رد کرده اند. تقسیم کار جنسیتی انسان را به دو شاخه زن و مرد منشعب کرد. مردان در شکار مسئول بودند و احتمالا از طریق این فعالیت ، ویژگی های مهم تطوری مانند افزایش حجم مغز را توسعه داده اند. در همین حال، زنان در خانه از کودکان مراقبت می کردند. درنتیجه زنان از فعالیت های خاص با توجه به کاهش تحرک ناشی از بارداری منع می شدند. این مدل توسط انسان شناسان فمینیست مورد نقد قرار گرفت. چنانچه اهمیت تطوری زنان بدرستی بررسی نشده است. در حالی که بسیاری از پروژه های فمینیستی با هدف بهبود شرایط زندگی زنان انجام می شود، همه باستان شناسان که به بررسی این موضوع می پردازند، بعنوان فمینیست شناسایی نمی شوند(وای لای، ۱۹۹۷). با این حال، مطالعات باستان شناسی که بر کلیشه های امروزی مردان و زنان تکیه می کند باعث پیشرفت دانش جنسیت در گذشته نمی شود. بنابراین باستان شناسان فمینیست به دنبال یک مطالعه صریح از جنسیت در جوامع گذشته هستند. آنها استدلال می کنند که باستان شناسی نامرئی از زنان بیشتر در نتیجه یک مفهوم نادرست از الگوهای جنسیتی است. نقد فمینیستی در باستان شناسی صرفاًاز شناسایی تعصب مردانه توسعه یافته و به بررسی فرآیندهای که توسط علوم، جنسیتی می شود، می پردازد. در اینجا موج دوم فمینیسم به زمینه های پسامدرن برای به چالش کشیدن ادعاهای در مورد دانش، ذهنیت و حقیقت ملحق شده است. مطالعات جنسیت در جوامع گذشته توسط امواج دوم و سوم تحت تاثیر قرار گرفته و به صراحت با فمینیسم متحد شده است. مطابق با کثرت و تفاوت موج سوم یک دیدگاه مرد محور در مقابل گرایش باستان شناسی زن محور، واکنش نشان می دهد. تحقیقات فمینیستی اغلب متهم جایگزین کردن یک مجموعه از تعصبات برای “دیگری” شده بود. تحقیقات جنسیت در باستان شناسی به طور فزاینده ای دقیق و قابل اجرا به دیگر اهداف باستان شناسی نیزمی باشد. باستان شناسی فمینیستی دیدگاه فمینیستی در تفسیر جوامع گذشته بکار برده است. این دیدگاه اغلب بر جنسیت متمرکز شده است، ولی در عین حال جنسیت را در کنار عوامل دیگر مانند نژاد، طبقه و قومیت در نظر گرفته است. ۳-۴- پیشنه مطالعات جنسیت در باستان شناسی ۳-۴-۱- فمینیسم و باستان شناسی جنسیت در وجه مشترک با فمینیسم،” باستان شناسی جنسیت”[۱۱] توسط مجموعه های از روش ها نشان داده شده است. شباهت های زیادی می توان بین سیر تکامل مطالعات جنسیتی در باستان شناسی و پیشرفت فمینیست می توان پیش بینی کرد. ظهور باستان شناسی فمینیست و باستان شناسی جنسیت یکی از قابل توجه ترین تئوری های توسعه یافته در سال های اخیر می باشد.با وجود اینکه باستان شناسی جنسیت با مطالعات زنان و فمینیسم شروع شد اما در حال حاضر به شاخه های متنوعی تقسیم می شود. جنسیت دیگر موضوع جدیدی در باستان شناسی نیست اگرچه آن هنوز به طور گسترده ای در باستان شناسی پذیرفته نشده است. کلیدی برای درک جنسیت و روش دیگری از تقسیم افراد به گروه ها می باشد (گرو و کونکی ۱۹۹۶-۴۱۵)[۱۲]. ۳-۴-۲- زمینه های شکل گیری مطالعات جنسیت در باستان شناسی در اواخر دهه ۶۰ زمانی که جنبش های اخیر زنان برای بدست آوردن اولین حرکت واقعی شروع شده بود، زنان دانشگاهی که مدت ها تحت تبعیت نهادینه شده، قرار داشتند، به طور ناگهانی از موقعیت فرودست خود نه تنها در سطوح اشتغال علمی بلکه همچنین در دستاوردهای فکری نیز آگاه شدند. از یک سو این آگاهی جدید فوراً بعنوان فعالیت های سیاسی مطرح شده و از سوی دیگر باعث پیدایش سوال مربوط به منشأ، طبیعت و بررسی تصور رتبه دوم شد. برای زنان دانشگاهی جواب به این سوالات مستلزم ضرورت های سیاسی بود و در پاسخ نیز خواستار توجیه برای برابری مطلق علمی شدند. ۳-۴-۲-۱- باستان شناسی نوین نیمه دوم قرن بیستم برای باستان شناسی نیز زمان بازنگری بود. با ظهور باستان شناسی نوین در دهه ۶۰، اندیشه ها و چارچوب سنتی پژوهش های باستان شناختی مورد تردید قرار گرفته واز این رهگذر چالش های فراوانی در اندیشه های باستان شناختی پیش روی نهاد. بینفورد[۱۳] با انتشار مقالاتی درباره لزوم بازنگری در نگرش های سنتی باستان شناسی، موج نوینی را در باستان شناسی آغاز کرد که به باستان شناسی نوین مشهور گشت(بینفورد،۱۹۶۲).باستان شناسی نوین که بعدها تحت عنوان باستان شناسی فرآیندی مشهور شد به طرح پرسش های جدید پیرامون زندگی بشر در جوامع گذشته پرداخت. اگرچه باستان شناسی نو به بررسی ساختارهای اجتماعی جوامع می پردازد. اما دیگاه سیستماتیک و ارائه قوانین عمومی با قابلیت تعمیم پذیری جهانی باعث شده باستان شناسی فرآیندی از پرداختن به موضوعات جزئی غافل شود لذا توجه به پدیده های اجتماعی مانند جنسیت و نقش آن در تحول جامعه در این نظریه دشوار می نمود. ۳-۴-۲-۲- باستان شناسی دهه ۸۰ دهه ۸۰ شاهد بازنگری و بازاندیشی های دیگری در رویکردهای نظری باستان شناسی بود. در دهه هشتاد و همراه با اوج گیری جنبش زنان، باستان شناسی نیز به مطالعات زنان روی آورد. اواسط و اواخر قرن ۱۹،زنان با صدای بلندتر و شمار بیشتر برای حقوق زنان برانگیخته شدند. انگیزه برای تحصیلات در زنان، سوالات زیادی در مورد گرایش های جنسیتی[۱۴] و حتی جنس[۱۵] برای آنها به ارمغان آورد. متفکران کلاسیک تفاوت های را بین جنس و جنسیت نسبت داده اند. تفاوت های جنسی جنبه زیست شناختی دارد ولی تفاوت های جنسیتی جنبه فرهنگی دارد. به عبارت دیگر این فرهنگ است که نقش های را برای افراد رقم می زند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
و اریبی بهصورت زیر تعریف میشود:
وقتی مثبت (منفی) باشد، گوییم پارامتر را فرابرآورد (دون برآورد) می کند. میانگین توان دوم خطا [۱۸] : معیاری که به طور معمول برای ارزیابی دقت یک برآوردگر مورد استفاده قرار می گیرد، میانگین توان دوم خطا بوده و به صورت زیر بیان میشود: (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
| می توان نشان داد که میانگین توان دوم خطا برابر است با : |
اگر برای نااریب باشد، میتوان نتیجه گرفت که:
اغلب برآوردگرهای مهم در نمونهگیری، نااریب و یا نااریب مجانبیهستند. خاصیت یک برآوردگر نااریب مجانبی آن است که اریبی آن به ازای نمونههای بزرگ ناچیز می باشد. اکثر برآوردگرهای نااریب مجانبی که در نظر میگیریم، حتی در نمونههای با حجم متوسط نیز مقدار اریبی واقعاً کوچکی دارند. حال از بین برآوردگرهای نااریب مجانبی، برآوردگری با کوچکترین واریانس را به عنوان بهترین برآوردگر انتخاب میکنیم. خطای استاندارد [۱۹] : جذر واریانس برآوردگر ، یعنی ، خطای استاندارد این برآوردگر نامیده می شود. خطای استاندارد نسبی یا ضریب تغییرات[۲۰] : نسبت خطای استاندارد برآوردگر به مقدار مورد انتظار آن است که به آن خطای استاندارد نسبی یا ضریب تغییرات گفته شده و به صورت زیر بدست می آید:
کارایی [۲۱] : فرض کنید برای برآورد پارامتر بر اساس طرح نمونه گیری دو برآوردگر متفاوت و وجود داشته باشد کارایی برآوردگر نسبت به به صورت زیر بیان می شود:
| به عبارت دیگر اصطلاح کارایی همان میزان مطلوبیت دو برآوردگر نسبت به یکدیگر است. |
در صورتی که این معیار در بازه ی (۱و۰) قرار گیرد برآوردگر کاراتر از برآوردگر است و اگر این معیار از یک بزرگ تر بدست آید بیان گر این است که کارایی برآوردگر بیشتر است. اثر طرح [۲۲]: برای آن که بتوان از بین روشها یا طرحهای نمونهگیری رقیب، بهترین آنها را انتخاب کرد، لازم است بُعد مسأله را به یک نوع برآوردگر محدود نمود. در این صورت می توان از بین طرحهای پیش رو، بهترین آنها را با توجه به معیارهای مناسب فرض شده انتخاب نمود. اثر طرح یک شاخص جهت سنجش اثر طرح های نمونه گیری بر انحراف استاندارد آماره های پیچیده است که توسط کیش[۲۳] معرفی شده و با نماد نمایش داده می شود. واریانس برآوردگر تحت این طرح به صورت و تحت نمونهگیری تصادفی ساده با جایگذاری ( این روش نمونه گیری بعدا معرفی می شود) با نشان داده شود، آن گاه اثر طرح p(s) برای با عبارت زیر سنجیده می شود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بر اساس منابع، دو نیروی اصلی عملکننده روی مفصل حین قدم زدن و بالا رفتن از پله، نیروی تاندون پاتلا (P) و نیروی عکسالعمل مفصل (J) به ازای نیروی عکسالعمل زمین (W) بر حسب وزن بدن میباشد. نیروهای اعمالی به مفصل از دیاگرام برداری و فاصلهی مفصل زانو از نیروی عمودی که به صورت عملی اندازهگیری میشود قابل محاسبه است. به طور مشابه، برای حالت دوم نیز نیروها به ازای تغییر وزنهای مختلف مطابق روابط (۲‑۳) و (۲‑۴) و شکل ۲‑۵ به صورت تحلیلی محاسبه و در جدول ۲‑۲ آورده شدهاست. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
جدول ۲‑۲: تحلیل نیروهای وارد بر مفصل زانو به ازای وزنهای مختلف- حالت دوم [۱۶].
| وزن (kg) |
نیروی تاندون پاتلار (N) |
عکسالعمل مفصل (N) |
| ۵۵ (N 95/539) |
۵۶/۱۷۲۶ |
۱۱/۲۲۶۶ |
| ۶۰ (N 6/588) |
۵۲/۱۸۸۳ |
۴/۲۴۵۷ |
| ۶۵ (N 65/637) |
۴۸/۲۰۴۰ |
۷/۲۶۴۸ |
| ۷۰ (N 7/686) |
۴۴/۲۱۹۷ |
۱۴/۲۸۸۴ |
| ۷۵ (N 75/735) |
۴/۲۳۵۴ |
۱۵/۳۰۹۰ |
نیروهای وارد بر مدل پروتز زانو برای انجام شبیه سازی مفصل زانو نه تنها بزرگترین و بلکه یکی از پیچیدهترین مفصلها در بدن انسان است. شکل ۲‑۶ استخوانهای مفصل زانو را نمایش میدهد. نیروها و گشتاورهای گوناگونی حین فعالیت به مفصل زانو اعمال میگردد؛ اما این نکته حائز اهمیت است که آیا لازم است تمامی این نیروها و گشتاورها برای انجام تحلیل به عنوان شرط مرزی اعمال شود. همانگونه که پیش از این آمد استخوانهای ساق و ران به واسطه ماهیچههایی که یک سر آنها به ساق و دیگری به ران متصل است نسبت به همدیگر مقید شده اند. شکل ۲‑۸ نمایی از ماهیچهها و رباطهای گوناگون اطراف مفصل زانو را نشان میدهد. برای تحلیل نیروهای تماسی در موضع اتصال ساق به ران در مفصل زانو در صفحه ای به موازات ساژیتال، در حالتی که پا بر زمین تکیه کرده است، استخوان کشکک و رباط های متصل به آن، که از طرف ران توسط ماهیچههای چهار سر کشیده میشوند، و نیروهای تکیه گاهی زمین به شرح ذیل مؤثرند. در موازات صفحه ساژیتال نیروهای وارده از طرف استخوان ران ، کشکک و زمین به استخوان ساق از سه موضع وارد می شود: نیروی وارده از طرف رباط متصل به کشکک زانو؛ راستای این نیرو از محل اتصال رباط به ساق می گذرد و آن را می توان به دو مؤلفه؛ به موازات صفحه تماس کشکک و ران و عمود بر آن تجزیه نمود. همچنین می توان این نیرو را به دو مؤلفه، به موازات راستای ساق و عمود بر آن نیز تجزیه نمود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- پیشنهاد نهایی - آیا اهداف از طریق واگذاری قابل دستیابی هستند؟ - بررسی میزان تاثیر واگذاری بر تحقق استراتژی آموزش - بررسی اهداف هزینهای - بررسی اهداف سازمان ی - ارزیابی اولیه - گزارش نهایی - درخواست اطلاعات از تامین کنندگان - تعیین سوابق و مشخصات تامین کنندگان - درخواست اطلاعات - تعیین معیارهای کارایی - ارزیابی اطلاعات - درخواست ارائه طرح های پیشنهادی - آیا نظام آموزش آمادگی واگذاری را دارد؟ - نیازسنجی برای یکپارچگی عملیات (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
- بررسی ساختار اجرایی نظام آموزش - گزارش اولیه - گزارش نهایی - انتخاب تامین کنندگان و مذاکرات توافقی - انتخاب تامین کنندگان - مذاکرات مربوط به قرارداد - مدیریت تامین کننده - انجام بازدیدهای دورهای بعد از ارزیابی میزان آمادگی نظام آموزش، می توان فرایند اجرایی مدل یاد شده را بدین شکل صورت داد. تعیین مرجع تصمیم گیرنده. مسئولیت تصمیمگیریهای کلان در فرایند واگذاری را برعهده خواهد داشت. با توجه به ماهیت استراتژیک آموزش، این تصمیمات توسط کمیته ای متشکل از مدیریت ارشد، متخصصان آموزش و عوامل ذیربط اتخاذ می گردد. تدوین فرایند های اجرایی. در این مرحله مشخص میشود که چه فعالیتهایی باید در داخل سازمان اجرا گردد و کدام فعالیت ها باید واگذاری شوند؟ انتخاب پیمانکار . انتخاب پیمانکار یک مسأله تصمیمگیری چند معیاره/ چند هدفی/ چند مشخصهای است که در آن آلترناتیوها و معیارهای انتخاب پیمانکاران [هزینه، زمان، کیفیت و غیره] بررسی می شوند. تنظیم قرارداد. قرارداد منعقده باید ضمن جامعیت، آنقدر در سازگاری با محیط منعطف باشد که محدودیت هایی چون اطلاعات ناقص و عدم قطعیت در آن اثر گذار نباشند. تصمیمگیری در خاتمه روابط واگذاری . در این زمینه سازمان یکی از سه گزینه زیر را پیش رو خواهد داشت: - اجرای برنامه در داخل. در پروژههای کوتاه مدت آموزشی که از طریق واگذاری پیاده و اجرا میشود، معمولاً پس از یک دوره واگذاری ، فعالیت و یادگیری، به داخل سازمان آورده میشود. - ادامه فعالیت پیمانکار فعلی. ادامه همکاری با پیمانکار فعلی، یکی از آلترناتیوهایی است که در هنگام خاتمه روابط میتوان از آنها استفاده نمود. - انتقال فعالیت به پیمانکار جدید. معمولاً در شرایطی که از پیمانکار فعلی رضایت کافی وجود نداشته باشد و سازمان همچنان تمایل به واگذاری داشته باشد، این گزینه انتخاب میشود. تبیین فرایندهای یاد شده، به معنای آمادگی برای مواجهه با چالشهاست، ولی قبل از هر چیز باید مشخص شود که از مراحل برشمرده شده چه انتظاری می رود و برآیند هر کدام چیست؟ پاسخ به این سؤال و اتکا بر اهداف و استراتژی سازمان ، اطمینان بیشتری در تصمیمات اتخاذ شده ایجاد می نماید. ۲-۲-۳-۲۱ ملاحظات سازمانی مدل تصمیم گیری منبع یابی استراتژیک، با تمرکز بر دو جهت سعی در توسعه آموزشهای سازمان ی دارد. اول تمرکز بر منابع اصلی سازمان و حداکثر بهره برداری از امکانات داخلی ودوم واگذاری فعالیت هایی که سازمان دارای قابلیت خاصی در آن زمینه نیست. (کمپبل[۳۷]، ۱۹۹۵) ضروری است قبل از هر اقدام جدی، برنامه و رویکرد مشخصی برای دستیابی به اهداف پیش بینی شده تعیین گردد. به همین منظور لازم است که بررسی شود آیا موقعیت سازمان برای واگذاری آموزش مناسب است یا خیر؟ تمرکز بر مواردی که می توانند با واگذاری بهبود یابند [هزینه، قابلیت ها ، تمرکز مدیریت]، مواردی که می توانند بر فرایند واگذاری اثر گذار باشند [ملاحظات و موارد مرتبط به قابلیت ها و محدودیتهای موجود] و محاسبه میزان کارایی و اثربخشی هزینههای واگذاری به نظام آموزش کمک خواهد نمود تا تصمیماتی را که بطور بالقوه بهترین گزینه برای تعیین فرایند واگذاری هستند، شناسایی و انتخاب نماید. ۲-۲-۳-۲۲ منافع و چالش ها با توجه به شرایط محیطی و الزامات آموزشی، واگذاری این امکان را برای نظام آموزش فراهم می آورد که متناسب با حوزه تخصصی سازمان ، آموزش های مورد نیاز را با اطمینان بخشی وکیفیت بالاتر ارائه نماید. آشنایی با منافع حاصل از واگذاری، به تصمیم گیری درست نظام آموزش، برای بهره گیری از منابع بیرونی کمک خواهد نمود: - اقتصادی شدن برنامه ها در زمینه طراحی، برنامهریزی، اجرا و ارزشیابی - دسترسی به تجربیات سایر مراکز و متخصصان خارج از سازمان - کسب مهارت های جدید - پرکردن شکاف های آموزشی موجود از طریق بکارگیری ایدههای نو و ظرفیت های بیرونی - ایجاد انعطافپذیری در منبع یابی - کاهش زمان رسیدن به اثربخشی لازم - ایجاد امکان تمرکز بر فعالیت های اساسی - انعطافپذیر نمودن ساختار نظام آموزش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بررسی تطبیقی نظرات مشتریان و مدیران شعب بانک رفاه در زمینه رابطه عوامل آمیخته بازاریابی خدمات با جذب مشتری پژوهشگران: محسن خفتان پژوه به راهنمایی دکتر سید رضا سیدجوادین، دانشگاه تهران (دانشکده مدیریت)، پایان نامه کارشناسی ارشد، ۱۳۸۱ چکیده: در این تحقیق از مدل آمیخته بازاریابی خدمات هفتگانه استفاده گردید که البته با توجه به گستردگی عوامل آمیخته بازاریابی و محدودیت زمانی در این تحقیق، تنها عوامل خدمات؛ محصول، مکان، ترفیع، کارکنان و دارایی ها را مورد بررسی قرار میدهد. وی برای سنجش فرضیه ها از روش آماری مان ـ ویتنی به بررسی و تجزیه و تحلیل با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS اقدام می کند که نتیجه بررسیها حکایت از پذیرفته شدن کلیۀ فرضیه های وی دارد. ( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۲۹-۹ موضوع پژوهش ۹: بررسی تأثیر آمیخته بازاریابی خدمات بر رضایت مصرف کنندگان خدمات خطوط منظم (لاینر) کشتیرانی جمهوری اسلامی پژوهشگران: محمدرضا حجاب به راهنمایی دکتر منیژه قرهچه، دانشگاه شهید بهشتی، پایان نامه کارشناسی ارشد، ۱۳۸۵ چکیده: جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه شرکتهای خطوط منظم کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران بود که برای نمونه انتخابی به شیوه تصادفی از میان آنها به تعداد ۴۵ شرکت برگزیده شد. آزمون استفاده شده در این تحقیق عبارت است از آزمون فرض میانگین یک جامعه، با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS، که در نهایت فرضیه اصلی تحقیق در فاصله اطمینان مذکور مورد پذیرش واقع گردید. ۲-۲۹-۱۰ موضوع پژوهش ۱۰: بررسی نقش عوامل آمیخته بازاریابی در میزان فروش شرکتهای خدمات فنی مهندسی (مطالعه موردی: شرکت تعمیرات نیروگاهی ایران) پژوهشگران: علی مرجانی به راهنمایی دکتر اصغر مشبکی، دانشگاه تربیت مدرس (دانشکده علوم انسانی)، پایان نامه کارشناسی ارشد، ۱۳۸۵ چکیده: در این پژوهش پس از شناسایی عوامل و شاخص های آمیخته بازاریابی در محصولات شرکت تعمیرات نیروگاهی ایران که با توجه به طیف وسیع خدمات قابل ارائه، نمونه مناسبی جهت تعمیم نتایج به سایر شرکتهای خدماتی، فنی و مهندسی در ایران میباشد. براساس رابطه عوامل هفتگانه مشهور در خدمات به نامهای محصول، قیمت، مکان، ترفیع، پرسنل، شواهد عینی و فرایند در قالب شاخص هایی در چارچوب هفت فرضیه با میزان فروش شرکت مورد بررسی قرار گرفت. نهایتاً بعد از جمعآوری داده ها با بهره گرفتن از نرمافزار آماری SPSS و روشهای آماری برگزیده شده همچون آزمون میانگین جامعه، تحلیل واریانس و آزمون ISP ضمن رد ارتباط عامل ترفیع با تصمیم خرید مشتری، ارتباط سایر عوامل براساس اولویت تأیید میگردد. ۲-۳۰ پژوهشهای انگلیسی ۲-۳۰-۱ موضوع پژوهش ۱: An Indian customer surrounding 7P’s of service marketing پژوهشگران: Gyaneshwar Singh Kushwaha, Shiv Ratan Agrawal, 2015 چکیده: در مقالهای تحت عنوان «احاطه مشتری هندی با بازاریابی خدمات ۷ps» به بررسی اثر عناصر آمیخته بازاریابی خدمات بر مشتریان هندی جهت تعیین استراتژی بازاریابی مناسب در زمینه خدمات بانکی میباشد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل نشان داد که عناصر محصول، قیمت، تبلیغ از اهمیت بیشتری نسبت به مکان، افراد، شواهد فیزیکی و فرایند برخوردار میباشند. ۲-۳۰-۲ موضوع پژوهش ۲: Understanding Relationship between Personality Types, Marketing-mix Factors, and Purchasing Decisions پژوهشگران: Irna Azzadinaa, Aulia Nurul Hudab, Corinthias Pamatang Morgana Sianipar, 2012 چکیده: در مقالهای تحت عنوان «درک رابطه بین نوع شخصیت، عوامل آمیخته بازاریابی، و تصمیم گیری خرید» به بررسی مغازههای توزیع مُد در باندونگ پرداخت که یکی از بزرگترین عاملهای رشد صنعت مُد در اندونزی است. این مقاله در نظر دارد تا درکی از چگونگی ارزیابی مشتریان و صنعت مُد باندونگ که دارای ویژگیهای شخصیتی متفاوتی هستند ارائه دهد و همچنین اثرات آن را نیز بر رفتار خرید مشتریان نشان دهد. روش آنالیز رگرسیون چندگانه برای تجزیه این داده ها به کار میرود. نتایج نشان داد که مشخصات شخصیتی مشتریان به ارزیابی آنها از عوامل آمیخته بازاریابی مرتبط است که بر تصمیمات خرید آنها اثرگذار است. این مطالعه قصد دارد که به طور عمیقتر بر رفتار مشتری متمرکز شود، این تمرکز نه تنها مشتریان دیسترو را با انواع شخصیتی مختلف در نظر میگیرد بلکه اثرات آن بر رفتار خرید را نیز ارزیابی می کند. ۲-۳۰-۳ موضوع پژوهش ۳: Investigating the Impact of Marketing Mix Elements on Tourists ‘Satisfaction: An Empirical Study on East Lake پژوهشگران: Mohammad Amzad Hossain Sarker, Dr. Wang Aimin, Sumayya Begum, 2012 چکیده: در مقالهای تحت عنوان «بررسی تأثیر عناصر آمیخته بازاریابی بر روی رضایت گردشگران» به بررسی عناصر آمیخته بازاریابی بر گردشگران دریاچه شرق در چین می پردازد. یافتههای این مطالعه نشان داد که شش عنصر از هفت عنصر آمیخته بازاریابی تأیید شدند. اما عنصر قیمت تأیید نگردید. و در انتها چند پیشنهاد جهت بهبود اوضاع پیشنهاد گردید. ۲-۳۰-۴ موضوع پژوهش ۴: The Relationship Between Marketing Mix And Customer Decision-Making Over Travel Agents: An Empirical Study پژوهشگران: Rezky Purna Satit, Huam Hon Tat, Amran Rasli, Thoo Ai Chin, Inda Sukati, 2012 چکیده: در مقالهای تحت عنوان «ارتباط بین آمیخته بازاریابی و تصمیم مشتری در طول آژانسهای مسافرتی: یک مطالعه تجربی» به بررسی چهار عنصر قیمت، ترفیع، مکان و محصول در آژانسهای مسافرتی در بالمانگ اندونزی می پردازد. داده ها با بهره گرفتن از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون بررسی شد و نهایتاً عناصر محصول و قیمت تأیید گردیدند. سپس توصیههایی استراتژیک برای صنعت سفر در آژانسهای مسافرتی اندونزی داده شد. ۲-۳۰-۵ موضوع پژوهش ۵: A model to investigate the influence of marketing-mix efforts and corporate image on brand equity in the IT software sector پژوهشگران: Ji-Hern Kim, Yong J. Hyun, 2011 چکیده: در مقالهای تحت عنوان «ارائه مدلی جهت بررسی اثر عناصر آمیخته بازاریابی و تصویر شرکتها در حقوق صاحبان سهام دارای نام تجاری در بخش نرم افزار IT» به بررسی روابط بین عناصر آمیخته بازاریابی (عملکرد، قیمت، تبلیغات و خدمات پس از فروش)، تصویر شرکتهای بزرگ، ابعاد ارزش ویژه برند (آگهی تجاری، کیفیت ادراک شده و وفاداری به نام تجاری) و عملکرد بازار می پردازد. نتایج آزمون نشان میدهد که تمام عناصر آمیخته بازاریابی دارای اثری مثبت بر ارزش کلی ارزش ویژه نام تجاری میباشند، همچنین تصویر شرکت نیز بر عوامل آمیخته بازاریابی خدمات و سه بعد از ارزش برند نیز تأثیر دارد. ۲-۳۰-۶ موضوع پژوهش ۶: The 7Ps Classification of the Services Marketing Mix Revisited: An Empirical Assessment of their Generalisability, Applicability and Effect on Performance and tendency to buying - Evidence from Jordan’s Services Organisations پژوهشگران: Mamoun N. Akroush, 2011 چکیده: در مقالهای تحت عنوان «طبقه بندی و بازبینی آمیخته بازاریابی خدمات ۷ps: ارزیابی تجربی کلی، کاربرد و اثر بر عملکرد و تمایل به خرید در سازمان خدماتی در اردن» با بهره گرفتن از مدل بازاریابی ۷ps، به طبقه بندی عناصر آمیخته بازاریابی خدمات انجامید. که در نتیجه میتوان گفت عنصر افراد، فرایند، شواهد فیزیکی، قیمت، محصول، تبلیغات و فرایند به ترتیب بیشترین رتبه را به خود اختصاص دادند. ۲-۳۰-۷ موضوع پژوهش ۷: ۷ps of services marketing in insurance and banking services پژوهشگران:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل۱‑۴: ساختار پرازوسین
ویتامین B1 یا تیامین دارای دو حلقه هتروسییکلی میباشد که یکی از آنها گوگرددار به نام تیازول و دیگری حلقه دو ازتدار پیریمیدین است. حلقه پیریمیدین به صورت ۵،۲-دی متیل-۴- آمینو پیریمیدین و حلقه تیازول به صورت ۴ متیل ۵ هیدروکسی اتیل تیازول میباشد. این دو حلقه توسط ازت حلقه تیازول و متیل کربن شماره ۵ پیریمیدین به یکدیگر متصل میشوند. ویتامین تیامین یکی از ویتامینهای محلول در آب است. عملکرد تیامین در اندامها، فعال کردن آنزیم های لازم برای سوختن قند در بدن است. این ویتامین نقش اساسی در ادامه عملکرد چرخه کربس[۵] دارد. نقش مهم دیگر آن در اعصاب است. ما برای انجام هر حرکت و یا درک احساس از محیط نیاز داریم پیامهای عصبی از مغز به اعصاب بدن و بالعکس منتقل شوند، ویتامین B1 در انتقال پیامهای عصبی نقش مهمی دارد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
کمبود ویتامین B1 در انسان سبب بروز بیماری بریبری میگردد که معمولاً با عوارض قلبی- عروقی و عوارض عصبی و خیز همراه است. عوارض قلبی- عروقی شامل تپش قلب، نفس تنگی و هیپرتروفی قلب میباشد که تدریجاً منجر به احتقان قلب، کبد، ریه و پیدایش خیز میگردد. عوارض عصبی نیز منجر به پلی نوریت اعصاب محیط میگردد که ممکن است با یک خونریزی مغزی همراه باشد (Zoltewicz and Uray, 1994).
شکل۱‑۵: ساختمان شیمیایی ویتامین B1 ساختار زیر مشتقی از پیریمیدین را نشان میدهد که به عنوان ضد انگل کاربرد دارد (, 2010) شکل۱‑۶: ساختار پیریمیدین به عنوان ضد انگل
Weinhardt و همکارانش در سال ۱۹۸۵، موفق به تهیه ی مشتق های دیگری از پیریمیدین گردیدند(شکل ۱-۷) که بر سیستم اعصاب مرکزی تاثیر گذاشته و خصلت ضد افسردگی از خود نشان می دهند .(Weinhardt et al., 1985)
شکل۱‑۷: مشتق پیریمیدین با خصلت ضد افسردگی تری متوپریم (شکل۱-۸) آنتی بیوتیکی است که در درمان عفونتها بخصوص عفونتهای ادراری مصرف دارد. البته اغلب تری متوپریم به همراه سولفامتوکسازول در ترکیب با هم (به نام کوتریموکسازول) بکار میرود. تریمتوپریم با تداخل در عملکرد آنزیم دی هیدروفولات ردوکتاز باکتری ها ساخت تترا هیدروفولیک اسید را مهار می کند. تتراهیدروفولیک اسید کوفاکتور ضروری در ساخت تیمیدین و DNA میباشد. باکتریهایی که فولیک اسید را خودشان تولید می کنند به این دارو حساس هستند لذا این دارو تکثیر آنها را متوقف می کند (, 2013).
شکل۱‑۸: ساختار تری متوپریم پیریمیدین های سه حلقه ای به عنوان آنزیم بازدارنده DYRK1A/DYRK1B در درمان سندرم داون و یا بیماری آلزایمر کاربرد دارندGerard rosse et al ., ۲۰۱۳) ).
شکل۱‑۹: پیریمیدینهای سه حلقه ای ترکیب جدید دی پپتیدی (شکل ۱-۱۰ ) در سال ۲۰۰۷ گزارش شد که دارای خصلت ضد تومور بود (Yuan et al., 2010).
شکل۱‑۱۰: مشتق پیریمیدین با خصلت ضد سرطان در شکل ۱-۱۱ مشتقاتی از پیریمیدین دارای خاصیت ضد باکتری هستند (Cieplik et al., 2011).
شکل۱‑۱۱: مشتقاتی از پیریمیدین با خصلت ضد باکتری یکی از عوامل ایجاد سرطان بویژه سرطان های انسانی از بین رفتن تنظیمات مسیرآنزیمی phospoinositide-3-kinases(pi3k) می باشد که با بهره گرفتن از ۲-مورفولینو ۴-استخلاف دارشده ۶-(۳-هیدروکسی فنیل) پیریمیدین مهار می شود (., 2010).
شکل۱‑۱۲: ساختار پیریمیدین با فعالیت ضد سرطانی شیمی سبز ۱: اصول شیمی سبز طراحی محصولات و فرایندهای شیمیایی است که هدف آن کاهش یا حذف استفاده یا تولید مواد خطرناک میباشد. شیمی سبز در تمام صنایع شیمیایی گسترش یافته است و شامل توسعه استفاده از مواد و فرآیندهای جدید است که در بخش های دیگری مانند کشاورزی، بهداشت، خودرو، هوافضا، انرژی، الکترونیک و مواد پیشرفته تاثیر می گذارد .(John et al .,2006) چالش بزرگی که پیش روی دولت، صنعت و دانشگاه در رابطه با تکنولوژی های جدید وجود دارد، نحوه استفاده مجدد از مواد و اثرات آن بر محیط زیست است. برای پرداختن به این چالش ها نیاز به همکاری گروه های مختلف بین المللی و سرمایه گذاران می باشد. استفاده از مواد شیمیایی به طور سنتی خطر بالایی دارد بنابراین باید راهکارهایی در نظر گرفته شود که برای سلامتی انسان ها و محیط زیست خطر کمتری داشته باشد (John et al ., ۲۰۰۴). در سال ۱۹۹۰ قانون پیشگیری از آلودگی های جدید جهت کاهش خطرات مورد تشویق قرار گرفت. شیمیدان ها در حال حاضر روش های جدیدی که شامل مجموعه ای متنوع از دیدگاه ها است برای تولید و استفاده از مواد جدید ارائه می کنند. این روش های جدید با عنوان شیمی سبز شناخته می شوند که برای از بین بردن خطرهای ذاتی به جای تمرکز بر کاهش خطر یا به حداقل رساندن خطرات یا در معرض قرار گرفتن آن به کار میرود(Tucker., 2006). شیمی سبز در تمام چرخه عمر یک محصول شیمیایی از جمله طراحی آن، ساخت، استفاده و دفع نهایی آن نقش دارد. شیمی سبز به عنوان شیمی پایدار نیز شناخته می شود (., 2000). اصول دوازده گانه شیمی سبز عبارتند از: ( Anastas and Kirchhoff, 2002) ۱-جلوگیری از اتلاف انرژی: طراحی روش سنتز شیمیایی برای جلوگیری از اتلاف انرژی ۲-به حداکثر رساندن اقتصاد اتم: طراحی روش های سنتزی به طوریکه محصول نهایی دارای بالاترین راندمان باشد نسبت به مقدار ماده اولیه مصرفی و تولید کمترین محصول جانبی. ۳-طراحی روش های سنتزی با خطر کمتر: طراحی روش های سنتزی برای استفاده و تولید مواد با سمیت کم یا بدون سمیت برای هر دو گروه محیط زیست و انسان ۴-طراحی و سنتز محصولات شیمیایی ایمن تر: سنتز محصولات شیمیایی که کاملاً مفید بوده و در عین حال سمیت نداشته باشند یا میزان سمیت آنها خیلی کم باشد. ۵- استفاده از حلال ها و شرایط واکنش کم خطرتر: استفاده از حلال ها، عوامل جداسازی و یا دیگر مواد شیمیایی کمکی، که سمیت کمتر دارند و ایمن تر هستند. ۶-افزایش بهره وری انرژی: انجام واکنش های شیمیایی در دمای اتاق و در بهترین فشار و زمان ممکن ۷-استفاده از منابع مواد خام تجدید پذیر: استفاده از منابع مواد اولیه تجدید پذیر به جای منابع تجدید ناپذیر (منابع تجدید پذیر مواد اولیه مانند اغلب محصولات کشاورزی یا مواد زائد از فرایندهای دیگر و منابع تجدید ناپذیر مواد اولیه مانند اغلب سوختهای فسیلی نظیر نفت، گاز طبیعی و زغالسنگ یا مواد اولیه حاصل از استخراج معادن) ۸-عدم استفاده از مشتقات شیمیایی: عدم استفاده از گروه های محافظت کننده یا هرگونه تغییرات موقت در مسیر واکنش و یا در صورت امکان استفاده از مشتقات جدید که منجر به ایجاد مواد اضافی و تولید زباله نمی شود. ۹-استفاده از کاتالیزور به جای استفاده از نسبتهای هم ارزی از معرف ها: استفاده از کاتالیزور منجر به ایجاد حداقل زباله می شود. کاتالیزورها در مقیاس بسیار کم موثر هستند و قادر به انجام چندین واکنش می باشند در صورتی که استفاده از نسبتهای هم ارزی معرف ها به یک مقدار، زیاد می باشد و تنها برای انجام یک واکنش استفاده می شوند. ۱۰-طراحی روشهایی برای از بین بردن مواد و محصولات شیمیایی پس از استفاده: طراحی روش های تبدیل محصولات شیمیایی به مواد بی ضرری که وجود آن بر محیط تاثیر بدی نداشته باشد. ۱۱-تجزیه و تحلیل زمان واقعی برای جلوگیری از آلودگی: شامل فرایند انجام واکنش و زمان واقعی نظارت و کنترل در طول سنتز می باشد که برای به حداقل رساندن یا حذف تشکیل محصولات جانبی انجام می شود. ۱۲-به حداقل رساندن حوادث احتمالی: طراحی مواد شیمیایی و شکل فیزیکی آنها (جامد، مایع یا گاز) برای به حداقل رساندن حوادث شیمیایی شامل انفجار، آتش سوزی و حوادثی که منجر به انتشار مواد شیمیایی به محیط زیست می شود .(Anastas and Kirchhoff, 2002) کاتالیزورهای نانو:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|